شصت و هفتمین مقالۀ ارائه شده در همایش جامعۀ بینا شهروند نابینا، بررسی وضعیت کیفیت زندگی نابینایان در شهر کاشان

سلام دوستان

 

دانلود

 

بررسی وضعیت کیفیت زندگی نابینایان در شهر کاشان

 

محمد گنجی[1]

امین حیدریان[2]

زهرا آریایی پناه[3]

 

چکیده

این مقاله به مطالعۀ نظری و تجربی وضعیت کیفیت زندگی فردی و اجتماعیِ نابینایان در شهر کاشان می پردازد. مباحث نظری این پژوهش مبتنی بر نظریۀ کیفیت زندگی روت وینهون بوده و روش تجربی آن از نوع پیمایشی است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر جامعۀ نابینایان کاشان می باشد که از این میان تعداد 88 نفر به عنوان حجم نمونه ی آماری انتخاب شده اند. در پژوهش حاضر، مفهوم كيفيت زندگي به ميزان رفاه جسمي، روانی و اجتماعي كه توسط اشخاص درک شده و نشان دهنده ی میزان رضایت فرد از زندگي است، تعریف و به دو نوع عینی (بیرونی) و ذهنی (درونی) تقسیم شده است.

کیفیت زندگی عینی به تمامی امکانات و خدماتی که برای فرد محسوس و ملموس است اعم از امکانات فردی و یا اجتماعی گفته می شود و کیفیت زندگی ذهنی؛ احساسات درونی فرد نسبت به خودش و نیز در تعامل با دیگران در نظر گرفته شده است. این که آیا شخص احساس خوشبختی، سلامتی، امنیت و غرور می کند و یا درتعامل با اجتماع، احساس احترام و اعتماد متقابل به او دست می دهد یا خیر. به عبارت دیگر، کیفیت بیرونی مربوط به محیط و کیفیت درونی به اشخاص مربوط است. به هر حال نتایج پژوهش حاضر نشان می دهند که تمامی ابعاد کیفیت زندگی، اعم از «کیفیت زندگی فردی و اجتماعیِ ذهنی» و «کیفیت زندگی فردی و اجتماعیِ عینی» در جامعۀ آماری مورد بررسی، در سطح پایین تر از متوسط قرار داشته اند. از این روی پژوهش حاضر معتقد است با توجه هرچه بیشتر به وضعیت سلامت روان و سلامت اجتماعی نابینایان در شهر کاشان به ویژه از طریق جلب مشارکت مراکز مشاوره ی روان شناختی، ضرورت رسیدگی و تأمین امکانات اقتصادی و رفاهی در شهر برای نابینایان و ضرورت اقدام بیشتر مدیران و برنامه ریزان در زمینۀ ایجاد فضاها و خدمات شهری ویژه ی نابینایان، می توان گام هایی را برای ارتقای سطح کیفیت زندگی نابینایان برداشت.

کلید واژگان

کیفیت زندگی فردی، کیفیت زندگی اجتماعی، رضایت مندی، نابینایان

1. مقدمه

امروزه يكي از شاخص هاي پيشرفت يك اجتماع، كيفيت زندگي[4] است كه شرايط زندگي در جامعه و رفاه شخصي افراد در آن را تعيين مي كند و به عنوان شاخصی مهم برای سنجش رفاه شخصي و شرايط زندگي افراد در جامعه به کار می رود. قرن حاضر شاهد تغييرات چشمگيري در مورد ديدگاه آدمي نسبت به زندگي بوده است. در اين قرن تنها حفظ زندگي به شكل معمول مطلوب نبوده بلكه ارتقاء كيفيت زندگي در زمينه هاي متعدد، تلاش اساسي جوامع تلقي مي شود. مفهوم كيفيت زندگي به دليل گسترش روند صنعتي شدن و پيشرفت هاي فناوري كه به ابعاد كمي زندگي انسان توجه داشته و ازجنبه هاي كيفی آن غفلت می کند، مورد توجه انديشمندان و متفكران علوم انساني قرار گرفت (مختاري و نظري، 1389).

كيفيت زندگي يك مفهوم گسترده، عميق، يكپارچه و جامع است كه دامنۀ گسترده اي از موضوعات و مشكلات گوناگون اقتصادي، زيست محيطي و اجتماعي را پوشش داده و افزون بر اين توجه ويژه اي نسبت به تمامي گروه هاي اجتماعی نظیر سالخوردگان، ساكنان بومي و غيربومي، زنان و اقشار آسيب پذير دارد (مرادی، 1385: 23).

پیشینۀ مفهوم كيفيت زندگي را مي توان در آثار کلاسیک ارسطو (به سال 330 قبل از میلاد مسيح) يافت. وي در اصول اخلاقي[5] كلاسيك از رابطۀ بين كيفيت زندگي هنگام شادي و ارزش هاي ذهني افراد سخن مي گويد (مختاری و نظری، 1389: 15).

در دوران جدید نیز فیلسوفانی چون کی یرکگارد، ژان پل سارتر و دیگران به آن توجه داشته اند (غفاری و امیدی، 1390: 1).

اما واژۀ كيفيت زندگي نخستين بار توسط پيگو[6] در سال 1920 در كتاب اقتصاد و رفاه به كار برده شد. او در اين كتاب دربارۀ حمایت دولت از قشرهای کم درآمد جامعه و تأثیر این حمایت بر آن ها و همچنین بودجۀ ملی بحث می کند (غفاری و دیگران، 1391: 110).

از آن جا كه كيفيت زندگي در حوزه های گوناگونی كاربرد دارد، لذا ارائۀ تعريفي واحد از این مفهوم همواره دشوار بوده است. در یک تعریف واژگانی از مفهوم کیفیت زندگی، بيشتر نظريه پردازان اعتقاد دارند كه واژۀ كيفيت را مي توان در قالب نمره و سيستم نمره گذاري موردسنجش قرار داد. اما درموردواژۀ زندگي توافق كمتري وجود دارد. برای مثال، تعدادی از گرايش ها و رهيافت هاي نظري، تعريف زندگي را به عرصه ي ذهني (رواني) محدود مي كنند، در مقابل، ديدگاه هايي نیز وجود دارند كه واژۀ زندگي در مفهوم كيفيت زندگي را با شرايط محيط زيستي و اجتماعي مرتبط مي دانند و بر شاخص هاي عيني سازنده ي زندگي تأكيد مي كنند. در نتیجه، در مطالعات كيفيت زندگي، همواره بين جنبه ی ذهني و جنبه ی عيني تفاوت وجود داشته است (کیان پور، 1386).

