بایگانی برچسب: s



تجسم یک رویای دوردست، قسمت نهم.

اربابی که رعیت بود. حیوان بی نفس را گوشه ای می  کشاند تا حالش قدری جا بیاید. اوضاع بازار گندم و غله بر خلاف حال و احوال قمر در عقرب مملکت، خوب است. البته برای اویی که معمولا، همه ی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, متفرقه | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | ۱ دیدگاه

تجسم یک رویای دوردست، قسمت پنجم

عاشق ترین حضور. من تو را می بینم. حتی اگر جهان پس از شنیدن این جمله به بهتی عمیق دچار شود که تا روز رستاخیز به طول بیانجامد ! من تو را میان تاریکی های ناگزیر لحظه هایم به روشنی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در پادکست, شعر, صحبت های خودمونی, صوتی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

تجسم یک رویای دوردست، قسمت سوم.

یک درد ناگزیر! همیشه از طعم نوشابه و دوغ های گازدار بدم می اومد. در کل از هر نوشیدنی ای که گاز داشت، فراری بودم. نه خودم دوستش داشتم، نه معده ام توان هضم و تحملش رو داشت. گاهی هم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , | 5 دیدگاه

وقتی شادی من متولد شد

سلام دوستان خوبم. شب همگی بخیر. از فرط بیخوابی داشتم توی اینترنت میچرخیدم که به یه متن جالب برخوردم خیلی ازش خوشم اومد گفتم برای شما هم بنویسم. هنگامی که شادی من متولد شد او را در آغوش گرفتم و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان و حکایت | برچسب‌شده , , | 36 دیدگاه

یادش به خیر: روز هایی که تازه از آسمان آمده بودی

ببخش اگر به خاطر تو از تو میگذرم و این جمله کلیشه ای را بهانه جدایی می کنم. عزیزکم: به اقیانوسی میمانی که اسیدی شده باشد. دیگر وقتی در تو شنا میکنم نفسم میگیرد. آب اقیانوست اسیدی شده, بد طعمی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 4 دیدگاه