بینایی که کم میشود یا ازدست میرود، فقط چشم نیست که خاموش میشود؛ آرامآرام، انگار چیزی در درون آدم شروع به لرزیدن میکند، دنیایی که بلد بودی با آن کنار بیایی، دیگر شبیه به قبل نیست، راهها ناآشنا میشوند، سادهترین کارها شکل تازهای پیدا میکنند و مهمتر از همه، ذهن و روان انسان با پرسشهایی که شاید پیش از آن هیچوقت با آنها روبهرو نبوده، مواجه میگردد.
در این شماره از نشریه خودآگاهیجنسی، سراغ همین سؤالها رفتهایم، اینکه چطور آسیببینایی میتواند در سکوت، روان فرد را تحتتأثیر قرار دهد؟ چطور اضطراب، بیحوصلگی، احساس انزوا یا حتی افسردگی میتوانند بعد از کاهش بینایی ظاهر شوند و چهچیزهایی کمک میکنند که فرد دوباره با خودش، با بدنش، با زندگیاش کنار بیاید؟
مشخصات نشریه:
- نام مقاله: How Vision Loss Impacts Mental Health.
- چگونه ازدستدادنبینایی بر سلامتروان تأثیر میگذارد.
- مترجم: میثم امینی.
- منبع:
www.allaboutvision.com
آیا از دست دادن بینایی میتواند بر سلامت روان شما تاثیر بگذارد؟
وقتی بینایی که افراد بهشدت به آن متکی هستند، شروع به زوال میکند، میتواند اثراتی جدی بر مغز و سلامتروان ایشان داشته باشد. اگرچه میتوان از نظر جسمی با ازدستدادن این حس سازگار شد، اما کنارآمدن با عوارض روانی و عاطفی ازدستدادنبینایی اغلب دشوارتر است.
برای بسیاری، بینایی ارزشمندترین حس از بین تمام حواس است و به نظر میرسد، ساختار مغز وابستگی شدید افراد به بیناییشان را تأیید میکند. بخش بزرگی از مغز برای پردازش اطلاعات حسیبصری پیچیده، به کار میرود. این بخش بهطور قابلتوجهی بزرگتر از چیزی است که حواس دیگر اشغال میکنند.
اذعان به اینکه ازدستدادنبینایی بر سلامتروان تأثیر میگذارد، میتواند کنارآمدن با دشواریهای عاطفی را آسانتر کند. همچنین پذیرش تغییرات بینایی به شما این آزادی را میدهد تا استراتژیهای تطبیقی را برای غلبه بر این دشواریها بیاموزید.
ازدستدادنبینایی و اضطراب
ازدستدادنبینایی، چه تدریجی و چه ناگهانی، میتواند یک تجربه ترسناک باشد. ترس و نگرانی میتواند با فکرکردن به اینکه چگونه آسیب بینایی شیوه زندگی را تغییر خواهد داد، ایجاد شود.
جاستین رُوماک که با گُلُکُم مادرزادی متولد شده بود تا سن ۲۶ سالگی بهتدریج بینایی خود را از دست داد، تا جایی که فقط امکان تشخیص نور برایش باقیمانده بود. چند سال بعد، همان را هم از دست داد. هرچند ازدستدادنبینایی باتوجه به شرایط او پیشبینی شده بود، ولی این اتفاق زمانی افتاد که او به سن بزرگسالی رسیده بود و متوجه سنگینی اضطراب خود شد.
او میگوید: «ازدستدادنبینایی در دوران دبستان برای من مشکلساز نبود. بعد از فارغالتحصیلی در دبیرستان تجربهای متفاوت کسب کردم. دانشگاه واقعا سخت بود. من در آن زمان نمیدانستم که چقدر سلامت روانم بد است.»
جاستین با اضطراب عمومی و افسردگی مزمن زندگی میکرد، اما مشخص نبود که آیا نابینایی او باعث هر دو بیماری شده است یا خیر.
او میگوید: «تشخیص اینکه چه مقدار از اضطراب و افسردگی من به دلیل نابیناییام بود یا اینکه صرفا مغز من اینطور سیمکشی شده، سخت است؛ اما قطعا آنها به هم وابسته هستند.»
