بایگانی برچسب: s



پندآموز 10 خلوت !

به نام نامی الله که هر چه داریم ازوست سلام به هم محله ای های عزیز طبق هر پندآموز اول می گم پندآموزها مسایل شخصی ترانه نیستن بلکه مشکلات و گرفتاری هایی هستن که ممکنه به صورت روزمره باهاشون سر … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 21 دیدگاه

پند آموز 6 :دیر تر و دورتر

به نام الله مهربان سلام دوستان و هم محله ای های عزیزم خوبین؟خوشین؟سلامتین؟باز هم تاکید می کنم پندآموز خاطره ی شخصی ترانه نیست بازخورد عمومی ماست به هر کس یا هر چیز که نزدیکمونه و : می خواهی نزدیکت باشم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 8 دیدگاه

پندآموز 3 : لبخند واسه یه عکس یادگاری!

به نام آن که نامش پناه من است : الله مهربان سلام دوستان و هم محله ای های عزیز : نشستم غمگین غمگین ! یه آهنگ از مرحوم پاشایی روشنه : چجوری بهم می گفتی که مثل قدیما عاشقت میشم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 8 دیدگاه

پند آموز 2 پاتو تو کفش من نکن !

به نام الله مهربان. سلام هم محله ای های خوبم امیدوارم موافق باشین بریم سراغ پند آموز بعدی ! به جای من فکر نکن به جای من تصمیم نگیر آدم زنده که وکیل وصی نمی خواد سرم شلوغه سراغم نیا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 9 دیدگاه

پند آموز 1: برای آنکه باید باشد و نیست !

به نام دوست ترین دوست الله جانم! سلام هم محله ای ها این اولین پند آموز محله س و هر کدوم دلتون خواست می تونین دو یا سه و شماره های بعدشو بزنین پند آموز من اسمش اینه برای ان … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 9 دیدگاه

یک داستان واقعی

(بیشتر…)

منتشرشده در داستان و حکایت | برچسب‌شده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

چیز هایی هست که وقتی از دستش دادی…

ته پیاز و رنده رو پرت کردم توی سینک، اشک از چشم و چارم جاری بود. در یخچال رو باز کردم و تخم مرغ رو شکستم روی گوشت ، روغن رو ریختم توی ماهیتابه و اولین کتلت رو کف دستم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , | 6 دیدگاه