تربیت فرزندان توسط والدینی که یکی از آن‌ها نابینا و دیگری بیناست.

پدر و مادر شدن یکی از پر‌‌ارزش‌ترین و در عین حال دشوارترین مراحل زندگی هر آدمیست. از همان لحظه‌ای که فرزندی را به این دنیا می‌آورید، مسئول بهروزی، شادی و رشد او هستید. حالا تصور کنید زن و شوهری وارد این مرحله از زندگی شوند که یکی‌شان نابینا و دیگری بینا باشد. این زوج بچه‌هایشان را چگونه بزرگ می‌کنند؟ با چه موانعی رو‌به‌رو می‌شوند؟ و چطور بر آن‌ها غلبه می‌کنند؟

در این مقاله از مجموعۀ فرزندپروری هدفمند، تجربیات منحصر‌به‌فرد والدینی را که میزان بینایی‌شان با هم متفاوت است، بررسی می‌کنیم و می‌بینیم که این زوج‌ها مسیر پرورش فرزند را چطور دست‌دردست همدیگر طی می‌کنند. پس آماده باشید که با خواندن داستان‌هایشان دل‌گرم شوید!

 

مشخصات مقاله:

 

  • نام مقاله: raising children with one blind and one sighted parent.
  • تربیت فرزندان توسط والدینی که یکی از آن‌ها نابینا و دیگری بیناست.
  • نویسنده: مایْک کالوُو.
  • مترجم: سعید زرگریان.
  • منبع: pneumasolutions

 

مقدمه:

بچه‌بزرگ‌کردن والدینی که یکی‌شان نابینا و دیگری بیناست، شاید مشکلات منحصر‌به‌فردی ایجاد کند؛ اما مهم است یادتان باشد که این مرحله از زندگی را می‌شود با همکاری یکدیگر با موفقیت پشت سر گذاشت. برای اینکه والدین مطمئن شوند که هر دو با یکدیگر همراه‌اند و می‌توانند دائما از فرزندانشان مراقبت کنند، ارتباط میان آن‌ها نقش بسیار مهمی دارد. این هم اهمیت دارد که زن و شوهر نقاط قوت یکدیگر را بشناسند و از آن‌ها استفاده کنند، مثل اینکه والد بینا قسمت اعظم مسئولیت‌های مربوط به رانندگی را به عهده بگیرد یا والد نابینا از حواسِ قوی‌ترَش برای عملکرد بهتر در سایر حوزه‌ها استفاده کند. با قدری خلاقیت و انطباق‌پذیری، امور روزمره مثل تهیۀ غذا، حمل‌و‌نقل و حتی بازی را می‌شود به‌صورت تیمی انجام داد. علاوه‌بر‌این، با دسترسی به منابع و شبکه‌های حمایتی، والدین می‌توانند پشتیبان خانواده‌شان باشند و مطمئن شوند که فرزندانشان تمام ملزومات رشد و بالندگی را در اختیار دارند.

 

غلبه بر مشکلات: والدینی با میزان بینایی متفاوت

بچه‌بزرگ‌کردن به خودی‌خود کار دشواریست و تازه، اگر یکی از والدین دچار آسیب‌بینایی باشد، چه‌بسا دشوارتر هم بشود. یکی از جنبه‌های مهم بچه‌بزرگ‌کردن والدینی که یکی از آن‌ها نابیناست و دیگری بینا، این است که اعضای این تیم دونفره یاد بگیرند خود را با تفاوت میزان بینایی‌شان وفق دهند. والدین باید روش‌هایی پیدا کنند تا کارها را با همکاری یکدیگر انجام دهند و نیازها و محدودیت‌هایشان را به‌شکل مؤثر به اطلاع یکدیگر برسانند.

برخی از دشواری‌های بچه‌بزرگ‌کردن چنین والدینی این‌هاست: جابه‌جاکردن بچه‌ها با ماشین، نظارت بر فعالیت‌های فضای باز یا کمک‌کردن به بچه‌ها در انجام تکالیفی که به خواندن کتاب‌های دسترس‌ناپذیر یا متون ریز احتیاج دارد. با این حال، لزومی ندارد که این دشواری‌ها سد راه فرزندپروری موفق شود. اگر والدین دست به دست هم دهند و راهکارهای خلاقانه پیدا کنند، می‌توانند بسیاری از موانع را کنار بزنند.