اما در تعریف مفهومی، به نظر «مالمن» كيفيت زندگي مفهومي ناظر بر افراد است ولي همچون انتظارات، از طريق تعامل پوياي بين فرد، جامعه و محل سكونت او تعيين مي شود. «ديوان» نیز كيفيت زندگي را به عنوان حالتي در نظر می گیرد كه فرد در  آن نسبت به خودش، طبيعت و جامعه اي كه در آن زندگي مي كند، احساس آرامش دروني دارد. ديوان دو عامل را در ايجاد اين دو حالت موثر مي داند: يكي داشتن هدف در زندگي و ديگري برخورداري از روابط مناسب با ديگران. او بر اين باور است كه رابطۀ عمده  ترين منبع ثروت آدمي محسوب مي شود (غفاری و امیدی، 1390: 5). در مجموع، كيفيت زندگي عبارت از ميزان رفاه جسمي، روانی و اجتماعي كه توسط اشخاص درک شده و نشان دهنده ی میزان رضایت فرد از زندگي است (سليم زاده و دیگران، 1386: 288).

در نتیجه، كيفيت زندگي منعكس کنندۀ شرايط زندگي و رفاه افراد جامعه است (ماجدي و لهسايي زاده، 1385: 100).

به لحاظ آکادمیک، مفهوم كيفيت زندگي به عنوان يك زمینۀ تحقيقی از اوايل دهه ی 1960 ميلادي مطرح شد. گزارش كميتۀ رياست جمهوري آمريكا در راستاي تحقق اهداف ملي اين كشور و كار تحقيقاتي بائر[7] راجع به آثار ثانويۀ برنامه هاي زيست محيطي در آمريكا معمولاً به عنوان اولين كارهايي نام برده مي شوند كه پیشگام توجه به بحث كيفيت زندگي بوده اند (ربانی و كيان پور، 1386: 71).

اما در ايران بحث كيفيت زندگی نخستين بار در دومين سمينار ملي رفاه اجتماعي كه ازسوی دبيرخانه ی شوراي عالي رفاه اجتماعي تشكيل شد، مطرح گرديد (الماسي، 1389: 23).

توجه دوباره به مسألۀ كيفيت زندگي از حدود يك دهه ي قبل و با انجام پژوهش هایي درمورد جمعيت هاي خاص نظير بيماران آغاز شده است. در این راستا پژوهشگران از رشته هاي روانشناسي و جامعه شناسي به مطالعۀ مفهوم كيفيت زندگي در جامعه ي ايران پرداخته اند.

امروزه بهبود زندگي افراد ناتوان جسمي به عنوان يك هدف بازتواني به شمار مي رود  (افتخار و ديگران، 1381: 50).

به طور کلی، علاوه بر وضعیت فیزیکیِ بدن، عوامل اجتماعی ای نیز در ارتباط با بیماری یا معلولیت قرار دارند.   عوامل اجتماعي بر تجربه و وقوع ناتواني در جسم و نیز چگونگي واكنش فرد به ناتواني خود و واكنش ديگر اعضاي جامعه به اين ناتواني تأثير عميقي دارند.

عموماً معلوليت به معناي اختلال كاركرد طبيعي بدن در نتيجه ی نداشتن يا از دست دادن عضوي از بدن مي باشد. از جمله ی اين معلوليت ها، نابينايي  است. نابينايي به معناي ناتواني در ديدن و درك بصري از محيط پيرامون مي باشد. ابتلا به نابينايي بیشتر از طریق حوادث طبیعی یا انسانی و یا به صورت وراثت حاصل می گردد. به گزارش سازمان جهاني بهداشت[8] در سال 1995 شيوع نابينايي در جهان 07/0 درصد بوده است. میزان ابتلا به نابینایی با افزایش سن، اضافه می شود به طوری که در سنين نوزادي تا چهارده سالگي، 8 مورد در هر 10000 نفر و در سن 60 سالگي این میزان به 44 مورد در هزار نفر مي رسد (افتخار و ديگران، 1381: 50).

در ايران نیز با وجود تلاش های صورت گرفته، آمار قابل استنادي دربارۀ نابینایی دردسترس نیست. چنان چه متوسط میزان بين المللي براي كشورهاي در حال توسعه را يك درصد از جمعيت در نظر بگيريم، حدود 75 هزار نفر در كشور دچار اختلالات بينايي هستند.

پژوهش حاضر با هدف شناسایی سطح کیفیت زندگی نابینایان، مراكز و انجمن هاي حمايت كننده از اين قشر، به ویژه سازمان بهزيستي و انجمن حمايت از نابينايان را ياري می دهد تا فعاليت هاي خود را براي ارتقاء سطح كيفيت زندگي نابینایان سازمان دهي نمایند.

 

2. پیشینه ی تجربی پژوهش

در سال های اخیر پژوهش های فراوانی در زمینۀ کیفیت زندگی در ایران انجام شده است. در ادامه به برخی از این تحقیقات اشاره شده است.

پژوهشی با عنوان بررسی مقایسه ای کیفیت زندگی دانش آموزان نابینا با همتایان بینای آن ها توسط افتخار و همکارانش در شهر تهران انجام شده است. هدف اصلی این پژوهش مقایسۀ بین دانش آموزان بینا و دانش آموزان نابینا در ابعاد گوناگون کیفیت زندگی، یعنی مراقبت از خود، تحرک، اجتماعی و ذهنی، بوده است. نتایج این پژوهش نشان داد که کیفیت زندگی دانش آموزان نابینا، 50 درصد در سطح متوسط؛ 25 درصد در سطح پایین و 25 درصد در سطح بالا قرار دارد. بین ابعاد مراقبت از خود، اجتماعی و ذهنیِ کیفیت زندگی در دو گروه مورد بررسی تفاوت معناداری وجود ندارد و تنها در بعد تحرکِ کیفیت زندگی تفاوت معناداری مشاهده شده است. همچنین، بین کیفیت زندگی و میزان بینایی در دانش آموزان نابینا ارتباط معناداری وجود داشته است. سطح تحصیلات والدین دانش آموزان بینا نیز به شکل معناداری بالاتر از دانش آموزان نابینا بوده است (افتخار و دیگران، 1381: 55-49).

پژوهش دیگری با نام کیفیت زندگی شهروندان و رابطۀ آن با سرمایۀ اجتماعی در شهر مشهد توسط نوغانی و همکارانش انجام شده است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی رابطۀ سرمایۀ اجتماعی با کیفیت زندگی در دو بعد عینی و ذهنی است. نتایج حاصل از پیمایش انجام شده، نشان می دهد که سرمایه اجتماعی در تبیین متغیر کیفیت زندگی، بیشتر از درآمد و تحصیلات اهمیت دارد. همچنین، مشخص شد که سرمایۀ مادی (درآمد) بر کیفیت زندگی عینی و سرمایۀ اجتماعی بر کیفیت زندگی ذهنی اثرگذار بوده و می تواند آن را بهبود ببخشد. علاوه بر آن، سرمایۀ انسانی (تحصیلات) نیز تأثیر مثبتی بر کیفیت زندگی در هر دو بعد داشته است (نوغانی و دیگران، 1387: 140-111).

گنجی و الماسی نیز پژوهشی را با عنوان وضعیت کیفیت فرهنگی و اجتماعی زندگی شهروندان انجام داده اند. یافته های این پژوهش نشان داده است که میانگین مؤلفه های کیفیت فرهنگی زندگی وکیفیت اجتماعی زندگی از حد متوسط طیف مورد ارزیابی بالاتر است. همچنین، بین سن و کیفیت زندگی رابطۀ معناداری وجود دارد. وضعیت زنان و مردان در بعد اجتماعی کیفیت زندگی تفاوت معناداری ندارند، اما در بعد فرهنگی، مردان شرایط بهتری نسبت به زنان دارند. میانگین بعد اجتماعی کیفیت زندگی در میان افراد متأهل بیشتر از افراد مجرد بوده، اما در بعد فرهنگی با یکدیگر مشابه هستند. کیفیت زندگی در بعد فرهنگی در سطح تحصیلات کارشناسی ارشد و بالاتر، از سایر گروه های تحصیلی بیشتر بوده، اما در بعد اجتماعی تفاوتی بین گروه های تحصیلی وجود نداشته است (گنجی و الماسی، 1391: 197-172).

تبیین عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر کیفیت زندگی شهروندان، عنوان پژوهش دیگری است که توسط نیازی و دلال خراسانی انجام شده است. روش این مطالعه از نوع پیمایشی و جامعۀ آماری آن شهروندان شهر کاشان بوده است. مفهوم کیفیت زندگی در این پژوهش شامل دو بعد تأمین نیازهای انسانی (امنیت اجتماعی و اقتصادی و توانمندسازی اجتماعی) و یکپارچه سازی مردم در عرصه های اجتماعی (همبستگی اجتماعی و ادغام اجتماعی) مورد سنجش قرار گرفته است. یافته های این تحقیق نشان می دهند که بین متغیرهای دین داری (388/0r = )، رضایت از خود (487/0r = )، مهار تمایلات اجتماعی (261/0r = )، احساس تأمین نیازها (334/0r = ) و رابطۀ اجتماعی (709/0r = ) با کیفیت زندگی رابطۀ معناداری در سطح اطمینان 99 درصد وجود دارد.

همچنین، نتایج تحلیل رگرسیونی، تأثیر تمامی متغیرهای مذکور بر کیفیت زندگی را نشان می دهد (نیازی و دلال خراسانی، 1391: 232-200).

ماجدی و لهسایی زاده نیز پژوهشی را با عنوان بررسی رابطۀ بین متغیرهای زمینه ای، سرمایۀ اجتماعی و رضایت از کیفیت زندگی: مطالعۀ موردی در روستاهای استان فارس انجام داده اند. این پژوهش به تأثیر متغیرهای جمعیتی (شامل سن و تعداد افراد خانواده)، متغیرهای اقتصادی – اجتماعی (شامل شغل سرپرست، میانگین تعداد شاغلان خانواده، تحصیلات سرپرست، میانگین تحصیلات اعضای خانوار، شاخص ثروت، درآمد ماهیانه، نوع روستا و مالکیت منزل مسکونی) و متغیرهای شخصیتی (شامل تعلق به مکان، ارتباطات و توان مندی) به همراه سرمایۀ اجتماعی (شامل 1. بعد ساختاری: عضویت گروهی، حمایت متقابل، تفاوت و خدمات و 2. بعد شناختی: اعتماد، انسجام و تضاد) بر رضایت از کیفیت زندگی می پردازد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که بین تحصیلات سرپرست، تعلق به مکان، توان مندی، ارتباطات، درآمد ماهیانه، شاخص ثروت، اعتماد، خدمات، حمایت متقابل، انسجام و تضاد با رضایت از کیفیت زندگی رابطۀ معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیونی و چند متغیره نشان می دهد که متغیرهای اقتصادی – اجتماعی (درآمد ماهیانه و نوع روستا) 3/7 درصد، متغیرهای شخصیتی (تعلق به مکان و ارتباطات) 4/8 درصد و متغیرهای سرمایۀ اجتماعی (اعتماد، حمایت، تفاوت و خدمات) 4/22 درصد از متغیر وابسته (رضایت از کیفیت زندگی) را تبیین می کنند (ماجدی و لهسایی زاده، 1385: 135-91).

 

3. مبانی و چارچوب نظری پژوهش

به تعبير «بالدوين» سازه ی كيفيت زندگي تا اندازه اي مبهم است. از يك سو كيفيت زندگي فردي به عنوان پنداشتي از چگونگي گذران زندگي فرد مطرح مي شود و از بعدي كمي تر كيفيت زندگي حول يك عامل، موقعيت هايي نظير محيط پيراموني و يا فرهنگ در يك جامعه ي معين را شامل مي شود. از منظري ديگر مي توان كيفيت زندگي را در سطح خرد (فردي – ذهني) و كلان (اجتماعي – عيني) تعريف كرد. در سطح خرد شاخص هايي نظير ادراكات كيفيت زندگي، تجارب و ارزش هاي فرد و معرف هاي مرتبط مانند رفاه، خوشبختي و رضايت از زندگي را شامل مي شود و در سطح كلان شامل درآمد، اشتغال، مسكن، آموزش و پرورش و ساير شرايط زندگي و محيط است (غفاري و اميدي، 1390: 3).

