خانه

چوپان

اینجا، دشتیست سبز و خرم. زمین، تا جایی که چشم کار می کند سبز است آسمان، آبی. خورشید طلایی از قلب آسمان بر پهنه دشت می تابد. تابشی ملایم و بهاری. از آنها که دلت می خواهد در سایه ای بنشینی و پاهایت را بسپاری به گرمای دل پذیرش. نسیمی آرام می وزد. خوب که گوش می کنی، صدای رقص علفها را هم می شنوی. از دور صدایی می آید.

چوپانی بر درختی تکیه داده است و برای گوسفندانش آواز می خواند و می نوازد.

یاسین قنبری، نام یکی از دانش آموزان من است که در ابتدای سال با او و سایر همکلاسیهایش آشنا شدید. او نواختن فلوت را از استاد با تجربه اش می آموزد که شعر چوپان یکی از آنهاست.

امیدوارم مورد پسند شما مخاطب گرامی قرار گیرد.

آرزو می کنم تمام فرزندان این مرز و بوم تلاشهای خانواده، دوستان و استادان خود را همواره به یاد داشته باشند و با پشت کار فراوان به سوی خوب زیستن، پیش روند.

۲۴ دیدگاه دربارهٔ «چوپان»

خانوم جوادیان
خانووووووووووووم
هایییییی
خانوم جواااااااادیییییییاااااااان
بیا به خودت تبریک بگو
ببین کی تو پستت اولولولولولولولولولولولولولوووووللللولولولولولولولولوللول
شده
واااااااییییی
این دوتا اوولولولولولولوللوولولولولی
مجتبی این همه طلاااا
اولولولولولوالولولول

سلام همکار خوبم مثل همیشه عالی بود خیلی زیبا بود آموختن موسیقی خیلی سخته و خیلی پشتکار لازم داره ولی وقتی در مرحله ی اجرا تسلط پیدا میکنیم شنیدن اون روح انسان رو نوازش میده
هر وقت به پستهای شما سر میزنم دوباره میام و شناسنامه ی شما رو هم میخونم و شگفت زده میشم از اینهمه نظم و پشتکاری که در زندگی دارین معلمینِ سخت کوش و با انگیزه مثل شما هستند که دنیا رو زیباتر از اونچه هست میکنن و به شاگرداشون به چشم امانت پاک و مقدس از طرف خداوند نگاه میکنن و میدونن کودکان چه سرمایه ی بزرگی هستند که به معلم سپرده شدن و اگه برنامه ریزی دقیقی برای تربیت اونها داشته باشیم هر کدوم میتونن تبدیل به گنج های بزرگی از هنر یا علم و یا هر دو بشن . در پناه ایزد مهربان پیروز باشید و سربلند

درود بر شما همکار عزیز.
روزی کودک چهار ساله ای را نزد من آوردند تا در مورد مسائل مربوط به نحوه زندگی نابینایان آنچه می دانم، در اختیار خانواده اش قرار دهم. چیزی که در این کودک بیش از نابینایی توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کرد، حرکات شدید و مهار ناپذیری بود که او به دستانش میداد. حرکاتی که سبب شده بود سایرین گمان کنند اختلال درمان نا پذیر دیگری در او وجود دارد و این موضوع مادرش را می آزرد. در حالی که او کودکی باهوش بود. پیش نهادهایی به مادر کودک دادم همچنین سایر معلمها هم در سالهای بعد برای کاهش این حرکات تلاشهای فراوان کردند. تا اینکه سال پیش، از او خواستم بر روی میز آن طور که من می گویم، ضرب بگیرد که او هم به همان ترتیب ضربها را اجرا می کرد.
پس از گفت و گو با یک استاد تنبک و جلب رضایت خانواده اش، او به کلاس تنبک فرستاده شد …و امروز در کنار فلوت یاسین برای حاضران تنبک نوازی می کرد.
حتما شما هم می دانید که در زندگی لحظاتی هست که با دنیا هم نمی شود عوض کرد.
از حسن نظرتان بسیار سپاس گزارم.

سلام خانم جوادیان عزیز. حالتون خوبه؟
بسیار لذت بردم. راستش من تازه موفق شدم شناسنامتونو بخونم.
براتون بهترین ها رو آرزو میکنم. راستی جدیداً خونتون رو نمیخواین عوض کنید؟ من در خدمتما؟خخخخخ
به امید دیدار مجدد. خدا نگهدار.

سلام بر خانم جوادیان, معلم فداکار.
نمیشه پست شما رو دید و به شناسنامه خوبتون سر نه زد.
برای شما و یاسین بهترین ها رو در سال جدید آرزو میکنم. و همچنین برای معلمان دیگر این محله. از کار بزرگی که برای اون کوچولو کردید لذت بردم, از ضعف حرکتی که داشت, شما یک نقطه قوت ساختید, که میتونه مسیر زندگیش رو عوض کنه. مرحبا.به این خاطره که معلمی را شغل انبیا توصیف کردند.
پیشاپیش عیدتون مبارک و برای من هم دعا کنید.ممنون

سلام آبجی
ببخشید کامنت ما شیپیشک داشت
که جواب ندادید
من همه ی کامنت ها رو چک کردم فقط جواب کامنت من نیومده
اما جواب هر حرفی یا سلامی باید جوابی داشته باشه
من در خوشبینانه ترین زمان ممکن میگم شاید یادتون نبوده
ببخشید اگه پستتون با کامنت من آلوده شد
برای منظم بودن پستاتون دیگه نه سر میزنم
نه کامنت میدم
بدرود

از من دلگیر نشید برادر. من از شما تشکر می کنم که به این پست سر زدید.
فقط این اختیار رو به من بدید که در مورد کامنتهای مربوط به اول شدن و یا شما چندمین نفری هستید که این پست رو پسندیدید، واکنشی نشون ندم.
به هر حال از این که ناخواسته موجب رنجش شما شدم، پوزش منو بپذیرید.

سلام بر خانم جوادیان عزیزم “بهترین معلم دنیا”….
با توصیف اولتون تازه چشمام رو بسته بودم داشتم از گرمای خورشید و سایه درخت و بوی علف و صدای نی چوپان که از دور میومد و آواز پرنده ها و نسیم لذت می بردم که یهویی توصیف تموم شد و خداییش خورد تو ذوقم ….
الآن اون قدر دلم میخواد امکانش رو داشتم دانلود می کردم و میرفتم در ادامه ماجرا با صدای یاسین عزیز و نوای نی دلنوازش شکلک اینترنت خییلی خیلی نفتی که نه بدتر از اون با چوب و کاغذ راهش انداختم…..
راستی خانم جوادیان من دارم میرم کربلا از همینجا ازتون خداحافظی و کسب حلالیت دارم و سلام گرم من رو به تک تک بچه های کلاستون هم برسونید ان شا الله نایب الزیاره خواهم بود البته اگه قابل باشم و پیشاپیش هم عیدتون مبارک و سال خوبی یعنی خیییلی خیییلی خوبی رو براتون آرزو دارم همراه با سعادت و شادکامی….

این که در چنین شرایطی به این پست سر زدید و نظر هم گذاشتید، حسابی ما رو شرمنده کردید.
امیدوارم سفری پربار و سرشار از معنویت در پیش رو داشته باشید. آنها که رفته اند و متصل شده اند، حالی عجیب را تجربه کرده اند.
باشد که شما هم احسن الحال را تجربه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

فراموشی رمز عبور

تنظیم دوباره رمز عبور فراموش شده