ادامه بحث تزریق نابینایان باور ندارید؟

سلام رفقا.

چه خبرا؟ کیف‌تون کوکه یا نه؟

خوب، طبق انتظار، واکنش ها مختلف بودن، یه سری ترسیدن، یه سریم تحسین کردن، یه دسته دیگه هم تعجب همراه با ناباوری، شاید یه عده هم پیش خودشون گفتن: “حتما خالی بندیه بابا، کی به کیه.”

خوب بریم سر بقیه کار تزریق قبلش یه چیزیو بگم اونم این که این کار خیلی ظریف و حساسه، هیچ فرقیم نداره کننده اش ببینه یا نه. باید حتما چندین ماه تمرین مداوم داشته باشین اونم با چیزایی که بعدا بهتون میگم، نکنه یه موقعی تمرین نکرده و بدون درس گرفتن پیش یه استاد حرفه ای، رو یه آدم امتحان کنینا! اصلا، خیلیا رو دیدم که یه هفته ده روزی رفتن یه جایی به دست پرستار ها نگاه کردن بعدشم ادعا کردن تزریقو خوب بلدن، بعدشم تو بعضی جاها اشتباه هایی کردن که شاید سخت بشه جبران‌شون کرد.

شاید بپرسید: “مثلا خودت خیلی پیش استاد درس گرفتی؟” باید بگم بله، یکی از بهترین‌ها‌شم خانمم بوده، بعدشم من چند تا شاگرد داشتم و دارم که از حرفه ای ترین پرستار های بیمارستان امیرالمؤمنین شهر‌مون هستن، همیشه و حتی هنوزم خیلی اطلاعاتو پیششون چک می کنم.

خوب بهتره کمی راجع به خون صحبت کنیم، ببینم شما از خون چی می‌دونین؟ حتما می دونین که حیاتیترین مایه جاری در بدن ما خونه که انواع مواد و هورمون ها و سلولها به علاوه مواد معلق زیادیو در خودش داره و به موقع به تک تک اعضای بدن می رسونه، چیزیو که اینجا مهمه بدونیم اینه که ما با دو جریان خون سر و کار داریم، یکی خونی که به اصطلاح عامیانه تمیز و حاوی اکسیژنه و در سرخ رگها “شریان” جریان داره، این جریان بسیار تند و سریعه سریعتر از اونچه که ما فکر می کنیم، یکی هم خونیه که بازم به اصطلاح عامیانه خون غیر تمیز و حاوی دی اکسید کربنه که در سیاه رگ “ورید” جریان داره، این جریان بسیار آرومتر از جریان خون تمیز تو سرخرگه. اون رگیم که ما باهاش تو تزریقای ساده وریدی کار داریم همین جناب سیاه رگه، که در سطح پوست قرار داره و به سادگی قابل لمس و دیدنه، اما سرخرگ در لایه های زیرین قرار داره و دسترسی به اون به این آسونی میسر نیست، برای درک بهتر مسإله یه سؤال ازتون می پرسم: تا حالا بیمار همو دیالیزیو از نزدیک دیدین؟

