روز عصای سفید: تبریک یا گرامیداشت؟ یا هیچی!

سلام سلام.
انشا الله هرجا که هستین روزگار بر وفق مرادتون بچرخه،!
و اما بحث این دفعمون:
نظر شماها در مورد روز عصای سفید چیه؟
تبریک بهتون بگن ناراحت میشین؟
اصلا باید گرامی داشته بشه یا نه؟
باید یادبودی گرفته بشه یا نه؟
به چه روشی روز عصای سفید گرامی داشته بشه بهتره؟
مخالف جشن و مراسم‌هایی هستین که برگزار میشه؟
از نظر من اختصاص یافتن این روز به نام عصای سفید خیلی خوبه، یعنی از نبودش بهتره، همین که سالی یه بار هم تلنگری به ملت زده بشه میتونه به فرهنگ‌سازی کمک کنه،
البته من با مراسمی که یه کیک و و آب‌میوه بدن به بچه ها و تمومش کنن کاملا مخالفم، باید مراسمی که برگزار میشه هدفمند باشه،
بچه ها و تشکلها و بهزیستی جمع شن و ایده و نظراتشون رو بیان کنن در جهت بهبود وضعیت نابیناها.
پارسال صبح روز عصای سفید رفتم بیرون از خونه، نرسیده به خیابون یه آقایی محترمانه بهم تبریک گفت، منم تشکر کردم،ناراحت که نشدم هیچ، خوشحال هم شدم که مردممون حواسشون هست،
راستی یکی از خواهرهام هم واسم هم پارسال هدیه خرید هم امسال یه عطر بهم هدیه داد،
مامانم هم همیشه تو این روز کلی امید و انرژی بهم میده و واسم آینده ی روشنی رو آرزو میکنه که واسم خیلی ارزشمنده،
خوشحال میشم نظرات شما رو هم بدونم.
در آخر هم یه متن میذارم چون از نظرم زیبا و آموزنده بود.
Ali Ghazinezam:
ما بیشترمان هیچ استعداد خاصی نداریم، هرچند اغلب اوقات ادای استعداد داشتن را در می آوریم، اما بعضی هامان یاد گرفته ایم که دنیایمان را خودمان می سازیم، دنیایمان را نمی سپاریم به دست شرایط و جبر روزگار. به دست شانس!
توی دبیرستان هیچگاه به مخیله ام خطور هم نمیکرد که قرار است روزی دانشگاه بروم، آن هم دانشگاه دولتی. هرچند سعی در درس خواندن هم نداشتم، مدتی پی فوتبال بودم و چند صباحی هم دنبال تراشکاری. انگار پذیرفته بودم در سرنوشت من چیزی به اسم دانشگاه رفتن نیست و باید جبر محتوم را بپذیرم. سال چهارم که برای ما نظام قدیم های آن دوران شش ماه بود هم به علافی و دودر کردن مدرسه گذشت. کنکور را که دادیم رفتم پی گرفتن دفترچه خدمت. نتایج که آمد باورم نمیشد. رتبه پنج هزارو هفتصدو شصت و شش(5766) ریاضی! باور که هیچ، پدرم فکر میکرد شوخی میکنم، تا چند نفر دیگر تائید نکردند باز باور نکرد، تمام داشته هایم همان چندماه خواندن بود، و چیزهائی که از سر کلاس به یاد داشتم. همانجا فهمیدم میشود زندگی را تغییر داد. تصمیم گرفتم یک سال دیگر بمانم، یک سال را تمامن که نه ولی متناوب درس خواندم، به هنر و سینما هم علاقه مند بودم که شرحش را پیشتر داده ام. در کنکور هنر رتبه ام هشتادو یک (81) شد و در ریاضی هزارو پانصدوپنجاه و یک(1551). آنروز که کارنامه ها را از دانشگاه شریف میگرفتم، دانشجوی اتو کشیده که از پشت نرده ها کارنامه ها را میداد دستم گفت : به قیافت نمیاد کارنامه خودت باشه! خودتی؟
بله تغیر همینطور است، به قیافه هایمان نمیآید گاهی، ولی تغییر را خودمان ایجاد میکنیم، نه شانس، نه سرنوشت و نه هیچ کوفت دیگری!بعضی وقتها ما همونی هستیم که هیچ کس انتظارشو نداره بتونیم کاری کنیم ولی باید باور کنیم که میتونیم.
@baycott
#ای_لیا
****

