بایگانی برچسب: s



خدایا با تو ام, فال میخری؟؟

دلتنگم, مثل آن دخترک فال فروشی که شب فرا میرسد و تمام فال هایش روی دستش مانده کاش معجزه ای شود کاش در میان سکوت سنگین شب مسافری مسیرش به خلوت بی عبور این جاده بیفتد رشته ی افکار نگران … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 25 دیدگاه

اولین مصاحبه ی شغلی من و خریدن فال از بچه های کار,

z (بیشتر…)

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 58 دیدگاه