شما شنونده پادکست رودررو هستید! پادکستی که قراره به طرح و حل مسائل و مواردی بپردازه که میتونن نقش بزرگی در چگونگی ارتباط بهتر نابینایان با اجتماع اطراف، دستیابی به موفقیت بیشتر، احساس بهتر در زندگی فردی و اجتماعی این افراد، و همچنین آگاهیبخشی به جامعه در نوع ارتباطگیری با نابینایان ایفا کنن. در رودرروی این بار هم مثل همیشه همراه ما باشید! مشخصات پادکست: موضوع پادکست شماره 6: تحرک و جهتیابی راوی: دانا غفاری مترجم: میثم امینی نویسنده متن پادکست: فائزه شکری زاده تدوین: بهنام نصیری منبع: Future Reflections انتشار از وب سایت محله نابینایان Gooshkon.ir باکس دانلود پادکست رودررو شماره 6 همراه با پخش
Tag: دانشآموز
سلامی بلورین به درخشندگی بلورهای یخ انتهای زمستون به عزیزان محله نابینایان. امید که برندههای خوشبخت مسابقه دوستانه زندگی باشید! برای شصت و چهارمین بار از طرف محله نابینایان عازم سفر به جهان آزاد هستیم. موضوع این سفر هم احتمالا واسه بسیاری از ما ناآشنا نیست. چه قدر پیش اومده که به نقش صدا در زندگیمون فکر کنیم؟ این عامل کارآمد که همه جای زندگی با ماست. مخصوصا واسه اون دسته از ما که نمیتونیم دنیای اطرافمونرو با نگاه درک و کشف کنیم، صدا نقشی تعیینکننده و مهم در تمامی ابعاد زندگی ایفا میکنه. در تمام بخشهای کوچک و بزرگ روزمرگیهای ما هست و کمک میکنه تفریح کنیم، موارد
سلام. یه سلام ویژه به دانشآموزان کنکوری، که این روزها قطعا براشون روزهای حساس و تا حدی سرنوشتسازه. دانشآموزانی که امسال کنکور دارید، ما به هیچ وجه فراموشتون نکردیم و امروز برای شما دوستان یک کتاب به ارمغان آوردیم. وبسایت محله نابینایان تقدیم میکند: دوردنیا در 4 ساعت، 12 دوره کنکورهای انسانی، از سال 92 تا 97، سوالات با پاسخهای تشریحی، ویژه کنکور نظام جدید، انتشارات بینالمللی گاج، ضبط شده به سفارش پایگاه اینترنتی محله نابینایان، بهار 1398. این کتاب در سه بخش در اختیارتون قرار میگیره بخش سوم شامل سوالات ریاضی کنکورهای سال 92 تا 97 داخل و خارج کشور را از این لینک بخش
با سلام. در راستای اهداف کتابخانه دانش آموزی محله نابینایان و تکمیل آن اینبار با توجه به نزدیک شدن به فصل امتحانات و همچنین کنکور، چهار عنوان کتاب از دروس پایه دوازدهم، دوره دوم متوسطه را برای انتشار آماده کردهایم، که امیدوارم مورد پسند واقع گردد. کتاب درسی علوم و فنون ادبی 3، همراه با ارائه توضیح برای بعضی از قسمتها و پاسخ به نمونههایی از خود ارزیابیها و کارگاههای تحلیل فصل، رشته های ادبیات و علوم انسانی، علوم و معارف اسلامی، پایه دوازدهم دوره دوم متوسطه، مولفان: حسین قاسمی پور مقدم، احمد خاتمی، علی اکبر کمالی نهاد، علی واسو جویباری و نادره شاه آبادی، ضبط آزاد به
