دسته‌ها
شعر طنز

اگر رستم و سهراب الآن بودن

سلااااام به همگی. امیدوارم خوب خوب باشید. امروز با یه شعر طنز اومدم. به نظر خودم که خیلی شعر بامزه ایه. دوست داشتم برای شما اینجا بنویسمش. خب دیگه زیادی حرف نمی زنم. میریم سراغ شعر. اینم شعر: چنین گفت رســتم به سهـــراب یل، که من آبـــرو دارم انــــــدر محل. مکن تیزو نازک ، دو ابـروی خود، دگر سیخ سیـخی مکن مـوی خود. شدی در شب امتــــــحان، گرمِ چت، برو گــم شو ای خــاک، بر آن سـرت. اس ام اس فرستادنت بس نبود، که ایمیلو چت هم به ما رو نمـود؟ رهـا کن تو این دختِ افراسیاب، که مامش تو را می نمــــاید کبــــــاب. اگر سر به سر، تن