چکش کاری آیین نامه ی انتخاباتی محله نابینایان

بچه ها، من از اون لحاظ که در این پنج سال ی جور هایی مسئول این محله بودم، مشاهده کردم که این محله از ی وبلاگ شخصی به این تارنمای عمومی که متعلق نه به شخص من بلکه به همه ی نابینایان است تبدیل شد. الان موقع مناسبی برای انتخاباتی شدن سایت هست. مهم نیست چه شخصی واسه کاندیداتوری ثبت نام می کنه. شما اگه واقعا دلتون واسه سایت میسوزه اون هایی که تواناییشو دارید واسه نامزدی در اداره امور سایت ثبت نام کنید و همه، تأکید می کنم، همه توی رأی گیری شرکت کنید که انتخابات از بین نره، که سایت از بین نره!

ببینید، واقعیت اینه که یک عده ای توی این پنج سال زحمت کشیدیم و یک سری پست زدیم با زحماتی که واسه تهیه مطالب متحمل شدیم. فقط و فقط برای پیشرفت خودمون و همنوع هامون.

حالا من حق ندارم الکی سایتو بی خیال بشم با تمام زحماتی که واسه سایت کشیده شده. اون مطالب اگه مال خودم بود، راحت بی خیالشون می شدم ولی اونا همش مال من نیست. پس ی راه هست که من مسئولیتم رو انجام بدم و زمینه ی ادامه ی فعالیت اینجا و از بین نرفتنش رو فراهم کنم.

خب؟ تا اینجاش با منه که انتخابات رو برگزار کنم و بگذارم کسایی که میتونید ثبت نام کنید و بقیه هم به شما ها رأی بدیم.

حالا اگر به اندازه ی کافی تعداد افراد صلاحیت دار ثبت نام نکردید و رأی ندادید و رأی نیاوردید، به هر علتی، به هر علتی این اتفاق بیفته، دیگه من مسئول نیستم. دیگه مسئولیت بودن یا نبودن این پنج سال تلاش با من نیست. ممکنه من شرکت بکنم یا نکنم، ممکنه فلانی شرکت بکنه یا نکنه، ممکنه سایت دست من یا ال یا بل بیفته یا نیفته. دیگه اینکه اینجا چی بشه یا نشه، این بار با شماست. این متن رو قبل از پست های دیگه هم که صلاح بدونم می نویسم.

پس بطور خلاصه این میشه که، اگه انتخابات موفق بود و سایت مدیران جدید پیدا کرد، که کرد. اگه نع، تا مرداد 95 سایت مسکوت می‌مونه، مطالب هستند و بعدم شما رو بخیر و ما رو به سلامت.

قبل از برگزاری انتخابات که اولین مرحله ی اون ثبت نام برای نامزدی برای مدیر و عضو هیئت رییسه شدن هست، پیشنویس آیین نامه ای که قراره پیاده سازی بشه رو اینجا مییارم اگه می خواهید توی کامنت ها چکش کاریش کنید تا بریم جلو. تا جمعه شب 18 اردیبهشت 95 ساعت دوازده شب وقت دارید نظراتتون رو در خصوص بهتر شدن آیین نامه بنویسید و تا جایی که امکان داشته باشه لحاظ می کنیم.

بعد که آیین نامه رو با کمک هم آماده کردیم، توی ی پست دیگه، ثبت نام برای کاندیداتوری رو شروع می کنیم و مراحل انتخابات رو در پست های بعدیش تا تبلیغات و رأی گیری ادامه میدیم تا نهایتا به رأی گیری و اعلام اسامی مدیر های جدید برسیم.

 

آییننامه ی انتخابات سایت گوشکن، محله ی نابینایان.

 

 

1: تنها کسانی حق شرکت در انتخابات و دادن رأی به کاندیداها را دارند که پیش از شروع انتخابات در سایت گوشکن حساب کاربری ایجاد کرده باشند و قوانین و سیاستهای کلان این سایت را پذیرفته باشند.

 

نکته: در زمان انتخابات، فرد رأی دهنده باید از داخل حساب کاربری خود در انتخابات شرکت نماید.

 

 

2: فرایند اخذ رأی به شکل مخفی صورت میگیرد تا رأی کاربران در تصمیم گیری سایر اعضا تأثیرگذار نباشد.

 

 

نکته: پس از انجام انتخابات، ارائه ی اسناد و مستدلات برای اثبات سلامت برگزاری انتخابات تنها به کاندیداهای شرکت کننده در انتخابات الزامی میباشد و این اسناد به دلیل حفظ حریم خصوصی رأی دهندگان قابل ارائه به عموم کاربران نمیباشد.

 

 

3: هیأت رئیسه ی سایت گوشکن، متشکل از نُه عضو میباشد. در رأس هیأت رئیسه، مدیر کل قرار دارد و بعد از وی دستیار مدیر کل سایت گوشکن میباشد. سایر اعضای هیأت رئیسه نیز شامل سه مدیر به عنوان مدیر فنی، مدیر داخلی و مدیر روابط عمومی و چهار عضو دیگر به عنوان عضو هیأت رئیسه و با نقش کاربری ویرایشگر خواهند بود. به جز دستیار مدیر کل سایت که با تصمیم شخص مدیر کل منصوب میگردد، هشت نفر دیگر هیأت رئیسه، با رأی مستقیم کاربران انتخاب میشوند.

 

نکته: پستهای مختلف هیأت رئیسه به صورت مجزا انتخاب میشوند و افراد تنها در یک حوزه و برای یک پست مشخص حق کاندید شدن را دارا میباشند. بنابر این، انتخابات سایت گوشکن در پنج بخش برگزار خواهد شد. انتخابات مدیر کل، انتخابات مدیر فنی، انتخابات مدیر داخلی، انتخابات مدیر روابط عمومی و انتخابات اعضای هیأت رئیسه با نقش کاربری ویرایشگر.

 

 

نکته: در انتخابات مدیر کل، مدیران فنی، داخلی و روابط عمومی، فرد رأی دهنده تنها در هر پست حق انتخاب یک نفر را دارد و تنها در انتخابات اعضای هیأت رئیسه به عنوان ویرایشگر، هر کاربر حق انتخاب چهار نفر را در زمان رأی دادن دارا میباشد.

 

 

4: تمامی کاندیداها باید برای به دست آوردن پست مورد نظر خود، یک سوم به علاوه ی یک رأی از مجموع آراء اخذ شده را در دور اول به دست بیاورند. در غیر این صورت، دو نفری که بیشترین رأی را به دست آورده اند، به دور دوم انتخابات خواهند رفت و در دور دوم، فردی انتخاب خواهد شد که حد اقل نصف به علاوه ی یک  آراأ را به دست آورد.

 

نکته ی 1: انتخابات سایت گوشکن، هر دو سال یک بار برگزار میگردد و در پایان هر دوره، کاربران سایت مجدداً کاندیداهای مورد نظر خود را انتخاب خواهند کرد.

 

نکته ی 2: در صورتی که ضرورت ایجاب کند و عملکرد دستیار مدیر کل یا اعضای هیئت رییسه یا هر یک از کاربران سایت موجب اختلال در عملکرد سایت گردد، مدیر کل اجازه ی عزل و نیز سلب اختیارات ایشان را به صورت فوریتی دارد.

 

 

نکته ی 3: در صورت عدم رضایت کاربران یا مدیر کل از عملکرد هر یک از اعضای هیأت رئیسه، در صورت درخواست مدیر کل یا دو سوم به علاوه ی یک کاربران رسمی سایت، مجمع فوق العاده برای انتخاب فرد جایگزین به صورت میاندوره تشکیل خواهد شد.

 

 

نکته ی 4: در پایان هر دوره، هیأت رئیسه ی وقت موظف است تا گزارش کامل عملکرد دو ساله ی خود را با ذکر تمام جزئیات به کاربران خود به عنوان مجمع سایت به صورت عمومی ارائه نماید.

 

 

5: تمامی مراحل برگزاری انتخابات هر دوره، اعم از ثبت نام کاندیداها، رد یا تأیید صلاحیت آنها، اخذ آراء و شمارش آراء و معرفی اعضای هیأت رئیسه ی جدید به عهده ی هیأت رئیسه ی وقت میباشد و هیأت رئیسه ی وقت سایت گوشکن موظف است تا انتخابات هیأت رئیسه ی جدید را طبق اساسنامه برگزار کرده و بعد از انتخاب نفرات مورد نظر، امور سایت را به هیأت رئیسه ی جدید واگذار نماید.

 

 

نکته: اعضای هیأت رئیسه ی هر دوره، برای شرکت در انتخابات هیأت رئیسه ی دوره ی بعد نیز مجاز میباشند.

 

 

6: حد اکثر زمان تعیین شده برای ثبت نام کاندیداها برای شرکت در انتخابات هفت روز و حد اکثر زمان برای تبلیغات آنها نیز ده روز میباشد.

 

 

نکته ی 1:: بعد از ثبت نام کاندیدها، اعضای هیأت رئیسه باید حد اکثر ظرف چهل و هشت ساعت، کاندیدهای دارای صلاحیت را معرفی نمایند. همچنین بعد از معرفی کاندیدها، کاندیدهای رد صلاحیت شده، تا چهل و هشت ساعت حق اعتراض دارند و زمان آغاز تبلیغات کاندیدها بعد از این مهلت آغاز خواهد شد.

 

 

نکته ی 2: بعد از برگزاری انتخابات، هیأت رئیسه باید حد اکثر تا بیست و چهار ساعت نتیجه ی شمارش آراء را اعلام کرده، و اسناد شفاف انتخابات را در اختیار تمام کاندیدها قرار دهد. بعد از اعلام نتایج شمارش آراء، کاندیدهای معترض تا چهل و هشت ساعت حق دارند تا اعتراض خود به نتایج انتخابات را به هیأت رئیسه ی برگزار کننده ی انتخابات ارائه دهند.

 

 

7: شرایط کاندیداها در هر بخش به شرح زیر میباشد:

 

 

ا: شرایط کاندیداهای مدیر کل: داشتن حساب کاربری در سایت. جنسیت، نامحدود. حد اقل سن، 25 سال. حد اقل مدرک تحصیلی، کارشناسی. عکس مدرک تحصیلی باید ارائه شود. میزان بینایی، نابینا ییا کمبینا و نیمه بینا. آگاه به مسائل فنی مربوطه و زبانهای برنامه نویسی مرتبط با سایتهای اینترنتی و غالب وردپرس و داشتن رزومه ی قابل بررسی در این زمینه. آگاه به زبان انگلیسی. نداشتن هر نوع مسئولیت اجرایی در سایر سایتهای ویژه ی نابینایان.

 

 

ب: شرایط کاندید مدیر فنی: داشتن حساب کاربری در سایت. جنسیت، نامحدود. حد اقل سن، 20 سال. حد اقل مدرک تحصیلی، دیپلم. ارائه ی عکس مدرک تحصیلی الزامی میباشد. میزان بینایی، نابینا، نیمه بینا و کم بینا. مسلط به زبان انگلیسی تا حد قابل قبول. مسلط به مسائل فنی مربوطه و زبانهای برنامه نویسی مرتبط با سایتهای اینترنتی و غالب وردپرس و داشتن رزومه ی قابل بررسی در این زمینه. نداشتن هیچ گونه مسئولیت اجرایی در سایر سایتهای ویژه ی نابینایان.

 

 

پ: شرایط کاندید مدیر داخلی: داشتن حساب کاربری در سایت. جنسیت، نامحدود. حد اقل سن، 20 سال. حد اقل مدرک تحصیلی، دیپلم. ارائه ی عکس مدرک تحصیلی الزامی میباشد. میزان بینایی، نابینا، کم بینا و نیمه بینا. مسلط به مدیریت غالب وردپرس و داشتن رزومه ی قابل بررسی در این زمینه. نداشتن هیچ گونه مسئولیت اجرایی در سایر سایتهای ویژه ی نابینایان.

 

 

ت: شرایط کاندیدای مدیر روابط عمومی: داشتن حساب کاربری در سایت. جنسیت، نامحدود. حد اقل سن، 20 سال. حد اقل مدرک تحصیلی، دیپلم. ارائه ی عکس مدرک تحصیلی الزامی میباشد. میزان بینایی، نابینا، کمبینا و نیمه بینا. مسلط به مدیریت غالب وردپرس و داشتن رزومه ی قابل ارائه در این زمینه. برخورداری از روابط عمومی مناسب و داشتن رزومه ی قابل بررسی در این زمینه. نداشتن هیچگونه مسئولیت اجرایی در سایر سایتهای ویژه ی نابینایان.

 

 

ث: شرایط کاندیداهای عضویت در هیأت رئیسه با نقش کاربری ویرایشگر: داشتن حساب کاربری در سایت. جنسیت، نامحدود. حد اقل سن، 13 سال. حد اقل مدرک تحصیلی، دانش آموز دوره ی دوم متوسطه. ارائه ی عکس مدرک تحصیلی یا عکس کارت دانشآموزی الزامی میباشد. میزان بینایی، نامحدود. کاربران بینا هم میتوانند در این قسمت کاندید شوند. مسلط به مدیریت محتوای مطالب در غالب وردپرس و داشتن رزومه ی قابل بررسی در این زمینه. نداشتن هیچگونه مسئولیت اجرایی در سایر سایتهای ویژه ی نابینایان.

 

 

نکته: در صورتی که هر یک از اعضای هیأت رئیسه در طول فعالیتشان مایل به پذیرفتن هر نوع مسئولیت اجرایی در سایر سایتهای ویژه ی نابینایان باشند، باید از مسئولیت خود در این سایت کناره گیری کنند. در این صورت، مجمع فوق العاده برای انتخاب فرد جایگزین برگزار خواهد شد.

 

چکش کاری ها رو توی کامنت‌دونی بنویسید!

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. مؤسس و گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که چند سال پیش تعطیل شده است)، بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

156 Responses to چکش کاری آیین نامه ی انتخاباتی محله نابینایان

  1. 1
    Avatar photo یکی از شما says:

    سلام مجتبی! من این کارتو بسیییاااار میپسندم. به موقه بود. شایدم یخده دیر. فقط یه خرده از عاقبت سایت میترسم. امیدوارم که بهتر از این بشه.
    آییننامه هم خیلی قوی و کامله. فقط به نظرم برای ویرایشگرها باید شرایط دیگه ای هم گذاشت. مثلا یه آییننامه برای اونم بنویسید. و شرط کاندید شدن تو اون رو پذیرفتن اون آیینامه بذارید.
    نکته دیگه این که تو این آییننامه ذکر نشده که اگر خلاف شرایط مذکور بعد از نصب شخص در یکی از پستها اثبات شد، مثلا طرف عزل میشه.
    الان مخم خوب کار نمیکنه. برم فردا بیام شاید نظر تغییر کرد. مِرسیت. خُدافظ

  2. 2
    داش جوات! says:

    س مجی,خوب با ثبت نام اجباری مخالفم!…
    قدرت مدیر کل یکم زیاد هست!…
    چرا بینا ها رو محدود کردید!…
    ضمنا تو از این گفتی که سایتا یکی بشن(گرچه که من کلا اتحاد رو یه چیز مضر میدونم برای پیشرفت)ولی اینجا میگی که هرکی تو گوشکن میخواد جزو کادر باشه باید سایت های دیگه نباشه!این چرا اونوقت!….
    گرچه که من تمامی جواب هاتو میدونم ولی میخوام خودت بگی چون سوال دیگران هم میتونه باشه…
    ضمنا خیال رفقا کلا راحت باشه منیکه مغرض هستم اصولا کاندید نمیشم!…
    ولی با جنبه هاش بیان وسط…

  3. 3

    درود. چکش اول.
    هیچ کسی نباید بیشتر از دو دوره ثبتنام کنه. یعنی هر کسی دو دوره رأی اورد دیگه واسه دوره ی بعد نمیتونه کاندید بشه. منظورم دو دور پشت سر هم هست.
    دقیقاً سوریه هم انتخابات برگزار کرد و دوباره اسد تو انتخابات شرکت کرد و برنده شد.
    مصر هم همین جور بود قبلاً.
    پس در نتیجه ثبتنام کردن بیشتر از دو دو بار واسه کسی که منتخب بوده به نظر من منافات داره چون تو قانون انتخابات هم مثلاً رئیس جمهور دو دور میتونه تو انتخابات شرکت کنه. البته به صورت پشت سر هم منظورم هست.
    یا حد اقلش اینه که مدیر ارشد بیشتر از دو بار نمیتونه پشت سر هم شرکت کنه.
    چون حکم رئیس جمهور رو داره.
    چکش دوم.
    کار روابط عمومی متفاوت از کارای دیگست پس اون قد تأکید رو وردپرس لازم نیست.
    فعلاً خسته هستم نمیتونم بیشتر از این چکش بزنم بعد میام میخونم و اگه دیدم باز هم به نظر خودم نیاز داشت چکش میزنم.

  4. 4

    خدا عاقبتمون را به خیر کنه!
    نا امیدم نا امید

  5. 5
    Avatar photo محمد رضا خوشی says:

    سلام این باید رفع بشه ببین
    ث: شرایط کاندیداهای عضویت در هیأت رئیسه با نقش کاربری ویرایشگر: داشتن حساب کاربری در سایت. جنسیت، نامحدود. حد اقل سن، ۱۳ سال. حد اقل مدرک تحصیلی، دانش آموز دوره ی دوم متوسطه.

    نمیشه دیگه طرف 13 سالش باشه و دوم متوسته هم باشه
    این باید بر طرف بگردد

  6. 6
    لِنا says:

    سلام مدیر.واسه یکی مثل من ک از مطالب ادبی و خاطرات و کتاب های صوتی این سایت پرمحتوا استفاده می کرد چیزی ب لحاظ فنی ب ذهنم نمیرسه و ..ففط ب عنوان ی کاربر ساده گوش کن فکر میکنم خیلی از بچه هایی ک با آسیب بینایی مواجهن دارن از این سایت مطالب ارزشمندی یاد میگیرن پس ی کاری کنین این قضیه خوب تموم یا بهتر بگم شروع بشه.یچیز دیگه هم میخواستم بگم یادم رفت.موفق باشید.فقط نگین کامنتت بی ربط بود چون خودمم میدونم باید راهکار می گفتیم من بلد نیستم.امیدوارم فقط باشید و شاد باشید.

  7. 7
    Avatar photo کامبیز اسدی says:

    درود.
    به نظر من باید اینطور بگیم:
    نداشتن هر نوع مسئولیت اجرایی در سایر سایتهای دیگر.
    به خاطر این که وقت کافی برای انجام خدمت باشه.
    16 سال خوبه.
    دادن یک پست در یک سایت پر بازدید به یک فرد 13 سال از نظر بنده کار بسیار اشتباهیست.

  8. 8
    نازنین says:

    سلام
    به نظر حقیر، مسئولیتپذیری، امین بودن، و داشتن مهارت شرطه.
    شخصا با مدرکگرایی مخالفم.
    با نظر جناب اسدی هم کاملا موافقم.
    مسئول روابط عمومی هم بهتره مسنترین فرد انتخاب بشه.
    کلا اگه قدری هم شرح وظایف رو توضیح بدید ممنون میشم.
    اینکه مدیر داخلی کارش چیه؟ روابط عمومی که حدس میزنم کارش این باشه که رابط بین کاربران و هیئت رئیسه باشه.
    یکی دیگه از اشکالاتی که به نظرم میرسه اینه که:
    هنوز تعدادی از هممحلیا و دوستانی که مغرض نیستند، به روند ثبت نام در سایت نقد دارند، که استدلال دوستان هم منطقی به نظر میرسه.
    همینطور که خودتون قبلا گفتید ما اینجا دلی و به قول خودتون عشقی کار کردیم.
    طبیعیه اگه این روند اجرایی بشه، همون حرفای قبلی که صمیمیت اینجا کم شده و مانند اینها بعید نیست که تکرار بشه.
    شخصا با دیکتاتوری مخالفم.
    ولی آیندۀ روشنی برای این طرح نمیبینم.
    ببینید ما هر کار بکنیم نمیتونیم جلوی بهونۀ بعضی افراد رو بگیریم.
    خواهشم اینه که با دقت بیشتری آیندۀ این روند بررسی بشه.
    شرمنده که رک و صریح نظرمو بیان کردم.
    به امید خدا. امیدوارم هرچی صلاحه همون اتفاق بیفته.
    موفق باشید.

    • 8.1
      Avatar photo رضا نظری says:

      صمیمیت کم میشه ، ولی بهتر از اینه که کلا نابود بشه.
      شما راه دیگه ای بلدین؟

      • 8.1.1
        نازنین says:

        راستشو بخوایید نه! کلا تو این هفته هنگم واقعا نمیدونم داریم چیکار میکنیم!
        اتفاقا کم کم، کاهش صمیمیت رو به نابودی میره!
        بگذریم که ما هر کار بکنیم، بهانه و انگ تقلب و مانند اینها هم هست.
        فقط دارم پرپر میکنم که بگم نذاریم همون حرفا تکرار بشه.
        از روی احساس نمینویسم، ولی معتقدم آزموده رو آزمودن خطاست.
        به علاوه، فکرشو بکنید توی این روند چندتا پست باید منتشر بشه؟
        همینطوری متهم به وجود پستهای بی محتوا و احترام نذاشتن به وقت کاربران هستیم.
        پس خواهش دوستانه ای که دارم بیشتر روی این موضوع فکر کنید.
        هیچ کدوم علم غیب نداریم، ولی این موارد رو که گفتم میشه پیشبینی کرد.
        تأکید میکنم، هدفم ساز مخالف زدن و اینها نیست.
        فقط خواستم دوستانه و دلسوزانه نکاتی رو که به نظرم میرسه مطرح کنم.
        بازم موفق باشید.

        • Avatar photo رضا نظری says:

          ولی بین بدو بدتر باید بد رو انتخاب کرد.
          میدونم چی تو ذهنتون هست، شاید شااید اینه که همه برگردن سر جای اولشون و بیان ی پستی بزنن و همه از هم معذرت بخوان و اینا بعد همه چی هم فراموش بشه.
          نه نازنین خانم، ی اتفاق هایی افتاده که نباید می افتاد .
          الان باید انتخابات انجام بشه تا کم کم صمیمیت ها برگرده .

    • 8.2

      نازنین عزیزم لاااااایک شدیدا لایک
      راستی کاش دوره ی 4 ساله میشد
      هرچند من برای این طرح آینده ی روشنی را نمیبینم

  9. 9
    Avatar photo رضا نظری says:

    نظر شخصی من هم اینه که حد اقل یک یا دو سال از ۱۳ سال بیشتر باشه
    با بقیه چیزا مشکل ندارم.

  10. 10

    سلام مدیر. از طرح، استقبال میکنم اما چند نکته. 1. بنظرم سن ویرایشگرها حد اقل باید 25 باشه چون کارشون مهمه. یک فرد سیزدهساله هنوز بلوغ رو هم پشت سر نگذاشته البته پسرهاش و این میتونه خطر آفرین باشه.
    2. این مسؤولیتها رو بیشتر شفاف کنید. مدیر داخلی چی کار میکنه؟ مدیر کل چیکاره هست؟ و همچنین مدیر فنی و روابط عمومی چی کاره اند؟
    3. منظور از تسلط بر وردپرس چیه؟ یعنی چه چیزهایی رو باید بلد باشه؟ این رو مدیران فعلی میدونند اما، برای کاربران مبهمه.
    تشکر از تلاشهایتان.

  11. 11
    Avatar photo سید علی موسوی says:

    سلام گذارش کار باید هر 3 ماه داده بشود پایان 2 سال سودی ندارد فقط یک فرصت تبلیغاتی برای تیم در انتخابات بعدی میباشد

  12. 12
    Avatar photo محمد ملکی says:

    هرچی فکر میکنم میبینم نمیتونم به آینده این کار غلط خوشبین باشم همش فکر میکردم که مجتبی هیچ وقت کار غیر منطقی انجام نمیده
    ولی

    • 12.1
      Avatar photo احمد عبد الله پور says:

      محمد جان لایک در حد شدید به خدا این کار اشتباه هست و فقط دارم خدا خدا میکنم که عاقبتمون ختم به خیر بشه

  13. 13
    بهار says:

    سلام
    من به عنوان یکی از کاربران غیرفعال این سایت لزونی برای این انتخابات نمی بینم و ترجیح میدم سایت با صلاحدید مدیران فعلی و مخصوصا آقای خادمی اداره بشه.
    به هرحال حتی اگه انتخابات برگزار بشه ما شناخت درستی در مورد کاندیداها نداریم که بتونیم درست انتخاب کنیم.
    موفق باشید.

  14. 14

    شما چه بخواین، چه نه، به یاری خدا و مشارکت ما، انتخابات، برگزار خواهد شد. پس چه بهتر با نظراتمان، به بهتر برگزار شدنش کمک کنیم. چه بسا که این پست هم همین هدف را دنبال میکند.

  15. 15

    من که صریح و روشن میگم بله میگم!
    اگر مدیران فعلی نباشند من به هیچ وجه رای نمیدم و اصلا حساب کاربریم باید حذف بشه
    اما اگر اونا کاندید بشند با کمال میل بهشون رای میدم

    • 15.1
      وحید says:

      سلام
      بنده هم نظر نازنين خانم و خانم كاظميان را به شدت لايك مي كنم.
      اگر مديران فعلي نباشند در انتخابات شركت نخواهم كرد و خواستار بستن حساب كاربري ام هستم. بخاطر اينكه اطلاعات شخصي افراد جزو حريم خصوصي محسوب مي شوند و بنده تمايلي ندارم تا اين اطلاعات به دست افرادي ناشناس سپرده شوند.
      به نظر من فرد ويرايشگر بايد حداقل 20 سال سن داشته باشد و مهمتر از همه اينكه به امور صحيح نويسي هم آگاه باشد.
      در خصوص بخش روابط عمومي كه واسط بين كاربران و مديران است، بهتر است افراد با تجربه و با سن و سال بالاتر از سايرين انتخاب شوند.
      با تشكر

  16. 16

    درود مجدد.
    چکش سوم.
    تو این طرح هیچ حرفی از مدیر حقوقی محله متأسفانه به میون نیومده.
    وقتی مدیر حقوقی باشه قطعاً در چارچونب قانون حتی آزادی ما بیشتر از اینی میشه که هست و هیچ کس هم هیچ کاری نمیتونه باهامون داشته باشه چرا که با مدیر حقوقی محله طرف میشه و اونه که از مسائل قانونی و حقوقی باخبره و تخصص داره همون طوری که مدیر ارشد و دستیاراش میبایستی از مسائل فنی آگاه باشند.
    چکش چهارم.
    نداشتن مدیر مشاور واسه مشورت دادن به تیم مدیریت در کارها.
    فعلاً چکش از دستم افتاد هرچی کورمالی میکنم پیدا نمیشه اگه پیداش کردم باز هم میام چکش میزنم.

  17. 17

    راستی یه چیز دیگه هم بگم!
    نمیدونم مجتبی با همه ی درایتش و با همه ی روشنفکریش چطور میگه که ویرایشگر 13 سال داشته باشه کافیه
    خخخخ

  18. 18

    باز هم درود. بچه ها شرمندم که میگم ولی تو اینجور چیزا به کلمات خیلی باید دقت کرد. گفته شده حد اقل. یعنی اینکه اگه کسی شرایطش بهتر باشه خب دیگه 13 ساله خود به خود کنار میره.
    فعلاً هنوز چکش رو پیدا نکردم. پیدا کنم میام میزنم.