سلااام بچهها. چطورید؟ خوبید؟ خوش میگذره. دلم برا همه تون تنگ شده بود. خودمم نمیدونم چرا هی یه چیزی پیش میاد که از محله دور میشم. الان 6 ماهه که یه جایی نزدیک مدرسه اجاره کردم و تا هفته پیش اینترنت نداشتم. بعدم که شست و شو و رفت و روب و پخت و پذ که وقت برا آدم نمیذاره که به دوستاش سر بزنه. امیدوارم که دیگه بینمون فاصله نیفته.راستش تو این مدت چنتا مطلب مهم و جالب وجود داشت که میخواستم یه پست بزنم و درباره شون توضیح بدم. مثل خونه گرفتنم و شرایط کاریم و برخورد قشنگ یه گلفروش با بچههای نابینا و برخورد تحقیر آمیز
سلام. سلام. سلااااام! بچه ها؟ بزرگتر ها؟ کوچیکا؟ پیرا؟ جوونا؟ خردا؟ کلونا؟ خوبید؟ خوش میگذره؟ عقبیا حال می کنن؟ دستا شله! معمولا همه میدونید وقتی این شکلکی شکلک در میارم، یعنی وقتی تیترک پستکام این ریختکی میشه، یعنی از همه چی و همه جا میخوام و مییام که بنویسم و می نویسم. اولندش که حجم کاریم توی محل کارم اونقدر زیاده که مغزم داره مثل این اورست رفته های حساس به ارتفاع، ورم می کنه که منفجر بشه. نمیدونم چیکار کنم. اگه بگم کارم زیاده، کارفرما میگه خوشومدی! اگه نگم زیاده، کم میارم و به موقع کارا انجام نمیشه و در این حالتم باز بهم میگند خوشومدی! خخخ! کلا
سلام بچهها! چطورید خوبید؟ یادتونه که من پارسال از شرایط کاریم و همکارام و خودم شاکی بودم. الان سعی کردم با وجود این که شرایط همونه که هست، خودمو تغییر بدم و سعی کنم تو این شرایط نامناسب مفید باشم و بود و نبودم تو اون مدرسه با هم فرق داشته باشه. من عاشق تدریسم. همیشه بزرگترین آرزوم این بود که معلم بشم. برای این آرزوم دلایل زیادی هست. اگرچه معمولا برای آرزوهامون دلیل خاصی نداریم. یکی از دلایلش اینه که وقتی تو موقعیت معلم قرار میگیریم، خودمون رو تست میکنیم و تواناییهای خودمون رو بهتر میشناسیم و خوبیها و بدیها، نقاط ضعف و قوت خودمون رو محک میزنیم.
خوب. باید بگم که تا بیست دقیقه ی دیگه از زمانی که این نوشته رو شروع کردم، باید راه بیفتم به سمت محل کارم. یکی از ویژگی های شیفت کار در عصر و شب اینه که از خوش گذرانی هایم با رفقا، شب نشینی های محله، گپ و گفت در اسکایپ، قدم زدن هام در جلفا و میدان انقلاب و شام خوردن هام در رامانوس و هرمس و شاندرمن خبری نیست. دیگر از خلاقیت ها و پادکست های صوتی شاد و طنزم کمتر می توانم تولید منتشر کنم و کلا حس بودن و در ارتباط بودن در من کم می شود. شب ها اما که از سر کار بر
تو ی دانش آموزی، نمیدونم توی اینترنت دنبال چی می گردی؟! تو ی دانش آموزی: شاید برای پر کردن تنهایی هات اینترنت رو دوست داری، شاید مثل همه واسه اینکه بالاخره ی اینترنتی هست و ی استفاده ای باید ازش کرد تا هدر نره، شاید چون کوچیکی فعلا کله ی داغی داری و عشق دانلودی. هرچی که هست، نمیدونم از اینترنت دقیقا چی میخوای! تو ی دانش آموزی: شاید دنبال جواب سوال هاتی، نه فقط سوال های کامپیوتریت و موبایلیت، دنبال سوال هایی که از همه نمیشه پرسید یا همه جوابی واسش ندارند یا اگه دارند به تو نمیدند، شاید دوست داری اینترنت دوستت باشه، شاید دنبال ی دوست