درباره مظاهری

درود , زهره مظاهری, متولد 14 آبان 68, فقط نور رو میبینم, دلیل نابینایی: ازدواج فامیلی و نازکی پرده شبکیه, علایق, طبیعت ورزش, شرکت در فعالیتهای اجتماعی, مسافرت, اطلاعات عمومی, کتاب به خصوص زندگی نامه, چون آدمی واقعبینم و زندگینامه هم تجربه ی یه زندگی واقعی هستش, عضو تیم گلبال اصفهان, بیشتر ورزشهای نابینایی رو تجربه کردم, در گلبال و دو مدال دارم, عاشق خانوادم به خصوص مادرم, دانشجوی رشته ی علوم تربیتی پیام نور اصفهانم, یه کمکی انگلیسی بلدم, سعی میکنم به کسی وابسته نباشم, برای کسی که برام ارزش قائل باشه ارزش قائلم در غیر این صورت کاملا بی تفاوتم, با همه به راحتی ارتباط برقرار میکنم, عقیده دارم خواستن به تنهایی کارساز نیست و باید همراه با برخاستن باشه, و در آخر ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست,بخت رام, دل آرام و نیک فرجام باشید
این نوشته در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

54 Responses to روز عصای سفید: تبریک یا گرامیداشت؟ یا هیچی!

  1. 1
    رهگذر says:

    وخسین. وخسین برا روز جهانی عصای سیفید برا من کادو بخرید. چونکه چون. چونکه دلم میخواد. چونکه باید. چونکه زورم زیاده. چونکه .. اص چراش چه اهمیتی داره؟ مهم نفس کاره. خخخخخخخخخخخ
    روز عصای سفیدتون گرامی باد. خخخخخخخخخخ

  2. 2
    رهگذر says:

    وای راسی یادم رف. منم یه کادو برادون دارم. منتها هنوز کادوش نکردم. بذ کادو پیچش کونم میدمدون. منتظرم ایام شهادت بگذره.

  3. 3
    رهگذر says:

    مدالمو بدین برم
    میخوام به قربونش برم
    عاشقشم
    دیوونشم
    از صب تا شب در خونشم
    مدالمه میخوامش
    عاشقشم میپامش…
    یاللی
    یاللی
    رد کون بیاد.

  4. 4
    نازنین says:

    سلام
    به نظر من از طرف مسئولین همون هیچی محترمانه تره! خخخ.
    مردم و خانواده هامون که انصافا بهمون لطف دارند.
    مناسبت که زیاده هفتۀ بهزیستی روز معلول روز نابینایان و مانند اینها اما چه سود!
    یادمه دانشآموز ابتدایی که بودم توی مدرسه چنین روزی جشن گرفته میشد، ولی من تا قبل از اینکه برم پنجم ابتدایی اصلا نمیدونستم عصای سفید چیه؟ خخخ یه تصوراتی در موردش داشتم که خخخخ. یادم میاد خندم میگیره! بازم خخخ.
    فعلا همین.

  5. 5
    نازنین says:

    رهگذر شولوغ نکن که تو زباله دونی زندونیت میکنم.
    اعصاب ندارم خخخخ.
    هیچی همینجوری دعوام میاد! میخوام به هرکی زورم رسید یه کتک سیر بگیرم بزنمش! خخخ.

  6. 6
    بهار خانم says:

    سلااااوووومممم خخخ من هیچی نموخام

  7. 7
    ریحان says:

    من که با این گرامی داشتنا و جشن مشنا خوشحال نمیشم خخخ نمیدونم اصلا حس خوبی بم نمیییده .

  8. 8
    بهار خانم says:

    فقط ما رو آدم ببینن

  9. 9
    احمد عبد الله پور says:

    سلام و درود بر خانم میزگرد محله چی یعنی ببخشید سلام و درود بر خانم مظاهری گرامی خوبید خوش هستید ایام به کام که هست انشالله خب خدا رو شکر راستی روز عصای سفیدتونم پیشاپیش مبارک ببین من کلاً درسته که حقوق خوندم ولی سخنوریم یه کم بده به هر حال منم موافقم که باید یه گرامی داشتی چیزی بالاخره باشه به قول خودتون بودش از نبودش بهتره اما نه به این صورت که یه جشنی میگیرن یه کیکی چیزی هم میدن و بعدشم به سلامت نه این طور نه باید بهتر از این روز و این فرصت استفاده کرد مثلاً به طور عمومی از هر طریق که بشه ما رو به جامعه بشناسونن تواناییهامون رو به جامعه نشون بدن تشکلهایی که ادعا و داعیه انجمن یا تشکل نابینایی دارند باید با برگذاری کارگاه های تخصصی و نمایشگاهای عمومی تواناییها و هنر ما رو در معرض نمایش قرار بدن و غیره و ذالک به هر حال منم یه بار دیگه فرا رسیدن روز عصای سفید رو به همه هم محلهی های عزیز و گلم تبریک میگم و امیدوارم که امسال سالی پر از خیر و برکت باشه و وقتی سال 96 دوباره این روز را گرامی میداریم به چیزای بهتری دست یافته باشیم به هر حال میدونم بازم بد سخن گفتم به هر حال به بزرگی خودتون ببخشید روزگار و ایامتان خوش در پناه یگانه دادآر دادآفرین بدرود و خدا نگه دار

  10. 10
    سید علی موسوی says:

    سلام خوبس کا جشن بیگیرند ولی اوناییکا جم شدند باهم تارف تیکه پاره نکنند یک سال مثل هاپوچی هما دو وا میجویدند روز عصا سیفید نون بربری بهم قرض میدند یادمس یه سالی رفتم تو سالون بهزیستی جشن محمدزاده ریاست بهزیستی بود خلاصه از یک سال قبلش نیکزاد هر روز رو تیلیفون پیغوم گیر میگفت محمدزاده فلان کرد محمدزاده بهمان کرد روزی نبود که یک پیام راجعبه این بابا زپت نکنه ولی روز جشن محمدزاده شد داداش دینی نیکزاد و خدمتگذار خلقی عاجز أا ما چیزی جز تشکر ندیدیم که نثار هم میکردند مجری جلسه هم این حیدریان بود که مجری هشت بهشت بود سال این ننگ تاریخی را یادم نمییاد

  11. 11

    درووود. من میگم تو این روز با عصای اتحادمون بکوبیم بر سر مسئولین, تا شاید از خواب بیدار بشند و بدونن که ما هم آدمیم.
    عصای اتحاد.
    مرسی از پست.

  12. 12

    درود بر شما. به نظر من برگزاری مراسمی که به اسم نابینایانه ولی به جای اینکه تو اون مراسم به اصل قضیه پرداخته بشه، مثلاً دست اندر کاران اون مراسم بیان و از خودشون تقدیر کنن (مثل مراسمی که بهزیستی هر سال برگزار می کنه) با عرض پوزش مُفتِش گِرونه. اما مراسمی که واقعاً از نابینایان به خاطر کم توجهی ها دل جویی میشه، از نابینایان موفق تقدیر میشه، از هنرمندان نابینا استفاده میشه و… خیلی هم عالیه. اصلاً من پیشنهاد می کنم هر کس می تونه، از مراسمی که امسال در اون شرکت می کنه، یه فایل صوتی تهیه کنه تا بقیه ببینن چند درصد از این مراسم ها به نابینایان این مملکت می چسبه.
    من سال 91 وقتی بعد از اجرای تواشیح انتقاد کردم به نحوه برگزاری جشن و اینکه تو اون مراسم فقط کارمندان بهزیستی دارن مورد تقدیر قرار می گیرن، بهای سنگینی رو پرداختم و تا مدت ها مورد غضب مسؤولین این اداره در مشهد بودم.
    اما الحق و انصاف مراسماتی که توسط جامعه ی نابینایان ثامن الائمه (ع) برگزار میشه، حرف نداره.
    هر چند که بعضاً خود نابینایان یه سری رفتار ها و هیجان ها رو کنترل نمی تونن بکنن یا نمی خوان کنترل کنن، اما خوش می گذره،
    امسال دیگه کانون دانشجویی تاک که مربوطه به دانشجویان با آسیب بینایی در دانشگاه فردوسی، تصمیم گرفته به جای برگزاری مراسم، به صورت نمادین وسایل مورد نیاز و نحوه زندگی نابینایان رو در دانشکده های مختلف به نمایش بذاره که هم خرجش کم تره، هم تأثیر گذار تره و هم در واقع خودشون شونه خالی کردن از برگزاری مراسم.
    هم می تونه باعث تأسف باشه، هم باعث تقدیر بابت این ابتکار، آخه از سال 82 که کانون تأسیس شده، هر سال مراسمی به مناسبت روز جهانی نابینایان برگزار می شده و تو اون از هنرمندان نابینا استفاده و از نابینایان جدید الورود به دانشگاه هم تقدیر به عمل می آوردن.
    من که معمولاً عصا دستم نمی گیرم، می خوام شنبه این کار رو انجام بدم و تا دانشکده با عصا برم.
    هر چند هنوز هم به اون شکل مردم فرهنگ درست برخورد با یه نابینا رو نمی دونن، اما نسبت به قبلاً خیلی خیلی بهتر شده.
    راستی کتاب فارسی هفتاد سال پیش برای آموزش حرف ذ متنی تقریباً این شکلی داشته:
    آذر دختر خوبی است. او همیشه به افراد ذلیل کمک می کند. او دیروز به فردی کور فلان قدر کمک کرد.
    خخخخخخخخخخخ
    باز جای شکرش باقیه که از چنین متونی در کتاب های درسی امروزی خبری نیست.
    پر حرفی هام رو بر من ببخشایید.
    شاد و پیروز باشید.

