بایگانی برچسب: s



تجسم یک رویای دوردست، قسمت نهم.

اربابی که رعیت بود. حیوان بی نفس را گوشه ای می  کشاند تا حالش قدری جا بیاید. اوضاع بازار گندم و غله بر خلاف حال و احوال قمر در عقرب مملکت، خوب است. البته برای اویی که معمولا، همه ی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, متفرقه | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | ۱ دیدگاه