برای مثال، والدِ نابینا می‌تواند به‌جای اینکه والدِ بینا را به راندن وسیلۀ نقلیۀ خودشان مجبور کند، به‌سراغ استفاده از وسایل نقلیۀ عمومی برود، یا برای کمک به بچه‌ها در انجام تکالیفشان، از کتاب‌های صوتی یا نرم‌افزارهای صفحه‌خوان کمک بگیرد. کلید موفقیت این است که زن و شوهر ارتباط صریح و شفافی با هم داشته باشند و نقاط قوت و ضعف همدیگر را به‌وضوح درک کنند.

روی‌هم‌رفته، بچه‌بزرگ‌کردنِ والدینی که یکی‌شان نابینا و دیگری بیناست، در عین حال که مشکلات منحصر‌به‌فردی ایجاد می‌کند، فرصت‌هایی را هم به منظور خلاقیت و مشارکت برای غلبه بر این مشکلات فراهم می‌آورد.

 

وفق‌دادن خود با زندگی روزمره: نکات و ترفندهایی برای بچه‌بزرگ‌کردنِ تیمی که یکی از اعضایش بینا و دیگری نابیناست

بچه‌بزرگ‌کردن خودش به‌قدر کافی دشوار است؛ تازه، وقتی که یکی از والدین نابینا باشد و دیگری بینا، دشواری‌اش بیشتر هم می‌شود. در زیر، نکاتی را آورده‌ام که زندگی را برای چنین والدینی آسان‌تر می‌کند:

  1. خانه‌تان را مرتب کنید: همیشه چیزها را در جای مشخص بگذارید تا هر دو بتوانید آن‌ها را به‌آسانی پیدا کنید و از این نظر تفاوتی میانتان نباشد. با استفاده از ماژیک‌های پررنگ و واضح یا برچسب‌های بریل، وسایل را برچسب‌گذاری کنید.
  2. از فناوری استفاده کنید: برنامه‌های کاربردی و تجهیزات زیادی وجود دارد که به والدین با آسیب‌بینایی در انجام امور روزمره مثل پخت‌و‌پَز، مطالعه و زمان‌بندی قرارها کمک می‌کند.
  3. روش‌هایی پیدا کنید تا همه بتوانند در فعالیت‌ها شرکت کنند: فعالیت‌هایی انتخاب کنید که همۀ اعضای خانواده را، بدون توجه به میزان بینایی‌شان، مشارکت دهد —‌مثلا انجام بازی‌های رومیزی با قطعات قابل‌لمس یا پیاده‌روی در طبیعت که در طی آن می‌شود از حواس مختلف استفاده کرد.
  4. *روال ثابت ایجاد کنید*: برای فعالیت‌های روزمره مثل صرف غذا، آداب پیش از خواب یا انجام کارهای منزل، روال ثابت و یکنواختی شکل دهید. این کار کمک می‌کند تا همه احساس منظم‌بودن داشته باشند.
  5. *استقلال را تمرین کنید*: برای اینکه بچه‌ها را به توسعۀ مهارت‌های زندگی مستقل تشویق کنید، از آن‌ها بخواهید در انجام برخی از کارهای منزل که مناسب سنشان است، مثل چیدن میز، مشارکت کنند.

 

با ایجاد محیطی حمایتی بر پایۀ کار تیمی، ارتباط، به‌کارگیری فناوری و تأکید بر حضور همه، والدینی که یکی از آن‌ها نابینا و دیگری بیناست، ظرفیت عظیمی به دست می‌آورند تا افراد سازنده‌ای تربیت کنند که به‌رغم هرگونه انگ معلولیت والدین که شاید در بیرون از خانه با آن مواجه شوند، از درون احساس امنیت می‌کنند.

 