  19. 19
    Avatar photo سید علی موسوی says:

    چرا افراط میکنید زبانم لال 7 قرآن به میان اصلان شاید این تیم مدیریت خواستند برند دست جمعی مسافرت هواپیما پنچر شد بعدان باید در گوشکن را تخته کرد چون اطلاعات فوق محرمانه دوستان به خطر میفته مگر نتانیاهو هم اجازه کاندیداتوری دارد که وحشتزده اید مگر غیر از این است که از میان دوستان شما در گوشکن کسانی کاندیدا خواهند شد یقین بدانید این رفتار شما بیانگر لطف و دوست داشتن و تشکر از تیم مدیریت نیست فقط باعث انحراف پست از هدف اصلی و انجام شدن کار بصورت ناقس میباشد و هیچ سودی غیر از ضرر ندارد

  20. 20
    Avatar photo محمد ملکی says:

    قطعا اگه تیم مدیریت فعلی نباشه تو انتخابات شرکت نمیکنم و از دوستانم خواهش یا بهتر بگم بهشون التماس میکنم که شرکت نکنن
    چون که حریم خصوصی همنوعان من دفتر فارسی نیست که به دست هر کسی بیفته
    گوش کن بدون مدیریت شهروز مجتبی عمو چشمه پریسیما نازنین و ملیسا هیچ چی ارزش نداره

    • 20.1
      Avatar photo احمد عبد الله پور says:

      بازم لایک بر محمد واقعاً یه گوشکن هست و یه تیم مدیریتی فعلی اگر اینا نباشن خدا میدونه چی میشه فقط میشه گوش کن و دیگه صفای امروزه رو نداره همین

  21. 21

    سلام
    من که از جریانهای اخیر محله خبر ندارم و نمیدونم چرا به این فکر افتادید؟
    ولی از کجا معلوم وقتی مدیران دیگری بر این سایت مسلط بشن مطالب بب منتشر شده به این سبک باقی بمونه؟
    ولی اگر مدیران فعلی ثبت نام نکنن ما هم رأی نمیدیم.

  22. 22
    Avatar photo محمود هژبری says:

    واقعا دیگه شورش رو در اوردین.

  23. 23
    سعید شریفی says:

    سلام
    خدا به خیر کنه
    ایشالا که خود مجتبی مدیر کل خواهد شد و محله به خوبی پیش خواهد رفت

  24. 24
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! آیینامه ی بسیار خوبی است… من 13 سال دارم با سیکل هستم و مدیریت سایت را میپذیرم فقط برای پاسخگویی به مشکلات دولتی و پلیسی… البته مدیر اصلی خودت باشی و فقط مدیر اسمی و نامی سایت با من باشد و همه ی کارها با تو و زیر مجموعه ی تو باشد… من بجای تو باید به پلیس فتا و دولت پاسخگو باشم… من فقط همین یک کار را بلدم…!

  25. 25
    Avatar photo سید علی موسوی says:

    مهم نیست در کشور عزیز ما ایران هم شرکت در انتخابات صد در صد نیست هر کس حق شرکت در انتخابات دارد ولی حق نپذیرفتن نتیجه انتخاب اکثریت جامعه را هرگز حالا اگر برخی تمایل ندارند از حق خود استفاده کنند مانعی ندارد

  26. 26
    مهرداد says:

    سلام. آقا من پیشنهاد میکنم داش مجتبی و فقط شخص مجتبی و مجددا تأکید میکنم شخص ایشون با قدرت و صلابت همیشگی خودش به عنوان مدیر سایت وزین گوشکن به فعالیت خودش ادامه بده اما بقیه اعضای تیم مدیریتی رو به انتخاب خودشون تغییر بدند و به یاوه هایی که از دور و اطراف میاد هم اصلا و ابدا توجهی نداشته باشند. فقط در این صورت هست که محله به همون صفا و صمیمیتی که اوایل داشت برمیگرده. زمانی که اسم اینجا این بود: محله مجتبی و دوستان: نابینایان. اون وقت هرکس که احساس میکنه جزو دوستان مجتبی نیست میتونه بره و واسه خودش سایت بزنه یا هر کار دیگه ای که صلاح میدونه انجام بده. اما اکیدا توصیه میکنم جز خود مجتبی بقیه کادر مدیریت خودشون محترمانه کنار برند و فرصت رو به افراد دیگه بدند. مجتبی هم بهتره بی خیال این بازی مسخره انتخابات بشه.

  27. 27
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! بچه ها یه چیز جالبی به ذهن معیوبم رسید… افرادی که میخواهند در کادر مدیریت و انتخابات برای رإی دادن محله شرکت کنند درخواست اردو در دنیای واقعی کنند و اردوی دو یا سه شبانه روزی برپا شود تا یکدیگر را ببینیم و بشناسیم و پس از اردو یا در اردو انتخابات و رإی گیری انجام شود… هان کی میگه که من کله پوکم و عقل ندارم؟… انتخابات برای محله فقط در اردو و در دنیای واقعی…!

  28. 28
    مسعود says:

    سلام بچه ها.
    اول حاشیه میرم، بعد نظرمو میگم.
    اول اینکه متاسفانه نمیتونم این حمایت افراطی بعضی از دوستای عزیزمو از مدیران و ویرایشگران فعلی درک کنم.
    دوستان! من هم مثل خیلی از شماها یکی از کاربرهای قدیمی اینجام.
    من تعلق خاطرهاتون رو، ارادتتون به گردانندگان فعلی محله رو کاملا میفهمم و برام قابل درکه.
    ولی چطور قصاص قبل از جنایت میکنید آخه!
    به نظرِ من حتی با صلاحیت تر از مجتبی هم برای اداره ی این محله میتونه وجود داشته باشه.
    البته که نگرانیتون و نگرانیمون طبیعیه.
    اینم بگم که من قرار نیست برای پستی کاندید بشم چون خودم خودمو فاقد صلاحیت میدونم.
    به نظرم صبر کنیم، تحمل داشته باشیم، ببینیم اگر نشد اون چیزی که مطلوب ماست، اون موقع میتونیم با آرامش و بدون هیجان تصمیمهای منطقی و درست بگیریم.
    یعنی چی که با اهرم حساب کاربریتون به مدیرها فشار میارید آخه!
    ببینید، ما توی پست بیانیه بخشی از حمایت همه جانبمون از دوستای عزیزمون رو نشون دادیم.
    دیگه دلیل این رفتارها چیه واقعا!
    شاید اصلا کادرِ مدیران آینده هم مثل این دوستانمون صادق و راضدار و حتی پویاتر باشند.
    بچه ها، دلسوزان، دوستان، باور کنید دموکراسیِ واقعی رمزِ بقای محله ی خوبمونه.
    ضمنا با این حرف که گوش کن بدون مُدیرهاش هیچی نیست بدجوری مخالفم.
    گوش کن یه محله ی کاربرمحور هست و نه مدیر معاب. که اگه اینطوری نبود نمیتونست این همه کاربر فهیم و آزاد اندیش جذب کنه.
    اما نظرم در مورد آییننامه.
    من فکر میکنم اگر بندی اضافه بشه مبنی بر اینکه اگر مدیریت منتخب تونست نظر دو سوم کاربران رسمی رو جلب کنه، انتخابات منتفی بشه و مدیران منتخب تا دو سال بعد هم ابقا بشن میتونه خوب باشه.
    البته به نظر من هر چهار سال یک بار، دیگه باااید حتما رأیگیری برگزار بشه.
    برای تک تکِ شما دوستای عزیزم موفقیت آرزو میکنم. سرفراز باشید.

  29. 29
    قنبر says:

    درود
    به تجربه دریافته ام که کسی اگر مخالف تصمیمات پشت پرده دمی بزند قطعا با نگاه سوء و بد که همانا لفظ دشمن است مورد عقاب و خطابش قرار می دهند ؟! اما بگذار قنبر دشمن باشد اما سخنش و خواسته اش را بنویسد :
    به فراست دریافته ام که تصمیمات پشت پرده ارجحیت دارند بر تصمیمات روی پرده ولی ما که روی پرده را می بینیم باید به نادانسته های خودمان از پشت پرده رای دهیم ؟ در واقع با موافقت خودمان از مطالبی که نمی دانیم ضرب المثل : آش کش خاله ات هست ! بخوری پاته ، نخوری پاته . شامل و حق طبیعی ما است .
    مجتبی با این مطلب هرگز نمی توانی و نخواهی توانست به تلاش کاربران و اعتماد اینان به شما پشت پا بزنی . این درست است که مدت 5 سال از تلاش برای استقلال تو برای نابینا جماعت گذشته و ترقی بسیار قابل ملاحظه ای هم داشته ایم اما افت و خیز هم داشته ایم اما همه این موارد بخاطر صمیمیت و اعتمادی بوده که به رکن این محله داشته ایم و در برابر تمامی مشقات به اجماع رسیده و حلش نمودیم و در این راه هم عده ای از دوستانمان از جمع ما رفته اند ؟ برخی بخاطر زیاده خواهی و عدم تحمل این جمع رفته اند و برخی هم بخاطر عدم پاسخگوئی شما و فعالان و نحوه برخورد قاطعانه رفته اند و من نیز چندین بار با لفظ تند و صریح و جبهه گیری های تند قصد داشتند تا از این جمع باز دارنم ! تا دیروز همه چیز همین است که هست بود و اینکه هر چه من بگم درست است و هر کس نمی خواهد برود ؟ اما حالا چی شد ؟چطور شد خاتمه مسئولیتت را اعلام می کنید و در واقع دارید به گونه ای اهالی این محله را تهدید می کنید ؟ آقای مجتبی خادمی اگر این پست را با نام خودت نمی خواندم اصلا نگران نمی شدم .چرا که مدیران همواره حافظ و نگهدارنده مردمان و اهالی اشان هستند و امید را از اهالی خودشان به دستان خودشان نمی گیرند ! اگر تا کنون این محله مانده بخاطر تدبیر ذاتی مدیریت شما بوده و سکوت شما و اداره سکان به دست توانای خودتان بوده است .شما اصلا و ابدا حق ندارید که چشمانتان بسته است و گوشتان را هم عمدا ببندید !شما حق ندارید در مقابل ناملایمات تصمیمی بگیرید که باعث عدم محله شود ؟ چه تفاوتی میان تهدید شما مبنی بر عدم سایت در صورت عدم حضور در انتخابات دارید که در صورت برگزاری انتخابات و تغییر مدیریت کلان آن نیست ؟ یعنی اینکه انتخابات معدوم شدن سایت را در کوتاه و بلند مدت تثبیت می کند و ناامیدی حاکم در میان کاربران به خوبی مشهود است .اما شما و یارانتان که نمی خواهید آن را بفهمید !. من متاسفم که اسطوره تلاش چندین ساله را دارید بخاطر اخلاق شخصی خود و یا تیم مدیریتی خودت از بین می برید .بله روزی باید به رشد و تعالی برسیم اما هرگز حق نداریم محله آماده و پابرجا را با اشتباه فاحش به فنا ببریم .اصول این محله کاملا تعریف شده و مبتنی بر قلب اهالی است و کمی هم باید شما مدیران به خودتان بیائید و مطلب برادر عزیزم مسعود جان را به درستی بخوانید و درک کنید .مسعود مطلبی کاملا روان ، مناسب ، و بر پایه تمام محبتی که در طول این سالیان ایجاد شده بود نوشتند و اکنون ایشان از همه بیشتر گوش کنی هستند و بس .من هم احساس عمیقی میان خودم و گوش کن احساس می کنم .اما گوش کنی که مجتبی مسئولش باشد و در مواقع حساس به اهالی آن فرصت بدهد تا دمی بزنند و نقدی بنویسند و نظری بگویند .گوش کن از موقعی که تنش ها واردش شدند و مسائل امنیتی و فضای مجازی آن را تهدید کرد به سمتی رفت که به بچه ها اهمیتی نداد و اکنون نیز با همین طرح به نظر اغلب کاربران اهمیتی نمی دهد .مجتبی بدان که با این سماجت و تک نظری و تصمیمی که شما با تیم مدیریتت گرفتی با دستان خودت این محله را نابود خواهی کرد .من گفتم و تو نشنو . ضمنا من مدتی است که نیستم و خاطر نشان می کنم که حاشیه ها از محله دور نبود و الان هم حاشیه ای دیگر .ما برای اتحاد لازم نیست به کشور دیگر و سایت دیگر حمله ببریم باید بستر را در محله خودمان آماده کنیم .این آئین نامه اصالتا بر پایه استبداد طراحی شده است و خلاء و نقص فراوان دارد .اولین آن هم هیچ شخصی توان ادامه این محله را بر پایه خواست اهالی ندارد الا شما .اما متاسفانه به اینجا رسیده ایم که شما هم متقاعد شده اید که باید اثبات قطعی از کاربران بگیرید تا دلیل منطقی برای ادامه فعالیت های خودسرانه برخی باشد .من به صراحت می نویسم که این آئین نامه سرشار از نقص و نوعی اثبات استبداد در لوای دموکراسی است و تمامی بند های آن عاریتی است .مجدانه تلاش کرده بودید که وارد مسائل سیاسی و … نشوید تنها به دلیل اینکه از علم آن برخوردار نیستید اما امروز بدون فراهم نمودن بستر لازم وارد عملیات سیاسی محله شدید و به طرز وحشتناکی در حال سرعت غیر مججاغز هستید .

  30. 30
    قنبر says:

    درود
    داداش مسعود عزیز حاشیه شما خلاف مطلب منتشر شده شما بود که در آن دموکراسی حاکم محله موجب مسدود شدن کامنت هایش شد ؟ اما خوشحال هستم که توانسته اید متقاعد شوید که این نوع روش مناسب است .خیر اگر تحصیلات مدیریتی ندارند مدیران ما حداقل باید نگاه عمیق داشته باشند .حداقل باید به اهداف خودشان ، آنچه که انجام میدهند و آنچه که به دنبالش هستند بنگرند ! بله روزی باید آنقدر به رشد برسیم که به جای یک مدیر چند مدیر داشته باشیم .اما نه مدیران بوروکراسی ! بلکه مدیران کارآمد .ما باید نگران آینده باشیم اما راه رفع و چگونگی این نگرانی هم اصل است . افراط و تفریط های این دوستان تا الان توانسته حاشیه های متفاوت ببار آورد .ما هنوز نتوانستیم هدف واحدی را با رهبری درون محله ای به پیش ببریم .هنوز تصمیمات ما بنا به فشارها و کورکوری های افراد غیره است .به یاد ندارم که در تصمیمات نظری به کاربران داشته باشند الا مواقعی که نظر کاربران بر نظر مدیران بود که می شود خیلی ها .مسعود عزیز چند نفر آشنا به برنامه ریزی وجود دارد ، قانون کلی جرائم را میداند ، به حقوق اشراف دارد ، نظارت دقیق روابط عمومی را می داند .چند نفر از ما دارای مدرک لیسانس است .چند نفر از ما تمایل دارند که باشند ؟ خود شما و من آیا توان حضور را داریم ؟اشتباه نشود دوست عزیزم توانمند ترین افراد هستند اما برای حضور نوشتم .پس عملا در این مدت کم و با این سرعت بالا ، نوشتن آئین نامه با این خلاء های فراوان که نوعی استبداد در لوای دموکراسی است نمی توان نمی توان ادعای رشد کرد .همه این قوانین خود نوعی نقص است برای افرادی که با توانائی بیشتر از مجتبی و سایرین می آیند .در این فرصت اندک چه کار عملی می توان انجام داد .در محله ای که همه دقیقا عنوان می کنند که اگر مجتبی نباشد ، نیستند و خود من هم نوعا و دقیقا تکرا می کنم که فقط مجتبی است که می داند این اهالی چطور هستند و چه می خواهند آیا می توان امید داشت که کسی دیگر رای بیاورد .آیا فکر می کنی با نیامدن مجتبی و ثبت نام نکردنش همه چیز حل می شود ؟ آیا من نوعی می توانم با کسی که تلفن و تماس تعداد زیادی از کاربران را دارد می توانم رقابت کنم ؟روشن بنویسم من اصلا قصد ندارم حتی ویرایشگر باشم . اما واقعا شرایط یکسان است .آیا قانون و آئین نامه کامل است ؟ آیا مجتبی م یتواند تمام نظرات شما را در قانون درج کند ؟ خیر .
    دوستان کار سختی نیست ، مجتبی به عنوان بالاترین فرد مورد قبول اهالی بدون در نظر گرفتن مدرک و جنس و سواد و درآمد و غیره حضور دارد و اگر ادعایمان می شود که تعداد توانمندان ما زیاد هستند با همان تیمکه متشکل از افراد مسن و کم سن و غیره است تیم خودش را انتخاب و با قدرت و قوت به کار خودش ادامه می دهد .نباشد که شخصی همه رکن سایت شود و سکوت و یا حضورش تنش آفرین باشد و یا شخصی فقط نامش باشد و بس .ابتدا باید مدیران و مسئولین توجیه شوند و مطمئن باشید اهالی راضی هستند به رضای سایت و محله خودشان .

  31. 31
    مهرداد says:

    چرا دیدگاه من رو منتشر نمیکنید؟؟؟؟؟

  32. 32

    سلام..
    کامنتهای عمو قنبر را لایک میکنم… من با کل این آیین نامه مشکل دارم چون شدنی نیست….
    نمیدونم با این تثمیمات ناگهانی قراره که به کجا برسیم…. اما حق با نازنین هست اگر الان یک صمیمیت نسبی در محله داریم اما فکر کنم با این روند همین را هم از دست خواهیم داد…..
    جدا نمیدونم چی بنویسم که نگرانیم را منتقل کنه….
    اگر بعضی از دوستان میگن که کاربرها با انتخابات احساسی برخورد کردن؛ به نظرم این آئین نامه هم در شرایطی کاملا احساسی تنزیم شده….
    امیدوارم که فقط ختم به خیر بشه.

  33. 33
    دریا says:

    با سلام خدمت سرکار عالی ضمن تشکر از پست شما اگر سؤالی که خدمت شما مطرح میکنم ارتباطی با این پست ندارد بسیار شرمنده هستم راستش به بعضی مسئولین ایمیلی فرستادم اما تا این لحظه هیچ پاسخی دریافت نکردم مدتی قبل در سایت پستی از آقای جواد حسینی منتشر شد درمورد تبدیل فایلهای صوتی به متن که سایت ایران نوپندار را معرفی کردند از شما میخواستم اگر راه ارتباطی با آقای جواد حسینی در اختیار دارید به من اطلاع دهید راستش خیلی افراد زیادی را نمیشناسم که بتوانم از آنها اطلاعاتی را به دست آورم با تشکر

  34. 34
    مسعود says:

    درود عمو قنبر عزیزم.
    اولش که شدیدا دلم واسه صدات تنگ شده.
    در پاسخ به شما، باید بگم که اینطور نیست که من تازه به این رسیده باشم که انتخابات خوبه.
    من در اون مطلب هم چندین بار روی عبارت در شرایط فعلی تاکید کرده بودم که نشوندهنده ی دلگیری عمیقم از دلخوری به حق مدیران محله بود.
    حتی چندین بار هم از طریق واتساپ این موضوع رو در گروه محله انعکاس دادم.
    نکته ی بعدی اینکه شما کلیگویی میکنید.
    شما میگویید آییننامه پر است از ایراد و استبداد.
    از شما میخواهم نقدها و جایگزینهای خود را واضح و مبرهن بیان نمایید.
    از شما به خاطر مهرتان و توجهتان به دیدگاهم واقعا متشکرم عمو.
    براتون بهترینها رو آرزو میکنم.

  35. 35
    Avatar photo سید علی موسوی says:

    بیش از چند دفعه در بند های مختلف بر نداشتن مسعولیت در سایت های ویژه نابینایان تذکر داده شده است در این صورت اگر هدف کاهش فشار کاری و رسیدگی بیشتر به امور سایت گوشکن باشد باید عبارت ویژه نابینایان حضف و نداشتن مسعولیت اجراعی در هر سایت جایگذین گردد

  36. 36

    درود
    انتخابات را تحریم کنید! اگر:
    فکر میکنید باید حتما مدیران فعلی انتخاب شوند! چون شاید آنها هم فکر میکنند بچه ها باز هم ما را انتخاب میکنند پس انتخابات ضرری به موقعیتمان نمیزند!
    انتخابات را تحریم کنید! اگر:
    فکر میکنید با انتخابات قرار است چیزی عوض شود! چون راضی کردن همه‌ی سلایق و عقاید در کنار هم همان طور که قبلا گفتم چیزی خنده دار است و آنهایی که انتخاب میشوند هر که باشند قادر به انجام چنین کاری بس سخت و بس خنده دار نخواهند بود!
    انتخابات را تحریم کنید! اگر:
    فکر میکنید فردا هر مشکلی پیش آمد بلافاصله میگوییم ما شما را انتخاب کردیم تا با مدیریت صحیح مشکلات را حل کنید! چون انتخاب شوندگان هم از رأی شما حربه ای خواهند ساخت برای آن که بگویند آن وقت که انتخابمان کردید امور را به ما سپردید و نباید معترض رأیی باشید که خودتان دادید!
    انتخابات را تحریم کنید! اگر:
    فکر میکنید برگزاری آن توسط کادر مدیریت فعلی کاری درست است! چون اولا بر خلاف همه ی موازین انتخاباتی رفتار کرده اید و ثانیا اگر به برگزار کنندگان اعتماد دارید و شرطتان برای رأی دادن حضور آنهاست، دیگر چه دلیلی دارد که دوباره انتخابشان کنید!
    دوستان من! انتخابات در این سایت تنها فایده اش برای ما این خواهد بود که صمیمیت‌مان را کمتر از این که هست میکند و باعث میشود مجبور شویم همدیگر را قضاوت کنیم!
    قضاوتی که شایستگی انجام آن را نداریم!
    قضاوتی که بناست پایه اش دوستیهایمان باشد همان نباشد بهتر است!
    من که هر چه فکر میکنم میبینم به هیچ وجه دوست ندارم در معرض این قضاوت باشم!
    نمیخواهم فردا روز اگر انتخاب شدم و به هر دلیلی نتوانستم درست عمل کنم، مسئول رأیی باشم که از دوستانم گرفته ام!
    دوستانی که مرا بر اساس دوستی قضاوت کرده اند!
    ولی خطابم به برگزار کنندگان این است که اگر خواستید به این راه مسخره ادامه دهید، حد اقل به جای این همه بند آیین نامه ای آفتابه لگن هفت دست، یک بند صحیح را لحاظ کنید!
    هر کدامتان که بناست نامزد پستی شوید، به هیچ وجه در اجرای انتخابات دخالت نکنید!
    من در صورتی که لازم بدانید حاضرم به اتفاق چند دوست دیگر که نخواهند برای پستی ثبت نام کنند هم مسئولیت بررسی صلاحیت کاندیداها و هم برگزاری انتخاباتی سالم را به عهده بگیریم!
    همین جا هم فرصت را غنیمت شمرده و به دوستانی که به هر جهت مدیریتی، چه در سایت و چه گروه واتساپی موجب آزارشان شده ام عرض میکنم که در حقتان تا آنجا که میدانم قصوری مرتکب نشده ام، اما اگر رفتار عادلانه و به دور از اغماضم بعضی اوقات غمگینتان ساخته، بدین جهت از شما پوزش میطلبم و برای همه ی کسانی که قرار است در آینده به پیشبرد اهداف این سایت کمک کنند آرزوی موفقیت میکنم و هر جا که لازم بدانند از هر کمکی به آنها دریغ نخواهم کرد!

  37. 37

    سلام.
    مثل این که گوشکن یک کششی داره که در لحظات آخری که به ارشد راهی نمونده باز هم من رو به این جا جذب می کنه.
    من از کامنت سعید درفشیان تمام و کمال حمایت می کنم و بر این باورم که اگر خودم هم می خواستم منظورم رو با نوشته ای بیان کنم ابداً این قدر دقیق حرف دل من زده نمی شد.
    این بند ها و آیین نامه هایی که ارائه شده به هیچ وجه نمی تونه با کار دلی و بی مزد و منت تطبیق داشته باشه.
    اگر بحث حقوق و مزایا و این چیز ها در میون باشه شاید این بند ها که انصافاً هم دقیق تنظیم شدند کارآیی داشته باشند ولی در مورد روندی که تا حالا این سایت داشته واقعاً قابل اِعمال نیستند.

    • 37.1
      نازنین says:

      دقیقا
      من همینجا صریح اعلام میکنم که برای نامزدی ثبت نام نخواهم کرد. در ضمن گزارش رو باید کسی بنویسه و بده که با مزد و مواجب کار میکنه. البته اگه دوستان بخوان من در طول این چند ماه که مفتخر بودم در خدمت دوستان باشم، در مورد عملکرد خودم توضیح خواهم داد.
      والسلام.

