بچهها شب نشینی مون امشب از کامنت 1813 شروع میشه

شلا،لا،لا،لا،لا،لا،لا،لا،لا،لا،می،که، خوبید بچه ها، چه طور مطورید؟
میگم برای این که دیگه ما نریم هی توی پستهای قدیم و جدید محله اونا رو منفجرشون نکنیم خخخ، گفتیم که بیاییم یه شب نشینی تو محله راه بندازیم که هر شب هر کس میخواد بیاد اینجا هر چه قدر دوست داره چت کنه که، اینطوری دیگه مجتبی هم نمیاد دعوامون کنه خخخ، ما هم با هم کلی حرف میزنیم و میگیم و میخندیم،کلاً خوش خوشانمون میشه که، هولالالالالاییییی. راستی بچه ها اگه یادتون باشه مجتبی قبلاً گفته بود که توی پستهای معمولی با هم چت نکنید و کامنتهای غیر مرتبط با پست نفرستید. پس اینجااااست که باید  حواستون چیز یعنی حواسمون  باشه که این مدیر ما یه کم اعصابش درست و حسابی نیست و یه دفه میاد میخوردمون، چیز یعنی میاد دعوامون میکنه که،خخخخی، پس قرار شد از این به بعد توی پستهای دیگه چت نباشه و کامنت غیر مرتبط با پست نذاریم،چون واسه سایت جنبه خوبی نداره که،یعنی که کلا محتوای سایت رو میاره پایین، و فقط اینجا با هم چت میکنیم.
بچه ها، این پست رو هر شب رأس ساعت ده بالای محله سنجاقش میکنیم تا کسی واسه پیدا کردنش مشکلی نداشته باشه،و کامنتاشو هم باز میکنیم و سر ساعت مشخصی هم در همون شب میبندیم و مجدداً فردا شب رأس ساعت ده شب کامنتهاش باز میشه و همینطوری هی یعنی هیییی ادامه پیدا میکنه.
فقط ساعت بسته شدن کامنتاش رو ما فعلاً دوازده پیشنهاد میکنیم. ولی اگر ساعت دیگه ای مد نظرتون هست توی کامنتا بگید تا اگر ساعت دیگه ای بیشتر رأی آورد ساعت بسته شدن پست رو تغیر بدیم.
خلاصه قراره هر شب ساعت ده با هم باشیم و بگیم و بخندیم و یه شب نشینی تووووپ و باحال داشته باشیم،یعنی که کلا جیغان جیغااااٱاااان،بچا فقط یه خواهشی که ازتون دارم اینه که زیر کامنت هم دیگه کامنت نذارید یعنی از لینک پاسخ دادن استفاده نکنید،برید و از پایین هدینگ پاسخ دهید کامنتتون رو بنویسید،چون اینطوری نظم کامنتدونی به هم میخوره و بچهها نمیتونن جواب کامنت شون رو تو اون شلم شولوا پیدا کنن از اون وسط مسطا خب الاهی گناهی هستن که،اذیتشون میشه، خخخخ،
خب دیگه، من میرم تو کامنتا که حسااااابی با هم خوش بگذرونیم،
لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی، هوهوهووووووو وووو ووو ووو ووو ووو ووو،شکلک بپر بپر،شکلک جیغان جیغااان، میسی میسی، خدافسی.

درباره ملیسا

شلالالاااااامی،که،مینا جووووون ملاشاهی هستم،متولد اردیبهشت،زاهدانم،لیسانس علوم تربیتی دارم،عاشق کتاب و کتاب خوندنم،آهاااا راستی متاهلم خخخخخ،کلا دختر شاد شادانی هستم،فوق العاده خونگرمم، همین دیگه بسه تونه که همینقدر
این نوشته در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1,982 Responses to بچهها شب نشینی مون امشب از کامنت 1813 شروع میشه

  1. 1501
    بانو says:

    جدی چقدر حیف دیر رسیدم شکلک گریه ….. خب سوتی کی برنده شب نشینی امشب شده تا حالا ….؟
    رهگذر خانمی جونم چقدر اصلا رهگذر بهت میاد فقط از مدل موندنیش ……
    خب الآن هم حال نوشتن سوتی اون پسر مو بلنده توی تاکسی که من فکر کردم موهاش زلمزیمبوی تاکسی هست و هی بهش ور می رفتم و بعدی که پسره پیاده شد وااای دوزاریم افتاد رو ندارم خخخخ

  2. 1502
    پریسیما says:

    وااای راست میگه رهگذر
    دیروز بهش زنگ زدم گفتم معصوم من شماره ی فلانی رو میخوام گوشیم خاموشه
    برگشته میگه باشه به گوشیت اس میکنم
    بهش گفتم خوبه برم تو گوش کن بنویسم این سوتی رو خخخ
    ولی خب خودش نوشت دیگه

  3. 1503
    پریسا says:

    آقای ایزدی شما خوش شانس بودید که باباهه خوش اخلاق بودش!

  4. 1504
    علی سعدالله خانی says:

    بچه ها بذارید همین دوزار آبروی نداشته ام رو هم به باد بدم یه شب تویه بچگی نصف شبی از گرسنگی زد به سرم برم تخم مرغ آب پز درست کنم رفتم توی آشپز خونه برای پیدا کردن نمک در هر شیشه رو باز میکردم و حسابی بو میکشیدم خیلی هم یواش یواش این کار رو میکردم تا کسی از خواب بیدار نشه یه دفعه چشمتون روز بد نبینه یه شیشه که پر از فلفل قرمز بود رو بو کردم خوب حالا اتِسِه امونم رو بریده بود تمام اهل خونه که هیچ همسایه ها هم بیدار شدن باور میکنید الان هم اتسم گرفته

  5. 1505
    رهگذر says:

    باااااانوووو…خخخخخخخخخخخخخخخخخ…پسره کوچیک بود یا بزرگ؟ وااااااااااای خدای من….خیلی خندیدم…

  6. 1506
    پریسیما says:

    بانووووووو وااااااای خخخخ

  7. 1507
    پریسا says:

    وای بانووو! با مو های طرف جای زلم زیمبوی ماشین ور می رفتی! آخ خدا بچه ها من رفتم سطل آشغالم رو پیدا کنم دوباره ازش معذرت بخوام.

  8. 1508
    پریسیما says:

    واااای حیف فقط 18 دقیقه دیگه مونده

  9. 1509
    رهگذر says:

    خخخخخخخ…اقای سعدالله خانی…بیدار نکنید اهل منزلو؟خخخخخ

  10. 1510
    پرواز says:

    اوه ..یه بارم همینجا یه کامنت تایید کردم ..که اگه شمشیرک نبود الان ….پریسیما نداشتیییییییییییین خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ…..
    خب دیگه من برم شب خوش …
    گفتی بیام .اومدم. برای تچکر ویجه از زحماتی ک این مدت کشیدی برام دیگه …..تا معلوم نیس کی ..
    بای بای ……..اونم خودش میدونه کیعه …

  11. 1511
    پریسیما says:

    کامنتت خنده دار بود پریسا
    منم رفتم لیوان لوغم رو پیدا کنم خخخ

  12. 1512

    خخخخ خانم بانو، خعععععلی جالب بود، و خخخخ آقای سعد الله خانی، مال شما هم جالب بود. این سر و صداهایی که نصف شب آدم هرچی سعی میکنه در نیان و آخرش هم در میان رو اعصاب آدم رژه میرن.

  13. 1513
    بانو says:

    صدای من و مامانم و سه تا خواهرام هم تقریبا شبیه هم هست … شباهت صدای من با صدای یکی از خواهرام تا حدی هست که گاهی وقتی فایل ضبط شده از یکیمون رو پخش می کنیم دوتاییمون می مونیم که این صدای کدوممون هست … بر اساس محتوا تشخیص داده می شود …

  14. 1514
    یکی از شما says:

    سلام به آقای سعد الله خانی و آقای ایزدی و بانو! بیاین سوتیهاتونو به اشتراک بذارید که یه ملتی رو شاد کنید.
    میخواستم یه چیز دیگه بگم ترسیدم شهروز بزنتم. خخخخخ
    من یه حدیث دارم همیشه آویزه گوشتون کنید.
    (با هم به هم بخندیم)
    آسونه، حفظش کنید به کارِتون میاد.

  15. 1515
    پریسا says:

    پرواز واقعا نمیشه بمونی؟ اگر جا داره و می تونی باهامون بمون. واقعا دلم نمی خواد دوباره بری تا معلوم نیست کی.

  16. 1516
    علی سعدالله خانی says:

    پریسیما روح

  17. 1517

    حدوداً هشت نُه سال پیش بود ما برای اولین بار خلاصه صاحب بوووق شده بودیم.
    برای اولین بار زنگ زدم خونشون که با هم حرف بزنیم.
    کسی که پشت خط بود گفت الو و من هم کلی مهربون و با محبت زیااااد باهاش سلام علیک کردم.
    یه دقیقه ای گذشت و طرف گفت که شما با کی کار داری؟
    گفتم فلانی اذیت نکن دیگه عزیزم!
    در همین لحظه طرف گفت فکر کنم شما با خواهرم کار دارید. رفته بیرون ده دقیقه میاد خخخ.
    خدایا زودتر ساعت دوازده رو برسوووووون خخخ.

  18. 1518
    پریسا says:

    بچه ها این عتسه های نصفه شب آی حال میده آی حال میده! به جان خودم اصلا روح و روان آدم سبک میشه هرچی بیشتر اطراف رو بلرزونه بیشتر ملت بیدار بشن کیفش بیشتره. میگید نه برید مثل داداش علی نصفه شب فلفل بو کنید ببینید من درست میگم.

  19. 1519
    بانو says:

    شکلک گریه بزرگ بودش پسره شکلک بانو کماکان شطرنجیه …. تازه خود پسره که به جهنم آقایونی که کنارم نشسته بودند و فکراشون رو بگو خخخخ ولی ما بانوییم اصلا چه معنی داره پسرا مو بلند کنند آیاااا

  20. 1520
    رهگذر says:

    وااااای خدای من شهروز حسینیییییی….خخخخخخخخخخخخ…….

  21. 1521
    پریسا says:

    بچه ها به نظرم12که شد ما از همین طرف در بریم اندر ناکجا محو بشیم.

  22. 1522

    آره خانم پریسا، شانس آوردم، ولی الان دو تا آرزو دارم، یکی اینکه اون آقا من رو نشناسن، دو اینکه اگر شناختن اصلا یادشون بره. وگرنه که دیگر چشمشان به جمال بنده روشن نشه.
    خخخ آقای حسینی، درک میکنم، چون تقریبا شبیه سوتی دوم من بود. فقط اون دو تا خواهر بودن و مال من پدر و پسر.
    آقای یگانه تا اونجایی که یادم بیاد تعریف میکنم.

  23. 1523
    وحید says:

    خخخ خخخ شهروز چقدر خنديدم . وااااآااااآااااآي

  24. 1524
    پریسیما says:

    شهروز دوست دخترت تو رو نکشت اون وقت؟

  25. 1525
    رهگذر says:

    بااااانوووو تصورشم وحشتناکه خره… تو چیکار به زلم زیمبو های ماشین داری آخه….وای وای وای…پسره چی چی فک کرده با خودش آیا….خخخخخخخخخخخخخ

  26. 1526
    بانو says:

    حیف و صد حیف که دیگه دست از سر قراین و امارات برداشتم خدااایا چی کار کنم این نظریه جناب اردیبهشتی رو کاش اعلام پذیرش نکرده بودم شکلک عجب گرفتاری شدیم ها …..
    آقای یکی از ما من که نیومده سوتیهام رو ریختم وسط خخخ بخندید که دنیا بهتون بخنده یعنی کلا شاد باشید و شاد

  27. 1527
    پریسا says:

    وای خدا شاهده از شدت خنده چشم هام شدن آبشار رحم کنید! بانو خدا حفظت کنه دارم خفه میشم. به جان خودم نفسم بالا نمیاد از تصور اون لحظه. شکلک مجسم کردم بانو نشسته دستش به اون مو هاست اون آقا ها هم تماشا می کنن صاحب مو هم مونده ول معطل.

  28. 1528
    پریسیما says:

    نخیر اصلا هم روح الآن پیش من نیست خخخ
    شکلک ترس

  29. 1529

    بچه ها اگر موافقید فردا در مورد تفریحات حرف بزنیم.
    این که تفریحاتی که ما نابیناها میتونیم داشته باشیم چیا میتونه باشه و چه قدر بین تفریحات ما با بیناها میتونه تفاوت و شباهت وجود داشته باشه.

  30. 1530
    علی سعدالله خانی says:

    و اینکه بچه ها اون روزها که تلفنچی بودم توی منطقه یه روز یکی زنگ زد با یه صدای نکره و بدجور مردونه گفت جناب سرهنگ فلانی رو وصل کنید گفتم همین الان آقا یه مرطبه یارو مثل بمب ترکید گفت آقا پدرته آقا مادرته آقا جدو آبادته منم مونده بودم چهجوری با سرهنگ روبرو بشم خدا نصیب گرگ بیابون نکنه خداییش صدای سرهنگ خیلی هم مردونه نبودهاآاآاآاآ

  31. 1531

    سوتیَکی هم تعریف کنم که کوچولوه تا بعدیش یادم بیاد. یه زمانی از عبارت دستتون درد نکنه زیاد استفاده میکردم، یه بار رفتن خونه یکی از دوستام، پدر و مادرش هم نشسته بودن، به جای اینکه بگم سلام گفتم دستتون درد نکنه.

  32. 1532
    پریسا says:

    شهروز من جات بودم از رو نمی رفتم سفت سر حرفم می موندم به خواهره گیر می دادم که نه تو خودشی خودت خبر نداری.

  33. 1533
    ترانه says:

    سلام مجدد به اومده ها و خدا حافظ واسه بقیه که رفتن. البت !اگه کسی رفته

  34. 1534
    پریسیما says:

    بانووو به کدوم بدبختی میخوای گیر بدی الآن؟ خخخ

  35. 1535
    رهگذر says:

    من به عنوان داور سوتی بانو رو برنده اعلام میکنم…بسکی خندیدم مردم بخدا…

  36. 1536
    بانو says:

    یه بار هم رفته بودیم مشهد بعد شب بود بعد با بر و بچه ها بودیم بعد یه گدایی اومد از ما گدایی کنه بعد دوستم دستشو دراز کرد از گداهه گدایی کنه خخخ یعنی فکر کرد که یه کاغذی تبلیغی چیزی می خواد بهمون بده بگیره وااای که وسط پیاده رو پنج شش تایی پکیده بودیم از خنده …..

  37. 1537
    وحید says:

    موافقم شهروز ولي نمي دانم فردا هستم يا نه؟

  38. 1538
    پریسا says:

    تفریحات. گفتی چغندر و کردی کبابم!

  39. 1539
    علی سعدالله خانی says:

    خوب بچه ها من اگر بخوام بنویسم دیگه ارسال نمیشه تازه از دیشب تا حالا فکر کردم اینا یادم اومد میگم این سوتی خیلی با حاله توی هر شب در کنار هر موضوع اینم داشته باشیم خیلی روحمون شاد میشه

  40. 1540
    پریسیما says:

    بچه ها یه بار تو باشگاه بودیم نرمش میکردیم مربی به جای اینکه بگه دستا رو رون گفت پاها رو رون زانوها رو خم کنید جلو خخخ
    ما هم که آماده ی شنیدن این جور سوتیها همیشه هستیم زدیم زیر خنده

  41. 1541

    من دیگه میرم درو ببندم.
    خیلی باحال بود.
    خوش گذشت.
    خدا به آینده ی هممون تو این سایت رحم کنه خخخ.
    مواظب خودتون و خوبیهاتون باشید.
    بدرود.