شما بهتر از من می دونین که کسانی همو دیالیز می کنن که جفت کلیه هاشون از کار افتاده باشه و در بدنشون هیچ تصفیه ای صورت نگیره، خوب این افراد قبل از این که برای پیوند آماده شن باید دیالیز کنن، البته بعضیاشونم مستعد پیوند نیستن و سالها باید دیالیز کنن. دیالیز دستگاهیه که دو بخش داره، و از طریق دو شلنگ خاص به بدن بیمار وصل میشه. یعنی یکی به سیاهرگ و دیگری به سرخرگ خون تصفیه نشده بیمار از یه طرف میاد تو دستگاه و پس از تصفیه درون دستگاه از طرف دیگه بر می گرده به بدن بیمار. خوب ما در بالا گفته بودیم که دسترسی به سرخرگ آسون نیست، بله به همین دلیل هم بیماران دیالیزی، طی عمل جراحی خاصی روی دستشون دستگاهی به نام فیستول یا گرافت رو توش کار می ذارن که شریان “سرخرگ” رو به ورید “سیاهرگ” ارتباط میده البته برای این کار باید سرخرگو از اون زیر بکشن بالا. اینم برای ما نابیناها موقعیتیو فراهم میاره که درست مچ دست فیستولدار رو لمس کنیم و دقیقا جریان خونو زیر دستمون حس کنیم. یکی از اقوام من که خیلیم باهم رفیقیم متأسفانه سالهاست که از بیماری کلیه رنج می بره و دیالیز می کنه اونم برای درک مسأله به من کمک زیادی کرد. اگه هنگام دیالیز دو طرف فیستول و دو شلنگیو که بهش وصله خوب و به دقت لمس کنیم درک می کنیم که یکی به سرعت و غرش‌وار حرکت می کنه یعنی شریان و دیگری به نرمی اونقدر نرم که فقط گرمای خاصشو حس می کنیم یعنی همون ورید “سیاهرگ” اون اولی رو هر دستی درک می کنه، ولی این دومی رو فقط دستهای بسیار حساس که به سرعت روی نقطه های ریز و درشت بریل جولان میدن و مثل فشنگ متنو می خونن حس می کنن، البته مثل همون بریل پس از تمرین و ممارست، این دیگه از اکثر بیناها ساخته نیست، گفتم اکثر چون پرستار های بسیار کار کشته ای بودن و هستن که چشم بسته رگ بیمارو تشخیص میدن و به اصطلاح اِند این کارن.

این قضیه و درک درست این دو جریان خیلی در تزریقهای وریدی و سرم به ما کمک می کنه بیش از اونی که فکرشو بکنیم. اگه دور برتون خدای نکرده بیماریو می شناسین که تحت درمان همو‌دیالیزه، در صورت صمیمیت با اون ازش اجازه بگیرین و فیستول یا گرافتو به خوبی لمس کنین، انگشت‌ها‌تون رو در دو طرف فیستول قرار بدین و بارها و بارها لمس کنین و سعی کنین عمق قضیه رو زیر انگشتاتون درک کنین، اگرم تونستین هنگام همو‌دیالیز چندین بار برین پیشش و دو طرف شلنگهایی که به دستگاه و فیستول وصلند رو لمس کنین و فرق دو جریانو حس کنین، مخصوصا اون جریان آرومو که مال وریده، که بیشتر به صورت گرمای خاصی زیر انگشتاتون اونو حس می کنین، پس از مدتی انگشتاتون به اون عادت می کنن و هر جا چنین حالت خاصی دیدن فورا اونو درک می کنن. ببینین حس و درک درست این قضیه به چند هفته تمرین مستمر نیاز داره اگه علاقه مندین بسم الله. البته اینم بگم که ما توی این کار آماتوریم و تخصص‌مون این نیست، به همین دلیلم نباید به اصطلاح پامونو بیش از گلیم‌مون دراز کنیم، و بدون دانش دست به کارهای خاص بزنیم، این هیچ ربطی به دیدن یا ندیدن فرد نداره، اگر مثل ایالات متحده آمریکا یا برخی کشورهای اروپایی امکاناتی باشه که نابینایان ما هم بتونن در رشته های خاصی چون پزشکی، تکنسین اتاق عمل یا پرستاری درس بخونن و حرفه ای آموزش ببینن، اونوقت ثابت میشه که در زمینه های حرفه ای هم حتی الامکان می تونن خودشونو نشون بدن و کم نیارن. من این قضیه رو در حدی بلدم و بهش می پردازم که از یه شخص آماتور انتظار میره نه بیشتر. درست مثل کسیه که چند صباحی پیش ما کلاس زبان میاد اون کس شاید بتونه خوب صحبت کردن به زبان مورد نظرو یاد بگیره، ولی قادر به اظهار نظر در مسائل تخصصی آموزش زبان و زبانشناسی نیست. ما هم در تزریق همینطوریم فقط در حد نیاز مثل افراد آماتور بینا. هیچ فرقی نمی کنه. اینه که من همیشه به شاگردای پرستارم میگم توی انگلیسی و عربی شما شاگرد منین و تو تزریق و اینجور مسائل من. هیچ کدومم به تخصص دیگری تجاوز نمی کنیم چرا که مشکلات از همونجا شروع میشه.

