بایگانی برچسب: s



عقل یا احساس؟؟

یه خاطره ی تلخ و دور، یه شعر که تلخیش حالتو به هم بزنه، یه شونه واسه باریدن، یه کاغذ و قلم که هرچی دلت میخواد توش بنویسی و خودتو راحت کنی… همه ی اینا و کلی بهانه ی دیگه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 37 دیدگاه

چای عشق پهلو!

دلم یک استکان چای در یک عصر پاییزی و کمی با تو بودن میخواهد… رو به رویم بنشینی، به چشمهایم خیره شوی و واژه واژه عشق در جانم بریزی… و من عشق و چای تعارفت کنم که بنوشی… چای عشق … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 31 دیدگاه

دلم گرفته!

سلام, خوبید؟ چه خبر؟ خیلی دلم گرفته! آهای دنیا! دنیا, دنیا! چقدر تو بی معرفتی! این جوون چه قدر عمر کرده؟ از این دنیا چی فهمیده؟ یارو 90 سالشه, هنوز هیچ مرگش نزده! حالا این بدبخت 23 ساله چه گناهی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 11 دیدگاه