دانلود رمان متنی سفر به مرکز زمین، اثر ژول ورن:

سلام بر دوستان فرهیخته و کتابخون محله ی نابینایان.
یکی از دوستان بسیار نازنین و مهربون یعنی جناب استاد فرید سعیدی تعداد زیادی رمان متنی در اختیار این حقیر قرار دادن، و اجازه فرمودن که این رمانها رو به تدریج در محله منتشر کنم که خیلی خیلی  از این عزیز تشکر میکنم و با اجازه ی ایشون اولین رمان از این سری رمانها، یعنی رمان زیبای سفر به مرکز زمین اثر معروف و به یاد موندنی نویسنده ی پیشرو و برجسته ی فرانسوی ژول ورن رو براتون میذارم که امیدوارم مورد توجه شما دوستان خوبم قرار بگیره.

در ابتدا به شرح کاملی  از زندگینامه و آثار این نمایشنامه نویس توانای فرانسوی توجه فرمایید:

((ژول ورن)) به سال 1828 در جزیره ی ((ریدو)) از توابع ((نانت)) فرانسه چشم به جهان گشود. پدرش که وکیل دعاوی خوشنامی بود، آرزویی جز این نداشت که ژول رشته ای حقوق بخواند و روزگاری جانشین شایسته ی وی شود. غافل از این که روحیه ی پسرش با چنین آرزویی سازگار نیست. در واقع ((ژول ورن )) از کودکی شیفتهی طبیعت بور و در هر فرصتی که به دست می آورد به اسکله ی ((لوار)) می رفت و به رفت و آمد کشتیها و قایقها می پرداخت وبه ناخداها و ملوانها خیره میشر و آرزویی جز این نداشت که روزی با کشتی بادبانی به سیر و سیاحت بر روی امواج خروشان دریا بپردازد. کار این شیفتگی به اینجا رسید که در سن یازده سالگی، بی اجازه ی پدر ومادر تصمیم گرفت که با کشتی به سوی شبه قاره ی هند سفر کند. به همین خاطر، به عنوان شاگرد ملاح به استخدام یک ناخدا در آمد. اما درست به هنگام حرکت کشتی، پدرش سر رسید و او را به خانه برد. با این وجود، عشق به سفرهای ماجرا جویانه در نهاد ژول باقی ماند. هنگامی که ژولورن پا به دوران جوانی گذاشت، پدر به پیروی از آرزوی دیرینه ی خود، او را برای تحصیل در رشته ی حقوق به پاریس فرستاد و از او قول گرفت که تحصیلات خود را با موفقیت به پایان رساند. ژول بر عهد خود پایدار ماند و تحصیلات عالیه ی حقوق را به پایان برد، اما گرایشی به شغل وکالت نداشت.

او شیفته ی ادبیات و نویسندگی بود. به پیروی از نمایشنامه نویسان موفق تیاتر، چند نمایشنامه نوشت که موفقیتی به دست نیاورد. ((ژول ورن )) جوان در گامهای نخستین نویسندگی شکست خورد وچون حرفه ای نداشت با تهیدستی روزگار میگذرانید. پدرش که از شور و شوق ژول به نویسندگی آگاهی یافته بود، مقرری مختصری برای او می فرستاد که برای زندگی در پاریس کفایت نمی کرد و او از فرط ناچاری به خوردن نان خشک و شیر قناعت می ورزید. در چنین اوضاع و احوالی ، شرایطی فراهم آمد که میتوانست دختری ثروتمند و پر جهیزیه را به همسری خود در آورد. اما ژول از این ازدواج سرباز زد، چرا که با ده تن از دوستان همفکرش محفلی به نام ((یازده مرد مجرد )) بنیان گذاشته بود. در همین زمان به شغل منشی گری در تاتر (( لیبریک)) فرانسه پرداخت و با دریافت صد فرانک در ماه ، توانست به زندگی از هم گسیخته ی خود سر وسامان ببخشد. با وجود فشار روز افزون زندگی، ژول ورن از مطالعه ی کتابهای علمی در کتابخانه ی ملی پاریس غافل نمی ماند و از همین هنگام بود که به فکر نوشتن داستانهای تخیلی افتاد . تشویقهای دوست دانش پژوهش ((نادار )) نیز بر گرایش ژول ورن به نوشتن چنین داستانهایی دامن زد و او سرانجام ، نخستین اثر خود را با نام (( پنج هفته دربالن )) به نگارش در آورد . تا آن زمان ، هیچ نویسنده ای با چنین مضمونی اثری به وجود نیاورده بود. در واقع این اثر، چنان تازگی داشت که پانزده ناشر آن را نپذیرفتند و از چاپ آن خوداری ورزیدند. اما ((ژول ورن )) از سماجت دست بر نداشت و در بامداد یکی از روز های پاییز سال 1862 به کوچه ی ژاکون پاریس رفت و به موسسه ی انتشاراتی ((هتزل )) پا گذاشت و دستنوشته ی ((پنج هفته در بالنرا به وی ارائه کرد. هتزل))که خود نویسنده ی با ذوق و موفقی به شمار می رفت وبا امضای مستعار (( پ.ژ.استال ، برای نوجوانان داستانهای دل انگیز می نوشت ، از ژول ورن خواست تا دو هفته دیگر مراجعه کند. ژول ورن این مدت را در تب و تاب گذراند و درموعد مقرر به نزد ((هتزل)) شتافت. وی دستنوشته را به ژول ورن سپرد. او به خیال این که ((هتزل )) نیز اثرش را نپذیرفته است، قصد رفتن داشت که ((هتزل )) نظر خود را با وی در میان گذاشت: (( اثر شما بسیار خواندنی و پر نکته است. اتفاقات و حوادث را درست و حساب شده به کار گرفته اید. اما لازم است از جنبه های صرفا” علمی آن بکاهید و به شکل داستانی شیرین و سرگرم کننده باز نویسی کنید )). و بلافاصله پیشنهاد کرد که ژول ورن طی قراردادی بیست ساله، هر سال دو کتاب بدین سبک برای وی بنویسد و برای هر اثر مبلغ ده فرانک آن زمان ، دستمزد دریافت کند. از این به بعد ((ژول ورن )) در مسیر موفقی گام نهاد که این موفقیت تا امروز نیز ادامه دارد. عصری که ((ژول ورن )) در آن به فعالیت ادبی پرداخت، عصر نویسندگان ناماوری مانند :اونوره دو بالزاک ، آلکساندر دومای پدر، گوستاو فلوبر در انگلستان ،فیودور داستایفسکی و ایوان تورگنیف درروسیه بود. در آن زمان این نویسندگان یکه تاز ادبیات به شمار میرفتند. ((ژول ورن)) به یاری ذوق و قریحه ی سر شار و زمینه ی نو و بدیع داستانهایش توانست میان چنین نویسندگانی قد الم کند و به شهرتی جاودانه دست یابد. به راستی رمز محبوبیت آثار ژول ورن به خاطر چیست؟ چرا پیر و جوان نوشته های او را میخوانند و لذت می برند؟ باید گفت که :او چشم انداز تازه ای پیش روی خواننده می گستراند. او را به همراه قهرمانان خود به گوشه و کنار دنیا میبرد و در حوادث و رویدادها شریک میسازد. به این نکته توجه کنیم که در ان زمان مسافرت به راحتی امروز میسر نبود و یک فرانسوی به خواب و خیال هم نمی دید که پا به افریقا، قطب جنوب و شمال ، ترکیه، چین و … بگذارد. ((ژول ورن )) خواننده را به دیدار از سرزمینهای نادیده و دور از دسترس می برد و آگاهیهای بسیاری در اختیارش می گذاشت. جالب توجه این که : ((ژول ورن )) چنان دقیق و گیرا سرزمینهای دور دست را معرفی میکند که گویی خود این سرزمینها را از نزدیک دیده است. در حالی که می دانیم ژول ورن از آموخته های خود استفاده می کرد. به همین خاطر دفتر کارش مجموعه شگفت آوری از ،سفرنامه ها ، نقشه ها کتابهای فیزیک ،شیمی ،ریاضی ، ستاره شناسی ، گیاه شناسی و . . . به شمار می امد . او چنان دقیق و نکته بین به معرفی کشورها می پرداخت که هنوز هم خواننده را حیرت زده می کند. به طور مثال : در بخشی از ((فاتح آسمانها )) به معرفی ایران نیز می پردازد . از کویر لوت و خطه ی شمال و دریای خزر سخن به میان می آورد و در توصیف چنین اماکنی ، از خود مهارت به سزایی نشان می دهد. نکته ی شگفت اور دیگر ، پیش بینی های اوست که اغلب به واقعیت پیوسته اند. بیهوده نیست که او را ((پیامبر اختراعات قرن بیستم )) لقب داده اند . ژول ورن در ((خانه ی متحرک )) اختراع اتومبیل را نوید می دهد. در ((فاتح آسمانها )) هلیکوپتر را ، در ((بیست فرسنگ زیر دریا )) زیر دریایی را ، در ((سفر به ماه )) و ((گردش به دور ماه )) سفینه های فضایی را ، در (( قلعه ی مرموز )) تلفن و رقص نور و صدا را و . . . افزون بر این ، نکته های ارزشمند بسیاری در آثار او نهفته است که به مجموعه کارهای او اعتبار ویژه ای می بخشد : ((ژول ورن )) بر کوشش پیگیرانه ای بشر در دستیابی به آرمانهای خود تاکید میکند و ناامیدی را مردود می شمارد. پیش روی همه ی قهرمانان کتابهایش ، موانع عظیمی جلوه گر میشود اما با تلاش و امیدواری بر آنها غلبه می کنند. در جمله آثار او، خیر )) بر شر پیروز می شود و سرانجام، آنچه به چشم می آید ستایش کائنات و اذعان صادقانه به سرچشمه ی حیات و هستی است. سبک نوشتن ژول ورن ویژگی خاصی داشت. او قهرمانان آثار خود را با حوادث و اتفاقات غافلگیرانه روبرو می ساخت و تلاش و تقلای آنان را در رهایی از مشکلات و پیشامدها پیش چشم خواننده مجسم میساخت. میتوان گفت که: وی در زمینه غافلگیر کردن قهرمانان آثار و خوانندگان کتاب مهارت فوق العاده ای داشت. گام به گام ماجرای هیجان انگیز تازه ای می آفرید تا خواننده به خستگی و ملال دچار نشود. ژول ورن پس از ((پنج هفته در بالن )) که خواننده را با دکتر ((ساموئل )) در بالنی به نام پیروزی همسفر می سازد و دنیای ناشناخته و اسرار آمیز آفریقا را زیر پایش می گستراند، رمان ((ماجرای ناخدا هاتراس )) را عرضه کرد. در این ماجرا ناخدا هاتراس با مخاطرات بسیاری بر قطعات یخ قطب روبرو میشود . محبوبیت و تاثیر گذاری این اثر تا بدانجا رسید که دو تن از کاشفان قطب شمال به نامهای دریاسالار پیرد و ژان شارکو به تاثیر عمیق و گره گشای ان بر سفرهایشان اعتراف کرده اند. اکنون ژول ورن در آسمان ادبیات جهان درخشیدن گرفته بود. مسافرت به مرکز زمین ، سفر به کره ماه و گردش به دور ماه بر این درخشش افزود. این دو اثر آخر ، بر محاسبات ریاضی استوار بود. ژول ورن از احتمال سفری سخن می گفت که آرزوی دیرینه ی انسانها به شمار می رفت : سفر به سیارات و کشف فضا … شگفتا که دیری نپایید که این احتمال به یقین پیوست. ((فرزندان ناخدا گرانت )) بر محبوبیت ژول ورن در چهار گوشه ی جهان افزود و بیست هزار فر سنگ زیر دریا موجب شد که جایزه ی آکادمی فرانسه را به دست آورد . این اثر که پیش از به کتاب در آمدن توسط انتشارات هتزل به صورت پاورقی در روزنامه ی تان به چاپ می رسید ، از طرف خبر نگاران خارجی مقیم فرانسه ، روزانه به وسیله ی تلگراف به روزنامه های کشورشان مخابره می شد . دور دنیا در هشتاد روز که پس از انتشار ، به صورت نمایش بر صحنه ی تیاتر به اجرا در آمد ، مدت دوسال بر صحنه بود ، بی آنکه شمار تماشاگرانش کاهش یابد. میشل استرو گف نیز از چنین موفقیتی نصیب برد و به ویژه مورد توجه زنان پاریس واقع شد. آثار بعدی ژول ورن هم هر یک بر محبوبیت او افزودند و نام وی را بیش از پیش پر آوازه ساختند. …

و اما عضو محفل یازده مرد مجرد سر انجام در سال 1857 به ازدواج تن داد و با بیوه زنی بیست و شش ساله به نام (( هونورین ان هبمورین )) که دو فرزند داشت ، پیمان زناشویی بست و میشل ورن در سوم اوت 1861 پا دنیا نهاد . ژول ورن برادری به نام پل و سه خواهر به نامهای : آنا، ماتیلا و ماری داشت . به سال 1866 جوانی دیوانه از بستگان ، او را هدف گلوله قرار داد که در نتیجه پایش آسیب دید و از آن به بعد زمین گیر شد . با این همه با عشقی شور انگیز به نوشتن ادامه داد و به سال 1896 در برابر پرچم را نوشت . در این زمان چشمش آب آورده بود و خود معترف بود که یارای نوشتن ندارد . با این حال ، ابو الهولهای یخ ، وصیتنامه ی مرد دیوانه ، درامی در لیونی و فانوسی بر فراز دنیا را به نگارش در آورد . او که بسیاری از اختراعات را پیش بینی کرده بود ، مرگ خود را نیز به راحتی پیش بینی کرد . به همین خاطر روزی به همسرش گفت : این بار به جای پزشک ، برایم کشیش بیاورید . و سرانجام در بیست و چهارم مارس 1905 چشم بر جهان فرو بست . اکنون پیکره ی یاد بود این نویسنده ی همیشه جاوید در زادگاهش نانت برپاست و آثارش همه ساله در چاپهای متعدد و به زبانهای مختلف دنیا انتشار می یابد و از استقبال گرم خواستارانش برخوردار می شود . آثار این نویسنده و نمایشنامه نویس:

  • نوولِ مارتین پاژ-۱۸۵۲
  • نمایشنامه کولی مابارد-۱۸۵۳
  • ارباب زکریا-۱۸۵۴
  • ترانه کمدی «یازده روز در پایتخت»-۱۸۶۰
  • پنج هفته در بالن- ۱۸۶۲
  • سفر به مرکز زمین- ۱۸۶۴
  • از زمین تا ماه- ۱۸۶۵
  • فرزندان کاپیتان گرانت – ۱۸۶۷
  • جغرافیای مصور فرانسه و مستعمرات آن-۱۸۶۸
  • سفر به مدار ماه – ۱۸۷۰
  • بیست هزار فرسنگ زیر دریا – ۱۸۶۹
  • دور دنیا در هشتاد روز – ۱۸۷۳
  • جزیره اسرارآمیز – ۱۸۷۴
  • میشل استروگوف – ۱۸۷۶
  • خطهای سیاه-۱۸۷۷
  • تاریخ مسافتهای بزرگ و مسافران نامدار-۱۸۷۸
  • ابوالهول یخی
  • ناخدای پانزده ساله-۱۸۷۸
  • مسافرت در راه چین-۱۸۷۹
  • پانصد میلیون-۱۸۷۹
  • اشعه سبز-۱۸۷۹
  • فرشته لجباز-۱۸۸۳
  • ماتیاس ساندروف-۱۸۸۵
  • جزیرهای در آتش-۱۸۸۴
  • فاتح شبگرد-۱۸۸۰
  • روبر فاتح
  • دو سال تعطیلات-۱۸۸۸
  • کاخ کارپاتها-۱۸۹۲
  • جزیره آفتابپرستان-۱۸۹۵
  • در برابر پرچم-۱۸۹۶
  • یک درام در لیونی-۱۹۰۴
  • صاحب جهان-۱۹۰۴
  • جنگلهای تاریک آمازون
  • انسانهای میمون نما (شهر شناور)
  • کاروان لجوج
  • پایان دنیا
  • مدرسه رابینسونها
  • اژدهای دریایی
  • خانه متحرک
  • سرزمین تاریکی
  • دیوار چین
  • آوارگان جزیره
  • آتشفشان طلایی
  • فاتح آسمانها
  • آخرین هدیه
  • زیر زمین اژدها(پانصد ملیون ثروت)
  • اسرار کشتی سنتیا
  • سوداگرای پوست
  • فانوس دریایی
  • ماجراهای ناخدا هاتراس
  • ماجراهای آفریقا
  • آقای سزار
  • قهرمان سرزمین زمرد
  • فرزند ایرلند(جلد دوم قهرمان سرزمین زمرد)
  • جزیرهای در آتش
  • جزیره یخبندان
  • حادثهای در لیونی
  • شکار شهاب
  • در سیارات چه میگذرد؟
  • کشتی شکستگان
  • تونل زیر دریایی(در برابر پرچم)
  • سفر به صحرای اسرار آمیز(هجوم دریا)
  • قلعه مرموز(قصر کارپاتها)
  • اشعه سبز
  • سفر پر ماجرا
  • سیاره سرگردان
  • جزیره آفتاب پرست
  • ابوالهول یخها
  • ماتیاس ساندروف
  • فرزندان کاپیتان گرانت
  • سفر به مرکز زمین
  • سفر به کره ماه
  • جزیره اسرار آمیز
  • میشل استروگف
  • دور دنیا در ۸۰ روز
  • ناخدای ۱۵ ساله
  • جنگلهای تاریک آمازون

شما میتونید این رمان ارزشمند رو از:

 

اینجا

 

دانلود کنید.

خدا نگهدار.

 

 

درباره مهرداد چشمه

سلام. من مهرداد چشمه، متولد 22 تیرماه 1343 در شهر قایم شهر در استان مازندران. بزرگ شده در شهر اراک در استان مرکزی. و سالیان درازیست که ساکن شهر کرج در استان البرز هستم. تحصیلات من در حد دیپلم، هست، که البته به خاطر برخورد با انقلاب فرهنگی در اوایل انقلاب و کمبود امکانات در اون زمان با این که سه سال متوالی در دانشگاههای دولتی و تربیت معلم قبول شدم نتونستم به تحصیلات عالی دست پیدا کنم. من کارمند شرکت آب و فاضلاب استان البرز هستم و در شغل شریف اپراتوری تلفن مشغول به خدمت میباشم. از علایق شخصی خودم، میتونم به شنیدن موسیقی ملل، دیدن یا شنیدن فیلمهای کلاسیک و ارزشمند، خوندن رمانهای فاخر دنیا، کامپیوتر و اینترنت و غیره اشاره کنم. پست الکترونیک: mr.cheshmeh@gmail.com آدرس سایت چشمه سرا: cheshmehsara.com آیدی اسکایپ: mr.cheshmeh تلفن همراه: 09121641278 تلفن محل کار: 02632224020
این نوشته در داستان و حکایت, کتاب ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

26 Responses to دانلود رمان متنی سفر به مرکز زمین، اثر ژول ورن:

  1. 1

    سلام
    چقدر آثارشون زیاده خدای من!
    میذارمش بعدها بخونمش اگه عمری باشه.
    ممنون از مقدمه ی بسیار کامل و ارزشمندی که نوشتید
    لایکشم فردا میزنم چون مستحق لایک گرفتنه.
    موفق باشید.

  2. 2
    فاطمه جوادیان says:

    سلام.
    چه زندگی پر فراز و نشیبی! من، بیست هزار فرسنگ زیر دریا رو خوندم. واقعا زیباست. این کتاب رو هم در اولین امکان خواهم خوند.
    از شما سپاس گزارم آقای چشمه گرامی.

  3. 3
    سیتا says:

    سلام بر عموی فرهیخته و کتابخون محله ی نابینایان
    ایول، خوش به حالتون،
    شما و این همه رمان متنی محاله خخخخ
    مرسی عمو
    ولی عمو جان کو عسک شما
    چَرااااا هر چی مینیگاهم نیس
    عمو آفرین برو شناسنامتو عکسدار کنین،
    چند روز دیگه قراره من کاندیدای نماینده مجلس بشم، اون وقت یکی رای کم میارم شهروز حسینی رای رو میبره هاهاهاها
    راسی از استاد فرید سعیدی هم سپاس بابت این لطف بیکران.

  4. 4
    مرد اردیبهشت says:

    سلام… دریافت کردم… سپاسِ فراوان از شما… خواندنِ کتاب با صفحه خوان را دوست دارم به این خاطر که به خوبی می توانم روی متنِ اثر تمرکز کنم… از این که شنیدم متنِ تعدادی کتابِ خوب به دستتان رسیده بسیار خوشحال شدم… از دوستتان که بزرگوارانه آرشیوشان را در اختیارِ شما گذاشتند هم سپاسگزارم…. مشتاقِ خواندنِ باقیِ کتاب ها هستم… ممنون می شوم اگر به طورِ منظم آنها را در محله قرار دهید… برقرار باشید…

    • 4.1

      سلام بر دوست اردیبهشتی خودم.
      خیلی خوشحالم که از این سبک خوندن رمان لذت میبرید.
      منم در حال بررسی رمانهای ارسالی هستم، امیدوارم که آثار بسیار ارزشمندی در بین این رمانها پیدا کنم و ارزش منظم منتشر کردنشون رو پیدا کنن.
      ممنون از حضور شما.

  5. 5
    پریسا says:

    سلام.
    مرد اردیبهشت رو لایک می زنم.
    صفحه خوان ها برای خوندن کتاب از نظر من خیلی خوبن.
    نمیشه بذار خودم بشم.
    کتاب های متنی آخجون! این یکی رو خوندمش بچه ها بخونید خیلی قشنگه.
    یعنی شما1آرشیو رمان متنی دارید آقای چشمه؟! شکلک چشم هام برق زد. منتظرم.
    شاد باشید.

  6. 6
    بانو says:

    سلام و بسیار بسیار ممنون.
    آقای سعیدی رمان های متنی رو که دارند در گروه ایمیلی ارسال می کنند و واقعا از ایشون و شما ممنونم…..
    آقای چشمه! اول خارجی هاش رو بذارید رو محله شکلک کتاب متنی خارجی خیلی کم هست…..
    بازم ممنون و سربلند باشید

  7. 7
    مهدی عابدی says:

    سلام دانلود کردم ممنون

  8. 8
    ابراهیم says:

    سلام عمو خسته نباشید واقعا.
    کامنت پریسا خانم و مرد اردیبهشت رو لایک میکنم.
    امیدوارم هفته ای یکی دو پست از این پستها رو ازتون بخونیم.
    البته اگه بیشترم شد که دیگه بهتر.!
    سپاس مجدد از شما و آقای سعیدی هر دو شاد و موفق باشید

  9. 9
    فرشته نرگسی says:

    درود بر عمو چشمه بزرگوار! من دانلود کردم و به زودی مطالعه میکنم! از جناب سعیدی بزرگوار که اجازه ی انتشار رمان رو دادند بی نهایت سپاسگزارم و همچنین از شما عموی عزیز که زحمت انتشارش رو کشیدید متشکرم! برقرار باشید!

  10. 10
    روشنک says:

    لااام
    کلا اهل علم و اندیشه و اینهایینا … کتاب گذاشنتونم فک.رانه هست . ممنون واقعا من
    اثار ژول ورن را دوست دارم.
    مقدمه مفصل و خوبی هم گذاشتین، یاد یکی از تحقیقات درس ادبیات دوران مدرسم افتادم … خیلی ممنون

  11. 11
    عمو حسین says:

    درود بر داداش مهرداد. تشکر از قرار دادن این رمان در محله. از فرید عزیز هم سپاسمندم. فقط نمیدونم چرا فرید هنوز گوش کنی نشده ببین میتونی یه جورایی از زیر زبونش بکشی خخخخ. راستی مهرداد جان من اول فکر کردم که متن رمان رو اینجا گذاشته ای. من اینجوری بیشتر دوست دارم که همون آنلاین متن یا رمان یا هر چیز دیگری رو مطالعه کنم. چون فایلهای دانلود شده را معمولا کلا فراموش میکنم. پس اگه لطف کنی و هم اصل متن و هم لینک دانلود را قرار بدی ههر کس هر جوری که عشقش کشید، مطالعه میکنه. البته در صورتی بودن اصل متن خوبه که سرفصلها هدینگ‌بندی شده باشه که شاید شما وقت این کار رو نداشته باشی در این صورت من حاضرم باهات همکاری کنم تا شاید توفیق اجباری نصیبم بشه و مجبور به مطالعه بشم. دیگه اینکه بازم تشکر و سپاس.

    • 11.1

      سلام عمو.
      من اولش تصمیم داشتم که اصل رمان رو توی محله بذارم، اما واقعا یه رمان چند صد صفحه ای در سایت و در قالب یک پست به خاطر سنگینی روی صفحه خوانها بسیار مشکله.
      بنابر این لینک دانلود رو میذارم تا بلکه کامپیوترها و گوشیهای دوستان به درد سر نیفته.
      در مورد فرید عزیز هم، خب حتما ملاحظاتی در کارش هست که هنوز ما رو از فیض حضورش در محله محروم نگه داشته دیگه.
      امیدوارم که همین روزا شاهد حضور سبز این عزیز در سایت هم باشیم.
      ممنون از حضورتون.

  12. 12
    طاها says:

    سلام بر عموی عزیز مرسی از پست جالب

  13. 13

    سلام عمو.
    متشکرم مقدمهی خوبی بود من دوست دارم یه کتابی را که میخونم مخصوصا خارجی از نویسنده و تاریخچش بدونم. دانلود کردم و حتما بعد از امتحاناتم میخونمش این امتحانات زمانی برام نذاشته خخخخخخخخخخ از دیشب تا الان وقت نکردم بیام محله.
    ممنون عمو جدا, منتظر ادامهی رمانها هستم.

دیدگاهتان را بنویسید