بایگانی برچسب: s



از امروز و دیروز و تئاتر نصف نیمه و حرف های خودمونی و کلا شهر شهر فرنگه بدو از همه رنگه بدو….

بعد از یه هفته سخت دردناک پر استرس شلوغ پلوغ یه جمعه آروم بدون درد با چاشنی هوای آزاد و طبیعت و رودخونه و توت فوق العاده بی نظیره خیییلی….. * بعد از پهن کردن بساط مون کنار رودخونه, یکی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اطلاع رسانی, خاطره, داستان و حکایت, رستوران محله نابینایان, شعر, صحبت های خودمونی, طنز, کودکان و نونهالان, گزارش, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , | 37 پاسخ

آرزوهای ساده و برآورده نشده عباس یگانه

سلام به همه گوشکنیهای عزیز. خوبید؟ بهتون خوش میگذره؟ امروز میخوام باهاتون درد دل کنم و از آرزوهای برآورده نشدم بگم. من این شجاعتو از شما یاد گرفتم، وگرنه هیچوقت این جرأت رو نداشتم. که آرزوهامو به کسی بگم. یکی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | 36 پاسخ

اردوی گوشکنیها به اصفهان و نکات جالبش برای من

سلااام بچهها خوبید؟ خوش میگذره؟ از شما دعوت میکنم که خاطره منو از اولین سفر دسته جمعی گوشکنی بخونید و بخندید و نظرها و انتقادها و پیشنهادها تونو بگید و سوالهاتونو بپرسید و جواب سوالای احتمالی منو بگید. یکی دو … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, رستوران محله نابینایان, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 39 پاسخ

يادداشت ۲۳ ارديبهشت ۹۲ خورشيدي

خوب امشب بدون توجه به اينكه آيا چند نفر اين را ميخوانند مقداري درونياتم را اينجا تراوش ميكنم شايد تا حدي آرام گيرم و از كلنجار رفتن با خودم راحت بشوم و خوابم بگيرد مرا آن چنان كه صياد شكارش … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 15 پاسخ

بابا به خدا تابستونه تابستونه همیشه!

سلام. چی بگم از چی بگم غم دل که نه شادیاما با کی بگم. با خودتون میگم. یه دو روزی شاید خونه نباشم ولی سعی می کنم آپ کنم. فعلا ژل مالی دارم میرم با دوستان یه عشقو حالی بکنیم. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | پاسخ دهید: