سقوط در كانال

فقط همينو بگم كه در عين شادي و خوشحالي حالم خيلي خرابه.
ديشب رفته بودم خونه داداشم و امروز در راه برگشت تا داشتم ميومدم دانشگاه، در راه ايستگاه اتوبوس، يك تكه از پل شكسته بود و چنان سقوط كردم داخلش كه با پوز نقش كانال و زمين شدم. خيس و گلي و نكبت مال با پايي خوني و نكبت مال و هيچي ديگه. چي انتظار داريد بشنويد. اولش فك كردم پام شكسته كه نشكسته بود. كانال تا سينه ام بود. گود گود. خودما به زور كشيدم بالا و حال عموميم بد نيست. مرده شور دولت و بهزيستي و همه را ببرند اصلا. نه عصاي درستو حسابي، نه معافيت گمركي براي واردات وسايل كمكي و توانبخشي. فقط تو رسانه ها زر ميزنن. زر مفت. حقوق بگير هاي مفت خور بيشعور. من هرچي از دهنم در بياد اينجا بهشون ميگم چون جاي ديگه اي ندارم كه كسي صدام رو بشنوه و وقتي هم مثل آدم حرف ميزنم كسي شدت فاجعه و وخامت اوضاع رو درك نميكنه. آيييي پااام. ميسوزه مثل سگ.

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که تعطیل شده) بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در اخبار, خاطره, صحبت های خودمونی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

14 Responses to سقوط در كانال

  1. 1
    علی says:

    فقط میتونم بگم متاسفم برای باعث بانی این اتفاقات
    خدا ازشون نگذره اینا باید خودشون گرفتار شن تا مارو درک کنن

  2. 2
    ghanbar says:

    سلام
    تنها وسیله ما که اصلا هم صدایمان به جائی نمی رسد همین صفحات است یک عده واقعا مزخرف که به قول شما حقوق بگیرند فقط به دنبال دریافت کامل همین مسئله هستند و کسی هم از ایشان سئوال نمی کند که برای کدام خدمتتان باید حقوق بگیرید .من معتقدم که اگر ما معلول هستیم فقط جسمی است ولی ایشان خدا به دادشان برسد بهزیستی ها برای بهتر زیستن خودشان کار می کنند و فقط رئیس بازی دارند .من همین امروز برای کارت معلولیت بعد از نه ماه و تماس های مکرر رفتم و عنوان کردم که اگر نوزاد می شد تا الان هم باید به دنیا می آمد که خانمی در آن مکان کارمند بود و بی اختیار بلند بلند خندید و اصلا توان صدور کارت را ندارند چه رسد به خدمات و از رئیس خواستم که مصادف با هفته بهزیستی نرده زده اند پیاده رو را و حتی ویلچر هم بماند فرد باید یک وری رد شود که فقط راننده را خواست و به او گفت برود و عکس بگیرد و شاهکار شهردار و خودش را به رخ فرماندار برساند ؟ تعجب نکنید اینان بدتر از ما بر سرشان آمده و هنوز هم زود است زود خدا به دادشان برسد

  3. 3
    ghanbar says:

    sسلام
    واقعا برایشان متاسفم بهزیستی نیست و شهردار هم برای خوش خدمتی و چاپلوسی .پل هیشان شکسته ، پیاره رو ها حصار کشی شده ،نهرها کانیو و واقعا برای بیناها مشکل بماند دیگر اقشار ، کارت معلولیت صدورش سالیان سال به طول می انجامد خدا بخیر کند خدمات بهتر زیستن برای معلولان ظاهری اینان برای عقل کوچک خودشان و منافع که از قبل ما کسب می کنند زنده اند و نان می خورند مثل کمیته امداد و این جور نهادها که خرج حقوق آنها خیلی خیلی بیشتر از صندوق ها و سکه های آنان است

  4. 4
    ghanbar says:

    Hآقامیثم این همه نفت داریم تا ما را بسوزانند واین همه گاز داریم تا مسئولین مارا گاز بگیرند ! نگران نباش اونا کافرند از راه نامشروع می آورند ما که نهجالبلاغه را داریم و فرمان به مالک اشتر را اگر بخوانیم همه مسائل حله اما دیدگاه مسئولین این است که ما نمی توانیم مانند حضرت باشیم غافل از اینکه بابا جان حضرت قانون برای ما نوشته نخواسته که ما همانند آن باشیم اصل را تعریف کرده حالا اگر نماز شب نخوانیم طوری نمی شود اما اصل حاکمیت جامعه را برایمان فرستاده اما کو گوش شنوا و چشم بینا سرزمین کورها کتاب جالبی بود که من خواندم اینان مثل همان بدبختی هستند که در آخرین لحظات به هوش می آید اما زود فراموش می کند خیاطی بود در روزگار قدیم که هر پارچه قشنگی می آوردند قیچی می کرد و دزدی بر می داشت شبی خواب دید که مرده و شاگردش از پارچه های دزدی بیرقی بر افراشته و جلو جلو تابوت می برد فردا صبح آمد و شاگرد بیچاره را فلک کرد و بعد برای اینکه اتفاق بعدی نیفتد به شاگر گفت که هر وقت دیدی که من اینکار را کردم بگو استا علم علم و بعد از مدتی پارچه زیبائی که همانند آن را ندیده بود آوردند برای دوخت استا قیچی را برداشت تا … شاگرد گفت استا علم علم ( بیرق) استا گفت درد ورم این یکی را بکش قلم . بله مثل ما هم اینطوری است .اگر دزد بگیرند ما را می گیرند اگر پاداش دهند بخاطر ما بهزیستی را می دهند و در پس پرده برای خودشان تقسیم می کنند این برای مدیر کل این برای رئیس و سفره خالی را برای معلولان می گذارند خوش به حال ما وشما !بای . به امید اینکه حرفهای استاد کمی خنکش کرده باشد. خدا را شکر که به خیر گذشته والا بالای کوری چشم درد می شد من هم برایم اتفاق افتاده ولی در گودال کوچک تر و یا روی تلی از شن و ماسه من کمی می بینم اینطوری شده سایتت با مشکل برای من بالا می آید شاید از موزیلا باشد ولی هنگ می کند چکار کنم .

  5. 5
    مجتبي says:

    سلااام.
    ممنون از همدردي هاتون.
    سايت من واسه خودمم دير و بد مياد بالا چه برسه به شما.
    گويا مخابرات داره يواش يواش يه كارايي ميكنه. يه آتيشايي زير خاكستر. ولي يه شركت خصوصي هست كه هنوز ترافيك سايت ما رو پايين نياورده.
    احتمالا در آينده اي نه چندان دور، همه مجبور بشيم از ف يل تر ش كن استفاده كنيم.
    البته يه نفر از كارمندان وزارت اطلاعات يك روزي حرف قشنگي بهم زد و گفت اگر هم ميخوايي انتقاد كني و داد بزني بزن. كاريت نداريم به شرطي كه اولا دروغ نگي و دوما به كشور هاي بيگانه نگي. يعني تو مملكت خودت داد بزن. نرو به بي بي سي و صداي آمريكا بگو.
    منم همين جا ميگم. توي مملكت خودم.
    حالمم از لحاظ رواني خوبه.
    در كمال صحت و سلامت رواني هستم و به هيچ وجه قصد سياه نمايي ندارم.
    قصد فحاشي و توهين به مسئولين و عقده اي بازي هم اصلا تو سرم نيست.
    چاكر همه اونايي كه واسهمون كار ميكنند هم هستيم.
    ولي. ولي تعداد افرادي كه به اسم نظام ميخورند و ميچاپند و نظام را بد نام ميكنند از افرادي كه دلشان ميسوزد و نگران يك قرون حقوقي كه ميگيرند هستند، خيلي بيشتر است متاسفانه.
    بپرسيد بهزيستي زرينشهر توي اين سه سال چه قدر كمك هزينه به من دانشجو داده.
    بپرسيد اين چند ساله غير از كلمه نداريم، نيومده، نيست، نه، چيز ديگه اي به من گفتند؟
    بپرسيد توي اين شش هفت سال چندتا سود سهام عدالت دادند و رسيد هايي كه من واسه سود چهل هزار توماني توي بانك انگشت زدم اصلا بيشتر از دوتا ميشه؟
    بپرسيد چرا وقتي دفتر ارتباطات مردمي بهزيستي تهران با كمك به بنده موافقت كرده بهزيستي اصفهان جلوشون را گرفته؟
    آره. فقط بلديد با بولدوزر هاتون محله نابينايان رو ببريد رو هوا. نه؟
    ديواري كوتاه تر از گوشكن پيدا نميشه. نه مگه؟

  6. 6
    میثم امینی says:

    سلام رفیق
    آخ کلی ناراحت شدم. کاش پات زود خوب بشه.
    واقعا حرفات یه کوچولو از همه ی حرفهایی هست که توی دلم مونده و نگفتم.
    من نمیدونم کشورهای حوضه ی اسکاندیناوی مثل نروژ و سوئیس از کجا میارن اون همه خرج معلولینشون میکنن. ما که این همه نفت و گاز داریم حتی حاضر نیستن از محصولات لازم برای ماها مالیات گمرکی نگیرن چه برسه به کمک برای خرید اونها.
    واسه خودمون خیلی متاسفم.
    باید بریم مسئولین این اورگانها رو بگیریم چشماشون رو در بیاریم تا شاید ما رو درک کنن.
    خوب و خوش باشی عزیز. بای بای.

  7. 7
    مجتبي says:

    انگار اعتراض من حرف همهتون بود. نه؟
    حرفي كه خيلي وقته از بس خفهش كرديم خفته شده.
    همچين مواقعي ميگند:
    “جانا سخن از زبان ما ميگويي.”

  8. 8
    javad noei says:

    ba kamaaleh ta’as’sof:
    man mokhalefeh dolateh iran nistam vali beh raees jomhoor va dowr o varihash keh modiraneh sazemanhayeh emroozi hastand mote’as’sef’am! aslan eyneh khialeshoon nist ma’lool bemireh, besoozeh va har koofti keh bar sarash biad beh khoda shayad kheilihashoon az khodashoon hast!!!
    hamchenin computereh khodam kheh nemidoonam chera kibordam digeh farsi nemineviseh!!!

  9. 9

    دوستان عزیز اگه گوشکن بود تو این ایران من بدتر از اینا را در نسیم آتش نوشتم ولی نه کسی عکس العمل نشون داده نه چیز دیگه
    مجتبی جان فقط در بهزیستی ذرین شهر اینطوری نیست در همه جا هست ولی استانهای بزرگ مثل تهران و اصفهان بچه ها زیادن و حقشونا میگیرن یه جورایی زیادن حتی اگه شده یک در یک میلیون ولی همونا میگیرن ولی من و تو که تو شهرای کوچیکیم اوضاعمون همینه من از این میسوزم که من اونجا پرونده دارم اگه بودجه ای هم بیاد یه قدریش به نام منه نمیخوام اینا بخورن یه زمانی به سرم زد برم پروندمو ببندم که مطمئن باشم به نام من دیگه چیزی نمیاد والا با این بهزیستیشون

  10. 10
    مجتبي says:

    چي بگم آي چي بگم.
    غم دل با كي بگم.

  11. 11
    فاطمه جوادیان says:

    خیلی متاسفم. امیدوارم دوران درمان تون رو با حد اقل مشکلات طی کنید.

  12. 12
  13. 13
    mohammad says:

    ae vall baba areh beggoo ma hasstim aina *** faghat virani balladan abadi khabari nist iani orzeh nadaran hoghoogheh moaft miggiran pass bayad zereh zadaneshhoon ham moaft bashheh diggeh! hahahahaha!

  14. 14

    فعلا که ککشون هم نگزیده آقایون! صد سال دیگه هم نمیگزه.

دیدگاهتان را بنویسید