تبریکی تلخ یا تسلیتی دردناک؟ یا شاید هم، …

سلام.
بغض دارم اما نه از جنس بغض های معمولی. حسی غریب گلویم را فشار می دهد.
من هم خالی می شوم از شادی. وقتی می بینم جای لبخند روی لبت را، گرد نامرد غم می گیرد.
بیزار می شوم از رنگ ها؛ وقتی که می بینم رخت دامادیت را در می آوری و رخت سیاه ماتم می پوشی.
متنفر می شوم از اشک؛ وقتی جای اشک شوق ورود به خانه بختت را، اشک سرد و بیروح ماتم از دست دادن مادر عزیزت می گیرد.
فرار می کنم از واژه تبریک؛ وقتی می بینم تسلیت می خواهد جایش را بگیرد.
محمدعلی جان.
الان که دارم این پست را می نویسم، دستانم میلرزد از نهایت اندوهی که در شادترین روز زندگیت بر تو فرود آمده و متأسفم از اینکه فقط بلدم بگویم: تسلیت عزیزم. خدا صبرت دهد.

*******

دوستان خوب هم محلی سلام.
متأسفم که باید خبری بسیار ناراحت کننده رو به اطلاع شما برسونم.
جای این پست رو باید پست تبریک عروسی دوست خوبمون محمدعلی محمدی می گرفت که دیشب یعنی پنجشنبه شب عروسیش بوده. ولی باخبر شدیم که مادر محمدعلی که چند وقتی کسالت داشته و مریض بوده، درست شب حنا بندون رفیقمون تنهاش میذاره و دار فانی رو وداع میگه.
محمدعلی جان. من، از طرف همه هم محلی هامون این غم بزرگ رو بهت تسلیت میگم. ما رو هم در غم خودت شریک بدون داداش.

 

درباره بهنام نصیری

سلام من بهنام نصيري متولد 16/5/1371 از قزوين. دوران كودكي قبل از مدرسه رو مثل بيشتر ما نابيناها، با گريه و غم و نا اميدي اطرافيانم ميگذروندم كه ديگه ازش نگم بهتره. خيلي بد بود. پيش دبستاني (يا همون آمادگي خودمون) رو توي مدرسه استثنايي انديشه توي شهر صنعتي البرز (كه اصلا مخصوص نابيناها نبود و براي تمام معلوليتها غير از بينايي طراحي شده بود) گذروندم و كم كم پيشرفت كردم. ديگه همه باورم كرده بودن و دوستم داشتن. چون تو دوران بچگي، یه بچه فوق العاده باهوش، شيرين و تو دل برو بودم. مثل بچگي همه شماها. زندگيمو خيلي راحت ادامه دادم. تا كلاس پنجم ابتدايي، تو مدرسه ناشنوايان باغچه بان قزوين، كه نابيناها هم همونجا درس مي خوندن، درس خوندم.سال پنجم و سه سال راهنمايي رو تو مدرسه نابينايان بياضيان و سال اول دبيرستان رو تو مدرسه شاهد پيامبر اعظم شهر خودمون (محمديه) ادامه دادم. سال دوم وارد شهيد محبي شدم و به خاطر افت معدل، سال سوم به قزوين برگشتم و تا آخر دوره پيش دانشگاهي، تو دبيرستان نمونه دولتي علامه جعفري مشغول به تحصيل شدم. سال 90 تو كنكور، با رتبه 1195 توي دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين، رشته فقه و حقوق قبول شدم و کارشناس رشته فقه و حقوق اسلامی از دانشگاه هستم و معدل کارشناسیم هم 16.88 شد و کارشناسیمو تابستون 94 گرفتم. سال 96 تو کنکور ارشد رشته ی علوم قرآن و حدیث شرکت کردم و قبول شدم. الان كه واستون مينويسم، ترم یک ارشد علوم قرآن و حدیثم. خوب از تحصيل كه بگذريم، بگم براتون كه من تو دوران مختلف زندگيم، به موسيقي و قرآن خيلي علاقه نشون مي دادم و توي هر دوش مقام زياد كسب كردم. فك نكنيد بيكارمو دنبال كار ميگردم! من از سال 90 تو هنرستان و دبيرستان كتاب مبين تو شهر قزوين، مشغول تدريس درس قرآن به بچه هاي دبيرستاني (دوره اول) هستم. اونم به بچه هاي عادي! اگه ميخوايد يه كمم درباره شخصيتم بدونين، همين بس كه ميتونم با هر جور آدم كنار بيام، جوري كه از با من بودن معذب نباشه. تا دلتون بخواد شوخم. واسه همه شما آرزوی موفقیت می کنم. gmail: b.nasiri71@gmail.com skype: behnamnasiri.1371
این نوشته در اطلاع رسانی, صحبت های خودمونی ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

16 Responses to تبریکی تلخ یا تسلیتی دردناک؟ یا شاید هم، …

  1. 1

    متاسفم متاسفم. خدا رحمتش کنه. خدا بهت صبر بده دوست مهربانم

  2. 2

    سلام. واقعا شکه شدم. خیلی خیلی ناراحت شدم از شنیدن این خبر. تسلیت داداش خوبم. امیدوارم دیگه غم نبینی

  3. 3
    manchester says:

    محمدعلی عزیز،
    نمیدونم حکمت چی بوده ولی برای ما انسانهای ظاهر بین خیلی سخت هست که بپذیریم یه مادر اونم در چه شرایط خاصی ما رو تنها بذاره. شرایطی که آرزوی دیدن هر مادری هست.
    ولی زندگی مثل رود در جریان هست و نمیشه جلوش رو گرفت.
    امیدوارم ادامه زندگی رو با شیرینی حاصل از سایر بازماندگان ادامه بدی و با هم در این جریان بیپایان تا هستیم برای شادی روحش دعا کنیم.
    من ناچیز رو هم در غمت شریک بدون.
    محکم باش رفیق که تنها راه ادامه این راه همین هست.
    موفقتر از پیش باشی

  4. 4

    سلام. منم خیلی ناراحت شدم نمیدونم چی بگم تسلیت میگم خدا رحمتشون کنه.

  5. 5
    میلاد نصرتی says:

    سلام ‌‌ واقعاً زبان قاصر هست از چیدن کلمات و بیان مناسبترین جمله. فقط میتونم بگم عمیقاً متاسف و متأثر شدم. متن بهنام جان به نظرم حال درونی همه ما رو به خوبی بیان کرد.

  6. 6
    محسن محمدقلی says:

    سلام محمدعلی نازنین واقعا نمیدونم چی بگم فقط میتونم بگم که ما رو در غم خودت شریک کن.

  7. 7
    پریسا says:

    سلام. گفتنیها رو دوستان گفتن و چیزی باقی نمونده جز تسلیتی و دعایی برای شادی روح عزیز از دست رفته و تمنای صبر و آرامش برای شما و باقی بازمانده ها هممحلی بزرگوار. امید که مادر در آن جهان و شما در این جهان هر2در پناه لطف و رحمت حضرت حق باشید!

  8. 8
    a.masumi says:

    سلام. تسلیت میگم امیدوارم روحشون قرین آرامش باشه.

  9. 9
    هادی عشقی says:

    سلام محمد علی جان خیلی ناراحت شدم خبر رو شنیدم خدا بهت صبر بده امیدوارم آنقدر تحمل داشته باشی که این روزهای سخت را پشت سر بگذاری و به روزهای خوشیت لبخند بزنی بچهای محله رو در غم خودت شریک بدون

  10. 10
    مهرناز says:

    سلام. وای از این حکمتها که هرگز نمی فهمیمشون. واقعا قلبم به درد اومد. آقای محمدی عمیقا متاسف شدم و از صمیم قلب بهتون تسلیت میگم. برای شما صبر و آرامش و برای مادر عزیز مغفرت و آرامش طلب میکنم. شما هم از خود خدا و روح مادر کمک بگیرید تا آروم بشید.

  11. 11

    سلام. باور کنید خودمو تو یه همچین موقعیتی که میبینم, هیچی واسه گفتن ندارم. تصور همچین موقعیتی غیر مکنه چه برسه به اینکه بخوای توش هم باشی.
    تسلیت عزیز. هیچی دیه نمیتونم بگم چون هیچی نیست که بگم. خدا صبرت بده و روحش در آرامش ابدی به امید خدا.

  12. 12
    اسماعیل رفاهی says:

    سلام به شما همکار ارجمند؛ غم فقدان مادر با هیچ غم دیگری قابل قیاس نیست؛ چرا که همه وجود ما از وجود اوست؛ فقط می‌شود گفت تسلیت؛ اگرچه این واژه به اندازه ذره‌ای هم نمی‌تواند؛ آتش بر افروخته نبود مادر را فرو بنشاند؛ اما چاره ای نیست؛ جز تسلیم و رضا.

  13. 13
    داوود حاجنصیری says:

    سلام. نمیدونم چرا از اول ماه ذیحجه تا بحال، همش خبر درگذشت میشنوم! چند روز مونده به عید قربان، دایی خانمم فوت کرد فردای عید قربان، مادر شوهر خواهرم فوت کرد فردای عید غدیر، دخترعمه خانمم فوط کرد! فردای اون روزم فامیل دیگرمون فوط کرد! اینم از امروز! خدایا نمیدونم میخوای بهمون هشدار بدی که نوبت ما ها هم نزدیکه حواسمونو جمع کنیم خدایا خدایا خدایا

  14. 14
    غلام رضا says:

    سلام محمدعلی جان: شنیدن این خبر اشک از چشم آدم جاری میکنه: دیگه چه برسه که بخوای یه همچین وضعیتی رو تحمل و تجربه کنی: برا خودت و خانوادت آرزوی صبر و آرامش و برا مادرت آرزوی مغفرت میکنم.

  15. 15

    سلام آقای محمدی، تسلیت این جانب را نیز پذیرا باشید و ما را در غم خود شریک بدانید. خدا ایشان را با حضرت زهرا محشور فرماید و دعای خیرشان از آن دنیا بدرقه ی زندگی جدیدتان باشد.

  16. 16
    مسافر says:

    همراهان گرامی سلام و آرزوهای زیبا ، برای آقای محمدی بزرگوار آرزوی سعادت در زندگی مشترک و همچنین آرامش و پذیرش این مصیبت را دارم و برای حضرت مادر آرامش ابدی.

دیدگاهتان را بنویسید