اهمیت ارتباط: ایجاد روابط مستحکم و استراتژی‌های مؤثر فرزندپروری

نقش ارتباط در فرزندپروری: غلبه بر مشکلات و ایجاد روابط مستحکم

ارتباط مؤثر برای همۀ والدین حیاتی است؛ اما وقتی یکی از والدین دچار آسیب‌بینایی باشد، این امر حیاتی‌تر هم می‌شود. گفتگوی واضح و مداوم دربارۀ نیازهای والدین و فرزندان کمک می‌کند بر موانعی غلبه کنیم که ممکن است به‌دلیل تفاوت میزان بینایی به وجود بیاید. گفتگوی صریح دربارۀ دغدغه‌های مربوط به ایمنی، روال ثابت روزمره و نظم خانوار از این جمله است. علاوه‌بر‌این، ارتباط صریح و صادقانه می‌تواند استحکام‌بخشِ روابط والدینی باشد که یکی از آن‌ها نابینا و دیگری بیناست، چراکه به آن‌ها کمک می‌کند نیازهای منحصر‌به‌فرد همدیگر را بفهمند و با یکدیگر هم‌دلی کنند. والدینی که یکی‌شان نابینا و دیگری بیناست، با گوش‌دادن فعال به یکدیگر، تصدیق نقاط قوت فرد مقابل و همکاری تیمی، می‌توانند استراتژی‌های مؤثر را برای فرزندپروری موفق به‌صورت مشارکتی تدوین کنند.

 

استراتژی‌های مؤثر فرزندپروری برای والدینی که یکی‌شان نابینا و دیگری بیناست: پرورش فرزند به‌کمک هم

برای والدینی که یکی از آن‌ها نابینا و دیگری بیناست، به‌کارگیری استراتژی‌های مؤثر فرزندپروری نقش بسیار مهمی در ایجاد روابط مستحکم و پرورش کودکان شاد دارد. برای این نوع والدین ارتباط خیلی مهم است، چراکه هرکدامشان نقاط قوت متفاوتی دارند که می‌تواند مکمل نقاط قوت طرف مقابل باشد. مهم است که والدین همدیگر را به گفتگوی صریح دربارۀ مشکلات پیش‌رویشان و چگونگی حمایت مؤثر از یکدیگر تشویق کنند. وقتی یکی از والدین بیناست و دیگری نابینا، خوب است روال‌های ثابتی ایجاد کنند که به درد هردویشان می‌خورد؛ مثلا تقسیم مسئولیت‌ها بر‌اساس نقاط قوت هر فرد یا استفاده از ابزارهای فناورانه‌ای که تسهیل‌کنندۀ مشارکت میان آن‌هاست. آخرین نکته هم اینکه یادتان نرود موفقیت‌هایتان را خانوادگی جشن بگیرید!

 

درک دیدگاه‌های همدیگر: نکاتی برای ارتباط شفاف و حمایت متقابل

ارتباط شفاف و حمایت متقابل برای تمام والدین مسئله‌ای مهم و محوری است، مخصوصا وقتی یکی از آن‌ها نابینا باشد و دیگری بینا. به‌منظور ایجاد روابط مستحکم و استراتژی‌های مؤثر فرزندپروری، مهم است که والدین دیدگاه‌های یکدیگر را درک کنند. یکی از نکات کلیدی در این زمینه این است که والدین دربارۀ مشکلاتی که به‌دلیل تفاوت میزان بینایی پیش‌روی هردویشان قرار می‌گیرد، صراحتا با یکدیگر گفتگو کنند. این گفتگو کمک می‌کند تا دو نفر به درکی متقابل از تجربه‌های همدیگر دست یابند و به آن‌ها امکان می‌دهد همکاری تیمی مؤثری داشته باشند. یکی دیگر از استراتژی‌های مؤثر این است که والدین با تقسیم مسئولیت‌ها توأم با احترام به نقاط قوت و ضعف هرکدام، هر دو از یکدیگر حمایت کنند. اگر زن و شوهری که با میزان بینایی متفاوت بچه بزرگ می‌کنند، ارتباط صریح و شفافی با هم داشته باشند، اعتماد و صبر و هم‌دلی و احترام بینشان بیشتر می‌شود.

 

ایجاد نظام حمایتی: اهمیت کمک‌گرفتن و استفاده از منابع برای والد نابینا یا بینا

وقتی میزان بینایی شما و همسرتان تفاوت دارد، چه شما عضو نابینای این تیم باشید و چه عضو بینای آن، در هر صورت، مهم است نظام حمایتی‌ای برپا کنید که کمکتان کند از مشکلات منحصر‌به‌فردِ فرزندپروری در این شرایط عبور کنید. به این منظور، از سازمان‌ها و منابعی کمک بگیرید که برای والدینی در وضعیت شما اطلاعات و آموزش و حمایت فراهم می‌کنند. همچنین، با دیگر والدین نابینا یا بینایی ارتباط بگیرید که وضعیتتان را درک می‌کنند و می‌توانند راهنمایی‌تان کنند. از کمک‌خواستن اِبایی نداشته باشید و در موقع لزوم، از فامیل، دوستان یا متخصصان کمک بخواهید. ایجاد شبکۀ حمایتی قدرتمند هم به کاهش استرس و اضطراب کمک می‌کند و هم باعث بهبود مهارت‌های ارتباطی و حل مسئلۀ والدینی می‌شود که یکی از آن‌ها نابیناست و دیگری بینا.