البته ممکن است، افراد اضطراب یا افسردگی داشته باشند و ناشی از ازدستدادنبیناییشان هم نباشد؛ اما تحقیقات نشان میدهد که رابطهای قوی بین این دو مقوله وجود دارد. همچنین اینکه ازدستدادن بینایی مشکلات سلامتروان موجود را بدتر میکند، جز موارد شایع است.
مطالعهای که توسط مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای امریکا انجام شده، نشان میدهد که از هر ۴ بزرگسال مبتلا به کاهشبینایی، ۱ نفر اضطراب یا افسردگی را گزارش کردهاست. احتمال تجربه این موارد در بزرگسالان جوان تقریبا پنج برابر بیشتر از بزرگسالان ۶۵ سال به بالاست. گمان میرود، بزرگسالان جوانتر بیشتر مستعد مشکلات عاطفی باشند؛ زیرا هنوز استراتژیهای مقابلهای را برای خود ایجاد نکردهاند.
اما این موضوع احتمال وجود سلامتروان ضعیفتر در بزرگسالان مسنتر که دچار کاهشبینایی هستند را کم نمیکند. مطالعات انجامشده روی بزرگسالان ۶۰سال به بالا، نشان داده که اختلالات اضطرابی در بزرگسالان دارای اختلالبینایی بسیار بیشتر است.
اضطراب و پیرچشمی
اضطرابی که با کاهشبینایی همراه است، میتواند در تمام سطوح اختلالبینایی وجود داشته باشد. بهعنوانمثال تقریبا تمام بزرگسالان بالای ۴۰سال تغییر بینایی مرتبط با سن به نام پیرچشمی را تجربه میکنند. پیرچشمی بر توانایی چشمها در تمرکز روی اشیای نزدیک تأثیر میگذارد. این امر باعث میشود که دیدن در حین انجام کارهایی که به دید نزدیک نیاز دارند؛ مانند مشاهده تصاویر در تلفنهمراه و خواندن نوشتههای ریز، دشوار باشد.
پیرچشمی را میتوان با یک عینک مطالعه یا عینک دارای عدسی تدریجی اصلاح کرد. اما ایده ازدستدادن وضوح دید نزدیک میتواند در بزرگسالانی که قبلاً هرگز با مشکلات بینایی مواجه نشدهاند اضطراب ایجاد کند.
این امر بهویژه در خصوص بزرگسالانی که برای امرارمعاش خود به دید نزدیک متکی هستند، صادق است. برخی از نمونههای این موارد شامل: خیاطان، جراحان و کشاورزان است. عینک مطالعه و سایر اشکال اصلاح پیرچشمی به این افراد اجازه میدهد تا شغل خود را با وضوح دید انجام دهند و درعینحال مخارج خود و خانوادهشان را تأمین کنند.
علائم اضطراب
اگر یک یا چند مورد از علائم زیر را تجربه میکنید، ممکن است اضطراب داشته باشید:
- مشکل در به خواب رفتن یا در خواب ماندن
- مشکل در تمرکز
- احساس آشفتگی یا بیقراری
- درد بیدلیل معده، سر یا عضلات
- آزردگی
- زود خسته شدن
- احساس نگرانی کنترل نشده
صحبت با پزشک در مورد اضطراب طولانیمدت، مهم است. چندین گزینه درمانی و مدیریتی وجود دارد که میتواند به آرامکردن اضطراب و علائم مرتبط با آن کمک کند.
ازدستدادنبینایی و افسردگی
اضطراب طولانیمدتی که درمان نشود، میتواند به افسردگی تبدیل شود. این چیزی است که جاستین پس از ازدستدادن بیناییاش تجربه کرد. او مدت زیادی از مشکلات سلامتروان پیرامون ازدستدادن بیناییاش فرار میکرد. اما به جایی رسید که دیگر نمیتوانست واقعیت را انکار کند.
جاستین میگوید: «شما میتوانید انرژی عاطفی را فقط برای مدتی سرکوب کنید. اما این انرژی مثل گاز داخل یک قوطی نوشابه باید بیرون بیاید. انرژی عاطفی به خودیخود از بین نمیرود.»
در ابتدا برای جاستین پذیرش ازدستدادنبینایی بهعنوان بخشی از آیندهاش دشوار بود. او میترسید که فقدان بینایی بر ارزش او بهعنوان یک عضو مؤثر جامعه تأثیر بگذارد.
