امروز روز یکپارچگی و یک صدایی یا روز منم منم کردن

درود. دوستان عزیز، همانطور که آگاهید سرانجام کار اصلاح قانون جامع حمایت از حقوق معلولین پس از فراز و فرودهای زیادی 10 خرداد در هیئت دولت تقریبا در مسیر قانونی خود قرار گرفت و بر اساس تصمیم دولت، تعدادی از مواد اصلاحیه تحت عنوان مصوبات هیئت دولت، قرار است که مستقیما به وزارتخانهها و مؤسسات دولتی و نهادهای عمومی جهت اجرا ابلاغ گردد، و برخی نیز که شامل 25ماده میباشد، بعنوان لایحه به مجلس تقدیم گردد.
که هم مصوبات هیئت دولت و هم لایحه ی پیشنهادی در روزنامه ایران سپید و سایت گوشکن یعنی همین محله خودمون، منتشر گردیده است.
هفته ی گذشته آقای سهیل معینی، سردبیر روزنامه ی ایران سپید و مدیرعامل شبکه ی ملی تشکلهای نابینایان و کم بینایان طی مصاحبه ی مفصلی با ایران سپید، به مراحل طی شده تا کنون اشاره داشتند.
ایشان در این مصاحبه به مطالب مختلفی ازجمله نقش تشکلها یا سمنها در فرایند شکلگیری این اصلاحیه پرداختند که در بخشی از سخنانشان خاطرنشان کردند که «این بی انصافیست که بخواهیم نقش NGO ها را منکر شویم. منتهی یکی از اصلیترین فعالیتهای NGO ها در دنیا مشارکت کارشناسانه در بررسی و تدوین قوانین مربوط به معلولان است که الزاما بسیاری از NGO های ما در ایران از عهده ی این کار برنمیآیند. » معینی می افزاید: «البته نمیتوانم بگویم همه ی نظرهای NGO ها در آن مرحله غیر کارشناسی بود، اتفاقا برخی اظهار نظرها رگه های کارشناسی شده ای داشتند، منتها انسجام لازم در تدوین متن پیشنویس را نداشتند. تشخیص این هم برعهده ما نبود خود وزارتخانه با استفاده از کارشناسانی که داشت، تصمیم گرفت نظرهای NGO ها را دریافت کند، و در مرحله ی بعدی با تشکیل کمیته ای فشرده و تخصصی نظرات را به فرم حقوقی درآورند.»
حال این نظر جناب معینی، برخی افراد فعال در این زمینه و همچنین برخی تشکلهای درگیر را، ناراحت کرده است. از دو منظر، یکی اینکه چرا ایشان معتقدند که تشکلها الزاما نمیتوانند نظرات کارشناسی بدهند، و دیگر اینکه چرا در سخنان و مصاحبه ی خود به فعالیت دیگر افراد و تشکلها در تهیه اصلاحیه،اشاره نکرده اند.
و ظاهرا قرار است، اقدام به نامه نگاری و اعتراض و اقداماتی از این دست بکنند.ببینید دوستان اگر از هر یک از ما بپرسند که علت عقبماندگی و عدم پیشرفت مناسب جامعه ی نابینایان و کم بینایان در چیست؟ قطعا یکی از عوامل را عدم همبستگی و اتحاد ذکر میکنیم.
ولی وقتی پرسیده میشود که خب مصداقهای این عدم همبستگی و اتحاد را ذکر کنید، آن وقت است که هر کسی از ظن خود یار اتحاد و همبستگی میشود، و اختلاف نظرها شروع میشود.
برای مثال از نظر یکی ممکن است این عدم همبستگی و اتحاد در کار آقای معینی تبلور یابد که ایشان را فردی مغرور و از خود راضی و اینکه میخواهد فقط خودش مطرح باشد و همه جا اسم خودش باشد و همه چیز به نام خودش تمام شود و…..
ولی از نظر دیگری مصداق عکس این است، یعنی کار آقای معینی خیلی هم خوب است ایشان کارشناس واردی در امور معلولین هستند و چه بسا بهترین گزینه برای سخنگویی جامعه ی نابینایان و یا حتی فراتر از آن کل معلولین باشند.
خلاصه همین اختلاف نظرهاست که اجازه نمیدهد دلهای ما به هم نزدیکتر شود و از داشته های خود بهترین استفاده و بهرهوری را بکنیم.
من میخواهم بگویم در فعالیتهای اجتماعی عملکردها و خروجی یک اقدام و فعالیت باید ملاک قضاوت قرار گیرند و نه الزاما ویژگی شخصیتی و فردی افراد. مثلا در اینجا، آنچه که باید برای ما اهمیت داشته باشد، نقش آقای معینی در شکلگیری اصلاحیه ی قانون جامع است و اینکه ایشان دارای ظرفیتها و پتانسیلهایی است که میطلبد ما از این ظرفیتها و پتانسیلها صرف نظر از ویژگیهای شخصیتی و فردی ایشان استفاده کنیم و از آن بهره ببریم.
