نکاتی درباره غذا خوردن و لباس پوشیدن یک نابینا

درود بر دوستان عزیز و هم محلی های مهربونم امیدوارم که با این گرمای کلافه کننده وحشتناک کنار بیاین این جا که من هستم تا مرز 50 درجه هم رسیده ولی شنیدم خوزستان از 50 هم گذشته خلاصه که جرات از خونه بیرون اومدن را نداریم دو شب پیش ساعت 11 شب مثلا با خانم رفتیم پیادهروی که اونم از بس گرم بود حسابی کوفتمون شد چند روز دیگه می خوایم واسه چند روز بریم یاسوج اون جا هوا عالی هست بازم خلاصه که از فرط بیکاری نشستم زیر کولر و یه چیزایی واسه خودم می نویسم امروز هم تصمیم گرفتم بعضی از تجربیات خودم را با شما به اشتراک بگذارم اما توجه داشته باشید که برخی از نکاتی را که میگم قبلا خودم مشکل داشتم و با تذکر دوستان و اعضای خانواده کاملا برطرف شده و فکر هم نکنید این اشکالات و مسایل الزاما مخصوصا نابینایان هست و در افراد بینا وجود نداره چرا اتفاقا در افراد بینا شاید بیشتر هم وجود داشته باشه ولی توجه بفرمایید که ما بیشتر در معرض دید هستیم بگذریم
1 لباس پوشیدن.
لباس یکی از مهم ترین ابزاری هست که در روابط عمومی ما و پذیرش ما در جامعه بسیار مهم هست و می تونه در میزان محبوبیت ما نقش مهمی را ایفا کنه به همین دلیل باید دقت کنیم در کجا چه لباسی را باید بپوشیم مثلا وقتی می خوایم به یک مجلس عروسی شیک و پیک یا یک مجلس مهمانی بریم مسلما باید یک لباس شیک و به قول معروف لباس پلوخوریمون را بپوشیم ولی من مشاهده کردم که بعضی از دوستان با همون لباسی که به این مجالس میرن به کوه و باغ هم میرن و استدلال اون ها هم این هست که ما همیشه می خوایم خوشتیپ و مرتب باشیم و اما توصیه من به شما
اگر می خواید به باغ برید دو حالت داره یا از این باغ های مدرن هست که فرقی با پذیرایی خونه ما نداره و از تمیزی برق میزنه و تازه از پذیرایی خونه ما شیک تر و قشنگتر هست که هر لباسی دوست دارید بپوشید ولی اگر از این باغ های روستایی هست سعی کنید لباس هایی بپوشید که دیر تر کثیف میشن و خاک کم تری به خود شون جذب می کنن مثلا از پوشیدن شلوار مشکی جدا خودداری کنید من خودم وقتی می خوام به کوه برم از یه کفش کهنه که مخصوص این کار گذاشتم استفاده می کنم و لباس های کهنه ولی تمیزم را می پوشم توی این گرما هم سعی کنید از پوشیدن پیراهن های سفید خودداری کنید چون بر اثر عرق کردن به سرعت کثیف میشه پس در این فصل اگر در مناطق گرمسیر زندگی می کنید لباس سفید نپوشید اگر واسه غذا خوردن به رستوران میرید یا ترجیحا هر جایی که غذا می خورید سعی کنید قبل از غذا خوردن آستین ها را بالا بزنید تا احیانا آستین لباس شما کثیف نشه من که معمولا آستین کوتاه می پوشم اگر هم آستین بلند باشه همیشه آستین هام را بالا می زنم
2 غذا خوردن . در هنگام جویدن غذا حتما دهان خود را ببندید تا دهان شما صدا های زننده ایجاد نکنه و صدای ملچ ملچ باعث آزار دیگران نشه
اگر از قاشق استفاده می کنید حتما از دُم قاشق را در دست بگیرید دیده شده که بعضی از دوستان نابینا از اواخر دسته قاشق را به دست می گیرن و این چندان پسندیده نیست اگر عادت به استفاده از چنگال ندارید می تونید به جای چنگال از یه تکه نون استفاده کنید من که از چنگال استفاده می کنم ولی یکی از دوستانم از نون استفاده می کرد که البته بد هم نبود
فرض کنید به یه مهمونی رفتید که مرغ و ماهی به عنوان غذا وجود داره به خاطر این که نمی تونید این غذا ها را تکه تکه کنید از خوردن این غذا های لذیذ خودداری نکنید من که بدون هیچ تعارفی از خانمم می خوام قبل از غذا خوردن این کار را واسم انجام بده در زمان مجردیم هم از هر آقا یا خانمی که کنارم نشسته بود خواهش می کردم چنین کاری را واسه من انجام بده اصلا هم شرم و حیا نمی کردم
3 در هنگام نشستن در مهمانی یا کلاس. نکته مهمی که در این رابطه وجود داره این هست که وقتی در حال حرف زدن با شخصی هستید حتما صورت شما به طرف همون شخص باشه و به همون شخص نگاه کنید وقتی در حال ایستاده با شخصی صحبت می کنید نیازی نیست حتما به اون کاملا نزدیک باشید تا باهاش حرف بزنید من نابیناهایی را دیدم که حتما باید با شخص تماس بدنی داشته باشن تا باهاش صحبت کنن و این خیلی خیلی بد هست سعی کنید فاصله لازم را حفظ کنید من افراد نابینای برجسته ای را دیدم که وقتی دارن در حالت ایستاده صحبت می کنن مرتب این پا و اون پا میشن و یا با انگشت هاشون بازی می کنن و این هم تاثیر بدی در روابط یک نابینا داره نکته مهم دیگه ای که وجود داره و خیلی از عزیزان بهش توجه نمی کنن این هست که ما معمولا بر اثر یک جا نشستن به شدت و به سرعت کلافه میشیم و این باعث میشه به سرعت نور و پشت سر هم تغییر پوزیشن و موقعیت بدیم مثلا در حینی توی کلاس نشستیم یه دفعه و به سرعت این پا را می اندازیم روی اون پا و سرمون را به همون سرعت می چرخونیم سمت دیگه این تاثیر به شدت بدی روی فرد بینایی که کنار ما نشسته داره و به قول یکی از بینا ها اون شخص بینا فکر می کنه اون شخص نابینا دیوونه هست البته این اتفاق بیشتر زمانی می افته که نابینا مخاطبی نداره و مساله دیگه ای که در همین زمان می افته این هست که نابینا شروع می کنه به دستمالی کردن محیط اطراف خودش مثلا اگر روی مبل یا صندلی نشسته شروع می کنه به دست کشیدن روی اون ها و جنس اون ها را حدس زدن یا این که اگه توی ماشین نشسته باشه شروع می کنه به دست زدن به وسایل ماشین و این در چشم بینا ها چندان مطلوب نیست البته اگر شما سوار ماشین دوست صمیمی خودتون شدید قضیه فرق می کنه
دیگه این که خیلی از نابینا ها یا سرشون را خیلی بالا می گیرن و انگار آسمون را نگاه می کنن یا خیلی سرشون را پایین می گیرن انگار فقط زمین را نگاه می کنن و این هر دو خوب نیست باید یه چیزی بین این دو تا باشه

