نشریه جهان آزاد، شماره 47. توانمند سازی کودکان: به حداکثر رساندن مهارت‌ها، فرصت‌ها و رویاها

سلامی گرم به همراهان و به خصوص به همسفران محله نابینایان به جهان آزاد.
با سفری دیگه و داستانی دیگه از جنس حقیقت در جهت سنگین‌تر کردن کوله بار تجربه و دانشمون با شما هستیم.
عباراتی از قبیل “توانمند سازی” به خصوص در مورد معلولین از اون مواردیه که زیاد گفته و شنیده میشن و خود ما بارها ازشون استفاده کرده و استفاده می‌کنیم. اما واقعا چقدر به مفهوم این عبارت فکر کردیم؟ آیا هیچ زمانی شده واقعا به این امر تمرکز کنیم که برای تحقق مفاهیم فراگیر این عبارت چه مسیر طولانی و در بسیاری مواقع سختی رو باید طی کنیم؟ اصلا تعریف توانمندی دقیقا چیه و این تعریف یا تعاریف شامل کدوم بخش یا بخش‌هایی از زندگی فرزندان معلول ماست؟ و اینکه برای دستیابی به این مهم از چه موانعی باید عبور کنیم؟
در سفر این بارمون به جهان آزاد، قراره داستان تلاش مادر و معلمی رو از زبان خودش مرور کنیم که برای بیشتر دونستن و تحقق رویاهای خودش و فرزند نابیناش مسیری بسیار طولانی و سخت رو طی کرد، از بنبست‌های بسیاری گذشت، ناهمواری‌های زیادی رو پشت سر گذاشت و هرچند به توصیف خودش، بعضی از خاطرات این جاده پس از گذشت سال‌ها همچنان آزارش میدن، اما نتیجه حسابی رضایتبخش بوده و حالا این مادر و معلم کوشا با گنجی از دانش و تجربه با ماست و آماده هست تا گنجینه با ارزشش رو با طالبان این امر به اشتراک بذاره.
سخن رو از این درازتر نکنیم و باقی ماجرا رو از میزبان این بارمون بشنویم!

 

مشخصات نشریه

 

  • نام مقاله: Empowering Our Children: Maximizing Skills, Opportunities, and Dreams
    توانمند سازی کودکان: به حداکثر رساندن مهارت‌ها، فرصت‌ها و رویاها
  • نویسنده: Carlton Anne Cook Walker
  • مترجم: مریم حفیظی
  • منبع: Future Reflection

یادداشت سردبیر

به عنوان رئیس سازمان ملی والدین کودکان نابینا (NOPBC), کارلتون واکر تجربه شخصی غنی و تخصص های همه جانبه ای را در اختیار ما قرار می دهد. علاوه بر اینکه وی مادر یک دختر نابیناست، وکیل و معلم افراد نابینا و کم بیناست.

 

سلام! من کارلتون آنه کوک هستم. من افتخار خدمت به عنوان رئیس سازمان ملی والدین کودکان نابینا (NOPBC) بخشی از فدراسیون ملی نابینایان (NFB) را دارم. هر ساله از سال ۱۹۸۳، NOPBC کنفرانس سالیانه خود را در کنوانسیون سالانه NFB برگزار کرده‌است و این نقطه قوت کنفرانس ما است. ما به عنوان بخش والدین کودکان نابینا، به متخصصان واقعی در امور مربوط به نابینایی دسترسی داریم. من مادر یک نوجوان نابینا و یک معلم دارای تاییدیه برای آموزش دانش آموزان نابینا هستم، و از افراد نابینا بسیار آموخته ام. همچنین بسیار از حمایت و خرد والدین کودکان نابینا برخوردارم. به راستی که خرد جمعی بهتر از خرد فردی است.

