بایگانی برچسب: s



ساده ولی واقعی

شب بود ساعت 12 خوابیده بودم بعد از 90 و بوقی خیر سرم زود خوابیده بودم آره همین چند شب پیش بود همین طور که بین خواب و بیداری بودم خانم صدا زد احمدرضا: هااااا احمدرضا. هاااا. چیه بابا خوابیدم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 66 دیدگاه