بایگانی برچسب: s



درد غربت

تب،تشنج،دو همراه که انگار با هم همنوا شده بودند تا سرنوشتم را زیر و رو کنند. تجربه دیدن فقط برای چهل روز،آنقدر ماندنی نیست که تصوری از جهان و زشت و زیبایش داشته باشم. نمیدانم اگر در روزهای کودکیم میدانستم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , | 12 دیدگاه