و در آخر این که فکر نکنید فقط ما نابینا ها چنین اشکالاتی داریم خیلی از بینا ها هم تیک عصبی دارن ولی فرق ما با اون ها این هست که ما بیشتر توی چشم هستیم من شخصا قبلا و در سنین پایین مشکلاتی داشتم ولی با توصیه دیگران و سعی خودم اون ها را برطرف کردم نکته مهم در موفقیت در این رابطه این هست که نباید از انتقاد دیگران ناراحت بشیم بلکه باید از اون ها درس بگیریم من خودم همیشه از دوستانم می خوام اگر مشکلی دارم بهم بدون هیچ ترحمی تذکر بدن منتظر نظرات و پیشنهادات سازنده شما در کامنت ها هستم امیدوارم که نکات زیادی از هم دیگه یاد بگیریم

درباره آرتیمان

درود بر دوستان. احمدرضا میرزایی هستم سال تولد 1358 محل تولد نورآباد ممسنی یکی از شهرستانهای استان فارس هست. تحصیلاتم را تا پایان دوره متوسطه در شیراز گذراندم همان سال در رشته زبان انگلیسی وارد دانشگاه شدم و در سال 82 موفق به گرفتن مدرک فوق دیپلم از این رشته شدم در سال 83 خوشبختانه موفق شدم وارد شغل شریف معلمی بشم شغلم را خیلی خیلی دوست دارم در سال 85 دوباره وارد دانشگاه شدم و سال 88 مدرک لیسانس را در رشته علوم تربیتی گرفتم بعد از شغلم به کتاب خیلی علاقه دارم تقریبا هر نوع کتابی را میخونم موسیقی. ماشین سواری. شطرنج. فوتبال. و گردش را خیلی دوست دارم یک پرسپولیسی دو آتیشه هستم راستی در اردیبهشت سال 90 ازدواج کردم و در اواخر اسفند همان سال خداوند بهترین هدیه زندگیم را به من داد بهترین لحظه زندگیم وقتی بود که مادرم آرتیمان عزیزم را در آغوشم گذاشت و در آغوش من بود که با شنیدن صدای من چشماش را باز کرد البته در سال ۹۵ بار دیگه اقبال به من لبخند زد و دومین فرزندم پا به عرصه گیتی گذاشت واقعا همسرم و فرزندانم را عاشقانه دوست دارم و فقط به خاطر اون هاست که زنده هستم
این نوشته در آموزش, آموزش های رایگان, اجتماعی, خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