آنچه باید مهم باشد این است که درحال حاضر مصوباتی از طرف دولت داریم و لایحه ای موجود است که قرار است به مجلس برود و به تصویب نمایندگان برسد و آنچه که وظیفه ماست این است که پیگیر اجرای مصوبات شویم و لایحه را به دقت مطالعه کنیم و چنان چه نظراتی داریم به مراجع ذیصلاح ارجاع دهیم تا هنگام بررسی لایحه در کمیسیونهای مجلس این نظرات و پیشنهادها مورد توجه نمایندگان قرار گیرند و خلاصه باید همت و همه ی تلاشمان بر هرچه بهتر تصویب شدن این لایحه باشد.
پس اگر به نتیجه عملکردمان دقت کنیم و در واقع ملاک و معیاری برای خود داشته باشیم، ایجاد همبستگی و همگرایی را در به نتیجه رسیدن این تلاشها میدانیم و نه احتمالا تخریب آن.
آقای معینی در مصاحبه ی خود، از افراد و تشکلها میخواهد که نظرات خود را پیرامون لایحه بدهند ولی نه اینکه مستقیما به مجلس یا دولت بفرستند بلکه به شبکه ی تشکلها یا ایران سپید بفرستند و این حرف درستیست. ما باید از موازی کاری بپرهیزیم. ما تلاش زیادی کردیم و خون دلها خوردیم تا یک شبکه و تشکل ملی و سراسری داشته باشیم تا از موازی کاریها خودداری کنیم چون اکثریت تشکلها به این نتیجه رسیدند که موازی کاری یک آفت برای رشد و پیشرفت ماست.
این را هم بگویم که من با جناب معینی هیچ رابطه شخصی و خاصی ندارم و سالهاست که با ایشان تماسی نداشته ام، و حتی در جریان شکلگیری قانون جامع که در جلساتی با هم شرکت داشتیم، حتی ایشان از دست من ناراحت شد و بر سرم فریاد کشید، یا اینکه آقای معینی شاید خصوصیاتی داشته باشد که خیلی از ما از آن خوشمان نیاید مثل اینکه خیلی حاضر نیست رابطه دوستانه و صمیمی با افراد برقرار کند و ترجیح میدهد که رابطهش رسمی و اداری باشد، و بقول خودمونی خودش رو میگیره و با کسی نمیجوشه، مثلا ما خوشحالتر میشدیم اگر ایشان با جامعه ی هدف یعنی نابینایان مأنوستر میشد و مثلا به همین محله میآمد و ارتباط نزدیک با بچهها برقرار میکرد، ولی خب اینها خوی و خصلتهای فردی و شخصیتی یک فرد هستند که ما نمیتوانیم او را وادار به تغییر کنیم.
ولی این را هم میدانیم که ایشان تحلیلگر قابلیست، ایشان بر اثر کارهای اجرایی و فعالیتهای فرهنگی که داشته به یک شخصیت موجه و مورد احترام بسیاری از محافل حتی غیر نابینایی تبدیل شده است.
پس باید مثبتها و ظرفیتها را دید و از این ظرفیتها و قابلیتها استفاده کرد و یا اینکه حد اقل آن را تخریب نکرد و اگر تشویق نمیکنیم لااقل تضعیف هم نکنیم.
امروز نباید برایمان مهم باشد، که اول چه کسانی یا تشکلهایی قانون جامع را تهیه کردند و بعد چه کسانی به اصلاح آن مبادرت کردند، برای ما آنچه که موجود است باید اهمیت داشته باشد، امروز روز منیتها نیست، امروز روز یکپارچگی و یک صداییست. باید منیتها را فراموش کرد و به هدف مهمتر یعنی تامین یک زندگی آبرومندانه برای خود و همنوعانمان بیندیشیم. روزگار در گذر است، جوانانمان دوران جوانی را بسرعت پشت سر میگذارند، بدون اینکه متاسفانه افق روشنی پیش رویمان باشد.
لذا بعنوان یک برادر کوچک، از افراد و تشکلهایی که میدانم تلاشهای زیادی کردند، وقت و انرژی و حتی هزینههای مالی کردند جلسات مکرر و متعدد داشتند بویژه انجمن روشنبین اصفهان که حقا تلاش بسیار کردند و باید از این عزیزان قدردانی کنیم، میخواهم که در این شرایط حساس که جامعه ی نابینایان باید یکپارچه و یک صدا باشد، از خود متانت و بردباری بیشتری بخرج داده از هر تلاشی که شبهه ی تفرقه و اختلاف ممکن است، داشته باشد خودداری کنند و تمام تلاش و همت خود را صرف برطرف کردن نارساییهای لایحه کنند و آن هم از طرق منطقی و رسمی یعنی شبکه ی ملی تشکلها.
با تقدیم بهترین احترامها
موحدزاده