جاستین میگوید: «من زیاد با احساس بیارزشی دستوپنجه نرم کردم. فکر میکردم که تمام عمرم بیکار خواهم بود و نمیتوانم برای خانوادهام امرارمعاش کنم. کنارآمدن با این احساس، واقعا سخت است. این دوران، دوران تاریکی بود.»
ترس جاستین در مورد کیفیت زندگیاش با نابینایی غیرمعمول نیست. در یک نظرسنجی که در آن از مردم پرسیده شد که با ازدستدادن کدام حس، بیشتر از همه میترسند، اکثر افراد، بینایی را انتخاب کردند.
این ترس احتمالا به دلیل این باور است که نابینایی بر کیفیت زندگی فرد تأثیر منفی میگذارد. مطالعاتی که به بررسی ازدستدادن بینایی و کیفیت زندگی پرداختهاند، نشان میدهند که در ابتدای ازدستدادنبینایی یک کاهش تدریجی در کیفیت زندگی رخ میدهد. این کاهش با بدتر شدن مشکل بینایی، ادامه مییابد.
وقتی فردی با ازدستدادنبینایی زندگی میکند، کیفیت زندگی او را عوامل مختلفی تعیین میکنند. این عوامل شامل رفاه عاطفی و روابط اجتماعی است. ناراحتیهای ناشی از اختلالبینایی فرد نیز در نظر گرفته میشود. استقلال هم بر کیفیت زندگی تأثیر میگذارد. این چیزی است که بسیاری از افرادی که دچار آسیببینایی میشوند از آن میترسند.
علائم افسردگی
کسانی که یک یا چند مورد از علائم زیر را تجربه میکنند، ممکن است افسردگی داشته باشند:
- بیعلاقگی به فعالیتهایی که قبلاً از آنها لذت میبردند.
- خستگی، حتی پس از یک استراحت شبانه خوب.
- احساس گناه، درماندگی یا بیارزشی.
- خوابیدن بیش از حد یا خیلی کم.
- احساس اضطراب یا غم در بیشتر یا تمام اوقات.
- ناامیدی یا آزردگی عمومی.
- فکر به خودآزاری.
اگر با علائم افسردگی مواجه هستید، صحبت با پزشک مهم است. درمانها و داروهای مختلفی وجود دارد که میتوانند به تسکین این علائم و بازیابی سلامتروان شما کمک کنند.
چرا ازدستدادنبینایی بر سلامتروان تأثیر میگذارد؟
دلایل مختلفی برای تأثیر ازدستدادنبینایی بر سلامتروان وجود دارد. عامل اصلی در بیشتر دلایل، عدم داشتن استقلال جدیدی است که فرد پس از ازدستدادنبینایی تجربه میکند.
بهعنوانمثال ازدستدادنبینایی با مشکل در بالا و پایینرفتن از پلهها، همراه است. پیمایش در محیطهای ناآشنا نیز به یک چالش تبدیل میشود. این امر خطر سقوط و آسیبدیدگی را بهویژه در افراد مسنتر افزایش میدهد.
ترس از سقوط یا آسیبدیدن، اغلب افراد مسن را منزوی نگه میدارد. آنها دیگر فعالیتهای فیزیکی یا اجتماعی سابق خود را ندارند. اما فعالبودن از نظر اجتماعی و فیزیکی برای سلامت ذهنی مفید است. وقتی مغز دیگر این تحریک ذهنی را دریافت نمیکند، این موضوع میتواند احساس انزوا را افزایش دهد و باعث کاهش سلامت مغز شود.
جاستین حتی باوجود خانوادهای که حامی او بودند، به یاد میآورد که دررابطهبا نابینایی خود احساس تنهایی میکرد.
او توضیح داد: «وقتی بیناییتان را ازدست میدهید، انگار در یک جزیره هستید، یا حداقل اینطور فکر میکنید. شخصا احساس میکردم که کلمه مشکل روی سر و قلبم نوشته شده است، این بار سنگینی است که بخواهی با آن دنیا را طی کنی؛ بنابراین مطمئنا آدم با این موضوع دچار مشکلات سلامتروان خواهد شد.»
کمی پس از اینکه جاستین بقیه بیناییاش را از دست داد، نقطه عطفی را در روند ازدستدادن بیناییاش تجربه کرد. او بالاخره به خودش اجازه داد افکار و احساساتی را که مدتها با آنها مبارزه کرده بود، تجربه کند.