 

در NOPBC ما از همه استقبال می‌کنیم: والدین، خانواده‌ها، مربیان، و گروه های حمایت از کودکان نابینا. همه ما در ماموریت خود متحد هستیم:
• ایجاد فرصت برای کودکان نابینا در خانه و جامعه
• ارائه اطلاعات و حمایت از والدین کودکان نابینا
• تسهیل به اشتراک گذاشتن تجربه و نگرانی‌ها در میان والدین کودکان نابینا
• توسعه و گسترش منابع موجود برای والدین و فرزندان آن‌ها
• کمک به والدین کودکان نابینا برای درک بهتر و ایجاد دیدگاه صحیح از طریق همکاری و ارتباط با بزرگسالان نابینا
• فعالیت به عنوان بخش جدایی‌ناپذیر از فدراسیون ملی نابینایان (NFB) در تلاش مداوم خود برای دستیابی به برابری و ایجاد فرصت برای همه افراد نابینا.
ما از حضور شما در کنفرانس و کنوانسیون NFB استقبال می‌کنیم. ما پذیرای حضور شما در تمام جنبه‌های این همایش، از جمله جلسات عمومی و ضیافت در شب شنبه خواهیم بود. امیدواریم که از فرصت‌های متعدد و گوناگونی که در این هفته هم در کنفرانس NOPBC و هم در بقیه کنوانسیون NFB وجود دارد بهره کافی را ببرید.

 

از بهار ۲۰۲۰ مسیر جالبی را پیش رو داشتیم. هنگامی که نگرانی‌های بهداشتی مدارس را تعطیل کرد، تاثیر آن بر دانش آموزان تا حد زیادی متفاوت بود. دانش آموزان نابینا و کم بینا که دستورالعمل، مواد و منابع، فن‌آوری، و پشتیبانی موردنیاز در کلاس عادی را دریافت می‌کردند به آسانی با آموزش از راه دور ارتباط برقرار کردند. آن‌ها مهارت لازم برای عملکرد کامل در سطح تحصیلی بالاتر را داشتند، مواد درسی مورد نیاز پیش از حضور در کلاس فراهم بود و همچنین دسترسی بیست و چهار ساعته به فن‌آوری مورد نیاز برای آموزش آنلاین داشتند (و تمام نرم‌افزارهای مورد استفاده در مدرسه کاملاً در دسترس بود). متاسفانه، این تغییر رویکرد آموزشی برای دانش آموزان ما به ندرت در دسترس بود و نشان دهنده این واقعیت بود که حتی قبل از همه‌گیر شدن جهانی بیماری کرونا، افراد کمی از آموزش عمومی رایگان که مستحق آن بوده، برخوردار بودند. بسیاری از خانواده‌های ما در این بیماری همه‌گیر از طریق آموزش مبارزه کردند. با آموزشها و دستور العملهای در خانه ، والدین می توانستند بر آنچه که به فرزندان آنها ارایه شده و یا حتی ارایه نشده بود نظارت کنند.

 

در طول سال گذشته, NOPBC و NFB از طریق برنامه‌هایی مانند برنامه شروع دوره کودکی و وبینارهای سومین پنجشنبه از خانواده‌ها حمایت کردند. علاوه بر آن، دانش آموزان آموزش‌های خط بریل و شیوه های غیربصری را از طریق آکادمی NFB BELL و مفاهیم علمی را از طریق برنامه‌های NFB STEM فرا گرفتند. منابع و حمایتهای لازم نیز از طریق منابع یادگیری از راه دور NFB و ضبط جلسات در کنفرانس ۲۰۲۰ که دو جلسه آن درباره حمایت IEP بود در اختیار خانواده ها قرار گرفت.

 

در حال حاضر بیش از نیمی از سال 2021 را نیز پشت سر گذاشته ایم. این کنوانسیون هشتاد و یکم ما است و سال ۲۰۲۱ سال شانزدهم حضور من درNFB و NOPBC می باشد. هشتاد و یک و شانزده اعداد بسیار ویژه‌ای برای ما هستند که نشاندهنده قدرت رشد و شکوفایی ماست. شانزده محصول عدد 2 به توان 4 یعنی 2 ضربدر 2 ضربدر 2 ضربدر 2 است. اگر رشد خطی را نیز در نظر بگیریم و نیم این مقدار را حساب کنیم به 8 می رسیم. حالا بیایید به عدد 3 نگاهی بکنیم. در مدل رشد خطی چهار سه تایی به دوازده اضافه می‌شوند که عدد قابل توجهی است. اما هنگامی که ما محیط را برای رشد مهیا می کنیم و 3 را به توان 4 برسانیم به عدد 81 می رسیم به عبارتی به افزایش 675% می رسیم.

