بایگانی برچسب: s



دختر‌ها فریاد می‌زنند

هشدار: تمامی اسامی، شخصیت‌ها، و رخدادهایی که در این داستان آورده شده‌اند، ساخته‌ی ذهن نویسنده هستند و واقعیت ندارند. هرگونه تشابه عناصر این داستان با عناصر موجود در دنیای واقعی، کاملاً ناخواسته بوده و از کنترل نویسنده خارج است. شما … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, داستان و حکایت, روانشناسی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , | 94 دیدگاه

هیچ کس از آینده خبر ندارد!

سلام سلام، متنی که در ادامه میذارم و زیاد هم طولانی نیست خیلی به نظرم قشنگ اومد دوست داشتم به اشتراک بذارم شاید حال یه نفر رو تغییر داد.، مطمئنا واسه همه ی ما، پیش اومده کلی برنامه ریزی کرده … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 76 دیدگاه

در ارتباط با داستان پرواز, شعری از بیدل دهلوی

سلام و صد سلام خدمت همه همراهان محترم, خصوصا علاقه مندان به شعر و مطالب ادبی, در ارتباط با داستان پرواز آقای آگاهی محترم و موضوع سرنوشت به نظرم رسید شعری از دیوان غزلیات بیدل دهلوی به محضر دوستان تقدیم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 9 دیدگاه

باز من مالیخولیاییم زد تو دروازه . اما اود شد . هوهو

دلم یه دنیا می خواد , بی آدم , بی آدم , بی آدم . کاش دنیا فقط یه پنجره بود . تا وقتی ازش خسته شدیم . پرده ها رو بندازیمو بیخیال طی کنیم . کاش زندگی مثل یک … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در روانشناسی, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , | 41 دیدگاه

امروز به گمانم نيستم.

سلام هم محلي ها. مدير آموزشگاه نابينايان شهيد احمد ساماني آقاي حسين جباري تماس گرفت كه فردا واسه پاره اي از تعميرات رايانه اي برم اونجا. دير وقته شايدم ديروز زنگ زده. آره. سه شنبه زنگيدند. به هر حال كه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 2 دیدگاه