خوب بریم سر کار اصلی در تزریق وریدی.

درس قبلو یادتونه یا نه؟ خوب مواد مورد نظر رو طبق درس قبل آماده کنین. اینجا مواظب باشین که آمپول مورد نظر حتما باید برای تزریق وریدی IV آماده شده باشه. به همون طریق درس اول سرنگ رو آماده کنین و سر تیز “سوزن” رو بذارین، بعدم گردن آمپولو طبق دستور درس اول جدا کنین و محتویات رو داخل سرنگ بکشین، اینجا رو باید بارها و بارها تمرین کنین، شما پس از تمرین های فراوان می فهمین که کشش سرنگ در صورتی که هوا رو به داخل بکشه یا مایه ای رو یه نمه تفاوت داره برای درک درست این کار چند روز با یک سرنگ تمرین کنین اول هوای خالیو بکشین و بیرون بدین بعدشم با آب یا مایه دیگه ای تمرین کنین تا دستتون درک درستی از کشش پیدا کنه اینجا دست باید عادت کنه درست مثل تایپ، الان اگه از یه تایپیست حرفه ای بپرسین که ترتیب حروفو روی صفحه کلید بگه احتمالا لنگ می زنه، ولی وقتی انگشت‌هاش به صفحه برسن مثل فشنگ روی دگمه ها می لغزن و بدون هیچ اندیشه ای تایپ می کنن، دست و انگشتان شما در تزریق هم باید همینجوری عادت کنه. خوب هواگیریو طبق درس قبل انجام بدین، وقتی سرنگ محتوی آمپول آماده شد، در پوشو روی سوزن تیز بذارین تا دستتونو احتمالا زخمی نکنه، خوب برین سراغ بیمار، معمولا میشه از جاهای مختلف بیمار رگ گرفت که بهترین جاهای معمول برای بیماران سر پایی پشت دست یا داخل قسمت آرنجه درست از داخل همونجا که دست از آرنج تا میشه. برای درک درست رگ باید از بیمار بخواین که دستشو محکم مشت کنه تا رگ بهتر خودشو نشون بده, البته می تونین با دستتون چند ضربه نرم و ممتد به محل وارد کنین تا با ایجاد اسپاسم رگو تحریک کنین و اونو برای لمس بهتر برجسته کنین،  بعضی افراد کمتر حرفه ای هم یه تیکه کشو محکم به دست بیمار می بندن تا رگش بزنه بیرون، البته اگه می خواین چیزی به بازوی بیمار ببندین تا رگو برجسته کنین بهتره از تورنیکه که برای این کار استفاده میشه و در دسترسه استفاده کنین کودکان یا افرادی که خیلی چاغ یا خیلی ضعیف و لاغر باشن رگشون سخت مشخص میشه. کلا بعضیا رگشون تابلوه و خیلی راحت درک میشه ولی بعضیای دیگه نه، پس از این که بیمار دستشو مشت کرد باید درست قسمت داخلی آرنجو خوب لمس کنین، اینجا اولین چیزی که ممکنه توجه‌تونو جلب کنه چیزی مثل یه بند محکم و ممتده که به صورت بر آمده زده بیرون و شبیه زردپی پشت پاست این رباط یا تاندون دسته که در قسمت ساعد قرار داره و در بخشهایی از دست کشیده شده به اون کاری نداشته باشین و در اطراف اون به دنبال نقاط ریزی بگردین که محکم و ممتد به نظر نمی رسن و زیر انگشتاتون بازی می کنن. اونا همون رگ مورد نظرن، اینجارو چندین بار با یه بینای خبره چک کنین بارها از کسی بخواین که دستشو مشت کنه و از فرد بینای حرفه ای و این کاره ای بخواین که درست جای رگو بهتون نشون بده شمام خوب لمس کنین و مشخصاتش رو به حافظه انگشتاتون بسپارین، بعد خودتون سعی کنین همون جاها رو پیدا کنین، و به اون فرد حرفه ای نشون بدین ببینین درست پیدا کردین یا نه مسلما در دفعات ابتدایی اشتباه زیاد می کنین شایدم درست درک نکنین، مأیوس نشین و ادامه بدین، پس از مدتی تمرین می فهمین که انگشتاتون عادت کردن و به شکل اتوماتیک می رن سراغ همون قسمتها یعنی رگو پیدا می کنن، پس از این که جای درست رگو خوب پیدا کردین باید پوستو بکشین و سعی کنین که رگو ثابت کنین به طوری که دیگه زیر انگشت بازی نکنه، بعد پنبه آغشته به الکل رو روش می مالین و سوزن تیز سرنگو به شکل افقی یادتون نره درست برعکس عضلانی که به شکل عمودی بود این بار به شکل افقی و رو به بالا یعنی به سمت بازو در امتداد رگ فرو کنین، درست مماس در امتداد رگ و سوراخ سوزن حتما باید رو به بالا باشه خوب حالا باید بفهمین که سوزن درست داخل رگ رفته یا نه، برای این کار افراد بینا یه نمه فقط یه نمه پیستونو به سمت بالا می کشن، اگر خون به داخل استوانه سفید رنگ سرنگ نفوذ کرد می بینن و می فهمن که کار درست صورت گرفته، اینجاست که امتحان اول درس در مورد بیماران همو دیالیز به کمک ما میاد، ما در اینجا قبل از این که پیستونو کمی به بالا بکشیم خوب نقطه تلاقی سوزن و سرنگ و کمی بالاتر از اونو لمس می کنیم و دمای اونو که معمولا خنک هم هست چرا که بیشتر آمپولها مخصوصا وریدیها در محیطهای خنک مثل یخچال نگهداری میشن، به حافظه انگاشتامون می سپاریم، سپس در حالی که با یک دست سرنگ رو محکم گرفتیم تا در نره و انگشت تعلیم دیده و تمرین کرده مونم سر سرنگ کمی بالاتر از نقطه تلاقی قرار دادیم با دست دیگه کمی پیستونو می کشیم، اگر انگشت اون تغییر و گرمای خاص خون تازه که در مواجهه با بیمار همو دیالیزی یاد گرفته و به خاطر سپرده رو حس کرد، یعنی کار درست انجام گرفته، اینه که میگم بهتره اگه می خوایم خوب یاد بگیریم باید بارها و بارها شلنگهای دستگاه همو دیالیزو لمس کنیم شلنگی که به ورید وصله گرما و ریز جریان خاصی داره که انگشتای تیزبین ما قادر به درکش هستن، اگه اونو خوب یاد بگیریم درست همون حال و هوارو می تونیم در مواجهه با استوانه سرنگ درک کنیم، البته بارها و بارها باید چک کنیم اشتباه کنیم و اشتباه کنیم، توصیه می شه که بارها و بارها با یه بینا چک کنین شاید در بیست بار اول ۱۹ بار اشتباه کنیم ولی در بیست بار دهم اشتباه به یکی دو بار می رسه. اگرم گرما و ریز جریان خاص رو حس نکردیم یعنی هیچ تغییری حس نشد یعنی سرنگ وارد رگ نشده و دوباره باید دست بیمار بدبخت سوراخ بشه، برای تمرین می تونین دست خودتونو چندین بار سوراخ کنین و با یه پرستار حرفه ای بینا چک کنین همین کاریو که من کردم بارها روی خودم چک کردم، چیزی نمیشه یه نمه دستمون خون میاد، اصلا دردش مثل تو جوب افتادنا و برخوردای سخت به موانع در خیابون که همه مون داشتیم نیست.