    • 12.1
      مظاهری says:

      سلام،
      فکر خوبیه ولی امسال به دلیل محرم فکر نمیکنم مراسم خاصی جایی برگزار بشه،
      چه ابتکار خوبی به خرج دادن این طوری بهتره.
      در مورد مراسمهای اصفهان انصافا خوب عمل میکنن و خبری از تجلیل از کارمندها نیست البته تکریم هست ولی جایزه بدن و اینا نه،
      چقدر خوب که میخواین فردارو عصا بگیرین، عصا زدنتون مستدام! خخخ
      دیگه چیا گفته بودین؟! آهان در مورد آذر هم دختر خوبیه ولی کامل حق مطلب رو به جا نیوردین شاید یه کم از محتوا هم دستکاری میشه، خخخ،
      عکسش داخل اینستا بود خواهرم خوندش، و توضیح تصویر داد. ننوشته بود همیشه یه پیرمرد رو کشیده بود نمیدونم فکر نمیکنم پول هم بهش میداد دقیق میپرسم میتوضیحم،
      هرچند منظور کلی رو گرفتم خخخخ،
      موفق باشین

  13. 13

    سلام امید وارم با استفاده از اسایه سفید همیشه بدونه خطر باشید

  14. 14

    به نام خدا
    سلام
    خداییش تا حالا مراسمهای روز عصای سفید سنندج بهترین مراسم ها بوده
    هیچ مسئولی و هیچ گردن کلفتی و هیچ والا مقامی, البته منظورم شغلیه هااااا. در میانمون نبوده
    خودمون نابیناها دور هم جمع شدیم
    فقطُ فقط همین
    همیشه هم حدود سه چهار پنج ساعت طول کشیده
    آخیش یادش بخیر
    من همیشه موقع مراسم ها, پشت صحنه بودم و موسیقی دکلمه ها و این چیزا رو میزدم
    خخخخخخخ یخ بارم نشد تغزیه مراسم سههممون بشه
    تمام برنامه ها هم اجرای نابینایان بوده
    یا تئاتر و بیشتر موسیقی
    فقط بعد از قرائت قرآن که دو بار من اجرا کردم, رئیس انجمن یه سخنرانی داشت
    به این مراسم باید بگن تجلیل از روز نابینایان
    الحق خانواده ها هم همیشه با لطفشون شرمنده کردند
    موفق باشید
    خیلی ممنون از پستت

    • 14.1
      مظاهری says:

      سلام،
      اصفهان هم همین طوره تقریبا،
      بیشتر به توانمندیهای نابیناها میپردازن، بچه های هم نوع سرود میخونن نوازندگی میکنن، همیشه هم مجری نابینا بوده
      کسانی هم که دم در مسئولن تا جایی که امکانش باشه از هم نوعان استفاده میکنن
      نه که بگم بی نقصه ولی نسبت به خیلی جاها واقعا خوب عمل میشه

  15. 15
    روشنک says:

    سلام
    روز عصای سفید بقول خودت بودنش بهتره از نبودشخخخ
    اما خو چیچی را تبریک بگن آیا؟ مگه ندیدن تبریک داره یکی بمن تبریک بگه ناراحت میشم جدی
    کاش توی اینروز اقلا کمی به مشکلات و احتیاجاتمون پرداخته میشد کاش در مقام انسان با شرایط خاص در نظر گرفته میشدیم کاااااااااش و هزاران کااااش
    مرسی مظاهری پست بجا و بموقعی بود

    • 15.1
      مظاهری says:

      سلام روشنک جان،
      ببین مثلا آقایی که به من تبریک گفت یا خواهر من که واسم هدیه میخره، منظورشون این نیست که کوریت مبارکت باشه که. خخخخخخ
      یه احترامه،
      وقتی کسی میمیره و به صاحب عزا میگن غم آخرت باشه، قطعا منظورشون این نیست که تو بعدی باشی که میمیری و این عزا غم آخرت باشه که،
      فقط احترامه، اینا که تبریک میگن رو من و تو نمیتونیم توجیهشون کنیم که تبریک نگو و فلان و بهمان، فقط میتونیم با توانمندیهامون ثابت کنیم که ما هم یه آدمیم مثل شما، اگه نگاه جامعه نسبت به ما یه نگاه معمولی مثل بقیه بشه و ما بتونیم جا بندازیم تبریک نگفتن رو هم در مراحل بعدی میشه به راحتی جا انداخت، یعنی جا میفته خود به خود،

  16. 16
    بهار خانم says:

    مجدد خخخ خب بدن دیگه کادو والااه ااا وقتی نمیدن من چی بخوام یا خودتون میدید یا دار میزنم خودمو هاهاهاها. بعدشا اصلا مهم نیستن خب هرچی جشن رفتن فقط حرفای مسولین ادعاهاشون بکل عصبیم میکنه امسال بدترین شکل یکیشون حرف زدنش آتیشیم کرد ک خاستم برم بالا فکشو پایین بیارم آییی ک چ حالی میدههه خخخت حال کردم حتی تصورش هم خوبم میکنه

  17. 17
    روشنک says:

    یسلام ویژه به نازنین عزیزم خوبی خانمی؟ امیدوارم که مشکل چشمت حل شده باشه
    بیا نازنین جان بیا خشم و غضبت واسه خودم دیگه رهی را دوست نداشته باش خخخ خخخخ

  18. 18
    عدسی بشاشadasi says:

    ضمن درود فراوان و عرض ادب! به نظر منم وجود روز عصای سفید بودنش بهتر است از نبودنش… چون هم بهزیستی تبلیغات میکنه و هم بعضی از ادارات به نابینایان کارمندشان هدیه میدهند و بالاخره خیلیها سود میبرند… من و همنوعانم که در اداره ی خودمان هستیم سود میبریم و هدیه میگیریم… ما حدود پنجاه و پنج نفریم که هدیه میگیریم و هم خودمان لذت میبریم و هم از آن هدیه با بعضی از دوستانمان شریک میشویم و آنان را خوشحال میکنیم… به هر حال بودنش بهتر از نبودنشه… من با هدیه دو سال پیشم با مقداری افزودن بهش یک دوچرخه خریدم که خیلی خوشحال هستم… روز عصای سفید بر نابینایانی که از آن استفاده میکنند مبارک باد… همچنین روز عصای سفید بر نابینایانی که در این روز هدیه دریافت میکنند مبارک باد…!

  19. 19

    سلام بر زهره خانوم نازنین.
    اول اینکه مرسی برای این پست خوب, و یه تشکر ویژژژژژژ برای متنه آخر پست که عالی بود بی نهایت.
    اما خو من هم با تو موافقم روز عصای سفید بودنش بهتر از نبودنشه, اما اینی که الان هست منظورم مراسماس, اگر بخواد همینجوری پیش بره بهتره نباشه.
    یادم میاد یه بار روز معلولین بهزیستی جشن گرفت, بعد آخر جشن به جای تشکر از دانش آموزان و دانشجویان موفق و نمونهشون به کارکنای خودشون کادو دادن خخخخخ خخخخ خخخ..
    کلی خندیدیم من و آبجیم خخخخخ خخخخ خخخ.
    در کل به نظر من حتی اگر به جای این جشنهای بی نتیجه یه جلسه بذارن با مسئولین مربوطه و چند نفر از مسئولین شهر و نابیناها, تا ما مستقیم مشکلاتمون را منتقل کنیم از تمام اینا عالیتره.. نه که حرف بزنن و برن نه؛ اگر قولی میدن عمل کنن. حتی یه قول کوچیک.
    هیچی فراموشش کنی بهتره, به نظر من آرزویی هست که به گور میبرمش خخخ.
    باز هم ممنون برای پست.
    موفق باشی.