مباحث نظری این پژوهش مبتنی بر نظریۀ کیفیت زندگی روت وینهون[9]، جامعه شناس هلندی، می باشد. کیفیت زندگی هم به جنبه ی کالبدی و امکانات محیطی جامعه و هم به جنبه ی روانی و احساسی افراد جامعه مرتبط است. وینهون، معنای نخست کیفیت زندگی را کیفیت مفروض زندگی و معنای دوم را کیفیت مسلم یا بارز زندگی می داند (وینهون، 2000: 18). وینهون در نظریۀ خود از دیدگاه های «زَف»[10] در زمینۀ کیفیت زندگی بهره می گیرد. از نظر «زف»، زمانی که شرایط زندگی یک فرد در سطح قابل قبولی از سنجه های عینی و درونی (ذهنی) قرار می گیرد، زندگی وی درحال پیشرفت و ترقی است و در صورتی که ارزیابی از این دو سنجه منفی باشد، محرومیت شکل می گیرد. هنگامی  که کیفیت عینی زندگی مطلوب، اما تکامل ذهنی و درونی منفی باشد، اصطلاح ناهماهنگی یا حتی ناهنجاری مناسب است و در نهایت هنگامی  که ترکیبی از شرایط نامطلوب عینی و تکامل مطلوب ذهنی در زندگی مورد قضاوت است، واژۀ انطباق و سازگاری به کار می رود (همان: 4). در این راستا، وینهون نیز در تبیین مفهوم کیفیت زندگی از یک سو بین فرصت های زندگی و خروجی ها یا پیامدهای زندگی و از سوی دیگر بین دو مفهوم کیفیت بیرونی و کیفیت درونی تمایز قایل می شود.

 

جدول 1. ابعاد چهارگانه ی کیفیت زندگی بر اساس دیدگاه وینهون

کیفیت بیرونی کیفیت درونی
فرصت های زندگی قابلیت زندگی توانایی های زندگی
نتایج زندگی سودمندی زندگی رضایت از زندگی

(منبع: وینهون، 2005: 463)

 

همان گونه که اشاره شد وینهون بین فرصت های (بخت ها و شانس ها) زندگی و پیامدها و نتایج حاصل از آن تفاوت قایل می شود. از نظر او فرصت های زندگی به تمامی امکاناتی (محیطی و شخصی) اطلاق می شود که فرد می تواند با استفاده از آن ها به کیفیت در زندگی برسد. خروجی های زندگی نیز به واقعیت های زندگی موجود اشاره دارد که شخص بر اساس فرصت های زندگی آن را به وجود آورده و ساخته است. از سوی دیگر، کیفیت بیرونی مربوط به  محیط و کیفیت درونی به اشخاص مربوط است. از ترکیب چهار بعد مذکور، چهار شاخص اصلی در زمینۀ سنجش کیفیت زندگی به دست می آید که به ترتیب عبارت اند از:

  1. قابلیت زندگی: اصطلاحی کلی و عام از کیفیت های متفاوت محیطی بوده که مرتبط با نیازهای انسان است. به نظر وینهون، زیست پذیری با کیفیت کلی جامعه مرتبط است که در آن بر رفاه مادی، برابری اجتماعی و تصور رایج بر شبکه های صمیمی، هنجارهای قوی و انجمن های داوطلبانه ی فعال تأکید می شود (وینهون، 2006: 5).
  2. توانایی های زندگی: که دلالت بر فرصت های درونی زندگی دارد و این که چگونه یک شخص در برابر مشکلات متعدد زندگی خود را آماده می کند. این جنبه از زندگی به قابلیت ها و ظرفیت های افراد، نظیر ظرفیت های جسمی و روحی مناسب، هوش، ذکاوت و … برای استفاده از امکانات و فرصت های محیطی اطلاق می شود (وینهون، 2005: 463).
  3. سودمندی زندگی: میزان تأثیر محیط بر زندگی و سهمی که انسان از محیط به خود اختصاص داده را نشان می دهد. به عبارت دیگر، سودمندی زندگی بیان می دارد که در جامعۀ انسانی، سهم انسان از جامعه چقدر است و منفعتی که او از اجتماعی بودن خود می برد به چه میزان است و یا این که محیط و اجتماع به چه میزان زندگی را برای او سودمند و مفید ساخته و فرد تا چه حد از زندگی خود سود می برد (همان: 463)
  4. رضایت از زندگی: که پیامد واقعی زندگی افراد است و انسان ها در این حالت به یک احساس درونی تا سرحد اقناع دست می یابند. به عبارت دیگر، این مقوله همان لذتی است که افراد در زندگی خود احساس می کنند. این بخش اشاره به واژگانی چون بهزیستی درونی دارد. از این رو زندگی در این حالت بیشترین کیفیت را داشته و افراد در چنین وضعیتی از زندگی لذت می برند (وینهون، 2000: 20).

وینهون معتقد است که این مفهوم، اساسی را بنیان می نهد که میتوان حتی میزان نابرابری در زندگی حقیقی و واقعی افراد را تشخیص داد (وینهون، 2005: 464).

بر مبنای نظریۀ وینهون، پژوهش حاضر مدل تجربی چهار بعدی از کیفیت زندگی را ارائه می دهد که از یک سو بین کیفیت زندگی ذهنی و عینی و از سوی دیگر بین کیفیت زندگی فردی و اجتماعی تمایز قایل می شود.  بر این مبنا، به صورت تقریبی، فرصت های زندگی معادل کیفیت زندگیِ عینی و نتایج زندگی معادل کیفیت زندگیِ ذهنی می باشد. همچنین، کیفیت زندگیِ بیرونی معادل کیفیت زندگیِ اجتماعی و  کیفیت زندگیِ درونی معادل کیفیت زندگیِ فردی قرار میگیرد.

درجدول زیر به تقسیم بندی کیفیت زندگی و برخی از شاخص های آنها اشاره می شود.

 

جدول 2. ابعاد کیفیت زندگیِ تلفیقی

ابعاد کیفیت زندگی اجتماعی کیفیت زندگی فردی
کیفیت زندگی عینی

(بیرونی)

امکانات مرتبط با امنیت اجتماعی، امکانات مرتبط با مشارکت اجتماعی ،بهره مندی از خدمات و امکانات شهری، امکانات رفاهی،درمانی و آموزشی و… مسکن مناسب،  کیفیت اشتغال، وضعیت اقتصادی مناسب،وضعیت جسمانی وسلامتی، دارابودن سواد، دارا بودن مهارت های متنوع هنری، ورزشی،علمی و…
کیفیت زندگی ذهنی

(درونی)

احترام به فرد، اعتماد به فرد، بروز رفتارهای رفتار دگرخواهانه درجامعه و..

