بایگانی برچسب: s



مي دانم مرا دوست داري. من هم.

وقتي خودم را در پارك, پارك كرده ام و شاهد وقايع حوالي كلبه عمو تام هستم, تو با چه لطافت نرمي, آرام آرام آرام, چشم هات را در چشمان نابينا ولي دلخواه من ميدوزي. از من خوشت ميآيد. مثل پرنده … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره | برچسب‌شده | 12 دیدگاه