    • 19.1
      مظاهری says:

      سلام فاطمه جونم،
      ممنون از لطفت به پست و متن آخرش،
      در مورد مراسمات شهرتون که کاملا متأسفم،
      اصفهان به کسانی که دانشگاه قبول میشن جدا مراسم میگیره و جایزه میده،
      زمان ما که این طوری بود بعید میدونم فرقی کرده باشه،
      البته نه که همه چیز گل و بلبل باشه ولی با کامنتهای بچه ها نتیجه گرفتم که وضع اصفهانیا کمی بهتر از بقیه جاهاست،

  20. 20
    حسن وفایی says:

    سلام بر شما و تشکر از پستِ به موقعتون.
    شاید با نظرِ من شکه بشید ولی این نظرِ منِ.
    من در این چند سال اخیر یاد گرفتم که هیچ کسی رو در هیچ زمینه ای مقصر ندونم.
    این تقصیرِ خودمه که به افراد یا ارگان هایی مثل بهزیستی وابسته شدم که اگه کاری برام کردند که کردند، وگرنه خودم اونقدر مستقل نشدم که بدونِ بهزیستی هم بتونم زندگی رو پیش ببرم.
    هیچ فکر کردید که هر کدوم از بچه های نابینا که موفقیتی رو به دست آوردند از همت و اراده ی خودشون بوده نه کمک امثال بهزیستی؟
    هیچ به خودتون گفتید که امثال بهزیستی چه نقشِ پر رنگی در زندگی ما داشتند؟ و اگه الان خبر بدند که بهزیستی جمع میشه چه چیزه مهمی از زندگیمون کم میشه؟
    تو شهر کوچیکی که من زندگی میکنم بهزیستی اش شاید بیش از 50 کارمند داره که تمامِ معلولانش از همه نوع به این عدد نمیرسه.
    یعنی اگه همون حقوقی رو که به اونا میدند بدند به معلولاش زندگیشون از اینرو به اونرو میشه، حال آنکه خیلیاشون مستمری هم نمیگیرند.
    سرتون رو درد نیارم. خلاصه اش که تا جایی که میتونیم رو پای خودمون بایستیم تا ذلیلِ اینجور آدمها نشیم.

    • 20.1
      مظاهری says:

      سلام بر شما،
      در حد پارا المپیک با شما موافقم،
      متن آخر پستم هم همین منظور رو در بر داشت،
      اگه یاد بگیریم که انتظارات و توقعاتمون رو از بقیه پایین بیاریم و مهارتهامون رو افزایش بدیم قطعا موفق خواهیم شد. دل عالی پر شادی

  21. 21
    سید علی موسوی says:

    سلام چند روز پیش هانیه خانوم میگفت چرا اسمت توی بهزیستی هست اصلان چرا پرونده داری از روزی که عقد کردیم من که ندیدم حتی یک کار کوچیک بهزیستی برات انجام داده باشه برو اسمت را حضف کن که بیخود منتی رو سرت نباشه