 

پشتیبانی از خانواده: منابع و حمایت‌هایی برای والدین با آسیب‌بینایی

بزرگ کردن بچه امری دشوار است و در صورتی که یکی از والدین دچار آسیب‌بینایی باشد، دشوارتر هم می‌شود. با این حال، منابع و نظام‌های حمایتی زیادی وجود دارد که در ایفای نقش پدر و مادر موفق به والدینی که یکی از آن‌ها نابینا و دیگری بیناست کمک می‌کند.

از‌جملۀ این منابع می‌توان به فدراسیون ملی نابینایان آمریکا (ان‌اف‌بی) یا شورای نابینایان آمریکا (اِی‌سی‌بی) اشاره کرد که برنامه‌ها و خدمات متنوعی را برای والدین با آسیب بینایی ارائه می‌دهند. این سازمان‌ها منابعی را دربارۀ تکنیک‌های فرزندپروری، پشتیبانی و فناوری‌های کمکی فراهم می‌کنند.

یکی دیگر از سازمان‌های کمک‌کننده در این زمینه، بنیاد نابینایان آمریکا (اِی‌اف‌بی) است که منابعی را در زمینۀ تحصیل، اشتغال و زندگی مستقل در اختیار افراد با آسیب‌بینایی قرار می‌دهد. اِی‌اف‌بی بخشی هم مختص فرزندپروری با ضعف بینایی دارد که شامل نکاتی دربارۀ وفق‌دادن خود با زندگی روزمره و ایجاد روابط مستحکم با بچه‌هایتان است.

علاوه‌بر‌این سازمان‌ها، گروه‌های حمایتی محلی هم برای والدین با آسیب بینایی وجود دارد. این گروه‌ها فرصتی در اختیارتان می‌گذارند تا با سایر والدینی که با مشکلات مشابه مواجه‌اند ارتباط برقرار کنید و تجربیات و توصیه‌هایتان را با هم در میان بگذارید.

(خوانندگان ایرانی احتمالاً می‌توانند چنین منابعی را از ادارات بهزیستی، انجمن‌های نابینایان، کتابخانه‌های نابینایان یا گروه‌های مجازی ویژۀ افراد با آسیب‌بینایی دریافت کنند.)

در مجموع، والدینی که یکی از آن‌ها نابینا و دیگری بیناست، باید بدانند که در این مسیر تنها نیستند و با بهره‌گیری از منابع و حمایت مناسب، می‌توانند با موفقیت از عهدۀ ایفای نقش پدری و مادری بربیایند و بچه‌های شاد و سالم بزرگ کنند. می‌دانم که می‌گویم، آخر خودم پنج تایش را بزرگ کرده‌ام!

 

نتیجه‌گیری: احترام به نقاط قوت والدینی که یکی‌شان نابینا و دیگری بیناست

والدینی که یکی از آن‌ها نابینا و دیگری بیناست، دیدگاه‌ها و نقاط قوت منحصر‌به‌فردی دارند که می‌تواند به سود کل خانواده باشد. با اینکه شاید عده‌ای آسیب بینایی را محدودیت بدانند، والدین نابینا اغلب مهارت‌های ارتباطی، شهود و مهارت‌های حل مسئلۀ خارق‌العاده‌ای را در خود پرورش می‌دهند. والدین بینا هم می‌توانند در زمینۀ تعامل با دنیای فیزیکی و انجام فعالیت‌هایی که به بینایی نیاز دارد، از شریک عاطفی خود حمایت بیشتری به عمل آورند.

والدینی که یکی از آن‌ها نابینا و دیگری بیناست، باید نقاط قوت فردی خود را بشناسند و یاد بگیرند که چطور در بزرگ‌کردنِ بچه‌هایشان، مثل دو شریکِ کاملا برابر، با یکدیگر همکاری مؤثری داشته باشند. این همکاری ممکن است شامل یافتن راهکارهای خلاقانه برای انجام امور روزمره یا ایجاد روش‌های جایگزین برای تعامل با بچه‌هایشان باشد.