استفاده از بعضی کلمات اتفاقی نیست. چه در علم پزشکی باشد یا علوم دیگر، کلمه توان بیانگر قدرتی است که در طول زمان قویتر و قویتر می شود. همیشه به علوم علاقه داشتم. بعدها در زندگی شخصی شغل وکالت را برگزیدم، ازدواج کردم و مادر یک کودک نابینا بوده ام. بعدها توانستم به عنوان معلم کودکان نابینا و کم بینا فعالیت کرده و حامی حقوق معلولان در امور تحصیلی و شهروندی بشوم. اما همچنان علاقه به علوم در من باقی ماند.

 

پدر و یا مادر بودن سخت است. کودک بدون هیچ گونه دفترچه راهنما و یا خدمات پس از فروش ! به زندگی شما وارد می شود. هیچ ضمانت و هیچ بازگشتی وجود ندارد. مواردی همچون فرزندخواندگی ، ساختار خانوادگی، وجود یک یا چند معلولیت این امر را به مراتب سخت تر می نماید. وقوع معلولیتی همچون نابینایی و عمل کردن به عنوان والدین می تواند طاقت فرسا باشد همانگونه که خود تجربه کرده ام.
قبل از این که آنا به دنیا بیاید، من یک کودک را تنها یک‌بار در حدود نیم دقیقه نگه‌ داشته بودم. در سال اول، آنا کاترین مشکلات سلامتی بسیاری همراه با جراحی‌ها و بستری شدن های متعدد داشت. چندین بار به ما هشدار دادند که او آنقدر زنده نخواهد ماند که یک کودک نوپا بشود. – خاطره آن دوران هنوز مرا آزار می دهد. متخصصان و پزشکان بسیار از این موضوع مطمئن بودند اما ما همچنان مطمئن بودیم که اینگونه نخواهد بود. در بیمارستانی جدید متخصصان بررسی های خود را شروع کردند و آنا روز به روز بهبود یافت و رشد او آغاز شد. درست بعد از جشن تولد دوسالگی آنا متوجه شدیم که اقدامات اولیه پزشکان در آن زمان مانع رشد ماکولا در چشم آنا شده و باعث ایجاد زخم در شبکیه شده است. متوجه شدیم که فرزند ما رسما نابینا شده است. او دید مرکزی را در هردو چشم از دست داده و تنها دید محیطی به همراه نقاط کور دارد.
در آن زمان من و همسرم استفان خیلی تحت تاثیر این موضوع قرار نگرفتیم. از این گذشته، به نظر می رسید آنا کاترین با این موضوع به خوبی کنار آمده است، ما سخت‌تر از این‌ها را پشت سر گذاشته بودیم.
با این حال، به مرور زمان همه چیز تغییر کرد. با وجود اینکه به نظر نمی‌رسید تغییری در میزان بینایی آنا به وجود آمده باشد، توانایی مدیریت آنا دچار تغییر می‌شد. ما به سرعت دریافتیم که این امری کاملا طبیعی و منطقیست.

 

کودکان در حالی که بزرگ‌تر می‌شوند خواهان و نیازمند انجام امور و فعالیت‌های بیشتری هستند. بنابر این دید قابل کنترل یک کودک دو ساله برای یک پیش‌دبستانی کافی نبود. ما فدراسیون ملی نابینایان را پیدا کردیم و از این مدرسه خواستیم تا آموزش خط بریل و راه رفتن با عصا را به کودک نابینای ما ارائه دهد.
این داستانی نبود که در آن گل‌ها شکوفه می‌دهند، پرندگان می‌خوانند، و آنا کاترین پس از آن با خوشحالی زندگی می‌کند. این داستان واقعی زندگی ماست.

 

هرگز در برابر دستیابی به خواسته‌ای با چنین مقاومتی روبرو نشده بودم. متخصصان استفاده از خط بریل و عصا را بیهوده می دانستند. آنها به ما گفتند که آنا کاترین در حدی نابینا نیست که از این دو استفاده کند. ما در برابر این مخالفت‌ها از پا ننشستیم. ما مدارکی را جمع آوری کردیم تا نشان دهد که آنا کاترین در انجام تکالیف مدرسه به صورت بصری و حتی با استفاده از بزرگنما و یا حتی در رفت و آمدهای مستقل مناسب با سن در دوره مهد کودک با مشکل مواجه است. ما نگرانی‌های خود را در این مورد که بینایی آنا کاترین برای او کافی نبوده و تمرکز بر باقیمانده بینایی او باعث آزار کودک و در نهایت عقب ماندن وی در انجام امور زندگی آینده اش خواهد شد به اشتراک گذاشتیم. به ما گفته شد که کودکان از جمله آن‌هایی که از نظر قانونی نابینا محسوب می‌شوند، باید تمرکز خود را بر استفاده از بینایی قرار دهند.

 

پس از ماه‌ها و یک ارزیابی مستقل آموزشی (IEE) که “آموزش رسانه دوگانه” (چاپ و خط بریل) را مناسب تشخیص داد، سرانجام در هر ماه یک دستورالعمل به خط بریل و چند کاربرگ به خط بریل به دست آنا کاترین می رسید. با این حال، دسترسی مداوم به مطالب بریل، آموزش با کیفیت خط بریل، و دستورالعمل راه رفتن با عصا برای سال‌ها دست‌نیافتنی باقی ماند.
چرا چنین اتفاقی افتاد؟ قانون فدرال ، استفاده از خط بریل و آموزش خط بریل را برای همه کودکانی که به عنوان ” افراد دارای اختلال بینایی, از جمله نابینایی ” شناخته می شوند مجاز می داند مگر اینکه گروه IEP (براساس داده‌های خاص) تشخیص دهد که استفاده و آموزش به خط بریل برای کودک نامناسب است. به عبارت دیگر، کودکان نابینا / کم بینا بر اساس IEP نیازمند به آموزش به خط بریل تشخیص داده می شوند.
چرا تنها تعداد کمی از کودکان نابینا و کم بینا در مورد این مهارت بسیار حیاتی آموزش می‌بینند؟ چرا کودکان ما آموزش رفت و آمد با عصا را دریافت نمی کنند؟ چرا آن‌ها تحت آموزش استفاده از فن‌آوری کمکی در خانه و در مدرسه قرار نمی گیرند؟ تا حد زیادی به این دلیل که مربیان می‌خواهند تمرکز بر بینایی را به حداکثر برسانند.

 

زمانی که آن‌ها تمرکز بر بینایی را به حداکثر می‌رسانند، آموزش مهارت‌های حیاتی که کودکان ما برای شرکت در فعالیت‌های متناسب با سنشان در مدرسه، خانه و جوامعشان به آن‌ها نیاز دارند، از قبیل خط بریل، رفت و آمد با عصا، و فن‌آوری کمکی را به حداقل می‌رسانند، و در نهایت این کودکان هستند که رنج می‌برند.
در طول سال‌ها بارها و بارها شاهد این اتفاق بوده‌ام. من به NFB و NOPBC پیوستم و بسیاری از والدین و افراد نابینا را ملاقات کردم که به عنوان مربی به من و خانواده ام کمک بسیاری کرده اند و همچنان به ما کمک می‌کنند. من آموختم که کودکانی مانند کودک من (با داشتن میزان کمی از بینایی کاربردی) از مهارت‌های مربوط به نابینایی بهره‌مند خواهند شد؛ به واسطه این مهارت های نابینایی این کودکان می آموزند که چه زمانی از مهارتهای بصری و چه زمانی از مهارت های غیر بصری استفاده کنند. زمانی که کودکان مهارت‌های نابینایی را می‌آموزند ، به آنها کمک می کنیم تا به حداکثر توان خود برسند.