  38. 38
    حسین بَلúوَردی says:

    سلام دوستان
    وظیفه خودم دانستم که حتما در این خصوص نظر خودمو بیان کنم
    من با نظرات جناب درفشیان عزیز در خصوص عدم برگذاری انتخابات کاملا موافقم
    من بر اساس تجربیات چند ساله ای که در انجمنهای مختلف دارم خدمت دوستان عرض میکنم چنین انتخاباتی و سپردن مدیریت سایت روند غلطیست که آینده روشنی را برای سایت متصور نیستم.
    ببخشید که در مورد نحوه ی برگذاری انتخابات نظر ندادم ولی نمیتوان گفت چرا ماهیت پست را نادیده گرفته ای چون در خصوص این که آیا مدیریت سایت به شکل انتخاباتی شود یا نه پست جداگانه ای گذاشته نشده است پس این حق را به خود میدهم که در مورد برگذاری انتخابات نظر مخالفم را صراحتا اعلام کنم
    دلایل زیاد هستند و حتما هم خودتان با تجربه ای که در این چنین محیطهایی داشتید کاملا به آن واقف هستید پس بیان دلایل گزافه گوییست!
    فقط میتوانم بگویم اگر قدری آرامتر برخورد کنیم همه چیز حل میشود

  39. 39
    Avatar photo سید علی موسوی says:

    اگر تیم مدیریت با مجتبی هماهنگ بودند برای اتفاقات اخیر از کامنتها چنین برداشتی نمیتوان داشت

  40. 40
    Avatar photo محمد ملکی says:

    کامنت سعید درفشیان رو هزاران بار لایک میکنم

  41. 41
    سعید شریفی says:

    درود بر آقای درفشیان. کامنت شما رو لایک می کنم

  42. 42
    امیرمحمد رمضانی says:

    سلام مجتبی. ببین یه مشکلی هست. شرایط ویرایشگر رو شما گفتی حد اقل سیزده سال. خوب سیزده، چهارده و پانزده ساله ها میشن متوسطه ی دوره ی اول بنابر این یا سیزده سال باید ویرایش بشه یا دوره ی دوم به دوره ی اول تغییر پیدا کنه. ممنون

  43. 43

    درود. خب من بعد از خوندن کامنتای دوستان نظر تحلیلی خودمو در مورد این آییننامه مینویسم. خودتونو واسه خوندن یه کامنت طولانی آماده کنین. همچنین از کسایی هم که این آییننامه رو طراحیی و تدوین کردند صمیمانه تشکر میکنم.
    این آییننامه شرایط رقابت انتخاباتی رو نمیتونه فراهم کنه چون بستر این کار رو فراهم نکردین و در نتیجه اگه قرار باشه انتخاباتی هم برگزار بشه باید زمینش فراهم بشه. ولی ما تابع اکثریتیم.
    ولی یه چیزایی تو علم سیاست هست که بهش میگن سناریو. پس چند تا سناریو در مورد این برنامه ای که شروع شده و داره میره جلو متصور هست.
    سناریوی اول.
    انتخابات به خوبی برگزار میشه و مدیرای جدید مشغول به کار میشن.
    سناریوی دوم.
    کسی تو انتخابات شرکت نمیکنه و چون رقابتی نیست در نتیجه محله واسه همیشه تعطیل میشه میره پی کارش.
    منظور از شرکت نکردن یعنی اینکه کاندید نمیشه.
    سناریوی سوم.
    همه تو انتخابات شرکت میکنند و اگه حتی رقابتی هم نباشه به همین کادر مدیریتی که هست رأی میدن.
    سناریوی چهارم.
    چون رقابتی در کار نیست در نتیجه کادر مدیریت میگن میریم که ما هم تسلیم شرایط بشیم و خواهش کنیم که باشین.
    سناریوی پنجم.
    اصلاً انتخاباتی برگزار نمیشه و شرایط همونی که هست میمونه.
    سناریوی ششم.
    انتخابات برگزار نمیشه ولی کادر مدیریت طرمین میشه.
    سناریوی هفتم.
    با برگزاری انتخابات و با رأی هم محلیها کادر مدیریت طرمین میشه.
    سناریوی هشتم.
    کادر مدیریت ضعف این آییننامه رو میپذیره و سعی در فراهم کردن زمینه ی انتخابات رقابتی خواهد کرد.
    سناریوی نهم.
    کادر مدیریت کسایی که کاندید شدن رو تربیت میکنه واسه تضمین بقای محله و فراهم شدن انتخابات رقابتی و فرایند انتقالی.
    سناریوی یازدهم.
    کادر مدیریت هم افزایش پیدا میکنه و هم طرمین میشه و انتقادات رو هم میپذیره و کسایی رو هم که کاندید شدن رو واسه آماده شدن زمینه ی انتخابات رقابتی تربیت میکنه.
    سناریوی دوازدهم.
    چون انتخابات رقابتی نیست, در نتیجه کسی هم کاندید نمیشه. واسه همین درهای محله برای فشار به کاربران بسته میشه تا تسلیم شرایط بشن
    سناریوی سیزدهم.
    حساب من و مثل من به دلیل انتقاد و روشنگری مسدود خواهد شد.
    سناریوی چهاردهم. این کامنت بعد از ارسال از طرف من به دلیل روشنگری ویرایش و یا حذف خواهد شد.
    اینها همه سناریو هستند و امکان وقوع هر کدوم و یا چند تا از اونا به صورت همزمان و با هم محتمله.
    باز هم سناریو هست که من به نظرم نمیرسه.
    هیچ کسی با برگزاری اصل انتخابات به خودی خود مخالف نیست ولی به شرط فراهم شدن زمینه و فراهم کردنش توسط بانیان امر.
    بدونیم و آگاه باشیم که ما تو یه مبارزه هستیم یه جنگ. از یه طرف گروهها و صفحات و شبکه های اجتماعی, و از طرف دیگه سایتهایی که به وجود اومدند و کافیه فقط یه اشتباه کوچیک بکنیم. این مبارزه اون قد سخت هست که حتی اگه کسی حتی نخواد تو سایتای دیگه هم بره و به اونا کوچ کنه خیلی راحت میره سراغ اسکایپ و غیره.
    واقعاً مبارزه ی خیلی سخت و دشواری هستش.
    در نهایت میگم من قصد کاندید شدن تو هیچ قسمتی از کادر مدیریت رو ندارم چون نه توان مدیریت رو دارم و نه تخصص و نه ادعای مدیریت. در ضمن شرکت نکرده هم تکلیفم معلوم و مشخصه. نه فقط من کلاً فعلاً اصل برگزاری انتخابات مشکل داره چون زمینش فراهم نیست. در نتیجه من که هیچ فکر نمیکنم کسی هم بخواد شرکت کنه.
    در واقع به نظر من این آییننامه دمکراسی در قالب دیکتاتوری هستش.
    من فقط یه منتقدم که نظراتمو جهت اصلاح و بهبود وضعیت موجود مینویسم و حال دست شماست که مغرض بدانیدم یا دشمن.
    یا بخواهید توجه کنید و یا هم نه.
    من و مثل من نه تسلیم میشیم و نه از شما میخوایم که تسلیم بشین.
    خواهش و خواسته ی ما از شما دقیقاً اینه که انتقادات رو بپذیرین و کادر مدیریت رو هم تعدادشونو افزایش بدین. حالا یا با برگزاری انتخابات و یا بدون برگزاری انتخابات.
    همچنین کادر مدیریت رو هم طرمین کنید.
    با طرمین و افزایش تعداد کادر مدیریت و داشتن روابط عمومی قطعاً حتماً و یقیناً شرایط تغییر خواهد کرد.
    حالا چه با انتخابات و چه بدون انتخابات.
    چرا که با طرمین و افزایش کادر مدیریت و پذیرش انتقادات فشار کاری روی یک نفر نخواهد بود. همچنین با داشتن روابط عمومی انتقادات و پیشنهادات هم مدیریت و ساماندهی خواهد شد. در ضمن با تربیت مدیر هم شرایط و زمینه ی انتخابات رقابتی فراهم خواهد شد و هم بقای محله برای همیشه تضمین خواهد شد.
    از اینکه تند مینویسم واقعاً معذرت میخوام ولی اگه قرار نیست ما تسلیم شرایط بشیم و این یه حرف مفت هست پس چرا همه ی کادر مدیریت به صورت یکجا و همزمان تصمیم به موندن با هم یا رفتن با هم گرفتن. و اگرن قراره انتخاباتی باشه چرا شرایط و زمینش فراهم نیست.
    به خدا من خودم یکی قبول دارم که هالو هستم ولی دیگه نه تا این قدی که اینو متوجه نشم ولی همون طوری که گفتم تابع اکثریتم و هرچی اکثریت بگن.
    عاجزانه و ملتمسانه و خواهشانه ازتون میخوام و تأکید میکنم که اینا نظرات شخصی خودم هستن در نتیجه کسی مجبور به پذیرششون هم نیست. و بر هیچ کس هم تحمیلشون نمیکنم ولی بدون تعصب و با دید باز میتونید روشون فکر کنین.
    همچنین نوشتنشون لزوماً به معنا و مفهوم درست بودن و کارشناسی بودنشون نیست.
    به امید تغییر اوضاع نه اشخاص.

  44. 44
    Avatar photo سید علی موسوی says:

    لاااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییکک علی جون

  45. 45
    محب says:

    سلام به همه دوستان عزیزم.
    آقای خادمی، گفتید اگه دستیار مدیر یا یکی از اعضا هیئت رییسه و یا کاربران عملکرد بدی داشته باشه، چه اتفاقی میفته.
    سؤال من اینه که نظارت بر خود مدیر کل از چه طریقی محقق میشه. اگه اعضای هیئت رییسه یا کاربرا از عملکرد مدیر کل رضایت نداشته باشن، آیین نامه چه راهکاری پیشنهاد میکنه؟
    سؤال دوم اینه که چطور میشه هیئت رییسه فعلی ثبت نام کننده و تأیید صلاحیت کننده و مجری و شمارش گر آرا باشند و از طرفی خودشونم بتونن کاندید بشن و از همه مهم تر، سلامت انتخابات هم تضمین بشه. خب اگه کسی بخواد میتونه با رد صلاحیت یا روش های دیگه اجازه انتخاب شدن رو به رقبای جدید نده. لطفا بفرمایید آیین نامه در این زمینه هم چه بندی رو میخواد بگنجونه.
    اگه شرح وظایف و راستی، میشه یه شرح وظایفی هم از هر کدوم از اعضای هیئت رییسه برامون بنویسید.
    سپاس

  46. 46
    Avatar photo احمد عبد الله پور says:

    سلام و درود بر همه مجی آخه چرااااا چرااااا میخوای با انتخابات این جا رو به مرز انحلال ببری خدااااا چی بگم از اون پست مجی در مورد انتقاد تا این پست بجوری دلم گرفته چون فک میکنم کم کم نمیدونم چی بگم واقعاً الآن یه بغض عجیبی گلوم را داره فشار میده من یکی که فک میکنم محله با این انتخابات به دست تاریخ سپرده میشه شاید با این کامنت من حجمه ی دوستان به سمتم باشه باشه نمیدونم چی بگم یعنی چرااا محله ام به اینجا رسید چرااا دارید این دل خوشیم رو کم رنگ میکنید
    شکلک چشم پر از اشک و صدایی پر از بغض یعنی ده سالی میشد که این حس بد بهم دست نداده بود یعنی میشه بازم محلم در خوشی و خورمی باشه
    فقط دعا میکنم این ماجراها ختم به خیر بشه ببخشید که بجای پیشنهاد چرند پرند گفتم فعلاً بای خدایا هر چه خیره برای این محله بخواه

  47. 47
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! به نظر من بهتر است مجتبی همه ی این بازیها را کنار بگذاره و مانند گذشته هروقت فرصت داشت بیاد خودش شخصا محله را به روز رسانی کنه و فقط پستهای تخصصی را تإیید کنه و از بین پستهای غیر تخصصی دست نوشته های نابینایان و دلنوشته ها را تإیید کنه و از برنامه های غیر ضروری بگذره… اگر مجتبی این پیشنهاد مسخره ی مرا بپذیره دیگر این همه مسخره بازی در محله ی دوست داشتنی بوجود نمیاد و دیگر نیازی به انتخابات و ویرایشگر و آتیش بیار معرکه پیدا نمیکنیم…این محله باید به محله ی مجتبی و دوستان برگرده و دوباره همان صمیمیت قبلی بین دوستان پیدا بشود…راستی وقتی بین ویرایشگران کسی سایت داشته باشه و خودش سایتشو مدیریت کنه لزومی نداره که بخواهد محله ی مجتبی را مدیریت کنه یا ویرایشگر این محله دوست داشتنی باشه… گر معمار خشت اول نهد کج… تا ثریا دیوار میرود کج… اینجا محله ی مجتبی و دوستان بوده و هست و خواهد بود… بر منکرش.. بیشباد… همه بگویید بیشباد…!

  48. 48
    بانو says:

    سلام خدمت همه دوستان عزیز هم محله ای
    خب قصد بسیار نوشتن داشتم ولی آقا مسعود فکر کنم در کامنت 28 در قسمت اول صحبت هاشون اکثر نگفته های من رو گفتند.
    بیاید یاد بگیریم هرجایی باید متناسب با اونچه ازمون خواسته شده صحبت کنیم الآن بحث سر آیین نامه هست.

    و اما به نظر من مدیر کل نباید اختیاراتش اون قدر وسیع باشه که بتونه کادر مدیریت رو عزل کنه حد اقل جلب اکثریت آرا یا حد اقل یک سوم کادر مدیریت رو هم لازم بدونیم.
    و به عقیده من هم آرای رای دهندگان باید به همین گونه که شرح دادید مخفی بمونه ولی برای اطمینان و جلب اعتماد بیشتر هر کسی که رای داد باید در کامنت های پست مربوطه اعلام کنه رای داده و به قولی مهر حضوری بزنه. این طور مطمئن می شیم چهل نفر رای دادند و کسی نمی تونه بیش از چهل رای داشته باشه.
    و جدا آفرین بر تنظیم کنندگان این آیین نامه بسی بسیار لذت بردم.
    و یک نکته پایانی من رسما اعلام می کنم در انتخابات شرکت می کنم البته به شرط حیات و به تصمیم اخذ شده احترام میذارم.

  49. 49
    بانو says:

    و بله حق با خانم محب هست, یک ضمانت اجرایی هم برای نظارت بر عملکرد مدیر کل بذارید و همچنین به عقیده من بهتر این هست که اگر مثلا یکی دو نفر یا حتی تمام کادر مدیریت فعلی کاندید شدند جهت انتخابات اون ها می باید جز برگذار کنندگان انتخابات نباشند و راه کاری براش بیندیشید این طور دیگه هیچ شایبه تقلب و …. مطرح نمیشه.

  50. 50

    سلام: اصلاً این شکل انتخابات را نمیپسندم.
    همانطور که آقای آگاهی گفتند این آیین نامه برای یک کار بیمزد و مواجب کمی بی معنیست.
    در ضمن حریم شخصی کاربران و نظرات آنها به نظر من مهمتر از عده ای مخالف است که تعدادشان در برابر دوستان همدل رقم قابل توجهی نیست.
    کاش آقای خادمی ابتدا برگزاری انتخابات را به رأی میگذاشتیم همانطور که در پست آقا مسعود و همین پست مشاهده میکنید ظاهراً مخالفین برگزاری انتخابات بسیار بیشتر از موافقین آن میباشند.
    من نیز در انتخاباتی که اصل برگزاری یا عدم برگزاری آن از کاربران این سایت نظرسنجی نشده است، شرکت نخواهم کرد.
    علی الخصوص که نشانه هایی از عدم تمایل تیم مدیریت فعلی به شرکت در این انتخابات به وضوح دیده میشود.
    اگر میخواهی آقای خادمی دمکراسی را اجرا کنی فقط به پست انتقاد نظر نکن و نظر اکثریت که ظاهراً با ماندن این تیم همدل ترند را نیز مورد توجه قرار بده.
    چون با اصل این انتخابات در این زمان و به این شکل موافق نیستم لذا انتقاداتم را به این آیین نامه شبه انتخابات را نیز بیان نمیکنم.
    موفق باشی ولی کاش کمی عجله نمیکردی مجتبی.

  51. 51
    Avatar photo یکی از شما says:

    سلام. من خودمم گفتم که یه خرده از عاقبت این کار میترسم. اما،
    اولا که به قول خودتون مجتبی عاقله و کار الکی نمیکنه و حساب شده رفتار میکنه. پس حتما خیلی رو این مسأله فکر کرده و حساب کتابهایی داشته که به هر دلیل اینجا نگفته.
    دوما این مرحله اوله و کارهای زیادی باید انجام بشه. مثلا ما که نمیدونیم قراره چه کسانی کاندید بشن و چجوری گزینش بشن. خب مجتبی و بقیه بچههای مدیریت کسی رو میپذیرن که بخواد خالصانه کار کنه و سوء نیتی نداشته باشه و…
    سوما شاید این بچهها از کار زیاد و بد و بیراهای عده ای و… خسته شدن و میخوان بیخیال بشن یا یه مدت استراحت کنن. نمیشه که زورشون کرد.
    منم با برگزاری حساب شده و دقیق انتخابات موافقم و فکر میکنم کار درستیه و لازم بود پیش از اینا اتفاق بیفته. البته بهتر بود که یه نظرسنجی هم در این زمینه میشد.
    من فکر میکنم یکی از دلایل مخالفتها اینه که ما جرأت پذیرش تغییر رو نداریم. و نمیخوایم بپذیریم که خیلی چیزها باید تغییر کنه. البته این یکی از دلایل مخالفت ما است. اگر ما بگیم این کار باید اینجوری و اونجوری انجام بشه، منطقیه. ولی وقتی میگیم من مخالفم و اگر چنین شد میرم و… معلومه که یا از چیزهایی بیخبریم و دنبال دونستنش هم نمیریم یا داریم خیلی احساسی و از روی علاقه مون به افراد رفتار میکنیم.
    ببخشید که فضولی کردم و تند و صریح حرف زدم. مجبوریم تو همچین موقعیتهایی صریح نظر بدیم.
    راستی به نظرم، مجتبی ما رو انداخته وسط تا حسابی دعوا کنیم و بیفتیم به جون هم تا خودمون بفهمیم راه درست چیه. اصلا شاید نمیخواد این کارو کنه. خخخخخ مجتبی ببخشید که لو دادم.

    • 51.1

      خب از همون ابزاری مجتبی داره استفاده میکنه که ما استفاده کردیم دیگه. کار بدی که نمیکنه. از بس ما گفتیم که خود موجی باید باشه و ما موجی رو میخوایم اونم خب شاید گفته بذار بینم با این کار میخوان چه کار کنند.
      خَخ.

  52. 52

    سلام
    خانم دریا با ایمیل info@irannopendar.com
    تماس بگیرید.

  53. 53
    رهگذر says:

    من یک پیشنهادی برای کادر مدیریتی آینده دارم… سال دیگه نوروز بیاید و در کنار جشنواره تبسم یک جشنواره ی اخم و تَخم بذارید… و توی اون جشنواره پستهایی مثل این دو پُست اخیر خادمی رو به سیخ و صُلابه بکشید و ازشون خسارت دریافت کنید… خخخخخخخخ….
    من کلاً تابع قانون محله ام… هر چی شد بشه دیگه… بذارید رأی بدیم و رژیم محله رو عوض کنیم… بعدش یعنی ماهایی که با مدیریت سابق رفیق بودیم اعدام میشیم؟ هاههاهاهااههاا…

  54. 54
    Avatar photo کامبیز اسدی says:

    درود.
    اول این که بعضی از عزیزان چرا کامنت بیربط میذارن؟
    آخه آدرس دادن و گرفتن چه معنی داره اینجا؟ اگه میشه این کامنت‌های بیربط رو پاک کنید
    دوم این که اگر ما مخالف رفتن تیم هم باشیم، وقتی انتخابات باشه چون ما مخالف تغییر هستیم دلیل نمیشه نظر ندیم.
    نمیدونم بعضی از دوستان چه منطق عجیبی دارن.
    من هم با احساسی حرف زدن و حمایت افراطی مخالفم
    بعضی از دوستان هم فقط برای تخلیه فشار روانی هزار تا کامنت میذارن که خیلی هم بیربط حرف میزنن.

  55. 55
    داش جوات! says:

    س دوستان..واقعا بعضی هامون کامنت های احساسی نا مربوط میدیم!!!…
    به نظر من کسانی باید کاندید بشن که واقعا به خودشون تسلط کامل دارن و نه جوگیر میشن!نه عصبانی میشن!ضمنا خودشونو سرور و سالار بچه ها نمیدونن…
    من از کامنت های مدیرا یا بزرگایی که خوندم به نظرم میاد نازنین ,مجی,محمد رضا حسینی,علی موسوی,و علی کریمی,بیشتر این خصوصیات رو دارن!امیدوارم کسانی یا کسی نیاد که همون روش ارباب معابانه قدیم رو بخواد پیش ببره و این دفعه مثلا با رای اعضا!…
    برادرم عزیزم روشتون درست نبوده !روشتون در حد اعضای سایت و هم نوعان خودتون نبوده…
    لطفا یا روشتونو عوض کنید یا کنار برید…
    روش چوب و چماق فایده ای نداره!…عزت باید گذاشت به هم نوع هاتون..
    من هرگز کاندید نمیشم چون نه وقتشو دارم ,نه میتونم عصبانی نشم(بعضی وقتا)رهگذر بهم میگه سامورایی!…
    اینو گفتم تا بدونید هرکسی خودشو بهتر میشناسه ,پس نباید خودمون و دیگران رو اذیت کنیم….

  56. 56
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! خخخخخخخخخخخهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها… آهایییییی طالار اندیشه کجایی؟ آماده باش که به زودیهای زود چند نفر را یک دقیقه میفرستم اونجا که دیگر جرإت نکنند روی حرف من حرف بزنند…!

  57. 57
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! لایقترین مدیر مدیری است که کامنت منو پخش نشده پاکش کرد… مدیریت از سر و رویت میباره عزیزم…!

  58. 58
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! کامنتهای من پخش نشده کجا میره؟!

  59. 59
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! خخخهاهاهاهاهاهاهاهاهاها… از پست خارج شدم و دوباره وارد شدم و دیدم کامنتم پاک نشده و وجود داره…! واقعا این پیتزا که خوردم وارونه حضم شد و روی محله هم تإثیر گذاشت…!

  60. 60

    درود. بچه ها یه بحثی پیش اومد در مورد سلامت انتخابات میخوام نظرمو در این مورد هم بگم.
    راستش این هم به نظر من رسیده بود ولی من به امانتداری و اعتماد همه ی کادر مدیریت ایمان و اعتقاد راسخ دارم.
    در نتیجه من به عنوان یه کاربر ساده در صورت برگزاری انتخابات سلامتش رو تضمین میکنم.
    بچه ها ما در ساختار و اصول اینجا با هم هیچ مشکلی نداریم.
    اگر هم اختلافی باشه سر فرعیات هست که با درایت کادر مدیریت و ما کاربرا قطعاً حتماً و یقیناً حل خواهد شد.
    ولی اگه این اختلافات رو جدی نگیریم و بهشون توجه نکنیم روز به روز رشد میکنند و میشن اختلاف ساختاری.
    به خدای احد و واحد قسم از روی بیکاری نمینویسم چون الآن من داداشم پاشو عمل کرده و من پرستارش هستم. پدر و مادرم هم رفتن شهرستان.
    منو یه خواهر با یه برادری که تو بستر خوابیده و هی دائماً باید بهش سر بزنم کاراشو انجام بدم.
    فعلاً.

  61. 61
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! مجتبی برو اون متن علمی ساختار… را که در واتساپ برایت فرستادم را بخوان و آزمایش آخر متن را انجام بده و تجربتو برایم بفرست تا بخونم و کیفور بشم…!

  62. 62

    علی کریمی، توی کامنت 43 که بحث از سناریو کردی، دو تا موضوع رو مطرح کردی. 1. شرایط انتخابات رقابتی نیست. کلی گویی کردی. دقیقا باید چطور باشه که رقابتی باشه؟ 2. دیکتاتوری در قالب دموکراسی. دقیقا باید چطور باشه که دیکتاتوری نباشه؟ بازم کلی گویی کردی. اینا رو بنویس که جزئیات باشند اگه قرار شد تغییرات داده بشه ما با ی مشت حرف کلی مواجه نشیم. فقط بگی رقابتی نیست و دیکتاتوری هست که چیزی رو حل نمی کنه. باید بگی این و این و این مورد باید به این شکل بشند. تا اون جایی که اطلاع دارم. شماره بندی رو خوب بلدی پس ازش استفاده کن.
    در ضمن، کارایی که این پنج ساله انجام شده، نه از روی وظیفه بوده، نه از روی لطف، نه از روی اجبار، نه به خاطر جیره مواجب، فقط و فقط عشقی بوده، از روی عشق بوده. واسه همینم هست که شما میتونی به آیین نامه نقد وارد کنی ولی نمیتونی شرح وظایف واسه ملت بنویسی که مجتبی موظف به تربیت مدیر هست. نه مجتبی و نه هیچ شخص دیگه ای که داوطلبانه کار کردند موظف به هیچ کاری جز اون چه خودشون اراده کنند نیستند. این رو داشته باش، و با توجه به این نکته، جزئیات مورد نظرت رو بنویس.

    • 62.1

      خب در مورد رقابتی کردن انتخابات من یه راه حل به نظرم میرسه که میگم.
      از اونجایی که همه چی از روی عشق بوده و از این به بعد هم انشا اللاه خواهد بود, از روی همین عشق هم میبایست که واسه آینده ی محله مدیر تربیت بشه نه از روی وظیفه. در نتیجه فکر انتخاباتی کردن اینجا در عین اینکه خوبه ولی به دلیل فراهم نبودن این زمینه خب حتی اگه انتخاباتی هم برگزار بشه, و حتی اگه افراد دارای صلاحیت هم باشند و بیان وسط فعلاً و به دلیل حاکمیت تعصب بر اکثر کاربرا که خودم هم یکیشون هستم شرایط رقابتی نمیشه.
      در خصوص دیکتاتوری د قالب دمکراسی هم بگم که وقتی زمینه ی کاری فراهم نیست خواسته یا ناخواسته رأی اکثر ما همین کادر مدیریت حاضر خواهد بود که خودم هم یکیشون هستم.
      میشه یا با انتخابات و یا بدون انتخابات کادر مدیریت رو طرمین کرد و تعدادشون رو هم افزایش داد تا فشار کاری رو یه یا چند نفر نباشه.
      بدون بدونیم و بدونین و بدونن که من وقتی از محله نقد میکنم تعصب رو کنار میذارم ولی وقتی حرف از اینجا یا جای دیگه باشه دقیقاً این تعصب رو دارم به شدت هرچه تمومتر.
      من ضمن انتقاداتم که امیدوارم واسه پیشرفت محله بهشون توجه بشه, با انتخاباتی به این شکل و بدون فراهم شدن زمینه ی قبلی مخالفم ولی تابع اکثریتم.
      من با تغییر مدیر ارشد اصلاً و ابداً در هیچ زمانی موافق نیستم.
      دلیلش هم نه تعصب هست و نه تعلق خاطر.
      دلیل منطقیم از نظر خودم اینه که وقتی قراره که تو نباشی قطقعاً هر کس دیگه ای هم بیاد تو این محله تغییرات ساختاری انجام خواهد داد که واسه همین هم هست که من میگم اونجوری نیستم.
      ولی راه حل.
      تعداد کادر مدیریت رو هر جور که خودت میدونی افزایش بده و همچنین اگه امکان هم داره کادر مدیریت رو طرمین کن هر جور که میدونی.
      من همینجا و با همین کامنت بهت میگم موجی ازت خواهش میکنم کمی فشار کاری رو رو مخصوصاً شهروز کم کنی که هم اون اذیت نشه و هم ناخواسته یه وقتایی این خستگی و فشار کاری باعث نشه که کمی تند برخورد کنه. و این فشار وقتی هم بیشتر میشه که بدون دریافت هیچ گونه حقوقی باشه.
      من نه تنها از این موضوع خوشم نمیاد و نمیپسندم, بلکه از این موضوع درد هم میکشم که الآن این محله شده همه ی زندگی شهروز.
      نمیتونم ببینم وقتی من و تو و این و اون میریم بیرون دنبال زندگی خودمونیم یکی همه ی سرمایه ی خودش یعنی عمرشو بذاره پای محله. تازه اون هم بدون هیچ چشمداشتی. یعنی این درسته که واسه اینکه یه پست زودتر منتشر بشه شهروز زندگیشو قربونی کنه.
      هیچ آزاده ای اینو نمیخواد و نمیپذیره.
      من این محله رو به قیمت از دست دادن تک تک دقایق و ثانیه های دوستم که نه, حتی واسه دشمنم هم نمیخوام.
      پس شرایط رو یه جوری کن که هر کسی دیگه بیشتر از دو ساعت مدیریت نکنه حالا هر جور که خودت صلاح میدونی درستش کن.
      اصلاً به این فکر کن که شهروز رفته سر کار مثل خودت.
      پس عقل حکم میکنه قبل از اینکه بارون بیاد چترمون رو باز کنیم.
      ولی در کل ما تابعیم.

  63. 63

    نظرات باقیتون هم داره خونده و بررسی میشه. سعید درفشیان عزیز، سعی بر اینه که وقتی زمان برگزاری انتخابات شد، افراد ناظر، خارج از تیم کادر باشند که اگه نباشند خیلی خنده دار میشه!

  64. 64
    مهران says:

    بابا مجتبی بیا بی خیال تیم مدیریت شو و خودت همه امور رو به دست بگیر و هر وقت میرسی بیا پست ها رو منتشر کن و خلاص. این محله، فقط محله مجتبی و دوستان: نابینایان هست. از همون وقتی که اسمش رو عوض کردی من حس کردم که قراره این محله صمیمی به یه محیط بی روح و بدون صمیمیت مثل یه اداره تبدیل بشه. یکی مدیر یکی معاون و ….. دست از این کار بردار. همه جز خودت باید کنار برند و بشند یه کاربر عادی و همه چیز رو بسپارند به خودت. تو هم بی خیال این انتخابات مسخره بشو جون داداش.
    ***
    ویرایشگر: شما اگه شجاعتشو داری با یه اسم کامنت بذار. لطفا.
    این کامنت صرفا جهت احترام به آزادی بیان منتشر میشود.
    موفق باشید.

