می گویند اهداف انجمن علمی فرهنگی موج نور اصفهان عالی است ” خدایا ” “متعالی اش بگردان “

ماده 9:

اهداف انجمن موج نور عبارتند از:

الف : كليات

  • ارتقاء سطح آگاهي و مهارت نابينايان و کمبينايان در زمينههاي علمي و فنآوري
  • فرهنگ‌سازي در جامعه به منظور ايجاد فرصت‌هاي برابر نابينايان و کم‌بينايان
  • فراهم نمودن بستر مناسب براي کارآموزي، کارآفريني، و اشتغال نابينايان و کمبينايان
  • توليد محصولات علمي و فن‌آوري

ب : روش اجرا

  • تشکيل کارگاه‌هاي آموزشي مناسب نابينايان و کم‌بينايان و بالا بردن مهارت حرفه‌اي آن‌ها
  • تشکيل کلاس‌هاي مناسب نابينايان و کم‌بينايان و تدريس مطالب مورد نياز به منظور دريافت مدارک لازم در حرفه‌هاي مختلف از سازمان فني و حرفه‌اي
  • برگزاري نشست‌ها، سمينارها و…. به منظور افزايش سطح ارتقاء آگاهي و مهارت

خوب دوستان من در بالا اهداف موجود در اساسنامه انجمن است .و لازم است که قید گردد که نام سازمان مردم نهاد نیز در اول و ماده یک سازمان یا انجمن مردم نهاد … نهاده شده اس

دوستان من اهداف را برداشتم تا بتوانم توجه شما عزیزان را به اهداف بلند این انجمن ها و اقدامات کوچک و پیشگیرانه ایشان جلب کرده و نتیجه گیری را به خود شما واگذارم .

در ضمن نوعی هم نظر سنجی می باشد .

به نظر شما جلوگیری از انتشار  کتاب های آموزشی که دوستان من از جمله خود من خریده ایم با کدام یک از اهداف خلاصه بالا مطابقت دارد این اقدام توسط هیئت مدیره یا عوامل با اهداف سازمانی اشان برابری می کند ؟

به نظر شما از راه های عمده بمنظور ارتقاء توان علمی و فن آوری کم بینایان و نابینایان از طریق محدودیت خود ما بر خود ماست .

آیا این عمل فرهنگ سازی نام دارد تا نابینایان و کم بینایان از فرصت های یکسان برخوردار شوند و رو به گدائی و فقر و نتیجتا زوال و نابودی نروند ؟

آیا جلوگیری از نشر کتاب های آموزشی آن هم به این طریق موجبات اشتغال و کار آموزی نابینایان را فراهم می کند و اگر کتابی که سال ها قبل منتشر شده اکنون در اختیار این محرومان و بینوایان قرار گیرد موجبات بستر سازی  و اشتغال این افراد می گردد ؟

یکی از اهداف بلند این سازمان مردم نهاد تولید محصولات علمی و فن آوری است .حال برای اینکه این هدف گسترش نیابد اقدام به تهدید و بلوکه کردن وبلاگ های شخصی افراد می نمایند در حالیکه دقیقا خدمات به اعضاء نابینا بوده و اصل هدف هم گسترش تولیدات و بالا بردن فرهنگ عمومی و خیلی از کلمات و جملات مفید و مثبت این چنینی است .

دوستان من شاید خیلی از شما دوستان بهتر از من بتوانید این اهداف عالیه را نقد کنید اما جسارتا من به خودم اجازه دادم تا هم مبهمات در این خصوص برای من حل شود ثانیا نظر شما را در خصوص اهداف مذکور و برداشت های شخصی شما را بدانم ثالثا  شاید در این میان هیئت مدیره محترم بیاناتی داشته باشند تا در همین پست و در صورت صلاحدید مدیر در پستی مجزا ارائه نموده و راهی باشد برای زدودن مسائل و معضلات و ارائه منطقی کتب ه افرادی که نیازمند هستند .رابعا با ارائه مناسب و حل معضلات ارزش عمل انجمن در نزد نابینایان بالا رود و انجمن مذکور از حیث حصول به اهداف بلندش مورد مقبول افتد و فرزندان نابینا با هدف یک مجموعه واحد به یکدیگر بیندیشند و در راه اعتلای اهداف متحد شوند .

در این میان نقش مجتبی به عنوان مدیر خیلی مهم است ایشان می تواند این پست را منتشر نکند اما در صورتیکه که منتشر شد مدیریت نماید و با تدابیری ادامه فعالیت را با رویکردی در جهت اهداف انجمن و منافع نابینایان و بالا بردن توان علمی و فن آوری داشته باشد و نگذارد بحث به انحراف کشیده شود .و دوستان انجمن نیز با ارائه نظراتشان و رفع ابهامات موجود راه را برای تسریع نمودن حرکت انجمن و گسترش و تسری اهداف بکوشند .و از آنجائیکه از وظایف هیئت مدیره شفاف نگری به مسائل است  در این زمینه روشی را برگزینند تا نابینایان محترم از تجربه ایشان استفاده ببرند چرا که نمی توان مقابل نهضت راه افتاده ایستاد بلکه باید در این مواقع با درایت و دور اندیشی شان و منزلت خود و سایر نابینایان را بالا برد .

من خودم شخصا این نسخی را که خریداری نموده ام اگر در منطقه ام شخصی نیازمند و نابینا باشد حتی از وقت خودم هم می گذارم تا به ایشان آموزش دهم و این حق قانونی من است چرا که لوح ها را خریده ام و اختیار آن با من است و اگر این کار را انجام دهم منافاتی هم با اهداف انجمن مذکور ندارد .

دوستان لطفا اگر نظری دارید حتما درج نمائید تا بدین وسیله بتوانیم با هم فکری یکدیگر راهی منطقی در جهت اهداف قشنگ و عالی خودمان داشته باشیم .

درباره قنبر

درود متولد 1973 میلادی ، دارای مدرک لیسانس مدیریت دولتی از دانشگاه پیام نور هستم که به روش عادی موفق به اخذ مدرک شده ام . از اواسط دهه 80 به تدریج دچار مشکل بینائی شدم و این مشکل به آنجا رسید که از خواندن و نوشتن به صورت عادی محروم شدم و این معضل بخاطر تصادف من شد که به تدریج این مشکل بروز کرد .مدتی دچار افسردگی شدم و این موضوع آنطور شد که برای مراسم خاک سپاری یکی از مردان خوب رفته بودیم و هنگام بازگشت و بمنظور تسلی خانواده مرحوم به خانه رفتیم و هنگام خروج من کفش هایم را نیافتم و فردی با صدای بلند خندید و عنوان کرد که کفش هایش را نمی شناسد ؟! اینطور شد که گوشه گیر شدم .از دیماه 89 همزمان با تولید پارس آوای دو به زندگی عادی برگشتم و هم اکنون با آموزش های لازم که از محله و سایر دوستان عزیزم گرفتم توانسته ام یک رابطه منطقی با دنیای مجازی داشته باشم .از این بابت از خدای خودم شاکر هستم. محله نابینایان را به همین صورت که هست برای عموم باشد را بیشتر می پسندم ، ضمن اینکه خواستار حفظ آن به هر طریق ممکن در برابر نا امنی های مجازی هستم . از زحمات کلیه دوستان عزیز هم تشکر و قدر دانی می شود .
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

28 Responses to می گویند اهداف انجمن علمی فرهنگی موج نور اصفهان عالی است ” خدایا ” “متعالی اش بگردان “

  1. 1

    قنبر جان من شخصا معتقدم اگر کسی برای کاری زحمت کشید, حقش است که هزینه زحمتش را که حق قانونی اوست دریافت کند.
    اما اینکه یک نفر بیش از حق خود بگیرد را مخالفم سر سخت.
    در ادامه, بر این باورم هیچ کس حق ندارد اختیار چیزی که من خریده ام را از من بگیرد و مثلا من معتقدم اگر یک آلبوم موسیقی میخرم, حق دارم بر روی هر تعداد پخش کننده صوتی که مال من است, کپی کنم و گوش بدهم.
    در مورد محصولات انجمن به اصطلاح علمی فرهنگی موج نور اصفهان باید بگویم که موضعم در مورد قفل گذاشتنشان بر روی محصولاتشان کاملا شفاف است و معتقدم این ظلم است, این نامردیست, اینکه بچه ها نتوانند محصولات را روی وسایل صوتیشان گوش بدهند, از نظر من یکی که یعنی توهین آشکارا به شعور فرد خریدار, از نظر من یعنی تو درک کافی نداری و من هستم که برایت تصمیم میگیرم کتاب را با چه چیزی گوش بدهی!
    فرض کنیم یکی خواست در حین اینکه آموزشها را میشنود بتواند با کامپیوترش هم همان کار ها را انجام دهد. تکلیفش چیست؟ این کار واقعا سخت است که هم دیسک را با کامپیوتر گوش بدهی و هم با کامپیوترت کار کنی! باید مرتب از پنجره ای به پنجره دیگر آواره باشی آن هم با آن واسط کاربری افتضاحی که بر روی سیدیها گذاشته اند. یک بار که پنجره کتابشان را مینیمایز کنی دیگر آب میشود میرود توی نان, سگ مینوشدش.
    بله, اهداف روی کاغذ کجا و عمل عینی کجا!

  2. 2
    ghanbar says:

    درود
    بله اهداف روی کاغذ کجا و عمل به آن کجا ؟ممنون مجتبی جان دستت درد نکند عنوان توسط شما اصلاح شد و به قشنگ ترین صورت درج گردید .تجربه ای می نویسم که شاید بی ربط باشد اما ربط هم دارد .تعاونی مصرف قشر کوچکی از جامعه برای ارائه خدمات به اعضاء گرد هم آمدند هدف از تعاونی ها عموما خدمات به اعضاء آن است نه چیز دیگر نه منفعت وسود و این گونه حرف ها اما مدتی بعد از راه اندازی با افتخار عنوان شد که اعضاء درخواست دارند تا به خدمات بپردازند اما هیئت مدیره محترم عنوان کردند که سود دهی در تعامل با جامعه است و حوزه عملشان را گسترش دادند هر چه اعضاء کوشیدند کمتر نتیجه گرفتند .طوری شد که مردم عادی هجوم آوردند و اعضاء محترم هم مانند بقیه در صف های طولانی می ایستادند تا به کالای مورد نظر دست یابند و همین طور گذشت شرکت دچار بحران ناشی از همین منافع شد متاسفانه بدهی بالا آورد خیلی ها متضرر شدند و مدیر عامل محترم هم با پرداخت هزینه ای بالغ بر 72 میلیون تومان در هشت سال قبل به ور شکستگی رسید .بله دوستان نظر من و مجتبی یکی است یعنی من لوح را که خریده ام اختیارش با من است .ضمنا در مقابل برخی امورات نمی توان ایستادگی کرد .این حقارت را ما سالهاست تحمل کردیم حالا وقت آن نرسیده که کمی هم به اهداف فکر کنیم واقعا داستان “قلعه حیوانات ” که من صوتی اش را یافتم و گوش کردم جالب است مبادا این انجمنی ها بروند و اهداف را شبانه تغییر دهند ! همه خوب هستند اما ما خوبتر .همه می فهمند اما ما بیشتر .همه م یدانند اما ما داناتریم .
    واقعا از مدیر محترم محله کمال تشکر را دارم به امید موفقیت و شنیدن اخبار مفید توسط ایشان در این محله .ضمنا اگر امکان دارد مرا اد بفرمائید .تا گاماس گاماس پیش بروم .

  3. 3
    shahyar says:

    ددددوووورررررووووددددد این یک بحص درست ولی ریشه ای است که بیشتر این مشکل مشکل فرهنگی هست تا قانونی!….
    یک بحث ساده جامعه شناسی روان شناسی می گوید که اگر هیچ راهی برای گریز یا تنفس نباشد به اصطلاح دیگ می ترکد!آیا ما از کشورهای متمدن و پیشرفته هم متمدن تر وپیشرفته تر هستیم ما حق انتخاب استفاده از محصول خود را هم نداریم ! من برای خرید cd وجه می پردازم ولی حق ندارم به روش خودم یا با علاقه خودم استفاده کنم!یک مثال می زنم که دقیقا جمله اول بنده را اثبات می کند به ما فرض کنید سهامی می دهند ولی می گویند نه حق داری بفروشی نه انتقال بدهی !….
    الان دیگر همه قانون کپی رایت را می دانند کم و بیش ولی چرا رعایت نمی شود!مخصوصا در ایران یا بهتر بگویم در میان ایرانیان!یک دلیلش بازهم همان فقر فرهنگی است ولی آیا باید از طرف سازنده محصول این برخورد بشود!چرا این انجمن های مردم بنیاد !هیچ گاه منابع مالی و درآمد خویش را عمومی نمی سازند!در خارج مرسوم است که حتی گروه های سیاسی که از دولت فرض کنید آمریکا بودجه دریافت می نمایند دولت آمریکا سالانه نام این گروه ها را منتشر می نماید!بعد چرا این انجمن ها روابط عمومی درستی ندارند!الان انتشار ورد 10سال پیش که دیگر کارایی چندانی ندارد به چه کسی زرر می رساند آیا جز تبلیغ و شاید آشنایی کسی که در آن سر ایران یا حتی پارسی زبان خارج کشور با این انجمن و محصولات یا حتی امیدوار کردن او به زندگی بهره ای بیشتر دارد!راستش باید با این موارد بزرگوارانه برخورد نمود این تهدید ها و فشار ها جز موضع گیری نابینا ها بر علیه این نهاد ها سود دیگری نخواهد داشت !پس اگر من نخرم شما نخری خودشان بسازند و خودشان گوش دهند و لذت ببرند ویاد بگیرند!

    شاد زی مهر افزون
    بدرود

  4. 4
    mohsen says:

    با درود.
    من معتقدم که قبل از اینکه به بحث کپی رایت و فرهنگ بپردازیم باید به این بیندیشیم که آیا ما نابینایان از رفاه نسبی برخورداریم و آیا قدرت خرید همان سی دی های چند هزار تومانی برای همه ی ماها وجود دارد یادمان نرود که بسیاری از همنوعان ما در وضعیت مالی بسیار بدی به سر میبرند در کشورهایی که حق کپی رایت رعایت میشود حقوق معلولان نیز رعایت میشود و مثل ما ایرانیها فلاکتبار زندگی نمیکنند تا اینطور به خاطر چند سی دی آموزشی خودشان را به هر دری بزنند بعد هم با برخوردهایی بدین شکل روبرو شوند مطمئن هستم اگر همه ی ما از قدرت خرید و وضعیت مالی مناسب برخوردار بودیم خیلی راحت هزینه ی محصول را پرداخته و از آن استفاده میکردیم حال بماند که خود این سی دی ها با اینکه خریداری میشوند خود مشکل دارند و فرد خریدار به طور کامل نمیتواند از آن استفاده کند و گذاشتن قفل کاری بس نادرست است و باید این گونه خدمات مجانی در اختیارش قرار داده شوند.این موسسات همگی از بودجه هایی برخوردار هستند که باید خرج معلولان شود و یادمان نرود که در کشور های پیشرفته بسیاری از این گونه خدمات به صورت رایگان در اختیار معلولان قرار میگیرد با این وضعیت حاکم بر جامعه ی ما و با این وضعیت زندگی معلولان و با این طرز فکر مسئولان و انجام دادن کارهایی بدین شکل چاره ای جز قفل شکنی و کپی برای ما وجود ندارد حتی ارزش کار کسی که با زحمت فراوان این آموزشها را تهیه کرده و خودش برای یادگیری آن هزینه و وقت صرف کرده نیز زیر سوال میرود فقط سوالاتی که هنوز در ذهن وجود دارد این است که آیا معلولی که با مشکلات بسیار زیادی دست و پنجه نرم میکند خود باید هزینه ی خدمات این چنینی را بپردازد و اگر چنین است بودجه هایی که این قبیل موسسات میگیرند برای چیست؟ وجود سازمان بهزیستی و سازمانها و موسساتی از این قبیل برای چیست اگر خود معلول موظف به بر عهده گرفتن همه ی نیازهای خود است پس اینها چه میگویند و اگر نه چرا باز معلول هزینه میپردازد. و هزینه ها از خود فرد گرفته میشود فردی که شاید برای تحصیل نیاز به این خدمات داشته باشد و قدرت خرید ندارد و شاید خیلی از همین معلولان با شکم گرسنه سر بر بالین میگذارند!!
    با سپاس فراوان

  5. 5

    با نظرات همه شما موافقم و اگر دلم به من اجازه میداد خیلی چیز ها را از مراحل تهیه این کتب میشد گفت که خوب بی خیال فعلا هیچی نمیگم نه از ترس باشه فعلا دلم اجازه نمیده!

  6. 6
    نخودي says:

    سلام من صد در صد با صحبت هاي جناب خادمي موافقم و نظر من كپي پيست نظر ايشون هست.
    فقط قنبر آقا چه گيري دادي به اين موج نوريها خداييش خيلي زحمت مي كشند بيشتر از بعضيها كه بايد بكشند.

  7. 7
    ghanbar says:

    درود
    وای خدای من اصلا فکر نمی کردم اینطور حمایت بشود پستم منظور کامنت های پر محتوای دوستانم می باشد که هر کدام ماهیتشان چند پست می باشد .
    شهیار عزیز ممنون از کامنت قشن و پر محتوا که از جانب شما منتشر شد یکی ار مواردی که باید در آ« تامل نمود بحث ریشه ای و فرهنگ جامعه است تمامی حرف های شما مطابق بر واقعیات می باشد .در خصوص تمامی موارد مشروحه تامل خواهم کرد .
    محسن جان ممنون که اعتقاد واقعی و حقیقی ات را نوشتی من هم همین را می خواهم دوستان با کمک از آموخته های خودشان بدون افراط و تفریط نظرشان و اعتقادشان را در زمینه مورد نظر ابراز کنند و به سادگی از کنار آن نگذرند .یکی دیگر و از اصولی ترین موارد همین وضعیت معلولان در جامعه خودمان است دقیقا با سخنان ارزشمندتان موافقم هیچ چیز در جای خودش نیست حق و حقوقی که خودمان فضای آن را ایجاد کرده ایم و ارزش تمامی زحمات اساتیدمان به دلیل افکار و باور هائی که خارج از شمول اهداف می باشد موجبات تهدید ها و ناجوانمردی ها می شود .نطق بسیار حقیقی و صحیحی را ایراد نمودید .ما اگر توان داشته باشیم قطعا همان کاری را می کنیم که سایر دوستانمان انجام می دهند مجزا و مستقل با هم فکری دیگران انجام می دهند .
    مجتبی جان دستت درد نکند خواسته من همین بود که شما نهایت دقت را در این پست بفرمائید و رهبری لازم را انجام دهید و ممنون هستم از توجه عمیق وهدایت موضوع در مسیر اصلی .
    دوستان من ، من معتقدم که همه ما باید به این موضوع با دیدی واضخ و مثبت بنگریم تا هم مدینه فاضله ذهنمان را بیان کنیم و هم بتوانیم از این بیانات به کنار ساحل دریای مجتبی جان رسیده و در هوای مطلوب وخنک و دوست داشتنی اش به صفا و صمیمیت کامل برسیم .آن روز هرگز هم دور نیست .
    ما باور داریم که حق ما و سهم ما از این جامعه بیشتر از این است و تا اعتلاء حقوق نابینایان نستوه ومقاوم ایستاده ایم تا به اهداف مقدسمان برسیم .

  8. 8
    ghanbar says:

    درود
    نخودی ممنون که کامنت گذاشتی راستش قبلا هم قول دادی که این قانون را که من فقط شنیده ام اما خوب نمیدانم را یافته و دستی به سرش بکشید و در این محله منتشر کنی من منتظر هستم .و موضع شما هم شفاف است در این خصوص .اما اگر لطف بفرمائید و با مرور اهداف انجمن نقدی بر همان نکات مثبتی که گفتید داشته باشید خیلی مفید واقع خواهد شد .در ضمن من هدف گیر نبوده و ارزش کار ایشان را هم نمی خواهم از بین ببرم و از اهداف اصلی من حفظ ارزش کار اساتیدم می باشد ولی محسن جان هم تاکید کرد که ارزش این کار تحت شعاع قرار خواهد گرفت با این کار ها !واقعا این را هم بگویم که مدرس عزیز مطمئنا در همان انتشار اول و مطابق قرار دادهای منعقد شده تمامی حقوق خود را دریافت نموده است و این همان هزینه ای است که انجمن از منابع مردم نهادش پرداخته است و تنها مجوز پرداخت آن هم مطابقت داشتن با اهداف تشکیل آن است و الا که انجمن مزبور نمی توانست این کار را انجام دهد .ضمنا بودجه آن هم در همان سال توسط هیئت مدیره محترم مصوب شده و در اهداف اثری از درآمد نبوده و نیست و بعد اقتصادی نیز در این موسسات مردم نهاد لحاظ نشده است و الا شرکت تجاری واین حرف ها را می توان بر آن نام نهاد ؟
    یک مثالی می زنم .من باید سر کار بروم .نابینا هستم و ماشین ندارم .مدیر و رئیسم هر روز با ماشین سواری شخصی اش به سر کار می رود .او هر روز باید در محل کارش حاضر باشد واین مسیر را برود حال من با هماهنگی اگر با او بروم چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ هیچ او مسیر خودش را رفته و با همراه داشتن من هم منابع ملی را به هدر نداده یعنی من اتومبیل دیگری را کرایه نکردم هم لطفی به من نموده است .حالا بیندیشید که او با این کار از من درخواست کرایه داشته باشد آن هم به مقدار آژانس تلفنی .شما باشید چه کار می کنید .پول را می پردازید یا نه مثل من ترجیح کیدهید که آژانس کرایه کنید .قطعا با کرایه آژانس حداقل کار یعنی بیان لطف از سوی ایشان را می بندید و تمام .حالا این مسیر هم همین است دوستان زحمت کشیدند برنامه را ساخته اند حقوقشان را هم در همان مراحل اولیه قطعا دریافت نموده اند .اینکه بفروشند و قفل بگذارند و مانع از اجرای اهداف عالیه اشان شوند قطعا به قول مجتبی و حرف من اثبات الطاف بی پایانشان به افراد نابینا است .ای کاش آنقدر دید وسیع و باز می داشتند که به قول دوست عزیزم شهیار جان فایل های صوتی ده سال قبل را طوری در محلی به نام خودشان درج می کردند تا اثرات معنوی و ارزش کار خودشان را دوچندان می نمودند و ما هم با حمایت های مالی و معنوی از اهداف پاکشان حمایت می کردیم .
    نخودی عزیز این گیر دادن به اون انجمن یا هر انجمنی نیست بلکه دوستدارم کمک کنید که دیدمان نسبت به همه انجمن ها مثبت و با شکل دقیق و درست شاهد رشد انجمن های مثمر ثمر در کل ایران باشیم .
    به امید حمایت شما دوستان ،ایراد نقطه نظراتتان و جمع بندی های مفید تا حصول به نتایج ارزشمند .

    • 8.1
      نخودي says:

      سلام قنبر آقا با دقت بالايي كه شما داريد نمي دونم چرا اصل صحبت من رو كه قسمت پاياني كامنتم بود نگرفتيد بقول چشمك دوباره بخونيد.
      در مورد اون قانون هم جداً شرمنده يه كم سرم شلوغه فرصت كمتر دارم ان شا الله در اولين فرصت.

  9. 9
    sajedeh says:

    salam ghanbar aziz mamnoon az matlabeh mofidi keh dar ekhtiareh ma gharar dadi man dooradoor in markazo mishenakhtam vali ba in post beh soorateh vazeh bahsh ashena shodam ba kami ha va kasti hash khaste nabashi doosteh aziz

  10. 10
    میثم امینی says:

    درود به همه
    من نظرات دوستان رو يه نگاهي كردم و حالا نظر خودم رو مي‌نويسم.
    به نظر من ما بيش از حد توقع داريم. اينكه نابينا‌ها رفاه ندارن و مشكل مالي دارن به دولت مربوط هست نه به موج نور.
    ما توقع داريم كه همه محض رضاي خدا برامون كار كنن كه اصلا منطقي نيست. اون‌ها زحمت مي‌كشن و حق دارن مزدش رو بگيرن.
    از طرف ديگه تقريبا توي همه‌ي كامنت‌ها دوستان از قفل داشتن محصولات موج نور ناراحت هستن. خوب اون‌ها مجبورن. من وقتي مي‌خوام كسي رو درك كنم خودم رو جاش مي‌گذارم.
    فرض مي‌كنم كه كلي وقت و انرژي گذاشتم و يه سي‌دي آموزشي درست كردم. وقتي مي‌بينم كه اگه اين سي‌دي رو به صورت عادي منتشر كنم خيلي زود به صورت غير قانوني پخش مي‌شه و من در مقابل زحمتي كه كشيدم هيچي گيرم نمياد من هم روي محصولم قفلي صد برابر سفت و سخت‌تر از قفل موج نور مي‌گذارم. بنابر اين نمي‌شه اين انجمن رو به خاطر قفل گذاشتن روي محصولاتش سرزنش كرد. توي كشور‌هاي پيشرفته مثل امريكا هم كتابخانه‌هاي مخصوص نابينايان كتاب‌هاي تحت قانون كپي رايت رو به صورت فايل‌هاي ديزي كد شده تحويل مي‌دن كه فقط روي ديزي پلير خود اون شخص كار مي‌كنه.
    اين كه بعضي از ما پول نداريم اين سي‌دي‌ها رو بخريم مشكل خودمون هست نه اون‌ها. فكر نكنيد من جزو ثروت‌مندان هستم. من هم مشكل مالي دارم ولي هميشه سعي مي‌كنم منصف باشم. كسي مجبور نيست اين محصولات رو بخره.
    از طرف ديگه انجمن موج نور يكي از معدود انجمن‌هايي هست كه كاري انجام مي‌ده. اگه موج نور بودجه مي‌خوره بقيه‌ي انجمن‌هاي نابينايان هم مي‌خورن. ولي حد اقل اين يكي يه كاري انجام مي‌ده ولي بقيه چي؟
    خود من كه الآن تا حدي از كامپيوتر سر در ميارم اكثرشو مديون اين انجمن و سي‌دي‌هاي آموزشيش هستم.
    طولاني شد. موفق باشيد.

  11. 11
    ghanbar says:

    درود
    نخودی ممنون از دقتت و نظرت اما بیشتر از کدامها زحمت می کشند .دوست دارم الان چیزی بنویسم در ذهنم هم موجود است اما بالا نمی آید لا مذهب ؟!
    سجاده یا ساجده ممنون از زحمت شما و کامنت بسیار جالب شما راستی فارسی نویس شده بودی ها اما مثل اینکه نظرت عوض شد باز هم هر طور که بنویسی ما می خوانیمش اما اون آدرس فیس توک ! 5 نفر به این نام هستند لطفا توضیح دهید کدام یک شما هستید .ممنون از حضور گرم شما و دیگر دوستان محترم

  12. 12
    ghanbar says:

    درود
    میثم جان ممنون که نظر گذاشتید من هم بر باور شما هستم و مطالبی که نوشتید باعث افزایش اطلاعات بنده نیز شد معمولا دوستان اطلاعات ناب و تفکراتارزشمندی را دارند .این هم درست است که نسبت به کلیه انجمن ها این انجمن موج نور فعالیتش مثمر ثمر تر است و شکی در آن نیست .اما این فکر هم درست نیست که اگر دیگران انجام نمی دهند پس ما مختار هستیم که اینطور باشیم . خود شما دقیقا برنامه سورنا را دنبال کرده اید و خوب می دانید که تغییر نام داده و به ماهور در حال ثبت است و اگر بخواهیم دقیق تر بررسی کنیم هدف بهزیستی از تشکیل انجمن ها خود اتکائی بوده است و استفاده از امکانات برای همه و این همه برای ما مختص به نابینایان می شود .اگر این کتب را بخواهیم مطابق قانون شما عنوان کرده اید دنبال کنیم مقررات مالی و ثبت و این حرف ها را هم باید در نظر بگیریم و همه اینها با مجوز قانون در بهزیستی است و از عمده مشکلات ما نیز همین است که در بهزیستی افراد مطلع و کار آمد بمنظور پیگیری وجود ندارند حتی سر از تراز و بودجه هم در نمی آورند و همه اینها منجر شده تا انجمن ها در مسیری غیر از هدفشان حرکت کنند و عمده مسئله هم از فرهنگ نشات می گیرد چنانچه در تعاونی ها و ثبت تعاونی شاهد آن بوده و هستیم . ما در اصل با محتوا و متن قانونی که این انجمن ها و نحوه و دیدگاه اعضاء کم کمکی مشکل داریم اگر به قانون آگاه باشیم و اساسنامه نوشته شده ودیکته شده را به تصویب نرسانده باشیم همه مسائل حل می شود .یکی از توانائی ها در مجمع فوق العاده مصوب نمودن قوانین و تعیین اهداف منطقی می باشد و با نحوه ای که در همان اساسنامه گفته شد می توان برخی از مواد را تغییر داد یا به مقتضیات حال انجمن موادی اضافه یا کم نمود اما افسوس که همه مردم در این خصوص و بیشتر مسئولان به دلیل برداشت های نادرست از قانون از چنین اقداماتی جلوگیری می کنند و نتیجه نیز همین می شود که ما شاهدیم .نهاد یا موسسه مردم نهاد اگر هم تشکیل می شود برای ارائه خدمت به همنوعان ونیازمندان است کم و کیف دارد اما ناقص نیست .اما برای کتابخانه در امریکا شاید بتوان توجیهی آورد اما برای خرید ما و محدودیت استفاده هرگز میثم جان واقعا نظرات شما را دوست دارم و متشکرم که مرا قابل دانستید و نظر گذاشتید من مطمئن هستم با مراجعه مکرر شما ودیگر دوستان برخی مسائل روشن خواهد شد .در جائی هستیم که هیچ چیز سر جایش نیست محسن جان گفت که خیلی هم کامل بود اما متاسفانه مافقط نداشتن نابینا را برداشت می کنیم اما در امریکا واقعا با معلولین و نابینایان اینگونه برخورد می کنند که نابینا اگر در تهران باشد هم پروار می شود هم پولدار با گدائی اما هرگز نمی تواند به ترقی دست یابد هرگز دوست من
    حالا یک سئوال دیگر چرا من یا شما اقدام به چنین عملی نمی کنیم .شاید به دلیل اینکه دوستان ما زحمت کشیدند و دیگر به تنهائی قادر نیستیم ودیگر هزینه دارد و باید وقت صرف شود و این دوستان اینکار را انجام داده اند بخاطر حمایت موسسات مردم نهاد اگر شخص یا موسسه تجاری این کار را می کرد واقعا می شد که قبول کرد اما انجمن به واسطه نیاز اعضاء این کار را کرده و باید نیاز مرتفع شود با پرداخت هزینه به فرد تولید کننده در واقع انجمن ها یارانه نقدی به نابینا نمی دهند بلکه یک جا خریداری می کنند و به جامعه خودشان می پردازند و انجمن های دیگر هم به دلیل بی اطلاعی ما حداقل کار هم انجام نمی دهند .مسلما اگر وقت بگذاریم و تقسیم وظیفه شود با صداهای دوستانمان می توانیم آموزش ها را بصورت رایگان ارائه کنیم . اما بهتر این است که خود انجمن بهترین تصمیم را ارائه کند .

  13. 13
    سلیمان says:

    با درود با نظرات شما دوستان کاملا موافقم من زحمت خرید آموزشهای موج نور را به يكي از برادران عزیز دادم اما از این نحوه آموزش و قفل گذاری اصلا راضی نبودم و حتی با وجود خرید آنها بازم از سایت دانلودشان کردم اگه برخورد ما با مسائلمان به این صورت باشد از افراد سالم و سازمانهای دیگر چه انتظاری باید داشت!

  14. 14
    ghanbar says:

    درود
    ممنون سلیمان جان خیلی خلاصه بیان داشتی .
    من نیز احساس کردم باید این آموزش ها را داشته باشم اما اصلا احساس رضایت نداشتم من هم م یگویم وقتی رفتار ما با هم اینگونه است پس دیگران حق دارند .حالا که کار انجمن عالی است چرا متعالی نشود گل است بدون سبزه چه ارزشی دارد !
    مگر ایشان با محدودیت های نابینایان آشنا نبودند و اصلا برای همین نابینایان کار را آغاز نکردند .مثل این می ماند که بخشنامه بانک مرکزی را بردارند درب خانه نابینا را بزنند که باید بخاطر این کار و هزار کار دیگر که از عهده شما خارج بوده هزینه می خواهیم و باید بپردازید والا بخشنامه را لغو می کنیم !
    ممنون می شم سلیمان جان روشی را بیان کنی تا بیشتر بهره ببریم .بدرود

  15. 15

    تمرين دمكراسي كه اينجا ميشود جالب و ستودنيست.
    به هر حال هر كس كتابها به دردش ميخورد كه ميخرد هر كس هم نه نميخرد ديگر.
    ولي نظر من اين است كه آيا ياد گرفتن كامپيوتر تا سطوح بالا و بالاتر هميشه لازم است؟
    مي گويند كامپيوتر مقدمه شغل است؟
    اولا آيا هميشه اين طور است؟
    دوما آيا زيرساختهاي لازم براي به كار گيري اين آموخته ها كه با فروش كتابها توي كله جماعت نابينا ميرود توسط اين انجمن ها آماده ميشود؟
    يا فقط كتابي بسازيم بفروشيم پولش را بگيريم خلاص.
    آيا تا به امروز چند تا گزارش مالي از انجمن هاي نابينايي در نشريه اي عمومي منتشر شده؟
    يعني من مي گويم خوب حالا ورد بلدم اكسل و اكسس و ساند فورج و ويندوز بلدم بع كه چه بشود؟
    آيا آموزش عصا زدن و پيدا كردن مسير اگر اولويتش بيشتر از اين كتابها نباشد به اندازه اين كتابها هم نيست؟
    آموزش غذا خوردن صحيح چطور؟
    يعني آيا كارفرما مني كه ورد بلدم ولي راه را از چاه تشخيص نميدهم را چند روز ميتواند تحمل كند؟
    آيا ماندن مني كه آبرويش را هنگام صرف غذا با همكاران ميبرم چه قدر توجيه دارد؟
    مشكلم اين است كه هدف گم شده.
    هي كتاب و كتاب و كتاب آن هم با قفل و اين قيمت ها و اين واسط كاربري.
    هي كتاب ميخري و ميخواني ميروي تا به ابرها برسي بعد بالاي ابرها كه ميرسي ميبيني هر چه ميروي همهش خاليست. پر از خالي و اينجاست كه نا اميد ميشوي.
    بچه ها اسكايپ بروند و با هزار جور آدم و برنامه آشنا بشوند كه چه بشود؟
    از نظر من اين كارها براي شاغل ها مفرح است و بيكار هاي نابينا فقط خودشان را گول ميزنند.
    كسي كه با سي سال سن هنوز خانه پدري نان ميخورد و چت ميكند و به خيالش دنيا را با يك سيدي موج نور يا يك سيدي خادمي به دست آورده همان كبكيست كه سرش زير برف است!
    خوش باشيد.

  16. 16
    نخودي says:

    من مي گم اين ديدگاهتون رو بعنوان يه پست مستقل منتشر كنيد ارزش حتي بيشتر از هزارتا پست رو داره

  17. 17
    ghanbar says:

    درود
    تمرین دموکراسی !
    هدف گم شده
    بله مجتبی جان اهداف زیادی از این نوشته دارم خیلی بیشتر از آنچه که هر کدام به تنهائی فکر می کنیم ! خیلی از دوستان ما اصلا در این موارد تمرین و تفکر ندارند .خیلی ها داستان می خوانند اما با توجه به شخصیت و احساسات درونی خود غمگین یا شاد می شوند وتمام و سر آخر در مورد واقعیت ها هم توجیه می آورند .
    شنیدی که دست خدا با جماعت است اما آخر این هم نوشته جماعتی که عاقل و واقعیت گرا باشند نه احساساتی .در هر زمینه ای باید اصول را دانست درست است که خواسته من کمک زیادی می کند تا به هدف شخصی من برسم اما در یک جمع این خواسته من تنها نیست اگر بخواهیم حمایت دیگران را بر انگیزیم باید بر اصولی اهتمام ورزیم و آن اصول به قولی اساسنامه در انجمن می باشد .تمام نگرانی های مجتبی جان در متن اهداف انجمن بوده و انتهای این اهداف تولید محصولات است شاید برای واصل شدن به اهداف اولیه و راه را سهل الوصول تر می کند اما این انجمنی که بهترین است رو به محدود کردن نابینا آورده قطعا نمی تواند اظهار نماید که سایر اهداف را محقق کرده و اگر هم بخواهد ادعا کند خود اعضاء مصداق عدم تحقق اهداف هستند .بله اطلاعات ما را افزون کرده اما واقعا توان و آداب معاشرت در انجمن را بالا برده میزان توان و بهره وری ما را در کار تا چه اندازه ومیزانی افزوده یا تمامی اون مطالب مجتبی جان .البته نه من نه مجتبی نه هیچ کدام از شما دوستان منکر فعالیت های انجمن ها نیستید اما متاسفانه در اول راه مانده ایم مانده و حسته و راه بیناها را میخواهیم ادامه دهیم به همین زودی یادمان رفت که ما نیازمند یاری رساندن به هم هستیم نه کسب منفعت .تمامی انجمن ها وتعاونی ها گزارش مالی دارند گزارشی که اگر راه را کج بروند بازرسین محترم باید تذکر ودر صورت نیاز تشکیل جلسه قانونی دهند که البته هیچ کدام انجام نشده و به قول مدیر محبوب همه اینها روی کاغذ قشنگ است .
    واقعا برای تمرین دموکراسی و یافتن اهداف گم شده لازم است مجتبی جان در پست های زیادی این مسائل عنوان شود تا حداقل گامی در روشنگری قشر خودمان داشته باشیم .بحث سر خوش آمدن من یا شما نیست بحث سر انتقاد از انجمن مذکور نیست اکنون این مطلب این را می طلبد که بیائیم با طرح ایده هایمان توان افراد را بالا ببریم و با درایت ودور اندیشی این مسیر را به نحو مطلوب به پیش برده واهداف بلند را پیگیری نمائیم .
    نخودی از حسن توجه شما سپاسگزارم

  18. 18
    ghanbar says:

    درود بر دوستان
    عنوان مطلب اهداف عالی است خدایا متعالی اش بگردان بود که بنا بر صلاحدید مدیر به این گونه تغییر یافت و بهترین عنوان شد از نظر بنده .
    در اینجا دقیقا عنوان شد که من این لوح ها را خریده ام و برای آن پول داده ام حق برداشت را باید داشته باشم .و اینکه مفید بود برای بالا بردن توان مهارتی من از کسی هم انتظار نداشتم که به من رایگان بفروشد و آنقدر هم واضح و درست وکار آمد توسط استادم آموزش داده که نیازی حتی به تماس با موج نور نبوده و من هم در این زمینه با میثم ودیگران موافقم .اما نمی توانم تصور شما را در خصوص نوشته تغییر دهم . همانطور که آقای رفاهی که بنده هم می پرستمش و نگاه ایشان به همه محترمانه و مودبانه است در حالی که من هیچ سندی به ایشان ارائه نکردم باز هم اعتماد فرمود و دراسرع وقت لوح ها را برایم فرستاد می تواند به شخص چشمک رایگان بدهد ما هم همین انتظار را داریم وقتی لوحی خریده ایم حق واگذاری را هم داریم به هر کس که دلمان بخواهد البته که رفاهی محترم خارج از اساسنامه این کار را نکرده و مطابق قانون بوده .
    بعد هم نظر همه بچه ها همین است چیزی را که برای خودمان می پسندیم برای دیگران هم بپسندیم
    ما هرگز قصد بی احترامی وبستن افترا را به دیگران نداشتیم و قصدمان هم ارتقاء جایگاه انجمن بود و جبران کوتاهی ها همانی که شما دوستان اعتراف کردید اگر می دانستید که اینچنین نم یگفتید که انجمن ها در صورتیکه دارای بودجه و برنامه و تراز مالی باشند و فعالیتشان مورد پسند باشد موجب رحمت و دریافت کمکهای مشارکتی دیگران و علی الخصوص استانداری و بهزیستی می شوند و الا با پنج هزار تومان از من و شما که نمی توانند انجمن اداره کنند .این وجه چیزی نیست اما آنقدر مهم است که حتی سایت گوش کن را هم تهدید به فیلتر کرده اند یا وبلاگ دیگری را فیلتر نموده اند یعنی آنقدر دارند که نیازی به پنج هزار تومان ندارند .یعنی اینکه منابع مالی انجمن را در جهت خارج از اهداف خرج می کنند .راستش اگر ما کمی منصف باشیم این آموزش ها را از اون ها خریده ایم حالا دنیای ما متفاوت تر شده چرا ماهی هزار تومان هم که شده به این انجمن ها نمی پردازیم مگر اعتقاد نداریم که اصول را به ما اینها آموخته اند چرا هیچ اقدامی نمی کنیم .ما فقط این نکته را برجسته کرده ایم که نمی شود به رایگان دراختیار گرفت .ما همه این آموزش ها را داریم اونیکه رایگان گرفته خودش در پستی جدا حمایت کرده .در حالیکه این پست نیز به نوعی حمایت و بالا بردن و پیش بردن اهداف انجمن است .
    حالا چرا من در این مکان و کامنت ،کامنت گذاشتم به دلیل این است که هیچ نظری از شخص شخیصی که حمایت کرده ندیدم و اصلا نظری نداده اند و کمکی هم به اصل موضوع ننموده اند اما شاید با اعمال کارهای متفاوت ناراحتی خودشان را برسانند و الا که دوستان زیادی این مطلب را خوانده اند من مطمئنم اما در تخصص ایشان ندیدند لذا ساکت از کنار آن گذشتند این خیلی خوب و پسندیده است و ای کاش کاری می کردیم که روشنگری و آموزش باشد به قول مجتبی موافق ومخالف نباشد من دقیقا به نحوه اداره این انجمن ها اشاره دارم و واقعا هم کاری تخصصی است که با افکار وتمایلات ما نمی شود انجمن اداره کرد بلکه باید به اهداف آن همواره توجه کرد .آیا واقعا پنج هزار تومان آنقدر مهم است که سایتی را تهدید کنیم و هیئت مدیره محترم ارزش کار را پائین بیاورند نه دوست من همه نقطه نظرات ما با عنایت به داشتن یا نداشتن اطلاعات است اما آن چه که مهم است همه این انجمن ها در چارچوب قانون شکل می گیرند و باید به اعضاء اطلاع رسانی نمایند و این حق اعضاء است در حالیکه اصلا رعایت نمی شود تا صدائی در بیاید مورد را منحرف و به بیراه می کشانند
    ای کاش حمایت ها و انتقاد ها و نقد کردن ها همیشه با اطلاع و بر اساس بالا بردن آگاهی باشد نه احساسات و غرور و منافع افراد و ناشی از شخصیت فردی آنان .

  19. 19
    ghanbar says:

    درود
    اگر دیدگاهی در پست حمایت از انجمن موج نور ننوشتم بیشتر به خاطر امر غیر معمول اتفاق افتاده است و برداشت بنده این است که ایشان بر پایه احساست و غرور است بدون درج دیدگاه و ارائه نظرات تمام قوا را برای متهم نمودن دیگری به کار گرفته در حالیکه به قول خودش اطلاعی ندارد و تمامی آموزش ها یا برخی را بصورت رایگان دریافت کرده و بعد من هم باشم باید حمایت کنم نه اینکه وابستگی داشته باشم بلکه مورد لطف وعنایت بوده ام .دوستان من واقعا خوشحالم که در امور دموکراسی و روشنگری مورد حمایت مدیر موفقی همچون مجتبی قرار گرفته ام و با درج این گونه پست ها و حتی کمک چشمک عزیز بتوانیم تحولی در افکار خود و همچنین نگرشی در اهداف انجمن ها توسط کلیه هیئت مدیره ها داشته باشیم .خواهشا کمی بیشتر از احساسات خود به این امور بیندیشیم و با ارائه دیدگاه های بدون غرض و مرض آینده خوبی را برای خودمان رقم بزنیم .باشد که رستگار شویم .

  20. 20
    shahyar says:

    دووووورررررووووود مشکل ما این است که نسبت به نفع شخصی حرف می زنیم !به قول روزنامه نگارها قلم فروشی می کنیم !راستش برای همین هست که اینقدر راحت تغییر موضع می دهیم در کل روابط بر زوابط در کار ما می چربد! من با انجمن موج نور برخوردی نداشته ام نه cd خریدم نه از آموزش های ایشان استفاده کردم چون یک اعتقاد ساده دارم من همیشه تجربه می کنم لذتش بیشتر است ….
    ولی این قفل گذاشتن توهین به انسان است یعنی ما صلاحیت نداریم برای چیزی که به آن پول داده ایم تصمیم گیری کنیم!در کل من از هر برخورد تند و توهین آمیز و تحقیر کننده خوشم نمی یاد این قفل یک توهین به خریدار است وبس
    شاد زی مهر افزون
    بدرود

  21. 21
    ghanbar says:

    درود
    من هم موافقم دقیقا نفع شخصی ملاک است حقیقت واضح است اما در این میان مجتبی جان واقعیت را به بهترین شکل مدیریت کرده راستش انتقاد را گذاشته اند برای پیشرفت نه اختلاف بر انگیزی یعنی چه که مجتبی حق دارد که این حرف ها را بگوید اما یکی دیگر حق ندارد چون در ارتباط نیست و راستش با ادبانه تر به او ربطی ندارد .راستش یادم نرفته که نوشته بودند که اونائی که دانلودش کردند که هیچ اما اونائی که نتوانستند باید بهشان بگوئیم شب بخیر اما حالا جای همان شب بخیر است اگر قابل نقد است پس می توان و توسط هر ذینفعی م یتوان مورد نقد قرار گرفت اگر مشکلی ندارد نقد هم وارد نیست مگر می شود هم نقد کرد هم حمایت شاید این اسلحه خالی است بخاطر همین هم شلیک نم یکند .اصلا من در کدام یک از مسائل بالا و کامنت های بالا خارج از اصول خود انجمن ها صحبت کردم چرا حرف خودشان را هی تغییر می دهند .یادم هست در یک کتاب روانشناسی خواندم همه نیاز به تائید دارند برخی ها آنقدر صحبت هایشان را تغییر م یدهند تا مورد تائید دیگران باشند .من از فردی مصمم مثل نخودی واقعا یاد می گیرم .موضع مشخص همه بیان شما را دارند که قفل چرا حالا یکی مثل جناب آقای غفار زاده به دلیل مصاحبت با استاد متقاعد می شود یکی بر موضع خودش مصمم می ایستد یکی به سراغ روشی دیگر م یرود .بیائیم کاری کنیم تا دوباره کاری نباشد .من این را هم بگویم مسعود را دوست دارم در واقع با تدبیر می باشد و به هر موضوعی وارد نمی شود ولی پیشنهادی داشت که جالب و در خور است تجربه باید کرد . شهیار عزیز تجربه باید کرد تجربه البته که باید قدر ومنزلت معلمین را نگهداشت .من همینقدر می گویم که شما دوست من به من تماس را آموختی من همواره قدر دان آموزش شما هستم حالا بر زبان بیاورم یا نیاورم .و همچنین مجتبی شبکه اجتماعی را به من آموخت بالاترین ارزش برای من فرستادن اولین پیام برای ایشان است .ما باید قدر شناس باشیم اما بر انگیزاننده اختلاف نباشیم سعی کنیم خودمان باشیم نه شخصی که به دنبال تائید هست حالا با متهم کردن دیگران یا هر روش دیگر حتی متهم کردن مدیر من میترسم که .. اما نه من که نمی ترسیدم …
    بیائیم در همه امور حتی در شرایط عادی هم حمایت کنیم از موضوعات .در واقع حمایت از انجمن مزبور حمایت از افتادن محله گوش کن است حمایت از زور حمایت از ظالم و از بین بردن مظلوم آدمک راست می گفت که برخی آدم ها نه همه آنها نه برای مجتبی و نه برای من و نه برای محله که برای دریافت آموزش ها می آیند و اگر این محل بسته شود به محل دیگری می روند نمی دانند به دنبال چه هستند و در این راه به اشتباه هم حرکت می کنند .هنوز زود است که آدمک را بشناسیم .
    مجتبی یادم باشد و یادت نرود اگر با شکم خالی هم خوابیدی بخواب اما اگر پول نداری قرض کن ولی دوستت را همواره آزمایش کن آزمایش . حمایت از انجمن آن هم کور کورانه و به قول شما کور مال کور مال یعنی اشتباه محض محله یعنی نا اگاهی و حمایت از زور یعنی به تباهی کشاندن ودور شدن از منشور حقوقی نابینایان .یعنی ….
    من خوشحال هستم که متهم به ارائه دلایل منطقی نشدم و اهداف را نقد کردم ضمنا انجمن ها را به کوتاهی محکوم ننمودم .مجتبی جان لطفا جمله می گویند مجتبی مغرور استرا پاک بفرمائید و بنویسید مجتبی خوش نیت و مهربان و دوست داشتنی است که همه افراد را با هر دیدگاه به خود جذب می کند و اجباری هم در مرامش نیست .

  22. 22
    sajedeh says:

    salam doosteh khoobam ghanbar behtareh id facebooketro bedi khodam add konam chon fekr konam peida kardanam kami moshkeleh id man afsoon banoo hast daneshgah azadeh ahvaz bebakhshid agar dir javabeto dadam akheh netam ghat bood va hamin alan vasl shod pirooz bashi

  23. 23
    ghanbar says:

    درود
    مجتبی جان ممنون که به درخواست بنده این موضوع را در حال کنترل و پیگیری دقیق هستید .من نه کسی را متهم کردم نه جوری وانمود کردم که ایشان چه کاری را انجام داده اند بلکه فقط اهداف را نوشتم و نتیجه گیری را ب ر عهده خواننده گذاشتم .حال برداشت شخصی من اینطور است دلیل بر این نیست که همه بچه ها مثل من فکر می کنند .بلکه هدف اصلی من تقویت گردهمائی های بچه های نابینا است حالا در سایت گوش کن یا هر جای دیگر و این حق را انجمن ها ندارند که نابینایان را متفرق کنند به هر دلیل .دوم حمایت هم باید بر اساس دلایل منطقی باشد نه بر لجاجت و نداشت هر گونه هدف منطقی و فقط به خاطر اینکه دیگری را رقیب تلقی کنی این عمل اشتباه است ای کاش طوری وانمود می شد که عقلائی عمل می شود .همیشه واقعیت و حقیقت برای افراد متفاوت است و نمی توان برای این تفاوت رقابت کذائی ایجاد کرد متاسفم که موجب سلب آرامش مدعیان آرامش شده ام .من مسئله را از حیث مدیریتی و تجربه چندین و چند ساله ام نوشتم و واقعا ار برخورد انجمن ناراحت شدم که مدیر محله را تحت فشار قرار داده بود و تند هم برخورد کرده بودند .مجتبی جان یادت هست که نوشتی مگر می شود خود ما را رلمدیون دیگری بدانیم بعد هر چه دلمان می خواهد بگوئیم حالا معکوس اون هم می شود مگر می توان خودما را مروج فرهنگ و مشوق علم رایانه ای نابینا بدانیم اما در محله ای را که دوستانمان با شور وشق وارد می شوند ببندیم نه برادر عزیز هرگز این عمل مناسب و درخور ما واهداف ما نیست .من گفته ام که این انجمن ها دقیقا بر اساس حمایت بهزیستی و از محل درآمد مشارکت های مردمی معاونتی در بهزیستی حمایت می شوند اجاره مکان و امکانات رایانه ای به ایشان داده می شود و همه آموزش ها هم به گونه مستقیم و غیر مستقیم از منابع انجمن تامین می شود .حالا بهزیستی مجددا یارانه می دهد واین حرف ها را هم اضافه بفرمائید .حرف همه یکی است اما به قول شهیار عزیز بسته به منافع ما دارد برای عده ای که سخنانشان بر پایه احساسات است نه عقل ! بر موضع خودشان استوارند و اگر حق آشکار گردد قطعا نظرشان مطابق با حقیقت است ولا غیر .
    چطورمی شود که ما حق خودمان را مسلم می دانیم در حالیکه نه عضو هستیم نه همکاری داریم نه این آموزش ها را خریداری کرده ایم اما به افرادی که این آموزش ها را خریده اند حق وحقوقی را در نظر نمی گیرید .برادر من یک نگاهی به نوشته های قبلی و کامنت هایت بفرمائید ببینید که شما مطابق با اهداف وتفکرات خودتان حتی به اندازه سر سوزن کوتاه نیامدید در حالیکه توان پاسخ به ایرادات و سئوالات دوستانتان را هم نداشتهاید .خواهش من از بچه های دوست داشتنی محله این است ارزش هر کسی به خودش هست و دقیقا این ارزش نسبی است یعنی ممکن است که تغییر یابد یا خوب تر یا بد شود و با اعمال ما این وضعیت بهبود یا ویران می شود .مجتبی خود این مطلب را دقیقا عالی فهمیده وتجربه اش هم این را تائید می کند و توضیح هم داده است که در این محله به کسی توهین نشده دراین خصوص اما اعتقاد هم ندارد که افراد را بیخود بزرگ کنیم و یا افراد توانمند را کوچک جلوه دهیم .از دیگر اموری که در این محله استوار است آرامش ودوستی حاکم بین بچه ها است دلخوشی ها و مودت آن و هر چه که مانع ادامه این باشد باید از میان برداشته شود ،راه باید هموار باشد برای ما نابینایان ضروری است .وقتی در فرهنگ کشورهای دیگر نگاه می کنیم مثلا امریکا وقتی یک ایرانی تبعه آنجا می شود تا تبعه شدنش راه سخت است اما به محض اثبات تابعیت همه به او احترام می گذارند واو نیز به کلیه فرهنگ و آداب آنان و حتی پوشش واهداف آن جامعه از ضروریات می باشد اما اینجا چی اصلا این محله چی آیا من واقعا این محله را پسندیده ام و این محله با افکار من در تعامل است اگر این است دیگر نیازی به تبلیغ از دیگری نیست حقق محله حقوق ما است در برابر تهدیدات باید بایستیم اگر اشتباهی هم کردیم با منطق و درایت حلش کنیم نهبا جنجال و بیشتر اختلاف نفسانیاتمان بله همین ویروس است که ضربه نهائی را میزند .امیدوارم توانسته باشم حرفم را به خوبی بیان کنم .
    مجتبی جان در مورد میثم جان هم دقیقا شکسته نفسی ایشان مطابق حرف شما است در حالیکه ایشان فردی توانمند می باشد فقط باید باورهایش در خصوص توانائی اش تقویت شود ما همواره منتظر پست های مفید از سوی شما و میثم هستیم .
    عجب من از کامنت دونی پست حمایت از این است که در متن نوشته دقیقا تائید می کند عمل قفل گذاری را بعد در نظرات با نظر نخودی همراهی وتائید می کند واقعا حرف همه ما یکی است تعالی و پیشرفت نابینا با تکیه بر خود نابینایان بعد این همه حرف و حدیث نمیدانم بخاطر همین هم ادامه این روال را در پست جدیدی صلاح نمی بینم .ممنون مجدد از مجتبی به خاطر نظارت وکنترل و دقیق وایراد واقعیات ودفاع از واقعیت .
    سجاده من فکر کنم یافتمت و درخواست اد فرستادم ضمنا اگر بینا را به نامم بیفزائید id درست می شود .خواهش می کنم شما لطف دارید همین که پاسخ دادید برای من همه چیز است واز توجه شما سپاسگزار هستم .

  24. 24

    قنبر اونجا نظر بچه ها را ميخوني بعد ميايي اينجا نظر ميدي كار جالبي نيست چون كسي نمياد دو تا نوشته را با نظراتش چك كنه. گفتم كه بدوني. خوش باشي و اينكه روي نظرت هستي واسم جالبه.

  25. 25
    ghanbar says:

    درود
    مجتبی جان ممنون از تذکر به جا و شایسته شما .اما من به دنبال هدف خودم هستم کاری به نظرات دیگر و خواندن دیدگاه هایم را ندارم .اینکه گفتی برات جالبه روی نظر خودم هستم بیشتر بخاطر همین موضوع است که هنوز پاسخ منطقی و مطابق با اهداف از گروه مخالف یا هر فرد موافقی که منطقی باشد ندیده ام .همه بچه ها با دقتی که شما داشتید بر این عقیده مصمم هستند که این کار اشتباه است حالا من بخاطر کدام تفکر و ایده ای باید از نظر خودم عدول نمایم .قطعا هیچی خصوصا از آنجائی که پست حمایت دقیقا مطابق نظرات خود نویسنده هی از هدفش عدول کرده و افتارده پائین و فقط لجاجت و باز دارندگی برای پست من بوده و از قبل هم متاسفانه مسائل اینچنینی را هم از ایشان دیده ام .نمی توانم از بعد روانشناسی و دروسی که ایشان آموخته او را درک کنم .من به دنبال بالا بردن توان نابینا با توجه به اهداف هر مجموعه اینچنینی بوده ام .همه خوب می دانند که اگر رایگان کمک کردند انجمن خوبی هستند اما اگر همین مساعدت نمی شد خیر .همه می دانند تفکر خوب است اما اگر نشات گرفته از ضمیر انسانی باشد مورد موافقت قرار می گیرد .نه اینکه برداشت افراد دیگر را بخواهیم به نام خودمان بزنیم .همه می دانند که یک سی دی که توسط مجتبی ضبط می شود چقدر برایش صرف هزینه می شود اما مجتبی برای دلش این کار را می کند .همه می دانند علم خوب است اما اگر علم را بخواهیم بفروشیم و خودمان سی دی آن را بزنیم و ادعا کنیم مجانی این علم را در اختیار دیگران می گذاریم و منت هم داشته باشیم این یعنی افتضاح این یعنی اینکه علم ما منافعی برای ما ندارد بلکه سی دی های تکثیر شده دو هزار تومان برایمان دارد .همه انسان های بزرگ برای بزرگی اشان هزینه کرده اند شاید مدرک آنچنانی مثلا در فلان دانشگاه نداشته باشند اما به تجربه و همت خودشان آن را کسب کرده اند .
    مجتبی جان خودت می دانی و همه هم نظر داده اند که فلان طور اگر می شد بهتر است اما شما ممکن است ناراحت شده باشید اما کامنت ها را بدون پاسخ نمی گذارید .همه جا اصول دارد اما تقلید کور کورانه در هیچ جا توصیه نشده است ضمن احترام باید به دسته بندی مطالب پرداخت و نتیجه منطقی استخراج کرد اگر شما برداشت خودتان را رقم بزنید و بعد این محله فنا شود ممکن است دیگر محله مجتبی نباشد اما اینترنت را و سایت ها را کهبا کلید شما فنا نخواهد شد .حالا اگر من لجاجت کنم به این محله نیایم دیگر هیچ کس نخواهد آمد انسان ها در ط.ل زمان به تکامل می رسند نه با چند کتاب .انسان با تکریم و بالابردن شخصیت انسانی محترم می شوند نه با لجاجت و کج اندیشی .ای کاش می شد که اونائی که علم بیشتری داشته اند بیشتر به ثبات و آرامش خود ودیگران کمک کنند باید یادمان باشد که آرامش برای نابینا مهم تر از حتی آموزش است .این را هم بگویم که من ممکن است دارای لیسانس مدیریت باشم اما افرادی را می شناسم که حتی سواد شماردن را هم ندارند اما مدیر قوی هستند پس تحصیلات صرفا و کسب مدارج نمی تواند موجبات کمال باشد آنچه که مهم است بسیار سفر باید کرد تا پخته شود خامی !
    من در صورتیکه فردی باشد که با شفاف نگری به موضوع و لحاظ کردن نظر هم قطاران خودم نظری منطقی هر چند که بهقول شما خلاف نظر من باشد می پذیرم ضمنا بهترین نظرات را نظر شهیار عزیز و محسن که با احترام تمام متن نوشتند حضرتعالی که موضعتان مشخص است سلیمان عزیز و سایرین که به دور از غرض و مرض نوشتند می دانم یادم رفت حرف آقای حاتمیان و مسعود و سعید دیگه و خیلی ها که به دنبال رشد نابینایان هستند می دانم و خوب هم میدانم که این روش تنها روش نیست و میتوان بهتر از این هم بود تا ببینیم که جامعه مورد انتظار ما چه تصمیمی خواهد گرفت .تمرین دموکراسی را از شما بیشتر از همه چیز می پسندم .همینجا این بحث را خاتمه می دهم و واقعا دوست دارم که اقدامات عزیزان به نحوی مطلوب و در خورد تولید کننده و مصرف کننده ارائه گردد ضمن اینکه معتقدم که کار فرهنگی هرگز نمی تواند پایه درآمد و منافع جوئی باشد و سرانجام همه افراد که کار فرهنگی کرده اند فقر و تنگدستی است یا از این سر بام افتاده اند یا محصولاتشان را ارائه نکرده و در واقع هزینه هایشان بر باد فنا رفته است .یعنی از اون سر بام افتاده اند .

  26. 26
    shahyar says:

    دددددوووووورررروووووودددددد من یکی از دوستانم اطلاعاتی به من داد که خوب اینجا مطرح کنم!او گفت من در پاییز 88مبلغ 4500تومان برای 3عدد نرم افزار به این انجمن پرداخت کردم ولی این انجمن نرم افزار ها را هرگز به من ندادند!!!
    من اسم دوستان را ننوشتم چون درست نیست ولی حتی رسید پول واریز شده را هم برایم فرستاد!به قول خودش من برای این مبلغ بروم شکایت کنم!یا چند بار زنگ بزنم!این انجمن مشکلات زیادی دارد که باید به آنها پرداخته شود…….
    در هر حال حق سازندگان محصولات محفوظ است و همچنین حق خریداران و مصرف کنندگان….یک مشکل اساسی در کشور ما نبود اتحادیه های مستقل و آزاد است اگر مثلا اتحادیه مصرف کنندگان مستقلی بود یا اتحادیه تولید کنندگان…و حق کپی رایت قانونی رعایت میشد دیگر ما با آینچنین برخوردهای کمتر مواجه می شدیم به قول قدیمی ها ما هم پیاز را می خوریم هم چوب را!بعد هم هر دو طرف نارازی هستند!….
    شاد زی مهر افزون
    بدرود

  27. 27
    ghanbar says:

    درود
    خود من هم اگر آقای رفاهی را در سایت ها نمی یافتم هرگز ممکن نبود که به سی دی ها برسم اول خوب برخورد کردند اما بعد حتی فاکس انجمن هم کار نکرد همینجا از آقای رفاهی و استاد رضائی تشکر ویژه دارم و با تمام حرف های شما موافق هستم که هیچ کس به داد ما نمی رسد حتی همین انجمنهای وابسته شدید هستند و به قول خودشان اگر نباشند ادامه حیات برایشان غیر ممکن موفق باشید وممنون از کامنت قشنگتان

دیدگاهتان را بنویسید