این نوشته در اجتماعی, صحبت های خودمونی ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

45 Responses to امروز روز یکپارچگی و یک صدایی یا روز منم منم کردن

  1. 1
    Avatar photo یکی از شما says:

    سلام به عمو حسین.
    ظاهرا شما مطلب آقای موحد زاده رو منتشر کردید.
    فقط اومدم بگم که با همه حرفای ایشون موافقم و از شما و ایشون بابت این کار تشکر میکنم. اگه امروز متحد نباشیم، جزاشو فردا و فرداها میبینیم.

    • 1.1
      عمو حسین says:

      درود بر عباس عزیزم. موحدزاده هم از تو دوست محترم تشکر میکند و عمو حسین هم خییییلیییی دووووستت دااارد. خخخخخخ. مرسی از حضورت.

      • 1.1.1
        Avatar photo یکی از شما says:

        خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
        سلام. من اصلا پیام نذاشتم! کی بود! کی به اسم من پیام گذاشته! یعنی چی!
        .
        .
        .
        .
        زنگ زدم عدسی گفت موحدزاده همون عمو حُسِینه. آخه یکی نیست به من بگه به تو چه این مطلَبو کی نوشته!
        اصلا چه فرقی برای تو میکنه.
        خلاصه عمو جان ما رو ببخش! حُسن تفاهم پیش اومده بود. منظوری نداشتم. مرسی از جواب باحالت

  2. 2
    رحیم هاشمی says:

    با سلام یکپارچگی و با هم متحد بودن بهتر از منم منم گفتن است. مصداق این جمله این است که میگویند یک دست صدا ندارد.

    • 2.1
      عمو حسین says:

      درود بر آقا رحیم دوستداشتنی خودم. درسته رحیم. رمز موفقیت هر گروه و جماعت در متحد بودن است. هرچند که اگر رقابت صحیح و سازنده را هم بیاموزیم میتواند به یک گروه و جامعه رشد و بالندگی بده.
      ممنونم از حضورت رحیم.

  3. 3
    بی ادعا says:

    درود. به نظر من, شرایط محیطیه افراد, خیلی رو رفتارای بعدیشون تأثیر میذاره.کلاً هر کس به هر مقامی میرسه, خواسته یا ناخواسته, آگا یا نا آگا,تحت تأثیر یه همچین شرایطی قرار میگیره. حالا یکی بیشتر یکی کمتر.
    یکی بدش میاد, یکی نه. یکی فکر میکنه اگه اینجوری نباشه, حساب کار از دستش در میره, ولی یکی دیگه هم پخته تر با این موضوعات برخورد میکنه. و حد اقل سعی میکنه, که هر دو ویژگی رو در کنار هم داشته باشه.
    من مدیریت رو ضاتی میدونم. چون طرف هر چه قد هم دوره ببینه, مهارت کسب کنه, آخر یه جایی قاف میزنه. آخر یه جایی یا افراط میکنه, یا تفریط. آخر یه جایی یادش میره که یه روزی کجا بوده, آخر, و خیلی از آخرهای دیگه.
    برا همینه که بعضی از کانونها, انجمنها, تشکلها, هنوز تشکیل نشده, به هم میریزند. اصلاً هم ربطی به جامعه ی نابینایی نداره, درد کشورهای جهان سومی همینه.
    دلیل به هم ریختن این انجمنها هم اینه که, بعضیها, از بعضیهای دیگه, به عنوان پله برای ترقیه خودشون استفاده میکنند.
    از قدیم گفتن: قدرت فساد میاره. حالا فساد میتونه به شکلهای مختلف باشه. تغییر در رفتار, غرور بیجا, و خیلی از مواردی که شاید ما فکر میکنیم فساد نیستند.
    امیدوارم این قانون به یه قانون قابل اتکا, برای جامعه ی هدف به صورت دائمی در بیاد. به اسم هر که میخواد تموم بشه. درست باشه, حله همه چیز. عمو حسین باشه, شهروز باشه, مجتبی یا سعید باشه, هیچ فرقی نداره. آقا یه بندش هم من نوشتم.
    عمو, این بندی که من نوشتم, به اسم خودت تمومش نکنی عمو. شکلک شوخی با عمو, از نوع حقوقی.
    کلاً اگه ما اصلو ول نکنیم, فرعو بچسبیم مشکلات خود به خود حل میشن. اگه مشکلات رو مشکلتر نکنیم, نصف راهو رفتیم. اگه به دنبال تصویب منافعمون به جای تصویب خودمون باشیم, در اوجیم. حتی اگه کسی یه همچین نیتی نداشته باشه, ما نباید در اهدافمون ذره ای تردید کنیم.
    متأسفانه, یه سری از مشکلات ریشه در جهان سومی بودن ما داره. و حالا حالاها باید از این درد بنالیم. ولی باید از یه جایی هم شروع کنیم.
    عمو. اگه چند نفر هم فکرشون مثل شما باشه, و عضو این انجمنا باشن, دیگه کار ما حله. فقط چند نفر. نگرش باز نسبت به هر موضوعی, مهمترین عامل پیشرفت هر گروهی هست.
    پس با نگرش باز به موضوع یاد شده, به فکر اهداف کلان خودمون باشیم. اگه هر کدوم از ما به اهداف کلان فکر کنیم, و ملاک رو فکر نکردن دیگر افراد به اهداف کلان ندونیم, حتماً موفق خواهیم شد. پیش به سوی موفقیت.
    لذت ببرید از در نظر گرفتن منافع کلان.