  42. 1542
    ترانه says:

    و اما سوتی بعدی !یه بار سر کلاس سرمو گذاشته بودم و با ته صدایی که داشتم می خوندم که حواسم نبود و جو خوانندگی ما رو گرفت و اما استادی محترم با هم کلاسیان نیشخند بر لب دم در ایستاده منتظر بودن کی من به خوانندگیم خاتمه می دم !این استاده البت با حال بود خیلی نمره مون همیشه بیست می داد دمش خیلی گرم

  43. 1543
    پریسا says:

    با برنده اعلام شدن بانو موافقم شدید. وای نفسم.

  44. 1544
    بانو says:

    پریسیما بانو سرش بره قولش نمیره هوم از این سوالا از ما نپرس …. بعدشم رهگذر بیا داستان نرگس و استاد و نهار رو تعریف کن من خودم برنده اعامت می کنم وااای تصورش هم وحشت ناک ترسناک و نمی دونم حالا وسطش یه جا هم پیدا کنم بخندم خخخخ

  45. 1545
    علی سعدالله خانی says:

    آخه چندنفر خدای سوتی اینجا داریم هیفه از سوتی هاشون بی بهره بمونیم

  46. 1546
    ترانه says:

    وا ! چه زود تموم شد منو بذارین سوتیامو واسه خودم تعریف کنم و تا صبح بخندم !ههه باور کنین خوب از عهده اش بر میام!

  47. 1547
    وحید says:

    شب خوبي بود دوستان عزيزم. مرسي از همه تون .

  48. 1548
    پریسا says:

    بچه ها آماده باشیم بپریم الانه که بسته بشه

  49. 1549
    پریسیما says:

    وااای امشب خیلی باحال بود خوش گذشت

  50. 1550
    علی سعدالله خانی says:

    خوب بچه ها شب بخیر برم بخونم تا تموم نشده

  51. 1551
    بانو says:

    ن تازه گرم شده بودم ….

  52. 1552
    پریسا says:

    بچه ها اگر بسته شد شب همگی خوش ایام همگی به کام.

  53. 1553
    پریسا says:

    من رفتم تا صبح بخندم.

  54. 1554

    شب خوش آقای سعد الله خانی، و البته بقیه دوستان.
    کاش امشب دیشب بود! و یا شاید هم دیشب امشب.

  55. 1555
    یکی از شما says:

    پریسااااااا!
    من غلط کردم. اصلا دیگه هیچی به تو نمیگم. خودت فکر کن که چرا میگم دوگانه. این شوخیها و شیطنتها و اون شخصیتی که تو وبلاگت دیدم. حالا میگه چه شخصیتی تو وبلاگم دیدی؟ خخخخخخخخخ
    نه شهروز! به نظر من همینو ادامه بدیم. هنوز مونده. تازه من که سوتیامو هنوز نگفتم. برم فکر کنم فردا بگم.
    خوب بچهها خدافِظ

  56. 1556
    بانو says:

    یه بار هم یکی از دوستای من توی باشگاه ملافه شو رو که سفید بوده انداخته رو یه خانمه ای خخخ شکلک مثل وقتی که روی مرده ها ملافه می کشند البته اون گمان کرده اون دستگاه خالیه

  57. 1557
    ترانه says:

    بانو پس بیا تا دم صب یکی من می گم یکی تو بگو!

  58. 1558
    پریسیما says:

    یه بارم داشتم پشت تلفن با خواننده ی آوای انتظار یه آقایی میخوندم نگو تلفن رو جواب داده و من همینجوری دارم میخونم یه دفعه گفت صداتون چقدر قشنگه
    یعنی اون لحظه آب شدم رفتم به اعماق زمین خخخ

  59. 1559

    سلام به همگی.
    خب بچه ها امشب موضوعمون همونطور که دیشب گفتم و اگر موافق باشید تفریحه.
    این که تفریحات ما با بیناها چه فرقایی میتونه داشته باشه یا اصلاً فرقی هم داره آیا؟
    شما چه تفریحاتی رو ترجیح میدید.
    اگر هم موافق نیستید موضوعی که دوست دارید رو بگید که صحبت کنیم.

  60. 1560
    وحید says:

    سلام بر همگي دوستان عزيزم . شبتون زيبا

  61. 1561
    پریسیما says:

    سلام دوستان

  62. 1562
    پریسیما says:

    سلام آقا وحید و شهروز

  63. 1563
    علی اصغر حسنپور says:

    سلام به تموم گوشکنی های گل و با مرام

  64. 1564
    آریا says:

    سلام بر دوستان عزیز

  65. 1565
    وحید says:

    تابع جمع هستيم. درمورد هر چي دوست داريد صحبت مي كنيم.
    راستي شام خورديد دوستان؟
    كسي نيمرو نمي خواهد واسش بپزم؟

  66. 1566
    وحید says:

    سلام پريسيما خانم . شبتون خوش

  67. 1567
    علی اصغر حسنپور says:

    من که هنوز شام نزدم برای این که ساعت چهاذ ناحار زدم

  68. 1568

    قربون دستت وحید جون.
    اصلاً شام من نمیخورم.
    رژیم دارم خخخ.

  69. 1569
    آریا says:

    سلام شهروز تفری رو رو عجیب موافقم

  70. 1570
    پرواز says:

    عشق افلاطونی یعنی چی ؟؟؟؟

  71. 1571

    مایع ظرفشویی اکتیو.
    ضد حساسیت.
    نمیدونم همینطوری گفتم یه پیام بازرگانی پخش کنم خخخ.
    الکی مثلاً هیچ هدف خاصی نداشتم.

  72. 1572
    علی اصغر حسنپور says:

    بابا رجیم

  73. 1573
    رعد بارانی says:

    سلام بر شبوشور نعمت آریا نوه ی ادب دوست و سلام بر علی کوچیکه خخخ دیگه کی هست نمیدونم . سلام بر چراغ خاموشای ساکت و سلام بر مهربان سایت که میدونم بعدا میخونه .
    واااای خاک به سرشون داشت از زیر چشمم در میرفت سلام به پری سیرت

  74. 1574
    نازنین says:

    سلام به همه دوستان!
    اگه نظر منو میخوایید میگم همون بحث دیشبو ادامه بدیم! خخخخ. تا صبح هم داشتم میخندیدم! میگم میخوایید از نمره های درخشانی که در دوران مدرسه کسب نمودیم بگیم! خخخ.
    بحث تفریح هم خوبه! تا ببینیم دوستان با کدوم موضوع موافقترند.

  75. 1575
    سیتا says:

    سلااااام به همگی خوبین. دیشب بهتون خوش گذشت که خخخخ

  76. 1576

    پرواز عزیزم من بعداً با تو صحبت میکنم.

  77. 1577
    آریا says:

    شهروز جان بفرما چلو کباب استیک. پپرونی. قارچ سخاری. قرمه سبزی. و از همه مهمتر فسنجون هست. هالا ببینم رژیمی یا نه خخخ

  78. 1578
    علی اصغر حسنپور says:

    سلام بر رعد بزرگ

  79. 1579
    وحید says:

    سلام رحمت خان . خوش آمدي . نيمرو خوردي يا نه؟

  80. 1580
    رعد بارانی says:

    بهبه پدر و پسر همه جمعند . سلام پروازی آوااای محزون و خسته خخخ
    خوبی پسرم. شکلک رعععد بزرگ میره دندون مصنوعیاشو بذاره توی دهنش تا مثل آدمیزاد بتونه بحرفه .
    ما ببین ها تفریحاتی نداریم شبو شور . باور کن . همش داریم مثل تراکتور کار میکنیم .

  81. 1581
    پریسیما says:

    سلام رعد پرواز سیتا نازنین و آقای حسنپور

  82. 1582
    پریسا says:

    سلام به همگی. وااای دیر رسیدم همه جا ها رو گرفتن! آریا پخ!

  83. 1583
    رهگذر says:

    سلاااااااااااام….بر خواهران و برادران خودم…
    موضوع چیه؟
    الف- عشق افلاطونی؟
    ب- شام شب
    ج-تفریحات سالم
    د-ساکت میشی یا خفه شم؟خخخخخخ

  84. 1584
    علی اصغر حسنپور says:

    اینطوری که تو گفتی آریا هر کی هم باشه بیخیال رجیم میشه خخخ

  85. 1585

    آریاااا.
    ببین یه کاری نکن برات شعر بذارم تفسیرشم بکنم خلاصه نابود شی.

  86. 1586
    پرواز says:

    سلام رعد . و پریسیما ..شهروز عزیزم چهه صحبتی ..ما با هم صحبتی نداریم ..فقط عشق افلاطونی رو توضیح بده …

  87. 1587
  88. 1588
    پریسیما says:

    دیدید آقایآریا رو یادم رفت؟ سلام به همگی

  89. 1589
    آریا says:

    به سلام بر دوستانی که تازه اومدن و دوستانی که خواهند آمد خخخ

  90. 1590
    علی اصغر حسنپور says:

    سلام رهگذر

  91. 1591
    رعد بارانی says:

    علی کوچیکه یا همون علی اصغر خوبی پسر سر به زیرم. چرا من تورو هیچ نمیشناسم.
    فک کنم همش سرت توی کانفیوتره و نه من میام توی پستت نه تو توی پستم آره ؟ تو هم نبین مطلقی آیا ؟؟

  92. 1592
    پریسا says:

    بچه ها من الان آمادگی نداشتم شما چرا ترمز بریدین؟ وایستید بیام دیگه!

  93. 1593
    پرواز says:

    هانی خواهش میکنم ..عشق افلاطونیو توضیح بدین …هانیباااال
    قلبم درد میکنه ///..هععععی توضیح بده ..خوااهشششش میکنم

  94. 1594
    پریسیما says:

    سلام رهگذر و پریسا
    به نظر من اگه کسی بازم سوتی داره تعریف بکنه بعد میریم سراغ تفریحهای ما

  95. 1595
    وحید says:

    نمره هاي دوره راهنمايي و دبيرستان هم خيلي خوبه راجع بهش صحبت كنيم.

  96. 1596

    خخخ رهگذر.
    حیف که نمیشه با سوتیت شوخی کنم وگرنه بهت میگفتم خخخ.
    بچه ها خب تصمیم بگیرید نصف وقتمون رفت.
    تا آخر این صفحه وقت دارید وگرنه خودم تعیین میکنم.

  97. 1597
    پریسا says:

    میگم از تفریحات من اذیت کردن اهل محله. یعنی همین محله. و پخ کردن آریا. و انداختن تمااام تقصیر های کاینات به گردن شهروز. 1سری تفریحات نکبت دیگه هم دارم که اینجا نمیگم باشه در فصل های بعد با ذکر مثال های عملی توضیح میدم براتون.

  98. 1598
    رعد بارانی says:

    رهاااای هنری ساکت شو بیا پیش خودم.
    خوش ندارم کسی نیگات کنه . هاهاها میدونی که خاطرت برام عجیبه نه غریبه ای وای اصلا برو نخواستیم خخخ

  99. 1599
    آریا says:

    سلاام بر بانو پریسیما ارادت مندیم

  100. 1600
    علی اصغر حسنپور says:

    بله رعد بزرگ من نابینا ی مطلق هستم

  101. 1601
    پریسیما says:

    این عشق افلاطونی چیه میشه توضیحش بدید منم بدونم؟
    پروااااز تو توضیح بده

  102. 1602
    پریسا says:

    سلام پری سیمای مهربون من.

  103. 1603
    وحید says:

    تفريحات هم خوبه.

  104. 1604
    پریسا says:

    کی با تفریحات ناسالم2تا شماره کامنت ها رو چپ کرده الان شماره های بالای کامنت ها2تا با عدد کامنت ها اختلاف داره از دیشب تا حالا هر3دفعه1بار من سر کارم.

  105. 1605
    پریسیما says:

    مهربون؟
    مرسی عزیزم لطف داری

  106. 1606
    وحید says:

    براي من تفريح با نابينا و بينا فرقي نداره. ولي بعضي از تفريحات است كه ممكن است اگر يك نابينا با يك بينا برود چندان برايش جالب نباشد و آن طور كه بايد بهش خوش نگذرد. مثل رفتن به سينما

  107. 1607
    پریسیما says:

    منم شب سوم پرسیدم شهروز گفت یه عابر بوده خخخ

  108. 1608

    خب بچه ها امشبم فعلاً سوتی تعریف کنیم ببینیم چی میشه.
    برو بریم خخخ.
    خدایا خودمو به خودت سپردم خخخ.

  109. 1609
    علی اصغر حسنپور says:

    خوانوم پریسا خوش به حالت که سر کاری ما که بیکاریم خخخخ

  110. 1610
    رهگذر says:

    عشق افلاطونی رو میخوای چیکار؟ عاشق شدی؟ خو برو خاسگاریش بیارش وسط زندگیت بعد از چار سال شیش تا بچه بدنیا بیارید و هر روز مث تام و جری بزنید تو سر هم… طلاقشم نتونی بدی، میری معتاد میشی؟ نه…میری عاشق میشی…عاشق کی؟ همون که رنگارنگه دست گل قشنگه… بعد چون زن داری نمیتونی بهش دسرسی داشته باشی…هی از دور مجبوری دوسش داشته باشی…اونم خر نیس که عاشق مردی بشه که شیش تا بچه داره…تازه دو تام تو راه داره…هعععیییی اینجوریا میشه که تو عشقت به اون دسته گل تبدیل به عشق افلاطونی میشه…هععععییییی…..

  111. 1611
    آریا says:

    سلااام بررر پدر پرواز پرواز ندیییدم معلومه کجا رفتیییی نمیگی فرزندت تو ی شهر قربت با این همه گرگ چیکار کنههه هاااان رفتی لا اقل برام خرجیمو میفرستااادییی

  112. 1612
    پریسا says:

    پری سیما چرا تعجب کردی؟ از مهربونی خودت بی خبر بودی یا عجیبه من با کسی این طوری طرف بشم؟ شکلک نمی دونم چه شکلیه.

  113. 1613
    پرواز says:

    پریسیما ..عشق افلاطونی میدونی ینی چی ؟؟؟
    ینی همین عشقی ک من نسبت ب درس خوندن و دکترا دارم ..
    هععععی عشقی است که عاشق هر چی پیش میره ب معشوقش نمیرسهه
    ..خب اگه منو عاشق درس تصور کنین و معشوقمو دکتراااااااااااا
    من میشم عاشق افلاطونی خخخخخخخخخخخخخخخخ…
    اینا هم توضیحات من …

  114. 1614
    علی اصغر حسنپور says:

    بریم سراغ سوتی یک دو شش

  115. 1615
    پریسیما says:

    این یعنی عشق افلاطونی؟
    واقعا معنیش اینه؟

  116. 1616
    پریسا says:

    علی اصغر شماره کامنت ها رو ببین مثل من میری سر کار.

  117. 1617

    خخخ. چهار سال ششتا بچه خخخ.
    رهگذر در کل کامنتاش مثبت هجده که مثبت سی سی و پنجه خخخ.