  65. 65
    داش جوات! says:

    س منتشر نکردن به موقع دیدگاه در عین اینکه یکی از مدیرا حاضر باشه یعنی!….
    اون کارایی که شما بلدی ما خیلی وقت پیش کهنه کردیم…
    بعضی وقتا حقیقت تلخ میشه و تحمل رفقا کم خخخخخخخخووووووو

  66. 66
    Avatar photo سید علی موسوی says:

    ولی جواب مجتبی در این پست و پست قبلی این هست که همینه که هست فقط کلمات عوض شده وقتی که همینه که هست خودت و دیگران را به بازی نگیر

  67. 67
    مهران says:

    سلام. من چون مجتبی رو بسیار میدوستم این پیشنهاد رو بهش دادم. چون میبینم از وقتی که افراد متفرقه به عنوان مدیر و ویرایشگر و کوفت و زهر مار به این سایت اضافه شدن هر چند وقت یه بار یه دعوا و بحث و جدل مسخره راه افتاد و همه اش هم به خاطر اعمال سلیقه های افراد متفرقه بوده. وگرنه من فک نمیکنم کسی با شخص خود مجتبی مشکلی داشته باشه. ما حاضریم پست ها و کامنت ها با تأخیر منتشر بشن اما لااقل فقط طرف حسابمون فقط و فقط یه نفر باشه و اونم داش مجتبای عزثیز باشه. نه ده نفر که هرکدوم یه سازی میزنند. و البته که طرز برخوردشون هم در شأن کاربرای عزیز این سایت نیست. ما خود مجتبی رو به عنوان بنیانگذار این سایت قبول داریم اما بقیه واقعا مورد قبول ما نیستن. حالا این عزیزان بهتره خودشون با درک صحیح از اوضاع به وجود اومده کنار برند تا مجتبی خودش سردمدار این سایت بشه. واقعا اون وبلاگ درب و داغون قدیمی که مجتبی تنهایی اداره اش میکرد می ارزه به این سایت عریض و طویل که کادر مدیریتش مقبول نیستند. موفق باشید.

    • 67.1
      Avatar photo یکی از شما says:

      سلام. مسلمه که مجتبی مدیر لایقیه. اما دوس داشتن یه نفر معیار مناسبی برای این که ما بگیم فقط تو باید مدیر باشی نیست.
      اعمال سلیقهها رو هم میشه با قانون‌گذاری از بین برد.
      در ضمن جسارتا از طرف خودتون نظر بدید. اگر مهران و احیانا چند نفر دیگه، مُدیرای دیگه رو قبول ندارن، نباید بگه ما قبول نداریم. ببخشید اگه ناراحتتون کردم

  68. 68

    خب! میرسیم به آیین نامه و یه نقد کوچولو!
    به نظر میاد آیین نامه ی هر جایی و هر کاری متناسب با اون جا و کار باید بند به بندش بعد از بحث و بررسی تهیه بشه! وگرنه خیلی وقتا میشه همون آفتابه لگن هفت دست که مطمئنا شام و ناهاری پشتش نیست!
    تو آیین نامه ی حاضر که مطالعه کردید ما یک مدیر کل، یک دستیار و سه تا مدیر داخلی پاخلی داریم که نقش هر پنجتاشون ظاهرا مدیر در نظر گرفته میشه و چهار تا هم ویرایشگر!
    پس عملا ما نه ۵ نقش که ۲ نقش ساختاری داریم با اختیارات یکسان!
    حالا اگه یه کاربر با مراجعه به Y مدیر داخلی مشکلش رو حل شده نیافت ممکنه پیش خودش بگه X هم به عنوان مدیر فنی میتونه مشکل رو برطرف کنه و بره سراغ اون که باهاش دوسته!
    نتیجهش این میشه که X به عنوان مدیر فنی یهو هوس کنه پاچهشو ور بکشه تو امور Y مدیر داخلی که فعلا هم هیچ کدوم وظایفشون درست معلوم نیست!
    از نظر ساختاری اینا هر دو مدیر هستن و اختیار انجام کاری رو که کردن داشتن!
    ولی از لحاظ آیین نامه ای نه!
    در نتیجه Y میره پیش A مدیر کل و میگه X چرا همچین میکنه!
    A هم X و Y رو در هم ضرب میکنه نمیشه!
    با هم جمع میکنه بازم نمیشه!
    تهش مجبور میشه با نظارت هادی یا از هم کمشون کنه یا بر هم تقسیمشون کنه که یعنی یکیشون فاکتور گرفته میشه!
    پس ما اگه میخوایم ۵ تا نقش داشته باشیم باید از نظر واقعی هم امکان ایجاد این ۵ نقش رو داشته باشیم که البته به نظر نمیرسه در این مورد مشکلی به وجود بیاد. یعنی باید بریم سروقت افزونه تغییر نقش کاربر!
    حالا نقشها رو درست کردیم و میریم سراغ بقیه ی آیین نامه!
    نظرتون در مورد این نقش ششم که مثل حس ششم میمونه چیه؟!
    دستیار رو میگم خخخ!
    اول نظر این بود که این بنده ی خدا اسمش معاون باشه و من پیشنهاد کردم کلا حذف بشه و بعد با کم و زیاد کردن ویرایشگرها دوباره تعداد فرد به دست بیاد که اینا اگه خواستن بین خودشون رأی بدن به مشکل تساوی بر نخورن!
    اومدن اسمش رو از معاون به دستیار عوض کردن و فکر کردن ما نمیفهمیم اینا هر دو یه معنی میدن! فقط اون عربی و این فارسیه خخخخ!
    این بنده ی خدا قراره بدون انتخابات مستقیما برگزیده بشه و ظاهرا مثل دبیر کل فدراسیون و این حرفا نقش ایفا میکنه!
    دلایل من برای حذف این پست انتصابی این بود که اولا انتصابی هست! دوما دست نشانده ی مدیر کل محسوب میشه و چاقو بنا نیست هیچ وقت دسته ی خودش رو ببره! و سوما این پست صرفا اینجا میتونه در نبود مدیر کل اعمال قدرت کنه!
    پس عملا نه دستیار که در واقع همون معنای معاون قدرتمند رو داره و این معانی خاصی میتونه داشته باشه!
    اولین معنیش اینه که شاید مدیر کل خستهست! خسته! و باید یکی باشه که اعمال قدرت کنه به جاش!
    دوم این که به هر حال سلایق مدیر کل و دستیار قدرتمندش با هم فرق داره و بعضی وقتها ممکنه بین کاربرا دعوایی پیش بیاد که نتیجه ی همین اعمال سلایق متفاوت باشه!
    و سوم این که دستیار هر کاری رو که میکنه چون دستمال قدرت از مدیر کل گرفته به اون نسبت میده و ممکنه بعضی وقتا نظر متفاوت خودش رو بخواد به کرسی بنشونه!
    خب هیچ کدوم از این معانی خوب نیستن و من پیشنهادم رو برای حذف این پست انتصابی دردسر ساز دوباره تکرار میکنم!
    وقتی این پست حذف بشه کافیه یا یه ویرایشگر اضافه کنیم یا کم که به نظرم ویرایشگرا بشن ۵ تا کار بهتر پیش میره!
    آخرشم میرسیم به مدیر کل و گیر آخر رو به صاحت ایشون میدیم!
    این قدر که ما اعوان و انصار برای مدیر کل در نظر گرفتیم این طور به نظر میرسه که ایشون بناست ضمن دارا بودن اختیارات کامل تا حدود زیادی بی دردسر زندگی کنن!
    یه جورایی همون کاری که خدا داره میکنه خخخخ!
    این البته مشکلیه که تو مملکت ما هر جا مدیریتی هست و کلی هم دنبالش میاد وجود داره و تو این کشور هر چی بالاتر کم کارتر و در نتیجه توی هرم قدرت هر چی بالا میریم از صمیمیت کاسته میشه!
    در پایان من میخوام هرم رو کمی صمیمیتر کنم! بنا بر این خواهیم داشت:
    ۱- مدیر.
    ۲-۴ سرپرست امور داخلی، روابط عمومی و فنی.
    ۵-۹ ویرایشگر.

    • 68.1
      Avatar photo رعد بارانی says:

      سعید خان اولاً از خداوند سلامتی کامل رو برای وجود گرانقدرتون خواستارم. و از این جا براتون انرژی مثبت میفرستم.
      تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
      دوماً به قدری نظراتتون منطقی و عاقلانس که دیگه نتونستم سکوت کنم و اومدم که بهتون بگم احسنت و هزاران آفرین به این نظریه های جالب و خردمندانه .
      البته به مجتبی باید حق داد .
      چون خستس . چون کلافه و ناامید و شوکه شده . مجتبی کمی آهسته تر .

  69. 69
    Avatar photo سید علی موسوی says:

    دستیار یه فایده دیگه هم داره کسی که انتخاب نشده یا کاندیدا نشده بر خلاف میل کاربران وارد تیم مدیریت میشه جوری که تا پایان 2 سال انگشتت تو دهنت باشه چون هنوز نفهمیدیم از کجا خوردیم و انگشت به دهن هستیم

  70. 70
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! حالا که محله ویرایشگر سختگیر نداره من هرچی دلم خواست در این پست میگم… من از اول ورودم در نقش ویرایشگران و مدیران دخالتی نکردم و برایم فرقی نداره که کی مطالبمو ویرایش یا پاک یا منتشر میکنه… من مدتها طول کشید تا متوجه شدم که چه کسانی به مجتبی در محله کمک میکنند و محله را به روز رسانی میکنند… من شخصا با همکاران مجتبی در محله مشکلی ندارم و به هر تصمیمی که مجتبی بجز انحلال محله احترام میگذارم…… مجتبی جون هر کاری دوست داری بکن و به تیکه های که بعضیا بهت می اندازند اهمیت نده… تو همیشه خودت بودی و حالا هم خودت هستی و آینده هم خودت باش… تو فقط ویرایشگران متکبر از نظر خودت را عوض کن و ویرایشگران خونگرم را عوض نکن… تو مدیر کل هستی و خوب حرف منو میفهمی که چی میگم… تو با زیر مجموعه ات صحبت کن و افرادی که نمیخواهند از دستوراتت و پیشنهاداتت استفاده کنند و در محله کار کنند همانان را عوض کن…!

  71. 71
    مسعود says:

    مهران عزیز. لطفا فقط از طرف خودتون حرف بزنید.
    من با نظرِ شما که میفرمایید مدیران فعلی مقبولیت ندارند موافق نیستم.
    موفق باشید.

  72. 72
    مهران says:

    مسعود جان مقبولیت یه وقت به زبون گفته میشه مثل اینکه من بیام و قربون صدقه شما برم و یه وقت در عمل خودش رو نشون میده. الان با این شرایطی که پیش اومده من فک میکنم واقعا به صورت عملی کادر مدیریتی به استثنای خود مجتبی مشروعیتشون رو از دست دادن و یه جورایی زیر سوال هستن. پس بهتره که یه خونه تکونی اساسی داشته باشیم اما نه به این شکل که مجتبی در نظر داره که انتخابات برگزار کنه. بلکه ضمن تشکر از زحمات کلیه دوستانی که تا حالا زحمت کشیدن باید عذرشون رو بخواد و خودش کل سایت رو دست بگیره تا این وضعیت یه کم سر و سامان بگیره و آب از آسیاب دشمن بیوفته. آقای خادمی به این پیشنهاد جدی جدی فک کن

    • 72.1

      آقای مهران عزیز اصلاً و ابدً کادر مدیریت از نظر من مقبولیتشو از دست نداده. بعله انتقاد بهشون وارده و درست میشه ولی من کاملاً قبولشون دارم.
      اینو هم به عنوان یه کاربر ساده و هم به عنوان یه منتقد به شما و هر که میگه کادر مدیریت باید کنار بره میگم.
      البته من به این نکته واقفم که شما هم نظر خودتونو گفتین ولی من هم خواستم ضمن اینکه منتقد سرسخت وضع موجود هستم در پاسخ به شما نظرمو بگم.
      ما همیشه نباید حرف آخر رو اول بزنیم.
      من گفتم میگم و خواهم گفت که خواستار تغیر اوضاعم و نه اشخاص و اگه طرحی برنامه ای و کاری هم از دستم بر بیاد واسه تغییر وضعیت و شرایط موجود انجام میدم.
      این جمله رو هم نه به شما بلکه به همه ی منتقدین میگم که کسی حرفای منو لایک یا تأیید نکنه.
      من اگه حرف میزنم, اگه انتقاد میکنم واسه اینه که با هم به یه توافقی برسیم نه اینکه بخوام کادر مدیریت کنار برند.
      اگه کسی اینجوری هست بیاد تو گروه من وگرنه من تو گروه کسی نیستم.
      شرمنده دیر جواب دادم من این کامنتو با دقت نخونده بودم.
      من کادر مدیریت رو انتقاد میکنم نه اینکه علیه این کادر زحمتکش دست به جهاد بزنم.
      شرمندم ولی اجازه نمیتونم بدم کسی با استفاده از حرفای من از آب گلالود ماهی بگیره.
      باز هم میگم من منتقد سرسخت این وضعیت هستم ولی نه جوری که بعضیا فکر میکنند.
      خیلی سکوت کردم دیدم هیچ فایده و نتیجه ای نداره.
      من و مثل من واسه برد برد حرف میزنیم نه کودتای نظامی.
      البته میدونم شماهایی هم که اینجوری حرف میزنین هیچ منظوری ندارین ولی خواستم موضع خودمو مشخص کنم.
      پس موضع من روشنه, شرایط باید تغییر کنه. همین.

  73. 73

    به نظر من شما که به دانشآموز ها اهمیت میدین من هم ادمین کنین که ادمین بشم دیگه! خخخخخخخخ الکی مثلا من خیلی از خود رازی هستم!

  74. 74
    سمانه says:

    با عرض سلام خدمت تمامی دوستان گرامی محله ی نابینایان تا امروز فقط خواننده ی نظرات دوستان بودم در هر سه پست دقیقا نظرات رو خوندم ولی ترجیه دادم سکوت کنم تا از متهم شدن به هر نوعی جلوگیری کنم ولی دیگه بنظرم سکوت درست نیست اومدم چند نکته ای که بنظرم میرسه رو بگم و برم اول اینکه جناب خادمی گفتید مهلت چکش کاری تا جمعه 18 اردیبهشت ماه فرصت داره در حالی که جمعه 17 اردیبهشت است این رو اصلاح کنید تا از شبهات جلوگیری بشه نظر دوم من اینه که شما هشت نفر رو برای کادر مدیریت در نظر دارید حال اینکه باید حداقل 16 نفر برای کاندید شدن آمادگی خودشونو اعلام کنند تا از بین هر دو نفر یک نفر انتخاب شود حالا اگر برای یک پست بیش از دو نفر کاندید شدن و برای یک پست هیچ کسی کاندید نشد چی یا مثلا برای مسئولیت ویرایشگران کمتر از چهار نفر کاندید شدن چه برنامه ای دارید یعنی هی میخواید انتخابات رو به دور بعد بکشونید و بازم اگر کسی از اون پست مورد نظر استقبال نکرد تکلیف اون پست چی میشه تازه گفتید صلاحیت ها بررسی میشه اومدیم برای یک پست دقیقا دو نفر کاندید شدن که یک نفر به هر دلیلی صلاحیت نداشت پس بازم به دور دوم خواهد کشید میدونید این کارا چقدر دردسر داره برای خودتون به جز دردسر فکر کنم یه سرگرمی خوبی پیدا کردید هی تنظیم و انتشار اینجور پست های مختلف برای این مراحل انتخابات میدونید چقدر وقت گیره بهتر نیست این وقت و انرژی رو بذارید برای ارسال مطالب بهتر و کاربردی تر شما که مدام از کمبود وقت شکایت دارید بهتر نیست وقت گرانبهای خود را برای مطالب کاربردی و انتقال تجارب خودتون صرف کنید الآن ببینید این اولین پسته بعدش باید چند تا پست دیگه تنظیم و انتشار داده بشه و تمامی کامنت هایش با دقت خوانده بشه تا نظرات دوستان با دقت هرچه تمام تر بررسی بشه بهتر نیست این وقت رو صرف پست های جذاب تره دیگه کرد تازه اگر شانس بیارید انتخابات در دور اول کاملا به اتمام برسه و تکلیف هر هشت نفر در همون دور اول مشخص بشه وگرنه که دوباره انتشار و تنظیم این پست ها باید از سر بگیره . نکته ی بعدی که بنظرم میرسه در واقع نکته اول بند 4 کمی ابهام داره شما گفتید انتخابات سایت گوشکن، هر دو سال یک بار برگزار میگردد و در پایان هر دوره، کاربران سایت مجدداً کاندیداهای مورد نظر خود را انتخاب خواهند کرد. این یعنی کاربران کاندیدای خود را انتخاب میکنند بعد از دو سال یا خود افراد آزادانه میتونند برای هر پست کاندید بشن؟ اگر دومی مد نظر شماست که باید گفته بشه کاربران سایت نمایندگان پست مدیریت را از بین کاندیداها انتخاب خواهند کرد . البته من بخاطر ابهامی که ممکنه بعدا به وجود بیاد اینو گفتم شاید حالا دوستان بگن که این نکته کاملا منظورو میرسونه و ما متوجه منظور شدیم. این مجمع فوق العاده از بین چه کسانی انتخاب خواهند شد و چه کسانی با چه تعدادی این مجمع رو تشکیل خواهند داد؟ منم لازم میدونم که هشدار خودم در این رابطه رو بدم که استقبال از کاندید شدن بسیار نخواهد بود با این شرایطی که شما گذاشتید مثلا شما برای تمامی سمت ها نوشتید رزومه قابل بررسی در این زمینه مثلا کسی حتما باید در سایر سایت ها مدیر داخلی یا فنی یا ویرایشگر باشه که سابقش قابل قبول و بررسی باشه!!!! واقعا مگه چند نفر در بین ما نابینایان هستند که این سوابق رو دارند؟ این خواستن رزومه ها حق کاندید شدن را از خیلی ها میگیره یعنی کسی مثل من حق کاندید شدن نداره چون هیچ سابقه ای ندارم بنظرم حداقل داشتن رزمه رو برای پست ویرایشگری بردارید تا افرادی که سابقه کاری هم ندارن بتونند تو یه قسمت کاندید بشن. در پایان هم یه پیشنهاد دارم حالا که شما عزمتونو برای انتخابات جزم کردید میتونید این انتخابات رو به طور آزمایشی برای دو سال برگذار کنید و در پایان دوره دو ساله یه نظر خواهی کنید و ببینید دوستان محله با کدوم روش بیشتر موافقند . البته منم قبول دارم این انتخابات هم تجربه خوبیه و هم خیلی قانون مند تره ولی شما میتونید اطمینان بدید که در صورت برگذاری انتخابات درست دیگه مخالفی نخواهید داشت میتونید اطمینان بدید که دیگه کسی منتقد نیست و اعتراضی از کسی به گوش نمیرسه اطمینان میدید که دیگه صمیمیت ها به سایت برمیگرده و دوستانی که رفتن به زودی برمیگردن به سایت. الآن اینجوری که به نظر میرسه خیلی ها مخالف انتخابات هستند و در صورت برگذاری شرکت نمیکنند و یا دیگه به سایت سر نمیزنند جواب اونها چی خواهد بود حتما میخواید بگید خودتون گفتید و خودتون خواستید و خودتون انتخاب کردید در صورتی که خیلی ها مخالف انتخابات هستند و نمیتونید از این حرفا بزنید. در پایان هم اگر نظر تند و غیر اصولی دادم و باعث رنجش و ناراحتی شدم عذر میخام

  75. 75
    قنبر says:

    درود
    مسعود عزیز ، قطعا خواست قلبی من هم همانا شنیدن صدای گرم شما و مستفیذ شدن از شخصیت متین و والای شما است .همواره سربلند باشید . از آنجائیکه دوستدار محله هستید و مورد احترام من عرض می کنم که به هیچ عنوان قصد ندارم وارد جزئیات شوم آن هم در زمانیکه کلیات آن سرشار از ابهام است .جزئیات را در سخنان خواهرمان سمانه بخوانید ! اما کلیت آن و نحوه انجام این برنامه همانا آن است که کلیتی کاملا مستبدانه است البته در آن واحد چنین تصور نمی شود و نباید هم بشود اما اصرار بر این رویکرد چیزی جز استبداد را به دنبال نخواهد داشت ! پس در کلیت و در فضای کاملا روان و مساعد قطعا نه می توان بر این عملکرد محله استبداد و نه دموکراسی را نام نهاد ، اما با اصرار و افراط و تفریط بر آن و هنر در کردن های بی پایه و اساس قطعا نتایج و نظرات مختلف هم شکل می گیرد که با اصرار و عدم توجه به آن همانا عدم را با هر سناریوئی می توان پیش بینی کرد .آنچه که از این مقال دریافتم بحث در تیم مدیریتی بوده و حالا چنین سر باز کرده است .اصل اجرای انتخابات با خواسته افراد مخالف انتخابات دقیقا یک طور و واحد است ولی اصرار بر طرح آئین نامه خود موجبات اختلاف را رقم می زند .چرا که این آئین نامه در زمانی در حال شکل گیری است که در اصل تیم مدیریتی با هم اختلاف دارند ؟ اصول حاکم بر تیم همانا چند دسته ای مبتنی بر محدود کردن سایت ، غربال کردن کاربران ، تسخیر نمودن سایت های دیگر و در واقع حفظ محله به عنوان بالاترین مرکز بوده که همه این خواسته ها در یک نفر مجتمع نیست و با نظر هر مدیر این عوامل محدود می باشد .این در حالی است که مجتبی هنوز همانند سایر کاربران عشق را عنصر اصلی می داند و وقتی همه اینها را کنار هم قرار دهیم همانا دایره ای شکل می گیرد که همه در حال گریز از مرکز هستند و هرگز نمی توان با نیروی فوق العاده هم این گریز از مرکز را جمع و در مرکزی قرار داد .همانطور که در نظرات دوستان مشاهده می شود اشکالات عدیده وجود دارد که هر طور که تفکر شود باز هم به راه ماندن مجتبی و آینده نگری و وسعت عملکرد او را می طلبد و نهایتا تغییر افکار همراهان و یا تغییر مانده ها و افرادی که نای راه رفتن ندارند و در این میان پیروز میدان همانا افراد مثبت اندیش و عاشق هستند .

  76. 76

    باز هم سلام.
    همیشه از اینکه توی یه پست بیش از یک کامنت بگذارم فراری هستم اما گاهی بعضی نظرات انسان را مجبور میکنه تا سکوت را بشکنی.
    جناب درفشیان تمام کامنتهای شما را لایک میکنم هزار بار.
    ببخشید اما دوستان مینویسن ما موافقیم که پستها و کامنتها دیر منتشر بشه ولی فقط آقای خادمی مدیر باشن.
    اما من به شخصه میگم که نه مخالفم این کار اص شدنی نیست.
    ببخشید این هم جای تشکر از دوستان که زمان ارسال و انتشار پستها به 5 دقیقه هم نمیکشه.
    من میگم که انتخابات اشتباهِ؛ اما میگم که سایت فقط و فقط به دست جناب خادمی مدیریت شدنش از این انتخابات هم ببخشید ها مضحکتره. این کار با وجود نزدیک به 300 یا 400 کاربر اص شدنی نیست…
    دوستان میگن کسانی که از کادر مدیریت حمایت میکنن احساسی برخورد میکنن اما این حرف از بحث حمایت از مدیران هم احساسیتره…

  77. 77
    Avatar photo طاها says:

    آقای درفشیان لایک

  78. 78
    قنبر says:

    درود
    این محله ، محله مجتبی و دوستان و نابینایان است و بس . و پیشنهادی که در سر من بود عدسی هم بیان کرد .دقیقا در زمانی که یکسال از اردوی محله می گذرد ، بهترین روش همانا اردوئی فعال و اجتماع گوش کن بود نه افتراق و بنیان بر افکنی و درود بر عدسی .
    این محله با مشکلات عدیده و مدیده خود به رشد و تعالی رسیده است و درست نیست ماشینی را که در حال حرکت است را با ابزار عداوت و دشمنی از حرکت باز داشت !
    مجتبی به استناد تمامی گفته ها و ناگفته هایش همواره تاکید داشتند که این محله خود من است و هرطور که دلم می خواهد اداره اش می کنم و همواره شخص اول خودم هستم .همواره تاکید داشت که کنار گود ایستادن و گفتن لنگش کن ، آسان است .اهالی هم واقعا ضمن داشتن انتقاداتی همواره تاکید داشتند که مجتبی به عنوان مدیر و مسئول اصلی باید همواره بماند .اکنون هم اکثر کاربران معتقدند که همینطور باید باشد و مجتبی هم باید تحول در تفکرش را سامان بخشد و اینگکونه هدایت کند که این محله از آن کاربران است و او وظیفه دارد بخاطر تداوم عشق به این نقدها توجه و از احساسات خاص مدیریتی و یک سو نگری جدا بپرهیزد .مدیریت در تغییر نظر تیم مدیریتی به مراتب ساده و آسان تر از طرح آئین نامه است .این آئین نامه موجب تضعیف توان مدیریت مجتبی می کند و خطرات جدی و بعدی دارد .اینطور نیست که مجتبی همواره تصمیماتش موجب نجات محله بوده .بلکه او هم مانند همه مدیران از آزمایش و خطا بهره جسته و اکنون هم بخاطر موفقیت های برخی اینگونه عملکرد را از خود نسان می دهد ! البته در کل مجتبی تا کنون یک مدیریت نسبی را از خود نشان داده است .
    خواست کاربران مخالف انتخابات با خواست مجتبی دقیقا یکی است .اما تفاوت اصلی در این است که کاربران نهایت تلاش خود را دارند تا ضمن جلوگیری از اجرای غلط این مقوله حرمت و یکپارچگی محله را حفظ کنند و تا مجتبی نخواهد این اصل محقق نخواهد شد .
    نگارش آئین نامه ها در مقابل قانون اساسی و مستحکمی را می طلبد و برای مجامعی است که تحت اصول و ضوابط خاصی در حال شکل گیری هستند و توسط هیئت موسس این اقدام شکل می گیرد .این در حالی است که این محله دارای استحکام ذاتی و حمایت معنوی تعداد کثیری در گذشته شکل گرفته و همه این نتایج بخاطر همت والا و تلاش مستمر مجتبی بوده .اگر هم موفقیتی داشته بخاطر دوام و استمرار مدیریت واحد بوده است .مجتبی تحول بزرگی را ایجاد کرده است که در زمان فعلی حق نداشته و ندارد تا این تحول را در این سازمان ارزشی اجرا کند و موجبات بر هم زدن استحکام و ساتمرار محله شود .اگر این محله دیوار های گلی دارد ، دموکراسی نو ندارد ، نتوانسته سردمدار باشد ، افرادی از آن دور شدند و هزاران بلای دیگر ایرادی برای ما کاربران نیست .ما اکنون توانسته ایم ثابت کنیم که مقدمات ایجاد دهکده جهانی را فراهم کرده ایم .ما توانسته ایم به اثبات برسانیم که مبدا تمامی رشد و تعالی نابینایان در فضای مجازی هستیم .توانسته ایم ثابت کنیم که بدون حمایت دستگاه ها و ارگان ها می توانیم به استقلال برسیم .حالا برای سرعت و رشد لازم است تغییراتی را بزنیم اما این تغییرات در بستر تضاد و اختلاف و روشهای غیر اصولی هرگز محقق نخواهد شد .
    مجتبی وظیفه شما سخت تر از همیشه است .عصبانیت شما به شما مددی نخواهد رساند .توجه به نظرات افراد خاص ، تدوین بندهای آئین نامه در میان افراد محدود و ارائه پیشنهاد ها و عدم همراهی شما و … خود دلیل ناصواب بودن این مقوله است .
    مجتبی در محله ای که همه چیز عشق است ، هرگز نخواهی توانست روش و شگرد متفاوت از عشق را جایگزین نمائی .
    مجتبی بزرگترین چالش این محله همانا منابع مالی برای استمرار و برپائی آن است .منابع مالی نه بخاطر حقوق و مواجب گروهی ، بلکه برای استمرار محله و اکنون که تا مرز پنج سالگی آن پیش رفته ایم در این سنوات آتی متاسفانه مشکلات منابع سخت تر از اوایل شده است .در اوایل واقعا راحت تر احساس رفاقت و دوستی و هم آهنگی داشتیم .اما تند روی ها موجب شده که این مشکل به سمت جلو بیشتر برای ما دردسر آفرین باشد . . اگر هم تیم مدیریت عوض شوند به همین دلیل با مشکل جدی مواجه خواهند شد .البته که با این قوانین قرار نیست چیزی عوض شود و کودتا همواره راه چاره است .
    مجتبی ، مجمع عمومی فوق العاده یکی از وظایفش همانا تدوین و تعیین مواد اساسنامه هر شرکت و یا انجمن و یا … هستند که با توجه به نیازهای جمع و با استناد به قوانین و مقررات حاکم در کشور اضافه و یا حذف و یا اصلاح می نمایند قوانین را و با امضا حداکثری به عنوان قاننون آن را می پذیرند .
    مجتبی این روش انتخاب مدیر کل و سایر مدیران و همچنین دستیار محترم و بندهای مقرر در شرایط و محدودیت اعضا و عدم ضمانت اجرائی بخاطر نقص در قانون و آئین نامه ها خود دلیل بر عدم است .چنانچه از همه این نقایص به خوبی عبور کنیم به دلیل تغییر کلی باز هم این محله محکوم به فنا و پوچی است .اگر شما واقعا دلسوز هستید کمی بر عملکردهای خودتان چکش بکوبید و آسیب شناسی نمائید .
    مجتبی شانس آوردید که چکش افتاد و گم شد والا اگر به دست من می رسید با یک چکش مخ آئین نامه ات را پائین می آوردم .
    مجتبی اگر استبداد در کلیت قضیه موجود نیست ، چرا تهدید کردی ، چرا شرایط را محدود نمودی ، مگر تجربه شما ثابت نکرده که به سن و سال بستگی ندارد فعالیت .مگر فرزندان جوان ما همچون حسین غلامی و … توان کمی داشتند .مگر افراد مسن ما ناتوان هستند .مجتبی قانون نمی تواند ما را کمک کند بلکه مهارت و مدیریت است که استقلال ما را رقم خواهد زد .
    خب واقعا خسته شدم الان باید جلسه سوم حسابداری را می نوشتم که وقتم هدر رفت .
    مجتبی با رفتن من و تو و دیگران هیچ خللی بر پیکره استقلال ما وارد نخواهد شد .بالاخره روزی عدم را باید تجربه کنیم .اما بد نیست به خودت بیائی و با صداقت بیشتر وشفافیت بیشتر با ما سخن بگوئی .
    هر جا که هستی و هر کاری که خواهی کرد مورد احترام ما است .روزی را به انتظار نشسته ام که اخبار خوب امید به زندگی از مجتبی را بشنوم .
    مجتبی هنوز افراد زیادی هستند که فقط خواندن و نوشتن را یاد دارند اما ادامه تحصیلات دانشگاهی برایشان مقدور نیست و اینان همان محرومانی هستند که نیاز به بودن تو و امثال تو که طعم محرومیت را کشیده اید دارند .مجتبی ، مجتبی خود تو خوب می دانی که بخاطر حمایت های بی حد و مرزت و نقص های کوچک دیگر به اینجا رسیده ای که نباید چنین اقدامی انجام می دادید .به هر حال انتخابات برای این محله و با عنایت به آئین نامه شما همانا ادامه روش غلط و کسب قدرت بیشتر است برای منصوبین و هر هفته ما شاهد رای گیری در محله خواهیم بود .با امید به روزهای خوش و روشن آینده .بای .