 

احساس خوشبختی وسلامتی روانی،  رشد شخصیتی، احساس امنیت فردی ،احساس غرور ملی، احساس رضایت از زندگی و…

(منبع: نگارندگان)

 

3. فرضیه های پژوهش

به طور کلی فرضیه های این پژوهش عبارت اند از:

  1. سطح کیفیت زندگی فردیِ ذهنی نابینایان پایین تر از حد متوسط قرار دارد.
  2. سطح کیفیت زندگی فردیِ عینی نابینایان پایین تر از حد متوسط قرار دارد.
  3. سطح کیفیت زندگی اجتماعیِ ذهنی نابینایان پایین تر از حد متوسط قرار دارد.
  4. سطح کیفیت زندگی اجتماعیِ عینی نابینایان پایین تر از حد متوسط قرار دارد.

 

4. روش پژوهش

روش تجربی مورد استفاده در این پژوهش از نوع پیمایشی بوده است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر را نابینایان شهرستان کاشان تشکیل می دهند که بر اساس آمار سال 1388 تعداد 252 نفر از شهروندان، نابینا بوده اند که از این میان 110 نفر زن و 142 نفر مرد می باشند. حجم نمونه ی آماری نیز با استفاده از فرمول کوکران، برابر با 88 نفر برآورد شده است. در این پژوهش جهت سنجش ابعاد کیفیت زندگی از پرسش نامه (با استفاده از طیف لیکرت) و برای تجزیه و تحلیل داده‎ ها از نرم افزار SPSS استفاده شده است. همچنین، اعتبار پژوهش حاضر، از نوع اعتبار صوری بوده است. جهت برآورد پایایی پرسش نامه، از ضریب آلفای کرونباخ بهره گرفته شده به طوری که تعداد 30 پرسش نامه در مرحله ی پیش آزمون، مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که ضرایب به دست آمده برای تمامی متغیرها بالای 7/0 می باشد که در نتیجه، پرسش نامه از پایایی مناسبی برخوردار است. در ادامه به بررسی گویه های  هر یک از متغیرهای اصلی پژوهش پرداخته شده است.

الف: کیفیت زندگی فردیِ ذهنی (19 گویه)

  1. گاهی اوقات فکر می کنم می توانستم خوشبخت تر از این باشم،
  2. زندگی با تمام پستی و بلندی هایش باز هم زیباست،
  3. هیچ گاه نقص جسمی ام باعث این نشده که زندگی ام را زیبا نبینم، 4. فکر کنم چیزهای زیادی برای خوشحالی و شادی در زندگی ام وجود دارد،
  4. کمتر در زندگی ام دچار عصبانیت می شوم،
  5. بیشتر تمایل دارم در تنهایی و به دور از جمع باشم،
  6. بیشتر دوست دارم به موسیقی های غمناک گوش کنم،
  7. احساس می کنم هر روزم بدتر از دیروز می شود،
  8. به خاطر توانایی هایی که دارم هر فعالیتی را انجام می دهم،
  9. از این که دیگران به من ترحم می کنند بیزارم،
  10. احساس می کنم آن قدر قدرتمند هستم که با تلاش مستمر به خواسته هایم برسم،
  11. برای پیشرفت و رشد و شکوفایی در هر زمینه ای برنامه ریزی دارم، 13. هدف مندی ام باعث شده که در مقابل رنج ها و سختی ها پایدار باشم،
  12. با افتخار از شهر محل سکونتم برای دیگران تعریف و تمجید می کنم، 15. از مواجه شدن با مکان های ناشناخته هیچ ترسی ندارم،
  13. از محل سکونتم راضی هستم،
  14. همیشه در مسائل و مشکلات محلۀ خود احساس مسئولیت می کنم،
  15. در بین افراد محلۀ خود فردی محترم و معتمد به حساب می آیم و 19. احساس می کنم در پارک ها و اماکن تفریحی محل سکونتم امنیت وجود دارد.

ب: کیفیت زندگی فردیِ عینی (25 گویه)

  1. منزل مسکونی ام به اندازه ای است که در آن راحت زندگی کنم،
  2. به راحتی می توانم از منزلم به هر جایی که می خواهم بروم و از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنم،
  3. امکانات رفاهی و تفریحی در منزلم قابل دسترسی است،
  4. تا حد امکان در ساخت منزلم اصول مناسب سازی برای نابینایان لحاظ شده است،
  5. از شغل فعلیم راضی هستم و احساس می کنم در آن موفق هستم،
  6. به نظرم هیچ شغلی به غیر از شغل فعلیم نمی تواند مرا این گونه موفق کند،
  7. برای انجام وظایف شغلی خود با هیچ مشکلی مواجه نیستم،
  8. درآمدم برای هزینه های زندگیم کافی است،
  9. احساس می کنم درآمدم مطابق با کاری است که انجام می دهم،
  10. تا آن جا که بتوانم سعی می کنم مقداری از پولم را پس انداز کنم، 11. به اندازه ای پس انداز دارم که در زندگی آینده ام دچار مشکل نشوم،
  11. عدم محدودیت جسمانی دیگران هیچ امتیازی برای آن ها در مقابل محدودیت من محسوب نمی شود،
  12. در طول روز به اندازه ای استراحت می کنم تا توان انجام فعالیت را داشته باشم،
  13. به طور مرتب از دندان هایم مراقبت کرده و مسواک می زنم،
  14. همیشه به وضع ظاهری خود توجه می کنم،
  15. در صورت بروز علائم بیماری سریعاً به پزشک مراجعه می کنم،
  16. به تغذیه ی خود برای حفظ سلامتی بدنم اهمیت می دهم،
  17. برای سالم ماندن و تندرست بودن هر روز ورزش می کنم،
  18. همیشه به وضع ظاهری خود توجه می کنم،
  19. در صورت بروز علائم بیماری سریعاً به پزشک مراجعه می کنم،
  20. از بودن در کنار دوستانم احساس لذت و شادی می کنم،
  21. با همسایه هایم رابطۀ خوبی دارم،
  22. با اقوام و خویشاوندانم رابطۀ نزدیک و صمیمی دارم،
  23. بهترین گزینه برای سپری شدن اوقات فراغتم رفت و آمد با دوستانم است و
  24. با همکارانم در محیط کار رابطۀ گرم و صمیمی دارم.