  118. 1618
    پریسا says:

    پرواز من از اولین روز مدرسه تا آخرین لحظه دانشگاه حتی1لحظه هم عاشق درس نبودم همش ازش بدم می اومد. الان هم به همین خاطر نمی تونم درکت کنم.

  119. 1619
    پریسیما says:

    نه پریسا جان خوشحال شدم اینو گفتی

  120. 1620
    علی اصغر حسنپور says:

    بالاخره ما هم به لطف پریسا رفتیم سر کار

  121. 1621
    پرواز says:

    واااای هانی بال ..مرسییی
    میگم جنازه منازه نداری بیااری وسط نوش جون کنیم ؟؟؟
    واااای آر آر ..چطوری
    هنوز نبردت مار …
    وای خرجی میخوای ؟؟؟
    هعی اون پدر بزرگت خرجی بت نمیده مگه ؟؟

  122. 1622
    پریسیما says:

    راست میگه هاااا
    اولین سوتی رهگذر رو توجه کنید
    4 سال 6 تا بچه مگه میشه؟ مگه داریم؟ خخخ

  123. 1623

    یه بار با داداشم سوار اتوبوس شدیم.
    وقتی پیاده شدیم خیلی شلوغ بود.
    یه پنجاه متری که رفتیم یه دفه دیدم کسی که دستشو گرفتم میگه مسیرتون کجاست که راهنماییتون کنم.
    خخخ.

  124. 1624
    وحید says:

    من يكبار زنگ زدم 118 و شماره فرهنگسراي ابن سينا را مي خواستم كه اشتباهي گفتم آقا ببخشيد شماره فرهنگسراي هنر را داريد و سپس گفتم معذرت مي خوام شماره فرهنگسراي ابن سينا را داريد؟
    يارو هم زد زير خنده و حالا نخند تا كي بخند.
    بعد بهم گفت فرهنگسراي هنر توي فرهنگسراي ابن سيناست؟ خخخ خخخ

  125. 1625
    پریسا says:

    قربونت پری سیما جان ولی جدی این روز ها بهم گفته میشه که بد رفتارم. به خصوص با افرادی که می خوان من بفهمم بهم محبت دارن. اولی و دومی که این ها رو بهم گفتن زدم زیر خنده و گفتم بیخیال. سومیش که گفت موندم چی بگم. به نظرم باید2دقیقه زمان صرف کنم واسه مکاشفه جدی خودم. سخته البته می دونی که. جدی بودنم رو میگم.

  126. 1626
    علی اصغر حسنپور says:

    خخخخ شهروز خیلی سوتی جالبی بود آخرش داداشتو پیدا کردی یا نه

  127. 1627
    پرواز says:

    به روح آخرین جنازه ک خودم تیکه تیکش کردم همینه پریسیما ..خخخخخ
    معنیش همینههه
    پریسااااااااااااااااااااااااااااااا
    پریسااااااااااااااااااا
    منم عاشق درس نبودم ییهوو از اواخر دوره کارشناسی ارشد متحول شدم …
    سرم خورد به سنگ روزگاااااااااار
    کاش میرفتم تو کما ..هعععی

  128. 1628
    آریا says:

    راستی پخخخخخ پریسا راستی کتابارو خوندی تمام کردی

  129. 1629
    پریسا says:

    وااای سوتی؟ من دیگه سوتی نمیگم به جان خودم الان با ماسک توی محله راه میرم شناسایی نشم.

  130. 1630
    رعد بارانی says:

    رهاااایی نگفتمت بیا پیش خودم. تو خوبی ولی این شیطونا برات دست گرفتن هاهاها
    رهااای هنری حیف تو به خدا خخخ

  131. 1631
    پرواز says:

    اره داریم ..عهعی دوقلوهای افسانه ای ..ببین دو سال اول یه جفت دوقلو ک میشن 4 تا ..دو سال بعدیم سالی یکی ..میشن شیش تا…
    به قول شاعر »»نه یککککی …نه دو تا
    کلید بزن چارده تا ..خخخخخ

  132. 1632
    پریسا says:

    پرواااز تو الان در کما هستی خودت خبر نداری. شکلک تلقینات منفی به پرواااز.

  133. 1633
    پریسیما says:

    من که متوجه چیزی نشدم پریسا جان
    اتفاقا حس میکنم بهتر هم شدی
    میدونی جدیدا زیاد میای تو جمع بچه ها و اصلا حس میکنم چون مدرسه نمیری راحتتر هستی

  134. 1634
    رهگذر says:

    پریسیما جان بذار درست بگم برات…عشق افلاطونی یعنی اینکه تو از ظواهر بگذری و روحیه ی زیبا را دوست داشته باشی…نیکیها و خود عشق را دوست داشته باشی…یعنی عاشق زیباییهای معنوی بشی…به این میگن عشق افلاطونی…عشق پرواز به درس هم میتونه عشق افلاطونی باشه…عشق به علم و زیباییهای علم…

  135. 1635

    علی اصغر داداشم داشت تو ایستگاه دنبالم میگشت بهش زنگ زدم اومد پیشم خخخ.

  136. 1636
    پریسا says:

    آریا پخ اول رو من زدم برو بالا بگیرش. کتاب ها رو خوندم ممنونم عالی بود به خصوص اون وسطیه. نصفه شب داشتم از ترس سکته هفتم رو می زدم.

  137. 1637
    پریسا says:

    شهروز خخخ من جات بودم سفت وایمیستادم می گفتم دروغ میگی من می دونم تو خود داداشمی داری بازی در میاری.

  138. 1638
    پریسیما says:

    نخیر رعد رهگذر همینجا پیش خودمون میمونه
    خودش میدونه که همه مون از ته دل دوستش داریم

  139. 1639
    پرواز says:

    هعی راس میگی پریسا
    ..کلا در بلاتکلیفی و یاس فلسفی به سر میبرم …هععععی دوس دارم برم به دنیای عرفان .و این حرفا

  140. 1640
    رهگذر says:

    بابا رعدیییی….بذار بیام پیش خودت…این قبیله مجنون منو اذیت میکنن….

  141. 1641
    رعد بارانی says:

    پرواز پسرم دست آریا رو بگیر ببر ، این حرفای سخیف چیه تو جمع میزنی ؟؟ عه عه عه
    خوش ندارم فرزندم چشماشو ببنده و حرف بزنه و نیگاه نکنه چی میگه . آریا میشنوه زشته

  142. 1642
    وحید says:

    رهگذر اگه واقعا معناي عشق افلاطوني اينه كه منم تقريبا اين طورم.

  143. 1643
    علی اصغر حسنپور says:

    پریسا خدا رو شکر سکته ی هشتم رو نزدی

  144. 1644
    پریسیما says:

    مرسی واقعا نمیدونستم عشق افلاطونی اینه مرسی پرواز و رهگذر

  145. 1645

    میگم حالا همینطوری که دارید سوتی تعریف میکنید به این سؤال من جواب بدید.
    به نظر شما به خاطر مناسبتی که فردا شب در پیش رو داریم، شب نشینی نداشته باشیم یا یه موضوع جدی بذاریم در بارش حرف بزنیم؟
    نظرتونو بگید.

  146. 1646
    آریا says:

    هععییی پرواز این پدر بزرگ که نای راه رفتن نداره که بخاد پول در بیاره چه برسه به منم بده من بدبختو میفرسته سره کااار خودش از بس میخوره میخوابه مسل سد شده از در رد نمیشه ححح

  147. 1647
    رعد بارانی says:

    این رهااای هنری خیلی پاستوریزس . اونور که نوه ی کوچولوم آریا وایساده 8 گوشی به حرفاتون میگوشه . مراعات کنید جانم هاهاهاها

  148. 1648
    پریسا says:

    پری سیماااا شکلک گریه. واسه چی یادم انداختی که10روز دیگه باید برم مدرسه پیش اون بچه آشنای معروف که اون مدلی تزیینم کرد؟ شوخی کردم. یادم باشه وقتی دیدمش به تلافی این حرفم ببوسمش. بوس دوست داره و اگر از من باشه حتما اصرار می کنه که پسم بده و ببوسدم. ممنونم پری سیما که دلداریم میدی ولی به نظرم اون ها درست میگن. یادم باشه بکشمشون.

  149. 1649
    رهگذر says:

    یه سوتی ام من بگم…چن وقت پیش با خانوم کاظمیان و اعظم قرار داشتیم سر میدون بزرگمهر…من با اینهمه چش و چار شیش ساعت گشتم نجستمشون…آخرش خانوم کاظمیان و اعظم دو تا نابینای مطلق اومدن منا جستن…خخخخخخخخخ…شکلک گیجی و خنگی…خخخخخخخخ…

  150. 1650

    دیشب شجاعتر بودیدها!
    خب تعریف کنید دیگه وقت تموم شد که!

  151. 1651
    پریسیما says:

    بچه ها یه بار دوستم به من زنگ زد گفت: دلم برای دوست پسرم تنگ شده خبری ازش نیست زنگ بزن ما رو آشتی بده خخخ
    من زنگ زدم گفتم سلام خوبین میگم چی شده با فلانی دعوا کردین؟
    بابا نکنید این کارارو کلی نصیحتش کردم یه دفعه گفت شما با حسین کار دارید؟ گفتم ببخشید مگه خودتون نیستید؟ گفت نه من داداششم گفتم پس ببخشید اشتباه شده گفت نه اشتباه نشده بهش میگم دوست دوست دخترت تماس گرفته بود خخخ
    حسابی ضایع شدم اون موقع خخخ

  152. 1652
    علی اصغر حسنپور says:

    اه اسم مدرسه که میاد حالم بد میشه دوست دارم لبتاب رو بکوبم تو سرم

  153. 1653
    پرواز says:

    واااااااااااای ..راس میگه ..این حرفای سخیف چیه من زدم …عه پریسیماااااااااااااااااا ..خجالت نمیکشییییی ..همش تقصیر توئه …عه عه عه ..خخخخ
    بابا ببین تقصیر این پریسیرت جونته خب گف چطو میشه ک بشه منم بش توضیح دادم دیگههههههه
    …هعععی آر آر ..برو جای من دست پدر بزرگتو ببوس و از محضرشون معذرت خواهی کن ب خاطر حرفی ک من زدم ..هععی

  154. 1654
    پریسا says:

    رهگذر جدی چه قدر بهت نمیاد جدی کامنت جدی بدی!

  155. 1655
    رعد بارانی says:

    آهای آریا نیگا نکن 550 گیگا گالونم ولی خوب میتونم زبونتو از حلقومت بکشم بیرون هاهاهاها
    نه خودت ادب شدی نه بابا پرواز ول چرخت . آآآآی نفس کش میخوام پسرامو ادب کنم

  156. 1656
    علی اصغر حسنپور says:

    سوتی ی باحالی بود رهگذر لااااااااااااایک

  157. 1657
    آریا says:

    میگم عشقه من به آب زرشک های پریسا عشق افلاتونی هستش آیا شهروز بهم بگو زود

  158. 1658
    پریسیما says:

    خخخ پریسا میبوسیش خخخ با اون اوصاف واااای ماااماااااان

  159. 1659
    پریسا says:

    بچه ها فردا شب مناسبتش چیه؟ به جان خودم واقعا نمی دونم. خوب چیه تقویم ندارم بگید دیگه!

  160. 1660

    خخخ پریسیما خخخ.
    یه چیزی از ذهنم گذشت.
    همینطوری گذشت انقدر کنجکاوی نکنییییید.
    عجبااا!

  161. 1661
    وحید says:

    شهروز جان با توجه به اينكه در اين سايت بحث مذهبي ممنوع است من موضوع زير را مي گويم:
    چقدر از اتفاقات و حوادثي كه در زندگي برايمان پيش آمده درس گرفته ايم و سعي كرديم خودمان را با شرايط وفق دهيم و يا اينكه خودمان را تغيير دهيم.
    بازم تصميم با خودت و دوستان عزيز

  162. 1662
    پریسیما says:

    پروااااز به من چه مربوطه خب خخخ خخخ خخخ
    میخواستی نگی خخخ

  163. 1663
    پریسیما says:

    شهادت امام جواده نباشه بهتره شهروز

  164. 1664
    پرواز says:

    بابا رعععد ..آریا دستتون رو میبوسه …هعی شما ببخشینش …کوچولوئه …هععععی چن وخ بالا سرش نبودم بی ادبی میکنه…
    هعی میخوام سرب داغ بریزم تو حلقش …خودم انجام میدم

  165. 1665
    علی اصغر حسنپور says:

    آآغا مگه فردا شب چه خبره حوصله ندارم برم تقویم رو ببینم هر کی میدونه بگه

  166. 1666
    وحید says:

    فردا شب شهادت امام محمد تقي است

  167. 1667
    پریسا says:

    پری سیما می بوسمش بغلش می کنم توی بغلم می نشونمش خلاصه حسابی بهشون گره می خورم. چیکار می تونم کنم؟ اون بچه با اون خنده بلند و اون دل بیخیالش گیر میده بیاد بغلم و با اون زبون بی حسش به زور هی میگه بوس بوس مگه میشه من واسه خاطر تمیز نبودن جسمش دلش رو بشکنم؟ یا خدا حتی1لحظه هم فکرش به سرم نمیاد. به خدا راست میگم واقعا این کار رو نمی کنم. می ترسم از قهر خدا که گرفتگی دل اون بچه ها رو روی دل خودم تلافی کنه.

  168. 1668
    پریسیما says:

    فهمیدم چی میگی فدای سرم خخخ

  169. 1669
    پریسیما says:

    پریسا تو خیلی خوبی عزیزم

  170. 1670
    پریسا says:

    آآآییی سوتی سوتی سوتی! رو کنید سوتی ها رو!

  171. 1671
    پرواز says:

    آن پریسیما ک نداند ک نداند و نداند ک بداند ک نداند
    در جهل مرکب تا ابد باقی خواهد ماند ..هعی ببخشید بیانم خستس یکم/.
    مضمون حرفم ینی پریسیما تو باعث شدی من سخیف باشم

  172. 1672
    رهگذر says:

    منم دیدم مناسبت شهادته دوشنبه…چیز دیگه ای نیس…

  173. 1673
    پریسا says:

    پری سیما من خوب نیستم. فقط سعی می کنم در هر لحظه ای که زورم برسه یادم بمونه که انسان باشم نه آدم. کاش خدا یاری کنه کمتر فراموش کنم و بیشتر موفق بشم.

  174. 1674
    علی اصغر حسنپور says:

    آغا بده اون سوتی قشنگرو بیاد

  175. 1675
    پرواز says:

    اوه اوه اوه
    پریسیما میگه ..پریسا تو خیلی خوبی عزیزش ..عه عه عه ..حالم بد رف
    چی رمانتیک …
    بیشینین بینیم بابا ..جای این رمانتیک بازیا یه جنازه بیارین واسه من ..

  176. 1676
    پریسا says:

    آخجون فردا شب احتمالا من نمی رسم از امشب دلم واسه فردا شب داشت می زد که این2ساعت حسابی سختم می شد.