    • 78.1
      Avatar photo احمد عبد الله پور says:

      لایییک عمو قنبر کاش مجی بجای انتخابات خودش زمام امور را کماکان به دست بگیرد و اگر مشکلی هم هست بجای چکش کاری آیین نامه آن مشکلات را حل نموده و آنها را چکش کاری کند به هر حال من یکییی که جز دعای خیر برای این محله و این که دعا کنم این سرگرمیم به سر انجامی خوش برسد کاری دیگر از دستم بر نمیاید بازم این نظرات عمو قنبر را در حد شدید لایک میکنم و امیدوارم که به خیر بگذرد بازم ببخشید که خودم را الکی نخد آش کردم در پناه حق بدرود و خدا نگه دار

  79. 79
    آمیتیس says:

    این سایت به نظر من محشره
    از زحمات مسئولین سایت سپاس گذارم

  80. 80
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! من از هیچکدام از مدیران و ویرایشگران محله ناراضی نبوده و نیستم… همه ی آنان زحمتکش هستند و شبانه روز در محله زحمت میکشند و کامنتها و پستهای مرا ویرایش یا پاک میکنند و با مجتبی هماهنگ هستند… برای بنده فرقی نداره که کی مدیر یا ویرایشگر باشه… من بیشتر مجتبی را به مدیر کلی قبول دارم و تصمیمات مجتبی را پذیرفته و میپذیرم…!

  81. 81
    مهران says:

    دوستان اینجا دموکراسی جواب نمیده. اینجا فقط یه دیکتاتوری قوی و کاریزماتیک اونم فقط و فقط توسط مجتبی ممکنه بتونه محله رو اداره کنه. اما بازم تأکید میکنم جز مجتبی بقیه مدیرا باید برن کنار تا از تشتط آرا و این درگیری ها هم جلوگیری بشه. زنده باد دیکتاتوری مجتبی

  82. 82

    محله رو دوست داریم ولی اگه انتقاد کنیم مغرض یا دشمن و یا مزدور یا گماشته خوانده میشویم. عجب.
    محله را دوست داریم ولی اگر انتقاد کنیم متهم به این میشویم که زحمات دوستانمان را نادیده گرفته ایم. عجب.
    محله رو با عشق اداره کرده ایم ولی نمیشود با همین عشق برای تضمین بقای محله و عدم وابستگیش به ما و مستقل شدنش شاگرد تربیت کنیم. عجب.
    محله را دوست داریم ولی تعصب ما اجازه نمیدهد نقدش کنیم. چرا؟
    واقعاً بعضی وقتا از شدت تعجب واسه یه لحظه بیناییم برمیگرده. خَخ.
    سعید, ایول خوب نقد میکنی حال کردم خوشم اومد. پس چکش رو تو پیدا کردی من هی دارم دنبالش میگردم.
    باز هم میگم تا زمانی که فکر میکنیم یه کدوم از ما باید از موضعش عقبنشینی کنه به هیچ جایی نمیرسیم.
    به قول رهگذر حرف قشنگی زد که با نوشتن اون هم تو فضای مجازی نمیشه نقد کرد و منظور رو هم رسوند.
    واسای همین من از اونجایی که اینجا رو خونه ی خودم میدونم حاضرم وقت بذارم که توی یه جلسه ی حضوری با شیوخ تهرانی که اینجا مدیریت میکنند محله رو به نقد بذارم.
    اهالی اصفهان هم میتونند یه جلسه همینجوری بگیرند و با هم بحث کنند.
    حتی حاضرم واسه اینکه محله واقعاً پیشرفت کنه هزینه کنم و تا اصفهان هم بیام تا ثابت کنم به یه عده ای که دوستو دشمن یعنی چه. و کی دوسته کی دشمن.
    میتونین به عنوان یه پیشنهاد روش فکر کنین.
    ما میگیم دو دوتا میشه چهارتا, شما میگین دو دوتا میشه هرچی ما بگیم. خب با این حساب میشه نقد کرد آیا؟ اصلاً گیرن نقد هم کردیم میشه نتیجه گرفت و به نتیجه ای رسید آیا؟
    به هر حال من در خدمتم. چه حضوری, چه کنفرانسی, و چه مجازی و با نوشتن ولی حضوری بهترین راهه چون هم یه دیداری تازه میشه و هم نتیجه گیری مثبت واسه پیشرفت محله ازش میاد بیرون.

  83. 83
    Avatar photo سید علی موسوی says:

    وقتی 2 2 تا میشه 4 تا که مزد و مواجب گرفته باشی اصلان چون معلما پول میگیرند 2 2 تا را به ما یاد دادند 4 تا میشه ولی وقتی حرف عشق شد باید گفت هرچی شما بگید هرچی دوست دارید که نتیجه حتمان بیشتر از 4 میشه اگه هم خرابکار به حصاب بیای و دلسوز حصاب نشی حتمان جواب از 4 کوچکتر هست خیلی کم پیش میاد 2 2 تای عشقی 4 تا بشه

  84. 84

    خخخ
    بچه ها سلام برای چندمین بار!
    ی پست دادم مثلا محله بهتر بشه کلا محله داره دور سر همه میچرخه!
    آخه راستیاتش تا ی جایی داشتم کامنت های پست قبلی رو واسه اصلاح محله پیشنویس می کردم و تا ی جایی داشتم کامنت های این پست رو هم واسه آیین نامه پیشنویس می کردم. ولی به ی جایی از کامنت های هر دو پست که رسیدم، هنگ کردم. ریست شدم! دوباره اومدم بالا، هنگ کردم، این دفعه شات دان شدم. ویندوزم دیگه نیومد بالا. لینوکسم هم همینطور. حتی مکم پوسید! الان ی ویندوز دیگه عوض کردم از خودم!
    قبل از اینکه منفجر بشم و کلا هاردو رمو مغزم به باد بره، بگید ما چه کار کنیم بالاخره؟ انتخابات میخواید؟ دیکتاتوری میخواید؟ اگه مثلا فرض کنیم من خواسته باشم بکشم کنار، راه حلش چیه دقیقا؟ شما اگه جای من ی سایتی زده بودی دو سه سالش رو خودت اداره کرده بودی و دو سه سالش رو یک عده ای کمکت کرده بودند و حالا می خواستی بکشی کنار، دقیقا چی کار می کردی؟
    اگه بخوام خودم تکی باشم، همه چی دیر به دیر منتشر میشه.
    شما فکر می کنی اگه فقط خودم نقش مدیریتی داشته باشم، کسایی که قبلا مدیر و یا ویرایشگر یا نویسنده بودند، حاضر به همکاری با شرایط جدید میشند؟
    اصلا چطوری رفته ها رو برگردونیم و آیا باید این کارو بکنیم یا نع؟
    فکر می کنید اگه فقط خودم باشم، این همه که کامنت در حمایت از بودن شخص بنده منتشر شد، به همون اندازه هم نه، به اندازه ی یک چهارم اون کامنت های خوشگل مشکل و حمایتی، عملی هم در حمایت از مدیریت بی چون و چرای بنده خواهد بود یا فقط در حد کامنت می‌مونه؟
    ای خداااآآآآااآآآآ! دقیقا چی کار باید کرد؟
    شکلک دور خودم چرخیدن دقیقا مثل فیریزبی توی شهر بازی ملکشهر!

    • 84.1

      خب واسه این موضوع من چند تا سناریو میگم هر کدومش که میدونی بهتره عملیاتیش کن و انجامش بده.
      سناریوی اول خوبتر.
      تو این سناریو تعداد کادر مدیریت افزایش پیدا میکنه, کادر مدیریت طرمین میشه, با همون عشقی که تا به الآن محله اداره شده واسه تضمین بقای محله با همون عشق مدیر هم تربیت میشه تا بتونه مستقل بشه و به شخص و گروه خاص و محدودی وابسه نباشه. همچنین به انتقادات هم توجه میشه و کلاً یه ساختار جدید واسه انتقادات تعریف میشه تا در آینده مشکلات این چنینی نداشته باشیم یا حد اقل کمتر داشته باشیم.
      سناریوی دوم خوب.
      تو این سناریو خودت هستی مدیریت میکنی, پستها رو دیر منتشر میکنی, جاذبه ای که داری باعث جذب کاربر میشه یا حد اقلش اینایی که هستند محکم اینجا رو میچسبند.
      سناریوی سوم بد.
      تو این سناریو شرایط همین جوری میمونه, و بهت قول میدم با این وضعیت به سمت بدتر شدن هم میره, ریزش مخاطب اتفاق میفته, تا جایی که خودت میمونی و خودت.
      حال انتخاب با خودته که چه کنی و اینو بدون فرق دوست با دشمن اینه که دشمن میگه میخواستم بهت بگم ولی فکر کردم اگه بگم ناراحت میشی ولی دوست بهت میگه من بهت گفتم میخوای ناراحت بشو میخوای هم نه.
      انتخابات یه پروسه هست که اگه واقعاً تو به معنی واقعی کلمه میخوای اونو اجرا کنی سناریوی خوبتر رو اجرایی کن.
      میدونی این محله مثل یه بچه میمونه و من که ادعایی ندارم ولی کسایی که واسه این محله زحمت کشیدند و الحق هم کشیدند و واقعاً با عشق هم زحمت کشیدند به جای اینکه راه رفتن و مستقل شدنو یاد این بچه بدن اونو گذاشتن رو کولشون و خودشون راه میرن.
      خب این باعث میشه که هم اونا به محله وابسه شدند و هم محله به اونا وابسته شده.
      با این روندی که داره جلو میره شدیدً و عمیقاً نگران آینده ی این محله هستم.
      مجتبی, امیر کجاست؟ دنبال زندگیش. میثم چی؟ دنبال زندگیش. خودت چی؟ دنبال زندگیش. سعید چی؟ دنبال زندگیش. بالاخره یه روزی شهروز هم میره دنبال زندگیش.
      بعد اینجا چی میشه؟ نه واقعاً چی میشه.
      به قول داییم اگه میخوای بهترین تصمیم رو بگیری, بدترین شرایط رو در نظر بگیر.
      در ضمن یه آماری هم بگیر ببین چه قد از قدیمیهای محله به جز کادر مدیریت اینجا هستند چند درصدشون هستند. و از خودت بپرس چرا؟
      وقتی تاریخ محله رو مرور کردی و به واقعیت پی بردی خودت بهتر از هر کسی میدونی که چه کنی.
      شرمنده که سواد نداشتم بیشتر از این قد نمیده.

      • 84.1.1
        مهران says:

        بابا جناب بی ادعا از چند روز پیش تا حالا صد بار یه کلمه اشتباه و بی معنی رو به کار بردی: هی مینویسی طرمین طرمین طرمین….. آخه داداش من یه ذره مطالعه ات رو ببر بالا. این کلمه که هی شما تکرار میکنی و باهاش کلاس میذاری ترمیم هست نه طرمین. ترمیم کابینه در علم سیاست به معنای رفع نقص کابینه دولت هست و شما هم که احتمالا رشته علوم سیاسی هستی و متن کتابات رو با سی دی یا کاست گوش کردی این کلمه رو اشتباهی شنیدی. آخه داداش من هی ما نمیخوایم به روت بیاریم شما ول کن قضیه نمیشی. ای باباااااااااا

        • ممنون که گفتی واقعاً ازت ممنونم. نه من آش رشته ی علوم سیاسی نخوندم. حالا شما جان کلام رو بچسب البته گفتم که ازت ممنونم که بهم گفتی. واقعاً خیلی خوشحالم که یه چیزی درستشو یاد گرفتم. بعدشم هر وقت اشتباهی از من دیدی بهم بگو خوشحال میشم بدونم.

  85. 85
    عمو حسین says:

    مجتبای عزیز برات آرزوی آرامش و سعۀ صدر میکنم. واقعا شرایط سختیه. فکر کنم سناریوی اول علی کریمی که خیلیهای دیگه هم گفتند، در حال حاضر گزینۀ برتر باشه.
    کاش ما هم از بقول خودت پشت پرده خبر داشتیم تا میدونستیم که چی باعث شد که این دو سه پست منتشر بشه. چرا پست انتقاد زده شد تا بدنبالش پست حمایت اجبارا زده بشه و حالام این پست. اگه به حرفم تو پست قبلیت گوشیده بودی حالا تو این پست نبودیم و بقول خودت هنگ نمیکردی. پیروز باشی.

  86. 86
    مهران says:

    مجتبای عزیز مطمئن باش کادر مدیریتی که الان هستن از رفقای شما هستن و اگه شما بخوای به تنهایی سایت رو اداره کنی اونا مخالفتی نخواهند داشت. به نظر من اسم سایت رو برگردون به همون محله مجتبی و دوستان: نابینایان. بعدشم بی رو دربایستی خودت بشو مدیر اول و آخر محله. ما حاضریم پست ها و کامنت ها دیر منتشر بشه اما دیگه دعوا و جر و بحث تو محله راه نیوفته. من و خودت و همه بچه ها میدونیم که همه اعضای این سایت تو رو به عنوان فصلل الخطاب قبول دارند و با تو همه جوره کنار میان. خخخخخ اما با بقیه شاید اینجوری نباشند. و همین موضوع هر چند وقت یه بار باعث کشمکش میشه. جان داداش این موضوع رو جدی بهش فک کن. این سایت تو بوده از ابتدا و اگه خودت نباشی دیگه این سایت هم میشه بی صاحب. ببخش که بی تعارف حرف میزنم. ما همه دوستت داریم.

  87. 87
    Avatar photo یکی از شما says:

    من میگم مجتبی میتونه کنار بره. چون دیگه این بچه بزرگ شده و باید رو پای خودش وایسه. ولی یه چی هست.
    مجتبی مدیره. یه مدیر خوب که همه رو جذب میکنه و ناخودآگاه همه رو وادار میکنه که خالصانه کار کنه. واسه اینه که بهتره مدیر بمونه و مدیریت کنه. دلیل دیگه که میگم بمونه اینه که بچهها بهش وابستن. تا مدیر دیگه ای بیاد که مثل مجتبی هم باشه تا بچهها بپذیرنش و بتونه این جایگاهو پیدا کنه حد اقل یه سال زمان میبره. به نظرم مجتبی تو این سایت باید نقش رهبر جامعه رو ایفا کنه. یعنی سیاستهای کلی سایتو تعیین کنه. بعد با همفکری بچهها قانونگذاری کنه. بعد به قول علی کریمی حیئت مدیره رو ترمیم کنه و تعدادشون رو افزایش بده. بعد تقسیم وظایف کنه. که مثلا فلانی پستهای نرم افزار رو بر اساس این قوانین، ویرایش کنه. فلانی پستهای اندروید رو با توجه به این قوانین ویرایش کنه و… در ضمن هر کس تو ساعات مشخصی بپردازه به کار خودش. حد اکثر 4 یا 5 ساعت.
    در مورد ویرایش البته باید در بیشتر موارد که مستقیما مربوط به موضوع یه پست یا کامنت میشه به صاحب کامنت یا پست اطلاع داده باشه که این پست یا کامنت به این دلیل این مشکل رو داره. باید اصلاح بشه. بعد با موافقت اون شخص و البته بر اساس قوانین، اون پست یا کامنت ویرایش بشه.
    مثلا من یه پست درباره خاطرات نابینایی نوشتم. بعد دیدم همه کورا رو حضف و به جاش نابینا گذاشتن و کلیت پستم تغییر کرد و خیلی بَخشاش بیهوده شد. خب من اگه بدونم این مورد قبول مدیریت سایت، نه اون فرد خاص، نیست اونو گ
    جور دیگه ای ویرایش میکنم.
    خب برگردم به بحث. مجتبی رهبره. حالا خدا نکرده یه بهرانی تو محله میشه. مجتبی یه بیانیه میده و یه جلسه با مدیرا و یه جلسه هم با اعضا تشکیل میده تا اون بهران رو جمع کنه.
    خب اینجوری مجتبی لازم نیست وقت زیادی برای اداره سایت بزاره. ولی کارهای سایت خیلی منظم و درست پیش میره و احتمال به وجود اومدن همچین دعواهایی هم خیلی کم میشه. در ضمن مجتبی مونده مدیرای دیگه هم میمونن اما طبق اصول خاصی مدیریتشون رو اعمال میکنن تا برای کسی سوء تفاهم پیش نیاد.
    مجتبی ببخشید! من پیشنهاد میکنم برای توجیح بچهها در مورد مسایل کلان مربوط به سایت بیشتر وقت بزار و کامل همه جزئیات رو شرح بده.
    نکته آخرم این که بالاخره هر کاری هم کنید یه عده ای ناراضین. حتی رفتن چند نفر هم عادیه. ولی باید این تعداد هرچه کمتر بشه. فکر میکنم با این شکل برنامه ریزی این اتفاقات بیفته.

  88. 88

    درود. بچه ها تو رو خدا نزنیدم میخوام بهتون بگم مشکل چیه؟ ریشه ی مشکلات کجاست؟
    ببینین دوستان عزیز اگه تاریخ گوش کن رو مطالعه کنیم متوجه میشیم ریزش مخاطب داشتیم, متوجه میشیم خیلی از بزرگای محله که قبلاً بودند الآن به هر دلیل نیستند,. خب شاید بگین مخاطب هم جذب کردیم ولی چه جذبی وقتی نتونستیم مخاطبای قدیمی رو نگه داریم یعنی اینا رو هم روزی از دست خواهیم داد.
    خب مشکل کار کجاست. دلیل این همه مشکلات چیه؟ سیاست بچه ها سیاست.
    سیاست در رفتار, سیاست در گفتار, سیاست در جذب مخاطب, سیاست در مدیریت اختلافات فرعی, سیاست در مدیریت شرایط بحرانی, و خیلی چیزای دیگه از این قبیل که متأسفانه تو این محله نیست یا حد اقل کمه.
    مدیریت اینجا درایت میخواد سیاست میخواد برنامه ریزی میخواد هماهنگ کردن کادر مدیریت میخواد داشتن جلسات توجیهی واسه کادر مدیریت میخواد هدف گذاری میخواد.
    آینده نگری میخواد. شوخی نیست مدیریت اینجا. همه چیز هم در کار با وردپرس خلاصه نمیشه که میگین اگه بلدی اگه میتونی اگه تجربه داری بیا کاندید بشو. هر کاری تخصص خودشو داره.
    خب وقتی موجی خودش بود اینا رو داشت نگم خیلی که بگین چرا میگی موجی. ولی از وقتی که موجی رفت این چیزا هم یواش یواش کم رنگ شد تا به اینجا رسیدیم.
    الآن همین پست و پست قبلی یه سیاست کلانی حد اقل واسه امسال پشتش هست و من هم واسه همین سناریوی دهم رو خالی گذاشتم و ننوشتمش و اینجا هم نمینویسمش چون به صلاح محله نیست.
    ما چرا سیاست رو چیز بدی میدونیم. بابا سیاست یعنی مدیریت بحران. کاری که موجی داره انجام میده. با حرف زدنش, با نوشتنش.
    وقتی کسی نمیتونه رو خودش تسلط داشته باشه چه طور میخواد رو اوضاع تسلط داشته باشه؟ چه طور میخواد شرایط بحرانی رو مدیریت کنه؟ چه طور میخواد جذب مخاطب کنه؟
    بچه های کادر مدیریت همه از بچه های مخلص و زحمتکش هستند و من هیچ تردیدی تو این موضوع ندارم ولی نداشتن سیاست برخورد با مخاطب داره همه ی زحمات خالصانشونو متأسفانه به باد میده.
    شما یه آدمی از بیرون بیارین رو نوشته ها و کامنتای اینجا نظارت کنه کامنتای اینجا بهتون میگه کی احساساتشو میتونه کنترل کنه کی نه. کامنتای اینجا میگه کی میتونه مدیر باشه کی نه. گول خودمون نزنیم. هر کسی هر چیزیو نداره و همه ی صفات خوب تو یه نفر به تنهایی جمع نشدند.
    یکی تو ویرایش میتونه کمک کنه ولی یکی هم باید تو کنترل اوضاع و تسلط رو موضوع به خود اون مدیر یا ویرایشگر کمک کنه. من نمیدونم بعضیامون فکر میکنیم یه ماشین همه کاره هستیم و قراره همه ی کارها رو خودمون انجام بدیم و از پس همه هم به خوبی بر بیاییم.
    امیدوارم با توجه به این روزه خونیها متوجه منظورم شده باشین.
    ولی بیخیال بابا میدونم حرفای من هیچ نتیجه ای نداره.

  89. 89
    گوشه نشین says:

    سلام آقای خادمی من هم به عنوان یک برادر به خدمت شما عرض میکنم که در زمانی که به اندازه کافی آرامش ندارید اقدامی نکن زیرا حضرت علیع میفرماید به هنگام نا آرامی نه تصمیم نه تنبیه و نه تشویق به بنا بر این یک زمان بیشتری به خودت و هم به سایرین بده تا در کمال آرامش فکر کنند و بهترین تصمیم را بگیرند در حال حاضر وجود این محله برای نابینایان بسیار لازم و ضروری است نگذارید این سرمایه بر باد شود…

  90. 90

    ببین مجتبي! الان اگه تو آدم بی رو دربایستیی بودی، کار به این همه نظرات غیر منطقی که ما میدیم نمیکشید!
    یکی میگه خودت تنهایی مدیریت کن و خلاص.
    آخه داداش من! خودش تنهایی این همه کار رو تو چند ساعت از روز بکنه؟!
    من نه میدونم و نه میخوام بدونم تو کی هستی! اینم نمیدونم که چقدر در جریان کارای اینجا یا سایتهای مشابه هستی!
    بابا انتشار یه پست که فقط سه چهار تا لینک داشته باشه حد اقل نیم ساعت وقت میخواد!
    مجتبي خودش که تنها خواست کار کنه خب نمیرسه به همهش!
    اون وقت حتّي یه خاطره و یه دست نویس ساده هم ممکنه چند روز بمونه تا مجتبي یا هر مدیر تنهای دیگه ای بهش برسه!
    یکی میاد ده تا ده تا سناریو میده و فکر میکنه غیر از خودش هیچ کس حالیش نیست چی کار میشه کرد!
    آخه بنده ی خدا که مدام نشستی بیرون گود و به همه ایراد وارد میدونی! یه کمی هم از موقعیت پدر ناصح لطفا بیا بیرون و خودت رو بذار جای بقیه ببین مزهش چیه!
    ما هیچ کدوممون علامه ی دهر نیستیم!
    اما به اندازه ی سناریو های تو میفهمیم به خدا!
    من نه میگم تو بد خواهی نه میگم دشمنی نه چیز دیگه!
    فقط خیلی حرف میزنی علی!
    بی تعارف میگم خیلی حرف میزنی!
    آدمهایی که خیلی حرف میزنن نمیرسن کار دیگه ای بکنن و این حرف زدن براشون یه عادت میشه!
    یه عده الان از کادر فعلی حمایت میکنن ولی تا تقی به توقی خورد، فکر میکنن اینجا آورد گاهیه که ما ازش برای قدرت نمایی و اذیت بقیه استفاده میکنیم!
    یه لحظه اون موقع فکر نمیکنن اگه خودشون بودن چی کار میکردن!
    مدام نق میزنن فلانی ال کردو بل کرد!
    ولی نمیگن من اگه بودم چی کار میکردم!
    سه چهار نفرم از همون پست اول شروع کردن به موش دووندن و بذر دعوا و بعدشم انتخابات پاشیدن که أیها الناس بیاید با انتخابات متمدن بشیم!
    غافل از این که خب بعد از انتخابات دوباره آسمون همین رنگیه که هست!
    آخه از کره ی ماه که بنا نیست کسی بیاد اینجا رو اداره کنه!
    خب منم جای تو بودم و میخواستم به ساز همه ی اینا برقصم نمیشد بابا!
    من میگم بی رو در بایستی باش!
    یواشکیش این میشه که هر کاری دلت میخواد بکن!
    اگه میخوای ول کنی بری و رفتن برات لازمه خب برو!
    بقیه خودشون اگه خواستن ادامه بدن یه فکری برای بقای سایت میکنن!
    اگرم میخوای بمونی و ادامه بدی، هر روشی تو ذهن خودته پیش بگیر، کاری هم به این نظرات متناقض نداشته باش!
    من همیشه گفتم بازم میگم اینجا سایت عمومی که هیچ، دنیای عمومی هم بشه مال خودته!
    خواستی بزن نابودش کن! خواستی حفظش کن! خواستی ولش کن! خواستی واگزارش کن یا هر کار دیگه ای که دلت خواست!
    آخه مگه آدم در مورد ملک خودش هی از مردم نظر میخواد؟!
    اینجا مال توه و بس!
    ولی ما وقتی نظر میدیم تو رو با خودمون شریک میکنیم و خیلی دوست داشته باشیم همون قدر که برای خودمون نفع قائلیم برای تو هم قائل میشیم!
    آخرش هم این که اگه انتخاباتیش کردی، داری به همه میگی اینجا رو واگزار کردم!
    حتّي اگه خودتم رأی بیاری دیگه مثل قبل اینجا ملک خودت نیست!
    اون وقت انتخاب شدی که مال تو باشه و ممکنه روزی تو، هدفت و نظرت برای بقیه مثل امروز مهم نباشه و دیگه انتخابت نکنن!

