خرید از سوپری محلمون نصف شب و توضیحی در مورد کارت خوان حتما گوش کنید

?
?
?
?
?
با سلام خدمت دوستان عزیز
امیدواریم هرجا که هستید خوشحال و قبراق باشید.
ما چهارشنبه شب یعنی بامداد بیست و دوم آذر 1397 هوس سوسیس کردیم.
یعنی ساعت 01:20
?
در عرض چند دقیقه تصمیم گرفتیم لباس بپوشیم و به سوپری محلمون بریم و 2تا سوسیس بخریم
توی این پادکست هم با سوپری محلمون گفتگویی کردیم که بهتره خودتون بشنوید.
و نکاتی رو هم به دوستای عزیزمون که تصمیم دارن مستقل بشن گفتیم. امیدوارم مفید باشه
گوش کنید

این نوشته در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی, گزارش ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

14 Responses to خرید از سوپری محلمون نصف شب و توضیحی در مورد کارت خوان حتما گوش کنید

  1. 1
    کریمی says:

    درود. چه خوب. فکر کنم از اون دسته آدمایی باشید تا حوس یه چیزی کردید, سریعاً اونو به مرحله اجرا میذارید.
    این خیلی عالیه و باعث میشه از زندگیتون لذت بینهایت ببرید.

  2. 2
    سجاد تاجور says:

    سلام به محمود عزیز و خانم گرامیشون
    واقعا احسنت من که لذت بردم
    دوستان حال کنید این است ازدواج درون گروهی موفق
    دوستانی که ازدواجهای این چنینی را به مسخره میگیرند کجا هستند
    بازم میگید زندگی های ناموفق
    موفق باشید و بهترینهارا براتون آرزو دارم زوج خوشبخت

  3. 3
    عدسی بشاشadasi says:

    درود!آفرین بر شما زوج پرکار و خوشبخت که باعث شدید که من کارهای فراموش شده با کامی جونم را دوباره بررسی کنم و بتونم دانلود کنم و برم در ویندوز و گوش کنم و دوباره کمی کامی را یاد بگیرم…
    واقعا کارتون خیلی جالب و عالیه
    البته من خیلی از کارهای عجیب را به تنهایی انجام میدهم
    خب من همسرم نابینا نیست ولی از اول خاستگاری با من طی کرده که به هیچ عنوان خرید خانه را انجام نمیدهد و کمتر پیش می آید که همراه من به خرید بیاید و همه ی خریدهای خانه بر عهده ی خودم است
    مثلا امشب خودم به تنهایی دوچرخه ی خرابم را بردم به تعمیرات دوچرخه و پس از تعمیر دوباره به تنهایی با دوچرخه به دست و عصا به خانه برگشتم
    با عرض پوزش از شما که بجای یه پست زدن و خاطره نوشتن اینجا تعریف کردم
    خب با توجه به شناختی که از اخلاق من دارید بنده از اول ورودم به این محله همیشه همین کارها را در کامنت دونی پستهای دوستان میکردم
    باز هم از شما عذرخواهی میکنم!

  4. 4
    کاربر 2018 says:

    سلام اول براتون آرزوی خوشبختی و عاقبت بخیری دارم
    دوم با اجازه شما زوج شاد وصمیمی این فایلها رو می خوام برای نابینایانی که ازدواج درون گروهی رو نفی میکنن پخش کنم
    لذت بردم و انرژی گرفتم
    سربلند باشید

  5. 5
    داوود نظری says:

    سلام. خب چی بگم: این دوتا دوست ما هم حسابی شاد هستند و دارند به زندگیشون ادامه میدن.
    مگه آدم از زندگی بجز شادی و رفاقت و صمیمیت چیز دیگه ای هم میخواد؟ امید که تا آخرش با همین روش به زندگیتون ادامه بدین. اما در زندگی درون گروهی یک حقیقت وجود داره و اون هم همین صمیمیتی هست که بین دوتا نابینا وجود داره. اگه دوتا زوج همنوع دچار مشکلات شدیدی هم بشن باز از نظر عاطفی بینشون خصومت کمتر از دو زوجی خواهد بود که با هم هیچ تناسبی ندارند.
    این رو از روی تجربیات زندگی خودم و دیگرانی که دیدم میگم.
    نوع اختلافاتی که بین زوجهای ناهمگون و همگون به وجود میاد از زمین تا آسمون با هم متفاوت هستند.
    البته که مشکلات خاصی در زندگی زوجهای همگون وجود داره که به احتمال در زندگی زوجهای ناهمگون کمتر به چشم میاد: اما در عوض مشکلاتی که در بین زوجهای ناهمگون هست دست کم از نظر من غیر قابل تحمل هستند.
    چون به هر حال یکی از طرفین سالم هست و دیگری ناسالم و همین تفاوت باعث اختلافاتی میشه که حل کردنشون تقریبا محال به نظر می‌رسند.
    .

  6. 6
    آرتیمان says:

    درود بر شما این پادکست هم بسیار جالب بود واقعا از شنیدنش انرژی گرفتم چون من و خانمم هم شدیدا پایه این جور کار ها هستیم ضمنا رابطه من هم با تمام مغازه های محل به همین ترتیب هست بازم میگم واقعا از صمیمیت و زرنگی و روحیه شما بسی لذت بردم

  7. 7
    داوود نظری says:

    سلام بر جناب میرزایی عزیز.
    ببینید دوست عزیز اگر بخوام این مسئله رو توضیح بدم باید بخاطرش کلی وقت صرف کنم.
    پس سعی میکنم که به اختصار هرچه تمامتر در مورد نوع اختلافاتی که بین زن و شوهرهای نا همگون وجود داره مطالبی رو عرض کنم.
    اختلاف اصلی این زوجها در خود معلولیت یکی از طرفین نهفته هست.
    به تازگی کتابی رو یکی از همین زوجها که از دست بر قضا هردو معلول هستند اما یکی نابینا و اون یکی معلولیت دیگه ای داره نوشتند.
    توی این کتاب بجای اینکه از فرد نابینا مثل هر آدمی که ممکنه دچار اشتباه در انجام کارهاش بشه و یا دچار حادثه بشه طوری سخن گفته شده که انگار یک نابینا بی دست و پاترین موجود روی زمین هست.
    بد نیست برید و این کتاب رو بخونید.
    چندان حجمش هم زیاد نیست اسمش هم هست:
    در همین چند قدمی که به وسیله خانم راضیه کباری که نابینا هستند و همسرشون آقای رضا بهار که ایشون هم معلول هستند رو بخونید تا متوجه نوع نگاه افراد غیر نابینا که با یک نابینا ازدواج کردند بشید.
    شاید خیلی از افراد نوع نگاهشون رو به ما بیان نکنند ولی به هر جهت نابینایی رو اونطوری که خودشون درک کردند میفهمند و این تفاوت نگاه گاهی موجبات بروز اختلافاتی در یک زندگی میشه که اگر بخوام در موردشون توضیح بدم شاید کار از حد یک کامنت بگذره و من هم چندان حال و حوصله ندارم.

    پس برید و این کتاب نسبتا کم حجم رو بخونید شاید که رستگار شوید.

دیدگاهتان را بنویسید