بایگانی برچسب: s



یه جفت گوشواره برای مادرم

سلام. اول دبیرستان بودم که از طریق مشاور مدرسه که من بهش مامان عاطفه میگم متوجه شدم که یه مسابقه ی داستان نویسی هست و من تا پنج روز دیگه وقت دارم یه داستان بنویسم و بفرستم محل مسابقه. حالا … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 62 دیدگاه

یک نخستین با کمی تفاوت.

به نام حضرت دوست که هرچه هست از اوست. سلام. سلامی از سر مهر تقدیم به ساکنان دیار مهربانی. توی عنوان پستم نوشتم”یک نخستین با کمی تفاوت” آخه معمولا اولین پستها رو زمانی منتشر میکنن که دوستان تازه واردن و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 45 دیدگاه