 

در مدت زمانی که در مدارس جنوب – مرکز پنسیلوانیا تدریس می‌کردم در کمال نا امیدی متوجه این موضوع شدم که تمرکز ناصحیح بر استفاده از بینایی تنها بخش کوچکی از ماجراست. دریافتم که نه تنها تمرکز بر مهارت ها بی اهمیت پنداشته می شوند بلکه بارها و بارها با افرادی روبرو شدم که تمایلی به ارائه فرصت‌های عادلانه برای فرزندانمان نداشتند. زیرا زمانی که تمرکز را تنها بر بینایی بگذاریم ، ارایه خدمات را برای کودکان و دانش آموزان نابینا به حداقل می رسد. در اولین سال تدریسم، یکی از دانش آموزان من معلمی داشت که از ارائه مطالب امتحان به شیوه بریل خودداری کرده بود و دانش آموز مجبور بود تا به طور شفاهی آزمون دهد. او تنها دانش‌آموزی بود که این امکان را نداشت که پاسخ سوال های خود را بنویسد و آنها را بازخوانی کند. بعد از هفته ها شکایت، بالاخره مدیر وارد عمل شد و از معلم مذکور درخواست کرد تا تمام مطالب مورد نیاز را به صورت بریل در اختیار من و دانش آموزم قرار دهد. روز بعد همچنان مطالب به صورت بریل در دسترس نبود. من به مدیر اطلاع دادم و او دستور داد تا تمام دانش آموزان به صورت شفاهی امتحان دهند. دانش آموز نابینای من در آن آزمون درخشید و بیش از 20 امتیاز بالاتر از تمام همکلاسی های خود دریافت نمود. آن روز همه ما و آن معلم درس خوبی در مورد اهمیت قابلیت دسترسی و دفاع از حقوق آموختیم.
در زمان دیگر، یک معلم علوم به من مراجعه کرد تا در مورد دانش‌آموزی که یک کاربرگ را گم کرده بود، صحبت کند. من بابت این اطلاعات از او تشکر کردم و پرسیدم که آیا دیگر دانش آموزان کلاس هفتم نیز کاربرگ خود را گم کرده اند. او پس از مکثی به قفسه های کنار دیوار اشاره کرد، جایی که در آن نسخه های چاپی اضافی از کاربرگ ها همیشه در اختیار دانش آموزان عادی بینا قرار داشت.

 

من به عنوان یک مادر، به عنوان یک معلم، و به عنوان یک حامی، با موارد بسیاری از عدم وجود تکنولوژی و آموزش‌های مورد نیاز فرزندانمان مواجه شده ام. در حالی که کودکان بینا در دوره پیش‌دبستانی به راحتی به آی پد دسترسی دارند، بسیاری از استفاده کنندگان خط بریل باید سالها منتظر بمانند تا بتوانند از صفحات مخصوص خط بریل که معادل اسکرین هاست استفاده کنند. درحالی که کودکان بینا می توانند به راحتی از صفحات لمسی و موس استفاده کنند سالها باید بگذرد تا کودکان نابینای ما بتوانند از افزارهای خوانش متن و دستورالعمل آنها استفاده کرده و به آن دسترسی داشته باشند. بدون وجود این ابزارها، کودکان ما از فرصت های برابر با کودکان بینا و استفاده از تکنولوژی چه اکنون و چه در آینده محروم خواهند ماند.

