بایگانی برچسب: s



سفرنامه‌ی یک نابینای تنها به یزد قشم و شیراز در نوروز ۹۷

مقدمه متأسفانه یا شاید هم خوشبختانه، در سفر دلچسبی که عید تجربه کردم، وسیله‌ای برای نوشتن در اختیار نداشتم، یا اگر هم داشتم، برای ثبت خاطراتم از آن استفاده نکردم. این سفرنامه، از چهارده فروردین، یعنی یکی دو روز پس … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 26 دیدگاه

خاطراتی از جنس شب! . بخش دوم:

سلامی با عطر و طعم و گرمای یک فنجان قهوه داغ در این شب سرد زمستانی, تقدیم به شما دوستان هم محله ای. امشب با قسمت دوم خاطرات و تجربیاتم در خدمت شما هستم… سراپا خیس بودم و تمام بدنم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 63 دیدگاه

وقتی رعععد بزرگ ،کوچک بود خخخ

سلااام و سلوووم. بچه ها با روزه چه کار میکنید ؟ فک کنم دارید با خودتون میگید : خدا جونم مهمونیت خیلی طولانی شده. ما میخواییم زحمتو کم کنیم خخخ اما خدا میگه ی هفته دیگه بی برو برگشت مهمون … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , | 131 دیدگاه

تربچه و شکلات و پشمک و دکتر

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شنوندگان عزیز. امروز ما اومدیم با یک برنامه ی آشپزی و سفره آرایی و غذاپزی و آشپزون و نون پزون و شوکولات بُرون و سبزی خورون مخصوص و خاص شما نابینایان عزیز … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در English stuff, آموزش, آموزش های رایگان, خاطره, رستوران محله نابینایان, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, موسیقی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 119 دیدگاه

رؤیای کودکی، در یک کودکی رؤیایی

یادم هست اون قدیما که خیلی کوچیک بودم، با همسن و سالام خیلی راحت بودیم. دختر و پسر تو اوج کودکی، فارغ از هیچ انحرافی همبازی هم بودیم. هیچ برامون مهم نبود که لباس همبازیمون کثیفه یا تمیز. پاره هست … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 65 دیدگاه

سلام شهروز کوچولو.

سلام شهروز کوچولو. خوبی؟ چه خبر؟ میگم خوب واسه خودت تو اون دوران تکرار نشدنی خوش میگذرونیهااا! میدونستی چه قدر بهت حسودیم میشه؟ میدونستی هرچی دارم حاضرم بدم که جای تو باشم؟ میدونستی تو الآن یکی از خوشبختترین انسانهای جهان … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 44 دیدگاه

باز من اومدم با درد دل های عجیبم!

سلام به همگی. احوالات؟ خوبه یا بهتره؟ کاش دومیش باشه! راستش مال من که۱خورده… اشتباه نکنید نه فروشگاه رفتم و نه زمین خوردم. هیچی نشده فقط… نمی دونم چه مدلی توضیحش بدم. فقط اینکه من باز۱خورده درد دلم گرفته. به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 48 دیدگاه

مسابقه یا خاطره گذری به دنیای بچگی

سلام به همه هر چی بگم بازم کمه دوستت دارم ی عالمه هم محلی عزیز دوست گرامی به پیشنهاد رهبر عزیزمون آقا مجتبی میخوام ی خاطره از دوران بچگی که با بیناها همبازی بودم براتون بگم نمیدونم اسمشو بذارم مسابقه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , | 37 دیدگاه

کاش میشد کودک ماند

این روزا اصلا دلم نمیخواد به مهمانی های شلوغ برم. آخه خیلی با قبلا ها فرق کرده. این روزا هر کسی یه گوشی اندروید دستشه و برای هم دیگه فایل میفرستند؛بچه های کوچک به جای بازی کردن با همدیگه اطراف … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 28 دیدگاه

اولین کتاب صوتی من

دورود بالاخره بعد از نه ماه کار و تلاش پیوسته توانستم اولین کتاب صوتی خود را آماده کنم. خیلی هیجان زده هستم. اصلا فکر نمی کردم بتوانم چیزی آماده کنم که هم به درد بیناها و هم به درد نابینا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, اخبار, روانشناسی, صوتی, کتاب, کتاب صوتی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , | 28 دیدگاه