باری، اگه کار درست انجام شده باشه و سرنگ درست توی رگ باشه می تونین آروم آروم به پیستون فشار بیارین و محتویات رو خالی کنین، در اینجا هم سعی کنین، با یکی از انگشتای دستی که سرنگو باهاش نگه داشتین خوب کنار و اطراف محل تزریقو لمس کنین اگه کوچکترین برآمدگی یا تغییر خاصیو در سطح پوست حس کردین کارو متوقف کنین، چرا که در صورت عدم تزریق در داخل رگ، به محض تزریق بیمار احساس درد کرده و محل متورم میشه، اگه نه تا ته مایه رو تخلیه کنین و آروم سرنگو بیرون بکشین فورا پنبه آغشته به الکلو روی محل تزریق بذارین و مالش که نه کمی رو به پایین فشار بدین و نگهدارین تا جلوی خونریزیو بگیرین بعدشم اگه چسب خاص این کارو دارین به جای تزریق بزنین تا چند دقیقه ای بمونه اگرم ندارین که بیخیال، یادتون باشه ما نابیناها به هیچ وجه، به هیچ وجه نباید به بیمار هموفیل آمپول تزریق کنیم، چرا که در مورد افراد سالم اگرم خونریزی کرد مشکلی پیش نمیاد، اما در مورد افراد هموفیل قضیه فرق می کنه، اگه خونریزی کنه ممکنه به جای باریک بکشه، اصلا اینجور آدما باید تو درمونگاه و در حضور پرستار خبره تزریق کنن. رعایت بهداشتم به هیچ وجه فراموش نکنیم. در هنگام تزریق، اصلا سرنگ و نوک اونو دست مالی بیمورد نکنین، چرا که اگه خوب یاد بگیریم، خود به خود و اتومات کارا رو طبق روال انجام میدیم.

البته تمرین تکرار، آزمون و خطا این روش کاره.

اگه این کارو خوب یاد بگیرین، بیشتر مراحل تزریق سرمم خود به خود رفتین فقط در تزریق سرم باید با ست سروم و یا آنژیکت یا بچه آنژیوکتی که همراه ست سرم هست رگگیری کنین که اونم درست به همین صورته، فقط چون ست سرم به یه شیلنگ کوچیک وصله وقتی سر اونو یه کمی برای درک خون بالا می کشین، هنگام لمس شیلنگ البته اگه رگو گرفته باشین، درست همون حسی بهتون دست میده که در هنگام لمس شلنگ وریدی دستگاه همودیالیز داشتین، درست همون گرما و ریز جریانو حس می کنین.

برای تزریق آمپولایی مثل پینیسیلین، پتدین، یا مرفین و غیره که باید با آب مقطر محلول شن شما با دو چیز سر کار دارین، یکی ویال حاوی گرد یا محلول اون آمپولای خاص، و دیگری، شیشه آب مقطر که مثل پوکه آمپوله، می تونین به روش درس اول و تزریق عضلانی عمل کنین، البته ابتدا باید آب مقطرو طبق درس اول داخل سرنگ بکشین، اینجا دیگه نیازی به هواگیری در این مرحله نیست سپس برین سراغ ویال و حفاظ کوچیک فلزیشو بکنین، بعدشم سر تیز سرنگو درست از وسط سر پلاستیکی ویال به داخل اون فرو کنین و مایه را به داخل ویال تزریق کنین، سپس کمی خیلی آروم ویالو تکون بدین تا محلول آب مقطر با گرد خوب مخلوط بشن، سپس سوزنو دوباره تو ویال فرو کنین و این بار کل محلول داخل اونو بکشین، خوب اینجا طبق درس اول هواگیری و بعدشم بوم، بوم،