  177. 1677
    رعد بارانی says:

    برو بچ ی سؤال جدی بپرسم و مرخص شم.
    چرا از مشتبه خان چند روزی خبری نیست ؟ آیا زندس ؟ آیا رفته سرکار ؟ آیا زن بگرفته ؟
    این مشتبه کجااااس ؟ این که نمیشود رعد بزرگ بی خبر از نبینها باشد خخخ
    مشتبه اعظم کجاااایی ؟ از خونه به در آ و ندایی سر ده .
    زنده ای یا مرده ای ؟
    چی نشنیدم. مردی ههههه
    خب سلام ما را به حوری های اطرافت برسان. هاهاها راستی اونجا ببینی یا نبین

  178. 1678
    پریسا says:

    پرواااز می کشمت جنازهه رو تنها بخورییی. زود باش سهمم رو بده تا زنده قورتت ندادممم.

  179. 1679
    پریسیما says:

    میدونی دوست داشتم خودتو بکشم تقدیم روحت بکنماااا اما چون بهم اطلاعات خوبی دادی نمیکشمت پس از جنازه منازه خبری نیست

  180. 1680
    علی سعدالله خانی says:

    سلام دوستان برو بچ شب بخیر انگار هنوز بازار سوتی داغه اون سوتیهای دیشبم انگار بی مزه بودن پس بگیرین که اومد توی کامنت بعدی میگم اول به پریسا و پریسیما بگم که دارم روی پروژه ی گویا کردن سطل آشغال و دمپایی کار میکنم که اگر دفعه ی بعد ازشون عذر خواهی کردید اقلا بهتون جواب بدن یعنی اگر من کاره ای بودم میدادم یه چندتا خیابون و شهر رو به نام شماها نام گذاری کنند

  181. 1681
    وحید says:

    يكبار يكي از دوستانم بهم يك كتابي را داد تا من آنرا به دست يه خانمي برسونم. شماره آن خانم را بهم داد و من هم باهاش قرار گذاشتم. من براي اينكه راحت تر آن خانم را بشناسم و زودتر پيدايش كنم بهش گفتم ببخشيد خانم قيافه شما چطوري است؟
    اونم بهم گفت من دو تا چشم دارم، يه دماغ دارم، يك دهان و دو تا گوش دارم.
    منم گفتم پس بگذاريد يادداشت كنم تا يادم نرود.

  182. 1682
    پریسا says:

    آریا اسم آب زرشک هام رو ببری میدم پرواز نوش جانت کنه. بابا یکی به داد برسه این توی شب تاریک به عشقش به آب زرشک های من معترفه الان من با چی بکشمش که هرچی ازش باقی موند به کار پرواز بیاد؟

  183. 1683
    پریسیما says:

    سلام آقا سعد الله خانی
    سوتی دمپایی برای من نیست خخخ

  184. 1684
    پریسا says:

    سلام داداش علی ولی سوتی سطل آشغال و تلفن مال خود بیچارمه.

  185. 1685
    پرواز says:

    هعععععععععی …ولی هانیبال //شاید عشق من به چشمام !!!و حس بینایی عشق افلاطونی باشه …واقعا .میشه اسم عشق گذاشت روی آرزوی بینا شدن ؟؟؟؟هعی

  186. 1686

    سوتی نبوووووود؟
    آریا عشق تو به آب زرشکای پریسا عشق فرا کهکشانی هست نه فرا زمینی خخخ.

  187. 1687
    پریسیما says:

    پریسا با همون آب زرشکها بکشش
    میدونی چطوری آب زرشکها رو آلوده به سم بکن بده پرواز به خوردش بده خخخ
    اون وقت هم پرواز به عشق افلاطونیش میرسه هم آقا آریا خخخ خخخ خخخ
    شکلک پریسیمای پلید

  188. 1688
    پریسا says:

    وااایی خوب شد باقی سوتی هام رو نگفتم وگرنه الان روی4پایه بلنده وسط میدون بودم!

  189. 1689
    پریسیما says:

    بگید دیگه بچه ها لطفا سوتیهاتونو بگید

  190. 1690
    پریسا says:

    شهروووز به جرم همدلی با آریا بر ضد آب زرشک های من میدم پرواز بخوردت همین طور زنده هم بخوردت.

  191. 1691
    پرواز says:

    پریسا و پریسیما …
    ببینید فرزندانم …خخخخ.
    مدتیه ک جنازه ای نبوده دم دستم …کلا اگه تا 12 شب کسی رو جنازه نکنین ..به صورت داوطلبانه خودم یکیتونو جنازه میکنماااااااااااااااااا
    /…الان یکی هست اینجا ک فلسفه شرق میخونده ..
    میتونه آپشن مناسبی بااشه واسه جنازه شدن

  192. 1692
    پریسیما says:

    نهههه با اون کاری نداشته باش اون همکار منه خخخ
    همون آقا آریا رو بکش خخخ

  193. 1693
    رهگذر says:

    نه عشق تو به چشمات عشق افلاطونی نیس پرواز…تو باید یاد بگیری که حقیقت رو بپذیری… و باید بدونی که همین طوری خالی خالی هم میتونی موفق باشی تو زندگیت…نابینای مطلقی پرواز؟ بینا بودی قبلاً؟

  194. 1694
    نازنین says:

    سلام بر جناب سعد الله خانی! سوتی دمپایی سوتی من بود! منم تو کامنت بعدی یه سوتی یادم اومد میگم! پس بریم تا کامنت بعدی! راستی با نظر شهروز در مورد بحث فردا شب که یه بحث جدی باشه هم موافقم! آقا وحید هم موضوع خوبیو انتخاب کردند و پیشنهاد دادند! تو کامنت بعدی دوباره مزاحم میشم!

  195. 1695

    رعد در مورد مجتبی گزینه ی سر کار رفتن درسته.
    یه هفته ای هست که میره سر کار.

  196. 1696
    پرواز says:

    نه ..نه …آریا نعععععععععع/.این اگه نباشه کی براتون رمان بذاره اینجااااااااااااااااااااااااااا >؟؟؟؟هععععی این خدای احساسه ..روحش لطیفه …نباس به این زودی جنازه شه …نهههه

  197. 1697
    پریسا says:

    کلا بحث از دست رفت! 1بار2نفر از دوستان در حضور1دسته از دوستان دیگه خیلی جدی داشتن بحث و دعوا می کردن طرف که حسابی عصبانی بود خطاب به طرف مقابل که اون هم حسابی کفری بود هوار زد تو آدمیزادی مثلا پس چرا نمی فهمی خوب مثل اسم و رسمت آدم باش دیگه. طرف هم نه گذاشت نه برداشت با همون خشم وحشتناکش هوار زد آدمیزاد خودتی بی شعور دهنت رو باز می کنی هر چرتی لایق خودته بهم میگی خیال کردی من بلد نیستم بهت پسش بدم؟ ما که شاهد های ماجرا بودیم مونده بودیم چه جوری وسط خنده هامون نفس بکشیم که نفس آخرمون نباشه.

  198. 1698
    پریسیما says:

    وااااای تبریییک مدیییر مبارکه واقعا خوشحال شدم
    شهروز أن شاء الله این دفعه قسمت تو میشه

  199. 1699
    آریا says:

    ممنونم فراااووون پریسیما خانم راحت باشییید راه حل دیگه ایی نبود خخخخ
    میخایین مرگی همرااه با لذت داشته باشم خخخ نههه من ت ا آب زرشک های پریسا رو نخشکونم نمیییمیییرم

  200. 1700
    پرواز says:

    هعععی ..فک کنم همینطوری خالی خالی هم تو یه زمینه هایی موفق هستم هانیبال …اره متاسفانه ….مطلق هست ..نععع .از همون اول ایطوری بود تقدییییییییییر

  201. 1701

    من خودم جنازت میکنم پرپر.
    دکی پرنده.
    دکی قلابی.
    آوای مجروحم خخخ.

  202. 1702
    پریسیما says:

    خخخ شرمنده آقا آریا ساکتتر و مظلومتر از شما پیدا نکردم
    پروااااز منتفیه بیا خودمو بکش حاضرماااا

  203. 1703
    علی سعدالله خانی says:

    خوب یه بار عموم با خانواده میخواستن برن مسافرت راه افتادن به سمت راه آهن اهواز وقتی رسیدن توی ایستگاه و ساک و چمدونها رو هم اوردن یه مرتبه پسر عموم دید که عموم یه لنگه کفش پوشیده یه لنگه دمپایی یه لنگه جوراب مشکی و یه لنگه جوراب سفید ملت داشتند قشو ریسه میرفتن و پسر عموم داشت از عصبانیت میمرد چون هنوز نیم ساعتی به حرکت باقی بود خودش رفت خونه و لنگه ها رو اورد تا فیلم کمدی تموم بشه

  204. 1704
    پریسا says:

    شهروز جدی مدیر سر کار میره؟ خدایا چه خوشحال شدم. خیلی جدی دارم ذوق می کنم. هر کسی می بیندش یا باهاش صحبت می کنه از طرف ما بهش بلند و ممتد و حسااابی تبریک بگه. خیلی خوشحال شدم خیلی. امیدوارم مژدگانی این خوش خبریت خبر سر کار رفتن خودت باشه شهروز و بعد از تو هم تمام بیکار های محله که می خوان برن سر کار. آمین!

  205. 1705
    پریسیما says:

    پریسا وای بلند خندیدم آبجیم بیدار شد خخخ

  206. 1706
    رهگذر says:

    سوتی نداریم ظاهراً امشب…سوتیهای منم که مناسب سن و سال شماها نیس…خخخخخخخخ….
    آهان یه بار دوستم بهم پیام داد نمره فلان درست چن شده؟ من خیر و بهره ندیده ام ورداشتم نوشتم: بهم داده 16…چی خیال کرده؟ که من اعتراض میزنم و منتشا میکشم…عمراً…
    بعد بجای اینکه بفرستم واسه دوستم فرستادمش برای خود استاد…هعععیییی….بعد یه ربع دیدم دوستم جواب نمیده گوشی رو برداشتم ببینم رفته پیام یانه…دیدم رفته…ولی کجا؟ یا امامی زمون…به استاد اسمس دادم و گفتم: استاد هیچی نگید…هیچی نگید…خدانگهدارتون…خخخخخخخ

  207. 1707
    وحید says:

    سلام آقاي سعد الله خاني

  208. 1708
    پریسیما says:

    آمین

  209. 1709

    بچه ها نظر بدید خب ما بدونیم فردا شب باید پست باشه یا نه.
    فعلاً دو گزینه یک یک مساوی هستن.

  210. 1710
    آریا says:

    خخخخ پریسا جالب بود

  211. 1711
    پریسا says:

    وای آبجیت رو اگر همون دوست منه از طرف من2تا بوس روی گونه های مثل گلش بکار تا خودم ببینمش.

  212. 1712
    پریسیما says:

    همونه خخخ مرسی

  213. 1713
    پریسا says:

    وااایی داداش علییی عمو گناه داشت بنده خدااا.

  214. 1714
    پریسا says:

    یکی این آریا رو از روی آب زرشک های من برداره!

  215. 1715

    رهگذر تو فوق العاده ای فوق العاده خخخ.

  216. 1716
    پریسا says:

    در مورد فردا شب من مثل همیشه ممتنعم ولی خودم به احتمال90درصد نیستم. یعنی بهتون نمی رسم.

  217. 1717
    پرواز says:

    فردا شب پوست دو نفر از اعضاای محله…
    ش .ح ..و پریسیما پر از کاه خواهد شد .و از سردر همینجا آویزان خواهند شد تا درس عبرتی باشن واس سایرین ..
    عه

  218. 1718
    نازنین says:

    خب پریسا جان شما از یواش زدن اینتر گفتید! یادمه اوایل که تازه کامپیوتر خریده بودیم، به ما گفته بودند برای وصل شدن به اینترنت باید کارت اینترنت بخرید! یه جا مراحل وصل شدن به اینترنت رو نوشته بود، بعدش نوشته بود حالا کارت اینترنت را وارد نمایید! منظورش این بود که username password و شماره اتصال را وارد کنید، ما هم فکر کردیم کارت اینترنت هم مثل کارت تلفنه! تو سوراخ سمبه های case دنبال یه جا برای وارد کردن کارت اینترنت میگشتیم! خخخ.

  219. 1719
    رعد بارانی says:

    رعععد بزرگ تکیه بر سریر خویش به شبو شور میگوید پسرم بهتر است شب نشینی باشد . از سلام و علیک بکاهیم و به کامنت بیفزاییم .
    االبته شاید رعد نباشد . شایدم باشد . خدا داند .
    رهای هنری به کجا رفته ای ؟ چرا چشمانم هر لحظه تو را میخواند خررره هاهاهاها

  220. 1720
    رهگذر says:

    فردا شب اگر اون مناسبتت باحاله خوب این نباشه دیگه…

  221. 1721
    پریسیما says:

    پرواااز چی شد تا دوازده باید یه فکری به حالت بکنیم
    منو میکشی یا خودت به عشق افلاطونیت نمیرسی؟
    انتخاب با خودته

  222. 1722
    پریسا says:

    رهگذر! بعدش چی شد؟ چیکار کردی؟ چع جوری دیگه جرأت کردی بری دانشگاهی که اون استاده توی هواش نفس می کشید؟ آآآخ خداجونم!

  223. 1723
    آریا says:

    نه این چه حرفیه پریسیما خانم انشا الله صد سال عمری با عزت و سلامتی داشته باشید

  224. 1724
    رعد بارانی says:

    رهااای هنری اصلا منظور سوتیتو نفهمیدم . یعنی چی ؟

  225. 1725
    پریسیما says:

    نازنین باحال بود خخخ
    رهگذر یعنی تو محشری خخخ

  226. 1726
    پریسا says:

    نازنین تازه سیستم گرفته بودی من خیر سرم همین امسال بعد از سال ها پشت سیستم نشستن و3سال اینترنت گردی این سوتی رو دادم. اصلا به من چه تقصیر وردپرس بود هر مدلی می زدم می گفت تند می نویسید تند می زنید و از این چیز ها. تقصیر شهروزه. به جان خودم این هم تقصیر شهروزه.

  227. 1727
    سیتا says:

    میگما پریساااااااا نکن این کارا رو یعنی نگو من بدم بد
    اح سیتا ناراخت میشه ازت
    عسیسم دلمو نرنجونیاااااا

    رهگذر این پرواز رو بگیر نذار بپره که تو ی جاهایی خوب پایه شوخیمون کامل میشه گروه تروریستی تکثیری خُلان محله خخخخخ
    بهبه یکمی مذهبی نوشتین پس به سیاهچال محله منتقل میشین تا حکم اعدامتون رو امضاش رو از مشدی مندلی بگیرم خخخخ

  228. 1728
    پریسیما says:

    بابا برداشته به خود استاد پیام داده که بهم داده 16 فکر کرده میرم منت کشی عمرا این کارو بکنم خخخ
    بعدشم نوشته چیزی نگید

  229. 1729
    رهگذر says:

    اینجام بابایی…کنارتم…نمیذارن این قبیل مجنون صدام بهت برسه…رعد…اینا رو بفرستشون پی نخود سیاه بشینیم با هم تو خلوت حرف بزنیم یه خورده…خیلی شیطون و پر سر و صدان…شکلک گیج شدم….خخخخخ

  230. 1730
    پریسا says:

    بچه ها من که فردا شب نیستم ولی شما ها باشید چون احتمالا شب آرامی خواهید داشت بدون شلوغ کاری های کمی کنترل شده من که امشب از دستم کمی تا قسمتی در رفته و رعایت فاصله بین کامنت دادن هام رو یادم میره. شهروز به حسابم ننویس به خدا از دستم در رفت.

