بایگانی برچسب: s



خانم جوادیان عزیز. تسلیت. ما رو در غم خودتون شریک بدونید.

اِنّا لله و اِنّا الیه راجِعون. متاسفانه مطلع شدیم مادر گرامی سرکار خانم فاطمه جوادیان به رحمت خدا رفتن. وظیفه ی خود دانستیم  این واقعه ی جانسوز را به ایشان تسلیت،  برای بازماندگان گرامی آرزوی صبوری،  و برای روح آن … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, اخبار, صحبت های خودمونی, متفرقه | برچسب‌شده , , , , , , | 30 دیدگاه

احمد حیدری، از طرف خودم، خودمون، و از طرف تمام محله نابینایان بهت تسلیت میگم

سلام به هم محلی های با معرفت محله خودمون! از خدا واسه همگیتون آرامش دل طلب دارم. بچه ها نمیدونم چه هوایی داره اینجا که هر زمان خیلی شاد باشم میام اینجا و هر زمان هم که خیلی درد دارم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اطلاع رسانی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 48 دیدگاه

روزای بی مادری

سلام دوستای خوبم امروز دقیقا یک ساله که دیگه نفس های گرم مادرم رو حس نمیکنم بیماری سرطان یک سال پیش همه ی زندگیم رو ازم گرفت چرا نمیتونم با این اتفاق کنار بیام دوستای خوبم کمکم میکنین؟ یک آهنگ … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, صوتی, موسیقی | برچسب‌شده , , , , , | 31 دیدگاه

مجتبی شاید بی معرفت باشه ولی نه اونقدر که فکر می کنید!

درود دوستان. خدا نسیب نکنه حقوق کارمندی رو ندند. والا ما که از گشنگی داریم زمینو گاز می گیریم و سنگ به شکم‌مون می بندیم و هر دو روز یک بار برای جلوگیری از عفونت شکم و فساد سنگ ها، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | 42 دیدگاه

تسلیت به مجتبی بابت درگذشت مادرش

سلام به همه. اهالی این محله همیشه توی شادیها و غمها کنار هم بودن. همیشه شادیها با هم قسمت شده و غمها رو هم با هم برداشتیم تا سنگینیش روی دوش یه نفر نباشه. امروز کسی که همیشه به همه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , | 178 دیدگاه

از دیشب تا حالا بر من چه گذشت؟!

ضمن درود فراوان و عرض ادب! دیروز عصر به منزل مادر رفتم و متوجه شدم که حالش خوب نیست، گفتم: مادر جان بنشین تا با هم صحبت کنیم: جواب داد بغلم کن تا بنشینم، گفتم: مگر چی شده؟ و جواب … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, داستان و حکایت | برچسب‌شده , , , | 55 دیدگاه