    • 90.1

      احسنت آقای درفشیان احسنت
      شما امید همه ی ما تو این سایت هستید
      نذارید نابود بشه نذارید انتخابات برگزار بشه
      نذارید اینجا از هم بپاشه
      چشم امید ما همه به شماست

    • 90.2
      نازنین says:

      لایک دقیقا.
      همونایی که میخواستم بگم و اون پایین هم گفتم شما کاملتر و بهترشو فرمودید.

  91. 91
    مسعود says:

    واقعا با این وضعیت حرفای سعید قانعکننده ترینه.
    قانونِ بایستگیِ سعید درفشیان میگه،
    مهم نیست نظرت چیه.
    تو بالاخره به حرف سعید درفشیان میرسی.
    این دومین دفعه ایه که من کااامِلاً به حرفت میرسم سعید!

    • 91.1

      واقعا حرف دل ما را میزنند ای کاش میتونستم جمله ی بندی خوبی داشته باشم! و ای کاش حرف هام تاثیر داشت
      متاسفانه من نمیتونم حرفام را اونطور که میخوام بگم
      خیلی عصبی شدم تمومش کنید دیگه! ببندید کامنت ها را
      همش استرس دارم که آیا دوباره کی اومده چی گفته! چی نوشته
      آشوب شدم دیگه!

  92. 92
    نازنین says:

    سلام
    ببخشید. فقط نمیدونم یه نکته رو بگم یا نه.
    فقط یه سؤال میپرسم و میرم.
    کمی بیشتر دقت کنید. سؤال کلی من اینه که محلۀ مجتبی و دوستان چی داشت که الآن نداره؟
    متأسفانه بعضی دوستان فقط کلی گویی میکنند و بمانه که بعضی هم از بیرون به قول خود جناب خادمی کنار گود نشستند و میگن لنگش کن لنگش کن.
    یه کلام چی میخوایید؟
    خواهش دوستانه ای که دارم اینه که نیمه پر لیوان رو هم ببینید.
    رک بگم هستند کسانی که میخوان آزادی بیشتری تو محله باشه و ازش سوء استفاده کنند. مراقب باشید ناخواسته حرفای اینطور اشخاص رو تکرار نکنید.
    دیگه بیشتر از این نمیتونم توضیح بدم.
    در مورد کادر مدیریت.
    به نظر حقیر، جناب خادمی خودتون بسنجید، همینطور که بهمون اعتماد کردید و این مسئولیت رو بهمون سپردید، الآن هم بسنجید. اگه شایستگی ادامۀ کار رو در شخصی مثل من میبینید، بذارید به فعالیتمون در همین نقش ادامه بدیم.
    اگر دوستانی هستند که تمایل به همکاری در این زمینه دارند، هرچند به نظر حقیر تعداد فعلی کفایت میکنه. ولی اگه خودتون صلاح میدونید که تعداد افراد در کادر مدیریت بیشتر بشه، به این دوستان هم این فرصت رو بدید.
    شخصا حاضرم در حد توانم برای انتقال تجربه در خدمت دوستان باشم.
    ولی اینطور که پیداست بعضی دوستان با شخص مشکل ندارند، بلکه با برخی سیاستهای سایت مشکل دارند که نه کم و زیاد شدن تعداد افراد کادر مدیریت و نه تغییر افراد کاری رو پیش نمیبره.
    مگر اینکه سیاستهای سایت: مثلا روند ثبت نام و تغییر نقش برخی کاربران به نویسنده و آزادی بیشتر برای انتشار برخی مطالب غیر مرتبط و مانند اینها تغییر کنه که این هم با توجه به اهداف سایت تا حدودی انجام شده ولی بعضی دوستان بیشتر انتظار دارند که بیشتر باید روی این موضوع فکر کنیم.
    مثلا آیا میشه افزونه ای برای ثبت نام در محله داشته باشیم که هم ثبت نامها دستی نباشه و هم از ورود کاربران جعلی جلوگیری بشه؟
    در مورد آزادی بیشتر هم این رو رک و صریح بگم اگه خودمون مدیر خودمون به معنای واقعی کلمه بودیم، نیازی به مدیریت دیگری و دیگران نبود.
    وقتی بعضی از ما از آزادی بیان سوء استفاده میکنیم، طبیعیه که باهامون برخورد سختگیرانه بشه.
    هدفم از آسمون ریسمون بافتن و چرت و پرت نوشتن اینه که بگم قدری منطقیتر فکر کنیم. قبول کنیم مسبب برخی اتفاقات ناخوشایند خودمون هستیم، و ممکنه دیگران هم چوبش رو بخورند.
    اگر از اعتمادها سوء استفاده نمیشد، و خیلی اگر های دیگه.
    شرمنده که اینبار کامنتم طولانی شد. فقط میخواستم به یه سؤال کلی بسنده کنم! خخخ.
    موفق باشید.

  93. 93
    مهران says:

    آقای درفشیان من میدونم که انتشار پست ها و کامنت ها خیلی طول میکشه و وقتگیره. اما جو الان محله رو با گذشته های نه چندان دور مقایسه کنید. الان بهتره یا قبلا؟ الان که هر هفته یه بحث و جدل پیش میاد یا قبلا که همه چیز آروم و حالا به قول شما با تأخیر زیاد پیش میرفت؟ اون موقع مجتبی یه نفر بود با یه فکر واحد. هر چی رو خودش صلاح میدونست منتشر میکرد و هر چی رو نمیخواست نه. به قول شما اینجا ملک شخصی ایشون هست. پس دلیلی نداره سلایق دیگه ای به عنوان مدیر و ویرایش گر دخالت کنند اینجا. یه آقایی بر اساس سلیقه خودشون یه دیدگاه رو حذف کنند و دیگری رو منتشر کنند. اینجا فقط مال مجتباست و خودش باید جمعش کنه نه دیگران. همین و بس. حتی اگه به قیمت عدم انتشار پست ها برای یه هفته هم تموم بشه. اون موقع هر کی خواست با این شرایط عضو اینجاا باشه خب هست و اگه نخواست که شما و من و هیچ کس دیگه نمیتونه مجبورش کنه و خودش میره واسه خودش سایت میزنه یا یه جای دیگه عضو میشه. پس باز میگم زنده باد دیکتاتوری کاریزماتیک مجتبی

  94. 94
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! ببین مجتبی تو خوب میفهمی که من چی میگم… مدیران و ویرایشگرانی که دوست ندارند از دستورات مدیرکل اطاعت کنند با پای خودشون اومدند و با پای خودشون بروند… به نظر من ملیسا و نازنین و زهره و بانو و حسین غلامی و مهدی عابدی و چند نفر دیگر که خودت بهتر از من میدونی میتوانند در محله تو را یاری کنند و به کمک دشمنان محله نمیروند… افرادی که بدون اجازه ی تو ذوباله دان محله را پاک میکنند خودشان مشکل دارند… افرادی که با شرایط تو سازگاری ندارند خودشان مشکل دارند… سعی کن بین مدیران و ویرایشگرانت سوسول و پاستوریزه وجود نداشته باشه… به نظر بنده این محله به چند مدیر و ویرایشگر صبور احتیاج دارد که روی حرف مدیرکل حرف نزنند و حرفشان را با پیشنهاد به مدیرکل بگویند نه اینکه طلبکارانه حرف بزنند و همیشه طلبکار مدیرکل باشند و سر همه منت بگذارند یا همه از جمله مدیرکل را تحدید کنند… من این را هم میدونم که تو از بنده دل خوشی نداری و خوشت نمیاد… ولی من کوتاه نمیام و همیشه حرفمو میزنم…!

  95. 95

    خب سعید اگه ما کنار گودیم و نباید انتقاد کنیم پس دیگه اینا چی هست. من خوشحالم وضعیتم از دشمن به حراف تغییر کرد.
    البته این استدلال کنار گود نشستن خب پنجاه درصد قضیه رو پوشش میده ولی پنجاه درصد دیگش چی؟ خب اونم ما تخفیف میدیم همه چی خوب و عالی هست.
    بچه ها به این کلمات خوب دقت کنین.
    غیر خودی, انحرافیها, بیبخار, دشمن, عامل نفوذی, فتنه گر.
    در کل وقتی ما اینجوری می فکریم به جایی نمیرسیم.
    ما بیرون گودیم و از تو گود هم خبری نداریم پس در نتیجه هیچ انتقادی هم نمیتونیم داشته باشیم. واقعاً عجیبً اندر عجیب.
    بعدشم خب اینجا داریم بحث میکنیم مذاکره میکنیم به یه اشتراک نظر برسیم. خب اگه قرار باشه حرف نزنیم باید چه کنیم والا من که نمیبینم زبون اشاره هم نمیدونم.
    البته میدونم منظوری از حرفات نداری و خب جا افتاده این قضیه ی بیرون گود ولی خواستم بگم ما از بیرون میگیم شما هم از تو گود سَبُکو سنگین کنین به یه حد وسط برسیم.
    در ضمن در مورد زدن این دو پست و ارتباطش با کادر مدیریت هم چند تا سناریو متصور هست که نمینویسمشون تا کسی از آب گلالود ماهی نگیره ولی خواستی واسه خودت میفرستمشون.

  96. 96

    بچه ها من واقعاً دوستتون دارم و میدونم و واقفم که زحمت میکشید وگرنه که واساتون ارزش قائل نمیشدم بیام وقت بذارم نقدتون کنم.
    اصلاً میدونین چرا بقیه نمیان انتقاد کنند؟ واسه اینه که میترسن. واسه اینه که دوست ندارن برچسب دشمن یا مغرض بهشون زده بشه. واسه اینه که نشن یکی مثل من.
    ولی من غرورمو, شخصیتمو, عزتمو, گذاشتم تا بهتون بگم کجای کارتون اشکال داره, چون واقعاً اینجا و شما رو دوست دارم.
    یکی از استراتژیهای اشتباه اینجا اینه که تنبیه برای همه تشویق برای یکی دقیقاً مثل پادگان نظامی.
    خب با ذکر مثال میگم که مستند هم باشه.
    خوب یادمون و یادتون هست که قبلاً اینجا بعضیامون نویسنده بودند ولی به یک باره و بدون اینکه حتی بهشون اطلاع داده بشه اونا رو به مشارکت کننده تبدیل کردیم. واسه چی؟ واسه اینکه یه چند نفری از این موضوع سو استفاده کرده بودند و از نظر سران محله میبایستی کاسه کوزش تو سر همه بشکنه.
    نمیدونم کجای این حرف درسته که یکی دیگه تاوان اشتباه منو بده.
    قرار نیست واسه خاطر اینکه کسی از آزادی اینجا سو استفاده کرده ما آزادی رو نداشته باشیم. در ضمن اینو هم نمیگم که منو نویسنده کنین. من حتی اگه نویسنده بشم پستهامو میفرستم واسه بازبینی ولی واقعاً کسایی هم هستند که توانایی این کار رو دارند. این قضیه ی نخنمای لینکا درست نبودند, اشتباه املایی هم خواهشاً دیگه نَگین تو رو خدا, که واسه این مشکلات هم راهکار دارم.
    ولی خانم نازمین ایول که شما با گفتن اینکه حاضرین تجربیاتتونو ه دیگران هم منتقل کنین اثبات کردین که دلسوز واقعی محله هستین. من از اینکه یه چنین شخصیتی در کادر مدیریت اینجا هست واقعاً افتخار میکنم.
    راستی یه طرح تشویقی هم واسه کاربرای اینجا دارم که اگه خواستین تدوینش میکنم بهتون میدم تا تو محله هم صمیمیتها بیشتر بشه و هم ایجاد اندیزه باشه. البته نحوه اجراش و میزان موفقیتش به خود شما بستگی داره.
    در کل و حرف آخر به جای حل مسأله صورت مسأله رو پاک نکنین.

  97. 97

    بی تعارف گفتم این حرف زدن الکی رو تو رو خدا بذار کنار!
    مثلا تو به جای این که تو همین کامنت آخرت بگی برای غلطهای املایی راهکار دارم، میتونستی کامنت خودت رو از اول یه دور بخونی و بفرستی تا واسه تون رو ننویسی واساتون، به دیگران رو ننویسی ه دیگران و انگیزه رو اندیزه تایپ نکنی!
    حالا لابد فردا که متوجه قضیه شدی هم میای مثل سناریوی دهم که گفتی عمدا ننوشتم، میگی عمدا غلط املایی داشتم ببینم کی گیر میده خخخخ!
    علی جان! به خدا تو تو دلت هیچی نیست و واقعا قصد کمک داری ولی راه درستی رو برای کمک انتخاب نکردی!
    تو مغرض نیستی! ولی اگه یه مغرض باشه خیلی راحت از جوی که تو ایجادش میکنی بلده استفاده کنه تا همه رو بریزه به هم!
    فقط این عادتی که گفتم رو بذاری کنار میشی یه پسر خوب و دوست داشتنی که بعدش وقت میکنه واقعا کمکی که از دستش میاد برای پیشرفت دوستاش بکنه!

    • 97.1

      خب اگه میخوای تا سناریوی دهم رو بنویسم ولی اگه محله ریخت به هم مسئولش من نیستم. بعدشم ممنون که غلطامو بهم گفتی باز هم اگه اشتباهی از من دیدی بهم بگو همینجا هم بگو خوشحال میشم بشنوم.
      خب تو یه راه کار بده تا من هم حرفامو بزنم و هم اون مغرض از آب گلالود ماهی نگیره.

  98. 98
    Avatar photo سید علی موسوی says:

    یک دفعه دیگه هم گفتم عنوان انتقاد از گوشکن را به تعریف تغییر بدید حل میشه تعارف که نداریم اگه حس نکردید مشکلی هست چرا این پست ها را گذاشتید اگه هم نیست چرا هدف چی بوده که بی مشکل سر و صدا درست شده تو این همه انتقاد یک دونه هم از طرف تیم مدیریت تعیید نشده پس مشکلی نیست این بازی را جمع کنید به کار ادامه بدید

  99. 99
    قنبر says:

    درود
    مجتبی عزیز ، واسه ویندوزت محمود جان لینک مستقیم گذاشت !
    تو الان شدی عین واقعی و خود خود جومونگ .داری از فرمانده بودن به امپراطوری می رسی ؟
    از شوخی بگذریم واقعا در مسیر توسعه و رشد در حال قدم زدن هستیم .واقعا نگرش ها و بینش ها در روند تصمیمات موثرند و از نگاهی که دوستان ما نگاه می کنند ، چون بدون تعارف هستند و رو در بایستی هم ندارند تعارض ها و تضاد ها هویداست .نحوه نگاه شما با مردم این محله ازب دو منظر کاملا متفاوت است . اهالی محله نگاه کلی دارند ، در حالی که شما مدیران به اصطلاح نگاه خرد و جزئی دارید .اهالی عنوان می کنند که مجتبی ، ما کاملا به شما ایمان داریم و شما را کاملا صاحب حق می دانیم و شما با مشاورت کدام متخصص قصد دارید در لوای قوانین آئین نامه ای که اصلا خروجی آن حداقل های محله هم نیست به مقام و مشروعیت خودت دامن بزنی و هر دوی این نگرش ها نهایتا خود خود شما به عنوان شخص اصلی باید هدایت این مهم را به کف بگیری .مجتبی تجربه ثابت کرده است که قوانین و مقررات چه در محله و چه در دنیای حقیقی امری هستند نسبی که با مرور زمان تکمیل می شوند و هرگز نمی توانند بیانگر خواسته محض افراد باشند .همیشه افراد زیرک با بهره گرفتن از توان ذاتی خودشان برای اختلاف اقدامات عجیب بکار می گیرند .بله شما رودر بایستی دارید .بله شما آنقدر تند رفتید که در برخی موارد حالا نمی توانید برگردید .رودربایستی من با او گفته قبلی کاملا متفاوت است .کاملا متفاوت .واقعا نمی توانم درک کنم در زمان حاضر که اینقدر توان محله بالا رفته است .افراد متفاوت در حال خدمت هستند هم اکنون هم هیچ خللی بر این مکان وارد نیست ، نازنین ، پرواز ، و سایرین خالصانه در حال خدمت هستند چرا تنش ها و حاشیه ها در این میدان زیاد شده است .از گذشته به یاد دارم که در مقابل انتقاد ها واکنش شدید داشتند و هم اکنون هم دارند به افرادی که واقعا دلسوز هستند همان گفته ها و تفکرات قدیمی خودشان را وارد می کنند .واقعا این درست است که در مقابل آئین نامه ای که برای چکش کاری فرستاده اید و من کلیت آن را قبول ندارم ارائه پیشنهاد قبل از انتشارش را بر کدام قوانین دموکراسیبپذیریم .؟ چرا افرادی سکوت محض دارند ؟ چرا در پست حمایت آقا مسعود مدینه فاضله برخی و پیشنهادات عالیه که اصلا اجرایش قابل تصور نیست ارائه شد .درد کجاست ؟لابد آقای کریمی سخنانش حقیقت دارد ؟لابد دلسوزان محله تصمیم به انحلال محله گرفته اند ؟لابد … . همانطور که در سخنان دوستانتان خواندید تصورات نگاشته شده در آن کامنت دقیقا برای هر خواننده قابل تصور است .مجتبی در این شرایط کاری نباید کنی ؟ دست از هر امری بکش ؟ معضل را شناسائی کن ؟ عدسی موارد مهمی را بیان کرد ؟دوست شما شرایط خاصی باید داشته باشد ! در طول این مدت با تمامی دوستان شما بد رفتار شد ! هنوز یادم نرفته که قوانین سه طرفه شما با نغز یک طرف و بند مشهود دچار چنان تنشی شد که آینده نابینا را تهدید کرد .با دوستانتان در لفاف کلمات انگ هائی زده شد ! از انتقاد های درخواستی با گونه ای دشمنانه برداشت شد .نسبت به فعالیت عده ای با کارشکنی و مشاوره دشمنانه بروز کم رنگی را به دنبال آورد .افرادی که خالصانه کمک کردند به دلایل برداشت های شخصی توهین آمیز رفتار شد و وجه اهدائی آن بازگشت داده شد .همواره هم وحشت داشتند از برخورد مقابل اینان .تنش های زیادی را متوجه شدیم .تنش هائی که باعث تضعیف اهالی و مدیریت و قوت کاذب برخی شد .الان هم من واقعا در عجبم که چرا عده ای سکوت نموده اند .چرا سکوت .واقعا چرا باید علی خانی ها همواره ترس از حذف حساب کاربری اشان را داشته باشند .؟ بله همه این نگرانی ها و تنش ها بخاطر رو در بایستی و اعتماد شما است به در کلیت آن که توانسته اید با همکاری عده کثیری از کاربران به موفقیت والائی دست یابی .اما محدود اعتماد ها و … توانسته این خلا ر ا تا بر اندازی استواری محله به پیش ببرد .یعنی چه که مجتبی تنها همه امور را به دست بگیرد ؟مگر این همه همکاران افتخاری به چشمان شما نیم آیند .این سایت بدون مجتبی معدوم و فنا است اما بدون حضور من و افراد توانمند تر از من هم به فعالیت خودش ادامه خواهد داد .
    از حضور عمو حسین عزیزم هم سپاسگزارم .بادم هست که در تعطیلات عید آنقدر نگران محله بود که نگران خانواده اش نبود !
    مجتبی همه راه خودشان را می روند .تو این محله را با اقتدار معنوی خودت حفظ کن و از رفتن محله به سوی استبداد و نابودی ممانعت بیار .

  100. 100
    قنبر says:

    درود
    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ما است
    هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد .

  101. 101

    علی جان! نیاز نیست من مصادیق مغرض رو به تو نشون بدم!
    ببین دورو بر کامنتات کیا تیکه میندازنو حرفای صد تا یه قاز میزنن!
    آدمی نیستم که به در بگم دیوار بشنوه!
    منظورم دقیقا یکی سید علی موسوی هستن که تو این چند پست با پیامهای بازرگانیشون حسابی از خجالت همه در اومدن و معلومم نیست به کی و چی و کجا اشاره دارن و عمو قنبر عزیز که بعد از مدتها اومدن تا یه عالمه صغري کبري بچینن که مجتبي گل سرسبد و بقیه ی ما ناکارآمد بودیم!
    آقا! من لا اقل در مورد خودم که میتونم حرف بزنم!
    شایدم بقیه ی بچه های کادر مدیریت حرفی نداشته باشن که تو این لحظه نماینده شون باشم!
    در یک جمله ی ساده! این قبول! شما درست میگید!
    اینا همهش بازیه! همه چیز تا وقتی مجتبي بود خوب بود! ما بدیم! خیلی بد!
    فقط نمیدونیم کجا بد بودیم چون شما نگفتید!
    نمیدونیم به جای این کارای بد کدوم کارای خوب رو باید میکردیم چون شما نگفتید!
    فقط بد بودیم! به دلایلی نامعلوم!
    خلاصه اگه به تیکه انداختن، سناریو نوشتن و تعریف کردن قصه ی حسین کرد شبستری باشه، من یکی دلم بخواد از همه ی شما همه ی این کارا رو بهتر بلدم و حاضرم باهاتون مسابقه بدم!
    ازنظر من همینکه فقط شما چند نفر اونم یکی از سر بیکاری و یکی داشتن مقادیری خورده شیشه میاد و سعی میکنه جو رو متشنج کنه و بقیه ی بچه هایا حرفی نمیزنن یا اگرم بعضی وقتا چیزی میگن دارن میگن ما موافق وضعیت موجودیم و مخالف ادامه ی این بحث، یعنی کارنامه ی موفق این کادر!
    درست شنیدید!
    من به عنوان کم کارترین عضو این تیم میخوام از کار دوستانم دفاع کنم!
    مرد و مردونه میخوام از کار طاقت فرسای این تیم تعریف کنم!
    میخوام بگم اگه مجتبي تصمیم بگیره انتخابات برگزار کنه، چه اون عده از ما که شرکت میکنیم و چه اون عده که ادامه ی راه رو به دیگران میسپاریم، به خودمون افتخار میکنیم که برای پیشرفت دوستانمون اون چه از دستمون بر میومده انجام دادیم و پیش وجدان خودمون و اکثریتی که تو این سه تا پست اخیر چه با حرف زدنشون و چه با سکوتشون از ما حمایت کردن شرمنده نیستیم!
    والسلام!

    • 101.1

      سعید عزیزم اتفاقاً من متوجه هستم واسه همین هم گفتم پیشنهادت مبنی بر برگزاری کنفرانس رو قبول میکنم تا با هم گپ بزنیم بگیمو بشنویم. مطمئن باش اگه مغرضی هم باشه که البته از نظر من همه خوبند مگه برعکسش ثابت بشه, اون وقت وقتی کسی هم دونست که میدونیم که مغرضه خودش میذاره میره.
      بابا دلم واست تنگ شده ای بابا کی حرف بزنیم.
      در ضمن تو همه ی چیزایی که تا حالا گفتم هم پیشنهاد دادم هم انتقاد کردم هم عملکردتونو تحلیل کردم. اگه دیگه نتونستم منظورمو برسونم واسه اینه که بیشتر از این سوادم قد نمیده که بخوام با نوشته بگم.
      شکلک کوبیدن تو سر دو دستی واسه حرف زدن و گفت و گو با سران محله.

  102. 102

    سلام.
    عجب داستان طولانی ای شده این بحث های پی در پی.
    من رفتم ارشد دادم و برگشتم و هنوز ادامه دارند این بحث های عجیب و غریب.
    اما من میخوام حساب خودم رو از گفته های دو نفر جدا کنم.
    یکی کسی که از جانب همه گفته بود کادر مدیریت فعلی مقبولیت ندارند از نظر من ابداً چنین نیست پس از طرف خودتون حرف بزنید
    مورد دوم هم کسی هست که گفته بقیه نمیان انتقاد کنند چون فلانه و بهمانه آقاجون من جزء اون دسته نیستم و اگر هم میخوای بگی به خودم نگیرم شک ندارم هر کس دیگه هم بیاد و این حرف رو بزنه بهش خواهی گفت منظورم با تو نبوده پس اگر منظورت با شخص خاصی نبوده مجبور که نیستی اول یک سری شخصیت های واهی رو تصور کنی و بعد از طرفشون حرف بزنی.
    خیلی قضیه ساده است شما آقای کریمی به هر دلیلی که من نمی دونم و دلم هم نمیخواد بدونم با شهروز حسینی مشکل داری و فقط و فقط به همین خاطر این همه بلبشو راه انداختی و حرف های صدتا یک غاز می زنی.
    انصافاً هر کس منظور آقای کریمی رو از نظراتی که فکر می کنه راه کار هستند و سناریو های طولانی که مطرح کرده رو فهمیده بیاد و توضیح بده.
    آقای کریمی این قدر خودخواه هستی و به بقیه به هیچ وجه فکر نمی کنی که حاضری به هر قیمتی حتی از بین رفتن این سایت بسیار مفید به شهروز که باهاش به مشکل خوردی ضربه بزنی
    حرف های حمایت و این چیزا رو هم نزن که پیش پیش من همه شون رو فوت آبم.
    تازه می تونی خوشحال هم بشی که بالاخره من در مقابلت واکنش نشون دادم.
    بقیه اگر مثل شما آقای کریمی حرف نمی زنند علتش ترس و دلایل ساختگی شما نیست چرا که پیشنهاد های مفید و کارا هم از طرف دیگر دوستان داده شده و اگر کسی حرفی نمی زنه حتماً یا با نظر دیگر دوستان موافقه و یا راه کار خاصی به نظرش نمی رسه.
    اگر قراره همه از قبیل راهکار های شما بدن همون بهتر که ندن.
    بله درسته من دارم به جای بقیه تصمیم می گیرم یا بهتر بگم دارم دستور میدم که اگر حرف مفیدی برای گفتن نیست بی زحمت وقت دیگر دوستانتون رو با حرف هایی که هیچ جنبه عملی ای ندارند نگیرید.

  103. 103
    سعید شریفی says:

    سلام
    کامنت آقای آگاهی را لااایک می کنم
    و نمی دونم انتقاد ها و حرف های شما چرا تمومی نداره!