 

بدون شک، بدترین اثر تمرکز بر بینایی، از بین بردن رویاهای فرزندان ما است. به طور معمول، کودکان نابینا یا کم بینا در سنین 3 یا 4 سالگی می آموزند تا در رویاهای خود واقع بین باشند. در حالی که کودکان بینا در این سنین تشویق می شوند تا در آینده دانشمند، وکیل، هنرپیشه، ستارگان ورزشی، پزشک، حقوق دان، معلم، و یا رییس جمهور شوند ، کودکان نابینای ما درمی یابند که نمی توانند چنین رویاهایی را در سر بپرورانند. هرچند که این رویاها برای بسیاری از کودکان چه بینا و چه نابینا به واقعیت نمی پیوندد. هر چند نابیناهایی هستند که به مدارج دکترا در علوم مختلف رسیده و در رشته های STEM مشغول به فعالیتند و یا برای FBI و یا سازمان های اطلاعاتی کار می کنند، هنرپیشه های ماهر و یا ورزشکارانی قابلند. بسیاری از افراد نابینا به عنوان وکلای دادگاه عالی ایالات متحده ، دولتمردان، و به عنوان قضات دادگاه عالی مشغول به فعالیت هستند. بسیاری از این افراد به طور کامل نابینا هستند. این افراد به جای تمرکز بر موضوع بینایی بر موضوع زندگی تمرکز کرده اند. این الگوهای عالی به فرزندان ما می آموزند که برای موفقیت نیازی به عملکرد دیداری نیست، آنچه که بسیار اهمیت دارد اعتماد به نفس است. اعتماد به نفس از رویاهای ما شروع می شود، رویای آنچه می توان تجربه کرد، آنچه که می توان انجام داد و آنچه که می توان بود.
زمانی که تمرکز را از روی عملکرد دیداری برداریم می توانیم بر فرزندانمان تمرکز کنیم. می توانیم بر روی مهارت هایی تمرکز کنیم که به کودکان ما امکان خواندن، نوشتن، محاسبه، استفاده از اینترنت، شرکت در PE ، مطالعه هنر و موسیقی، رقص، راه رفتن، دویدن، و بازی کردن می دهد. آنها می توانند برابر با همتایان بینای خود به زندگی مستقل خود ادامه دهند.
در اینجا مثالی از تمرکز بر رویاها نقل می کنم: بدون در نظر گرفتن محدودیتی خاص مانند معلولیت یا مسائل مالی گفتگو را شروع کرده و از کودکتان بپرسید اگر یک چراغ جادو داشت چه می کرد؟ بدین وسیله علایق و مهارت های آنها را درخواهید یافت. ممکن است انجام این کار برای شما و فرزندتان دشوار باشد اما حتما این شیوه را بیازمایید. این گفتگوها بسیار حیاتی هستند. از طریق این مکالمات ابعاد مختلف وجودی فرزندمان را در می یابیم. می توانیم با پیام های منفی که فرزند ما دریافت می کند مقابله کنیم و فضایی ایجاد کنیم تا جنبه های مثبت بیشتری در آن موجود باشد. تمرین کردن چنین مواردی می تواند فضایی مناسب برای پرورش رویاها در اختیار کودک ما قرار دهد.

 

وقتی تنها تمرکز بر موضوع عملکرد دیداری باشد تنها چیزی که می توان انتظار داشت رشد خطی است. اما هنگامی که تمرکز را بر مهارت ها، فرصت ها، و رویا ها می گذاریم امکان رشد تصاعدی فراهم خواهد بود. البته این به تنهایی کافی نیست. رشد تصاعدی با اعداد بزرگتر بیشتر خواهد بود. عدد یک به هر توان همان یک خواهد بود. اما زمانیکه موضوع متخصصان نابینایی و متخصصان آموزش نابینایی باشد عدد مورد نظر به 2، 3، 4 و یا حتی اعداد بالاتر افزایش پیدا خواهد کرد. میتوان عدد 1 را پشت سر گذاشت و به اعدادی همچون 16، 81، 256، و یا بالاتر رسید.

 

در NFB و NOPBC به همراه فرزندانتان به ما بپیوندید. در کنار یکدیگر می توان تکنیک های جایگزین را به فرزندانمان بیاموزیم و توانایی های آنان را به حداکثر برسانیم. ما از دستیابی عادلانه این کودکان به فرصت هایی که استحقاق آن را دارند قویا حمایت می کنیم. رویاهای آنان را خواهیم شنید و به یاری هم به آنان رخت واقعیت خواهیم پوشاند. به بیان دیگر، با تمرکز و تقویت مهارت ها، فرصت ها، و رویاها کودکان را توانمند خواهیم ساخت.