البته برای تزریق پینیسیلین و برخی دیگر از داروها به علت آلرژی محتمل بیمار نیاز به تست هستش، تست آلرژی بیمار در حقیقت یه تزریق داخل جلدیه که معمولا توسط سرنگهای یک سیسی انجام میشه، یعنی مقدار کمی از آمپول در حد یک سیسی به داخل جلد تزریق می شه، اگه عکسالعمل های خاصی از پوست مثل تورم، درد و داغی و قرمزی شدید و علایم غیر عادی دیگه مشاهده بشه مشخص میشه که بیمار به آمپول مورد نظر مثلا پینیسیلین آلرژی داره و نباید تزریق کنه وگرنه حسابش با کرام الکاتبینه. و در صورت عدم مشاهده چیز خاصی هم مشکلی نداره و بیمار می تونه راحت تزریقشو بکنه، بهتره اگه شش ماه از تست پینیسیلینمون می گذره یه بار دیگه برای اطمینان در نزد یه پرستار حرفه ای توی درمونگاهی جایی تست بدیم. ما اصلا تا از عدم حساسیت و  تست فردی مطمئن نشدیم نباید به اون توی خونه یا جایی که فاقد امکانات پزشکیه پینیسیلین یا آمپولهای دیگه ای که حساسیت زا هستن تزریق کنیم، ولی اگه مثل خودم مشخصه و بیمار خودشم مطمئنه که حساس نیست اشکالی نداره، البته تزریق داخل جلدی هم چیز سختی نیست و میشه خودمون تست کنیم، من یه بار برای یه سوری این کارو کردم، خوشبختانه حساس نبود و پینیسیلینشو زدم اتفاقیم نیفتاد ولی بهتره که این کار انجام نشه و بیمار تو درمونگاه تست بشه.

البته اینم بهتون بگم که تزریقات اصلا محدود به این چند موردی که برشمردم نمیشه، تزریقات زیادی مانند تزریق پانسیونی، “تزریق در داخل مایه نخاعی” تزریق مفصلی و غیره و غیره هم وجود داره که اصلا کار ما آماتورها نیست، اشتباه نکنین، نگفتم کار ما نابیناها نیست، گفتم کار ما آماتورها که تخصصی در این زمینه نداریم نیست، بینا و نابینا هم نداره، اگه امکانش فراهم باشه و نابیناهای مستعد هم بتونن توی این رشته ها تحصیل کنن و به صورت حرفه ای آموزش ببینن با وسایل خاصی از عهده همه این کارا به بهترین وجه بر میان.

خوب بحث تزریق تقریبا تمومه البته در مورد سرم هنوز توضیح خاصی ندادم و خیلی چیزا مونده که اگه وقت و حوصله اش بود بعدا از خجالت‌تون در میام اگرم نشد من راهو نشونتون دادم اونایی که مایلن بزنن تو کار، البته در مورد سرم مهمترین چیز رگگیریه که بحثش شد وگرنه آویزون کردن سرم یا وصل کردن ست یا شلنگ که دیگه خیلی مشکلی نیست.

فعلا بای.

تو کامنتا می بینم‌تون.

درباره Eagle

با درود. نام کامل من مرتضی مصدق کردمحله است، در تاریخ 2 فروردین ماه سال 1355 در شهرستان کردکوی واقع در مازندران آن روزگار و گلستان امروز، در خانواده ای متوسط چشم به این دنیای فانی گشودم، از بد روزگار، به علت خویشاوندی والدین نابینای مطلق به دنیا آمدم، تا چهارم ابتدایی، در مدرسه استثنایی شهر گرگان درس خواندم، سپس به تهران رفته در مدرسه شهید محبی ادامه تحصیل دادم، پس از اخذ دیپلم، در رشته زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم، پس از فارغ التحصیلی تا کنون به تدریس و ترجمه مشغولم. شاید باور نکنید، من عاشق که نه دیوانه زبان آموزی هستم، اکنون نیز علاوه بر فارسی و زبان مادریم "مازندرانی" به 3 زبان انگلیسی، عربی و کردی تسلط کامل دارم. تقریبا شش هفت سالی می شود که با کامپیوتر آشنا شده ام، بسیار به کامپیوتر و امور مربوطه نیز علاقه دارم. راستی من متأهلم و همسرم مربی مهد است، زندگیمان خیلی خوب است و خدا را شکر به هم عشق می ورزیم.
این نوشته در آموزش, آموزش های رایگان, صحبت های خودمونی ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