  231. 1731
    پریسیما says:

    سیتا یه سوتی بنویس ببینیم چی کاره ای؟ خخخ

  232. 1732
    پریسیما says:

    امشبو راحت باشید احتمالا فردا شب شب نشینی نباشه اگه هم باشه منم نیستم

  233. 1733

    درود مرسی بخاطر این پست خیلی جالبه لایک

  234. 1734

    آریا یه سوتی تعریف کن نپیچون.

  235. 1735
    پریسیما says:

    سلام آقای جنتل من

  236. 1736
    پریسا says:

    سیتای نازنین. خدا نکنه دلت برنجه. عاملش هم من باشم. من این روز ها در به در دارم می گردم لکه های سیاه روی پروندهم رو پیدا و پاک کنم اینقدر که در جهان حقیقی گاهی سوژه مسخره میشم. خدا نخواد دلی ازم بگیره حتی به شوخی. شکلک بوس بوووس بوس واسه سیتا جان.

  237. 1737
    پرواز says:

    خخخخخ …پریسیما ….نه …حیفی گناه داری …هعی .

  238. 1738
    رهگذر says:

    نه بابا آریا…تو رهگذرا دست کم گرفتی…سه ترم بعد از اون باز با خودش گرفتم…رفیق شدیم حسابی…من خیییییلی پر روام…خیییییلی…

  239. 1739
    پریسا says:

    سلام جنتلمن کجایی اینهمه شب نمی بینیمت.

  240. 1740
    پریسیما says:

    بوست رسید به من یکی دیگه بفرست برای سیتا من جلوی سیتا وایستاده بودم خخخ

  241. 1741
    وحید says:

    لايك به سوتي اه

  242. 1742
    پریسا says:

    رهگذر چاره ای ندارم جز اینکه شجاااعتت رو تحسین کنم.

  243. 1743
    پریسا says:

    سیتا پری سیما بوس هات رو کش رفت بپر ازش بگیر. بچه ها شهروز و آریا در همدستی واسه کش رفتن آب زرشک های من شب بوده به جاش قیر داغ خوردن الان ذوب شدن.

  244. 1744
    آریا says:

    آب را گل نکنید
    در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب.

    یا که در بیشه دور، سیره‌یی پر می‌شوید.

    یا در آبادی، کوزه‌یی پر می‌گردد.

    آب را گل نکنیم:

    شاید این آب روان، می‌رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی.

    دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.

    زن زیبایی آمد لب رود،

    آب را گل نکنیم:

    روی زیبا دو برابر شده است.

    چه گوارا این آب!

    چه زلال این رود!

    مردم بالادست، چه صفایی دارند!

    چشمه‌هاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد!

    من ندیدم دهشان،

    بی‌گمان پای چپرهاشان جا پای خداست.

    ماهتاب آن‌جا، می‌کند روشن پهنای کلام.

    بی‌گمان در ده بالادست، چینه‌ها کوتاه است.

    مردمش می‌دانند، که شقایق چه گلی است.

    بی‌گمان آن‌جا آبی، آبی است.

    غنچه‌یی می‌شکفد، اهل ده باخبرند.

    چه دهی باید باشد!

    کوچه باغش پر موسیقی باد!

    مردمان سر رود، آب را می‌فهمند.

    گل نکردندش، ما نیز

    آب را گل نکنیم.

  245. 1745
    پریسا says:

    بچه ها رد کنید بیاد سوتی ها رووو!

  246. 1746
    پریسیما says:

    چشم گل نمیکنیم
    مرسی آقا آریا

  247. 1747
    وحید says:

    لايك آريا

  248. 1748
    پریسا says:

    1بار من اشتباهی به جای شکر توی1قابلمه لرزونک فلفل ریختم چه قدر هم ریختم1جایی هم توی همین محله تعریفش کردم اتفاقا اون پست هم مال سوتی ها بود یادم نیست از کی بود و حال و هواش چه مدلی بود ولی من گفتم و با تفضیل هم گفتم الان اگر توضیحش بدم تکراریه ولی همین قدر بدونید که لرزونکه قیافش عالی شده بود و تا نمی خوردی مشخص نمی شد چه فاجعه ایه که از بخت بد مهمون بدبخت طرف برداشت و خورد و… آخ طفلک! تا آخر عمرم اون شب رو بهش بدهکارم. افتضاح اونجایی2برابر می شد که طرف همون جناب محترم پشت تلفن بود که دیشب وصف مکالمه مصیبتبارم باهاش رو واستون گفتم.

  249. 1749
    آریا says:

    خخخ شهروز باور میکنی هرچی فکر میکنم سوتی ای یادم نمیاد نمیگم سوتی نمیدم خیلی هم امکان داره پر سوتی باشم اما ذهنم یاری ام نمیکنه

  250. 1750
    پریسیما says:

    بچه ها یه بار تو قطار وایستاده بودیم تو راهروش بعد با دوتا از دوستام بیرون رو با چشمهای نداشتمون تماشا میکردیم و آروم میخوندیم
    چه خوبه آدم همیشه یارش کنارش باشه به هرجا چشم میندازه دلدارش اونجا باشه
    نگو یه آقایی وهم برش داشته که میتونه یار من باشه مثلا
    اومده بود خودشو چسبونده بود به من خب منم فکر میکردم اون یکی دوستمه یه دفعه دیدم صداش از داخل کوپه میاد همچین رفتم توی کوپه که خودمم نفهمیدم چی شد خخخ

  251. 1751
    پریسا says:

    آریا الان میرم ازت سوتی می گیرم میام اینجا میگم.

  252. 1752
    پریسیما says:

    آره پریسایادمه خخخ

  253. 1753
    پریسا says:

    پری سیما چرا بدون اینکه بزنیش رفتی؟ همیشه1قلم یا1سنجاق تیز با خودت داشته باش این طور زمان ها واسه تلافی عجیییب به درد می خوره. باور کن من خودم بار ها این کار رو کردم عجیییب جواب داده و دلم هم حسااابی خنک شده.

  254. 1754
    پریسیما says:

    سلام یاس
    بچه ها سه تا عقب افتادیم

  255. 1755
    آریا says:

    چشمتون بی بلا خواهش میکنم

  256. 1756

    شمال پلاجهای ساحلیش طوریه که همشون توی یه راهروی روباز کنار همن.
    ساعت یک نصفه شب از ساحل اومدم برم به اتاقمون.
    هیچی. ما رفتیم درو باز کردیم، رفتیم تو، هی دارم دنبال لباسام میگردم، رفتم سمت تخت، یه دفه دستم خورد به یه آدمیزاااااد، چون میدونستم بقیه همه بیرونن متوجه وخامت اوضاع شده و در چشم بر هم زدنی الفرااااااااااار.
    فقط شانس آوردم بیدار نشدن.

  257. 1757
    پریسیما says:

    اون لحظه فقط میگفتم برم به هیچ چیز دیگه ای فکر نمیکردم خخخ
    تقریبا 25 سالم بود اون موقع

  258. 1758
    سیتا says:

    خخخخ نوش جونت پریسیما گلهای پریساااا
    پریسااااا این پریسیما امشب کنار دست من نشسته هی هم میگه بیاییم تو رو اذیت کنیم که سوتیش رو سیتا بنویسه خخخخ
    اما سیتا سوتی نگه که خنده بازاری میشه برای خودش خخخخ
    رهگذر منم یکی چند باری پیام شامل قیبت از اساتید گرام رو جای دوستام فرستادم به خود استادام خخخخ خصوصا موقع پایان نامه نوشتنم خخخخ
    پریسیما جونم سوتی بعدیتو بگو بیاد خخخخ
    پریسااا جونم خیلی ماهی سطل امشب بهت پیام داد که بخشیدمت خخخخ

  259. 1759
    پریسا says:

    سلام یاس هرچند هرچی چرخیدم ندیدمت. بچه ها چرا شماره ها این شکلی شد؟

  260. 1760
    رهگذر says:

    هی…یه خاطره ام تعریف کنم نمیدونم سوتی میشه یا نه…
    رفتم نمایشگاه یکی از دوستان…خسته شدم نشستم روی یه صندلی…یه آقای عکاسی ام اومده بود بازدید…آقا این اومد سمت ما و هیییی تعریف کرد…چقدر ژست نشستنتون هنریه…به به…خلاصه مث آقا روباهه هی گف: چه سری چه شکلی چه دمی عجب … آخر سر گف: اجازه میدین ازتون عکس بگیرم؟…من ساده ام حرفاش باورم شد فک کردم الیزابت تایلورم…گفتم خواهش میکنم…هی ژست گرفتیم هی عکس گرفت…البته تو پرانتز عرض کنم که یارو رو تا حدی میشناختمشا…از عکاسای حرفه ای اصفهانه…خلاصه گذشت و یه هفته بعد رفتم موزه باز…دیدم دس همه عکس هست…گفتم اینا چیه؟ گفتن استاد آدمی ازمون عکس هنری گرفته و دونه ای پنش تومن فروخته بهمون…از شمام عکس داش…گف برید ازش بگیرید، عکسای شما بیشتر بود…خلاصه این یارو از دربون و مستخدم و آبدارچی و نگهبان…همه رو خر کرده بود عکس گرفته بود…ما رو هم… خخخخخخخخخخ….

  261. 1761
    نازنین says:

    سوتی لرزونک رو یادمه! تو پست خانم علیزاده بود! اونجا با کلی آب و تاب نوشته بودی! خخخ.

  262. 1762
    پریسیما says:

    شهروز خخخ کاش بیدار میشدن اون وقت تا بیای ثابت کنی نابینایی یه چند تایی میخوردی خخخ

  263. 1763
    پریسا says:

    شهروز1لحظه مجسم کن اون ها بیدار می شدن. خخخ! خخخ! خخخ!

  264. 1764
    رهگذر says:

    شهروز طرف خانوم بود یا آقا بود؟خخخخخخخخخ

  265. 1765
    پریسیما says:

    فکر کنم اون وقت الآن شهروزی نبود یا اگه بود دو معلولیتی شده بود خخخ

  266. 1766
    پریسا says:

    سیتا به حساب پری سیما بعدا می رسم بذار شب نشینی تموم بشه پشت صحنه گیرش میارم تا خود صبح قلقلک میدمش تا دیگه واسه اذیت کردن من رویا نبینه. پری سیمااا باش اومدم.

  267. 1767
    پرواز says:

    نخواب ای آسمون امشب ..
    که من/بیدارِ بیدارم/
    یه امشب. دل به من بسپار/.
    که من جایِ تو میبارم !!!!!
    نخواب .ای آسمون امشب !!!!!
    که من .دربندِ تقدیرم !!!!!
    ببین !!!دلتنگِ دلتنگم …
    دارم .از غصه میمیرم !!!
    تو که تنها نمیمونی ….
    تو قلبت .ماهو خورشیدِ .
    ولی من ..بی کس و تنهام !!!
    یکی ماهم رو دزدیدِ… .
    ذلم با اون یه دریا بود
    ولی آتیش به دریا زد
    یکی رفت پیش عشق من …
    خودش رو جای من جا زد …
    حالا از چشم بارونیم !!!
    شبا هی غصه میباره …
    تو خوش باش آسمون هر شب
    که ماه تنهات نمیذاره …..
    !!!نخواب ای آسمون امشب..
    کمی با من .مدارا کن …
    همه دنیامُ گم کردم ..
    بگرد ماهم رو پیدا کن !!!

  268. 1768
    رهگذر says:

    پریسا لرزونک چیه؟

  269. 1769

    میگم در گوشتونو بیارید جلو، بین خودمون بمونه.
    اونی که دستم خورد بهش خانم بوووووود.
    بیدار میشد مرده بودم میفهمی مرده بودم خخخ.

  270. 1770
    سیتا says:

    ویییییی بانو جان کجایی که شکلک قراین و اماراتت داره خوش خوش میچرخه واسه خودش؛
    پریسا جان دیشبی رو چراغ خاموشی ندیده گرفتم امممما امشبی رو بگو بینیم که اون کیه که یک سر داره صد دل سودا تازه برده دل دخمل ما رااااااا خخخخ

  271. 1771
    رهگذر says:

    شهروز حسینی…شانس اوردی قرائن و اماراتت اینو نشنید…سه طلاقت میکرد…خخخخخخخخخ

  272. 1772

    من از گوشکن میرم همین امشبم میرم خخخ.

  273. 1773
    پریسیما says:

    پروااااز غم برم داشت واای

  274. 1774
    وحید says:

    لايك پرواز

  275. 1775
    رهگذر says:

    پرواز…برو بخواب مادر…حالت خوب نی…خخخخخخخ

  276. 1776
    پریسیما says:

    ولی انصافا شعرت قشنگ بود پروااااز ببین ما هستیم نمیذاریم تنها بمونی

  277. 1777

    خب فردا شب تصویب شد که شب نشینی نباشه.
    شاید پسفردا شب پست جدید بزنیم و این پست رو ببندیم.
    بستگی داره که از صفحه ی اصلی بره بیرون یا نه.
    اگر نرفت که همینو ادامه میدیم.
    ولی اگر از صفحه خارج شد یه پست شب نشینی جدید میزنیم.

  278. 1778
    پرواز says:

    یه مدت بود دل هانیبالا ریش نکرده بودم گفتم باهاش بیحساب شم خخخخخخخخ ..خخخخخخ ..خخخخخ

  279. 1779
    سیتا says:

    خخخخخ رهگذر بشین منم ازت عکس بگیرم خخخخ
    واایی

  280. 1780

    ببین لیاقت همدردی نداری دکی پرنده.

  281. 1781
    پرواز says:

    وای ممنون پریسیما //…خخخخخخخخخخخ ..مگه من مثل شمشیر بی سلیقم هر اراجیفی رو بتون تحویل بدم به عنوان شعر ..
    عه عه عه .
    مواظب خودتون و خوبیهاتون باشین
    ایش ..خخخ
    عههه ..مواظب باشین ..

  282. 1782
    وحید says:

    ولي شعرتون قشنگ بود . به دلم نشست

  283. 1783
    پریسیما says:

    خخخ چرا تو همدردی کن لیاقت داره خخخ

  284. 1784
    پریسا says:

    آخ آخ جا موندم فجیع. باشید الان میام.

  285. 1785
  286. 1786
    پرواز says:

    بچه ها مواظب خوبیهاتون باشیین سوزن نره تو پاشون
    راسی ما خوبیامونم مث خودمون نابینان …
    آی خوبی …ببین بدون عصا نری بیرونااااا ..

  287. 1787
    پریسیما says:

    حالا چرا شمشیر خخخ
    اسم به این شیکی شهروز

  288. 1788

    سلآم به پریسا و پری سیما و بقیه چندروزی اومدم سفر جای همتون خالی و شب همگی خوش

  289. 1789

    یه بارم کلاسمو تو دانشگاه اشتباهی رفتم تا یه ربع هم نشستم.
    بعد فهمیدم اشتباه اومدم دیدم اوضاع خیته استاده پرسید که شما شاگرد من هستید، گفتم ضایع نکنم به طرف گفتم نه استاد اگر اجازه بدید مستمع آزاد اومدم.
    اونم با عزت و احترام قبول کرد و شروع کرد تعریف کردن که ما دلمون پاکه و این حرفا و با وجود مشکلاتم بازم میام از کلاسها استفاده میکنم.
    من بدبخت یه کلاسو کامل نشستم، چون مال یه رشته دیگه بود فکر کنم کتابداری بود هیچی ازش نفهمیدم، یه غیبتم توی کلاس خودم خوردم خخخ.