سلااااااام دانشآموزاااا! کوچیکااا! بزرگااا! دانشآموزای قدیییم! دانشآموزای جدییید! ابتداییهااا! راهنماییهاااا! دبیرستانیهااا! مدرسه نرفته هااا! بیایید که مدرسه شروع شد! بدوین! نه نترسید، درس نداریم. بیاین تا بگم چی کار داریم. بیاین که میدونم براتون جالبه. بهتون خوش میگذره. مامانا هم میتونن بیان از قول بچه شون حرف بزنن. بیاین! مادر بزرگمهر، بیا تا جا پر نشده. مادر عباس بیا! بیا که عباس میخواد اسرارشو فاش کنه. خخخخ . . . خب حالا انقدر هل ندید همدیگه رو! آروم! دونه دونه بیاین هل ندین! هل ندین! یواشتر! جا به همه تون میرسه. همدیگه رو هل ندین! اااا کی بود کیو زد! نزنش! خب بشین صندلی پشتیش. چی میشه مگه صندلی
سلام بچهها! چطورید؟ خوبید؟ میخوام برای اولین بار به اشتباههای خودم تو اولین سال کاریم اعتراف کنم. اشتباههایی که باعث شد این بلا سرم بیاد. چه بلایی؟ تا آخر بخونید میفهمید. من همیشه عادت داشتم که هر مشکلی برام پیش بیاد، ببینم خودم چقدر و کجا مقصر بودم. ولی چند وقتی سرطان گرفته بودم و دیگه نمیتونستم اینجوری باشم. خخخخ شهروز بیا که یه درمان پیدا شد. قبلا تصمیم داشتم که بدیها و نامردیهایی که بعضیها در حقَم کردن رو بنویسم. خوب که فکر کردم، دیدم خودمم مقصرم و نمیتونم به همه بگم فلانی چنین کرد و بهمانی چنان. به هر حال خودتون بخونید و قضاوت کنید. بگذرم از
سلام به همه گوشکنیهای عزیز. خوبید؟ بهتون خوش میگذره؟ امروز میخوام باهاتون درد دل کنم و از آرزوهای برآورده نشدم بگم. من این شجاعتو از شما یاد گرفتم، وگرنه هیچوقت این جرأت رو نداشتم. که آرزوهامو به کسی بگم. یکی از آرزوهای من اینه که چنتا دوست داشته باشم. دوستایی که منو درک کنن و نگاه منو بفهمن. دردای منو رو حساب حماقت یا ضعف یا یا خامی نذارن. آرزو دارم که چنتا دوست داشته باشم که بتونم هر چند وقت یه بار ببینمشون و دور هم جمع بشیم و یه قدمی با هم بزنیم و با هم گپ بزنیم. هم بحثهای جدی اجتماعی و عقیدتی بکنیم، هم بگو
سلااام بچه ها! چه خبرا؟ خوبید؟ خوشید؟ خوش میگذره؟ میگم چندتا چیز. اوهوم. الان دونه دونه میگمشون. اولا اینکه شما دانشآموز ها دوست دارید این سایت، چه شلکی بشه؟ یعنی دقیقا چطوری باشه بهتره؟ راستی یادم هست که شکل رو اشتباهی شلک نوشتم. خخخ. دیدی حواسم هست؟ هه. خوب. من منتظرم بگید قضیه چیه که کمید؟ حالا جدی واقعا کمید یا کم اینجا میآیید!؟ کلا هرچی دارم توی این سایتم میچرم هیشکی رو نمیبینم! هه. بعدشم نمیدونم شما وقت امتحانها که میشه چه حس و حالی دارید. من که یادمه دبستان رو اصن درس نمیخوندم. وقت امتحان ها که میشد، ول بودم توی تاب و سرسره تا شب. فرداشم