  104. 104
    قنبر says:

    درود
    سعید درفشیان عزیز ، برداشت های شخصی از نوشته های من ، مسئولیتش بر عهده من نیست ؟ شما هر طور که می توانید برداشت نمائید .نه صغری نوشتم و نه کبری برای نوشته هایم چیدم ! هیچ ارتباطی هم میان من و برادر بزرگوارم سید علی موسوی نیست > نمی شناسمش و نمی دانم اهل کجاست ؟ اما وقتی معرکه ای بر پا می شود و به رقص می افتیم همه جای اندام ما تکان می خورد .مثلی است که وقتی سری درد نمی کند چرا دستمال ببندیمش ! دوست عزیز محله و توانمند گروه کسی چیزی از نالایق بودن شما ننوشته و نگفته است ! ضمن اینکه از دوستان و تیم مدیریتی این محله هم کسی بد نگفته است .عملکرد های شما و اقدام به عمل انتخابات بدون اینکه علت آن معلوم شود اذهان را به سمت و سوئی می برد که احتمال هر برآیند و فرآیندی را ممکن می سازد .شما شاید خیلی چیزها را بلد باشید که سرآمد آن همانا استفاده از توانائی هائی است که در گذشته در رفاقت داشتید و از همان منابع بهره جستید تا به نظر فاخرتان دست یابید ! هنوز یادم نرفته است که در مقابل مقاله کپی شده شما متنی را فرستادم و شما بنا بر شناخت اولیه خود مرا متهم به دفاع از … نمودید و شاید هم همین برداشت صغری و کبری خودتان موجب عدم درک مطلبم شده است .خودتان به صراحت عنوان نمودید که نمی توانید مفاهیم نوشته مرا درک کنید ، پس بهتر این بود که سخنی هم از این حقیر نمی آوردید .فردی با توانائی بالا همچون شما بعید است که در مقابل اراجیف و مطالب بسیار ناچیز دم به سخن گفتن برآوردید ! شما با هدف حضور و دفاع بر آمدید و نوشته بودید که کاندیدا نخواهید شد ؟ اما عصبانیتتان را نفهمیدم برای کسی که تمایل به ادامه در این عرصه را ندارد چرا هجمه دارد و سعی دارد از عملکردشان دفاع کند .این بازی نیست .این حقیقتی است که در زمان خواننده خاموش بودنم رخ داده است و من نگران هیچ کدام از شما نیستم .شما هم نگران محله نیستید .فقط یک نفر هست با همه اشتباهات و شدت و ضعف ها یک عملکرد مثبت را از خود نشان داد و این مکان را بر پا کرد و ما همه مدیون او هستیم .سعید مدیون مجتبی هستیم .این به این معنی نیست که مابقی دوستان کاری نکردند ؟ این بدان معنی نیست که دوستان عزیزمان عملکردشان ضعیف بوده ا ست .این مقال برای ابراز تشکر از دوستان منتشر نشده بود که ما بخواهیم از شما به عنوان برترین چهره محلهقدر دانی کنیم .سعید جان من آقای علی کریمی را نمی شناسم اما این درست نیست که با حس برتری بر ضعف ایشان بتازی و به عنوان حربه استفاده کنی .اگر مدیر واقعی باشی و مغرور به دانسته های رایانه ای ات نباشی باید به خوبی درک میکردی که سناریوی علی کریم واقعا دارای قوت و قدرت حقیقی بوده و به مراتب سهمگین تر و سنگین تر از بستن درهای محله و پیشنهادهای گذشته شما موجب روشنگری و بالا بردن توان و درک و استقلال نابینا می شود .مطمئن باش که هر کدام از شما به تنهائی چیزی نیستید و باید به همه افراد داوطلب اجازه فعالیت داد .غلط املائی تنها تنها سلاح است برای از بین بردن توانائی این بزرگوار ولی این دوست عزیزمان به سلاح دیگری هم مسلط است و همانا قبول واقعیت و قبول اشتباه خودش که بارها در این کامنت ها اشاره داشت .
    سعید درفشیان صراحت آنجائی جایگاه دارد که شما در اولین کامنتتان گزارشی صحیح و واقعی ارائه می کردید و از ابر و باد و باران و … بهره می جستید تا افراد دیگر محله از حق خودشان و دفاع از فعالیت های سالم شما مطلع می شدند و خالصانه دفاع می کردند .
    آقای درفشیان اگر تعداد سیصد نفر حساب کاربری نمی داشتند و این محله را حمایت نمی کردند چه لزومی می یافت که شخصی توانمند همچون شما اقدام به پاکسازی نماید .پس همانقدر که اعضا موثر بودند شما هم موثر بودید .من هم مدتی نبودم و هیچ دشمنی با شما و افراد دیگر ندارم و نگرانی ام از این مطلب به دنبال مسدود شدن مطلب مسعود آنقدر زیاد شد که نتوانستم ببی توجه بگذرم .سخنان و مطالب ما را اگر نتوانستی بفهمی لااقل بهش فکر نکن .همانقدر تو دشمن هستی و تیکه انداختی من هم به همان اندازه بودم و نه بیشتر .نگاه و تفکر شما جالب و مورد احترام است و همواره دشمن فرضی دارید .قطعا من نگرانی حذف حساب کاربری را در محله ایجاد نکردم که حالا بخواهم از عملکرد خودم بصورت مثبت بهره بگیرم . مشکل چه با کامنت های من و بی ادعا و سید علی موسوی بوده و هست هر چند که ممکن است بدون کامنت های من هم اینچنینشرایط به وجود میث آمد و من هنوز پست مسعود را کامنت نداده ام و همچنین در مطلب قبلی مجتبی نیز نخوانده و نبوده ام .
    آقا سعید عزیز قضاوت بر پایه دوستی مد نظر شما است ولی روابط در این شرایط به گونه ای متفاوت تر از دوستی هاست و بعید می دانم که نادانسته مطلبی نوشته ام و کاملا حقیقت دارد که اینگونه بر گرده شما سنگینی می کند .اگر در پست مسعود دیدگاه هائی برای یک سایت متمرکز بود گفته باشم که خود شما در ایجاد سایت های دیگر نقش داشتید ولی تفکر نمی کردید که این نتیجه را به دست بیاورید .تعداد تنوع در سایت ها مورد قبول من است .اگر توانمند هستید بروید از اجماع سایت های نابینائی یک سایت متمرکز و جامع را شکل دهید و بر آن حکومت کنید .تاکید می کنم مجتبی اصالت و هویت و توانائی اش را از من نگرفته که بخواهد با تصدیق های الکی و کشکی من به اوج افتخار و سر بلندی برسد .همانا مطمئن باش هر کسی در کینه خودش گرفتار خواهد شد .خواه من باشم یا هر بنده دیگر .
    سخن آخر این محله فقط با مدیریت مجتبی و تصمیمات او و همراهی داوطلبان نابینا در سراسر ایران عزیز به فعالیت خودش ادامه خواهد داد .از تمامی افراد و دست اندرکاران کنونی که قصد ادامه فعالیت دارند و یا خسته شده اند این حقیر کمال تشکر را دارم ولی از خسته ترین ها می خواهم کمی خودشان به عملکرد خودشان با دید مثبت بنگرند و با تقویت آن ضعف ها با قوت و قدرت بیشتر به خدمت به هم نوعان خودشان ادامه دهند .از سعید هم بخاطر تلاش های مجدانه تشکر می کنم ولی از نوشته های افراد با قرائت این ماشین برداشت بد و ناپسند نداشته باشد و ظرفیت خودش را بالا ببرد .اینطور نیست که شما بر همه علوم مسلط باشید .اگر بر همه علوم هم مسلط باشید بر متهم نمودن افراد به دشمنی مهارت دو چندان دارید .تا هنگامیکه طرح دشمنی ها اینگونه در محله باشد ، مجتبی هم باید از خودش بترسد و ناامید به آینده خدمتش باشد. من چیزی زیاد تر از سایر دوستان نگفتم و نمی خواهم فقط حضور مجتبی به عنوان مدیر و ستون و پایه محله و خدا من و سعید درفشیان را هدایت کند .با عذر خواهی رسمی از سعید درفشیان که من هرگز روی سخنم در نوشته های قبلی ام با ایشان نبوده و هرگز نمیخواستم به گذشته و ارائه مستندات دشمنی خودم از سوی ایشان فکر کنم ..سعید درفشیان از شما معذرت می خواهم و قضاوت را به عهده خوانندگان می گذارم .این حق اهالی است که نسبت به مدیر بودن مجتبی نظر دهند و من بی گناهم که در این میان سخنی از شما نیامده است .بای .

  105. 105
    وحید says:

    سلام.
    به كساني كه مي گويند كادر مديريت مقبوليت ندارند توصيه مي كنم كه از طرف خودتون اظهار نظر كنيد. يعني چي كه هر چي دلتون مي خواهد مي گوييد؟ من خودم به شخصه با كادر مديريت فعلي هيچ مشكلي ندارم و از اين عزيزان مي خواهم كه با قدرت به كارشان ادامه دهند و موفقيت و سربلندي شما آرزوي من است.
    بنده هيچ انتقادي به عملكرد مديران سايت ندارم و فقط پيشنهاد مي كنم كه بخش روابط عمومي سايت فعال تر شود تا اين بخش بتواند به عنوان يك واسط بسيار مهم بين كاربران و مديران فعاليت كند.
    به علاوه اينكه بنده از نام كاربري ام به عنوان يك ابزار استفاده نكرده ام و دليلش هم اين است كه بنده فقط به مديران فعلي اطمينان دارم و اگر كس ديگري قرار باشد بيايد ترجيح مي دهم كه نام كاربري ام حذف گردد. نبايد توقع داشته باشيد كه به راحتي و آب خوردن به هر كسي اعتماد كرد.
    همچنين نظر آقايان آگاهي و درفشيان را هم به شدت لايك مي كنم. متأسفانه خيلي ها فكر مي كنند كه مديران بايد به هر چه كه اونها ميگن بگن چشم و حرفي هم نزنن. اينجا كه ديگه خونه خاله نيست. شما اگه واقعا راست ميگي تو سر كار خودت مستقيم تو چشم مديرت نگاه كن ببينيم جرأت داري يا نه؟ مگر كسي جرأت داره واسه مديرش بيش از حد تعيين تكليف كند؟ متأسفم كه بعضي ها از روي كينه و نفرت ديدگاه هاي خودشون رو مطرح مي كنند.
    باز هم به تك تك مديران سايت خسته نباشيد عرض مي كنم و برايتان بهترين ها را آرزو دارم.

  106. 106
    قنبر says:

    درود
    حسین آگاهی عزیز ، آرزوی موفقیت در آزمون امروز را دارم .نگاه مثبت شما همواره مورد احترام من بوده است .اگر مشاهده می کنید که بی ادعا مطالبی را به صراحت بیان نمود مطمئنا درخواست مجتبی از ایشان بخاطر این بود که کلی سخن نگوید .هر مطلب کلی مورد نقد است و هر مطلب جزئی هم اینگونه ناراحتی به وجود می آورد .قطعا عملکرد ها در کنار تبلیغات و سایر موارد می تواند رد شکل گیری شخصیت افراد نقش داشته باشد .مطمئن باش من این بزرگوار را نمی شناسم اما دلسوزی او را درک میکنم .مجتبی اگر هم نگاهی به نوشته های او نداشته باشد چیزی نمی شود .اما اصل اینجاست که مجتبی در مطالبی نگرانی را در وجود ما انداخته است و باید مطالب گفته شود .اصلا اگر این سخنان بی اهمیت بود چرا مجتبی اقدام به این کار نمود .اگر نظر کاربران مهم نیست چرا تصمیمات در مقر تصمیم گیری نشد و عمومیت یافت .اصلا اصل نظر من و علی کریم یو سید علی موسوی نیست .مهم انتشار مطلب مجتبی است .مهم هماهنگی و یا اختلافتیم مدیریتی است .من و شما مجبور نیستیم از نگاه تیم مدیریتی به قضیه نگاه کنیم .ما هر کدام بازخورد خودمان را ایجاد می کنیم .نگران نباش آقای آگاهی عزیز .هیچ اتفاقی نمی افتد الا استبداد .منظور من هم همین است که کامنت دانی بسته می شود .حسین جان ما فقط ادعای دموکراسی داریم ، پیشرفت هم کرده ایم و رشد وسیعی هم داشته ایم .اما اما هنوز راه طولانی در پیش داریم .ما نمی دانیم و بر سر هم می زنیم و دوستان مدیر میدانند و بر سر ما می زنند .

  107. 107
    قنبر says:

    درود
    ما هم راضی به ادامه فعالیت محله با مدیریت مجتبی و تقویت هماهنگی تیم مدیریتی هستیم .نه عددی برای تغییر هستیم و نه قصد تغییر داریم .ناراحتی ما همانا انتشار این مطالب مایوس کننده از مجتبی و تیم او است .ما به هر قیمت و با هر شرایط حاضر به اداره گوش کن نیستیم .کسی با اینان مشکل ندارد و وظیفه اینان است که روحیه تعاون خودشان و روابط عمومی و اعتماد به کاربران خودشان را تقویت کنند و در برابر هجمه های بیرونی محکم بایستند .واقعا مضحک است که خود تیم تنش را به وجود می آورند و ملت بر سر خودشان می زننند .بابا انتخابات را مجتبی و تیمش اعلام کرد و ما ملت از مدیریت مجتبی حمایت کردیم .به ما چه که محله آئین نامه ندارد ، قوانین بی اساس و بوروکراسی زده دارد ، به ما چه که سازمان بین الملل نداریم .مجتبی به جای انتخاباتی نمودن محله از افراد داوطلب بیشتر در سراسر استان ها و یا حوزه بندی کردن استانها در قالب چند دسته و انتخاب ناظران از میان خودشان اقدام به بسط و گسترش محله کن .ضمنا با همان روحیه مثبت خودت کنترل کن و دوستان ما را که قدرت تحمل انتقاد و ر اه حل را ندارند را به ساحل آرامش برسان .وقتی موضوعی از کلیت خارج شود دلخوری های آن و متهم نمودنهایث آن هم هویدا و بیداد می کند.به امید اینکه روش دموکراسی به گونه بزرگی و فراست این محله با قدرت و بینش بیشتر ادامه یابد . دوستان با انجام فعالیت ها و زندگی روز مره خود بر اعتماد و دوستی و استقلال نابینایان بیفزایند .این سخنان مرا کسی به خودش نگیرد و ناراحت نشود .من نه کنایه می زنم و نه از کسی دلخورم .من فقط مجتبی را دوست دارم و از او می خواهم تا نظرات را بصورت نسبی برای حصول به نتیجه اجرا کند .
    زنده باد محله
    مجتبی و دوستان ، نابینایان

  108. 108

    آقای قنبر!
    اتفاقاً اصلاً هماهنگی یا اختلاف تیم مدیریت به من و شما ربطی نداره!
    چرا که اگر اختلافی هم باشه بر عهده خود اون هاست که اختلافشون رو حل کنند؟!
    و در کل آیا اون ها گفتند که آی ملت! ما با هم اختلاف داریم و از شما عاجزانه خواهشمندیم بیایید و اختلافات ما رو حل کنید که شما میگید در حال حاضر هماهنگی یا اختلاف تیم مدیریت اهمیت داره؟

  109. 109

    درود. آقای آگاهی عزیز از اینکه میتونم باهاتون حرف بزنم خیلی خوشحالم. اما دوست عزیز شما گفتین که من از خیلی وقت پیش دیگه هیچ انتقادی ندارم.
    بعدشم منظور من منتقدین بود نه همه. قطعاً موافق هم شاید بیشتر از منتقدین داشته باشیم و داریم.
    اونایی که منتقد ما هستند ولی نمیان بگن واسه اینه که ولمون کردن به حال خودمون و این خیلی بَده.
    اصلاً یه پیشنهاد خوب دیگه. هر کسی که از نظر خود مدیرا منتقد هست باهاش حرف بزنین و نتیجش رو به عنوان یه توافق تو یه پست بنویسین. دیگه چی بگم.
    یه چیز دیگه من اگه میگم مدیر تربیت بشه چند تا اتفاق میفته.
    1. آینده محله تضمین میشه.
    2. زمینه یه دموکراسی واقعی فراهم میشه.
    3. اگه مدیری یا مدیران تو کارشون قصوری داشتند فرد جایگزین هست.
    این میشه تضمین برای تغییر.
    وقتی مدیر باشه دیگه اگه کسی برخورد اشتباه با مخاطبینش داشته باشه خیلی راحت فرد جایگزین مشکل رو حل میکنه نه اینکه الآن یه پستی زده شده و بعد از یه مدتی باز شرایط همونی باشه که هست.
    پس ضمانت اجرایی تغییر شرایط میشه تربیت مدیر واسه مواقع ضروری.
    در ضمن من با هیچ شخصی هیچگونه مشکلی نداشته و ندارم و تسبیح حساب شخصی هم نمیخوام بکنم که اگه هدفم این باشه خیلی راحت میتونم بگم فلانی چرا فلان کار رو کردی.
    من با کسی هم که گفته بود مدیران مقبولیت ندارند حرف زدم و زیر کامنتش هم نوشتم که من یه منتقدم یه منتقد. یه منتقد سرسخت و ضمن اعلام موضعم که میگم من در اصول اینجا هیچ اختلافی با هیچ کسی ندارم, ولی خواهان تغییر وضع موجود نیز هستم.
    و یه خواهش دوستانه از همه ی کادر مدیریت دارم که رو فن بیانشون کار کنند اون وقت میبینیم که همه چه طور خواسته یا ناخواسته جذب اینجا میشن.
    چیزی که محله مجتبی و دوستان نابینایان داشت و محله نابینایان نداره نداشتن فن بیان کادر مدیریت در برخورد درست با کاربران هست. این یکیش.
    بیان سریع من فقط جهت روشنگری و تغییر وضع موجودست و بس.
    پس پیام من روشنه, شرایط باید تغییر کنه.
    خود موجی قطعاً آدم نکته سنجی هست و همه ی کامنتا هم میخونه و هرچی رو که لازم باشه از توشون بیرون میکشه.
    باز هم میگم به امید تغییر اوضاع نه صرفاً افراد و اشخاص.

  110. 110

    متأسفانه بحث من با آقای کریمی داره به یک گفت و گوی دو طرفه تبدیل میشه و من ابداً این رو نمیخوام.
    فقط این رو میگم که وقتی گفتم از خیلی وقت پیش انتقادی ندارم به نظرم اومد معنیش خیلی ساده باشه یعنی من از خیلی وقت پیش مشکل خاصی ندیدم که بخوام گوشزد کنم و این دقیقاً به معنای تأیید عملکرد کادر مدیریتی هست.
    جالبه که شما اصرار دارید اسم محله بشه محله مجتبی و دوستان در حالی که وقتی اون طوری بود خیلی ها می گفتند این جا دیگه مالِ مجتبی تنها که نیست که اسم خودش رو در سردر محله گذاشته!
    و مشخصه که با تغییر نام تنها هیچ اتفاقی نمی افته جز این که بعدش افراد به اصطلاح منتقدی که در حقیقت از فشار بی کاری و عدم توانایی در پر کردن اوقات فراغتشون هست شروع می کنند به وارد کردن ایراد های بنی اسرائیلی که چرا اِل شده و چرا بِل!
    آقای کریمی! فکر کنم ما این قدر به درجه ای از درک و فهم رسیده باشیم که نخوایم کلیشه ای صحبت کنیم و یک جمله خاص رو مثلاً به عنوان برچسبی برای خودمون انتخاب کنیم و هر جایی اون رو به کار ببریم؟
    یادم هست یک زمانی شما همیشه آخر کامنت هاتون بی ربط یا با ربط می نوشتید من نصیحت نمی کنم چرا که اثر ندارد یا چیزی شبیه به این و بعدش می نوشتید این ها نظر من است و چه می دونم نوشتنشون دلیلی بر درست بودنشون نیست و خلاصه که حالا هم دارید مرتب دم از تغییر اوضاع و احوال می زنید و میگید:
    من خواهان تغییر اوضاع و احوال هستم نه شرایط
    و بدون این که این جمله تداعی کننده معنای خاصی باشه می نویسیدش.
    دیگه دوره این چیز ها گذشته!
    وقت عمل کردنه نه حرف زدن.

  111. 111
    حسین بَلúوَردی says:

    سلام یاران
    ببخشید که این کامنت طولانی را میگذارم اصولا من زیاد کامنت نمیگذارم
    ولی در جاهایی که احساس کنم لازم هست مشارکت داشته باشم به خاطر پایداری محله بر حسب وظیفه دوست داشتم نکاتی را خدمت دوستان عرض کنم و آییننامه پیشنهادی خودم را تقدیم حضور مهربان شما دوستان کنم
    میدانم که این آییننامه پیشنهادی من ایراداتی دارد که اگر مقبول افتد میتواند با نظر شما دوستان ترمیم گردد
    ببخشید من فرصت نداشتم که کاملتر بنویسم چون فرصت رو به پایان است تا ساعت 12 امشب بیشتر فرصت نیست بنا بر این اگر ایراداتی به لحاز نگارشی املایی محتوایی میبینید بر بنده حقیر دوست شما خورده نگیرید باشد که مقبول افتد و شاید در باز کردن این گره مشارکت کوچکی داشته باشم.

    اول این که ما بعضی اوقات فکر میکنیم اگر قبلیهای سایت رفتند به دلیل مشکل با سایت بوده! ضرورتا اینچنین نیست خیلیها وارد زندگی و کار شدند فرصت نمیکنند

    یا کسانی هم هستند که رفتند برای خودشان یک سایت مجزا تاسیس کردند که به نظر من کار خوبی هم هست قرار نیست که تنها سایت نابینایان گوشکن باشد
    اصلا نظر مجتبی هم همین بود که بچه ها رو به استقلال برساند که بتوانند فعالیت مجازی بیشتری داشته باشند و سایتهای مربوط به نابینایان هر چه بیشتر باشد تا مطالب نرمافزارها و آموزشهای بیشتری در اختیار همنوعان قرار گیرد.
    کما این که سایتهایی چون شب روشن و با تو ایجاد شدند که خوب هم هست.
    ضمن این که به هر حال امکان این که بین کاربران یا حتی کادر مدیریت اختلاف پیش بیاید گریز ناپذیر است. به هر حال ما همه انسان هستیم اولا این که آرا و نظراتمان متفاوت هست ثانیا چون انسان هستیم به هر حال جایز الخطا هم هستیم و امکان دارد در بعضی مواقع دچاره اشتباه شویم. یعنی فرقی هم نمیکند که بر فرض مثال x باشد یا y به هر حال باز هم اختلاف نظر وجود دارد یا فرد جدید هم امکان ارتکاب اشتباه در او هم وجود دارد.
    پس نمیتوان به همین سادگی گفت با یک اختلاف کادر مدیریت مشروعیت خود را از دست داده است آیا شما میتوانید تضمین بدهید که کادر بعدی باز با اختلاف نظر رو به رو نشوند؟
    باز گروه دیگری میآیند و میگویند اینها هم با هم اختلاف دارند و باید یک خانه تکانی اساسی انجام شود. در کوتاه مدت شاید درمانی باشد ولی در میان مدت هیچ تغییری که ایجاد نمیشود بلکه از اساس پایه و بنیان سایت که بر اساس ارزشها صمیمیتها و قوانین نوشته شده یا قوانین نانوشته که همه ما یه جورایی بر آن پایبند هستیم زیر سوال میرود و زمینه انحطاط آن را فراهم میسازد!
    پس اول این که باید تا حدی ریزش کاربران را جزئی از کارمان بدانیم چون سایتهایی مثل فیسبوک توییتر هم ریزش کاربر دارند و خیلیها به سایتهایی مثل اینستاگرام مهاجرت کردند پس میشود گفت سایت فیسبوک سایت مناسبی نیست؟ یا واتساپ که همه به تلگرام مهاجرت کردند! پس ریزش حداقلی را همیشه باید در کارمان لحاز کرد و با فعالیتمان کاربران جدیدی را جذب کرد به فرض مثال ما مگر چند سال پیش سیروس شکاری رو نداشتیم ولی اون الان کمتر میاد ولی جای او رو محمد ملکی گرفته پس حراس چندانی نباید داشته باشیم و مساله رو بزرگ کنیم این مسایل طبیعی هستند.
    دوم این که به هر حال هر قانونی هم که وضع شود باز مخالفین خود را دارد نمیشود به یک وحدت رویه رسید.

