یار دبستانی من

1 سلام چیطورین خبین
ایشالا هرجا هسین دلدون شاد باشد و کیفدون کوک باشد
با لهجه ی اصفانی خونده بشد

خب اومدم چندتا معلمامو که تو ذهنمه و واقعا واسم زحمت کشیدن رو ازشون یه یادی کنم و ازشون تشکر کنم, هرچند اینجا رو نمیخونن ولی خب,
خانمها آل داوود و داماد زاده آمادگی
انگبینی و کچویی به ترتیب اول و دوم
اوناشونم زیاد خوشم نمیومد ازشون تو راهنمایی که عادی بودم یه مدیر داشتیم اخیاری بود فامیلش خیلی با حال بود
یه الهی معلم عربی بود که خیلی گل بود هوامنو خیلی داشت
یه نساجی بود معلم دینی اونم با حال بود
یه یوسلیانی بود معلم زبان که منو علاقه مند به انگلیسی کرد دستش پر از النگو بود این خیلی تو خاطرم مونده
بعد دبیرستان رفتم که یه خانم محققیان بود معلم ریاضی خیلی ماه بود
وای معلم آمار خانم الفت خیلی ماه و خیلی با فرهنگ و با ادب بود وقار ازش چکه میکرد
اینقدر فروتن بود
ازین خانواده استخون دارها هم بودناااا
وای خانم مطالعات اجتماعی کرباسی زاده اونم خیلی با فرهنگ بود دخترش اندازه ماها بود
خانم شیروانیفر معلم ادبیات پیش دانشگاهی اسمش لعیا بود خیلی غد بود ولی من عاشقش بودم میدونین اینقدر قشنگ کلاس رو مدیریت میکرد هیشکی حرف نمیزد حتی بچه شیطونای کلاس جذبش میشدن خیلی با حال بود
یه خانم سلیمی که هم محله ای مونه و استثناییی بود معلم ریاضیه واسه کنکور باهام کار میکرد کلا پر امید و شاد بود
یکی از مشوقهای من تو مستقل شدنم اون بود
یه خانم موقتیان که هنوز هم باهاش در تماسم معلم رابط من بودن خیییلی خییلی خیلی تو همه ی زمینه ها دلسوزانه کمکم کردن خیلی گل بودن خیییلی خدا حفظش کنه
آقای رفاهی که واقعا تحول زیادی در زندگی من ایجاد کردن که بیشتر شماها ایشون رو میشناسین خودشون هم نابینان و واقعا یکی از الگوهای من در زندگی ایشون بودن از هر لحاظی معلم من بودن ولی کار اصلیشون تدریس کامپیوتر بود
حالا هم که دیگه به معنای واقعی کلمه معلم شدن تو آموزش پرورش از صمیم قلبم آرزوی سلامتی و بهروزی میکنم واسشون
آهان خدایی یه خانم وثوق هم معلم زبان دبیرستانو پیش دانشگاهی مون بود اونم خیلی زحمت کشید تازه اسمش هم زهره بود.
در کل به همشون روزشون رو تبریک میگم و به معلمهایی هم که اینجارو میخونن تبریک ویژه میگم
همه جا مى تواند کلاس درس باشد و همه آدمیان براى یکدیگر، معلم.
عشق با تو آغاز شد. کلاس خاطره ها با یاد تو جان گرفت. تو در سپیدی برگ های دفتر دلمان جریان داری.
تو بودی و کوله باری از مهر: ما بودیم و تشنگی در وادی محبّت تو
ما بودیم
و خانه های دلمان در آستانه چلچراغی از مهربانی ات.
بر لبت باران نور بود و دل ما کویر تاریکی؛
قطره قطره بر سطح ترک خورده زمین دلمان باریدی
و علم در ما جوانه زد. نگاهت، مکتب عشق بود و ما مکتب نشین چشم هایت بودیم. ما دست در دست تو نهادیم تا راه پرپیچ و خم زندگی
را با تو گام برداریم. دل به دل ما سپردی و گرمای وجودت را در سرمای تمام فرازها و نشیب ها همراهمان کردی تا در یخ بندان جهالت، در جا نزنیم. چراغ دانشی که در دست ماست،
روشنایی از تو دارد، معلّم

درباره مظاهری

درود , زهره مظاهری, متولد 14 آبان 68, فقط نور رو میبینم, دلیل نابینایی: ازدواج فامیلی و نازکی پرده شبکیه, علایق, طبیعت ورزش, شرکت در فعالیتهای اجتماعی, مسافرت, اطلاعات عمومی, کتاب به خصوص زندگی نامه, چون آدمی واقعبینم و زندگینامه هم تجربه ی یه زندگی واقعی هستش, عضو تیم گلبال اصفهان, بیشتر ورزشهای نابینایی رو تجربه کردم, در گلبال و دو مدال دارم, عاشق خانوادم به خصوص مادرم, دانشجوی رشته ی علوم تربیتی پیام نور اصفهانم, یه کمکی انگلیسی بلدم, سعی میکنم به کسی وابسته نباشم, برای کسی که برام ارزش قائل باشه ارزش قائلم در غیر این صورت کاملا بی تفاوتم, با همه به راحتی ارتباط برقرار میکنم, عقیده دارم خواستن به تنهایی کارساز نیست و باید همراه با برخاستن باشه, و در آخر ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست,بخت رام, دل آرام و نیک فرجام باشید
این نوشته در خاطره, صحبت های خودمونی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

37 Responses to یار دبستانی من

  1. 1
    زهره says:

    درود به همه
    از اونجایی که نام بردگان از معلمهای خوبو دوست داشتنی و زحمت کش من بودن جا داره از خانم ارک دستانی که مربی گلبال من بودن حسابی تشکر کنم و از مربی سابق گلبالم خانم عشاری و از خانم آدامون معلم تاریخ ایرانو جهان دبیرستان
    از همگی پیشاپیش مسپوسم بسیار نامحدود بی نهایت

  2. 2
    اصغر says:

    سلام زهره خانم پست شما بهترین پستی است که امروز در محله قرار گرفت.
    ظهر یاد معلم اول ابتداییم افتادم خدا رحمتش کنه
    اولین بار که به مدرسه رفتم دستهای گرمی دست هایم را در دستش گرفت و مرا به کلاس برد.
    از همان لحظه ی اول تمام فکرش آموزش بود ادب معرفت راه زندگی رفت و آمد بتنهایی و و و … خیلی چیزهای دیگه خیلی
    وقتی این گرما رو حس کردم بزندگی امیدوارترترتر شدم دوستش داشتم مثل یه پدر مهربان
    عشقم بود وقتی صداشو میشنیدم گویی صدای زندگی بود.
    اما حیف حیف و صد حیف که دیگه نیست.
    وقتی بدن سردش رو تو سردخونه لمس میکردم وقتی حس کردم دیگه صداشو نمیشنوم وقتی بخاکش سپردند حس بدی بهم دست داده بود.
    گویی دنیا رو سرم خراب شده بود هیچوقت فراموشش نمیکنم و از همین دنیا روز معلم رو بهش تبریک میگم
    بهترین معلمم مجید پیکران مانا
    اونهایی هم که هنوز هستند و وجودشان گرما بخش زندگی ماست سلامت باشند و روزشان گرامی باد.

  3. 3
    اصغر says:

    شما طبق قانون محله نمیتونی تو پست خودت اول بشی.

  4. 4
    زهره says:

    درود
    لطف دارین ممنونم
    وای اولش کلی ذوق کردم بعدش چقدر ناراحت شدم
    روحشون شاد خدایش بیامرزاد
    واقعا بعضی آدما حیفن یعنی دویست سال هم کمه زنده بمونن
    پر امید و برقرار باشین

  5. 5
    زهره says:

    خخخ اون قانون رو که خودم واسه یه ساعت که خودمو مدیر کرده بودم گزاشتم هههه
    حالا هم لغوش کردم
    ولی خب باشه قبول حالا یکی کمتر مهم اینه که من چندتا اولی تو نیم ساعت دارم
    هوووراااا

  6. 6
    fatemeh says:

    سلام زهره جونم.ممنون بابت پست خوبت.من معلم چهارم ابتداییمو خیلی دوست داشتم خانم مریم نصراللهی خیلی دلم براش تنگیده.در ضمن استاد ادبیات عمومیم آقای گردش خواه هم فوق العاده بود.روز معلمو به تمام معلما به ویژه معلمای محله تبریک می گم.شکلک قدردانی از معلم

  7. 7
    shahab says:

    سلا منم معلم اول ابتداییمو که تا پایان دانشگاه هم کنارم بود خیلی بهم کمک کرد دستشو میبوسم آغای عبایی و دوتا از استادم خانم شرحانی استاد عربی ودکتر محمودی که صمیمانه واسم زحمت کشیدن

  8. 8
    javanmardeh daana says:

    منم روز معلم رو تبریک میگم هر کس که به من علمی بیاموزد مرا بنده ی خود کرده است.

  9. 9
    آرتیمان says:

    سلام چه دانشآموز با وفایی منم این روز را به تمام معلمان این مرز و بوم شادباش میگم

  10. 10
    عمو حسین says:

    من هم روز معلم را به همه ی معلمین گرامی تبریک میگم. وقتی وارد ابابصیر اصفهان شدم اولین معلممون خانمی بنام خانم بهبود بود که بسیار مهربان و دوست داشتنی بود که بعد به شیراز منتقل شدن که احتمالا دوستان شیرازی ایشان را بشناسند. بعد معلمی بنام آقای اسبقی بود که بسیار فهیم و مردمی بود. افکار چپی داشت و میگفت هر وقت من یا آقای عقارب پرست وارد کلاس میشیم لازم نیست جلو پامون بلند شید ولی وقتی سد حسین که مستخدم بود وارد میشه جلوش بلند شید. ایشون که از بچه های مجاهدین خلق بود بعدها شنیدیم که اعدام شده است روانش شاد. آقای حجازی و پروال هم بودند که هر دو دستشون از دنیا کوتاه است آنها هم روانشون شاد. معلمی دیگری که بچه های اصفهان نباید ایشان را فراموش کنند معلم همنوعی بنام جناب مصطفی رومیزاده بود که بسیار فعال خلاق و پر کار بود. معلم موسیقی و سرود بود و همه ی سرودهایی که دانش آموزان ابابصیر اجرا میکردند با آهنگسازی ایشان بود.
    ایشان هم چند سال پیش درگذشتند که روان ایشان هم شاد باد.
    اما زهره گرامی به معلمی بنام خانم داماد زاده اشاره کردند که من هم کمابیش ایشان را میشناسم, تأسفم در این است که چرا کسی مثل ایشان نباید در فضای مجازی فعال باشند با بچه ها ارتباط داشته باشند. متأسفانه هستند از نابینایان پیشکسوت که خود را با پیشرفتهای روز هماهنگ نمیکنند و در گذشته ماندن را ترجیح میدهند.
    اگر کسی با ایشان ارتباط دارد باز سفارش کند که با کامپیوتر و اینترنت آشتی کنند و به جمع همنوعان و دوستانشون بپیوندند.
    بچه های اصفهان گورگ اسماعیلیان را هم فراموش نکنید.
    اما بچه ها 12 اردیبهشت سالگرد هجرت بزرگ معلم وطنمان آقای دکتر شریعتی هم هست که بخاطر فشارهایی که روی ایشان بود از ایران به انگلیس هجرت کرد که البته این هجرت بیش از یک ماه و نیم طول نکشید و در 29خرداد 1356 بطور مرموزی درگذشت که امیدوارم بتوانم در آن روز خلاصه ای از زندگی ایشان را تقدیم عزیزان کنم.

  11. 11
    فاطمه عطار زاده says:

    بچه ها ولی من خاطراتم از معلمام اصلا مث شما نیست.مخصوصن دوره ابتدایی .معلم کلاس اولم خیلی بداخلاق بود.بچه ها رو کتک میزد!یه بارم موقع املا گفتن مدادم از دستم افتاد خم شدم برش دارم فکر کرد دارم تقلب میکنم منو زد,منم چنان هواری کشیدم کلاسو ول کردم رفتم بیرون هاهاها!!کلاس دومم خانوم معلممون خیلی قدش بلند بود صدای وحشتناکیم داشت وقتی عصبانی میشد عین پلنگ میشد اصن.منم ازش وحشت داشتم و با اینکه ریزه میزه بودم میرفتم نیمکتای آخر می نشستم .وقتی به والدینمون میگفتیم بیاد باهاش حرف بزنن اخلاق گندشو درست کنه خودشو میزد به موش مردگی.کلاس دومم رو کلن خونواده بم درس دادن.سوم تا پنجمم خوب بود.ولی متاسفانه مدیرامونم دست بزن داشتن.تا اینکه کم کم آموزش پرورش نظارتش رو بیشتر کرد.از راهنمایی تا دبیرستانم که کلن دهنمون سرویس شد سر هر کلاسی میرفتیم دختر خواهر یا برادر معلمه سر کلاس نشسته بود عینن تبعیض نژادی رو به چشم میدیدم مفت نمره بیست میگرفتن.12سال درس خوندم 3تا معلم با اخلاق بیشتر نداشتم.

  12. 12

    سلام بر زهره.
    من جا داره از تو شاگرد قدر شناس و وفادار به معلمین و استادانت قدردانی کنم.
    ای کاش همه ما قدر کسانی رو که در تعالی و پیشرفت زندگیمون به نوعی نقش داشتن رو بدونیم، و همیشه در مناسبتهای مختلف ازشون یادکنیم.
    آفرین بر تو خاله زهره قدرشناس.

  13. 13
    آرام says:

    سلام
    منم روز معلم رو به همه معلمای مهربون و زحمت کش تبریک میگم

  14. 14
    ثنا says:

    سلام زهره جون موفق باشی دوست عزیز
    منم به نوبه خودم این روز بزرگ رو به تمام معلمهای زحمتکش و دلسوز جامعه تبریک میگم و براشون آرزوی توفیق فراوان دارم اجرشون با خدا
    نظر آقای جوانمرد رو هم که بر گرفته از حدیث امیر المومنین هست لایک میکنم انشا الله بتونیم به درستی حق همه دوستان خیرخواه رو ادا کنیم
    ما هم یه معلم خیییلی مهربون داریم خانم فرخیان که هفته پیش با چندتا از بچه های نابینا رفتیم پیشش کلی بهمون خوش گذشت مثل یک دوست میمونه و خودش رو مادر ما میدونه الحق که خیلی خوبی در حق ما کرده

  15. 15
    یلدام says:

    سلام جیگیلی
    آخی , بابا حافظه , چه خوب به یادت مونده , ایول
    من که هیچی یادم نیست
    فقط یه دبیر ریاضیات داشتم که بدجور ساتیصمیش بودم خانم مهورز
    نازی امیدوارم هر جایی که هست سلامت باشه . خیلی دوستش داشتم . همیشه در جواب بقیه بچه ها که معترض از تنبیهات و جریمه هاش می خواستن سر به تنم نباشه و می گفتن خانم خب چرا یلدا حرف میزنه اینهمه جریمش نمیکنین
    می گفت هر وقت برا بیستو پنج صدم نمره , شمام مثل یلدا گریه تون گرفت . هر وقت غصه خوردین چرا بیست نشدین می تونین تو کلاس من حرف که خوبه طناب بزنین
    هح
    شکلک دمت داغ جیگیلی نوستالژیکی ی پستتو عاشقم

  16. 16
    نخودي says:

    سلام سلام هزار هزار هزارتا
    روز معلم مبارك مبارك مبارك ….
    خب من يه چندتايي اسم بگم برم:
    خانم تولي كه معلم دوم سومم بودند و هم ايشون منو كشف كردند و خونه سازي هايي كه بهم كادو دادند رو هنوز كه هنوزه به عنوان يه گنج شخصي نگه داشتم احتمالاً به بچم هم ندم باهاشون بازي كنه گمشون كنه خخخ … خانم انگبيني كچويي دهقان هاطمي علي‌بيك صدري ديگه ديگه خانم بحريني عيز و خانم جمشيدي كه واقعاً واقعاً از بهترين ها هستند ديگه خانم موسوي معلم شيمي اول دبيرستانمون و خانم بوربور معم تاريخ دبيرستان كه بچه نداشتند و ما مثل بچه هاش بوديم خيلي خيلي گل و ماه و دوست داشتني بودند ديگه ديگه همه معلمين عزيزم كه خب اساميشون يادم هست يا نيست و اگه بخوام بنويسم همشون رو خب منابع سايت تهمي‌كشه گوش كن ميره هوا ….
    روز همشون مبارك و يه شعر هم تقديم به همه معلمين عيزم كه كلي دوستشون دارم :
    معلم عزيز من پنجاه تومن بده به من
    مي‌خوام برم گل بخرم
    بابام مي‌گه من ندارم

    “اگه تكراري بود هم بخنديد كه من ضايع نشم لطفاً”
    شادي شادي شادي شادي و سربلندي براي همه همه معلمين دنيا و بالاخص معلمين خودم آرزو دارم
    شاد شاد شاد شاد باشند

  17. 17
    زهره says:

    درود درود و هزارو سیصدتا درود به همه
    من عذر میخام امان از این مخابرات ما,
    یه دفعه به ذهنم خورد با فیلتر شکن بیام داشتم دیگه دیوونه میشدم
    خلاصه الآن قاچاقی اومدم نمیدونم چرا یه سری سایتهارو باز نمیکنه
    فقط پوووول میگیرن خدا از راه کج مستقیمشون کنه
    وای اول اینو بگم اصلا اینقدر غیر منتظره بود که هنوز فکر میکنم خوابم
    دیروز رفته بودیم باغ رزوان سر اموات
    ولی یه اتفاق با حال افتاد خیییلی خوب بود باورم نمیشه خانم شیروانی فر رو اونجا دیدم یعنی اون منو دید ولی خیلی محترمانه مثل همیشه خودش اومد و به من سلام کرد و خلاصه که خیییلی جالب بود یعنی من عاشق این اتفاقات غیر منتظرم
    بعدش هم که فاطمه جونم, آقا شهاب گل, جوون مرد دانا, و آقا معلم گل جناب آرتیمان,
    از همتون یه دنیا ممنونم بازم شرمنده که دیر رسیدم
    و اما عمو حسین عزیز
    من تو سال 92 با ایشون هم کلاس بودم بله درسته هم کلاس, ایشون هم میومدن پیش آقای رفاهی کامپیوتر یاد میگرفتن ولی مثل اینکه هم یه کم مشغله هاشون زیاد بود هم اینکه کامل و جامع یاد نگرفته بودن هنوز,, امیدوارم هرچه زودتر به جمعمون اضافه بشن منتظر پستتونم ممنون از شما
    فاطمه جونم عجب معلمای دلسنگی داشتیااا
    چرا دروغ من هم از همین خانم داماد زاده کتک خوردم خخخخ ولی خب انگاری زیاد هم بد نبود
    عمو چشمه از لطفت مسپوسم زیااااد
    آرام و ثنا جونم از نظراتتون ممنون ثنا خدا واستون نگهش داره
    یلدااااا ایول به تو فکر کنم خیلی درس خون بودیاا ممنون از نظرت تو خودت نمره ی بیستی, وای ایول نخودی که اسباب بازی هارو هنوز داریشون راستی وای خانم علیبیک نازنین خیلی ماه بود ایشون رو هم متأسفانه از قلم انداختم
    بازم از همگی میتشکرم زیاااااد

  18. 18
    سیتا says:

    مریم خانم شما همون مریم خانمین که کتاب شعرش چاپ شده ؟؟؟؟؟؟؟؟

    • 18.1
      سیتا says:

      اسم کتابت خاطرم نیست دارمش الان دم دست نیست
      فقط یادمه که عکس خودشون با شرح حال مختصری از شاعر پشتش بود
      داخل کتاب یک شعر راجع به دوست داشت که تقدیم به دوستان خود شاعر از جمله فرزانه بود
      به این دلیل پرسیدم که ایشان هم معلم بودند

  19. 19
    نخودي says:

    مي‌گم سيتا من همون مريمم كه كتاب شعرم چاپ شده خخخ دشم سيتا يه سؤال ازم پرسيده بودي تو همون پست زير پامون علف سبز شد جوابتو ندادم برو ببين خخخ ديگه اين‌كه من از خانم داماد زاده كتك نخوردم دلتون آب بعدش اينكه ديگه همين كاش يه نسخش رو هم گيرم مياوردم خودم مي‌خوندم فكر كنم خيلي قشنگ شعر گفته باشم خخخ دوباره فكر كنم مريم جون شما معلم نقاشي پريا جوني ؟ اصلاً تقصير اين ترانست كه يه صندلي داغ برات نزد هي ابهام داري ؟ بع

  20. 20
    نخودي says:

    واي چرا به هم ريخت خب خواننده هاي عاقلي باشيد ديگه خخخ يعني خدا خيلي خيرتون بده

    • 20.1
      سیتا says:

      یا خدا این جوابت دچار کمبود شده خخخ
      یا زلزله_زده شده که برو براش چادر بگیر شکلک در رفتم
      نخود جونم رفتم جوابت رو خوندم
      که هدیه_تون خالی_بندی بود خخخ بازم منتظر باشید که انتظار مقدس است خخخ شکلک موش

    • 20.2

      سلام به زهره. اولا حسابی تبریک، تبریک، تبریک.
      دختر به تیم ملی گلبال بانوان بزرگ سالان دعوت شدی چرا بهش اشاره ای نکردی. البته من نرسیدم بقیه کامنت هارو بخونم اما فردا باید تهران باشی خودت رو به سرمربی تیم ملی خانوم فاتحی معرفی کنی.
      باعث افتخار همه ی هم محله ای ها هستش که یه نفر دیگه رو هم فرستاد به تیم ملی.
      این اولین اردوتون هست واسه مسابقات پکن چین که مسابقات چین در خرداد برگزار میشه و کسب سهمیه هستش واسه رقابت های اینچئون کره جنوبی.
      اسامی دعوت شدگان رو هم نوشتم فردا تو روزنامه ایران سپید چاپ میشه. وقتی اسم زهره مظاهری رو هم در بین دعوت شدگان دیدم خدا میدونه که چقدر خوشحال شدم.
      من هم تمامی معلم های عزیزم رو به اسم یادمه. از آمادگی بگیر تا پیش دانشگاهی
      همینجا از همشون ممنونم که خیلی چیزا به من یاد دادن
      یاد اون دوران بخیر

  21. 21
    زهره says:

    وای من بقشمید خب, آخه سیتا تو که یه دفعه ای رفته بودی اون بالا قبلش کامنت ازت ندیده بودم حالا ناراحت نشدآهه من به یادتمآهه
    وای مریم جونم شما هم ببخشید دوسدون میدارم
    شکلک یه دسته غنچه گل رز سرخ

    • 21.1
      سیتا says:

      تبریک تبریک که بانو به چین می_روند اما سوقاتی نَیار خواهر همین جوریش هم کلی جنس چینی داریم خخخ
      شوخی کردم گلم من که چند وقتی است که سهیل شدم کم کم پیدا_ام
      الانم دیر آمدم سر وقت پستت جیگیلی جون

  22. 22
    زهره says:

    سلاااام ممنونم امیر سرمدی واقعا ممنونم ولی لوم دادیاااا
    خخخخ
    آخه نمیدونم چرا من اینطوریم گفتم صبر کنم اگه رفتم چین بگم هاهاهاها
    میدونی چون دفعه اولمه خیلی استرس دارم خخخخ
    خب پس همه بدونین هوراااا
    فردا من میرم تا اون هفته واسم دعا کنید خیلی خیلی خییییلی

    • 22.1

      تو تازه اول راه هستی. حتما نباید برای اولین بار که دعوت شدی جز لیست نهایی هم باشی. همین خودش یه نقطه شروع عالی هستش. البته اگه در اردو خودت رو ثابت کنی چرا که نه. میشی جز نفرات اعزامی به چین.
      راستی نام سرمربی رو هم اصلاح کنم. خانوم فاطمه عبد اللهی.
      اینم اسامی 12 نفری که به تیم ملی گلبال بانوان دعوت شدن. در نهایت 6 نفر به چین اعزام میشن.
      مریم کوهفلاح، ریزان دژاهنگ، زهره مظاهری، مریم صالحی زاده، طیبه استکی، سمیرا جلیلوند، زهرا و فاطمه قمصری، مرضیه شهرکی نیا، فاطمه قائدی، سمیرا محمودی و مریم جعفرزاده. فاطمه عبداللهی به عنوان سرمربی، طیبه ملکی و زینب ارک دستانی مربی و معصومه فلاح به عنوان سرپرست، کادر فنی تیم ملی گلبال بانوان کشورمان را تشکیل میدهند.

  23. 23
    زهره says:

    اولین مرحله اردوی تدارکاتی، انتخابی تیم ملی گلبال بانوان با دعوت از 12 ورزشکار برگزار می شود. تمرینات بانوان ملی پوش تیم گلبال به منظور آمادگی حضور در تورنمنت بین المللی چین انتخابی رقابت های پاراآسیایی 2014 اینچئون که مهر ماه امسال در کره جنوبی
    برگزار می شود، از 14 اردیبهشت لغایت 21 اردیبهشت د ر مجموعه وزشی شهید هرندی تهران آغاز خواهد شد.
    ورزشکاران دعوت شده به اردو ترکیبی از بازیکنان با تجربه ونیز چند نفر از بازیکنان جدید هستند که اسامی مدعوین ذیلا” اعلام میگردد: مریم کوه فلاح ، ریزان دژاهنگ ،زهره مظاهری، مریم صالحی زاده، طیبه استکی، سمیرا جلیلوند، زهرا قمصری، فاطمه قمصری، مرضیه شهرکی نیا، فاطمه قائدی، سمیرا محمودی و مریم جعفرزاده زیر نظر فاطمه عبداللهی به عنوان سرمربی ، طیبه ملکی و زینب ارک دستانی به عنوان مربی تمرینات خود را انجام میدهند. معصومه فلاح نیزبه عنوان سرپرست تیم را هدایت میکند. تاريخ ارسال:چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 – 14:40

    کد:27085-1393, sent on Thursday, May 01, 2014 12:29:09
    برام خیلی دعا کنید این تو سایت فدراسیون نابینایان بود کپی کردم واستون بازم دعام کنید

  24. 24
    زهره says:

    اا باهم نوشتیم من
    اشکال نداره
    ولی ممنون آره واقعا خودم هم خیلی خوشحالم
    ممنون از امیدت
    پر از امید بااااشی خبرنگار خوش خبر دست مریزاد

  25. 25
    زهره says:

    درود از مریم جون به خاطر تبریکش و از آقا هادی به خاطر کامنتش ممنونم

  26. 26
    نخودي says:

    واي زهره جون چقدر نامردي ها بايد زودتر لو مي‌دادي يعني من بودم همون لحظه همون آن يعني چقدر تفاوت …
    بعدشم برا من از چين چي مياري ؟ ؟
    اصفهاني هم نداشتيم دعوت بشه به تيم ملي بعد جز نفرات چيني نباشه پس از همين حالا گفته باشم كه اگه خدايي خدايي نكرده نرفتي چين ديگه گوشكن هم نيا كه تيكه بزرگت گوشته خخخ يعني خدا خيرت بده مدال طلا مي‌خوايم ها كادو هم راستي حتماً مي‌خوايم ديگه اين كه بازم خييلي خيييلي تبريك بعدشم اسامي كه خودت نوشتي اسم خودت رو گذاشتي اول من فهميدم خخخ يعني خدا خيرم بده “زهره طيبه هر دو تا تون اميد تيم مايييييد ها يادتون باشه”

  27. 27
    زهره says:

    درود نخودی جونم
    واییی کلی خودمو کنترل کردم ههه
    وگرنه منم همون اول جاااار زده بودم
    نمیدونم انگار توقعم از خودم زیاده گفتم نگم تا حد اقل به یه جایی برسه بعد بگم
    ولی نگو حالا اومدیم و گوش شیطون کر من نرفتم ههه اونوقت دلت میاد من نیام اینجا
    اصلا من نباشم اینجا صفا داره ده نداره دیگه ندااااره
    هاهاهاها

  28. 28
    aboozar says:

    سلام زهره خانوم خاطراتت خیلی زیبا بود. همیشه گل باشی. بای بای

دیدگاهتان را بنویسید