ج: کیفیت زندگی اجتماعیِ ذهنی (9 گویه)

  1. به حقوق دیگران احترام می گذارم و دوست دارم متقابلاً حقوقم رعایت شود،
  2. معلولان نیز همسان با افراد عادی به عنوان شهروند از حقوق و مزایا در جامعه برخوردارند،
  3. با توجه به قوانین حمایتی از نابینایان، بانک ها تسهیلات ویژه ای برای اشتغال، تهیه ی مسکن و … برای آن ها فراهم می نمایند،
  4. با عضویت در هر سازمان و یا ارگانی به رعایت قوانین آن توجه میکنم،
  5. علاقه مند به شرکت و عضویت در انجمن ها و تشکل های خیرخواهانه هستم،
  6. باید به افرادی که محتاج کمک هستند یاری رساند،
  7. پیاده روها و معابر برای استفاده ی نابینایان مناسب سازی شده اند،
  8. در برخورد اول با دیگران صمیمی شده و به آن ها اعتماد می کنم و 9. به راحتی برای افرادی که نمی شناسم از مسائل شخصی می گویم.

د: کیفیت زندگی اجتماعیِ عینی (29 گویه)

  1. به نظرم امکانات ورزشی متناسب با نابینایان در شهر محل زندگی ام کافی و مناسب است،
  2. فاصله ی محل سکونتم تا مراکز بهداشتی – درمانی بسیار کوتاه است، 3. مراکز درمانی و بهداشتی بسیار خوب پاسخ گوی شهروندان به ویژه نابینایان هستند،
  3. در بیمارستان ها یا مراکز درمانی تسهیلات ویژه ای برای نابینایان وجود دارد،
  4. هیچ گاه در رفت و آمدم با وسایل حمل و نقل عمومی، مشکلی به وجود نیامده است،
  5. از عملکرد شهرداری در موارد مناسب سازی معابر شهری برای نابینایان راضی هستم،
  6. به نظرم شهرداری به وظایف خود در مقابل نابینایان بی اعتنا است، 8. به نظرم به اندازه ی کافی در شهر امکانات و خدماتی برای معلولین در نظر گرفته نشده است،
  7. به نظرم به قدر کافی به آموزش و پرورش نابینایان توجه نمی شود، 10. محدودیتی در زمینۀ رسیدن به تحصیلات عالی برای نابینایان وجود ندارد،
  8. مدارس و مراکز آموزشی بسیار خوبی در شهر برای نابینایان موجود است،
  9. مرکز آموزشی و مهارتی مناسبی در شهر برای نابینایان است،
  10. با دوستانم به کافی شاپ میروم،
  11. فضاهای مناسب با وضعیت نابینایان برای گذراندن اوقات فراغت وجود دارد،
  12. بیشتر اوقات فراغتم را در خانه سپری می کنم،
  13. به سهولت می توانم از کتابخانه های صوتی استفاده کنم،
  14. از طریق خدمات پستی به مجلات مخصوص نابینایان دسترسی دارم،
  15. کافی نت ها و مراکز اینترنتی تسهیلات ویژه ای برای نابینایان دارند،
  16. کتاب های صوتی و نرم افزارهای کامپیوتری مخصوص نابینایان در شهر وجود دارد،
  17. به اندازه ی کافی در برنامه های تلویزیون به فعالیت ها و توانایی های افراد معلول پرداخته می شود،
  18. مجلات مخصوص نابینایان براحتی و سهولت در دسترس مان قرار میگیرد،
  19. در فعالیت های هنری، ورزشی و فعالیت های اجتماعی دیگر شرکت میکنم،
  20. مشارکت در مراسم مذهبی به من نوعی رضایت درونی می دهد،
  21. در نهادهای محله ای (شهرداری، پلیس، مدارس، مراکز بهداشتی، مساجد) همکاری و مشارکت دارم،
  22. در انجمن اولیاء و مربیان، بسیج، هیأت های مذهبی و صندوق خیریۀ محلی عضویت دارم،
  23. در حد توان به نهادهای محله ای کمک مالی می کنم،
  24. به قبول مسئولیت اجرایی در نهادهای محله ای تمایل دارم،
  25. به همکاری و مشارکت داوطلبانه در حل مشکلات و مسائل اعضای محلۀ خود می پردازم و
  26. اعضای خانواده ام به خوبی مرا درک می کنند.

 

5. یافته های پژوهش

در این بخش به توصیف متغیرهای زمینه ای و آزمون فرضیه های پژوهش پرداخته شده است. جهت سنجش فرضیه های این پژوهش از آزمون T (تک نمونه ای) استفاده شده است.

یافته های این پژوهش در بخش توصیف متغیرهای زمینه ای نشان می دهند که از نظر جنس: 3/33 درصد مرد و 7/66 درصد زن؛ از نظر وضعیت تأهل: 39 درصد مجرد و 9/60 درصد متأهل؛ از نظر وضعیت بینایی همسر: 5/85 درصد بینا و 5/14 درصد نابینا؛ از نظر وضعیت تحصیلی: 3/8 درصد بدون سواد، 4/27 درصد در سطح ابتدایی، 9/17 درصد در سطح سیکل، 5/34 درصد در سطح دیپلم،6/3 درصد در سطح کاردانی، 1/7 درصد درسطح کارشناسی و 2/1 درصد درسطح دکترا بوده اند. از نظر وضعیت شغلی: 5/20 درصد بدون شغل، 1/52 درصد دارای مشاغل دولتی، 8/6 درصد دارای مشاغل آزاد، 7/13 درصد خانه دار و 8/6 درصد در سایر مشاغل بوده اند. از نظر وضعیت محل سکونت: 5/20 درصد در مساکن اجاره ای، 1/55 درصد در مساکن با مالکیت شخصی و 4/24 درصد در سایر انواع مساکن سکونت داشته اند.

همچنین، آماره های توصیفی برخی از متغیرهای زمینه ای پژوهش نشان می دهد که میزان میانگین متغیرهای سن، 72/36 سال، میزان درآمد ماهیانه 23/357 هزار تومان و میزان هزینۀ ماهیانه 48/342 هزار تومان است. ازسوی دیگر وضعیت ابعاد کیفیت زندگی در جامعه آماری مورد نظر به شرح جدول ذیل است.