یکی از جنبه‌های مهم موفقیت در فرزندپروری برای چنین والدینی این است که انتظاراتشان را در خصوص ارتباط با یکدیگر و مسئولیت‌های هریک در درون خانواده به‌طور شفاف مشخص کنند. گفتگوی صریح هم کمک می‌کند تا از برآورده‌شدن نیازهای همه مطمئن شویم و هم مانع بُروز سوءتفاهم‌ها و سوءبرداشت‌هایی می‌شود که علتشان تفاوت میزان بینایی است.

روی‌هم‌رفته، بچه‌بزرگ‌کردن والدینی که یکی‌شان نابینا و دیگری بیناست، شاید با مشکلاتی همراه باشد، اما دستاوردهای چشمگیری هم دارد. با ایثار، کار تیمی و تمایل به سازگاری، خانواده‌تان محیطی سرشار از عشق به وجود می‌آورد که در آن همۀ اعضا فارغ از وضعیت بینایی‌شان رشد می‌کنند.

 

چگونگی کِنارآمدن با سؤالات ناآگاهانه دربارۀ نابینایی

متأسفانه، خیلی‌ها از نابینایی برداشتِ درستی ندارند. به‌عنوان والدینی که یکی از شما نابیناست و دیگری بینا، شاید به برخی سؤالات ناآگاهانه دربارۀ مناسبات خانوادگی‌تان برخورد کنید. بنا به تجربه می‌گویم که کِنارآمدن با چنین سؤالاتی، ممکن است آدم را دچار تشویش کند؛ با وجود این، مهم است که این سؤالات را با آرامش و احترام مدیریت کنیم.

یکی از راه‌های مدیریت‌کردن چنین موقعیت‌هایی این است که والدین هر دو با احترام دربارۀ آسیب‌بینایی به دیگران توضیح دهند و بگویند که این آسیب توانایی فرد برای ایفای نقشی برابر در فرزندپروری را کم نمی‌کند. از این قبیل تعاملات به‌عنوان فرصتی برای افزایش آگاهی مردم و از‌بین‌بردن برداشت‌های نادرست دربارۀ نابینایی استفاده کنید و به این منظور، تجربیات منحصر‌به‌فردتان را با افراد در میان بگذارید.

این هم مهم است که حد‌و‌مرز بگذارید و مشخص کنید که چه نوع سؤالات یا اظهارنظرهایی را از غریبه‌ها یا آشنایان می‌پذیرید. اگر سؤالی شما را معذب می‌کند، مجبور نیستید به آن پاسخ دهید. پس اگر گفتگو مرزهای شما را رد کرد، بدون هیچ‌گونه ملاحظه‌ای موضوع بحث را عوض کنید.

در نهایت، اطراف خودتان را پر کنید از دوست و فامیل حمایتگری که وضعیتتان را درک می‌کنند و در موقع نیاز، از خانواده‌تان پشتیبانی می‌کنند. این را همیشه یادتان باشد: مهارت‌های فرزندپروری فقط در گروِ بینایی نیست!

در خاتمۀ بحث، می‌توان گفت که بچه‌بزرگ‌کردن والدینی که یکی از آن‌ها نابینا و دیگری بیناست، دست‌کم ممکن است چالش‌های جذابی ایجاد کند؛ اما فرصتی برای ساختن خانواده‌ای مستحکم و انعطاف‌پذیر هم هست. با غلبه بر موانع، وفق‌دادن خود با زندگی روزمره، گفتگوی صریح و صادقانه با یکدیگر و پشتیبانی از خانواده‌تان، می‌توانید محیطی سرشار از عشق و حمایت به وجود بیاورید تا فرزندانتان در آن رشد کنند و شکوفا شوند. یادتان باشد که دلیلی ندارد نابینایی نگذارد فرد پدر یا مادر خیلی خوبی باشد و همچنین، منابع و نظام‌های حمایتی زیادی وجود دارد که می‌تواند در این راه به شما کمک کند. با صبر، پشتکار و نگرش مثبت، می‌توانید به نقاط قوت تیم دونفرۀ خود و همسرتان که یک عضو نابینا و یک عضو بینا دارد، ارج بگذارید و فرزندانی شاد و سالم پرورش دهید. اگر هم در این مسیر با سؤالات ناآگاهانه‌ای دربارۀ نابینایی مواجه شدید، اصلا اِبایی نداشته باشید از اینکه به دیگران آموزش دهید و به درک و پذیرش نابینایی کمک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید