بایگانی برچسب: s



شعر احمدك

معلم چو آمد ، به ناگه کلاس چو شهری فرو خفته ، خاموش شد سخن‌های ناگفته‌ی کودکان به لب نارسیده فراموش شد معلم ز کار مداوم مدام غضبناک و فرسوده و خسته بود جوان بود و در عنفوان شباب جوانی از … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, شعر, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , | 19 دیدگاه