جدول 3. آماره های توصیفی متغیرهای اصلی پژوهش

متغیر حداقل حداكثر ميانگين انحراف معیار چولگی کشیدگی
کیفیت زندگی فردیِ ذهنی 26/1 53/3 16/2 492/0 727/0 048/0-
کیفیت زندگی فردیِ عینی 20/1 09/4 35/2 690/0 312/0 590/0-
کیفیت زندگی اجتماعیِ ذهنی 56/1 14/4 86/2 495/0 092/0 030/0
کیفیت زندگی اجتماعیِ عینی 44/1 4 35/2 544/0 830/0 511/0

جدول شماره ی 3 مجموعه ی آماره های توصیفی متغیرهای اصلی پژوهش را نشان می دهد. در این جدول میزان حداقل، حداکثر و میانگین هر یک از متغیرها بر اساس طیف لیکرت برآورد شده است. در این جدول، میزان میانگین ابعاد کیفیت زندگی، یعنی کیفیت زندگی فردیِ ذهنی (16/2)، کیفیت زندگی فردیِ عینی (35/2)، کیفیت زندگی  اجتماعیِ ذهنی (86/2) و کیفیت زندگی اجتماعیِ عینی (35/2) نمایش داده شده است. همچنین در جدول زیر هر یک از ابعاد کیفیت زندگی در قالب فرضیه های مطرح شده در پژوهش به آزمون درآمده اند.

جدول 4. آزمون فرضیه های پژوهش

متغیر حداقل حداكثر ميانگين میانه ی طیف سطح معناداری
کیفیت زندگی فردیِ ذهنی 26/1 53/3 16/2 3 000/0
کیفیت زندگی فردیِ عینی 20/1 09/4 35/2 3 000/0
کیفیت زندگی اجتماعیِ ذهنی 56/1 14/4 86/2 3 000/0
کیفیت زندگی اجتماعیِ عینی 44/1 4 35/2 3 000/0

جدول بالا به بررسی فرضیه های اصلی پژوهش با بهره گیری از آزمون T تک نمونه ای می پردازد. بر اساس این جدول، میانگین واقعی تمامی متغیرهای مورد سنجش پایین تر از حد متوسط (میانه ی طیف لیکرت) یعنی 3 قرار داشته اند. در نتیجه تمامی فرضیه های این پژوهش مورد تأیید قرار می گیرند. این جدول همچنین نشان می دهد که متغیر کیفیت زندگی اجتماعیِ ذهنی (با میانگین 86/2) کمترین فاصله و متغیر کیفیت زندگی فردیِ ذهنی (با میانگین 16/2) بیشترین فاصله را با میانه ی طیف داشته اند.

 

6. نتیجه گیری

كيفيت زندگي به صورت مستقیم با زندگی افراد و گروه های اجتماعی در سطح جامعه در ارتباط بوده و ارتقاء سطح آن همواره يك ارزش و دستآورد اجتماعی تلقي مي شود. با توجه به اين نكته که بيماري و كيفيت زندگي ارتباط متقابلی با هم دارند ووجود اختلالات جسمي بر تمام جنبه هاي كيفيت زندگي افراد تأثير مستقيم مي گذارد، بهبود كيفيت زندگي اين افراد مي تواند به آن ها كمك كند تا به شناختي قوي تر از توانايي ها و مهارت های خود برسند و دركنترل احساسات منفي (نسبت به وضعیت اجتماعی) و تقويت عزت  نفس خود كوشش كنند.

هدف اصلی این پژوهش، شناسایی وضعيت ابعاد كيفيت زندگي نابينايان شهرستان كاشان، مي باشد. دربخش نظری، نظریۀ کیفیت زندگی وینهون مورد استفاده قرار گرفته است. بر مبنای نظر وینهون کیفیت زندگی به چهار بعد اصلی یعنی فرصت های زندگی، نتایج زندگی، کیفیت بیرون وکیفیت درونی تقسیم می شودکه همواره باهم درارتباط می باشند. برطبق این نظریه، درپژوهش حاضر نیز ازچهار بعد کیفیت زندگی (فردی، اجتماعی، ذهنی و عینی) در ایجاد مدل تجربی بهره گرفته شده است.

نتایج این پژوهش در بخش تجربی نشان می دهد که بیشترین میزان فراوانی پاسخ گویان به مردان (با 3/33 درصد)، متأهلین (با 9/60 درصد)، دارای همسر بینا (با 5/85 درصد)، در سطح تحصیلات دیپلم (با 5/34 درصد)، دارای مشاغل دولتی (با 1/52 درصد) و ساکن در مساکن با مالکیت شخصی (با 1/55 درصد) تعلق داشته است. همچنین، نتایج آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهند که متغیرهای کیفیت زندگی فردیِ ذهنی (با میانگین 16/2)، کیفیت زندگی فردیِ عینی (با میانگین 35/2)، کیفیت زندگی اجتماعیِ ذهنی (با میانگین 86/2) و کیفیت زندگی اجتماعیِ عینی (با میانگین 35/2) پایین تر از سطح متوسط قرار داشته اند. در نتیجه تمامی فرضیه های این پژوهش مورد تأیید قرار می گیرند.

به طور کلی نتایج تجربی این پژوهش بیان داشتند که همۀ ابعاد مفهوم کیفیت زندگی در جامعۀ آماری مورد بررسی در سطح پایین قرار داشته است. از این رو، پیشنهادهای این پژوهش عبارت اند از:

  1. لزوم توجه مدیران و برنامه ریزان شهر به سلامت روان و سلامت اجتماعی نابینایان از طریق برگزاری کانون های مشاوره ی روان شناختی براي نابينایان و خانوادۀ آنها،
  2. ضرورت توجه به ایجاد تنوع در گذران اوقات فراغت، تفریحات و فراهم آوردن امکانات ورزشی برای نابینایان توسط انجمن های نابینایی در سطح شهرستان،
  3. ایجاد و تقویت حس خودشکوفایی با برگزاری انواع کارگاه های آموزشی و مهارت آموزی که متناسب با شرایط ویژه ی نابینایان باشد،
  4. اقدام در جهت تأمین امکانات رفاهی نظیر مسکن مناسب و بهبود شرایط اشتغال برای نابینایان در شهر،
  5. ایجاد امکانات آموزشی و ادامه تحصیل نابینایان در همۀ مقاطع تحصیلی،
  6. توجه به ارتقاء وضعیت فرهنگی نابینایان از طریق دسترسی آسان به محصولات فرهنگی و ارتباطی مانند کتاب ها، مجلات و روزنامه های صوتی و نیز نرم افزارهای صوتی جهت استفاده از رایانه و اینترنت و …،
  7. ضرورت اقدام بیشتر مدیران و برنامه ریزان شهر در زمینۀ ایجاد فضاها و خدمات شهری از قبیل مناسب سازی مسیرهای ویژه ی نابینایان، قابلیت استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی برای نابینایان و …،
  8. لزوم توجه رسانه های بومی به معرفی توان مندی ها، فعالیت ها و افزایش انگیزه ی نابینایان و نیز اطلاع رسانی به سایر شهروندان در زمینۀ ارتقاء جایگاه اجتماعی و نیز رعایت حقوق شهروندیِ نابینایان در جامعه.

