مصاحبه شکیب با میلاد

سلام باز آمدم با یک مصاحبه از یکی از بچه های این محله .
به گزارش خبرنگار محله گوش کن جناب آقای شکیب از کوچکترین فرد محله یعنی میلاد.
خوب میلادجان خوبی:
بله مرسی شکر خدا
میلاد میتوانم چند سوأل از زندگی شخثیت بپرسم تا بچه نیز بدانند؟
بله مشکلی نداره بفرمائید من در خدمتم.
میلاد چطور نابینا شدی؟یا بزار اینطور بپرسم در چه وقت و روزی نابینا شدی؟من در روز 20مهرماه سال 87 در یک سانحه وحشتناک تصادف نابینا شدم و دقیقأ مصادف بود با روز و ساعت تولدم یعنی 07:45 صبح
اوه چه بد حتمأ بدترین روز زندگیت بود نه؟
خوب شاید برای هر کسی بهترین روز زندگیش روز تولدش باشه خوب خواست من این بود نا شکر نیستم.
میلاد جان از اینکه نابینا شدی ناراحت نیستی؟
خوب اولش چرا شدم اما بعدش کم کم بهش عادت کردم یعنی خودم خواستم که از این شرایط در بیام و با واقعیت کنار بیام که از زندگی عقب نمانم.
میلاد از آنوقت که بینا بودی بیشتر رازی بودی یا الان که روشن دلی:
خوب اگر راستش را بخواهید خدایش الان رازی تر هستم لابد میپرسید چرا خوب من قبلأ که بینا بودم فکرم تو خوش گذرانی و کار بود ورزش ماهی یک بار اونم برای مصخره بازی .اما الان چی ورزش در سطح قهرمانی فعالیت در سطح پیشرفت خودم ونابیناها و همچنین هم نشینی در خلوتهای نیمه شب بهترین لحظات را برایم رقم زدن .
میلاد ازدواج کردی؟
نه هنوز فکری تا الان بصورت قطعی در موردش نکردم اما در صددش هستم که سر و سامانی به زندگیم بدهم چون خود زن یک پشتیبان محکم برای مرد است و باعث میشه که مرد بیشتر تلاش کنه .
میلاد جان حس فضولی است دیگه چیکارش کنم دیگه:آیا طرف ازدواجت را نشان کردی:
نه شکیب جان تا الان موردی را نشان نکردم .
میلاد جان روزها چیکار میکنی همش در خانه هستی یا سر تمریناتت؟
نه شکیب جان حدود 2ساله کارمند شهرداری هستم و در قسمت مخابرات شهرداری مشغول به کارم صبح تا حدود ساعت 3 بعد از ظهر سرکارم بعدش که میام منزل بعد از صرف ناهار کمی استراحت و بعدش قدم زنان تو محله گوش کن دنبال پاتوق دوستام میگردم که همنشین بشم باهاشان،بعد از نماز مغرب و عشأ به استخر میرم و حدود 2ساعتی را تمرین میکنم.
یک سوأل دیگه میلاد اگر بخواهی اسمی روی این زندگیت بگذاری چی میگذاری؟
من …خوب چون این اتفاقات که بعد از تصادف روی دادن اگر بخواهم اسمی بگذارم بنظرم قشنگترینش اینه
تولدی دیگر…..
آفرین میلاد خیلی اسم قشنگی بود راستی مقام هایت در مسابقات را یادته؟
بله در سال 1390 در مسابقات شنای قهرمانی که مصادف بود با اولین حضور رسمی من در مسابقات شنا توانستم در خوزستان دو مقامدومی کسب کنم ،همچنین سال بعدش یعنی 1391 در مسابقات که به میزبانی تهران در استخر شهید کشوری برگزار شد یک مقام دومی و یک مقام سومی بدست آوردم این سال بدترین سال ورزشی من بود چون من دقیقأ 1ماه قبل از مسابقات پلاتینی که در پایم بود را در آوردم و تمرینی زیاد نداشتم برای همین در مسابقه دچار گرفتگی ماهیچه میشدم.همچنین سال 1392 در مسابقات قهرمانی کشور در تهران و در استخر آزادی توانستم دو مقام اولی و یک مقام دومی کسب کنم که همین رکورد ها باعث شد من به تیم ملی نیز دعوت بشوم.
میلاد جان سوأل بعدی؟بهترین حامیان تو کی بودن؟
بهترین حامیان من اول از همه خدا ،بعدش خانوادم که زحمت بسیار برایم کشیدن همچنین مربیان عزیزم جناب آقایان توکلی و لباف و همچنین دوست بسیار عزیزم آقا مهرداد از مهمترین کسانی بودن که مرا در این موفقیت ها حمایت کردن.
میلاد جان اگر روزی بینا شدی چیکار میکنی؟
خوب اول به زیارت امام رضا ع میرم بعدشم مستقیم میرم پیش دوستام خانه ریاضیات اصفهان
چرا میلاد اونجا توکه دیگه نیازی به نابینایان نداری؟
کی گفته یاد یک بیت قشنگی افتادم که بنظرم شکیب جان جوابت را در همین شعر داده باشم
خوب بفرما:
خوب میگن واسه گلی خاک گلدان باش که اگر روزی به آسمان رسید یادش باشد ریشه اش در کجاست
بینائی دلیل نمیشه که من دوستام را فراموش کنم بعدشم آدم باید چشم دلش باز باشه نه چشم ظاهریش .
خوب میلاد حرفی نداری واسه دوستات؟
امیدوارم تمامشان در تمامی مراحل زندگیشان موفق ،سربلند و شاد و پرنشاط باشند و از خداوند بهترین آرزوها را برایشان خواستارم.
راستی شکیب خودمانیم ها خوب سر کیانوش را گول مالیدی ها …
خوب توخ توله نصف پول ها را میخواست .
بچه ها امیدوارم خسته نشده باشید و از این طنز واقعی لذت برده باشید .دوشتان دالم خیلی ژیادبوس بوس بوس . ME TOO

درباره میلاد

سلام من میلاد موذنی اهل اصفهان هستم چیزی برای گفتن ندارم رشته ورزشیم شنا هست و همچنین دارای مدرک غواصی نیز می باشم به موسیقی نیز علاقه دارم و نوازنده سازهای بادی شیپور و نی دندانی ....هستم ایمیل من milad2761@gmail.com و آی دیskype من نیز milad7652 به امید لحظات خوش برای شما.
این نوشته در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز, ورزش ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

34 Responses to مصاحبه شکیب با میلاد

  1. 1
    hamzeh.khaghanih.khaghani says:

    سلام قشنگ بود میلاد جان ابتکاره جالبي بود

  2. 2
    یلدام says:

    سلام
    روش جالبی برای ارائه ی پروفایل بود
    تحسینت میکنم
    زمان زیادی نیست که نابینایی اما خیلی خوب کنار اومدی
    یک عالمه جیغو دستو هورا به افتخارت میلاد
    بهترین هارو برات آرزو میکنم
    پایدار باشی

  3. 3
    یلدام says:

    لی لی لی لی لی لی لی ل لام لا ل لا لام لام
    دیدید,دیدید ,دیدید دیدید اولیمو میگمدیدید

  4. 4
    Adasi says:

    درود! جالب بود،‏ ولی به نظر بنده این یک صندلی داغ است که برای خودت گذاشته ای تا دوستان بتونن سؤالاتشون را بپرسند! حالا من اولین سؤال را میپرسم،1-علت تصادف و چگونگی آنرا بیان کنید! ‏2-تاریخ تولد و تحصیلات!‏

  5. 5
    عمو حسین says:

    میلاد عزیز باز هم از حضورت در محله و تزریق نیرو و انرژی به آن تشکر و قدردانی میکنم. امیدوارم که بزودی بتوانم از نزدیک ببینمت. اگه ممکن هست آدرس دقیق محل کارتو بده. راستی میلاد من خیلی علاقه دارم شنا یاد بگیرم, آیا آموزش شنا به بچه ها در برنامه ات نیست؟
    باز هم تشکر باز هم آرزوی سلامتی و سعادت و سربلندی و سر افرازی

    • 5.1
      milad says:

      سلام عمو حسین مرسی از لطف بی پایان شما .من در شهرداری شهر زاینده رود هستم .حدود15 کیلومتری محل سکونت جناب مدیر .حسین جان خیلی دوست دارم شنا به دوستان یاد بدهم اما اگر شما زیر نظر مربی شنا باشید و تکنیک های شنا را یاد بگیری به نظر من بهتره.شما در اصفهان میتوانید با جناب آقای توکلی وآقای لباف هماهنگ بشی برای شنا.

  6. 6

    سلام داداش میلاد خودم.
    میلاد جان خیلی باحال بود، یه چیزی مثل چهار پایه داغ یا نیمکت داغ یا یه چیز در حد همین چیز میزا بود.

  7. 7

    سلام آقا میلاد.
    امیدوارم در تمامی مراحل زندگیت موفق باشی.
    اگر اسکایپ داری:
    منو اد کن:
    اسکایپم:
    saeedpanahi2200
    اگر دوست داشتی بسایت ما هم سری بزن.
    http://www.shaberoshan.ir
    اینم بگم من سعید پناهی
    17 ساله از کرج
    خوشحال میشم اگر یکبار مستقیم باحات حرف بزنم.
    سپاس

  8. 8

    آخه آقا ميلاد گزارش گر قهتي بود “شكيب” رو انتخاب كردي! اقلاً نمي دونم خورزوخان بهتر بود ها! …
    خارج از شوخي بنظرم كارتون جالب اومد … تحرك انديشه رو دوست دارم … حالا به هر شكل و مدل …. يه جاهاييش هم يه حرفهايي داشتم كه خب نميگم بريد تو خماري …

  9. 9

    سلام آقا میلاد. راستش منم شنا و قواصی رو دوست میدارم ولی امکاناتشو ندارم و یه خورده میترسم.

  10. 10

    سلام آقا میلاد. راستش منم شنا و قواصی رو دوست میدارم ولی امکاناتشو ندارم و یه خورده میترسم. پس برام یه آرزوی محاله.

  11. 11

    مرسی خوبم. خوب ما توی شهرمان سه چهارتا استخر بیشتر نداریم، اونم انقد بلیطشون گرونه که آدم یه بارهم نمیتونه بره، چه برسه به اینکه کسی بخواد مداوم تمرین کنه. دیگه قواصیشو پیشکش. فقط وقتی بچه بودیم یه رودخونه نزدیک خونمون بود. تابستونا روزی دوسه ساعت میرفتیم شنا، شیرجه زیر آبی میرفتیم، خیلی باحال بود. یاد اون ایام بخیر.

  12. 12
    Ali mwsawi says:

    درود أقاميلاد جيباتا ببين شايد شكيب جيبتا زده باشه بايد از محل تا خونه با خط 11 بري

  13. 13
    ترانه says:

    میلاد جان بخدا هر وقت مطالبتو می خونم اشک شوق تو چشام حلقه میزنه دعا می کنم از درگاه الله متعال که همیشه و هر جا و تو تموم مسابقاتت برنده برنده برنده باشی داداشی جونم یا ربی همیشه دلشاد باشی و خداوندکریم تا لحظه اخر زندگیت این امید و این پشتکارتو ازت نگیره تا می تونی خدای متعال رو شاکر باش که چنین نعمت عظیمی رو بهت عطا فرموده داداشم

  14. 14
    عمو حسین says:

    سلام بچه ها.. اومدم به دعاهای ترانه آمین بگم. آمین آمین آمین.
    ولی بچه ها منم شنا را دوست دارم. اگه گفتید چرا؟ خب حالا خودم میگم آره بچه های خوب من شنا را دوست دارم برای اینکه باید خوابیدنی انجامش داد. من حوصله ورزشهای ایستاده و پشتک پارو زدن را ندارم. زنده باد ورزشهای خوابیدنی.هاهاهاهاها.
    میلاد جان اگه برایت ممکن بود اسم قشنگت را به فارسی بنویس تا از شنیدن میلاد لذت بیشتری ببریم. خودت قضاوت کن میلاد قشنگتره یا milad, milad, milad.باز هم برایت آرزوی موفقیت روز افزون دارم.

  15. 15
    بهنام says:

    سلام
    خیلی باحال بود
    خوب منم شنا دوست دارُم
    راستی میلاد
    توی آوای باران یه سوتی بود
    شکیب داشت با تلفن صحبت میکرد، سیم تلفن کشیده بود
    سوسک توله
    mee too!

  16. 16
    میلاد says:

    واي چي نوشتم تو كامنت قبلي اسم بهنام جان را .از دست اين بچه ها خواهرم .

  17. 17
    زهره says:

    خخخ چه با حااااال
    من مسابقه بودم بعد که اومدم نیومدم درستو حسابی بخونم
    ولی جالبه
    ولی خب شخصیت قهط بود
    این شکیب خیلی نامرد بود آخه ههه
    ولی خوب خلاقی ایول قهرمان

دیدگاهتان را بنویسید