  290. 1790
    رهگذر says:

    راستی فردا چه خبره حسینی؟ قسمت هشتم سریال سفرهای مارکوپولوئه؟
    پروااااز…خدا هدایتت کنه…….تو که میدونی ما ناراحت میشیم ننویس خو…میام براتا…

  291. 1791
    پرواز says:

    لطف دارین آقا وحید ..
    وااای پری بگیر خوبیت الان میفته
    مواظب باش پریسیمااااا

  292. 1792
    پریسا says:

    رهگذر جان لرزونک رو با نشاسته درست می کنیم. نشاسته می ریزیم توی آب حل بشه بعد آب در حال جوش رو پشت سر هم به هم می زنیم توش شکر و اگر دلت بخواد گلاب و وانیل و از این چیز ها هم میشه بریزی. 1جایی دیده بودم طرف کاکائو هم ریخته بود ولی من امتحان نکردم.

  293. 1793
    وحید says:

    شبتون خوش دوستان

  294. 1794

    خخخ عجب عکس العمل زیبایی! ما شاء الله.

  295. 1795
    پریسیما says:

    آقای ایزدی سلام

  296. 1796
    آریا says:

    هعیی یه سوتی عجیب یادم اومد
    چند سال پیش برای تیممون با یک مربی قرارداد بسته بودن
    بازیکن هارو خیلی اذیت میکرد بار علمی ای که داشت جالب نبود و همش از خودش تعریف میکرد بر خودش یپا خود شیفته بود
    یروز سر تمرین گل بال داشتم با مسعول حیعت ورزشی هرف میزدم با تلفن بعد شرو کردم از مربی گفتن که این چپون کهه که آوردی این بچه هارو داره اذیت میکنه و کلیی از بچها آسیب دیدن داشتم با اسبانیت تعریف میکردم که دیدم همه بچها دارن ادا اتفار در میارن و الکی سرفه میکنن بعد اصبی شدم چشبندم رو در آوردم که بچه هارو دعوا کنم که ساکت بشن چشمتون روز بد نبینه که دیدم مربی ی خوش اخلاقمون با ی صورت در حال انفجار داره نگاهم میکنه ی لبخند زدم که ای کااش نمیزدم از اسبانیت ترکید و اون روزو هیچ وقت فراموش نمیکنم

  297. 1797

    من دیگه برم دم در کلید به دست وایستم.
    خوش گذشت.
    همگی مواظب خودتون و خوبیهاتون باشید. بدرود و شب به خیر.

  298. 1798
    یکی از شما says:

    سلام بچهها! چطورید؟ خوبید؟
    موضوع امروز چیه؟

  299. 1799
    پرواز says:

    وای پریسیما ..خب شمشیر بیشتر برازندشه
    هانیبال ..من دیگهه هدایت نمیشم.
    مواظب خوبیام نبودم گم شدن دیگه

  300. 1800
    پریسا says:

    پرواز یادم رفت چی می خواستم بگم بهت.

  301. 1801
    علی سعدالله خانی says:

    خوب بچه ها اینجا جن داره دو ساعت یه کامنت سوتی از سریال عمو اینا نوشتم ولی نیست اجنه خوردنش دیگه هم حال ندارم بنویسم بمونه برای بعد فعلا خدا نگهدار

  302. 1802
    پریسا says:

    بچه ها تا بسته نشد شب همگی به خیر.

  303. 1803
    پریسا says:

    حالا برم کامنت بخونم.

  304. 1804

    سلام بر خانم پریسیما.
    خخخ جناب آریا جالب بود.

  305. 1805

    خب من هم تا نظرات بسته نشده شب به خیرم رو بگم. شب همگی خوش.

  306. 1806
    پریسیما says:

    خوش گذشت
    همتونو به خدای بزرگ میسپارم

  307. 1807
    پرواز says:

    شب همگی شونیز

  308. 1808
    پریسا says:

    یکی از ما1چیزی بگو به کلام داخلش گیر بدم.

  309. 1809
    پریسیما says:

    سلام و خداحافظ آقای یگانه

  310. 1810

    راستی خیلی ممنون که فرداشب رو تعطیل کردید.

  311. 1811
    پریسا says:

    سلام آقای ایزدی و شب خوش .

  312. 1812
  313. 1813
    وحید says:

    سلام به همگي دوستان . شبتون قشنگ

  314. 1814
    پریسیما says:

    سلام به همگی

  315. 1815

    سلام. چه خلوته؟ چرا؟ بابا یه اهنی اوهونی؟

  316. 1816
    آریا says:

    سلام به وهید و بانو پری سیما و همه ی دوستان عزیز

  317. 1817
    نازنین says:

    سلام آقا وحید! سلام سایر دوستانی که احتمالا من بعد از فرستادن دیدگاه کامنتتونو میبینم! سلام به همگی!

  318. 1818
    وحید says:

    سلام بر پريسيما خانم، سلام بر شهروز و آرياي عزيز و سلام بر نازنين خانم

  319. 1819
    آریا says:

    سلام شهروز شکلک اِهن اُهون

  320. 1820
    وحید says:

    بحث امشب درمورد چيه شهروز جان؟ آشپزي خوبه يا نه؟

  321. 1821
  322. 1822

    خخخ در مورد لوغ بحث کنیم خخخ.
    نه ولی هر بحثی بگید میکنیم. کسی پیشنهاد نداره؟

  323. 1823
    آریا says:

    پخخخخخ پریساااا سلاااام پریسااااا پخخخخخ پریسااا

  324. 1824
    نازنین says:

    سلام شهروز و آریا
    یه امانتی پریسا به من سپرده بدم به شما و پرواز! لابد میپرسید امانتی چیه؟!
    لرزونک! بش گفتم بذار بچشم ببینم یه وخ دست گل به آب نداده باشی! گف نه خیالت راحت باشه! اینا را فقط به دست این سه نفر برسون خب منم مأمورم و معذور!
    خلاصه که این امانتی “لرزونک” تهیه شده توسط پریسا تقدیم شما! راستی برا پروازم بذارید!

  325. 1825
    پریسیما says:

    سلام بقیه خخخ
    آره لوغ خوبه مگر اینکه تو رو نبینم

  326. 1826
    آریا says:

    سلام نازنین خانوم بسپرش به شهروز من از یک کیلومتری اش هم رد نمیشم معلوم نیست پریسا چه نقشه ای داره

  327. 1827
    رضا وزینی says:

    سلام دوستان
    کسی نیست امروز؟؟

  328. 1828
    پریسیما says:

    لرزونک پریسایی خخخ سلام پریسا جان

  329. 1829
    پریسیما says:

    چرا نیست آقا رضا پس ما کسی نیستیم؟ خخخ
    راستی سلام

  330. 1830
    وحید says:

    خخخ خخخخ خخخ لوغ

  331. 1831
    نازنین says:

    سلام به همگی! سلام مخصوص پریسا! مأموریت انجام شد!

  332. 1832
    پریسیما says:

    شهرووووووز بیا یه لیوان لوغ بهت بدم بخور
    ببین خودم درستش کردم
    از نظر بهداشتی و امنیت کاملا سالم و امنه
    بخور آفرین پسر خوب
    شکلک مسموم کردن شهروز توسط لوغ خخخ خخخ خخخ

  333. 1833
    رهگذر says:

    سلام خواهران و برادران…
    سیتی…اینجایی؟ من نتونستم اون جا جوابتا بدم ترسیدم مدیریت دعوا کنه گفتم بیام تو شبنشینی جواب بدم…سیتی جان شماره منو میتونی از تبسم بگیری…کاش بخونی این کامنتا…

  334. 1834

    نازنین بندازش دور یه دفه تو دستت منفجر میشه.
    بچه ها با بحث در مورد شایعه پراکنی بین نابیناها موافقید؟
    چرا انقدر نابیناها شایعه درست میکنن برای هم.
    چرا از نظر نابیناها همه دارن با هم ازدواج میکنن خخخ.

  335. 1835
    پریسا says:

    شکلک بوس واسه نازنین. شکلک کیییف کردن از تماشای این3تا که مثل از اون توپ رنگی قشنگ ها بالا پایین می پرن. شکلک تماشای آریا و قهقهه آنچنانی. حالا دیگه از من حالگیری می کنی؟ آخجان دلم خنک شد! نازنین مررررسی!

  336. 1836
    پریسیما says:

    خخخ نه این جنجالیه شهروز خخخ

  337. 1837
    نازنین says:

    سلام رهگذر! مشکل میکروفن حل شد آیا؟

  338. 1838
    وحید says:

    شايعه پراكني هم خوبه ولي من زياد در جريان اين شايعه ها نبوده ام.

  339. 1839
    پریسیما says:

    سلااااام رهگذر سیتی اینجا نیست بگو بیاد

  340. 1840
    پریسا says:

    سلام پری سیمای عزیز.
    سلام رهگذر چطوری؟ دیگه کی بود بچه ها جواب سلامی رو اگر ندادم یادم رفته صاحبش ببخشه بهم.

  341. 1841
    رهگذر says:

    من موافقم شهروز حسینی…
    این بحث فقط تو نابیناها نیس…همه جا هس.. بعضی جاها بیشتره بعضی جاها کمتر…

  342. 1842
    پریسیما says:

    شهروووووووز بیا موضوع بده
    یعنی لوغ اثر کرد؟
    بچه ها برید لباس بپوشید باید بریم عیادت مریض

  343. 1843
    رهگذر says:

    مشکل میکروفونم خنده دار شد…درست نشد…فیشیه رو که وصل میکنم یو اس بیه شروع میکنه به ضبط کردن…فیشیه رو که جدا میکنم خفه میشه… فعلا دارم همینطوری پیش میرم… اون راههایی رو که فرامرز گفتا رفتم…نمیدونم کجا اشتباه میکنم که نمیشه…فعلاً اینطوری دارم ضبط میکنم…باید یه دونه یو اس بی بگیرم باز…

  344. 1844

    خب اگر کسی پیشنهاد بهتری داره بگه.
    من فکر میکنم بچه های نابینا دلایل مختلفی برای شایعه پراکنی دارن. مهمترینش هم میتونه محدودیت دنیای اطرافشون باشه.
    این که موضوع برای گفتگو با هم چندان به طور متنوع ندارن و وقتی با هم هستن در مورد چیز خاصی نمیتونن با هم بحث کنن به جز این که مثلاً بشینن در مورد فلانی صحبت کنن.
    حالا چه قدر راست باشه حرفای بینشون و چه قدر دروغ دیگه معلوم نیست.

  345. 1845
    پریسیما says:

    خب برو بنویس معصوم جون برو بنویس تا یکی بیاد کمکت کنه دیگه

  346. 1846
    پریسیما says:

    یعنی بین شماها هم هست رهگذر این شایعه پراکنی؟
    خب راست میگه شهروز یه کم بین نابیناها به خاطر جمعیت کم بیشتره
    تا یکی یه کم با یکی دیگه صمیمی صحبت میکنه میگردن دنبال یه چیزی تا درباره اون فرد بگن بعدشم که یک کلاغ چهل کلاغ طرفین بدبخت از همه جا بیخبر رو ور میندازن

  347. 1847
    نازنین says:

    خخخ. عجب! البته تا اونجا که اطلاع دارم این usb ها خودشون کارت صوتی دارند! عجب! جالبه! این مدلیشو نشنیده بودم!

  348. 1848
    وحید says:

    والا من پيش بعضي از دوستان نابينا كه مي نشينم اكثرا در مورد رايانه، موبايل، خط بريل ، كتاب هاي صوتي و از اين حرفا و يا درس صحبت كرده بودند. زياد نديدم كه كسي شايعه بسازه

  349. 1849
    آریا says:

    باهات موافقم شهروز

  350. 1850
    رهگذر says:

    نه حسینی…اینطوریام نیس…مال طرز فکر آدماس…بعضیا شرقی فکر میکنند بعضیا غربی…مثل فیلم ایرانیا دیگه…دیدی همش با عقد و عروسی تمام میشه؟ خب این تو ناخوداگاه ما شرقیاس که دوس داریم ملت با هم ازدواج کنن دیگه…حالا اونیکه طرز فکرش یه کم اون طرفی شده آخر فیلم رو باز میذاره…یعنی منتظر ازدواج آدما نیس…خو دوستن دیگه…قرار نیس همه دوستیا به ازدواج ختم شه که…

  351. 1851
    سیتا says:

    سلام سلااااااام به همگی داشتم از چشمه سرای عمو چشمه آب میآوردم گفتم خسته شدم بیام به خونه نو عروس محله مهدیه شاید انگشتریش دستم کنم بختم وا شه این انگشتری تبسم که کاری نکرد که خخخخخ یعنی شکلک خنده تا بینهایت
    سلاااام رهگذر یهو صدای خودت و پریسیما عزیزم رو شنیدم خخخخ
    خوندم کامنتت رو عزیزم
    ولی خودمونیماااا میخوای با تبسم جنگمون بشه که آیا خخخخ اون که اینجا رو نمیخونه که خب پس شاید …. سه نقطه رو دریاب گلم
    بچا کاش میشد که کل این کامنتا رو بفرستم جفنگ و زباله دانی پیش باقی کامنتا شکلک بدجنسی خخخخخخ
    پریسیما جان برات کامنت نوشته بودم اما فرستادنش خخخخخ شکلک لوغ لیوانی خخخخ .

  352. 1852
    پریسیما says:

    خخخ رهگذر ما همیشه داریم غربی فکر میکنیم خخخ خخخ خخخ
    بعضی وقتها فلسفی حرف میزنیهاااا خخخ

  353. 1853
    وحید says:

    ولي با حرفهاي شهروز هم موافقم. مثلا بعضي از آنها يواشكي پيش هم نشسته اند و راجع به كسي صحبت مي كنند. اما من زياد بهشون توجه نكرده ام.

  354. 1854

    وحید تو احتمالاً به گروه بچه مثبتشون خوردی خخخ.
    منتها یه عده هستن که یه مملکت رو بسن.

  355. 1855
    پریسیما says:

    سلااااام سیتایی
    چی نوشته بودی عزیزم؟
    شکلک لوغ کیسه ای خخخ

  356. 1856
    پریسیما says:

    خب علت این کار چیه و راهکار انجام ندادنش چیه؟

  357. 1857
    وحید says:

    درسته شهروز جان . من چون حدود 6 يا 7 ساله كه اين جور شده ام زياد با نابينا ها در ارتباط نبوده ام. يعني بيشتر اينايي كه من باهاشون در ارتباط بوده ام در حد ارتباط ساده بوده.

  358. 1858
    آریا says:

    میگما شهروز راس میگن ازدواج کردی اونم نه ی بار دو بااار

  359. 1859
    رهگذر says:

    آره پریسیما…تو نابیناها یه کم بیشتره…با یکی از دوستای نابینا بودم بعد یکی از همکارا رو دیدم باهاش وایسادم به صحبت…کلی گفتیم و خندیدیم..بعد که اون همکار رفت…اون دوست نابینا گفت: شماها چقدر جلفید…این چه طرز صحبت با یه مرده؟ و کلی منو دعوا کرد در حالیکه خودشم آدم مذهبی یی نیس…هر چی براش توضیح دادم که ماها باهم صمیمی هستیم زیر بار نرفت…میگف این صمیمیت نیست…

  360. 1860
    نازنین says:

    شایعه! والا نمیدونم! چون گوش شیطون کر من سعی کردم سرم به کار خودم باشه! ولی به طور کلی شایعه درست کردن میتونه به خاطر یکی از این دلایل باشه! حسادت، بیکاری و مهمتر از همه نداشتن تقوی! اینکه متأسفانه خیلی از ما که ممکنه منم جزءشون باشم یادمون میره که در مورد حرفایی که میزنیم و مانند اینها مسئولیم!

