بایگانی برچسب: s



شاه و شاهباز

در شبي تاريك و در خوابي گران، در تب و در خويش و در غفلت نهان،   در سكوتِ خيسِ شامی بي سحر، در دلِ بشكسته و مژگانِ تر،   در عذابِ سوزِشِ زخمي كهن، در شكستِ بي صداي بغضِ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, شعر | برچسب‌شده , , , , , , | 26 پاسخ

پشتِ این درها

يك جهان پروانه در پهناي عشق، امشب اينجا خانه ی نور و صداست.   امشب از مهتاب رنگين مي شود، امشب از شب هاي بي فردا جداست.   ماه مي آيد به تبريكي سپيد، بر لبان لبخند مهمان مي شود. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر | برچسب‌شده , , , , , | 46 پاسخ

در کامِ آتش.

صدایی خسته می خوانَد فراموش، فرو در شام، آرام از سحر گاه،   سحر در راه و من در کامِ آتش، به یادِ شامگاهان می کشم آه.   شبان گه می رود تا صبحِ دیگر، برآید شادمان، شفاف و روشن، … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر | برچسب‌شده , , , , | 38 پاسخ

سحر را ندیده ای؟

اِي بادِ بي قرار! سحر را نديده اي؟ اِي جانِ سبزه زار! سحر را نديده اي؟   از تندبادِ حادثه وقتي مي آمدي، در پيچِ روزگار، سحر را نديده اي؟   ما در حصارِ سردِ خزان حبس مانده ايم، اِي … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, شعر | برچسب‌شده , , , | 90 پاسخ

غمِ پروانه ها

شبی از نوبهاران می نوشتم. حدیث از باغ و بستان می نوشتم.   سَحَرگاه و بهار و عطر و گلشن، هَزار و سبزه زار و یاس و سوسن.   به برگِ سبزِ شمشادی نشسته، یکی پروانه با بالی شکسته.   … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, شعر | برچسب‌شده , , | 56 پاسخ

نوبهار آمده باز!

صبحگاه آمده باز، باز لبخندِ بهار، باز آن بلبلِ مست، باز آوازِ هَزار.   باغ ها غرقِ سُرور، آسمان مستِ سحر، قاصدك هاي صبا، قاصدانِ خوش خبر،   خاك بنشسته به گل، ياس ها شاد و سپيد، عطرِ گل، بويِ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر | برچسب‌شده , , , | 82 پاسخ