17 Responses to نکاتی درباره غذا خوردن و لباس پوشیدن یک نابینا

  1. 1

    درود. نکات خوبی گفتی» ولی کامل نیستن. در این مورد تو محله کنفرانس گذاشته مجی. بنظرم اگه متن اون کنفرانسا رو پیاده سازی کنیم خیلی نکات خوبی توشون هست.
    من مطلقا بیتوجه به بیناها یا با توجه به بیناها نیستم.
    اولویتم لذت بردن هست, البته با رعایت یه سری اصول.
    خود بیناها هم زیاد به این موارد گیر نمیدند.
    قبول دارم ما تو دیدیم. ولی اینکه ایقد هم حساسیت داشته باشیم زیاااد جااالب نیست.
    مرسی از پست. اگه لازم شد بیشتر توضیح میدم. بیشتر ببینیمت استاد.

    • 1.1
      علي عبدالرحماني says:

      سلام. میشه به من بگی کنفرانسهای مجی رو چطوری میشه پیدا کرد توی محله؟

    • 1.2
      احمدرضا says:

      درود بر دوست عزیزم علی آقای کریمی منم به هیچ عنوان ادعا نمی کنم که کامل هستن و اصلا هم هدفم بیان کامل مطالب نیست بلکه می خوام این مطالب را به چالش بکشم و دوستان فاضلم بیان و با نظرات سازنده خودشون باعث کاملتر شدن این پست بشن و باعث بشن دوستان از هم دیگه مطالب جدید یاد بگیرن
      ضمنا نمیشه بریم توی یه رستوران و بگیم اصلا واسه من مهم نیست دیگران به من نگاه می کنن یا نه و اصل را فقط بر لذت بردن بگذاریم بله شما اگر به تنهایی غذا می خورید هر طور که دوست دارید عمل کنید ولی در زندگی اجتماعی اصل بر رعایت حقوق دیگران هست و یکی از حقوق دیگران این هست که از دیدن اعمال ما حالشون به هم نخوره
      البته دوست عزیز این نظر شما هست و برای شخص بنده کاملا قابل احترام هست
      اصلا همین موضوع را که علی گفت باید به چالش کشیده بشه و دوستان باید نظر بدن البته به صورت کاملا دوستانه و با هدف سازندگی.
      کنفرانس مجی را هم من ندیدم هر چند اگر دیده بودم هم فرقی نداشت چون روز به روز اعضای جدیدی اضافه میشن و تازه ممکن هست ناگفته هایی هم اون جا باشه که این جا مطرح بشه بازم سپاس از شما همزبون مهربون

  2. 2

    سلام آقای میرزایی عزیز. کار خیلی خوبی رو شروع کردید. از شما خیلی ممنونم و خواهش می کنم اینطور مطالب رو حتما ادامه بدید. شاد باشید.

  3. 3
  4. 4

    مجموعه کنفرانسهای برگذار شده در اتاق کنفرانس محله.
    به لینک زیر بِرید و موارد دلخواه رو دانلود کنید.
    https://gooshkon.ir/tag/%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3/

  5. 5

    درود احمد جان. الآن که خودت شدی بیشتر خوشحالم. مطالبت هم ارزشمند و ارزشی هستند خخخ. فقط اینو بگم که من یکی هنوز که هنوزه با چنگال کنار نیومده ام و البته که ناراحتش هستم ولی آخه مگه میشه با واسطه کاری بکنی که تسلطی روش نداری مثلا چطور باید بدونی که چنگال رو کجای مرغ میذاری فکر کنم یک بار باید با دست لمسش کنیم و بعد که پیداش کردیم چنگال رو روش بذاریم بعد با قاشق خوردش کنیم. واقعا کار جالبی نیست و یک کار فانتزی هست البته بنظر من. شمایی که از چنگال استفاده میکنی بیشتر توضیح بده ببینیم چه میکنی. راستی بچهها من مدتیه که با ایسپیک در نوشتن مشکل دارم مثل که دارم تایپ میکنم ایسپیک هی قطع و وصل میشه ولی خب من به نوشتنم ادامه میدم اگر کسی اطلاعاتی داره بهم بگه چند روزی هست که این مشکل پیدا شده تو تلگرام هم همین مشکل رو دارم اول فکر میکردم وقتی ساکت میشه تایپ هم نمیشه ولی الآن امتحان کردم و متوجه شدم که تایپ میکنه ولی ایسپیک ساکت میشه.
    بازم احمدرضا جان از از مطالبت سپاسگزارم. پیروز باشی دوست خوبم.