  22. 22

    سلام زهره. اول یه مقدمه کوچولو مینویسم و بعد نظرمو میگم.
    برخورد با معلولان در جامعه انسانی، سه مرحله را پشت سر گذاشته است. در مرحله اول که قرن ها به طول انجامید معلولان ایزوله می شدند و جامعه آن ها را پس می زد و ناگزیر بودند در انزوا و خلوت روزگار بگذرانند. در مرحله دوم که تا نیمه قرن بیستم ادامه یافت توجه فوق العاده به معلولان جای راندن قبلی را گرفت. در این دوره معلولان با نگاه حمایتی ویژه تحت پوشش قرار می گرفتند.
    از نیمه قرن بیستم به بعد و با جدی شدن حقوق شهروندی جوامع اروپایی به این نقطه رسیدند که نه نگاه طرد اولیه و نه حمایت فوق العاده هیچ یک حقوق انسانی معلولان و در بیان درست تر «توان یابان» را تامین نمی کند و فرد نابینا یا ناشنوا نیز شهروند است.
    او نیز باید حقوق برابر داشته باشد و به همین خاطر اقدام به بهسازی خیابان ها و پیاده روها کردند و در متروها و فروشگاه ها یک نابینا یا کم توان به سهولت می تواند وارد و خارج شود.
    در نهایت، دو تن از برجسته‌ترين محققان آمريكائي به نام‌هاي دكتر ناول‌ پري (رياضيدان) و دكتر جاكوپس تن بروك (حقوقدان)، توانستند در پانزدهمين روز از ماه اكتبر سال 1964 میلادی، قانونی با عنوان قانون عصاي سفيد به تصويب برسانند و اين روز را، به عنوان روز جهاني نابينايان نامگذاري كنند.
    در اين قانون، تمامي حقوق اجتماعي فرد نابينا به عنوان عضوي از جامعه‌ي متمدن، انعكاس يافته است.
    خب همونطور که در مقدمه بالا نوشتم، طبیعتا نباید از کنار این روز بی تفاوت گذشت.
    نابینایان هم مانند تمامی اقشار جامعه، یک روز به نام خود دارند.
    اما باید از این روز به بهترین شکل ممکن استفاده کرد.
    خب تبریک که نداره، چون اصولا نابینایی و هر معلولیتی به ذات، چیز خوبی نیست که مثلا مثل روز پزشکان یا پرستاران و یا…. بشه این روز رو تبریک گفت.
    اما همین یک روز، میتونه بهانه خوبی باشه برای پاسداشت یا گرامیداشت دستاورد هایی که در حوزه نابینایان صورت گرفته.
    باید در این روز به کمک رسانه ها، توجه همه رو به مسائل و مشکلاتی که این قشر با اون دست به گریبان هستند، معطوف کرد.
    حالا اینکه ما تو ایران NGO های قدرتمند و با نفوذی نداریم و اینا اونقدر قدرت ندارن که مسئولین رو بازخواست کنن یا رسانه ها رو مجاب کنن تا میزگرد هایی با حضور مسئولین برگزار بشه، دیگه این مشکل ماست.
    البته نه که برگزار نشه. برگزار میشه. ولی اونقدر در یک فضای شعار زده و احساسی همراه با وعده های تو خالی برگزار میشه که تا به حال دستاورد محسوسی نداشته.
    اتفاقا دارم یادداشتی رو مینویسم تحت عنوان مشکلات نابینایان در پس پرده ی وعده های مسئولان فراموش می شود. تا در هفته آینده بدم به یه خبرگزاری.
    حالا باید ببینم در میان این خبرگزاری های معتبر کسی حاضر میشه این یادداشت رو منتشر کنه یا نه. چون یکم زیادی تنده.
    شایدم مجبور بشم یکم از تندیش کم کنم.
    جبر رسانه ای در کشور ماست دیگه. کاریش نمیشه کرد فعلا.
    در نهایت هر ساله به مناسبت این روز جشن گرفته میشه، مراسم تقدیر های مختلف برپاست، مسئولین میان و وعده هایی میدن و میگذره.
    اما این انجمن های خود ما هستن که باید از ظرفیت این روز به بهترین شکل استفاده کنن که خب متأسفانه تا به حال نکردن.
    یا اگرم کردن، در جهت منافع محدود خودشون بوده نه منافع فراگیر جامعه ی هدف.
    مرسی از این پست خوب.

    • 22.1
      مظاهری says:

      سلام بر امیر سرمدی پرداکشن،
      مقدمت رو که خوندم جالب بود،،
      بقیشم که به جا بود، در مورد تبریک همون طور که گفتم و البته مطمئنا همه هم میدونستین تبریک به خاطر معلولیت نبود منظور اینه که اینقدر اوضاع وخیمه که همین تبریک از طرف مردم هم میتونه یه نور امیدی باشه که بفهمیم مردممون بی فرهنگ نیستن و حواسشون هست این مشکل رسانه ها و مسئولین و حتی خودمونیم که نخواستیم و البته خیلی جاها هم نتونستیم خودمون رو ثابت کنیم،
      ممنون از کامنت پربارت

  23. 23
    پریسا says:

    سلام زهره جان.
    ترجیح میدم بهم تبریک نگن. ترجیح میدم مراسم هم نباشه. دسته کم نه این مدلی. 1مشت از ما رو جمعمون کنن داخل1سالن اجتماعات و1دسته مسؤول بیان واسهمون سخنرانی کنن و تمام مدت بگن آفرین بر همت شما و همهش بخوان بهمون اثبات کنن که نابینایی ناتوانی نیست و اتفاقا خیلی هم خوبه و ما به خدا نزدیک تریم و ای کاش می شد اون ها هم شبیه ما نمی دیدن ولی چشم دل داشتن و از این مزخرفات که وحشتناک از شنیدنشون متنفرم. بعدش هم1خبرنگار بیاد ازمون پرسش های تکراری بپرسه و ببره داخل برنامه هاش و بگه بله عزیزان نابینایان توانا هستن ببینید چه خوب صحبت می کنن! ببخش زهره دلم از این شعار های مسخره و تکراری و فوق افتضاح خیلی پر بود اینجا خودت و پستت رو محرم دیدم به خودم اجازه دادم که بترکم. تبریک هاشون و مراسم هاشون و کیک و موز و آب میوه هاشون رو من یکی نمی خوام. اصلا چیزی ازشون نمی خوام جز اینکه اگر دری رو باز نمی کنن سنگ پشت در های باز نندازن. دسته کم شعار توی حلقمون نکنن. واقعا از خشم دیوانه شدم اون لحظه هایی که یادم نیست چه سالی1آدمی پشت تریبونشون زور می زد با دلیل و منطق بی سر و تهش ثابت کنه که عالیه ندیدن های ما و آرزوشه شبیه ما باشه. بلند شدم رفتم بیرون وگرنه هوار می زدم که چشم هات رو نمی خوایی؟ آدم ناشکر هزیون باف؟ بیا با مال من عوضش کن لعنتی فقط دیگه نطقت رو ببر!
    به نظرم باید دیگه بس کنم نازنین بیا به دادم برس احتمالا ویرایش لازم شدم بیا عزیز بیا حرصت رو بذار روی شونه های خودم مطمئن باش خودم تمامش رو برات می برم اگر واقعا حس و حالت این طوری بهتر میشه خخخ!
    نازنین جان! ممنون از تو! زهره عزیز! معذرت!
    بچه ها همگی شاد باشید!

    • 23.1
      مظاهری says:

      آقا از هرچی بگذرم از کیک و موز و آب میوه هاشون نمیتونم بگذرم خخخخ.
      خارج از شوخی با حرفات کاملا موافقم یعنی همه موافقیم مطمئن باش همه از این چرندیات رنج میبریم.
      وای وای وقتی میگن خوش به حالتون که نمیبینین دلم میخواد کتلتشون کنم به دیوار hahahahaha
      خوب کاری کردی نوشتی گلبانو، ایام به کیک و آب میوه هاهاها

  24. 24
    نازنین says:

    سلام مجدد به همگی.
    اینکه گفتم اعصاب ندارم شوخی کردم. هرچند من هم مثل شما دوستان گاهی وقتا از برخی افراد ناآگاه به شدت هم نباشه بالاخره حرصی میشم!
    پریسا جان ممنون بابت چی؟ خخخ شکلک تعجب !!!!!!!! روشنک جان چشمم که فعلا ظاهرا خشکیش برطرف شده یعنی اینطور حس میکنم ولی بازم درد داره و فعلا باید بهش بسازم! هوم زهره رهگذر و روشنک اصن هیچ کدومتون رو دوس ندارم! فقط خودمو دوس دارم! شکلک از خود راضی خخخ. شکلک شوخی. دوستان شاد باشید. من همین دور و برام.

  25. 25
    بانو. says:

    سلاام بر مظاهری خانمی عزیز اصفهونی
    میگم من یکی دوبار تا اومدم اینجا کامنت بذارم سیستمم به مرحله هنگ رسیده نشده کاش این بار بشه که بشه هعععی پووول کجایی که لپتاپم بیمارس مریضس خخخخ
    و اما بعد:
    به نظر من بودن امروز یعنی این روز 23 مهر بهتر از نبودنش هست, تبریک رو چه عرض کنم اگر به معنای تبریک خود نابینایی بگیریمش که همون عرض نمی کنم ولی اگر به مفهوم این باشه که یه جور تقدیر و تشویق فرد با مشکل بینایی باشه که با وجود معلولیتش تلاش کرده و به جایی هم رسیده یا حد اقل بی تلاش نمونده اون تبریک داره چون واقعا سخت هست تلاش و رسیدن با وجود ندیدن و مشکلات متعاقبش…. و راستی گرامی داشت هم داره فکر کنم چون اگر همون اول اول کسی به فکر نمی افتاد و خط بریل و عصای سفید و یه سری امکانات اولیه برای نابیناها رو فراهم نمی کرد که دیگه هوووچ و هیییچ و بذار بفرستم ببینم هنگم یا نه خخخخ شکلک دلم یه عصای هوشمند میخواد به مناسبت کادوی روزم خب

  26. 26

    نمیدونم چرا توی ایران از این روز متنفرم و اصلا حس مثبتی بهش ندارم که ندارم که ندارم! بگو مشغله دارم! بگو مشغله دارم!

دیدگاهتان را بنویسید