دانلود کتاب جوان خام

[به نام خداوند بخشنده ی مهربان]

 

سلام دوستان
امیدوارم سلامت باشید
من امروز آمدم با کتاب جوان خام
نویسنده: فئودور داستایفسکی
مترجم: رضا رضایی

فرمت: mp3
حجم کتاب: 468 mb
نشر: دات

 

در رمان جوان خام روحی معصوم در نظرم بود که احتمال وحشتناک تباه شدن را حس کرده بود و به « تصادفی بودن » و بی اهمیت بودن خود نفرت می ورزید . نفرتش از روح هنوز پاکی بر می خاست که آگاهانه شرارت را در اندیشه هایش نگه می داشت و در قلبش می پروراند و در رویاهای نا آرام و پنهانی اما گستاخانه اش عذاب می کشید . بالطبع همه چیز را به قدرتش و منطقش و حتی مهمتر به خداوند مربوط می کرد. اینها همه از « نارسی » و « خامی» جامعه بر میخیزند.

 

امیدوارم این کتاب   مورد پسند دوستان قرار بگیرد

 

بفرمایید دانلود

 

…….. ……

دل از سنگ باید که از درد عشق

ننالد خدایا دلم سنگ نیست

مرا عشق او چنگ اندوه ساخت

که جز غم در این چنگ آهنگ نیست

به لب جز سرود امیدم نبود

مرا بانگ این چنگ خاموش کرد

چنان دل به آهنگ او خو گرفت

که آهنگ خود را فراموش کرد

نمی دانم این چنگی سرونوشت

چه می خواهد از جان فرسوده ام

کجا می کشانندم این نغمه ها

که یکدم نخواهند آسوده ام

دل از این جهان بر گرفتم دریغ

هنوزم به جان آتش عشق اوست

در این واپسین

لحظه زندگی

هنوزم در این سینه یک آرزوست

دلم کرده امشب هوای شراب

شرابی که از جان برآرد خروش

شرابی که بینم در آن رقص مرگ

شرابی که هرگز نیابم بهوش

مگر وارهم از غم عشق او

مگر نشنوم بانگ این چنگ را

همه زندگی نغمه ماتم است

نمی خواهم این ناخوش آهنگ را.

 

دوستان عزیز منتظر نظراتتون هستم

موفق و سلامت باشید بدرود

 

 

 

درباره آریا

با سلام و درود فراوان من آریا هستم28 ساله، کمبینا، رشته تحسیلیم امور اداریه، دوران دبستان رو در مدارس استثنایی گذروندم و از راهنمایی به بعد تلفیقی خوندم، علاقه مندیامم گلبال, طبیعت گردی, دریا و بارون رو عاشقم, به نوازندگی علاقه دارم کیبورد و گیتارم برام در اولویت هستند، اصولا آدم سر سختی هستم، سر مشکلات هم به راحتی کوتاه نمیام، موفق باشید...بدرود.
این نوشته در صوتی, کتاب, کتاب صوتی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

16 Responses to دانلود کتاب جوان خام

  1. 1
    محمدرضا چشمه says:

    سلام آریا.
    میدونی که یکی از مشتریهای پر و پا قرص کارهای داستایفسکی من هستم.
    خیلی ممنون از انتشار این رمان، من این کتاب رو نداشتم.

  2. 2
  3. 3
    پریسا says:

    سلام آریا.
    من این رو داشتم ولی تا حالا نخونده بودمش. حالا باید برم ببینم کجای هاردم جاش گذاشتم در بیارم بخونمش.
    ولی آریا! شعر های آخر پست هات وحشتناک قشنگن! از ته ضمیر من حرف می زنن. نمی دونم درک می کنی چی می خوام بگم یا نه!
    ممنون از پست و از کتاب و از شعر آخر پستت.
    ایام به کامت.

  4. 4
    امید علیوردیلو says:

    سلام آریا جان ممنون از پس قشنگت. زنده باشی

  5. 5
    ملیسا says:

    سلام بر آریا،من اینو دارم،اما میسی از این پستت،خدافسی

  6. 6
    پریسیما says:

    سلام آقا آریا
    من دارمش ولی اومدم برای تشکر به خاطر پست و شعر قشنگتون ممنون موفق باشید

  7. 7
    gentleman says:

    سلاااااااااام بر داش آریا خیلی جالب بود شعر آخرش هم بی اندازه قشنگ و زیبا بود
    امیدوارم همیشه موفق باشی
    پسرک جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید :
    خانم، تو رو خدا یه شاخه گل بخرید
    زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد!
    پسرک گفت، زیباست، چه کفش های قشنگی دارید !
    زن لبخندی زد و با غرور گفت : بله، برادرم برایم خریده است، دوست داشتی جای من بودی ؟
    پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت :
    نه، ولی دوست داشتم جای برادرت بودم، تا من هم برای خواهرم کفش میخریدم …
    .
    “فاصله تفاوت دیدگاهها!”

  8. 8
    gentleman says:

    سلامتی شبی که دستمو گرفت و گفت:
    ازت میخوام هرگز ترکم نکنی…
    سلامتی روزی که دستش تو دست یکی دیگه بود و گفت:
    ازت میخوام دست از سرم برداری…!
    سلامتی کسی که وآسش گریه کردی و اون رفت وآسه دوستاش تعریف کرد و خندیدن…
    سلامتی کسی که عاشقش بودی کولش کردی که خسته نشه….پیاده که شد گفت : عجب خری بود…!!
    سلامتی اونیکه یه روز واسش همه دلیل بودی…انقد براش غریبه شدی که میگی چرا گوشیتو ج نمیدی میگه دلیلی نداره جوابتو بدم……

  9. 9
    gentleman says:

    به سلامتی “گرگی”

    که فهمید چوپان خواب است

    اما زوزه اش را کشید

    تا از پشت خنجر نزند

دیدگاهتان را بنویسید