  6. 6
    شادمهر says:

    سلام به شما بزرگوار
    این نکاتی رو که عرض می کنم بیشتر جنبه راهکار پرسی هستش نه کتمان گفته های شما
    سوال اگر ما بخواهیم که صورتمان به سمت شخص مخاطبمون باشه
    اگر شخص مورد نظر صحبت کنه خب ما با دنبال کردن صداش تقریبا میتونیم بهش نگاه کنیم ولی اگر شخص ساکت باشه و جابهجا بشه مثلا یا فروشنده باشه یا خریدار اون وقت تکلیف چیه
    در خصوص شیک پوشی کاملا با شما موافقم چون شخصا در سمینار ها و مجالس زیادی شرکت داشتم و بیشتر مواقع یا گرداننده به عنوان گروه موزیک و یا مجری و یا سخنران حضور داشتم آداب معاشرت و شیک پوشیم باعث جذب خیلی افراد های شاخص جامعه نسبت به خودم شده
    سوال آیا اگر در غذا خوردن از دستانمان برای تمیز کردن ماهی و مرغ کمک بگیریم و بعد با دستمال دستانمان را پاک کنیم و بعد قاشوق و چنگال رو در دست بگیریم ایرادی داره

    سوال بعضی از دوستان به علت های مختلف از خیلی از خوردنی ها اجتناب می کنند به این علت که شاید خودشان رو کسیف کنن و باعث جلبه توجه بشن آیا صحیح هست این کار ؟
    و فعلا تا اینجا اکتفاع می کنم
    و فقط دوستان هرجا که میرید حتما چند برگ دستمال کِلنیکص به همراه داشته باشین چون برای ماها بسیار کارامد هستش
    باز هم ممنون از شما

    • 6.1
      احمدرضا says:

      درود بر شما ما می تونیم از صدای حرکت فرد بفهمیم که مثلا اون فروشنده در کدوم سمت هست درباره تکه تکه کردن با دست هم توی مناطق خودمون که اشکالی نداره چون اگه دقت کرده باشی استان های اطراف خودمون همه با دست اول تکه تکه می کنن بعد دست را تمیز می کنن و با قاشق می خورن البته خیلی ها هم که کلا قاشق و چنگال را مرخص می کنن درباره غذا هایی که هم کثیف کننده هست به نظر من راهی هست ولی درباره تکت

  7. 7
    احمد عبدالله پور says:

    سلام و درود بر آقا معلم گرامی محله
    خوبید آیا
    خب من این پست خوب عالی جامع کامل همه چی تمومتون رو فعلاً نخوندم ولی کپی پیس شد در ورد تا بعداً بخونم
    به هر حال مرسی آقا معلم روزتون خوش و خدا نگهدار

  8. 8
    نازنین says:

    سلام
    نکات خوبی رو متذکر شدید. گفتن این نوع موارد، هر چقدر هم تکراری باشند، خوبه. راستش من هم موقع غذا خوردن از چنگال استفاده نمیکنم. البته قاشق رو مرخص نکردمااااا! صرف دست زدن به غذا کثیف غذا خوردن محسوب نمیشه. با چنگال زیاد تمرین کردم ولی براورد کردم که هر وقت چنگال دست میگیرم، غذا خوردنم غیر عادیتر بوده و بیشتر دور ظرف ریخته. ولی با قاشق و انگشتای دست دیگه تمیزتر تونستم غذا رو نوش جان کنم.
    بازم ممنون بابت پست یا بهتره بگم پستهای مفید و کاربردی که زحمتشو میکشید.
    موفق و سربلند باشید.

    • 8.1
      احمدرضا says:

      درود بر نازنین بانوی محله
      یکی از بچه ها دست به ابتکار جالبی زده که مورد تایید بینا ها هم هست این دوستمون به جای چنگال از نون استفاده می کنه و خیلی هم تمیز و شسته رفته از آب درمیاد سپاس از حضور شما و نظرتون

  9. 9
    حمیدرضا آب روشن says:

    سلام پوشیدن لباسهای تیره که گفتی رو در موردش باید بگم که هر چی لباس تیره تر باشه درسته که کثیفی رو کمتر نشون میده ولی دو تاثیر بد داره یکی این که تو فصول گرم گرما رو بهتر جذب میکنهو باعث تعریق بیشتر میشه دوم این که تاثیر بدی تو روحیه ی مخاطب مخصوصا بچه ها داره به خصوص وقتی که بخوایم جایی ما مخاطب اصلی باشیم مثلا اونهایی که استاد دانشگاه و یا معلم هستند و نکته ی دیگه این که این گونه لباسها رو برای وقت اندوه و ناراحتی میپوشن

دیدگاهتان را بنویسید