او میگوید: «این انرژی احساسی که سرکوب کرده بودم، باید تخلیه میشد و باید در مورد آن صادق میبودم. آن لحظه برای من لحظه بزرگی بود. اینطور نبود که بعد از آن همه چیز عالی باشد، اما اولین لحظهای بود که واقعا توانستم اعتراف کنم: خب، این منم. این چیزی است که با آن دستوپنجه نرم میکنم و باید با آن کاری کنم.»
پس از اینکه تصمیم گرفت که دیگر احساس انزوا نکند، تمام تلاش خود را کرد تا از جزیره استعاری خویش خارج شود. او شروع به استفاده از شبکههای اجتماعی برای یافتن و تعامل با افرادی کرد که تجربیات مشابهی دارند.
او میگوید: «من جامعهای از افراد نابینای واقعا عجیبوغریب اما فوقالعاده را پیدا کردم که علایق مشابهی با من داشتند.»
جاستین برای فعال نگهداشتن ذهن افراد نابینا و کمبینا، آنها را تشویق میکند تا از منابع مختلف استفاده کنند. این منابع میتوانند به آنها کمک کنند تا در گروههای مورد علاقه خود در ارتباط و مشارکت باشند.
یادگرفتن زندگیکردن با آسیببینایی
سروکله زدن با آسیببینایی قطعا میتواند آسیبزا باشد. مهم است که با صحبت با خانواده، دوستان و حتی یک تراپیست، این فقدان را پردازش و برای آن سوگواری کنید. صحبتکردن در مورد تجربهتان، میتواند به شما در مدیریت احساساتتان پیرامون آسیب بیناییتان کمک کند.
جاستین در دانشگاه تگزاس اِیاَنداِم بهعنوان هماهنگکننده استفاده از تکنولوژیهای کمکی، مشغول به کار است. به همین دلیل شدیدا طرفدار یافتن و استفاده از منابع تطبیقی است. این منابع میتوانند به آزادانه و مستقل زندگی کردن در حدامکان، کمک کنند.
او میگوید: «مردم میترسند که ازدستدادنبینایی به معنای ازدستدادن استقلالشان باشد و نتوانند کارهایی را که ازشان لذت میبرند، انجام دهند. راههای زیادی برای کنارآمدن با شرایط وجود دارد و باید به این منابع رجوع کنید تا به شما نشان دهند چگونه این کار را بکنید.»
برخی از بهترین منابعی که او توصیه میکند، شامل همکاری با مراکز توانبخشی حرفهای است. این مراکز به افراد نابینا و کمبینا در مورد فناوری و اشتغال، آموزش میدهند. آنها همچنین امکاناتی را ارائه میدهند که میتوانند از افراد نابینا و کمبینا در خانه و محل کارشان حمایت کنند.
منابع دیگر شامل مراکزی برای زندگی مستقل است. این مراکز مهارتهایی را به افراد نابینا و کمبینا که بهتنهایی زندگی میکنند، آموزش میدهند.
همچنین وقتی شروع به ازدستدادنبینایی میکنید، سطحی از تأمل و پذیرش شخصی لازم است. مردم بخش زیادی از ارزش خود را به تواناییهای فیزیکی نسبت میدهند. وقتی این توانایی از دست میرود، اغلب معتقدند که ارزش آنها بهعنوان یک انسان کاهش مییابد. جاستین اغلب به دانشجویان توضیح میدهد که ارزش یک فرد فراتر از توانایی دیدن او است.
او میگوید: «ارزش من به کارهایی که میتوانم با دستانم انجام دهم محدود نمیشود. یک معلولیت آنچه را که در قلب یا ذهن خود میدانید، تغییر نمیدهد. ممکن است استراتژی شما را برای آینده تغییر دهد، اما معلولیت ارزش شما را نسبت به دیگران کمتر نمیکند.»
یادگیری پذیرش و درک ارزش خود، حیاتی است و تدوین استراتژیهایی برای داشتن یک زندگی مستقل و پربار را باوجود فقدان بینایی ممکن میسازد.
جاستین میگوید: «من افراد نابینای خیلی خیلی موفقی را میشناسم. نابینایانی که جهان را به روشهای واقعاً باورنکردنی تغییر دادهاند. آیا من میتوانم خلبان یک هواپیما باشم؟ مطمئنا نه. اما ۱۰۰۰۰۰ کار دیگر وجود دارد که میتوانم آنها را انجام دهم.»