31 پاسخ به ادامه بحث تزریق نابینایان باور ندارید؟

  1. 1

    یا خدا. می ترسسسسسمممم! مرتضی، نکشی‌مون! منو به ی جایی رسوندی که خودم شخصا به عنوان ی نابینا، منکر توانایی های ی نابینا بشم! تو اعجوبه نباشی پس چی میتونی باشی؟!

  2. 2
    سعید says:

    فقط میتوانم بگویم ای والاه.

  3. 3
    پریسیما says:

    سلام بر آقای مصدق گرامی
    مرسی از آموزش بازم ادامه بدید یعنی هر چیزی که فکر میکنید لازمه بدونیم بگید شاید زد به سرم انجامش دادم
    موفق باشید

  4. 4
    معصوم says:

    آقا اجازه ما یادمون رفته درس قبلی رو…آقا ما بریم بیرون؟ انگار یکی داره صدامون میزنه آقا…بخدا ما داریم میشنفیم صداشو…آقا یکی داره میگه معصوووووووووووووووووووووم….ما رفتیم آقا…شما درستونا بدین آقا…ما رفتیم آقا…..جیم بووووووو…….

  5. 5
    سیتا says:

    آقا اجازه سلام
    منم از صب تو مسابقه بودم تازه رسیدم
    بذارین نفسی تازه کنم میام،
    معصوم بیا بریییییییم
    آقا برمیگردیم خخخ

    واقعا از این آموزش شما ممنونیم تازه فردا میخونم میام سوالی بود میپرسم.

  6. 6
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    رعععععد دانا و نکته سنج این مطلبو پسندید .
    عقاب تیز پرواز !
    این جماعت اصفهونی نژاد در لایک کردن بسی خست به خرج داده اند و البته ژن هایشان آنها را مغلوب خویش ساخته خخخخ
    هر لایک رععععد برابر با یک بسته ی صدتایی محسوب میشود .
    در ضمن دخت هندوی ما نیز در راه است و او نیز سه بسته ی دهتایی است . نام او سیتاس . بله او نیز سه بسته ی دهتاییست .
    خب دیگر به لایک این تیر و طایفهی اصفهونی نیازی نیست هاهاها????????????????????????

  7. 7
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    آقا این دخت هندو به شکلکای من خیلی علاقه داره . با اجازتون چندتا شکل مرتب با درس بذارم ????????✂????????????

  8. 8

    سلام آقا مرتضی خوبید؟
    من برای اینکه فکر نکنید که بر ترسم تونستم غلبه کنم اومدم بگم که من میترسم تو را خدا هم میخوام بخونم هم لرزه تمام وجودم را میگیره واااااای الفرار

    • 8.1
      Eagle says:

      سلام ازت ممنونم، تازه فرار مرار نداریم مجتبی و شهروز عین شیر دم درن، تازه اگه از دست اونام در بری رععععععد بزرگ درست بیرون در جلوتو می گیره.