 

شناسنامه نشریه جهان آزاد

همانطور که از نام این نشریه بر می‌آید، قرار است به تجربیات نابینایان، والدینشان، اطرافیانشان، دوستانشان و هر انسانی که تمایل به فهم معلول و معلولیت دارد و توانسته در این راه به چیزهایی نیز دست‌یابد بپردازد. البته ما تمرکزمان بیشتر بر روی تجربیات عزیزان در حوزه ی نابینایی است. می خواهیم ببینیم والدین یک نابینا برای دستیابی فرزندش به حق و حقوقش دست به چه اقداماتی می زند. می خواهیم ببینیم تمام کسانی که با نابینا در ارتباط هستند، چه کاری برای هرچه مستقلتر شدن فرد با آسیب بینایی انجام می دهند و کدامشان اثربخش بوده است. خلاصه ی کلام اینکه میخواهیم در حوزه نابینایی از تجربیات دنیا بهره ببریم تا روزی با آگاهی از این تجربیات بتوانیم به خود تلنگری زده و به سمت اهدافمان حرکت کنیم.
البته اگر پدر و مادری یا دوست و آشنایی در ایران عزیز نیز توانسته برای حل مشکلی از مشکلات بیشمار نابینا راه حلی پیدا کند، می تواند آن را در قالب یک مقاله در اختیار ما قرار دهد. چون ایران هم بخشی از این جهان است و ما برای جمع آوری این تجربیات همیشه هم لازم نیست دست به دامان جراید غرب باشیم. هرچند که فعلاً ظاهراً راه دیگری وجود ندارد. همه ی ما بر این امر واقفیم که دنیای غرب در خصوص معلول و معلولیت خیلی زودتر و بیشتر از ما از خود جنب‌و‌جوش نشان داده و به دست آوردهای بی نظیری دست یافته است.
اگر دوستی هم مقاله ای را خوانده و آن را مفید یافته، می تواند آن را ازطُرُقی که در پایان می آید، جهت ترجمه به دست ما برساند.
فعلا بنا بر این است که ماهی یک مقاله ی تخصصی در این موضوع منتشر کنیم. ولی شاید زندگی مجال بیشتری به ما داد و آخر هر ماه مطالب بیشتری جمع آوری کرده و در طول ماه به خدمتتان پیشکش کردیم.
ذکر این نکته هم الزامی می‌باشد که قرار نیست همیشه مقاله ی منتشر شده همراه با فایل صوتی باشد. ولی تلاشمان بر این است که این اتفاق جذاب همیشه بیفتد.
قطعا نظرات، انتقادات و پیشنهادات شما می تواند چراغ راه ما باشد.
ایمیل: hotgooshkon@gmail.com
آیدی تلگرام: @hotgooshkon1
به امید جهانی آزاد تر!

درباره محسن صالحی

محسن صالحی هستم, متولد 11 آبان 1369 و ساکن شهرستان سمیرم. به علت بیماری RP از سال 93 تا 94 با افت شَدید بینایی رو‌به‌رو شدم و در حال حاضر فقط تشخیص نور دارم. جهت ارتباط و ارسال پیشنهادات و همکاری با برنامه هات گوش کن, با آیدی تلگرام @HotGooshkon1 و ایمیل HotGooshkon@Gmail.Com در تماس باشید.
این نوشته در آموزش, اجتماعی, مقاله ها, نشریه جهان آزاد ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

One Response to نشریه جهان آزاد، شماره 47. توانمند سازی کودکان: به حداکثر رساندن مهارت‌ها، فرصت‌ها و رویاها

  1. 1

    سلام. مقاله انگیزشی جالبی بود.
    موفق باشین.

دیدگاهتان را بنویسید