بایگانی برچسب: s



تجسم یک رویای دوردست، قسمت سوم.

یک درد ناگزیر! همیشه از طعم نوشابه و دوغ های گازدار بدم می اومد. در کل از هر نوشیدنی ای که گاز داشت، فراری بودم. نه خودم دوستش داشتم، نه معده ام توان هضم و تحملش رو داشت. گاهی هم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , | 5 دیدگاه

یه مشت پراکنده گویی

سلام به تک تک اهالی محله اعم از: چراغ روشنا، چراغ خاموشا و به کل رهگذر و غیر رهگذر که میان و پستمو میخونن. خیلی وقت بود حس و حال نوشتن نداشتم حقیقتشو بخوایید و همینجور که از اسم پست … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 26 دیدگاه

کُرونا گرفتم!

سلام عزیزان، چه خبر؟ آیا کسی از میان شما هست که به ما بگوید، آنچه نباید بگوید؟ حرف از کُرونایی میزنم که دامنم را که هیچ، کُلِ کله‌پاچه تا اندام‌های مرکزی بدنم را گرفت و ول نکرد. آری دوستان به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | 30 دیدگاه

بینوایان پر درد سر

سلام به دوستان خوب من! امیدوارم خوب و سلامت باشید. چند روزی هست که موضوعی ذهن مرا درگیر کرده؛ بد ندیدم شما را نیز در جریان آن بگذارم شاید باعث گفت و گو در سایت شود. وقتی بیرون میزنیم، در … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 17 دیدگاه

بیست و دومین شب نشینی محله ی نابینایان بفرمایید تو. یکشنبه شب از کامنت 240

ای با من و پنهان چو دل, از دل سلامت میکنم. تو کعبه ای هر جا رَوَم, قصد مقامت میکنم.     سلام بر دوستان و هم محله های عزیز. و یه سلام ویژه به شب نشینان محله ی نابینایان. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, شعر, صحبت های خودمونی, صوتی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 416 دیدگاه

تازه واردم

سلام خدمت هم محلیها حالتون خوبه؟ چه خبرا؟ میخواستم بگم که از این به بعد منم ی خونه اینجا خریدم و اومدم تو این محله. خب حرفام تموم شد خداااااااااحافظ (بیشتر…)

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 27 دیدگاه

اولین پست من و یک کلاس روانشناسی

سلام به همه هم محله ای های عزیزم. من تازه چند روزه با سایت گوش کن آشنا شدم و کلی هم لذت بردم از لینکها و مطالب. اول بگم خیلی خوشحالم از اینکه با شما و اینجا آشنا شدم. اول … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در آموزش, آموزش های رایگان, اخبار, روانشناسی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 13 دیدگاه

اولین پست من و معرفی خودم

سلاااااااااااااااام و هزاااااااااااران درود به شما دوستان نازنین و هم محله ای های گلم! امیدوارم حالتون خوب باشه! دوستان عزیزم همون طور که توی شناسنامم ذکر کردم حقیر فرشته نرگسی هستم متولد 31/6/68,ساکن شهرستان قوچان واقع در استان خراسان رضوی,دارای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 60 دیدگاه

ورود به جمع گوشکنیها

سلام، من خیلی خوشحالم که به جمع گوشکنیها اضافه شدم، مدتی بود که قصد داشتم در سایت ثبتنام کنم ولی با شیوه جدید ثبتنام در سایت آشنا نبودم که بلاخره یکی از دوستان عزیز من را با این شیوه جدید … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 20 دیدگاه

یک هم محله ایِ جدید به نامِ من!

سلااااااااااااااااااااااااااااامممممممممممممممممممممممممم به همه ی گوشکنی های گلللللللل. خوبید؟ خوشید؟ خُب بثه دیگه خیلی احوال پرسی کردم. خخخخخخخ من تازه همین دیشب توی محله عضو شدم. اِی بابا خودِ تو معرفی کن دیگه! ااااااااااااااااااااااااااااااااااااا! باشه بابا نزن! خخخخخخخخخ. من کیانوشِ شاکری … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 24 دیدگاه

اولین پست من تلاش برای گسترش سایت گوش کن در ایران

سلام بچه ها خوبین حالتون خوبه توپین بذارین ی چیزی براتون بگم ی فکری به نظرم رسید گفتم بنویسم همه بخونن بچه ها خیلیها هستن که از کامپیوتر هیچ چی نمیدونن منظورم همین نابیناها هست بیاییم ی فایل صوتی راجع … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 6 دیدگاه

بیایید در ضبط کتب سیاسی تلاش کنیم.

سلام! حالتون خوبه؟ برم سراغ مطلب اصلی. از اونجا که متقاضیان رشته علوم سیاسی بین نابینایان کمه کتاباشم ضبط نشده. و این کارا برای من که دارم تو این رشته کار میکنم سخت میکنه. بیایید باهم همکاری کنیم کتب سیاسیا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی, صوتی, کتاب, کتاب صوتی | برچسب‌شده , , | 2 دیدگاه

یک خواهش دوستانه

دوستان همیشگی سلام. خوب و توپ که هستید انشا الله. اونایی که خوب خوب هستن بهتره برای دوستایی که کمی بگی نگی زیر لب به قول بیهقی از دست روزگار می ژکند دعا کنند. اما این دفعه میخوام صاف صاف … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , | 125 دیدگاه

خوابی که ديروز عصر دیدم

فکر کنم حدود ساعت پنج افتادم روی کاناپه نفهمیدم کی خوابم برد ولی حس کردم که خانمم واسم یک متکا آورد و گذاشت زیر سرم همین که کمی گذشت خواب عمیقی من رو در خودش فرو برد خواب دیدم یکی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اندروید, تلفن همراه, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 36 دیدگاه