بایگانی برچسب: s



رضا و عبدالله بابت حضورتون ممنون خیلی خوش گذشت!

سفر داریم چه سفری. خوشگذرانی داریم چه خوشگذرانی. مهمان داریم چه مهمانی. میزبان داریم چه میزبان‌هایی. اصلا یک حس با‌حال و غریب و عجیب. حسی که از وصفیدن ماجرای من به خواننده منتقل میشه هرگز به گرد پای حس تجربه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , | 39 دیدگاه

چِرت‌نوشت هفتم مهر ۹۷

جدی نگیرید: *** کم‌پستی، کم‌کامنتی، بی‌پستی، بی‌کامنتی، بی‌محتوایی، بعضا محتوا‌های زرد و ضعیف، محتوا‌های هر‌جایی و همه‌جایی، چیزی شبیه به یک سکون نیمه‌مطلق در حال حرکت به سمت بدتر‌شدن، خبر از چه چیز می‌دهد؟ به نظر شما، چه چیز می‌تواند … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 50 دیدگاه

یه یادداشت دیگه این دفعه حوالی دهم شهریور

کار هام زیادن و سرم شولوغ و وقتم کم. گاهی وقتا با خودم میگم ایول مجتبی. ایول که کار داری. پول داری. ایول که سرت شولوغه و از بیکاری نمی نالی. ولی گاهی ه میگم کاش مثل خیلی ها بیکار … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , | 42 دیدگاه

بیایید اگه دوس داشتید تکلیف سایت و آرشیو هفت ساله رو مشخص کنید

سلام بچه ها چه خبرا؟ خوبین؟ منو که باید بشناسید. مجتبی. خادمی. نابینا. مترجم. مدرس. کارشناس. الکی خوش. مؤسس سایت. بعضیا بهش میگن مدیر. گاهیا پا رو فراتر میذارن یه ارشدم بهش اضافه می کنن. خلاصه از این لقبهای چِرتو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اخبار, اطلاع رسانی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 85 دیدگاه

خوشبختانه این دفعه دیگه واقعا داره تموم میشه

تموم میشه مجتبی‌ای که دلش برای محرومین می‌سوخت. تموم میشه مجتبی‌ای که دوست داشت هر طور شده سایتشو نگه داره. تموم میشه مجتبی‌ای که اصرار داشت یه شخصیتِ حقوقی برای دفاع از حقوقِ نابینایانِ ایران درست کنه. تموم میشه مجتبی‌ای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در متفرقه | برچسب‌شده , , , , , , , , | 46 دیدگاه

و این گم شده، هیچ وقت پیدا نمیشه چون ما متفاوتیم و چرند…

این دو روزه که اینترنت نیومدم حالم خعلی بهتره. انگاری که یه وبایی سرطانی باشه این اینترنت. یه جور ‌هایی یه دوست نابابه که آدمو از راه به در می‌کنه. من دوست دارم حتی با رفیق‌های راه دور هم ارتباط … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , | 18 دیدگاه

مزمز، طعم خوش لحظه ها

دارم تغییراتی در رویه ی معمول زندگیم میدم تا با تحول و تنوع بیشتری همراه بشم و همه چی واسم فرق کنه. خارج شدن از دایره ی عادت ها کار سختیه ولی نتیجه ی شیرینی هم داره. وقتی حس می … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 41 دیدگاه

تخیل؟ یا واقعیت؟

توجه: با ادامه دادن به خواندن مطلب زیر، شما موافقت می کنید که قبول دارید این نوشته، صرفا یک نوشته ی تخیلی هست. شباهت احتمالی نام و هویت اشخاص، رویداد ها و باور های موجود در این نوشته با آنچه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 41 دیدگاه

یادداشت ششم فروردین ۹۶

سلام خوبید بچه ها؟ نمیدونم چرا الکی الکی دلم برای شما و نوشتن اینجا تنگ میشه! واسه شخص من دقیقا حس خوبیه که بتونم مثل گذشته هام سبک وبلاگ نویسی رو دنبال کنم. یه حس خودمونی ای که شاید قدیما … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 44 دیدگاه

امسال به بچه های فامیل که بزرگ شدند عیدی نمیدم

در عوض، میرم پیش بچه های دستفروش، میرم پیش خیابانی ها و لواشک‌فروش ها و آدامس‌فروش ها، میرم میبرمشون ی آبمیوه‌فروشی خعلی با‌کلاس، نه ی آبمیوه‌فروشی عادی. چرا ببرم‌شون ی آبمیوه‌فروشی عادی؟ اون ها هم مث ما دوس دارند ی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 62 دیدگاه

کسی میدونه چرا مجتبی ایمیلش رو جواب نمیده؟!

(بیشتر…)

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 25 دیدگاه

۱۸ اسفند. کاملا پاستوریزه.

خودت میدونی فقط شاید بقیه ندونند. چند ماهی نه. چند سالی میشه همو میشناسیم. شاید بگم دو سه سال. چه حالی میده حال کردن با آدم باحالی مث تو. کاش وبم مث قدیم ی وب کوچکولو بود تا میشد توش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 32 دیدگاه

دردسر های من و معشوق های بی‌جنسیتم

امروز یک عالمه حرف های جور‌وا‌جور هست که باید بزنم. حرف هایی که اگر من نزنمشان، آنها من را خواهند زد. اول کاری که از رسم صبح های جمعه ام عقب ماندم. هر صبح جمعه، با خلوص نیت و دلی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 17 دیدگاه

گزارش صوتی مجمع موج نور

نبودید و ندیدید که ضبطم دیروز چه بی انصاف شد. اصلا مجتبی که به کل و ز کل الاف شد. دیروز وقت کم آمد و به من اجحاف شد. هر کی رفت پشت تریبون کلی حراف شد. نفهمیدم چی شد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز, گزارش | برچسب‌شده | 6 دیدگاه

تو آنقدر خوبی که

تو آنقدر خوبی که به خاطرت زیر سوال میروم,؟ همانجا ویزای اقامت میگیرم, می مانم و لذت میبرم از داشتنت! ساده و صمیمی دست میکشی روی تمام زندگیم و من را غرق لذت شنا در رودخانه آرام دست هات میکنی! … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 11 دیدگاه

آره داداش!

عاشق بازي نه يعني عاشق بازيهاي امروزي..! كه زرتي يه تلفن ميدن فرداشم تو كافي شاپ قرار..! عاشق بازي يعني سه ماه آزگار دنبال دختره از مدرسه بري تاخونه..! يعني اگه يه بار دختره نیگات كنه ذوق مرگ بشي..! يعني … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , | 31 دیدگاه

انتخاب عنوان این پست با شما!

من خوابم مییاد, از اون خوابم مییاد های واقعی که در اثر استعمال بیش از حد پیتزا ایجاد میشه و چنگ میندازه به همه وجودت تا بخوردت! من دیوونه ام, یک دیوونه به تمام معنا آنارشیست و اینجور حرفها. من … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , | 18 دیدگاه

This is driving me crazy! Why these statistics are so strange?

Hi guys, I’m really shocked of how oddly website statistics appears to me. Every time I visit the statistics, especially total visitors, the number of visitors is somehow mysterious. For example take this round figure into consideration: Total visitors so … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در English stuff | برچسب‌شده | ۱ دیدگاه

یادداشت ۱۱ شهریور ۹۱

(بیشتر…)

منتشرشده در اخبار, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده | ۱ دیدگاه

زن و شوهر یک ساعته!

(بیشتر…)

منتشرشده در داستان و حکایت | برچسب‌شده | 2 دیدگاه