    • 3.1
      عمو حسین says:

      درود بر علی بی ادعای خودم. دربست با نظراتت موافقم.ما باید کلانگر باشیم، باید به فکر منافع عموم و زندگی خوب و آبرومندانه برای همه باشیم.علی از مدیریت و تشکلها گفتی واقعا یک بحث اساسی و پایه هستش. میطلبه که در یک پست مستقل به مدیریت و تشکلها بپردازیم. خلاصه علی جون میخواااامت. ممنون از حضورت موفق باشی.

  4. 4

    سلام. من به عنوان تأیید اومدم.
    و آرزوی اتحاد اتحاد که رمز پیروزیست.

  5. 5
    رسول اخوان says:

    سلام عموجان
    زنده و پاینده باشی
    خیلی عالی فرمودی که اگر توجهمان به هدف که تصویب قانون خوب و اجرای صحیح و کامل آن باشد همه برنده خواهیم بود

  6. 6

    سلام حسین آقا. مطلب که صحیح است، ولی یک عرف رسانه‌ای را متذکر می‌شوم:
    معمولا رسم نیست که کسانی که خودشان رسانه‌ای ولو نامعتبر دارند، در دیگر رسانه‌ها مطلبی بنویسند، مگر به دعوت رسانه دوم. از این بابت نمی‌توان انتظار داشت که چرا سهیل معینی به محله نمی‌آید و پاسخگو نیست. البته این عرف است و قانون نیست.
    این عرف را متذکر شدم که اگر لازم می‌دانید که سهیل معینی باید به این سایت بیاید مدیران از او دعوت کنند تا مطلبی در این سایت بنویسد. این راه ژورنالیستی آن است.
    سپاس

    • 6.1
      عمو حسین says:

      تشکر میکنم عارفم. ممنون از تذکر بجایت. اینکه شما فرمودی همونطور که اشاره کردی عرف است و قانون نیست، وانگهی آیا نمیشه که ایشان یا دیگر نابینایانی که موقعیتی بدست آورده اند، اول خود را یک نابینا بدانند و صرف نظر از سمتها و پستها با همنوعانشون دوست باشند هم محله ای باشند؟ کاش اینجوری بود و سمتها و پستها حصار دور آدمها نمیکشید. والا نمیدونم شاید اگه ماهم به چنین موقعیتهایی میرسیدیم همینجوری میشدیم. به هر حال قصدم از گفتن اون مطلب در پست این بود که بگویم اصل استفاده از ظرفیتها و قابلیتهاست، و اومدن یا نیامدن در یک سایت یا محل فرع قضیه است. اصل اینه که بدونیم طرف از عهده ی کار و مسؤولیتی که برعهده میگیره برمیاد. و این تفاوتهای خوی و خصلتهای فردی و شخصیتی نباید سبب شود که ما کل شخصیت اون فرد رو زیر سؤال ببریم.
      به هر حال من همیشه از راهنماییهای تو دوست عزیز بهرهمند میشم و از این بابت ازت تشکر میکنم دوست فهیم و فرزانه خودم.

  7. 7
    هادی ضیایی فر says:

    سلام، من در باره شخص نمیخوام صحبت کنم و فقط یک چیز میخوام بگم.
    از حدود دو سال پیش که سردبیر روزنامه ایرانسپید عوض شد جهتگیریهای این روزنامه هم تغییر کرد. به طور مثال این روزنامه تا اونجایی که میتونه و توانسته در راستای اهداف دولت داره حرکت میکنه. نمیدونم خاطرتون هست که یک گمانه زنی اخیراً به وجود اومده که دولت قانون سه درصد معلولین را حذف کرده یعنی دیگر هیچ میزانی برای استخدام معلولین تعیین نمیشود و ما هم باید مثل بقیه در امتحانهای آزمون استخدامی شرکت کنیم اگر قبول شدیم فبها المراد و اگر قبول نشدیم دولت هیچ سهمیه ای برامون در نظر نمیگیرد. این روزنامه هیچ پیگیری در این زمینه نداشت این روزنامه بیشتر به جای اینکه به مشکلات ما توجه داشته باشه به سمت اهداف سیاسی پیش رفته میخوام بگم که اگر میخواهید از کسی دفاع کنید درست و به جا دفاع کنید.