 

 

[1]. دانشیار جامعه‌شناسی دانشگاه کاشان، m.ganji@kashanu.ac.ir

[2]. کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی دانشگاه کاشان، amin.hn2011@yahoo.com

[3]. کارشناس پژوهشگری علوم اجتماعی دانشگاه کاشان، z.ar1988@yahoo.com

  1. 1. Quality of Life
  2. Nichomachean
  3. 3. Pigou
  4. 1. Bauer
  5. 2. World Health Organization (WHO)
  6. 1. Ruut Veenhoven
  7. 2. Zapf

درباره پریسیما

سلام فریبا حسنی هستم که تو سایت با نام پریسیما فعالیت میکنم. اهل زنجان و کارمند علوم پزشکی بخش معاونت درمانم. مدرک تحصیلیم کارشناسی حقوقه. حدود سه ماهه که با یکی از بهترین هم محلیها یعنی شهروز عزیز ازدواج کردم. فعلا همین کافیه شاد و موفق باشید.
این نوشته در اجتماعی, مقاله ها ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

12 Responses to شصت و هفتمین مقالۀ ارائه شده در همایش جامعۀ بینا شهروند نابینا، بررسی وضعیت کیفیت زندگی نابینایان در شهر کاشان

  1. 1
    وحید says:

    سلام پريسيما خانم.
    مقاله خوبي بود.
    از زحمت هميشگي شما خيلي خيلي تشكر مي كنم. اميدوارم به هر چه كه دلتان مي خواهد برسيد.
    اون مدال منم رد كنيد بياد خخخ.
    شاد باشيد.

  2. 2

    درود. اول که به رسم ادب تشکر میکنم از این مقاله ها که محله رو پرمحتوا میکنه.
    دوم راستش یه سؤالی واسم پیش اومده بود نمیدونم چه جوری بپرسم.
    میگم یه مدتی عمو حسین این مقاله ها رو منتشر میکرد. یعنی دست به دست میچرخه و هر کدوم شما چند تا مقاله منتشر میکنین و بعدش نفر بعدی هست یا چه جوریه قضیه؟
    راستش یه مدتی هی میخواستم بپرسم ولی گفتم شاید درست نباشه ولی بعدش گفتم نهایت میزنیدم دیگه.
    خلاصه هر که این مقاله ها رو میذاره و هرکه اونا رو تهیه کرده واقعاً دستش درد ندرده چون واقعاً محله رو پرمحتوا میکنه. آهان راستی چند تا دیگش مونده؟
    باز هم سپاس. موفق باشید.

  3. 3
    احمد عبد الله پور says:

    سلااام سلااام سلاام و درووود دروود درودی همچو طعم یه شیر کاکائوی داغ تقدیم به پریسیما خانم وای بازم که مقاله داریم این مقاله ها همشون عالیه باید با آب طلا قاب کرد و اونا رو زد سردر محله وای بازم که من وقت ندارم فقط وقت دارم دانلود کرده و کامنت بدم نه فقط در مورد مقاله ها در مورد بقیه ی پستا هم همین طور هست چون که بیست روز دیگه امتحان دارم ولی تازه لای کتاب رو واز کردم که بخونم اونم یه کتاب با یک نصر مزخرف حدود دویست و پنجاه سیصد صفحه کتاب هست و دوازده جلسه هم باید صدای استاد رو که سر کلاس با رکوردر ضبطیدم رو بگوشم کلاً نابودم از دست این امتحان بازم خدا را شکر که همین یه دونه امتحان دو واحدی رو دارم البته تازه دردسرام بعد از این شروع میشه امتحان کارآموزی وکالت پایان نامه کارای پایان نامه نوشتن پروپزال پایان نامه انتخاب موضوع پایان نامه که بدجوری درگیرشم نوشتن خود پایان نامه بعدش دفاع از پایان نامه بعدش هم دیگه امتحان دکترا بعدش رفتن مجدد به کانون زبان ایران کلاً کلی وقتم پره و من کلی عقبم به هر حااال این رو هم دانلود کردما راستی مقاله ی قبلی رو خوندم واقعاً که خعععععلی عالی بودا بازم شرمنده ام که هم نتونستم این رو الآن بخونم و شرمنده ام که این جا کلی چرت و پرت گفتم به هر حااال مرسی بابت این پست و این مقاله در پناه حق بدرود و خدا نگه دار

  4. 4
    کامبیز اسدی says:

    درود.
    پیشاپیش عید قربان رو به شما تبریک میگم.
    مدال!

  5. 5
    عمو حسین says:

    کامنت شما به دست مدیر سایت ویرایش شد. لطفاً انتقادات خودتان را با بخش روابط عمومی مطرح نمایید.

    • 5.1
      عمو حسین says:

      برای آقای مدیر سایت متاسفم که اینقدر بی انصافانه عمل میکنه بین افراد فرق میذاره عدالت رو رعایت نمیکنه. من در هیچ یک از کامنتهایم حرف بدی نزدم که نیاز به حذف یا ویرایش شده باشه. مسؤول روابط عمومیتون و دستیارشون از من خوششون نمیاد. چرا که یک جا حرف حق زدم. آخه چقدر آدم باید کینه‌توز باشه. در ضمن نگران نباشید کامنتهای این پست رو جز من و شما کس دیگری نمیبینه. نمیدونم چرا اینقدر از یک اظهار نظر وحشت داررید که حتی در یک پست رو به آخر و کم بازدید هم نمیتونید یک انتقاد کوچولو را هم تحمل کنید. اینست ظرفیت ما و شما نابیناها. اینست تمرین همکاری و تعامل و دموکراسی. واقعا باز هم متاسفم آقای مدیر سایت هرچند که دوستت دارم و بعید میدانم خودت نقش مستقیم در این بازیها داشته باشی. میتونی امکان گذاشتن کامنت مستقیم را هم ازم بگیری اشکال نداره. شما و دوستانتون خوش باشید. ما کی باشیم که بخواهیم با شما کار بلدها و مهندسها دمخور بشیم.
      پیروز باشید جناب مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید