حالا یک خاطره

حالا یک خاطره:

روز چهارشنبه-  با حرارت تمام از جا بلند شدم. میخواستم خط راست را به بچه های کلاس چهارم درس بدهم. اسم هر دو شان مهدی است. من که بنا به اقتضای شرایط آنها را مهدیا, پسرا, شازده ها, مشتیا و… صدا میکنم گفتم کتابها و خط کشهاتونو بذارید روی میز. سریع فرمان بردند. یک بار کف دستهایم را بهم کوبیدم تا خوب توجه کنند و متمرکز شوند.

با قاطعیت گفتم: بچه ها یادتان هست پارسال پاره خط را باهم یاد گرفتیم؟ بچه ها سر حال جواب دادند بله خانم.

با همان صلابت گفتم: خوب حالا بگین ببینم پاره خط چه جور خطی بود؟ بچه ها:…سکوت.

من: چی بچه ها؟ بچه ها:…سکوت

من: خطی که؟ بچها:… سکوت

من: خطی که دو سرش؟ فقط صدای باد پنکه بود که می آمد. سر آخر یکی از آنها گفت خانم بگم؟ با خوشحالی گفتم بله بگو ببینم پسر باهوش.

او با صدایی که هیچ وقت به این بلندی و وضوح نبود گفت: پاره خط خطیست که دو سر آن پاره است.

این که بعد از این جواب چه حالی به من دست داد, بماند.

 

فاطمه جوادیان

درباره فاطمه جوادیان

چند سالیست که در یکی از خیابان های پردرخت این محله، خانه ای ساخته ام. در خانه ما ساز هست؛ آواز هست؛ انواع بازیهای فکری برای کودکان و بزرگ سالها هست؛ ماشین و عروسک برای کودکان هست؛ چای و قهوه و چای سبز و شکلات داغ و ترشی و شربت هم به همراه بیسکویتهای خوشمزه هست. در محله مهمانی میدهم؛ به مهمانی میروم؛ و خلاصه روزهای خوبی درین محله دارم. باران که میبارد، کنار پنجره، گوش می سپارم به آمد و شدهای مردم؛ اتومبیلهایی که گویی همچون قایق بر روی امواج خیابان ها شنا کنان به سرعت در حرکت اند؛ به صدای باز شدن چترهایی که درست بعد از بسته شدن درهای آهنی خانه ها به گوش می رسد. چند سالی آموزگار کودکان استثنایی بودم. نمینویسم نابینا؛ چون، بیشتر آنها علاوه بر نابینایی، دارای آسیبهای چندگانه همچون کم شنوایی، اتیستیک، کم توانی ذهنی و نیز نارساییهای جسمی هستند. و حالا به عنوان کارشناس کودکان با آسیب بینایی در اداره آموزش و پرورش استثنایی استان حضور دارم و در سطحی وسیعتر سکاندار این کشتی خوش آتیه هستم. درس هم میخوانم تا به مدد علم نوین همچنان دلم را به خواسته هایم که همانا رشد و تعالی خود و فرزندانم هست، گره زده باشم. به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل. اگر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم.
این نوشته در خاطره, داستان و حکایت, طنز, کودکان و نونهالان ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

8 Responses to حالا یک خاطره

  1. 1

    خانم معلم واقعا پاره خط یعنی چه هرچی به مخم فشار آوردم هنگید و گیریپاج کرد
    ولی واقعا اگه بهم کل دنیا را هم بدن نمیتونم با این درس شیرین ریاضی کنار آمدم میخواستم بگم بیام که کارم از اومدن گذشته چه خوب و چه بد گذروندیم رفت پی کارش والا با این ریاضیاشون

  2. 2
    محمد جواد خادمی says:

    سلام خانم من هم نمیدانم پاره خط چیست یک بار توضیح دهید
    ای کاش در کشور ما هم چون کشورهای پیشرفته ریاضی تدریس میشد تا بچه ها با این سختی یاد نگیرند و بعد از سه ماه تابستان هم یادشان برود

  3. 3
    میثم امینی says:

    سلام
    دیگه پرسیدن نداره که! مگه اون بچه نگفت که پاره خط خطیست که از دو طرف پاره است!!!!!! 🙂
    من هم با ریاضی مشکل دارم ولی تا دوم راهنمایی که توی ابابصیر درس میخوندم ریاضیم خوب بود. کمتر پیش می اومد از 18 19 پایینتر بیارم.
    اون بچهه هه زیاد بیراه نگفته! پاره خط خطیست که از دو طرف محدود شده دیگه! حالا محدود یا پاره فرقی نداره!
    فکرش رو بکنید… مثلا توی اول دبیرستان میپرسن: اتحاد مربع کامل چیست؟ یه مثال بزنید.
    میگه: وقتی افرادی که با هم همکاری میکنن و به هم دیگه یاری میرسونن به شکل یه مربع وایسن, اتحاد مربع کامل به وجود میاد. مثل اتحاد جماهیر شوروی!!!!!!
    البته من خودم هم هیچوقت متوجه نشدم که اتحاد به چه دردی میخوره! و الآن هیچیش یادم نیست.
    توی ایران اکثر معلمین خیلی زحمت میکشن ولی نظام آموزشی افتظاحه. همینه که ما اینجوری دانش می آموزیم. نه ماه یاد میگیریم یا شاید بهتره بگم حفظ میکنیم و بعد از امتحانات همشون رو با کتب درسی دور میریزیم.
    Have fun!

  4. 4

    متشکرم از جواد و میثم عزیز
    مثل اینکه تا من استارت نظرات را نزنم کسی نظر نمیده مجتبی خوبه تو ولش کنی بری این وب را بده به خودم یا چه طوره من یکی از مدیران افتخاریش بشم
    میثم پاره خط را گفت اما معمولا معلمها بهتر میتونن جا بندازن پس هنوز رو حرفم هستم و میگم خانم معلم لطف کنید خودتون یه بار پاره خط را توضیح بدید راستی مبحث دنباله را هم اگه شد بگید اگه جا شد و دوست داشتید ترکیب و جایگشت و کلا همینا را بگید تا مبحثهای جدید را بگم

  5. 5
  6. 6

    ببخشید این چی بود که نوشتی نگرفتم بیشوخی

  7. 7

    هیچی. مگه نگفتی محله را بده دست من. منم رمز و اینا را دادم. اما انگار اشتباه کردم چون رمز مودمم را دادم. کلید محله رفته زیر کمد در نمیاد که بدمش کسی.

  8. 8
    فاطمه جوادیان says:

    دوستان عزیز! به خاطر توجه تان به این مطلب از شما تشکر میکنم.
    به ویژه از آقای امینی که در نهایت نکته سنجی مسئله را از زاویه نگاه آن کودک بررسی کردند.
    پاره خط خطیست که دو سر آن محدود یا همان پاره است.
    تمام خطهایی که دو زاویه را بهم متصل میکنند پاره خط هستند: از این گوشه فرش تا آن گوشه فرش. از این گوشه میز تا آن گوشه میز. از این گوشه دیوار تا ان گوشه. خلاصه این که ما به خصوص نابینایان با این پاره خطها و اندازه هایشان تا آخر دنیا خیلی کار داریم.

دیدگاهتان را بنویسید