    • 7.1
      عمو حسین says:

      درود هادی جان. ممنون که آمدی و تشکر میکنم از انتقادت. ولی هادی اول اینکه از یک روزنامه نباید انتظار یک تشکل و ان جی او را داشت. کار یک روزنامه اطلاعرسانی و پیگیری در همین حد است. ولی هرگز نمیتونه مثل یک تشکل وارد عمل بشه و نامه پراکنی کنه و مبارزه کنه و مقاومت کنه. پس این از قضیه اول که باید انتظارات بجا و منطقی باشه. اگر آقای معینی در خصوص قانون جامع تلاش میکنه بعنوان یک فرد است نه بعنوان روزنامه هست یعنی اگر ایشان الآن سردبیر هم نبود باز عضو آن کمیته ی اصلاح قانون بود همانطور که در زمان دولت قبل سردبیر ایران سپید نبود ولی از طرف همون دولت عضو کمیته بود. همچنین ایشان در حال حاضر مدیرعامل شبکه تشکلهاست و بسیاری از مصاحبهها و فعالیتهایش بعنوان شبکه ملی تشکلهاست. روزنامه فقط میتواند گزارش تهیه کند نظرات دولت و غیر دولت را منعکس کنه و خلاصه محدود میشه به آگاهیرسانی و چه بسا این آگاهی رسانیها به نتیجه برسه که خب این از خوش شانسیه ولی اگر یک پیگیری یا گزارشی به نتیجه نرسید نمیشه گفت که روزنامه بد عمل کرده یا ضعیف عمل کرده چون کلا وظیفه و رسالت روزنامه چیز دیگریست.
      و اما دوم اینکه ظاهرا لایحه را درست مطالعه نکرده ای. در ماده 25 لایحه آمده که با تصویب این لایحه و تبدیل شدن به قانون، قانون جامع بجز مواد 2 و 7 و 11 و 15 ملغی میشه. و وقتی به ماده7 مراجعه میکنی میبینی که سهمیه 3درصد و 60درصد برای اپراتوری همچنان به قوت خود باقیه و ملغی نمیشه. لطفا مصاحبه آقای معینی را برو گوش بده تا بیشتر با چالشهای پشت سر گذاشته آگاه بشی.
      به هر حال باز از ابراز نظر و انتقاد منطقی که کردی ممنون و سپاسگزارم.

  8. 8
    ‌آر‌تی‌مان says:

    ای بابآآآآآآآآآآ

    • 8.1
      عمو حسین says:

      ای ماماااان. خخخخخخ. درود بر آرتیمان. کاش میشد منظورت از این ای باباااا را فهمید. ولی آرتیمان دیگه وقت ای بابا گفتن و ای مامان گفتن گذشته. باید درست حرف زد بحث کرد تا به نتیجه رسید.
      به هر حال تشکر میکنم از حضورت ای دادااااش.

  9. 9
    مسافر says:

    عمو حسین بزرگوار سلام و احترام, صحبتهای شما را شخصا لایک می کنم ولی عمو جان تا کی باید از بایدها و نبایدها صحبت کنیم, چه وقت زمان هستها و شدنها می رسد. بدرود

    • 9.1
      عمو حسین says:

      درود بر نگین محله که دلم نمیخواد مسافر بناممش.
      والا فکر میکنم هیچ وقت. خخخخخ. تا بوده همین بایدها و نباید ها بوده و شاید هرگز به بودنها و شدنها نرسیم البته میرسیمااا فقط صد سال اولش سخته بعدش همه چیز درست میشه. ممنون از حضورت خواهر فعال و مهربونم.

  10. 10
    حمید says:

    من اولا کل فرمایشات شما عمو حسین بزرگوار را تعید میکنم ثانیا متأسفانه در کشور ما همچنان فعالیت حزبی همچنین فعالیت در غالب تشکل ها و سندیکاها جا نیفتاده و ما اسمً دارای حزب و تشکل در جامعه هستیم من هم با آقای معینی هیچ آشنایی ندارم و دورادور و از طریق روزنامه با مطالب ایشون سر کار دارم و احساس میکنم ایشون با ادبیات سیاسی و اجتماعی کشور ما کاملا آشناست و فعلا وظیفه عموم نابینایان است که ضمن اینکه کار ایشون رو نقادی میکنن از وی حمایت هم بکنند صحبت ایشون در مورد تشکل ها هم درسته واقعیت اینه که تشکل های ما در سراسر کشور بی هیچ مطالعه ای بعضا توسط افرادی به وجود آمده که حتی خودشون تو جمع اقوام و نزدیکان شون تا جایی که میتونن منکر ضعف بینایی شون هستند و تنها برای کسب یک سری منافع دست به این کار زدند پس نمیشه از این قبیل افراد و اشخاص که وظیفه خودشونو فقط مثلا تهیه ارزاق و یا برگزاری اردو میدونن انتظار چندانی داشت ….یک نکته هم یادم رفت یکی دو بار و در برنامه های مختلف انجمن دفاع از حقوق معلولین دیدم که این بچه های جسمی حرکتی با چه تعصبی از آقای محمود نژاد یاد میکنن و ایشون رو با اغراق به سمبل دفاع از حقوق همه معلولین مبدل کردند پس چرا ما نباید از نخبگانمان مثل آقای معینی و آقای صابری و سایرین دفاع و حمایت نکنیم البته نه دفاع و حمایت کورکورانه بلکه همراه با نقادی سازنده. ببخشید کمی جملاتم نا مرتب شد.

