اگه ..!

به نام الله
سلام هم محله ای
اگه بمدت 24 ساعت نامرئی بشی چیکار می کنی ؟

درباره ترانه

سلام من نا بینا نیستم ولی عملا بسیاری چیزها دیدم که نباید می دیدم و چه چیزها ندیدم که باید می دیدم حالا بگذریم چه چیزها دیدم که نباید می دیدم ولی لطف و دوستی خداوند چیزی بود که تمام مدت اونو ندیدم من باور کرده ام که بینایی نعمتی نه در درون چشم ما که بر صفحه دل ماست محله خونه دوممه و بینایی من منو ازین جمع جدا نمی کنه ...و خطابم به هم محله ای های عزیزم اینه که : می دونین که دوستون دارم فراوون ! فعالیت های مورد علاقه م : شنا ، بدمینتون رانندگی و یادگیری زبان و نویسندگی و شعر هستن
این نوشته در صحبت های خودمونی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

64 Responses to اگه ..!

  1. 1
    milad says:

    سلام اولش بگم اولی بعد برم بخوانم مطلب را

  2. 2
    hamzeh.khaghani says:

    سلام .من قبلا راجبع این قضیه فکریدم اما ب نتیجه نرسیدم !!!اصلا نامرئيشدن چه فایدي داره؟

  3. 3
    سارا says:

    سلام
    اولش حس خوبي پيدا ميكنم چون ميتونم سربه سر دوستام بزارم ولي بعدش رو دوست ندارم و منتظر ميمونم تا دوباره مرئي بشم

  4. 4
    بهنام says:

    سلام
    میرم ببینم نظر دوستام راجع به من چیه؟
    هه هه هه هه هه هه هه هه هه

  5. 5
    یلدام says:

    بح بح دوست دارم نامرئی باشم اما یه مدت کوتاه
    آخه اینجوری خیلی تنها میشم گناه دارم
    اما خب حساب چند نفر رو در اولین فرصت میرسم یکیشون دکتر معالجمه
    فشار سنجشو میکنم تو مماخش
    بعد یه دکتر دیگه ای هم تو کیلینیک نوره که دستگاه لیزرشو با محتویاتش میکنم تو حلقش
    بعدش میرم حساب معلم کلاس سوم ابتداییمو میرسم چون خیلی با خطکش ازش کتک خوردم چون جدول ضربو همیشه دستپاچه میشدم یادم میرفت
    بعدش بچه ی طبقه بالایی رو یه جور خفش میکردم که اینقده جیغ نزنه نزاره بخوابم
    شاید یه بلایی هم سر زن واحد رو به رویی بیارم اینقد از صبح تا شب مداحی گوش نده ساتیصمی ام نکنه
    بعدش بانک مرکزی رو میزدم پولاشو ارض میکردم میدادم مجتبی بره فرنگ
    شاید یه هواپیما هم برا سیتا سرقت کردم که دیگه خر منو قرض نگیره بره آفریقا تتر
    کارای مفید ترانه جونم زیاده اما حب ایشالا بعدن بعدنا

  6. 6

    من نميتونم بگم. اگه نامرئي بشم كاري كه ميكنم واقعا زشته. اصن نبايد ميومدم اين كوچه. نبايد ميگفتم. ولش كن. خاك تو سرم.

  7. 7

    سلام … اولش ميرم يه طوري سؤالات اختبارم رو گير ميارم كه فعلاً دغدغه ذهنيم همينه بعدش ميرم فرودگاه سوار يه هواپيماي با كلاس ميشم تازه ميرم كنار خلبان ميشينم يه دوري تو آسمون مي زنم، يه شهر ساحلي پياده ميشم و يكي دو ساعتي هم كنار دريا به امواج نگاه مي كنم با خيال راحت و بعد دوباره فرودگاه و هواپيما و بعدش ديگه ميام خونه كه خستگي در كنم و ديگه بقيه مدت رو بي خيال ميشدم.. يا سعي ميكردم راه حليb پيدا كنم كه بشه كه بشه بيشتر نامرئي بمونم….

  8. 8
    javanmardeh daana says:

    اون زمانی که من تو دوران بد بودن لاتبازی پیچوندن و فسق و فجور بودم خیلی کارا میکردم اگه نامرعی میشدم ولی الآن دیگه فکر نکنم کار خاصی بکنم هاهاهاهاهاهاها!

  9. 9

    سلام ترانه.
    فکر کنم که اگه هم چین اتفاقی می افتاد، من اولین کاری که میکردم ثفر با یک کشتی اقیانوس پیما به اقیانوس آرام و جزایر شگفت انگیز اونه.
    آخه بی انصاف چرا 24 ساعت پس من بقیه آرزوهامو چه کنم؟ لا اقل وقت شو یه کم بیشتر کن من به هیچ جا نمیرسم.

  10. 10
    پریسا says:

    سلام.
    وااااای آخجوووون!!!.
    چه رویای شیرینی!
    24ساعت!!! آخ که فقط خدا می دونه چقدر به این24ساعت نادیدنی موندن احتیاج دارم!!.

    راستش وقتی دور از شوخی و خنده جدی به این سوال فکر می کنم به جواب های وحشتناکی می رسم. بذارید اینجا راست بگم هرچند…
    من اگر این24ساعت رو داشتم… واقعا در این24ساعت بد می شدم. بدتر از هر زمانی در تمام عمرم. اجازه بدید باقیش رو دیگه نگم. خدا ببخشدم. از پس خودم بر نمیام. ولی دسته کم تونستم با شما ها صادق باشم و اینجا حقیقت رو بگم.
    اصلا خدا می شناختم که نادیدنیم نکرد. همون بهتر که من همیشه دیده بشم تا دنیا همچنان به کشیدن نفس های نسبتا راحت ادامه بده.
    پاینده باشید.

  11. 11
    سعید درفشیان سعید درفشیان says:

    سلام.
    دقت کنید که نامرعی شدن برای نابیناها خطرناکه.
    دیگه نمیتونن از کسی آدرس بپرسن!
    قبل از نامرعی شدن، چون آدمای دیگه میدیدنشون، اگه بنا بود بیفتن تو چاه، یا برن زیر ماشین، ممکن بود کسی نجاتشون بده، ولی در این حالت احتمال مرگ‌شون اونم به صورتی بسیار فجیع خیلی بالا میره.
    قبل از نامرعی شدن، بعضی وقتا پیش میاد که یه بنده خدایی تو پیاده رو، میزنه زیر عصای نابینا و عصا از دستش در میره و تا کسی بیاد و عصاشو بهش بده یا کورمالی کنه و پیداش کنه، ویلون میمونه.
    حالا اگه نامرعی باشه و عصا از دستش بیفته تا بیاد به خودش بجنبه و پیداش کنه، چند نفر میان و همچین پاکوبش میکنن تا دیگه هوس نامرعی شدن به سرش نزنه!
    با تفاصیلی که گفتم و اونایی که نگفتم، به نظر میرسه نامرعی شدن برای نابینا فایده ای نداره و ازتون میخوام لطف کنید و دوستان رو هوایی نکنید!

  12. 12
    ترانه says:

    من اگه نامرئی بشم 24 ساعت بعدش عربستان منو اطراف مسجدالحرام جمع می کنه می ندازتم بیرون که با اجازه کی اومدی حج ؟ولی بقول محمد رضا خیلی کمه اخه دلم می خواد یه سفر اقیانوسی هم برم وایییی چه جاهایی که دلم نمی خواد !!!!!!

  13. 13
    سیتا says:

    من اگه نامرئی بشم میرم. روی مثلث برمودا ببینم اونجا چه خبرِ بعدش میرم وزارت علوم نامه_ای با متن کنکور لقو شود خصوصا برآ دوره دکتری میفرستم برآ سازمان سنجش، بعدش میرم دفتر ریاست جمهوری یک نامه به مجلس مینگارم با موضوع سهمیه استخدامی معلولین به 97 درصد افزایش یابد. و دستور اجرای فوری میدهم.بعد به وزارت کشور رفته و یک دستور تخته شدن بهزیستی مینویسم چون دیگه همه شاغل شدین دیگه نیازی به بهزیستی نیست. شکلک خنده، حالا همش باید بُدو بُدو کارامو انجامش بدم آخه وقتم کمه چند تا چی بگم به ترانه میگم خخخخخخخخخ موتور زمانو پیدا و دستکاریش میکنم اصلا نه از کارش میاندازم،یسر بشه میرم برزخ و آخرت و اینا آخه بدونم آنجاها چه خبراست، شکلک کنجکاوی بعدش میرم ساختمان اداری دانشگاهمون برگه ارزیابی از پایان ناممو ببینم که کدوم استاد خان چند صدم ازم کم کرده و یه سر به دبیرخانه رفته و خودم را طی نامه_ای به بورسیه دانشگاه درمیآورم؛ بعدش میرم زیارت اون کسانی که آرزومه، وای از نفس افتادم خوب شد که نامرئی نشدم اونم 24ساعت فقط! اصلا ارزش نداره خخخخخخخخخ شکلک از پا درآمدن
    راستی منم یه کار بد هم دارم مثلا به سراغ مادر خواستگارم که پسرش منو دوست داشت میرم تا به حسابش برسم ههههههههههههه بعدش میآم اصفهان یکم گردش کنم خخخخخخخخ شکلک خوشحال بشید.

  14. 14
    milad says:

    سلام بچه ها به قوله خاله زيور اي وا
    خوبه اين سيتا نامرئي نشه كه تحاجم فرهنگي واقعي را ميبينيد.
    بابا سيتا حيفه تو اينجا انژيت را خرج كني بور يك كشور ديگر تا امكانات بيشتر در اختيارت بگذارند.

  15. 15
    mohsen says:

    درود
    اصولا به چیزایی که واقعیت نیستن فکر نمیکنم و وقتمو بی خود تلف این چیزا نمیکنم
    بعدشم حتی اگه بشه واسه نابینا جماعت هیچ خیری که نداره باعث بدبختی هرچه بیشترشونم میشه با گفته های جناب درفشیان موافقم و صد البته که مشکلات زیاد دیگه هم واسشون پیش میاد که حوصلشو ندارم بگم
    کاش ترانه خانم کمی به پستایی که میزارن دقت کنن یاد آوری میکنم که اینجا محله ی نابیناهاست با بیناها اشتباه نگیرید

    • 15.1
      ترانه says:

      سلام بر محسن تخیل هم آقا محسن بخشی از وجود هر آدمه بینا و نا بینا هم نداره اتفاقا همین تخیل کمک می کنه جسارتمون کمی بیشتر بشه تا اما و اگرا رو کنار بذاریم و بدون فکر باین که چه و چجوری هستیم بگیم چی می خوایم درسته تو بعضی مسایل واقعا نمیشه بدون امکانات کاری کرد ولی تو خیلی مسائل ما ندونسته داریم نبود امکانات رو بهونه می کنیم چون از مز مزه کردن آرزومون دور افتادیم وگرنه کسی که آرزوشو و مزه رسیدن بهشو با تموم وجودش حس می کنه کمتر چیزی جلودارش هست و بازم تاکید می کنم این مساله بینا و نا بینا نداره اگه به پستی جنبه تفریحی می دیم دلیل بر اون نیست که اون پست اهمیت واقعیش فراموش شده من می تونستم اینجور مطرح کنم واقعا چی دلتون می خواد و براش چیکار کردین ولی خودتون قضاوت کنین این همه جواب واقعی بدست می آوردیم؟اونزمان اگه جواب میدادیم هر کدوم اول می دیدیم که من فلان مشکلو دارم و نمیشه بهش حتی فکر کنم!لازمه ما به آرزوامون فکر کنیم حتی اگه دست نیافتنی ان

    • 15.2
      ملیسا says:

      سلام یکی بیاد به من بگه که نامرعی شدن چه ارتباطی به نابینایی یا بینایی داره؟
      آخه بچهها نامرعی شدن یک تخیل هست که ما اون رو در ذهن مون پرورش میدیم و ربطی به اینکه نمیبینیم نداره
      پس با این تفاسیر ما چون نمیبینیم نباید فکر کنیم و خیال پردازی بکنیم.
      ترانه جونم واقعا نانازی نوشتی
      خیلی خوبه که این رو درک میکنی که چه در تخیل و چه در واقعیت فرقی بین بینا و نابینا نیست. بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس
      با بایییییییی

  16. 16
    Adasi says:

    درود! اگه من…شدم،‏ ‏1-میرم کامپیوتر بچه هایی که اسکایپمو ویروسی کردند را چنان ویروسی و خراب میکنم که ‏10تا مهندس هم نتونند درستش کنند و مجبور بشند از خیرش بگذرند و یه کامپیوتر دیگه بخرند! ‏2-در کوچه و خیابان و محل کارشون کاری میکنم که شلوارشون را خیس کنند و بی آبرو شوند! ‏3-کاری میکنم که ازدواج کنند و همسرشون بلایی سرشون بیاره که مرغان هوا به حالشون گریه کنند!‏

  17. 17
    hamzeh.khaghani says:

    سلام .بچها من نگرفتم نامرئي شدن چربطي به این داره هرکاررو انجام دادن ؟!!!؟همه ميگن ميریم اینجا اونجا اینکار اونکار .یه نگاه بندازید شما فقط دارین ارزوهاتونو ميگین سفر با کشتي رفتن به مسجدلحرام با نامرئي شدن ارتباطش چیه؟اقایه درفشیان حرفاتون جالب بود منم قبول دارم .اما محسن جان نامرئيشدن به بینا نابینا ارتباط نداره .

    • 17.1

      سلام حمزه جان.
      برخی آرزوها در حالت مرئی برای آدم محقق نمیشه.
      به طور مثال: سفر با کشتی اقیانوس پیما به اقیانوس آرام در حال حاضر برای من غیر ممکنه، بنا بر این با نامرئی شدن شاید بتونم به این آرزوم برسم، البته کل این ماجرا و طرحش جز یه رویای دست نیافتنی چیزی نیست.
      بعضی از دوستان اعتراض کردن که چرا ترانه این مطلب بی معنی و غیر واقعی رو گذاشته؟ به نظر من هر مطلبی ارزش خاص خودش رو داره، این همه در سال میلیاردها دلار صرف ساختن فیلمهای تخیلی و بازیهای رایانه ای تخیلی میشه و ملیونها نفر با علاقه به دیدن و استفاده از اونها مشغولند، پس ما بیایم بگیم که چرا اینها ساخته میشه و این همه پول و سرمایه به هدر میره؟ هر چیزی در موقه خودش جایگاه خودش رو داره.

      • 17.1.1
        ترانه says:

        ممنونم محمد رضا اگر چه من هدف خاصی از طرحش داشتم و اون این بود که جدای از امکانات اول فکر کنیم چی می خوایم و این که اگه کسی چیزی بخواد تازه مورچه میشه مورچه ای که چون دونه رو می خواد بار چند برابر خودش رو به مقصد می رسونه ما به حکم ادم بودن فراتر از مورچه ایم حیفه بخاطر فکر به امکانات ارزوامونو از دست بدیم ما انقدر به امکانات فکر می کنیم که فکر به ارزوا رو از دست دادیم و انقدر ارزوا برامون ارزشمند نیستن که حداقل براشون تلاشی بکنیم فرقی نداره بینا و نابینا همه همین جوریم

      • 17.1.2
        یلدام says:

        لایک آقا لایک
        من نمیدونم این بچه های نابینا چرا اینقده جدی ان
        خبوقتی ما در مورد یک موضوع محال حرف میزنیم دیگه عقل و منطق مثقالی چند است برادر های انضباطی
        وقتی میگیم نامرئی یعنی آقا محالی انجام میخوایم بدیم بعد چرا می آین از عصای سفیدو ندیدنو اینا میگین
        خب شما ها که خوشتون نمیاد نامرئی بشید بزارید ما پست رو داغ کنیم
        چرا با لگد میرین تو ذوق بچه ها
        منو محمد رضا و سیتا و ترانه و نخودیو عدسو بقیه هم بلد بودیم فلسفی نطق کنیم
        نزارید این بیناها که میان از سایت دیدن میکنن ازمون نا امید بشن و بگن بابا اینارو باش انگاری عصا قورت دادن
        هان چیه چرا اخم میکنین اینجا یک پست محاله لطفا قانون رو رعایت کن و محال بنویس

  18. 18
    سعید درفشیان سعید درفشیان says:

    لطفا از حرفهای من استفاده‌ی ابزاری نکنید.
    اینم نیاید بگید که استفاده‌ی ابزاری نکردید!
    هدف من از دیدگاهی که اون بالا نوشتم، صرفا و صرفا و صرفا و صرفا و صرفا و صرفا شوخی بود و بازم صرفا برای خندیدن به هم! ببخشید با هم!

  19. 19
    یلدام says:

    خب من امروز بنا به دلایلی دچار حس شدید انسان دوستانه شدم
    تصمیمم عوض شد
    نامرئی که شدم میرم سراغ سردمداران دولت های ظلم ستیز به جان خودم همشونو به درک واصل میکنم
    راه نداره نظرمم عوض نمیکنم ترانه جون اصلا اصرار نکن
    خشونت خونم زده بالا فراون

  20. 20
    Adasi says:

    ضمن درود فراوان و عرض ادب! بنده اگه نامرعی بشم سراغ بچه های محله میرم و آنان که خارج از موضوع پست حرف میزنند یا پست را از مسیر اصلی منحرف میکنندرا در جایی مانند طالار اندیشه زندانی میکنم تا دیگه جرإت نکنند با بنده دربیفتند!‏

  21. 21

    يلدا خانمي منم باهات ميام … يه دو جينشون رو بذار من بكشم …..

  22. 22
    ترانه says:

    من اگه نامرئی بشم نصف شب میام سراغتون نقش یه روح سرگردونو بازی می کنم !ههه

  23. 23
    Adasi says:

    ضمن درود فراوان و عرض ادب! قابل توجه افرادی که با اسم مستعار وارد محله سده اند و هویتشون برای بنده که پلیس نامحسوس محله هستم آشکار نشدهاست،آماده باشند در حالت نامرعی میام سراغشون و با دندانهای مصنوعی چنان گازشون میگیرم که فریادشون به افق برسد!‏

  24. 24
    پریسا says:

    سلام.
    فلش به طرف کامنت روحی ترانه!!!
    آخجون روح دوست دارم بیابیا.
    با انتخاب نخودی جونم:
    همون ایام به کااااااام.

  25. 25
    ترانه says:

    حالا اگه اومدم پرسیا جون می فهمی یه من ماست چقدر کره داره!شکلک خون آشام!

  26. 26
    پریسا says:

    بیا تا ببینیم!!!!! بد منتظرتم. هوهوهوهوهوهوهوهو..

  27. 27
    سعید درفشیان سعید درفشیان says:

    یه چند نفری به تازگی رفتن رو اعصاب من که اگه تو همین چند ساعت آینده نامرعی بشم، میرم همچین از ته دل به هر کدوم یه جفت کشیده‌ی ملث میزنم، که زبونشون تا آخر عمر بین دو تا لپ‌شون به طور منظم در رفت و برگشت باشه!

  28. 28
    Adasi says:

    درود! من اگه با سعید نامرعی بشم میرم چندتا آجر جلو صورت افراد میگیرم تا سعید خان کشیده هارو به آجرها بزنه و دستهای خودش درد بگیره و از کشیده زدن پشیمون بشه!خخخخخ

  29. 29
    ترانه says:

    صلوات بر محمد و ال محمد بفرستیم

  30. 30
    عادل اکبری says:

    عذرخواهی میکنم؟
    من یه چیزی رو نفهمیدم.
    به قول همزه، آخه نامرئی شدن چه ربطی به کشتی سواری یا کشتن مستکبرین و ازین جور کارا داره؟ والا تا اونجایی که من میدونم آدم نامرئی یعنی آدمی که بقیه نمیبیننش، همین. نه از دیوار رد میشه، نه پرواز میکنه، نه قدرتش زیاد میشه.
    جدی اگه یه نابینا نامرئی بشه هیچ فکر کردین چه بلاهای دهشتناکی ممکنه سرش بیاد؟ مثلا، به این سناریو توجه کنید:
    مرد نابینا که به تازگی نامرئی نیز شده بود تصمیم گرفت از خانه خارج شود. مانند همیشه عصای سفیدش رو برداشت و به راه افتاد. هنوز چند قدمی بیشتر برنداشته بود که با صدای جیغ و فریاد رهگذرها از جا پرید. با خودش گفت: “اینا چرا اینطوری میکنن؟ یعنی از چی انقدر ترسیدن؟” هرچی جلوتر میرفت صر و صداها بیشتر میشد. مردم موقع فرار از عصای سفیدی حرف میزدن که سر خود شده بود و راه افتاده بود بدون اینکه کسی اونو دستش گرفته باشه تو کوچه و خیابون این طرف و اون طرف میرفت!

    و یا به این سناریو:
    به کنار یک خیابون شلوغ رسید. حالا باید چی کار میکرد؟ از کسی نمیتوانست کمک بگیرد. چون هیچ کس او را نمیدید. دلش رو به دریا زد: “هر چیزی یه نقطه شروع داره، باید به ترسم غلبه کنم و خودم از عرض خیابون عبور کنم” این رو گفت و به راه افتاد. هنوز به نیمه های خیابون نرسیده بود که به شدت یه ماشین خورد بهش و به هوا پرتابش کرد! بیچاره راننده مونده بود که این دیگه چی بود، توهم بود؟ پس اگه توهم بود چرا ماشینش داغون شد؟

    اصولا من به نابیناهای نامرئی شده برادرانه توصیه میکنم اگر جونشون رو دوست دارن در مدتی که نامرئی هستن بیخودی فکر و خیال نزنه ب سرشون، بهترین کار اینه که بشینن تو خونه، بیان تو گوشکن و صبر کنن تا بیست و چهار ساعتشون تموم شه.

  31. 31
    سیتا says:

    خخخخخخخخخخخخخخ
    ههههههههههههه
    بابا عزیزان نگران نباشید آخه یک عده از دوستان نیمه بینا هستند پس جای نگرانی نیست .

  32. 32
    سعید درفشیان سعید درفشیان says:

    میخوام کمی بیشتر از یه دیدگاه حرف بزنم و همین اولش از صاحب پست و سایرین عذر میخوام.
    ببینید! من واقعا نمیدونم تو این پست از طرف من چه اتفاقی افتاد و چی شد که کشید به اونجا که یکی دو نفر داغ نموده، و توپیدن به من!
    یه کم خوددار باشید بچه‌ها!
    این دیدگاه اول من بود.

    سلام.
    دقت کنید که نامرعی شدن برای نابیناها خطرناکه.
    دیگه نمیتونن از کسی آدرس بپرسن!
    قبل از نامرعی شدن، چون آدمای دیگه میدیدنشون، اگه بنا بود بیفتن تو چاه، یا برن زیر ماشین، ممکن بود کسی نجاتشون بده، ولی در این حالت احتمال مرگ‌شون اونم به صورتی بسیار فجیع خیلی بالا میره.
    قبل از نامرعی شدن، بعضی وقتا پیش میاد که یه بنده خدایی تو پیاده رو، میزنه زیر عصای نابینا و عصا از دستش در میره و تا کسی بیاد و عصاشو بهش بده یا کورمالی کنه و پیداش کنه، ویلون میمونه.
    حالا اگه نامرعی باشه و عصا از دستش بیفته تا بیاد به خودش بجنبه و پیداش کنه، چند نفر میان و همچین پاکوبش میکنن تا دیگه هوس نامرعی شدن به سرش نزنه!
    با تفاصیلی که گفتم و اونایی که نگفتم، به نظر میرسه نامرعی شدن برای نابینا فایده ای نداره و ازتون میخوام لطف کنید و دوستان رو هوایی نکنید!

    شاید دوستانی بعد از من اومدن و حرفای مشابهی رو البته کاملا جدی مطرح کردن که هر انسان عاقلی با خوندن دیدگاه من میتونه به این نتیجه برسه که هدف من کاملا شوخی بوده، مثل خیلیای دیگه که شوخی کردن!
    اما دیدگاه دوم من.

    لطفا از حرفهای من استفاده‌ی ابزاری نکنید.
    اینم نیاید بگید که استفاده‌ی ابزاری نکردید!
    هدف من از دیدگاهی که اون بالا نوشتم، صرفا و صرفا و صرفا و صرفا و صرفا و صرفا شوخی بود و بازم صرفا برای خندیدن به هم! ببخشید با هم!

    اینم شوخی بود و اتفاقا اگرم اشاره ای داشت، در تأیید صحبتهای دوست عزیزمون جناب چشمه که معلوم نیست به چه علتی خیلی دلش میخواد سر به تن من نباشه بود و بس!
    و دیدگاه سوم من، به خاطر یه سری اتفاقایی بود که دور و بر خودم افتاده بود و اصلا هیچ ربطی به این پست نداشت.

    یه چند نفری به تازگی رفتن رو اعصاب من که اگه تو همین چند ساعت آینده نامرعی بشم، میرم همچین از ته دل به هر کدوم یه جفت کشیده‌ی ملث میزنم، که زبونشون تا آخر عمر بین دو تا لپ‌شون به طور منظم در رفت و برگشت باشه!

    چه جوریه که اگه اشخاص دیگه بکش بکش راه بندازن اشکالی نداره و جزء شوخی جات محسوب میشه، اون وقت به ما که رسید آسمون تپید!
    نهایتش جناب محمدرضا خان! برو از اونایی که منو میشناسن بپرس ببین همچین آدمی که تو فکر میکنی هستم یا نه؟!
    اگه بودم که حقم بوده هر چی گفتی و اگه نبودم، به خاطر روشنگری نکردن در مورد خودم و توضیح ندادن واو به واو این که منظورم از فلان کلمه یا جمله ای که به کار میبرم چیه، مقصر بودن خودم رو میپذیرم و همین‌جا از شما و سایرین عذرخواهی میکنم.

    • 32.1
      ترانه says:

      بخدا از نظر من اینجا چیز خاصی اتفاق نیفتاد و نمی دونم چرا بسرعت باینجا رسید بهتره همونجور که گفتم همه صلوات بفرستیم و اصلا نیازی به عذر خواهی هم از من نبود حتی اگه انتقاد هم بشه هر کسی نظری داره و این اصلا بد نیست اگه انتقاد سازنده داشته باشیم و بهم جواب انتقاد رو بدیم و بتونیم همدیگه رو قانع کنیم همفکری یعنی همین دیگه از همه شما ممنونم که تو این پست نظر دادین چه موافق چه مخالف چه ممتنع!دلشاد باشین و در پناه حضرت حق

    • 32.2
      ملیسا says:

      الاهی الاهی آقای درفشیان

  33. 33
    Adasi says:

    ضمن درود فراوان و عرض ادب! بنده اگه نامرعی شدم،‏ میرم سراغ مجتبی و رمز محله را کش میرم و کامنتهای جنجالی و خارج از موضوع پستها را پاک میکنم! سپس میرم سراغ بچه های خشن و سوسول و نازکنارنجی و به ظاهر شوخطبع و جدی و به ظاهر جدی ولی شوخطبع و با شوخی های ناجورم حالشونو میگیرم! سعید جان عزیزم دستش نزن بدتر میشه،‏ این دستش نزن بدتر میشه یه جوکه که بعدا برات تعریف میکنم!خخخخخ

  34. 34
    رهگذر says:

    من که معلوم نبود از کجا سر در میاوردم اگه نامرئی میشدم
    .
    .
    واااای خدای من…چه فکرایی!…أعوذ بالله من الشیطان الرجیم…هاهاهاهاهاهاهاهها…..

  35. 35
    بانو says:

    سلاام بر ترانه خانمی عزیزم امیدوارم حالت خییلی شدییید تر از شدیید خوب باشه …
    چه پست جالبی !!! و من اما یاد یه فیلم خارجکی در دوران نو جوانیم افتادم …. و اما من توی این بیست و چهار ساعت نمی دونم چی کار می کردم شاید می رف می

  36. 36
    بانو says:

    می خواستم بگم شاید می رفتم یه جا می نشستم به تماشای جهان ولی واقعیت در این لحظه هیچ کاری که دلم بخواد انجام بدم به ذهنم نرسید و اما وقتی نخودی بانو بودم چه ناقولا بودما خخخ شکلک همون کارا فکر کنم خوب باشه منهای سوالات اختبار که گذشت و الپآن خاطره شد رفت داخل کتاب تاریخ زندگی ما

دیدگاهتان را بنویسید