حال این روزای من شما بگییید؛!

سلام. بچه هاااااااا شماها چطورییییید هااااااا؟
من که از خودم بگم راستش دیگه نمی دووونم چمه چیکار کنم هر چی میرم جلو هرچییی قدم برمی دارم جلو انگار یکی هولم میده به عقب برمی گردم
هرچی خوبی می خوام کنم نمی ذارن. هرچی کاری به کسی می خوام نداشته باشم ولی نمی ذارن. واااااااااایییی
بچه هااا میگماا امسال شروع سال واسم خوب بود و اینکه کلی این ور اون ور رفتم گشتم مشهد رفتم دوستای مجازیمم اونجا دیدم لحظاته خوشی رو با اونا سپری کردم
ولییی همه خوشیم واسه همون لحظست بعدش دلم یه دفعهی می گیره حالم بد میشه
هی می زنم بیرون خونه تا حس نکنم ولی چه کنم که بازم برمی گردم روز از نو روزی از نو
یه سریع افراد هم هستن کاری می کنن که دشمن هم نمی کنه دلگیرم چون نمی خوام حرفایی رو بشنوم نمی خوام چیزایی رو بدونم ولی میان میگن به کل حالمو خراب می کنن
گاهی جوری از زندگی سیر میشم که دلم می خواد یه کاری دست خودم بدم که راحت بشم. سر دردای عجیب غریب می گیرم هییییییییچیییم معلوووم دیگه نییست.
راستی یه موضوعی من چند سالیه که کم خونی شدید داشتم که همیشه باید قرص می خوردم ههه که من متنفر بودم خودم نمی خوردم دیگه سرگیجه رهام نمی کردش دیگه توی ماه رمضون بود دختر عمم دکتری رو که دارو گیاهی درست می کنه بهم معرفی کرد این دکتره واسه هر دردی یه راهی نشون میده و داروهاشم خوبه چون من ازش درباره خودم پرسیدم دارو واسه کمخونیم فرستاد و واس مامانمم اینا داروی نفس تنگی فرستاد
یادم رفت بگم این دکی ارومیه هست و به هر جا باشه دارو با پست می‌ فرسته و یه کانالی در تلگرام داره اگه کسی خواست توی کامنتا بگه تا شمارشو بذارم من خودم چون از قرص این چیزا بدم میاد خدارو شکر این دارو گیاهیا مثل شربت خوشمزه هست و می خورم هخخخ واسم خییییلیییی دعااا کنییید خیلی درهم برهم نوشتم به بزرگی خودتون ببخشیییدم فقط دلم گرفته بود گفتم بیام اینجا بحرفم
هخخخخ خونه خواهرم هستم اومدم اتاق خواهرزادم که سه مرداد پنج سالش شد اومده می خواد باهاش بازی کنم میگم بذار با بچه ها حرفم تموم بشه میگه منم حرف بزنم اوخی توی گروه دوستام تا حالا پیشم بود ویس می داد فکر کرده گروهم سرشو نزدیک می کنه سلام میده بعد میگه صدامو بذار ههه گفتم خوجملم ویس نمی شد که می نویسم حالا هم گیر داده برم بازیش بدم دییییگهههه بیلم تا نکشتم
همگییی بااابااای.

درباره Miss_bahari_joon

من متولد ۲۵ آبان ۱۳۷۱، فارغ التحصیل مقطع متوسطه، ساکن ورامین و نابینای مطلق هستم.
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

40 Responses to حال این روزای من شما بگییید؛!

  1. 1
    علی اصغر حسنپور says:

    سلام. واسه حرفای مردم که نمیشه کاری کرد. هر چه قدر هم آدم خوب باشه بازم حرف پشتش هست. اما من که زیاد در برابر اون حرفا دیگه واکنشم نشون نمیدم. ناراحتم نمیشم. سعی کن اون جور حرف ها رو از روی عقده ای بودن اون آدم ها بگیری و بزنی به بیخیالی

  2. 2
    رهگذر says:

    در هم نوشتن یکی از نشونه های کم خونیه. همون قرص مرصا گیاه میاها رو بخوری در همید خوب میشه. خخخخخخخخخ.
    بهار بازم بیا عشقا بیارش
    بده هر یاری رو دست نگارش.
    هالالالای لالای لالای لالای لای

  3. 3
    علاء الدین says:

    سلام!
    یه برهه‌هایی از زندگی اینجوری میشه. باید تحملش کرد و سربسرش نذاشت.
    حرف مردم هم که همیشه هست. بخوایم به این چیزا فکر کنیم، باید تو یه اتاق خودمونو حبس کنیم و خلاص!!!