    • 10.1
      عمو حسین says:

      درود بر حمید عزیزم. دوست و برادر خوبم همه چیز رو گفتی جز لایک و تایید همه مطالبت و تشکر از حضورت دیگر حرفی برای گفتن ندارم. گفتی و خیلی هم خوب و گل گفتی. خوشحالم که با مایی. بیشتر در خدمتت باشیم حمید جان. خوشحالم که کشفت کردم.

  11. 11

    سلام
    به نظر من فقط اتحاد هست كه اين مشكلات را حل ميكنه و الا خير

  12. 12
    حمید says:

    حق با شماست بالا که لایک زدم اینجا هم لااااااااااااااایک

  13. 13
    سیتا says:

    سلااام. بر عموی خوبمون. عمو جان خب معلومه دیگه امروز روز منم منم کردن ماست دیگر. خخخ
    جدا از شوخی هم از شما ممنونیم هم از آقای موحد زاده. و خواهشم این است که دوستان لطف کنین لا اقل در مورد این قضیه متحد بشین. چون این لایحه که به قانون بدل بشه. سالها باید تابعش بود. پس شما هم در قبال خود هم در قبال دیگرانی که در آینده به سن شما خواهند رسید همون گل گلایی که مدیر مجتبی همش هوای اونا رو داره یعنی کوچولو ها مسئولید

  14. 14
    گوشه نشین says:

    سلام بر آقای موحدزاده جانا سخن از زبان ما میگویی اولاً بیانات جناب عالی را لایک میکنم ثانیاً این یک امر بدیهی و مسلم است که بیشتر مشکلات و گرفتاری های ما از نداشتن اتحاد و وحدت است .ثالثاً تعداد تشکلات نابینایان خیلی زیادست اما بسیاری از آنها فقط نام تشکل را یدک میکشند از میان معلولین اولین بار نابینایان فعالیت های اجتماعی را آغاز کردند اما در حال حاضر نسبت به سایر معلولی عقبتر هستند خلاصه تنها راه اینست که با هم یکی بشویم و به قول معروف هرکس بفکر خویش نباشد…ین چند سال پیش نابینایان هم در سازمان بهزیستی و هم در سایر جوامع

    • 14.1
      عمو حسین says:

      درود بر تو دوست نازنین من. اولا ازت تشکر میکنم از ابراز لطف و محبتت ثانیا ثانیا و ثالثا دت را لایک میکنم. یعنی با مطالب ثانیا و ثالثا موافق موافقم. ولی در این که نابینایان قبل از معلولین دیگه اقدام به تشکیل تشکل کردند کمی جای تعمق و مطالعه داره.
      امید که به اتحاد و یکپارچگی و یک صدایی لازم برسیم.
      بازم ممنون دوست خوب من.

  15. 15
    رهگذر says:

    اینایی که میگین چیه؟ چرا من نیمیفهممشون؟ هان؟ کی منم منم کرده؟ من؟ نه به خدا…چرا تهمت میزنید عمو موحدزاده؟ من که همش دارم میگم: شوما شوما…

    • 15.1
      عمو حسین says:

      خخخخخخخ. خیییییلیییییی با صفایی رهگذر خوب محله. حق داری که شاید موضوع را نگیری چون طبیعتا در جریان امور ما نیستی. هرچند که مطمئنم خیلیم خوب همه چیز رو متوجه هستی. خوشحالم که اومدی و به این پست هم کمی نمک زدی. موفق باشی همدل خوب و دوستداشتنی محله.

  16. 16

    سلام به آقای موحدزاده بابت انتشار این مطلب، خخخخخ، و تشکر از عمو حسین برای نوشتن این یادداشت تحسین بر انگیز و به موقع.
    عمو جان ممنون.
    در خصوص این یادداشت حرف های زیادی دارم بزنم اما ترجیح میدم من چیزی نگم. که این برداشت به وجود نیاد فلانی داره همین جوری از مدیرش حمایت میکنه.
    هر چند کسی که بیش از 20 ساله داره در حوزه معلولین در مطبوعات و خبرگزاری های کشور قلم میزنه، نیازی به حمایت و تعریف من و امثال من نداره.
    اما به نظرم کسانی که فایل صوتی مصاحبه آقای معینی رو گوش کرده باشن، دیگه جایی برای هیچ بحثی باقی نمیمونه.
    همه چیز شفاف و روشن بود.
    همیشه میگن واقعیت تلخه.
    من در پنج شش ماه گذشته، یه آرشیوی رو جمعآوری کردم از لیست انجمن های نابینایان سراسر کشور.
    به نظرم شاید کاملترین اطلاعات موجود از تشکل های فعال کشور رو داشته باشم.
    از حدود این 65 انجمن، تنها انجمن روشن بین اصفهان در این ارتباط جلسه های تخصصی و کارشناسی برگزار کرده که همین یه انجمن هم هیچ تعاملی با شبکه تشکل ها نداره و نظراتشو مستقیما با فراکسیون معلولین مجلس در میون میذاره که این خود مصداق بارز عدم اتحاد هستش.
    حالا خودتون یه درصد بگیرین متوجه میشین آقای معینی همچین بی راه هم نگفته.
    به هر حال مطلب برای گفتن بسیار زیاده اما به همین مقدار بسنده می کنم.
    اون چیزی که از دست من بر میومد این بود که امروز بلافاصله پس از مطالعه این یادداشت، آقای معینی رو در جریان این نوشته گذاشتم و مطلب فوق رو واسشون میل کردم.
    آقای معینی هم این نوشته رو خوندن و با من تماس گرفتن.
    قرار بر این شد که در یک مصاحبه، ایشون برخی ابهامات پیش اومده رو برطرف کنن و برای اولین بار به صورت مستقیم، با بچه های گوش کن صحبت کنن.
    پس منتظر صحبت های رو در رو آقای معینی با هم محلی ها باشین.
    با تشکر از حسینعلی موحدزاده گرامی بابت نوشتن و انتشار این مطلب.