  361. 1861

    آره آریا.
    میگم راستی خانم اولت ازدواج یواشکیتو فهمید آیا؟
    میگم بچت راستی دختره یا پسر خخخ.

  362. 1862
    پریسا says:

    سلااام سیتا. سیتا!

  363. 1863
    آریا says:

    نه شهروز نفهمیده اما زن دومم از ازدواج سومیه فهمیده بچه ی کدوم زنمو میگی آیا خخخ

  364. 1864
    پریسیما says:

    خب من زیاد وارد شایعه ها نمیشم خدا رو شکر
    ولی اگه بدونم دو نفر واقعا همدیگه رو میخوان کمکشون میکنم و بهشون میگم که شایعه ها رو ول کنید به هدفتون بپردازید که مهمتره
    به نظر من علت شایعه میتونه بیکار بودن طرفین باشه یا موفق بودن طرف شایعه شونده

  365. 1865

    آفرین. حسادت درسته نازنین.
    خیلیها فقط از روی حسادت این کارها رو میکنن.
    مثلاً فرض کن یه نفر یه جا یه شغل خوب به دست آورده.
    از نظر جامعه ی نابینایان ایشون یه فرد پاچه خار و خیلی چاپلوسه.
    شایدم اینطور باشه ها. ولی شایدم اون بدبخت با هزار بدبختی به اون موقعیت رسیده باشه.

  366. 1866
    پریسیما says:

    خب نظرات نازنین عزیز رو میلایکم

  367. 1867
    آریا says:

    به نظر من رکن اصلیش حسادته

  368. 1868
    وحید says:

    رهگذر من از اين جور آدما هم ديده ام. من يه معلم كامپيوتر در يكي از مراكز بهزيستي داشتم كه اگه به بعضي از بچه هاي نابيناي خودماني مي رسيد خيلي باهاشون راحت حرف مي زد و حتي حرفهاي زشت هم مي زد اما وقتي جلوي ماها مي رسيد خيلي كلاس مي گذاشت و از اين حرفا. مثلا خيلي جدي برخورد مي كرد و خودش را آدم فهميده اي نشان مي داد.

  369. 1869
    پریسیما says:

    رهگذر جان به نظر من زندگی هر کس به خودش مربوطه به من چه مربوطه یه نفر با فلان کس چطور خندید
    به من چه مربوطه فلان کس چطور رفت سر فلان کار
    من اگه خیلی زرنگ باشم گلیم خودمو از آب میکشم بیرون و زندگی خودمو میگردونم
    کسایی که منو میشناسن میدونن من اهل شایعه سازی و شایعه پراکنی نیستم و با کسایی که پیش من این کارو بکنن بد جور برخورد میکنم

  370. 1870
    رهگذر says:

    یعنی شماها بهم حسودی میکنید؟ نعععع…باورم نمیشه…

  371. 1871

    راستی پریسیما همه میگن تو با رشوه رفتی سر کاار.
    واقعاً زشته.
    از تو بعیده.

  372. 1872
    پریسیما says:

    خب آره دیگه خب همه میتونن با رشوه برن سر کار باید زرنگ بود خخخ

  373. 1873
    آریا says:

    آره رهگذر بین نابینا ها خیلی حسادت موج میزنه
    متاسفانه

  374. 1874
    پریسیما says:

    بچه ها ملیسا کجاست پس؟
    ملیسا اسمتو تو پست شهروز دیدم رسیدن به خیر

  375. 1875
    وحید says:

    منم از حسادت بدم مياد

  376. 1876
    نازنین says:

    متأسفانه چه میکنه این حسادت! حتی ممکنه زندگی یه زوج هم دچار مشکل بشه! حد اقل یه مورد سراغ دارم که البته بگم نه اون زوج نابینا بودند و نه اونهایی که شایعه درست کردند! پس در نتیجه فقط مربوط به افراد نابینا یا کلا معلولین نمیشه!

  377. 1877
    پریسیما says:

    نه رهگذر همه حسود نیستن بعضیها اینطوری هستن ولی چون تعداد ما کمه همیشه کار یکیمون به حساب همه نوشته میشه
    به اصطلاح تر و خشک باهم میسوزن

  378. 1878
    پریسیما says:

    آفرین نازنین
    درسته این جور چیزا بین همه هست ولی خب ما بیشتر دیده میشیم یا خودمون چون نابیناییم فکر میکنیم بین ما بیشتره

  379. 1879
    وحید says:

    به نظر من حسادت در بين همه آدمها هست نه فقط در معلولان

  380. 1880
    یکی از شما says:

    سلام بچهها!
    خوب من اومدم که یه سلامی کرده باشم. موضوع خوبیه آفرین. حالا بعدا میام مفصل راجع بهش صبحت میکنم.

  381. 1881
    آریا says:

    میگم شهروز شنیدم یبار به خاطر فساد اخلاقی از دانشگاه انداختنت بیرون

  382. 1882

    همین امیر سرمدی. این از ورزشکارای نابینا پول میگیره براشون تو ایران سپید مطلب میزنه ازشون تعریف میکنه. به همین پریسیما و آریا گفته بود نفری صد بهش بدن که کلی تعریفشونو تو ایران سپید بکنه.
    دیگه نمیدونم اینا قبول کردن یا نه خخخ.

  383. 1883
    وحید says:

    سلام عباس جان خوش آمدي سلام عباس جان

  384. 1884
    رهگذر says:

    حسادت….عجیب نیس چون تو اصفهان این قضیه بین بیناها داره بیداد میکنه…فقط هم پشت سر هم حرف نمیزنند بلکه بشدت زیرآب هم رو هم میزنند… خب این مال ناخودآگاه تاریخی اصفهانیاس…برمیگرده به حمله تیمور و محود افغان به اصفهان…ولی بین نابیناها به چی برمیگرده؟

  385. 1885

    آریا من بیتقصیرم.
    طرف خودش پایه بود خخخ.
    تو چی؟ تو رو هم میگن یه بار به جرم فعالیت سیاسی گرفتن.

  386. 1886
    وحید says:

    رهگذر مي دوني اصفهاني ها در تنها چيزي كه صرفه جويي نمي كنند چيه؟ اگه گفتي؟
    حسادت

  387. 1887
    پریسیما says:

    سلام بر آقای یگانه
    خب میموندید یه چیزی میگفتید دیگه
    شکلک برگشتن آقای یگانه در ساعت 23 و 54 دقیقه خخخ

  388. 1888

    سلام بر همگی.
    سلام بر خانم پریسا که دیشب سلام کرده بودن و وقت نشد جواب بدم.
    سلام بر آقای حسینی، جناب آریا، آقای یگانه، خانم رهگزر، خانم پریسیما، خانم سیتا و خانم نازنین. امیدوارم کسی رو از قلم ننداخته باشم.

  389. 1889

    رهگذر به خاطر مشکلاتی که نابیناها دارن، مثل بیکاری و محدودیتهای دیگه، خلاصه وقتی با توجه به این شرایط یه نفر از اونها به یه شرایط بهتری میرسه یا حتی تلاش برای رسیدن به این موقعیت میکنه، اونها اینطور فکر میکنن که لابد یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست که طرف شده تافته ی جدا بافته.
    وگرنه اون که نابیناست منم نابینام.
    اون درس خونده منم درس خوندم.
    اون فلانه منم فلانم.
    پس چرا تونسته ازدواج کنه من نتونستم، چرا تونسته کار پیدا کنه من نتونستم، چرا همه تحویلش میگیرن ولی منو تحویل نمیگیرن.
    چرا فلانی هرجا میره دخترا دورش میکنن ولی کسی به من توجهی نداره. چرا فلانی چهارتا خواستگار داره ولی هیچ کس حتی به من فکر هم نمیکنه.
    این میشه معضل جامعه ی نابینایی.

  390. 1890
    رهگذر says:

    خخخخخخخخخخ وحید…سینه مالامال درد است ای دریغا مرحمی…خخخخخخ

  391. 1891

    راستی سلام بر آقای رضازاده و آقای وزینی که فقط اول شبنشینی حضور داشتن.

  392. 1892
    پریسیما says:

    بابا چه کار امیر بیچاره دارید زندگی خرج داره هااا مثل اینکه امیر تازه داماده چیه حسودیتون میشه زن گرفته شما هنوز مجردید؟ خخخ خخخ خخخ

  393. 1893
    آریا says:

    نمیدونم شهروز چرا گرفتنم دوستام داشتن بعس سیاسی میکردن منو هم جو گرفت حرفاشون رو تند تند لایک میزدن گوش باز کردم شنیدم که تو زندان اوینم خخخ

  394. 1894
    نازنین says:

    البته من از یه زاویه دیگه هم نگا میکنم! خب به نظر من گاهی ممکنه خودمون هم در این که برامون شایعه درست بشه نقش داشته باشیم! سؤال من اینه که چرا من یک خانم جوان با یک آقای هم سن و سال خودم اونقدر صمیمی برخورد کنم که باعث به وجود اومدن سوء ظن و بعدشم بادا بادا مبارک بادا بشه آیا؟

  395. 1895
    پریسیما says:

    سلام بر آقای ایزدی

  396. 1896
    رهگذر says:

    تو خواستگار نداری شهروز حسینی؟ آخیییییی….خخخخخخخخخخ

  397. 1897
    پریسا says:

    سلام آقای ایزدی حال شما؟

  398. 1898
    وحید says:

    سلام آقاي ايزدي . شبتون زيبا

  399. 1899
    آریا says:

    سلام د علی رضا جان

  400. 1900

    الحمد ل الله خوبم خانم پریسا، شما خوبید ان شاء الله؟

  401. 1901
    سیتا says:

    خخخخ پریسیما جان بهت شکلک ارادت گذاشته بودم شکلک لوغ لیوانی خخخخ
    سلااااااام پریسا جون خوبی
    شایعه شایعه بذار خوب فکر کنم هاااااان
    دوستان سیتا ازدواج کرده پست عروسی زده اما مدیر و ویراستارا فرستادتش جفنگ خخخخ چرا آیا هان
    منم پریسیما بذار در گوشی ی چیزی بهت بگم که منم قراره با پارتی و رشوه برم سر کار خخخخ
    راستی پری منم یکی رو دوس دارم بدو بیا وساطت کن خخخ به من چه خودت گفتی کمک میکنی پس بدو شکلک آژیل خطر

  402. 1902
    پریسیما says:

    نه نازنین جان
    جامعه عوض شده نمیشه مثل قدیم بود
    زن توی اجتماع هست پس حرف زدن با همکار و این جور چیزا هم خواهد بود
    صمیمیت اگه از حدش فراتر نره اصلا اشکالی نداره
    تو این سایت من با شهروز و امیر و طاها صمیمی هستم ولی کسی چیزی نگفته
    چون با رعایت شئونات این کارو میکنم
    بعضیها عادت دارن از کاه کوه بسازن
    طرف تو اداره یه برگه به همکارش میده امضا بکنه میگن نامه ی عاشقونه بود خخخ

  403. 1903
    وحید says:

    شهروز جان اين حرفهايي كه گفتي تنها مخصوص اصفهاني هاست.
    وااآااآااآي
    الان هر اصفهاني كامنت منو بخونه ، به جرم تخريب اذهان عمومي منو مي گيرند.
    الفرااااااار

  404. 1904
    آریا says:

    راستی شهروز شنیدم بختت بسته شده میخای با جادو جنبل بازش کنیم امیر آشنا داره ها

  405. 1905
    پریسیما says:

    سیییتاااا من در خدمتم عزیزم

  406. 1906
    پریسیما says:

    خخخ بخت شهروز بسته شده خخخ خخخ خخخ وااای مردم از خنده آقا آریا خخخ

  407. 1907
    آریا says:

    وا پریسا چرا امشب ساکتی بیاااااااااااا

  408. 1908
    رهگذر says:

    نازنیییییین….بزنم نصف شی؟ بزنم؟ بزنم؟ داری شرقی فکر میکنیا…وقتی با مخاطبت ارتباط برقرار کنی بدون اینکه به مرد بودن یا زن بودنش توجه داشته باشی دیگه هیچ بحثی پیش نمیاد…آدم دارای شأنهای مختلفیه…فقط که جنسیت نیس… فکر و روح آدم ارزش بسیار بالایی داره…

  409. 1909

    نازنین اتفاقاً اینطور هم نیست.
    خب مثلاً ما الآن خیلی راحت داریم با هم میگیم میخندیم.
    هممون هم با هم شوخی میکنیم.
    حالا فرض کن اگر پسفردا به خاطر این پست برامون حرف در بیاد که فلانی و فلانی یه چیزی بینشون هست، مقصر ماییم آیا؟

  410. 1910
  411. 1911

    آریا به امیر گفتم میگه باید سوسکو با پاچه ی مارمولک بریزی تو مخلوط کن بعد دماغ موش هم قاطیش کنی بخوری بختت باز شه.
    خب من ترجیح میدم بمیرم تا این شکلی باز شه خخخ.
    راستی وحید و رهگذر. ممکنه بچه های اصفهان دلخور شن. من میدونم دارید شوخی میکنید. ولی اگر بحث در مورد اصفهانیها رو ادامه ندید ممنون میشم.
    مرسی.

  412. 1912
    سیتا says:

    سلاااام آقای ایزدی سیتا چند نظر خخخخخ
    آقای یکی از ما امروز زود آمدین از ترس رهگذر که نیست گفته بود بزنیدش که سیاه شود هاهاها
    یا هم از خاطر ریش در گروی سیتا میباشد خخخخ
    برین ساعت 23و58 دقیقه منتظر شما هستیم که بیایید و بگویید موضوع امروز چیه هاهاها

  413. 1913
    پریسیما says:

    نه انصافا مقصر ما نیستیم شهروز
    مقصر ذهنهای مریض کسانیه که چشم دیدن دوستی ما رو ندارن یا اینارو عیب میدونن
    ببینید همه چیز پیش خدا ذهنی سنجیده میشه
    ذهن من اگه به سمتی بره که مثلا یکی بدونه من زیاد نماز بخونم میشه ریا
    ذهن من اگه حسادت بکنه نتیجه ی اون حسادت میشه غیبت و شایعه
    ذهن من به خودش اجازه میده تا چیزی رو مطمئن نیست و میگه میشه تهمت
    گناههای ما ذهنی هستن
    پس من میتونم با یه پسر حرف بزنم مثل همین الآن که دارم حرف میزنم ولی گناه نکنم

  414. 1914
    وحید says:

    من فكر مي كنم خانم و آقا تا حدي كه رفتارشان خارج از عرف معمول نباشد اشكالي ندارد. مثلا خود من با خانمهاي زيادي شوخي كرده ام و حتي آنها نيز با من شوخي كرده اند ولي رفتارمان در حد معمول بوده و اين جور نبوده كه پايمان را فراتر از حد دراز كنيم.