  9. 9

    چرا اسمتون را عجیب غریب گذاشتید؟ آخه اسمتون هم ترسناک شده وااااای
    کی پیشنهاد این آموزش را داده
    اگر ببینمش یعنی اگر دستم بهش برسه واااااااااااااااااای به حاااااااااال اون خداااااااااااااااااایاااااااااااااا

  10. 10
    مریم شیبانی says:

    سلام
    آفرین به شما
    خیلی از پرستارهای بینا بلد نیستند رگ بگیرند و آدم را سوراخ سوراخ می‌کنند.
    شاید اگر من هم معلمی مثل خانم شما که هم در دسترس است و هم مشوق خوبی است داشتم,
    دوست داشتم یاد بگیرم.
    فقط یک سوال آیا در کشورهای پیشرفته نابیناها می‌توانند در رشته‌های پزشکی و پیرا پزشکی درس بخوانند؟
    ما با این آموزش قطعا نمی‌توانیم کار خاصی انجام دهیم
    ولی متوجه شدیم که یک نابینا می‌تواند حتی از یک بینا بهتر در برخی از امور مهارت داشته باشد.
    خیلی موفق باشید

    • 10.1
      Eagle says:

      سلام خانم شیبانی، خیلی ممنونم، البته که در کشورهای پیشرفته نابینا می تونه رشته هایی که گفتیو بخونه، تازه اونقدر دستگاههی پیشرفته دارن که خیلی آسون کار انجام میدن اونا که مثل من دیمی رگ نمی گیرن یا تزریق نمیکنن اونا مجهزن.

  11. 11
    نازنین says:

    سلام
    واقعا ممنون بابت آموزش، و اینکه تجربیاتتونو به اشتراک گذاشتید!
    خب من یه چیزی بگم لطفا نخندید! من اسم رگ خون و اینا که میاد حالم بد میشه!
    فعلا از خوندن پست صرف نظر میکنم!
    بازم موفق باشید.

  12. 12

    سلام. اگه بشه تمرین کنم فکر کنم بتونم یاد بگیرم.
    هنوز این کار رؤیای من نشده اگه این طوری بشه به هر شکلی که شده میرم دنبالش.
    موفق باشید.

  13. 13
    گوشه نشین says:

    با سلام و تشکر از آموزش بسیار خوب شما این آموزش حد اقل تإثیرش اینست که به آگاهی ما اضاف شد باید به شما آفرین گفت که به قول معروف طرحی نو در انداختید و ثابت کردید که نابینایان استعداد های نشکفته ی بسیاری دارند که در این رابطه باید کار بیشتری انجام گردد .موفق باشید.

  14. 14
    ملیسا says:

    سلام،خوبی دکی جون،میگم من اون داروهایی که جلسه قبل بهم دادی همراه با سه تا آمپول،یادته که مگه نه،خب دکی جون من اومدم بگم که من داروها رو خوردم و الآن خوب خوب خووووبم،آمپولا رو هم بردم واست پس آوردم که یه ببخی که لازمش بشه استفاده کنه،آخه دکی من از آمپول میترسم خب،خخخخی،میسی از پست بسیار مفید و آمپولای خطرناکت،لی لی لی لی لی من رفتم،خدافسی

  15. 15
    یکی از شما یکی از شما says:

    سلام.
    شوخی نکن!
    سر به سرمون نزار!
    چطوری جرأت کردی بری سراغ این کار! حالا عضله ای رو میشه یه کاریش کرد، ولی وریدی…!
    حالا خودت یاد گرفتی هیچی، چطور جرأت کردی آموزش بدی! اونم اینجوری!!!
    بعد یه چیز دیگه، چطوری تمرین میکنی؟ یعنی خطر نداره؟ هِتِ،تِتِ،تِتِتِ!…

    • 15.1
      Eagle says:

      سلام، خوب اولش نباید روی آدما تمرین کنی، اولش یه دو هفته ای فقط سرنگو بگیر دستت و فقط هوا و مایه بکش و خالی کن، بعدشم سعی کن با سر تیزش روی بادمجون یا عروسک تمرین کنی، وقتی دستت عادت کرد برو سراغ مراحل آموزش تازه اولش با یه بینای خبره مثل یه پرستار چک کن. بزن تو کار پسر چه خطری داره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− two = eight