    • 16.1
      عمو حسین says:

      درود بر امیر نازنینم. پسرم خیلی خوب کردی که اومدی و پست ما رو زینت بخشیدی. از اینکه با آقای معینی صحبت کردی و قرار شده که ایشان با هم محله ای ها صحبت مستقیم داشته باشند، هم خوشحالم و هم ممنون. البته من متن رو برای ایران سپید میل کرده بودم ولی شک داشتم که بموقع و بهنگام ایشون رو در جریان بذارند. علت اینکه در پایان متن فامیلمو نوشتم که سبب سردر گمی برخی عزیزان شد، این بود که این متن در گروههای دیگر نابینایی هم منتشر شد و میخواستم که مخاطبین بدانند که متن از خودم هست و کپی نیست، تا اگه مسئله و مشکلی پیش اومد مسؤولیتش برعهده خودم باشه. دیگه اینکه افتخار دارم که من عموی محله باشم ولی در جاهای دیگه موحدزاده هستم.
      دیگه اینکه از اینکه میگی لیستی از همه ی تشکلها جمعآوری کردهی خبر خوبیه و میتونیم در آینده بنوعی با همه ی اونا ارتباط برقرار کنیم و خلاصه محله را به عمق جامعه نابینایان ببریم. و اما در خصوص انجمن روشنبین اصفهان درسته، این انجمن و بچه های خوب و فعال آن از بهترینها هستند و باید از این عزیزان تشکر کرد که در همه ی زمینهها فعال هستند و واقعا زحمت میکشند و تلاش میکنند که براشون آرزوی موفقیت روز افزون دارم، اما منم این گله را دارم که چرا خودشون رو با شبکه ی تشکلها هماهنگ نمیکنند. ولی مطمئنم که قصد و غرض سوئی نیست بلکه شاید این امر ناشی از اونه که خود شبکه ی تشکلها چندان با تشکلها ارتباط برقرار نمیکنه، و در واقع تلاشی برای شناساندن خود به تشکلها نداره. پس امیدوارم که در صحبتهایی که با آقای معینی خواهی داشت در این مورد هم ازش بپرسی که برای تعامل با تشکلها چه اقداماتی کرده اند؟ قرار بر این بود که شبکه ملی، نوعی نظم و هماهنگی بین تشکلها بوجود بیاره، با اونا تعامل و ارتباط سازمان یافته و منسجمی داشته باشه ولی شواهد و قرائن اینو نشون نمیده، و ظاهرا جز نامی از این تشکل ملی نمونده. خلاصه اینکه ما هم باید از تشکلها بخواهیم که خود را با تشکل ملی هماهنگ کنند و هم باید از شبکه ی ملی بخواهیم که برنامههای مدونتری در جهت اهداف کلان خود داشته باشه که مهمترین آنها تعامل با تشکلها است.
      امیدوارم مسؤولین محترم انجمن روشنبین صدای ما را بشنوند و نظرشون رو در این خصوص بیان کنند و مطمئنم با صداقت و حسن نیتی که در این بچهها میبینم خیلی راحت خود را با این قضیه وفق میدند. واقعا امروز روزی نیست که هدفمون این باشه که بگیم این کار کار من بوده و کار دیگری نبوده. واقعا امروز و البته برای همیشه به یک صدایی و یکپارچگی نیاز داریم. به امید آن روز.

