بایگانی برچسب: s



شازده کوچولو قسمت آخر

نگاه متینش به دوردست‌هاى دور راه کشیده بود. گفت بره‌ات را دارم. جعبه‌هه را هم واسه بره‌هه دارم. پوزه‌بنده را هم دارم. و با دلِ گرفته لبخندى زد. مدت درازى صبر کردم. حس کردم کم‌کمَک تنش دوباره دارد گرم مى‌شود. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, کتاب, کتاب صوتی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , | 13 دیدگاه

قسمت دهم شازده کوچولو

شهریار کوچولو درآمد که: -آدم‌ها!… مى‌چپند تو قطارهاى تندرو اما نمى‌دانند دنبال چى مى‌گردند. این است که بنامى‌کنند دور خودشان چرخک‌زدن. و بعد گفت: -این هم کار نشد… چاهى که به‌اش رسیده‌بودیم اصلا به چاه‌هاى کویرى نمى‌مانست. چاه کویرى یک … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, کتاب, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , | 13 دیدگاه

شازده کوچولو قسمت هشتم و نهم

سلام  دوستای خوبم حالتون چطوره خوبین؟ ببخشید که دیروز نتونستم ادامه کتابو بذارم آخه همین امروز امتحان سنجش داشتم و باید درسامو دوره میکردم ولی حسابی دلم واستون تنگ شده بود ها  من به گوش کن معتاد بودم  از وقتی  … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, کتاب, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , | 11 دیدگاه

شازده کوچولو قسمت هفتم

جغرافى‌دان گفت: از این‌ها هم خبرى ندارم00. آخر شما جغرافى‌دانید؟ جغرافى‌دان گفت: -درست است ولى کاشف که نیستم. من حتا یک نفر کاشف هم ندارم. کار جغرافى‌دان نیست که دوره‌بیفتد برود شهرها و رودخانه‌ها و کوه‌ها و دریاها و اقیانوس‌ها … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, کتاب, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , | 6 دیدگاه

شازده کوچولو قسمت ششم

اخترک چهارم اخترک مرد تجارت‌پیشه بود. این بابا چنان مشغول و گرفتار بود که با ورود شهریار کوچولو حتا سرش را هم بلند نکرد. شهریار کوچولو گفت: -سلام. آتش‌سیگارتان خاموش شده. – سه و دو مى‌کند پنج. پنج و هفت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, کتاب, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , | 8 دیدگاه

شازده کوچولو قسمت پنجم

  پادشاه که در نهایتِ شکوه و جلال چینى از شنل قاقمش را جمع مى‌کرد گفت: – به‌ات امر مى‌کنیم بنشینى. منتها شهریار کوچولو مانده‌بود حیران: آخر آن اخترک کوچک‌تر از آن بود که تصورش را بشود کرد. واقعا این … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, کتاب, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , | 12 دیدگاه

کتاب شازده کوچولو قسمت چهارم

سلام بچه ها خوبین؟ اینم قسمت چهارم کتاب   نمى‌خواست جز در اوج درخشندگى زیبائیش رو نشان بدهد!… هوه، بله عشوه‌گرى تمام عیار بود! آرایشِ پر راز و رمزش روزها و روزها طول کشید تا آن که سرانجام یک روز … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, کتاب, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , | 5 دیدگاه

کتاب شازده کوچولو قسمت سوم

سلام بچه ها خوبین؟ چه خبرا؟ فوری میرم سر اصل مطلب اینم قسمت سوم کتاب       یعنى تخم درختِ بائوباب که خاکِ سیاره حسابى ازشان لطمه خورده بود. بائوباب هم اگر دیر به‌اش برسند دیگر هیچ جور نمى‌شود … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, کتاب, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , | 6 دیدگاه