بسم الله الرحمن الرحیم و سلام! هرچند از روزهای کودکی و گردشهای بیدغدغه و سرخوشانه مدتهاست فاصله گرفتم، اما دستنوشتههای بچهها از محیط روستا منو یه بار دیگه به اون فضای دستنخورده و باصفا برد. روزایی که خونه پدربزرگ پر میشد از هیاهوی بچهها. مهربونیهای مادربزرگ و شیطنتهای ما. پرسه زدنامون تو کوچهباغا و […]
Tag: باغ
سلااام بچهها خوبید؟ خوش میگذره؟ از شما دعوت میکنم که خاطره منو از اولین سفر دسته جمعی گوشکنی بخونید و بخندید و نظرها و انتقادها و پیشنهادها تونو بگید و سوالهاتونو بپرسید و جواب سوالای احتمالی منو بگید. یکی دو ساله که عضو محله گوشکن هستم. همیشه دوست داشتم، همه شما رو که با خواندن […]
بیایید امروز را با من یک بار دیگر مرور کنید امروز برای من روز جالبی بود آره خیلی جالب من از ابتدای صبح در این فکر بودم که بنشینم توی خانه درس بخوانم یا برم با خانواده به دهاتمان. برای من خیلی صخت بود تصمیم بگیرم ولی در نهایت تصمیم گرفتم بروم هرچه می خواهد […]