شبی در نیمروز. بعد از ظهرِ دوشنبه. ساعت1و34دقیقه. هوا گرمه اما پنجرهها باز نیستن. دلم شب میخواد. روزِ بیگانهایه. بویِ واقعیتهای جاری در لحظاتش حالمرو منقلب میکنه. دلم شب میخواد. هوا و صداها و سَیَلانِ محوِ شب. برای نقش کردنِ این خطها باید منتظر بشم. نمیتونم. نمیخوام. تا شب هنوز کلی راهه. دلم شب میخواد. […]
دستهها
ماهِ من، مهتاب. شماره 23.
- نویسنده نوشته از پریسا
- تاریخ نوشته ۲۷ خرداد ۱۴۰۲
- هیچ دیدگاهی برای ماهِ من، مهتاب. شماره ۲۳. ثبت نشده
- برچسبها از گاه نوشت های پریسا, بر بال خیال, بر جاده های خیال, تصویر شبی در نیمروز, جاده, حرف دل, خودمونیهای من در محله, خیال, داستان, زبان خیال, زمان, شب, شماره 23, صحبت خودمونی در محله نابینایان, قصه, کمی از دل, کمی از دیروز, کمی حرف قلم, کمی خاطره, کمی قصه, کمی ناگفته, گفتنیهای ناگفته در محله نابینایان, گوش کن, گوش کن محله ای برای همه, گوش کن محله نابینایان, ماه, ماه من, محله, محله نابینایان, محله نابینایان محله من محله ما, من و گوش کن, من و مهتاب, مهتاب, نیمروز