دیشب خواب دیدم . خواب یک بشقاب را !

 

دیشب , خواب یک بشقاب را دیدیم

درونش پر بود از سالاده الویه

رویش را نمی دانم کدام کدبانویی تزیین کرده بود که نمیتوانستی چشم ازش برداری
بح بح خیار شور ,تخم مرغ ,چیپسو کاهو هویجو زیتونو بقیه چیزها

همین که دست بردیم تا یک لقمه ی گنده ازش برداریم , زنگ تلفن ناجوانمردانه ما را از جا پراند

دلمان که کلی لواشک شده بود گفتیم ,امروز به هر قیمتی شده باید برای خودمان یک سالاد الویه دستو پا کنیم

این شد که سیب زمینی ها را چپاندیم در قابلمه , مرغ را هم جدا فکندیم در قابلمه ی دیگر , بعد تخم مرغ ها را گذاشتیم تا بپزد

خودمان هم شیک نشستیم تا خیارشور ها را اسلایس اسلایس بفرمائیم , البته جایتان خوب شد که خالی کمی ناخنک هم به اسلایس ها زدیم
بح بح , دلتان لواشک , عجب خیارشورهای تندی بود

اندکی این پا آن پا کردیم , سرمان را به کارهای دیگری گرم نمودیم تا انتظاره پختن مواده الویه را نکشیم

رفتیم نشستیم در بالکن , کمی سرما نوش جان نمودیمو فلکه ی بینیمان را باز کردیم , آنوقت هی با دستمال خواستیم جلوی چک چک آب را بگیریم

بعد کمی احساسه لطیف مخملیمان را به تحریک در آوردیم , کنار گل ها نشستیم , حالشان را پرسیدیمو برایشان از شعر های سهراب خواندیم

احتمالا در آن محفل سوسک ها و حشرات موضی هم بودند , اما دلتان خنک نشود که ما ترسیده باشیم
هح , نه , یک صندلیه چوبی از آنها که تکان تکان میخورند را کشان کشان آورده بودیم
و نشسته بودیم در آن , پاهایمان را هم کشیده بودیم تو آغوشمان , تا سوسک ها ما را مورد عنایت قرار ندهند

بله آنقدر سر گرم شدیم که قابلمه ها با محتویاته درونشان رفتند هوا,
تقریبا مسافران , نزدیکی های کهکشان راهه شیری بودند که ما یکهو صدای جیکو جیکه جوجه ای را شنیدیم . دست جنباندیمو
دوان دوان فشنگی سوسک ها را با عجله لهیدیم و به در و پنجره , میز , کتابو کتابخانه , اصابت کردیمو
خیلی فضایی و با مهارته زیاد , همه چیز را در بین را منهدم ساختیم تا رسیدیم به آشپزخانه

دیدیم یعنی چیزه شنیدیم یا بهتر لمس کردیمو دیدیم , بح بح تخم مرغ ها جوجه شدندو تا ما بخواهیم به آشپزخانه برسیم بالغ گشتند

از شوخی که بگذریم کمی تخم مرغ ها ته گرفتندو پوستشان برنزه ی شکلاتی گشت
یعنی چیزه , کمی سوخت , بح بح پوستشان را تندی کندیمو در زباله دان چپاندیم
تا مرد مریخی فردا فردا ها با خودش فکری نشود که بح , این هم از یک دستو پا چلفتیه ونوسی

بله بعد از مقداری انتظار , بقیه ی خرتوپرت ها هم پختندو از قابلمه , سوزان سوزان کشیدیمشان بیرون
اما دیدیم یعنی حس کردیم وای , وای وای , وای وای وای چه داغه , گویی نعل گداخته شده ی اسبی را در دست گرفته باشیم
هی از این دست به آن دستشان کردیم , دیدیم نه خیال سرد شدن به جانشان نیست

چرا دروغ
آنقدر گرسنمان بود که مثل سوسکی که لنگه کفش بر فرق سرش کوفته باشن , داشتیم حالی به حالی میشدیمو می افتادیم به کف
خب به مثال نیوتن که بعد از اصابت سیب به مخش چاره ای برای درد سرش اندیشید , چراغ ذهنمان جرقه ای زدو منفجر شد

درجه ی یخچال را چسباندیم به سقف  و فرآورده ها را قبل از اینکه علویه ازشان بسازیم , همانطور داغ داغ نهادیم در آن

بعد بدو با همان ضعفه شدید که بر مامستولی بود نشستیم به مطالعه , خواندیمو خواندیمو خواندیمو , یکهو ناباورانه دریافتیم که , بله خوابمان برده
حسابی تلافیه این چند وقت بیخوابی و خانه لرزانی را به در کردیمو اینها

شب که از گشنگی بیدار شدیم یادمان گرفت , محتویات قابلمه الان سرد شده , بح بح دلمان را صابون گلنار مالاندیمو
همچنان کف کف کنان رفتیم سراغ یخچال

چشمتان نبیند روز بد را , چقدر باحال , ناباورانه یخچالی نیافتیم بلکه یک صخره ی یخی یافتیم سرد سرد سرد برفیو داغان

همه چیز در یخچال یخ زده بود , وای اگر بدانید چه سوختنی کردیم , آخ سوختیم آخ سوختیم

انگار اینبار نعل اسب را قورت داده باشیم معده مان عصبی می سوخت غصه ی تمیز کاریه یخچال از طرفی
غصه ی گشنگی و انتظاره دوباره هم از طرف دیگر
خلاصه به زحمت قابلمه ی ماسیده به طبقه ی زیرین یخچال را جدا کردیم بعد در درون سینگ نهادیمش تا  یخ اشآب شود

بح بح , باز بالشت را زدیم زیره , بغلمان و به مثال یک سوسکه لهیده ی افسرده رفتیم افقی گشتیم روی تخت
چشممان را بستیم و دعا کردیم تا شاید خواب مارا ببرد و شانس بی آوریم الویه بیاید باز به خوابمان

لی لی لی لی لی

پایان
تمام
تماس , داغون
هح

درباره یلدا

یلدا هستم. متولد 1365 از شهر بابل استان مازندران، سال 1390 نابینا شدم. دیپلم معماری دارم. فعالیت های جانبیم قبل نابینایی، آرایشگری، نقشه کشی ساختمان، طراحی فضای داخلی بودند. در حال حاضر کارهای مربوط به صنایع دستی یعنی ساخت عروسک های کنفی جالیزی، تابلو، گلدان و همچنین نویسندگی را انجام میدم.
این نوشته در خاطره, داستان و حکایت, رستوران محله نابینایان, صحبت های خودمونی, طنز ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

81 Responses to دیشب خواب دیدم . خواب یک بشقاب را !

  1. 1
    نخودي says:

    سلام خخخ يعني همون دقيقاً خخخ
    منم از اين صندلي ها ميخوام سالاد الويه هم بسيار دوست مي‌داريم كه الآن هم وقت نداريم بريم درست كنيم بايد كوفته دست پخت مادر گرامي رو بخورييم كه دل شما لواشك دل من هيچي چون كوفته دوست ندارم بعدش هم يعني اول مي‌شم يا نه ؟؟؟؟

    • 1.1
      یلدام says:

      بانوی پرتقالی ی من سلام
      چطوری یا بهتری گویا آیا
      بح بح چقدر کیفور شدی که اول تر تر تر تر تر تر تر تر تر تر تر از همه شدی
      بعدشم که من کوفته می خوام
      دلم تمر هندی شده
      من کوفته کوفته کوفته میخوام میخوام میخوام
      ندی دعا میکنم تبدیل به کفش دوزک بشی
      هی کفش بدوزی بدوزی بدوزی
      شکلک گریه جیغ لجو لج بازی
      شکلک مهربونو بغضی به بشقابه کوفته نگاه کردن
      شکلک دلت برام بسوزه

  2. 2
  3. 3

    بازم سلام بر یلدا.
    حالا که اول نشدم و نتونستم منقلب بشم، میخواستم بگم که حسابی دل مریض و تبدار از بیماری رو به قار و قور انداختی.
    البته در اینجا یک سوال فنی برام پیش آمد: شما طبقه پایین یخچال تون ظاهرا از فریزر و منطقه مسکونی اسکیموها هم سرد تره، که این بلای آسمونی رو بر سر یخچال و قابلمه ها آورده، لطفا بدون فوت وقت توضیح بده، به قول کارگاه خصوصی قدیمیها جانی دالر: زود، تند، سریع.

  4. 4
    laleh says:

    سلام یلدایی
    عزیزم شبها خواب خوردنیهای ساده تر ببین که بعدش توی دردسر نیفتی
    وای خدای من چقدر خندیدم

  5. 5
    آریا says:

    سلام
    سومی هم آلمی داره
    زیبا نوشتی
    هیفه اون سالاد
    فقط آمدی دهنمونو آب بندازی نه

  6. 6
    آریا says:

    راستی
    شکلک گرسنگی
    حح هه خخ

  7. 7
    ملیسا says:

    سااااااااآااااااااآاااااآااآآآآااام نه راستی سلآآآآآآآآااااااآآآآآااام
    خوبی جیگیلی
    نمیخوااااااام
    اصلا من این لپتاپ رو نمیخواام
    این امروز خراب شده
    اه اه اه اه اه اه اه اه
    من میخواستم بشم اولییییییی
    اما این با من امروز سر دشمنی پیدا کرده هه
    دیگه دوستش ندالم

    خوب جیگیلی ویگیلی دیگیلی سیگیلی ریگیلی خودم خیلی زیبا و ناز نه راستی ناناز نوشتی و من که کلی از مطلبت فیض و خنده و از اینجور حرفا بردم
    مرسی زیاد فراوون
    بوس بووووووس بوسسسسسسس بوووووووووووووـوووووووووـوووووووس

    • 7.1
      یلدام says:

      سلام
      سیلام
      سولوم
      چطوری گیگیلی بیگیلی
      تو همیشه اول تر تر تر تر تر تری
      ببین بیالپتاپ منو بگیر
      به درک من حاضرم بمیرم نیام نت , تو بی یای
      شکلک فرشته ی مهربان
      شکلک بوسو گازو نیشگونو اینا
      شکلک قربون صدقه رفتن
      شکلک دوستت دارم

  8. 8
    اصغر says:

    سلام بابا اگه شما مهمون داشتین چیکار میکردین بیچاره ها گشنه میموندن خدا نسیب نکنه خخخ

  9. 9
    Adasi says:

    درود! خیالبافی و داستانسرایی قشنگی بود،‏ ‏13همیم عالمی داره!‏

  10. 10
    ترانه says:

    سلام یلدا جون بخدا کلی حال کردم با این الویه ت !نگفتی نهایتا خوردنی شد یا دور ریختنی !!!!!
    بهر حال نوشتنت ای والله داره آفرین

  11. 11
    Adasi says:

    درود! قابل توجه:‏ بنده از ساعت10صبح تاحالا روی صندلی داغ مشغول پاسخ گوئی به سؤالات ‏30تا و عقرب شدن و نیش زدن به بچه های محله بسر میبردم وگرنه اینجا اول میشدم!‏

  12. 12
    زهره says:

    واااای سلااام بولوری
    خیلی با حال بود
    آخی آخرش هم نخوردی
    ولی خیلی با مزه مینویسی ایول

  13. 13
    cheshmak says:

    خیلی دارم می لرزم و این را می نویسم ولی خوب می نویسم
    خدا را شکر که من مرد مریخی شما نیستم که فکر کنم باید کل سال گشنگی بخورم
    خدایا ما را از سیاره ای دیگر دختری کدبانو عنایت کن

    • 13.1
      یلدام says:

      ححح چشمک
      من لولویم گویا آیا
      ببین اصلا ترس ندارم یا نداریم
      مگه میشه با سلاحی که همیشه به همراه داری باهات در افتاد
      زبانت را میگویم حح
      ببین آشپزیم که خوبه
      یک کمی بد بیاری آوردم
      ببین یا ونوس یا هیچی
      حالا اگه از ونوس کسی بخواد به یه مریخی ی مسلح دختر بده
      ححححححح

  14. 14
    مروارید says:

    یه چیزی آروم یواشکی تو گوشتون میگم:
    من از سالاد الویه متنفرم خخخخخخخخ
    ولی کلی خندیدم مرسی یلدا جووووووون

  15. 15
    پریسا says:

    سلام.
    وای! آخ آخ آخ!.
    همه رو ول کن، شکم گشنه رو بچسب!.
    طفلک یلدا! هیچ دلم نمی خواد جات باشم. ولی هم دردی می تونم کنم.
    هم دردی خیلی هم دَردانهم رو از شهر همسایهت برات پست می کنم. بگیرش اومد.
    ایام به کام.

  16. 16
    شهروز حسینی شهروز حسینی says:

    سلام. خب خواهر من برو یه بسته الویه از سوپر مارکت بخر بخور که اینطوری شهر رو به هم نزنی. در ضمن من هروقت میخوام برای الویه سیبزمینی و تخم مرغ آبپز پوست بکنم ولی داغ باشه، یه 4 5 دقیقه میذارمشون زیر شیر آب سرد خنک میشن. نه این که یخچال رو عصبانی کنم بزنه همه چیز رو منجمد کنه. میگم تابستون که هوا گرم شد نری یه وقت یخچال رو زیاد کنی درشو باز بذاری.
    شکلک بدجنسی.

    • 16.1
      ملیسا says:

      میگم یلدایی من
      جیگیلی من
      ویگیلی من
      دیگیلی من
      نانازی من
      من سالاد الویه رو عاشششششششششششـششششششششششـششششششششـششششششششقم و خیلی خیلی دوست میدارم
      بووووووووـوووووووووووـووووووووووـووووووووـوووووووووس

    • 16.2
      یلدام says:

      ححح شهروز سلام
      ببین برادر من از یک مریخی ی شیکمو بعیده اینجور پیشنهاد بده
      خب شهروز دو لقمه الویه برم بخرم که چی
      میشینم میخوابم خواب میبینم بهتره که
      بعدشم که خوب شد نگفتی تو سینگ می خیسیشون بعد پوست میکنی
      پسر خوب آخه این غذا خوردن داره آیا
      اینجور بشور بشورش کردی چرا
      بعد بعدشم که ببین کارای بد بهم یاد نده به مجتبی میگم کبودت کنه ها یعنی چیزه دعوات کنه ها
      بهم یاد دادی برم در یخچالو تو تابستون بکنم بندازم دور
      شکلک متعجب
      شکلک اینجوری چپ چپکی زل زل نیگا کردنو اینا
      بترس ازم
      حححححححححححح حححححححححححح

  17. 17

    سلام یلدایی. خاری؟ سلامتی؟ چکار وکردی؟ اووه (تعجب به سبک بابلی ها) وای منم عاشق الویه م. فردا ظهر درست کنم آیا؟ نه مامان جون و بابا جونم برا اولین بار مهمونم میشن زشته با الویه پذیرایی کنم. فک کنم فردا شب…

  18. 18
    پرسپولیس says:

    درود ما نیز موافقت خودمان را با فرمایشات جناب چشمک اعلام نموده
    و مراتب خوشحالی خودمان را به اطلاع عموم بالاخص اکوار گرامی رسانده
    و از خداوند منان برای شوهر مریخی بانو یلدا طلب عافیت مینماییم.

  19. 19
    ستایش says:

    سلام جیگرم، هه، خیلی باهال بود کّلی خندیدم.

  20. 20
    fatemeh says:

    سلام یلدایی عالی بود.من که آشپزیم زیر صفره

  21. 21
    Adasi says:

    درود! هاهاهاهاهاهاهاهاهاها یلدا روی صندلی جزقاله شده دیگه نمیتونه سؤالاتو جواب بده،‏ هاهاهاها غذاشم جزقاله شده،‏ حالا تعریف آشپزی میکنه،ههههههههاهاهاهاهاهاهاها عقرب نیشش زده ‏،‏ نیش عقرب آدمو دیونه میکنه،هاهاهاهاهاهاهاها اگه تونسی نیش عقربو درمون کنی،هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها

  22. 22
    پریسیما says:

    الهی! عزیزم آخی! عیبی نداره تجربه شد دیگه! یه چیزی یواشکی بگم؟ بیچاره شوهرت!!! مریخیا نخونن! مریخیا نشنون! خصوصی بود!!!!

  23. 23
    پرسپولیس says:

    نه نه گریه نکن کوچولو فقط یادت باشه دیگه به هر قیمتی مطلب ننویسی اصلا تا چند روز نیا تو محله افسرده میشی خو.

  24. 24
    Adasi says:

    گریه نکون زار زار-میبریمت بازار-میفروشیمت چارهزار-چاریزار قدیمی-خاکبسر رحیمی!هاهاهاهاهاهاهاهاهاها یادآوری شعری از کودکیام،‏ خوب حالا دیگه دوستان جدیدم پیدا کردی-پری دوسالونیم و ‏4تایش!ههههههه

  25. 25
    Adasi says:

    درود! خخخخهاهاهاها گویند:‏ پسری داشت مادرش را به جایی میبرد-گفتند کجا میبریش؟ گفت:‏ میبرمش بازار بفروشمش-گفتند:‏ آخه مگه کسی مادرشو میفروشه؟ گفت:‏ یه قیمتی میگم که کسی نخردش!!!هههههههههههههاهاهاهاها بع بعبعبعبعبعبعبعبعبع او او مه هه ه ه ه ه ه ه ه معومعومعومعومعومعومعومعومعو معوووووووووو!‏

  26. 26
    Adasi says:

    درود! قهرم را یه ان میزاریم وسطش میشه قهرمانم!هاهاهاهاهاهاهاهاهاها

  27. 27
    Adasi says:

    ببخشید اشتباه شد،‏ قهرم را یه انم میزاریم آخرش میشه-قهرمانم!‏

  28. 28
    Adasi says:

    درود! کد پستی یلدا-9241-3226101-آهای ‏i q ها تشخیص دهید جایزه بگیرید!هاهاهاهاهاهاهاهاهاها

  29. 29
    سحر مرادی says:

    سلام یلدا جان آخی نازی گناه داشتید. ولی اشکالی نداره یه شب مرد مریخیت بدون غذا میخوابید. همیشه که قرار نیست غذای خوشمزه براش بپذی. من الویه خیلی خیلی دوست دارم. راستی داشت یادم میرفت بگم خیلی قشنگ مینویسی گلم.

  30. 30
    Adasi says:

    درود!!! قهرم-ق-قربونت برم،‏ ه-هواتو دارم،‏ ر-راضیت میکنم،‏ م-مخلصتم!‏!!خخخههههه ‏

  31. 31
    ستایش says:

    سلام شب به خیر، به خاطر تو هم که شده دیگه از محّله بیرون نمیرم، تنهات نمیزارم. بوووووووووووووووووووووووووووووووس.

  32. 32
    Adasi says:

    درود!چقدر خوب میشد در هر کامنت مشخص میکردی که برای کی نوشتی! حد اقل حرف اول اسم مخاتب را بنویس:‏ مثلا اگه برای من مینویسی بنویس،‏ ع-

  33. 33
    Adasi says:

    ههههههههههههه عقرب نیشت زده یا مار کبری نیشت زده! چون هنوز زنده ای مار نیشت نزده،‏ فقط عقرب نیشت زده خیالباف جون!هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها ‏

  34. 34

    یلدا دلم براا تنگ شده
    کاش بیای! کاش بازم برگردی و پیشمون باشی عزیزم.

دیدگاهتان را بنویسید