  4. 4

    درود. والا سؤال سختیه. من حال این روزای خودم هم نمیدونم, دیگه چه برسه به حال دیگران خَخ.
    ولی امیدوارم اون چه که خیرست به صلاح باشه, و یا شاید هم اون چه که صلاحست خیر باشه.
    کلاً واست آرزوهای خوب همراه البته منظورم همراه اول نی ها. داشتم میگفتم. واست آرزوهای خوب به همراه حال خوش دارم.
    ای بابا. باز هم اشتباه گفتم که.
    واست حال خوش ارزومندم.

  5. 5

    سلام. خب احتمالا یه بخشی همون مشکلات پزشکیه. اما می تونی کارهایی بکنی که حسابی بهت کمک می کنه. من یکیشو اینجا میی نویسم. البته من هیچ ادعایی توی هیچ علمی ندارم و این نسخه رو فقط دوستانه واست پیچیدم.
    از فردا شب، قبل از خواب، سه تا از اتفاقات مثبت زندگیت رو یادداشت کن و بهشون فکر کن و بخواب. صبح که بیدار شدی، همونا رو مجددا توی یه دقیقه مرور کن و روز جدید رو کلید بزن. معجزه ها خواهی دید. خواهشا بدون اینکه بهش عمل کنی قضاوتی نکن. مشترک این پست هستم ببینم حق باهام بوده یا نه.

  6. 6

    درود بر بهار محله چگونه ای من که خوبم پس عمو که خوبه تو هم خوب باش. سعی کن به داشته هات فکر کنی که یکیش داشتن عمو حسین هست خخخ اون وقت میبینی که حالت خوب میشه برا کم خونیتم آرزوی پر خونی از طریق خوناشامی با روش خون تو شیشه کردن دااارم. مرسی که لحظاتت رو با ما به اشتراک گذاشتی روزگارت بهاری باااد

  7. 7

    این روزا یه وقتایی بد میشم ولی در کل خوووب خوبم.
    نمیشه بیخیال حرف مردم شد. جای حرفاشونم میسوزه یه وقتایی ولی باید باهاش کنار اومد. 🙂

  8. 8
    شادمهر says:

    سلام بهار خانم این نیز بگذرد
    همه چی در حال گذران هستش فقط با کمی سختی و اذیت
    چون می گذرد غمی نیست
    این ترانه هم تقدیم به تو

    ♫♫ ازش نپرسیدم کی بود نگاش به دنبال چی بود
    با من عاشق ولیکن قلب و زبونش یکی بود
    الهه دل پاکی بود مث خودم من خاکی بود
    با ناز بی حد چشاش از همه دنیا شاکی بود
    چشم انتظار دل بیقرار
    دنبال یار بود این خانم
    خوش برار و گل خنده رو
    اسمش بهار بود این خانم
    نفهمیدم کجایی بود عاشق آشنایی بود
    استوره زیبایی بود که دیدنش خدایی بود
    دستاش به فکر یاری کارش فقط دلداری بود
    هواش هوای عاشقی طراوتش بهاری بود
    چشم انتظار دل بیقرار
    دنبال یار بود این خانم
    خوش برار و گل خنده رو
    اسمش بهار بود این خانم

  9. 9
    ساناز says:

    سَََََََََََلاااااااااااااااااااااااااااام منم کاملا موافقم با حرفات و تصمیم گرفتم دیگه به کسی خوبی نکنم. خیلی دلم از هم نوعهامون گرفته میان گروه میزنن و به بچه ها میگن بیایید راجع به استقلال یا همون زندگی به سبک نابینایی هر تجربه ای دارید بذارید اما بعدش جلوی همه آدم رو ضایع میکنن و جسارت میکنن. واقعا نمیدونم چرا و با چه جرعتی بعضی ازین جور آدما میگن چرا بهمون توجه نمیشه و‌.. خودشونو عاقل و دانا میدونن انتظار هم دارن که بهشون احترام بذارن و ازشون خسته نشن. مرسی بخاطر پست خوبت.

  10. 10
    احمدرضا says:

    درود بر بهار نمی دونم چی بگم که خودت ندونی ولی سعی کن به خودت انرژی مثبت تزریق کنی یکی از مشکلات ما این هست که هم زمان می خوایم همه را به عنوان دوست جِنگ و فابریک خودمون داشته باشیم این جوری نمیشه دخترم شما فقط می تونی یه دوست صمیمی و نهایتا دو تا صمیمی داشته باشی چرا از همه یه جور توقع داری که بعدا اگه حرکتی از اون ها دیدی به عنوان خنجر از پشت فرضش کنی اصلا لعنت به این گروه و گروه بازی که گند زده به تمام ارزش های دوستی سعی کن زودتر یه کار پیدا کنی نگو نمیشه باید اون قدر بگردی و پیگیر باشی تا آخرش پیدا کنی خلاصه که نمیشه و نمی تونم را از خودت دور کن از صمیم قلب آرزو می کنم عاقبت به خیر و شادکام باشی

  11. 11

    خب رسما عرض می کنم که عقلم به جایی قد نمیده، ولی کمکی بود در خدمتم.

  12. 12
    امید بدویان says:

    سلام! اگر دهه شصتی هستی طبیعیه.
    خخخخخ

  13. 13

    سلام. به عنوان ی کسی که 1سال زندگیش رو به خاطایر حرف مردم ازدست داده دارم این رو میگم, بزنید به بیخیالی, انگار چیزی نیست, انگار هیچ اتفاقی نیفتاده,
    هیچ وقت هم به تلافیش فکر نکنین در زندگی, چون این چرخه اگه ادامه پیدا کنه, تا آخر عمر باید درگیرش باشین,
    منم از قرص بدم میاد خخخ, حتی قرصی فشاری که واس چشمم هست رو نمیخورم خخخ,’

    این کوچولو شما هم مثل آرش ماثت همه جا سرک میکشه, من اسکایپ هر میزنم هی میاد میخواد حرف بزنه خخخ, خلاصه همه جا میخواد دخالت کنه خخخ,
    روز خوش,

  14. 14
    سعید شریفی says:

    سلام
    فقط باید سعی کنید افکار منفی رو از ذهن مبارک اخراج کنید
    و به جاشون افکار و خاطره های مثبت رو استخدام بنمایید
    امیدوارم همیشه شاد باشید

  15. 15
    نیایش says:

    سلام بهااااار
    بالاخره پیدات کردممممم
    شمارت پاک شده.‏ یه پیامی بده عزیییییزم
    ببین هر طوری که باشی مردم باز هم حرف برای گفتن دارن
    تو به همون شیوه ای که میدونی زندگیتو بکن

    خودتو اذیت نکن عزیزم
    سعی کن کار هایی انجام بدی که دوستشون داری تا این احساست هم از بین بره
    شاد باشی عزیزم

  16. 16
    سارای says:

    سلام بهار
    خب اینو 5شنبه نوشتی الان جمعه شبه حتما حالت بهتره.
    خوب باشی همیشه.

  17. 17
    ابراهیم says:

    سلام بهاره خانم
    ehh شما کی از خارج برگشتی؟؟
    چرا خبر ندادی بیام سوقاطمو بگیرم
    ولی جدی بی خیال زندگی رو بچسب ولشم نکن
    شاد و موفق باشی خواهری

  18. 18
    مهدی ترخانه says:

    سلام بهار خانم .
    گفتنی ها رو دوستان گفتند در مورد حرف مردم و باد هوا بودنش …!
    اما در مورد کم خونی , باید بگم که مواد و سبزیجاتی که سرشار از آهن باشند , براتون مفیده .
    اسفناج رو که ملوان زبل میخورد و قوت میگرفت و در واقع , یک تبلیغ فرهنگی بود برای کودکان و تبعیت از قهرمانشون .
    راستش من زیاد از مزه اش مثل خیلی ها خوشم نمیاد , اما همیشه سعی میکنم به صورت بورانی و با ماست بخورم که میدونم دارویی هست برای خودش , خام هم شاید به مزاقتون خوش بیاد .
    آزمایشی هم که برای کم خونی با کمک یک بینا میتونین در منزل انجام بدین اینه که , به فرد بینا بگین که وقتی شما پلک پایین رو از چشم جدا میکنین با انگشت , مثل زمانهایی که قطره یا پماد میریزین , یا بالایی رو , اگر سفید بود که دچار کم خونی هستین و مشکلتون رفع نشده و اگه که به مرور , یا قرمز رنگ و پر خون بود مویرگ های متعددی که اونجاست , میتونین خوشبختانه به داروهای جدید تون افتخار کنین .
    در ضمن باید بگم که پروسه ی داروهای گیاهی و سنتی , به سرعت داروهای شیمیایی نیستند اغلب و در دراز مدت جواب میدند ولی خیلی ارجحیت دارند نسبت بهشون .
    پیروز باشین و شاد .

دیدگاهتان را بنویسید