    مساله اساسی که من با این آیین نامه دارم اینه که حقوق کاربرانی که بر اساس قوانین سایت عضو این سایت شده اند نادیده گرفته شده است.
    بر فرض مثال انتخابات شد و گروهی بر مسند سایت جلوس فرمودند و تصمیم گرفتند که مثلا مسایل سیاسی در سایت مجاز است و هیچ اشکالی ندارد و ما با رای گیری به این نتیجه رسیدیم
    اون وقت تکلیف عده ای که بر اساس این قوانین و شرایط عضو این سایت شده اند چه میشود! یعنی این سالها با تمام علاقه ای که داشتند فعالیت چشمگیری هم داشتند باید این شرایط را بپذیرند یا از سایت بروند!
    ببینید دوستان من با مجتبی رفیق هستم اما واقعا دوست ندارم شخص مجتبی را در کانون توجه قرار دهم مساله مهم من خود سایت گوشکن هست این برای من از خود مجتبی مهمتر است
    دوست دارم مسایلی رو که مطرح میکنم در مورد سایت بدانید نه شخص مجتبی
    ببینید شاید رفتار شما در روحیه مجتبی تاثیر گذاشته باشد ولی به نظرم واقعیتش اینه که مجتبی خسته شده است. مجتبی الان سر کار میرود مجتبی زندگی تفریح واسه خودش دارد مجتبی کلی کار عقب افتاده دارد مجتبی مثل قبل یه وبلاگ کوچیک دیگر ندارد
    شاید برای شما جذاب باشد که مدیر چنین سایتی باشید ولی بعد از گذشت چند مدت شما هم خسته میشوید. مدیریت چنین سایتی خیلی سخت است اون هم بدون مزد و مواجب و کلی هم باید پاسخگو همه باشد. با این حال هم میبینید هیچ یک از کادر مدیریت فعلی هم حاضر نمیشوند مدیریت سایت رو بر عهده بگیرند چون از نزدیک با مسایل و مشکلات سایت آشنا شدند و میدانند چه مسئولیتی رو بر عهده میگیرند پس زیر بار چنین مسئولیتی نمیروند!
    پس نباید به مجتبی خورده گرفت باید مجتبی را آزاد کرد. به نظرم این خودخواهی هست که بخواهیم به دلیل علاقه ای که به مجتبی داریم بگوییم مجتبی باید از همه زندگیش دست بکشد تا ما اینجا بهمون خوش بگذرد و از سایت استفاده ببریم. آخه این چه توجیهی هست که شما علاقهمندان به مجتبی برای مدیریتش در سایت میآورید؟ آیا واقعا این نوع دوستی یه دوستی مناسبیست؟ این که یه نفر رو از کار و زندگیش تعطیل کنید که ما بتونیم هیچ مشکلی نداشته باشیم؟

    باور کنید من هم دوست دارم مجتبی همیشه اینجا باشه ولی باید شرایط مجتبی را هم درک کنیم
    پس در چنین شرایطی باید از بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنیم البته من هیچ چیزی رو بد نمیدونم ولی به هر حال ما باید دست به انتخاب درستی از میان راه کارهای موجود بزنیم
    یکی برگذاری انتخابات هست که من به شدت با آن مخالف هستم و آینده روشنی را برای آن متصور نیستم یکی از دلایلش را در بالا عرض کردم دلایل زیادی هم هست.
    ببینید اینجا را میتوان به شکل یک ان جی او NGO یا همون انجمنهای نابینایی خودمون تصور کرد با این تفاوت که شاید در انجمنها یک منافع مالی هم نسیبمان بشود
    ولی اینجا همه چیز دلی هست یعنی بر اساس انگیزه های معنوی اداره میشود
    اینجا مثل ادارات دولتی نیست که از آن بتوان بهره مالی برد یا این که به صورت سازماندهی شده اداره شود که همه به مدیران بالاتر پاسخگو باشند.
    اینجا همه چیز دلی و معنوی هست.
    اگر شما مدیر سایت باشید و پولی هم دریافت نکنید اون وقت موظف هم باشید که به امورات سایت رسیدگی کنید و اگر اشتباه کوچکی هم کنید باید پاسخگوی همه باشید و کلی کامنت را جواب بدهید و اعصابتان بریزد به هم و کلی هم بدتان را بگویند چه حالی میشوید؟
    یا باید همه را سرکوب کنید و دیکتاتور باشید یا این که همه بدگوییها و نا ملایمات را به جان بخرید و تلاش کنید دموکراسی را برقرار کنید!
    پس ناگزیرید ضمن این که تلاش میکنید دموکراسی را حفظ کنید مقررات را اعمال کنید جلوی بعضی مسایل را بگیرید چون ممکن است مشکلات بعدی پیش بیاید و سایت از دست مدیران خارج شود آن وقت سایر کاربران مدیران را نالایق بدانند
    پس در بعضی مواقع مدیران ناگزیرند مدیریت کنند و این موضوع به عنوان دیکتاتوری در نزد گروهی از کاربران تلقی شود
    این فرقی نمیکند که چه کسی مدیریت سایت را بر عهده داشته باشد برای همه مدیران صادق است چه با انتخابات چه بدون انتخابات حتی اگر با انتخابات هم باشد و فقط یک سال مسئولیت سایت را بر عهده داشته باشند به هر حال در همین یک سال هم چنین سیاستی را ناگزیر باید اعمال کنند.
    اینها سیاست های مدیریتی هستند و هر نوع سیاستی هم اعمال کنند برای گروهی دیکتاتوری تلقی میشود
    ضمن این که در بعضی مواقع امکان دارد در یک موضوع این سیاستها مخالف گروهی از کاربران باشد ولی در یک موضوع دیگر دقیقا برعکس شود همان گروه موافق باشند این بار گروه دیگری مخالف با آن باشند!
    حتی امکان دارد 2 موضوع مطرح شود و مدیران سیاست خود را اعمال کنند در یک موضوع گروهی مخالف باشند در موضوع دیگری گروه دیگری مخالف باشند این بار امکان دارد هر دو گروه نسبت به عمل کرد مدیران گروه انتقاد کنند.
    هر چند هر دو گروه در یک موضوعی با سیاست مدیران سایت موافق بوده اند ولی بیشتر انتقادها متوجه آنها میشود و این بار کار سخت میشود
    میبینید که مدیریت یک سایت چقدر سخت میتواند باشد
    فقط خواستم شرایط کار مدیران سایت را برایتان ترسیم کنم که بیشتر در جریان قرار بگیرید تا بهتر بتوانید نسبت به دوستانتان در کادر مدیریت قضاوت درستی داشته باشید و اگر میبینید در بعضی مواقع تفکرشان با شما مغایرت دارد بر چه اساسی هست
    و اگر این که شما خودتان جای آنها باشید بدانید در چه وضعیتهایی قرار خواهید گرفت!
    برگردیم به موضوع انتخابات
    شما میگویید در بعضی مسایل مدیران سایت با هم اختلاف دارند این در حالیست که این دوستان خیلی مدت هست که با هم کار میکنند و بیشتر از دیگران با هم ارتباط و همکاری دارند ولی بعضی اوقات دچار اختلاف سلیقه هم میشوند.
    حال در نظر بگیرید که انتخابات برگذار شود آن وقت چه میشود!
    فرض میگیریم حسین بلوردی کاندید میشود با طرفدارانش رای میاورد که با تفکر شهروز حسینی که رای آورده هم مشکل دارد از آن طرف مسعود هم با رای هوادارانش وارد میشود که نه بلوردی نه شهروز قبولش دارند. خب ما اینجا سه باند با خط فکری متفاوت داریم که قراره تصمیمات مهمی برای سایت بگیریم!
    به نظرتان چه اتفاقی می افتد؟

    سه باند متفاوت با طرفدارانشان و سه تفکر متفاوت که حاصل انتخابات هست و هر سه حق دارند چون برگزیده کاربران هستند!
    با توجه به این که هیچ کدام از اینها هیچ حقوقی دریافت نمیکنند که نگران از دست رفتن حقوقشان باشند!
    در بهترین حالت اگر اختلافات زیاد شود کنار میکشند و این کنار کشیدن هم طبعات خودش را در بین کاربران دارد و مخالفتها برانگیخته میشود!
    شما فرض کنید مدیران با مدیر ارشد اختلاف پیدا کنند به نظرتان اصلا آنها پاسخگو مدیر ارشد هستند؟!
    ما همش باید همیشه شاهد قهر و آشتی کنان یا دعوا و باند بازی باشیم در سایت
    آن هم سه باند متفاوت که هیچ کدام با هم سازگاری ندارند فقط به دلیل انتخاب ما مجبورند هم دیگر را تحمل کنند آن هم بی مزد و مواجب!
    به نظر شما در چنین شرایطی شما خودتان به عنوان یکی از مدیران انتخاب شده حاضر به ادامه کار هستید؟
    به نظر من چنین اتفاقاتی دور از دسترس نیست پس باید در رویکرد ما نسبت به آینده سایت با دید باز در نظر بگیریم و از چنین آینده ای نگران باشیم!
    برای همین هم هست که من در کامنت قبلم کوتاه گفتم که آینده روشنی را متصور نیستم!

    حال راه کار چیست
    به نظر بنده حقیر که چند سالیست که در سایت هستم و با دوستان آشنا هستم و وضعیت سایت را در مقاطع مختلف شاهد بودم چه در زمان قهر و دعواها و چه در زمان آشتی و اتحاد. هدفم بقای گوشکن هست نه شخص مجتبی و کادر مدیریت
    اول این که قوانین نوشته شده و قوانین و ارزشهای نا نوشته شده سایت که بر اساس آن این دوستان عضو سایت شدند باید حفظ شوند. چون بر اساس همین موضوعات هست که این دوستان عضو سایت شدند.
    دوم این که با توجه به این که هیچ کادر مدیریتی هیچ حقوقی دریافت نمیکنند باید با هم یک دست باشند. نه این که اصلا اختلاف نداشته باشند بلکه تلاش شود کادر مدیریتی چیده شود که کمترین اختلاف را با هم داشته باشند.

    حال چطور کادر مدیریتی ایجاد شود
    با توجه به این که نظرات و تفکرات متفاوت هستند چطور کادر مدیریتی ایجاد کنیم که کمترین اختلاف را داشته باشند.
    ما تنها نقطه ای که با هم در اتحاد کامل هستیم وجود نازنین مجتبی عزیز هست. پس باید برای برون رفت از این ماجرا از ظرفیت مجتبی استفاده کنیم.
    حال چطور از مجتبی استفاده کنیم که کمترین فشار به او بیاید
    اول این که از مجتبی درخواست میکنم به حرمت زحماتی که این چند سال برای سایت کشیدند و به حرمت همه دوستانی که مشارکت میکنند ایشون هم مشارکت محدودی داشته باشند تا کار به خوبی و خوشی به پیش برود و انشا الله مسایل حل شود

    حال میرویم سر وقت آییننامه پیشنهادی

    ماده یک: ارکان سایت
    یک: رهبر سایت
    دو: هیات مدیره مرکب از الف: مدیر فنی به: مدیر داخلی جیم: مدیر روابط عمومی
    سه: ویرایشگران
    چهار: کاربران

    ماده دو: رهبری سایت و وظایف ایشان

    بند یک: در راس امور آقای مجتبی خادمی وجود دارند
    ایشان به عنوان رهبر سایت هستند و چون همه ماها عضو این سایت هستیم و میدانیم مدیر اصلی این سایت مجتبی خادمی هستند پس ایشان را پذیرفته اید که عضو این سایت شده اید

    بند دو:
    همه عزل و نصب های مدیران و ویرایشگران سایت توسط آقای خادمی صورت میگیرد

    بند سه:
    آقای خادمی مسیولیت نظارت بر عملکرد مدیران و ویرایشگران را بر عهده دارند.

    بند چهار: آقای خادمی هیچگونه مسئولیتی در امور فعالیتهای مدیریتی سایت ندارند و همه اختیارات عملکردی سایت بر عهده مدیران و ویرایشگران سایت میباشد و تاکید میشود فقط ایشان مسئولیت عزل، نصب و نظارت بر عملکرد مدیران و ویرایشگران سایت را دارند.

    بند پنج:
    آقای خادمی همه نظرات کاربران را از طریغ روابط عمومی سایت دریافت خواهند کرد. پس کاربران عزیز در خصوص مسایل سایت با ایشان نمیتوانند ارتباط بگیرند چون ایشان هیچ گونه مسئولیت پاسخگویی را پذیرا نیستند.

    بند شش: آقای خادمی فقط با مدیران و ویرایشگران در ارتباط هستند. در صورت اختلاف در موضوعی در کادر مدیریت
    آقای خادمی مسئولیت رفع اختلاف را بر عهده خواهند داشت و رای ایشان فصل الخطاب است.
    البته با توجه به این که هیات مدیره 3 نفر هستند و با رایگیری مسایل سایت حل و فصل میشوند کمتر با چنین مساله ای رو به رو خواهیم شد پس کمتر ایشان به زحمت خواهند افتاد.
    بند هفت:
    آقای خادمی در خصوص ویرایشگران میتواند به دلیل یکپارچگی تیم مدیریت در خصوص ویرایشگران از هیات مدیره نظر خواهی کند و کسانی را انتخاب کند که هم مورد تایید ایشان باشد و هم مورد تایید هیات مدیره ولی حکم نهایی را ایشان میدهند

    ماده سه: هیات مدیره و وظایف آن

    بند یک هیات مدیره مرکب از مدیر فنی، مدیر داخلی و مدیر روابط عمومی میباشد
    بند دو:
    تمام تصمیمات مهم سایت با نظر اعضای سه نفره ی هیات مدیره و با رایگیری از آنها به مرحله اجرا در میاید
    توضیح این که با محدود کردن ترکیب هیات مدیره و همچنین نظارت کلی آقای خادمی امکان اختلاف در بین اعضای هیات مدیره به حداقل میرسد.
    بند سه:
    به دلیل امنیت کاربران فقط مدیر فنی و مدیر داخلی میتوانند به اطلاعات کاربران دسترسی داشته باشند.
    توضیح. به دلیل ارتباط نزدیک کاربران با مدیر روابط عمومی مدیر روابط عمومی نباید به اطلاعات شخصی کاربران دسترسی مستقیم داشته باشد.
    بند چهار:
    مدیر فنی و مدیر داخلی حق ندارند به دلیل دسترسی به اطلاعات شخصی کاربران این اطلاعات را به دست کسی برسانند. این چنین مواردی تخلف محسوب میشود.

    بند پنج:
    هیات مدیره به دلیل یکپارچگی و یکدست بودن تیم مدیریت میتواند افراد مورد نظر را برای ویرایشگری به آقای خادمی پیشنهاد کند و آقای خادمی هم در صورت صلاح دید آنها را تایید نماید.

    ماده چهار: مدیر فنی و وظایف آن

    بند یک:
    1: مسیولیت مسایل فنی و مشکلات سایت، از قبیل کندی یا از دسترس خارج شدن سایت،
    2: ارتباط با مرکز سرور سایت
    سه: تغییرات یا اضافه کردن لینکها و ترکیب سایت از نظر شکلی
    چهار: رفع مشکلات فنی کاربران
    پنج: مسایل مربوط به دامنه و هاست
    شش: دادن قفسه برای کاربران
    هفت: تایید و نظارت بر حساب کاربری اعضا به خصوص اعضای جدید

    بند دو مدیر فنی میتواند در بعضی مواقع که مشکلی برایشان پیش میاید و نمیتواند حضور داشته باشد مدیر داخلی را جایگزین نماید تا سایت با مشکلی رو به رو نشود مدیر داخلی با مدیر فنی میتوانند همکاری داشته باشند.

    بند سه:
    به جهت یکپارچگی و تنش کمتر و حاشیه سازی کمتر مدیر فنی همه نظرات کاربران را فقط از طریغ روابط عمومی سایت دریافت خواهند کرد. پس کاربران عزیز در خصوص مسایلی غیر از مسایل فنی سایت نمیتوانند با مدیر فنی سایت ارتباط بگیرند.

    ماده پنج: مدیر داخلی و وظایف آن

    بند 1 مدیر داخلی مسئولیت اداره امورات داخلی سایت را بر عهده دارد امورات مربوط به محتوای سایت بر عهده مدیر داخلی سایت میباشد

    بند دو:
    مدیر سایت وظیفه برقراری نظم و قانون و حراست از ارزشهای معنوی سایت را بر عهده دارد
    بند سه :
    مدیر داخلی مسئولیت بررسی، تایید و انتشار پستهای کاربران را بر عهده دارد
    بند چهار:
    همه ی طبعات انتشار پستهایی که ضد ارزشها یا قوانین سایت باشد یا شخصیت کاربران را زیر سوال ببرد متوجه مدیر داخلی سایت میباشد

    بند پنج:
    همه ویرایشگران تحت نظر مدیر داخلی سایت فعالیت میکنند
    بند شش:
    مدیر داخلی میتواند از همه مدیران و ویرایشگران در خصوص انتشار پستها و تایید کامنتهایی که از بیرون به سایت فرستاده میشود کمک بگیرد ولی همه مسیولیت انتشار پستها و کامنتها بر عهده شخص ایشان میباشد و او هست که در این خصوص باید پاسخگو باشد

    بند هفت:
    مدیر داخلی نمیتواند در خصوص امور فنی دخالتی داشته باشد ولی میتواند همکاری داشته باشد چون مسئولیت اصلی بر عهده مدیر فنی میباشد و او هست که باید پاسخگو باشد

    بند هشت:
    به جهت یکپارچگی و تنش کمتر و حاشیه سازی کمتر مدیر داخلی همه نظرات کاربران را فقط از طریغ روابط عمومی سایت دریافت خواهند کرد. پس کاربران عزیز در خصوص مسایل سایت نمیتوانند با مدیر داخلی سایت ارتباط بگیرند

    ماده شش: مدیر روابط عمومی و وظایف آن

    بند یک:
    مدیر روابط عمومی مسئولیت برقراری ارتباط بین کاربران و هیات مدیره سایت را بر عهده دارد.

    بند دو:
    مدیر روابط عمومی مسئولیت اطلاع رسانی برنامه های سایت را بر عهده دارد

    بند سه:
    مدیر روابط عمومی به دلیل ازدیاد کاربران و مشکلاتشان با نظر و مشورت مدیر داخلی سایت میتواند از جمع ویرایشگران دو نفر را به عنوان همکار تحت نظر خود داشته باشند تا کارها بهتر پیش برود

    بند چهار:
    در صورت این که برگذاری برنامه های تفریحی یا علمی که در خارج از فضای مجازی برگذار شود مدیریت روابط عمومی این مسئولیت را بر عهده خواهد داشت.

    بند پنج
    مدیر روابط عمومی مسئولیت انتقال نظرات، انتقادات و پیشنهادات کاربران به مدیر فنی، مدیر داخلی، و وویرایشگران را بر عهده خواهد داشت.

    بند شش
    مدیر روابط عمومی به دلیل ارتباط نزدیکی که با کاربران دارد به اطلاعات شخصی کاربران دسترسی نخواهد داشت.

    بند هفت:
    مدیر روابط عمومی باید در مواقعی که در سایت میان کاربران تنش ایجاد میشود نظرات، و انتقاداتی که گروهی از کاربران به مدیریت سایت دارند را به گوش آنها برساند و پاسخ آنها را دریافت کند و به شکل یک پست به اطلاع کاربران برساند. این وظیفه فقط در حوزه فعالیت مدیر روابط عمومی است و سایر مدیران به دلیل یکپارچگی و تنش کمتر این حق را ندارند در خصوص مسایل سایت پست بگذارند چون آن وقت هر یک از مدیران یک پست میگذارد و تنشها بیشتر میشود. مگر این که با هماهنگی مدیر روابط عمومی باشد.

    ماده هفت ویرایشگران و وظایف آنها

    بند یک:
    ویرایشگران پنج نفر هستند که همه با نظر هیات مدیره و با تایید آقای خادمی انتخاب میشوند

    بند دو:
    ویرایشگران تحت نظر مدیر داخلی فعالیت دارند و دو نفر از آنها با نظر مدیر داخلی با مدیر روابط عمومی هم همکاری میکنند.

    بند سه
    ویرایشگران در انتشار پستها و کامنتها و رفع نقایص نگارشی و رفع غلطهای املایی با مدیر داخلی سایت همکاری میکنند.

    بند چهار:
    جهت تنش زدایی هر چه بیشتر ویرایشگران غیر از دو نفر که با روابط عمومی همکاری دارند نباید در خصوص مسایل کاربران با هیات مدیره صحبت کنند یا به قول معروف خبر آورد و برد کنند!

    بند پنج
    ویرایشگران در صورتی که با پست یا کامنتی رو به رو شدند که بیم این برود که امکان ایجاد اختلاف در سایت یا توهینی به شخصیت حقوقی شرکت یا انجمن یا موسسه ای باشد یا این که شخصیت فرد خاصی زیر سوال برود این پست یا کامنت را جهت بازبینی به مدیر داخلی سایت ارجاع دهند. و حق انتشار چنین پستها و کامنتهایی را ندارند

    ماده 8: کاربران و وظایف آنها

    بند یک:
    کاربران موظف به رعایت قوانین و ارزشهای معنوی سایت میباشند.

    بند دو
    جهت تنش زدایی هر چه بیشتر کاربران فقط میتوانند با مدیر روابط عمومی و همکاران ایشان در ارتباط باشند و با سایر هیات مدیره و سه نفر دیگر ویرایشگر ارتباطی نگیرند. در صورت تخلف با این دوستان برخورد جدی خواهد شد. چرا که این کار به نفع خود کاربران هست و اگر چنین اتفاقی بیفتد روند کاری و مسئولیتهای سایت که در بالا ذکر شد دچار مشکل خواهد شد و این موضوع به نفع هیچ کدام از ما نیست پس رعایت فرمایند

    بند سه:
    به دلیل این که همیشه امکان دارد اعضای هیات مدیره و ویرایشگران دچار مشکل شوند یا فرصت حضور در سایت را نداشته باشند یا به هر دلیلی استعفا دهند یا به دلیل مسایل انضباطی از کار برکنار شوند سایت به سایر کاربران نیازمند خواهد شد. و آقای خادمی و هیات مدیره باید یکی از شما کاربران را در یکی از این سمتها قرار دهند. ولی باید ملاکهایی برای انتخاب این فرد در چنین سمتی لحاز شود
    کاربرانی که بیشترین فعالیت را داشته باشند
    کاربرانی که به مسایل فنی سایت آگاهی داشته باشند
    کاربرانی که از نظر ارتباطی ارتباط مثبتی با سایر کاربران و هیات مدیره و ویرایشگران داشته باشند و به قول معروف در بین همه دوستان مقبولیت داشته باشند
    کاربرانی که کمترین تنش را ایجاد کنند
    کاربرانی که دارای قدرت تعقل بالا و صلح طلب و در اختلافات توانایی رفع مشکلات را داشته باشند و بتوانند بین سایر کاربران میانداری کنند و سایر کاربران به نظرات او احترام بگذارند.
    این کاربران برای همکاری در هیات مدیره و ویرایشگری در سایت در اولویت قرار خواهند گرفت

    بند چهار
    کاربری که تنش ایجاد میکند و سایر دوستان را ناراحت میکند به طوری که اکثریت دوستان از این فرد شاکی باشند
    حق این را دارند که از این فرد به مسئولین روابط عمومی سایت شکایت کنند تا با فرد خاطی برخورد شود.

    دیگه داره ساعت 12 میشه امیدوارم کامنتم ارسال بشه

  112. 112

    من هم لازمدونستم نکاتی را در این خصوص بیان کنم ببینین دوستان من به خوبی میدانم که کار مدیران محله بسیار دشوار است و بسیار زحمت میکشند و میدانم که برای این که سایت به اینجا برسد چه سختیهایی را پشت سر گذاشتند و به خوبی میدانم که مدریت یک سایت بسیار از ایجاد یک سایت سخت تر است. ببینین دوستان کسانی که از تغییر مدریت دم میزنند آیا خود به این امر آگاه هستند که مدریت نیاز به تجربه ها است آیا میدانند که هر کس نمیتواند این کار را انجام بدهد. چرا برخی از دوستان نا آگاهنه از تغییر مدریت حرف میزنند چرا برخیها فکر نمیکنند که شاید حرفی ساختار یک مجموعه را نابود میکند ببینید دوستان من کارم درامدم باکامپیوتر و برنامه نویسی است و به خوبی با دشواریهای ایجاد سایت و دشوارتر از آن با مدریت و حفظ آن آگاه هستم پس اگه هم حرفی را میزنم با توجه به شرایط میزنم نه چیزی دیگر من اصلا با مدیران اینجا مانند شما صمیمی نیستم و حتی هنوز با کاربران غیر مدیر هم راهت نیستم نه این که نمیخواهم نه اتفاقا دوست دارم من هم مثل شماها راحت باشم اما فعلا نشده که بشه پس من فقط طبق واقعیتها نکاتی را بیان میکنم

  113. 113
    حسین بَلúوَردی says:

    بببخشید دوستان من یک نکته را اشتباه نوشتم چون امکان ویرایش نداشتم و فکر میکردم کامنتها ساعت 12 بسته میشه که اصلاح میکنم. در خصوص مدیر فنی کاربران میتوانند در مورد مشکلات فنی با ایشان ارتباط بگیرند ولی نمیتوانند در مورد مسایل دیگر سایت که به ایشان ارتباط ندارند صحبت کنند فقط مسایل فنی ضروری.

  114. 114

    ببینید دوستان به نظر من همین مدیران بهترینند زیرا به خوبی با خم و چم کار آشنایند و به خوبی سختیها و مدیریت آن آشنایند نمیشود که همینجوری گفت فلانی باید برود یا ناکارامد شده دیگه ببینید دوستان شاید مرور زمان ضعفهایی را ایجاد کند اما در مدریت سایت بنا رفتن نیست بل که افرادآگاه باید نکاتی که باعث پیشرفت کار میشود را بیان کند هر جور که میتواند گاهی حرفهای نامناسب افراد را بدجور خسته میکند پشیمانی هم بعد حرف دیگر سودی ندارد آیا بهتر نیست که افراد خود به جای خود صحبت کنند تازه اگر هم قرار شد که انتخابات بشود بهتر این است که برای مدیران مشاورانی برگزیده شود با همین انتخابات نه این که کادر تغییر کند زیرا هر مدیری که به جای مدیری بیاید یقینا سایت با مشکلاتی رو به رو میشود ضمنا هیچجا مأسس یک سایت را کنار نمیگذارند که اینجا اینجور شود اگر مدیر گرفتار است بهترین کار این است که برایش مشاوران انتخاب شوند تا در نبودش کنترل کننده باشد پس بهترین کار این است که مدیران باشند و برای مدریت بهتر مشاوران و افرادی بیان که هامی مدیران باشند اما خدایی این مدیران خود تواناترینند و اصلا کنار رفتنشان مناسب نیست زیرا این مدیران خدایی مدیرند نشده من راجعب چیزی نامربوط بگویم پس دوستان اینقدر این بحث را با روشهای خود همه جوره ادامه دارش نکنید دوستان فقط از همین مدیران حمایت کنید و بخواهید که باشند بجای تغییر نمیشود هر کس که نخواست کسی باشد به جای همه حرف بزند من که به نوبه ی خود میخام همین مدیران باشند همینا و اگر هم نکته ای باشد برای پیشرفت بهشون میگم همین

  115. 115
    Avatar photo سید علی موسوی says:

    سلام أقای درفشیان پیامهای بازرگانی دقیقان مشخصند به ناهماهنگی اشاره دارند به این که تیم مدیریت نمیدانند اول با خودشان بعد با کاربران چند چند هستند من یا کریمی یا قنبر پست انتقاد نزدیم که جوابگو باشیم گفتند انتقاد کنید کردیم برای من هنوز روشن نیست در وسط انتقاد و بررسی مشکلات گوشکن چطور حرف از یکی شدن سایت های نابینایان شد روشن نیست چرا مجتبی کاربران را دست انداخته که تو سر هم بزنند و أخر بگوید همین هست که هست گفتند أیینامه را چکشکاری کنید بیشتر از همه کریمی حرف زد که شد حراف چون مجتبی گف ت دقیق بگو کلی گویی نکن یعنی یک کلام از حرف های کریمی فایده نداشته که اینطور برخورد میکنید اگر تا امروز سر بسطه حرف زدم کافیست شما فقط میخواستید از کاربران گوشکن اعتبار مجدد بگیرید تا قدری از ریزشها را هم برگردانید که چون درست پیش نرفت برنامه هایتان أتش را به طرف سایت های دیگر روانه کردید برای همین هر کس دیگری هم انتقاد کند خرابکار است چون شما أمادگی پذیرش را ندارید برای این که هدف شما غیر از این بود

    • 115.1

      آره خب!
      دقیقا ما قصدمون این بود که ببینیم نزد کاربران اعتبار داریم یا نه که دیدیم داریم!
      پس عليرغم نظر شما به هدفمون رسیدیم!
      البته معنیش این نیست که انتقادها مورد رسیدگی قرار نمیگیره.
      ولی خب این جوری هم نیست که بدون بررسی چون مثلا شما منتظرید دقیقا فلان اتفاق بیفته و نمیفته بگیم رسیدگی نشده!
      شما که اصولا غیر از همون پیامهای بازرگانی که مایهش هم کامنتهای بقیه بود انتقاد مشخصی نفرمودید که معلوم باشه چی بوده که رسیدگی بشه!
      میمونن عمو قنبر و علی کریمی!
      با علی که قراره بعدا بحرفم! عمو قنبرم که گفته در مورد حرفهاش سکوت کنم و چیزی نگم که منم قصد ندارم رو حرفشون حرفی بزنم!
      پس ماجرا به نظر پایان یافته میاد!
      شب خوش!

      • 115.1.1

        بعله سعید من تازه کامنتتو دیدم, ما با هم هیچ مشکلی نداریم هر چی هم باشه با هم حلش میکنیم. معتقدم که آدمای متمدن تو سر و کله ی هم نمیزنند بلکه مردو مردانه با هم مینشینند و با هم مذاکره میکنند در کمال خونسردی, بدون هیچگونه احساساتی و بر پایه ی منطق.
        البته که نزد ما اعتبار دارین البته و صد البته.
        ما هم انتقاد میکنیم تا هم وضعیت بهتر بشه و هم این اعتبار صد چندان بشه نه اینکه از بین بره.
        هرکی اینجوری قبولشه و تو گروه منه بیاد وسط وگرنه من تو گروه دیگه ای نیستم.
        دمت گرم سعید.

  116. 116

    باز هم یه پیشنهاد دیگه. به انتخاب خود مجتبی یه نفر از کاربرا به عنوان نماینده انتخاب بشه تا رو کار مدیران نظارت کنه.
    آییننامه ی حسین هم در صورت نظارت خود مجتبی قابل اجرا هست.
    خدایا به امید تو.

  117. 117
    Avatar photo یکی از شما says:

    آقای بلیوردی با نظرات شما موافقم. فقط نباید این قانونگذاریها دوستی بین کاربرها و مدیران رو کم کنه. چون این مسأله یه انگیزه برای فعالیت اوناست. اگه بخوایم بگیم مدیران به عنوان ی عضو پست منتشر میکنن، به نظرم درست نیست و نمیتونه اون خلأ رو پر کنه. بهتره که گفتگوهای کلی رو که به همه اعضا مربوط میشه مجتبی داشته باشه.

  118. 118
    Avatar photo یکی از شما says:

    هر چند وقت یه بارم تو قالب شبنشینی یا کنفرانس یا پستهایی مثل این پست اما دوستانه، فرصتی ایجاد بشه تا کاربرها با مدیرها و ویرایشگرا در باره سایت حرف بزنن. تا فاصلههایی که معمولا تو ادارهها هست. نه تو یه سایت که فضای صمیمانه ای به وجود اورده، به وجود نیاد.