  415. 1915
    آریا says:

    ای امیر ناقلا خودت این کارارو انجام دادی و خوردیشون خخخ ال فراااار

  416. 1916
    نازنین says:

    پریسیما جان منظورم این نبود که با کسی صحبت هم نکنیم! ولی متأسفانه بعضی از ما به اسم تجدد و مانند اینها شعونات و اینها را هم کنار میذاریم! نمیدونم چه طور توضیح بدم!
    من با این اعتقاد بزرگ شدم که سعی کنیم خودمون رو در معرض اتهام نذاریم!
    در مورد از کاه کوه درست کردن بعضیها هم کاملا موافقم!

  417. 1917
    پریسا says:

    پخ آریا. من اینجام کامنت به کامنت همراهتونم. مطالعتون می کنم. شکلک حیرت درموندگی1شب هم من دست برداشتم از به هم ریختن بحث جدی این آریا می خواد بره توی جلدم.

  418. 1918
    پریسیما says:

    پس اگه تو کاری افراط و تفریط نباشه گناهی نیست

  419. 1919
    آریا says:

    لایک خانوم |پریسیما

  420. 1920
    وحید says:

    چشم شهروز جان.
    لايك پريسيما خانم

  421. 1921

    امیر قبل ازدواجش دو سه روزی بیمارستان بستری بود لابد برای همین بوده خخخ.

  422. 1922
    پریسیما says:

    نازنین جان اتفاقا داریم از همون کسایی حرف میزنیم که خودشونو پاک و معصوم میدونن ولی دیگرونو ناپاک
    داریم اینو میگیم که همه بنده ی خدا هستن اگه تو برای یه نفر شر درست نکنی مطمئن باش خدا خودش حواسش به بنده ای که آفریده هست

  423. 1923
    سیتا says:

    پریسیمااااااااا
    بیا گوشتو بیار جلو بگم کیه بریم خواستگاری هاهاهاها…
    به سیتااااااااااا گفتنت دلم از ترس منجمد شد که پری خخخخ

  424. 1924

    پریسا بیا برات فالوده بستنی آوردم.
    بیا اصلاً یه قاشقم خودم ازش میخورم که فکر نکنی چیزی توشه.
    بخور خنک شی.

  425. 1925
    آریا says:

    آهان پریسا کم میای شنیدم داری رمان متنی میکنی برای پست بعدیم آماده کنی بدی من منتشر کنم ممنونم خودت رو تو زحمت ننداز خخخ

  426. 1926
    آریا says:

    پریسا بیا برات فال عشقی بگیرم

  427. 1927

    سلام بر خانم سیتا: n نظر.خخخ
    نه ببخشید، بهتره بگم خانم سیتا: i نظر. یادم نیست دیشب بودین یا نه.

  428. 1928
    پریسیما says:

    و اینکه تو که فکر میکنی از همه بهتری بدون که این کارت باعث میشه فکر چند نفر دیگه به سمت گناهی که تو مسببش هستی بره
    پس ببین این کار تو به مراتب گناهتر از حرف زدن یه آدم دیگه با نامحرمه
    حرف زدنی که توش هیچ مرضی نیست که اگه باشه مطمئن باش به حرف زدن ختم نمیشه و پشت درهای بسته خواهد بود
    مطمئن باش کسی که پیش تو داره با یکی حرف میزنه یا میخنده قصد بدی نداره که اگه داشت نگهش میداشت توی تماسهای خصوصیش انجامش میداد

  429. 1929
    هانیه says:

    سلام دوستان خوبید،،چه خبرا

  430. 1930
  431. 1931
    پریسیما says:

    سیتا جان نترس بابا از محبت زیادی کشیدمش خخخ

  432. 1932
    پریسا says:

    سیتا خوشم میاد از اینکه ننداخته گرفتی. سفت نگهش دار ایول!

  433. 1933

    باشه پریسیما.
    عصبانی نشو بابا. با من بود اصلاً. ولش کن کشتییییش. یکی یه لیوان لوغ به این بده آروم شه خخخ.

  434. 1934
    پریسا says:

    شهروز ممنون ولی نوشجان تو داخل این ظرفه شنا هم کنی من بهت اعتماد ندارم خودت بخور آب زرشک های من بسه برام.

  435. 1935
    پریسیما says:

    کیو کشتم خخخ؟
    لوووغ خخخ

  436. 1936
    نازنین says:

    آقا شهروز بابت تذکرتون ممنون! البته من که تقریبا میشه گفت اصفهانیم متوجه شوخیهای دوستان شدم، ولی میدونید چیه متأسفانه بعضی افراد این حرفا رو کاملا جدی میگن و کاملا به این جور حرفا معتقدند و کاملا از رفتارشون معلومه! البته دوستان هممحله ای منظورم نبود! هیچی فقط خواستم یه کم درد دل کرده باشم!

  437. 1937
    پریسا says:

    آریااا به جان خودم بچه ها رمان ها رو این خودش آماده می کنه من هیچ کاری نمی کنم به خدا این دروغ میگههه! فال عشقی؟ خخخ! من و عشق! واااایییی!

  438. 1938
    وحید says:

    خخخ لوغ

  439. 1939
    پریسیما says:

    نازنین تو بانو رو میبینی؟
    چرا اردو نیومدی پس؟

  440. 1940
    سیتا says:

    خخخخخ خب من دیشب نبودم
    دیشب حالا بحث چی بود آیا
    ببینین پریسا امشب پیش من نشسته و کمال همنشین بر او اثر کرده و آرام نشسته مثه من سیتاااااااا

  441. 1941
    پریسیما says:

    نازنین نمیدونم چرا همیشه فکر میکردم تو و رهگذر ترکزبون باشید رهگذر درست از آب در اومد ولی تو فکر نکنم
    کجای اصفهان میشینید؟

  442. 1942
    وحید says:

    نازنين خانم بخدا من شوخي مي كردم راجع به اصفهاني ها. من خودم پدر و مادرم اهل آنجا هستند. بهر حال اگه ناراحت شديد معذرت مي خوام. من خودم اكثرا لطيفه هاي اصفهاني را لايك مي كنم.

  443. 1943

    آقا وایسید منم را میدید، سلام بچه ها

  444. 1944
    پریسیما says:

    دیشب که شب نشینی نبود

  445. 1945
    آریا says:

    وا پریسا کسی که جانه خودش رو الکی قسم نمیخوره آماده میکنی چرا دوست نداری دوستات بفهمن میترسی ریا بشه نه نمیشه پریسا
    من دوست ندارم همه زحمت و سختیاشو تو بکشی بعد به اسم من تموم بشه ممنونم از لطف و محبت فراوونت
    خخخخ پریسا بیا برات فال عشقی بگیرم

  446. 1946

    خیلی خوب، اول یه چیز بدید بخوریم بعدم یکی بگه الان موضوع چیه تا من قاطی قوطی حرف نزنم!

  447. 1947
    پریسیما says:

    سلام آقای قادری

  448. 1948

    سلام به شما پریسیما

  449. 1949
    پریسیما says:

    آقا آریا و پریسا یه جوری توافق کنید دیگه
    من به خاطر این رمانهای زیبا از جفتتون ممنونم

  450. 1950

    پریسا من بهت فالوده بستنی دادم بهم آب زرشک بدی.
    بده دیگهههه!

  451. 1951
    رهگذر says:

    به اسم تجدد نیس نازنین جان…رشد فرهنگیه… اسدآبادی میگه من دنیا را گشتم و در فرنگ اسلام دیدم مسلمان ندیدم…و در کشورهای اسلامی مسلمان دیدم و اسلام ندیدم…
    من به عنوان یک مسلمان فرهنگ غربی را تا حدودی که به روحم آسیبی وارد نکنه میپذیرم…نه تنها فرهنگ غربی، بلکه آفریقایی و ژاپنی و ایتالیایی رو…چرا خودم را محدود کنم؟ باید پذیرفت که تو خیلی از مسائل عقبیم… از جمله تو مسائل ارتباط صحیح داشتن با جنس مخالف…یا در برخورد با سنتها…
    ممکنه فکر کنی که وااااای این رهگذر عجب غربزده ایه…ولی کسانیکه منو دیدن خصوصاً آقایون میدونند که من بشدت صمیمی و بشدت اهل رعایت حدودها هستم…
    میشه صمیمی بود…و میشه حدودها را هم رعایت کرد…تمرین هم نمیخواد…مطالعه فراوان میخواد…خییییلی زیاد…بچه های اهل کتاب میفهمن چی میگم…

  452. 1952

    من وقتی فهمیدم شب نشینی بوده و نیومدم حرصم در اومد، منظورم شب نشینی قبلی بود

  453. 1953
    وحید says:

    لايك رهگذر . دقيقا درسته

  454. 1954
    یکی از شما says:

    سلام. خوب بچهها من اومدم.
    گفتم یه خرده زودتر بیام که اگه کسی حرفی زد که باید جواب میدادم جواب بدم.
    تنها دلیلی که به نظر میرسه همینه که از روی بیکاری این کارو بکنن و خودکمبینی. البته غیبت و شایعه پراکنی لذت خاصی داره که من درکش نکردم. نفرت دارم از این که بخوام با دوستام بشینم پشت سر این و اون حرف بزنم. مأمولا اگه چنین اتفاقی بیفته از جمع دور میشم.
    ولی خوب اینم یه نوع سرطانه.

  455. 1955
    پریسیما says:

    هر شب شب نشینی هست آقای قادری
    هر وقت فرصت کردید بیایید

  456. 1956

    نه پریسا نده، اگه شهروز این دو رو با هم قاطی کنه …بعد بهمون بده …اون وقت قرصهای حساسیت منم جواب نمیده!

  457. 1957

    مهدی در مورد شایعات بین نابیناها هست.

  458. 1958
    سیتا says:

    خخخخ پریسیماااای عزیزم میدونم شوخی بود جدی نگیر
    راستی پری کجا اردو رفتین آیاااااا
    منم اردو میخوام
    پریسا من امشب خیلی چیزا رو گرفتم خخخخ من جمله لوغ لیوانی رو خخخ
    اما کدومش منظورت بود که ولش نکنم و محکم نگهش دارم هااااااان

  459. 1959
    نازنین says:

    آقا وحید گفتم که از شوخیهای شما ناراحت نشدم! پریسیما جان اینکه گفتم تقریبا اصفهانیم منظورم اینه که از توابع استان اصفهان هستم و نه خود شهر اصفهان! من از شهرستان برخوار!
    اردو! اتفاقا بانو بهم گفت بیام ولی خب من تنبلیم شد!

  460. 1960

    لایک رهگذر گرامی!، جدی همیشه شب نشینی هست چه خوب!

  461. 1961
    پریسیما says:

    نجفآباد رو میگم که تو هم نیومدی

  462. 1962
    وحید says:

    آقا آريا و پريسا خانم من به خاطر رمانهاي متني از هر دو شما دوستان عزيز تشكر مي كنم.
    دستتان درد نكند.

  463. 1963
    پریسا says:

    سلام مهدی. خاطرت جمع باشه این شهروز1کلکی توی ظرفش هست و من هم که همین طوری خداییش خیر جهان رو شر می بینم امکان نداره.

  464. 1964
    پریسیما says:

    دوستان شب خوبی بود
    میرم دیگه
    همتونو به خدای مهربون میسپارم

  465. 1965

    به هر حال من تنها راهی که به نظرم میرسه بی اعتناییه.
    به نظرم از نظر جامعه ی نابینایان اگر من پستترین آدم دنیا باشم ولی خودم واقعاً آدم درستی باشم مهم خودمم نه جامعه ی نابینایان.
    اگر پشت سر من و فلان دختر حرف در اومد، مهم اینه که من و اون میدونیم خبری نیست و بس نه بقیه.
    اگر من به جایگاهی رسیدم و بهم برچسب زدن، مهم کار و زندگی و معیشت خودمه نه حرف دیگران.
    امیرو دیدید، با این که پکتوس بین نابیناها خوشنام نبود، ولی رفت اونجا و مشغول شد و به هیچ کدوم از جبهه گیریها توجه نکرد و اتفاقاً مقبولیت پکتوس بیشتر از قبل شده.

  466. 1966
    پریسا says:

    بابا آریا عجب!!! پری سیما این دروغ میگه من کتاب دوست دارم آریا بهم کتاب می رسونه چون تا بیکار میشم تمام وبلاگم رو از شدت نق نق می ذارم روی سرم. این بنده خدا هم کار و زندگیش رو چپ و راست می کنه واسم کتاب جور می کنه میده دستم. کتاب ها رو به محله هم می رسونه. دیگه چی بگم تموم شد دیگه.

  467. 1967
    وحید says:

    ممنون نازنين خانم

  468. 1968
    پریسا says:

    شهروز من کلاغ رو جای کرم خاکی می فروشم به موش خرما. بیخیال شو من سر کار نمیرم.

  469. 1969
    سیتا says:

    شبتون بخیر دوستانم
    من کم کم برم دم در تا در را ببندم خخخخ
    پریسیما دستتو بکش لای در نمونه خخخخ
    پریسا این چه وضعشه دماغتو بکش جا نمونه خخخخ
    مدیر پاتو بردار پشت در نمونه
    آریا چون رمان آوردی برام هم دست هم پا هم دماغتو بیخیال خخخخخ حواسم هستش

  470. 1970
  471. 1971
    پریسا says:

    بچه ها من1عالمه کامنت عقبم میرم بخونم. اگر توی این فاصله در بسته شد شب همگی به خیر ایام همگی به کام.

  472. 1972
    پریسیما says:

    درسته شهروز راهکار خوبیه
    بازم خداحافظ

  473. 1973
    سعید ویسی پور says:

    دوستان در این واپسین لحظات غزلی از فاضل نظری تقدیم به شما.

    هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق

    هم دعا کن گره تازه نیافزاید عشق

    قایقی در طلب موج به دریا پیوست

    باید از مرگ نترسید، اگر باید عشق

    عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم

    شاید این بوسه به نفرت برسد، شاید عشق

    شمع افروخت و پروانه در آتش گل کرد

    می­توان سوخت، اگر امر بفرماید عشق

    پیله عشق من ابریشم تنهایی شد

    شمع حق داشت، به پروانه نمی­ آید عشق

    (فاضل نظری)

  474. 1974

    همگی شب به خیر.
    دم در بسته ی غذایی رو حاوی لوغ لیوانی و لرزونک و نیمروی مخصوص وحید تحویل بگیرید خخخ.
    مواظب خودتون و خوبیهاتون باشید.
    بدرود.

  475. 1975

    رفتگان گرامی، شبتون خوش!

  476. 1976
    وحید says:

    شب همه دوستان بخير . بحثهاي خوبي بود. ممنونم از شما دوستان. شب آرامي داشته باشيد.

  477. 1977
    یکی از شما says:

    راستی پریسا! رفتم تو وبلاگت و اون پستی که توش گفته بودی میخوای از گوشکن بیای بیرون و خودت یه سایت بزنی و بچهها رو ببری تو سایت خودت. نکن این کارا رو پریسا. این بچهها زحمت کشیدن.

  478. 1978
  479. 1979
    آریا says:

    شب خوش دوستان
    پریسا جان امیدوارم از دستم دل خور نباشی
    یه خورده امروز زده بود به سرم سر به سرت گذاشتم امیدوارم دلخورت نکرده باشم
    شب خوش دوستان عزیز