  17. 17
    سیتا says:

    وااااااااااااایی بخدا من ی امروز خواستم که منم منم کنم. ببین چی شد خخخ یعنی ی امروز خواستم که کامنت این پست رو نخونم. شد یک سوتی اما عیبی نداره با آقای معلم تفاهم دارم خخخ آخه ببینا آقا معلم شما چرا خخخ
    عمو با خودم میگفتم خدا اسم موحدزاده رو کجا شنیدم چقدر آشناست آخه هر چه زدم سرم یادم نیامد که نیامد. حالا شیطونی میگفت اول بیام کامنت بپرسم که عمو جان آقای موحدزاده کیه خخخ بعدش گفتم بیخی که کیه حتما یکی هست در حد عمو حسین که با اون در ارتباطه ههه ما خیلی ارادت داریم به شما عموی فامیل با کلاس آقای موحدزاده، خییییلی تا ارادت 29تا ههه

    • 17.1
      عمو حسین says:

      خب سیتای مهربونم خوشحالم که موضوع رو فهمیدی ولی من هرچه که باشم و هرکه باشم همه شما دخترا و پسرای بهتر از جانم رو بینهایت دوست دارم و بوجود تکتکتون افتخار میکنم و عشق میورزم. خوشحالم که افتخار دادی و به این پست هم سر زدی. تو خود یکی از صاحبنظران و کارشناسان نابینایان هستی و امیدوارم که از دانش و دانستههای تو دختر خوب و نازنین محله هم بهرهمند بشیم.
      پاینده و سعادتمند باشی.

      • 17.1.1
        سیتا says:

        سلاااااااااام مجدد. سلااام دوباره که نه 30باره به عموی خوبمون. عمو شما لطف دارین شرمنده نفرمایین.
        ما هم اصلا به شخصه من هم افتخار میکنم که عموی خوبی چون شما دارم. و افتخار محله ماست که یکی که قبلا از نزدیک طعم خوش اتحاد را در زمان پیروزی انقلاب چشیده حالا ما رو به اتحاد دعوت میکنه اصلا به همین دلیل هم هستش که حرفاتون به دل میشینه. شما هم سلامت باشین.

    • 17.2
      Avatar photo یکی از شما says:

      خخخخخخخخخخخخخ…
      اتفاقا من هواسم از همه پرت تره. بعضی وقتا که به بچهها مشق میدادم، فرداش یادم میرفت، چی بوده. مجبور میشدم از بچهها بپرسم و به حرفشون اعتماد کنم.
      در ضمن من خیلی وقته شناسنامه عمو حسینو خوندم.
      منمپستو که خوندم احساس کردم اسم موحدزاده رو قبلا تو گوشکن خوندم. حتی شک کردم که نکنه خود عمو حسین باشه! خلاصه کامنتو فرستادم. بعد عدسی بهم گفت همون عمو حسین بود. خوبه خودش نیومد اینجا آبروریزی راه بندازه. خخخخخ آخه من خیلی وقته شناسنامه عمو حسینو خوندم.

  18. 18
    گوشه نشین says:

    سلام بر آقای موحدزاده اولاً از دقت بالای جناب عالی تشکر میکنم ثانیاً موقع نوشتن مطلب یکی از دوستانم سرزده بدیدنم آمد و همین باعث این اشتباه شد. ثالثاً به گفته آقای شیرین آبادی که در دهه چهل با مرحوم دکتر خزائلی همکاری داشته هنگامی که دکتر انجمن هدایت و حمایت از نابینایان را تشکیل داده هیچکدام از معلولین دارای تشکل نبودند البته اینجانب هم کمی در این مورد مطالعه داشه ام همچنین در سال 56 که انجمن نابینایان اصفهان بوسیله تعدادی از نابینایان بوجود آمد که اینجانب که در آ ن زمان خیلی جوان بودم در سمیناری که آن انجمن در سال 58 تشکیل داد شرکت داشتم در آن سال تعدادی از استانها قصد تشکیل انجمن داشتند حتی اگر به تاریخ هم برگردیم به نابینایانی بر میخوریم که حکایت از این امر را دارد مثل رودکی ابول علا معری و طه حسین و غیره معل وصف خوبست که در این مورد مطالعه و تحقیق بیشتری انجام شود..

  19. 19
    Avatar photo تبسم چلوی says:

    سلام عمو جان. کاملا پستتون رو میلایکم.
    البته شغل آقای معینی ایجاد میکنه که زیاد ارتباط صمیمی با افراد برقرار نکنه و دورادور هواشونو داشته باشه.
    ماهم مجوز انجمنمون دیگه نزدیکه بیاد. کم وبیش وارد این بحثا میشیم..بازم ممنون از آقای موحدزاده خخخ

    • 19.1
      عمو حسین says:

      درود بر دختر مهربون و کوشایم. ممنون از لایکت.و خوشحالم که داره مجوز انجمنتون صادر میشه. البته شما که احتمالا رفیق نیمه راه میشی و میری پایتخت نشین میشی. خخخخ. به هر حال برای بچههای خوب و پرتلاش بروجرد و لرستان عزیز آرزوی موفقیت میکنم. فقط کاش از همین اول کاری حواسشون باشه که دچار مشکلاتی که بیشتر تشکلها ازجمله انحصارطلبی شدهاند، نشوند. همگی پیروز و پاینده باشید.

دیدگاهتان را بنویسید