بایگانی برچسب: s



یک مشت اراجیف

سلام و صد سلام و هزار و یک صد سلام خلاصه بی نهایت سلام, حالا با کی ام؟! فکر کنم خودم را گفته باشم حححح, شوخی بود, با اونیم که این پست را میخونه: یه داستان آوردم براتون: یه مشت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , , , | 19 پاسخ

داستان یک روز مدرسه،به صورت کاملا واقعی!

مادرم همیشه عادت داشت گاهی اوقات به همراه تغذیه من، برای همکلاسی های مدرسه مان هم خوراکی بفرستد تا هیچ وقت شرمنده ی آن ها نشود. بارها این کار تکرار شده بود. روز سه شنبه هم مثل همیشه مادرم به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, طنز, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , | 38 پاسخ

عمومی: یک فنجان لبخند: غول چراغ جادو و آخرین آرزو

سلام هم محله ایهای گل امروز با یک داستان دیگه در خدمتتون هستم. امیدوارم لذت ببرید. . . . یک روز مسؤول فروش، منشی دفتر و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف سرویس قدم می زدند. ناگهان چراغ جادویی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده , , , | 9 پاسخ