آموزش صوتی و گام به گام آشپزی ویژه نابینایان بخش اول

سلاااااااااام گوش کنیا چطورین خوبین؟

 

چه خبرا؟

 

اومدم با یه آموزش متفاوت.

 

 

آموزشی که دوست داشتم خودم خیلی وقت پیشها یاد میگرفتم اما خوب هیییییییچکس تا همین ۳ ۴ ماه پیش بهم یاد نداد و در نهایت با کمک آقای طاهری و یکی دیگه از دوستای خودم تونستم یادشون بگیرم

میخوام به شماها هم یاد بدم.

بچه ها اگه یادتون باشه حدود یک ماه و نیم پیش حالاکمتر و بیشترشو یادم نیست قرار بود که یه آموزش آشپزی بذارم تو گوش کن

فکرم نکنید خودم خیلی کاربلدم. نه خیر از  مهر ماه که اومدم تو این خوابگاه جدید, تصمیم گرفتم که دیگه بیخودی منت کسیرو نکشم که بیاد بهم آشپزی یاد بده. یا این که برام غذا درست کنه

تا قبل از این من به اندازه دو برابر مواد میگرفتم و به ازای اون یکی از هم اتاقیهام که هر ترم هم عوض میشدن, برام غذا درست میکردن. اولی رو به این دلیل میگم که, حتی اگه منت کسیرم میکشیدم بهم یاد نمیدادن. خانواده از ترس سوختن و منفجر و منهدم شدن و دوستان به خاطر به عهده نگرفتن مسوولیت.

خلاصه این که با یکی دو تا از دوستان نابینا صحبت کردم تا تلفنی یا با اسکایپ بهم بگن که اقرار میکنم که حسابی کچلشون کردم تازه تازه یه کمی موهاشون داره یه کمکی در میاد خخخ

بعدشم یه فندک گرفتم و کم کم کم شروع کردم به آشپزی حالا تجربه های خودمو با شما به اشتراک میذارم.

-تو خیر سرت مگه تو کامنتا نگفتی یک ماه و نیم پیش که فردا پسفردا میذاری مثلا به اصطلاح این آموزشتو؟

چرا دوست عزیز گفتم. همون موقعم فوری ضبطش کردم شاهدمم تینا و نخودی و آقای خادمی منتها راستش احساس میکردم یه طوری شده و کلا بهتره که آموزش دادنو بیخیال بشم و بذارم یه بلدتر این کارو بکنه.

که از بس تینا هرروز پیام میداد میگفت چی شد؟ زودتر بذار دیگه و یه سری مسایل غیر قابل پخش که دیگه آخر بهش آموزشو دادم و گفتم اینو تو گوش کن اگه تو یکی چیزی یاد گرفتی من میذارمش تو محله.

که از شانس نمیدونم خوب یا بد من و به طرز عجیبی تینا تونست یاد بگیره خخخ

اما مشکل این بود که فایل باید ویرایش میشد و خداییش ویرایش فایلای اینطوری یه کمکی سخته هاردمم که توش آموزش فایلهای ویرایش صدا مثل اوداسیتی و ساندفورج بود جامونده بود خلاصه تینا گفت بده من برات ویرایش میکنم منم که شیرازییییی و از خدام بود با دل و جان دادم بهش و تینا هم مثل یه دوست نمونه ویرایشش کرد

 

خوب پرحرفیرو بیخیال میشم ظاهرا منم دارم به مشکلات پریسا دچار میشم این آموزش میتونین از

اینجا

دانلود کنین

باز هم میگم آموزشهای من کامل نیست فردا حرفه ای های محله نیان بگن آخه دختر جون این چه وضع آموزشه.

البته اگه انتقاد داشتین بگین ولی خدا وکیلی دارم نهایت تلاشمو برای کامل بودن این آموزشا میکنم.

در پایان هم از تینا دوست عزیزم که زحمت ویرایش فایلو کشید و همچنین آقای شهیار طاهری که خیلی تو آشپزی بهم کمک کرد و بقیه دوستام خیلی خیلی تشکر میکنم

با آرزوی بهترینها

مینا

درباره مینا

سلام. من مینا مَلِکی هستم، 22 سالمه، در رشته ی علوم تربیتی شاخه ی تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبایی درس می خونم. به علت ازدواج فامیلی، از بَدو تولد نابینا بودم، دلیل نابیناییم هم عدم رشد صحیح شبکیه هست. کتاب، مخصوصاً رمان رو خیلی دوست دارم، عاشق پیانو هستم و تا حدیم می تونم بزنم. به کامپیوتر هم تا حد قابل قبولی مسلطم، البته نه در حد برنامه نویسی و کارای خیلی خیلی حرفه ای. خیلی دوست داشتم برنامه نویسی یاد بگیرم ولی چون قسمت مهمی از برنامه نویسی ریاضیه کلا بیخیالش شدم. عاشق وسایل تکنولوژیکی جدیدم. از درس ریاضی و هر چیزی که توش ریاضی داشته باشه متنفرم. احساساتیم ولی اعضای خانوادم میگن بی احساسم. خخخ، البته دوستای نزدیکم میگن که تو از بس سعی کردی احساساتتو نشون ندی همه این طوری فکر میکنن. کلاً با دوستام خیلی صمیمیترم تا خانواده. یه کمی زود اعتماد میکنم که خیلی وقتا باعث شده ضرر کنم، خیلی دارم سعی می کنم این عیبم رو رفع کنم، اصولاً آدم آرومی هستم، رُکَم طوری که خیلی وقتا این رک بودن باعث آزار بقیه میشه. کمی تا حدی لج بازم، خیلی سرسختم و اگه چیزیرو بخوام ولو کل دنیا نخواد انجامش میدم و بالعکس. دوستی برام بی نهایت ارزشمنده ولی معمولاً خودم خیلی کم پیش قدم میشم و بیشتر به خاطر خجالت. متاسفانه خیلی خجالتیم شاید خیلیا بگن که رک بودن با خجالتی بودن تضاد داره. اما من از لحاظ ارتباط بر قرار کردن خجالتیم و مثلا اگه کسی نظرمو درباره شخصیتش بپرسه ممکنه تا کوچکترین عیبشم بگم خخخ. از نظر مذهبی معتدلم و سعی میکنم با همه جور عقاید ولو 180 درجه با خودم متفاوت باشه بپذیرمش. عقیده دارم طرز زندگی هر فرد از پوشش گرفته تا دین تا انتخاب همسر و غیره و غیره جز خود اون شخص به هیچکس هیچکس و هیچکس مربوط نمیشه و اگه ببینم کسی داره تو این مسایل دخالت می کنه به شدت باهاش برخورد می کنم. درون گرا هستم، راز دار بودن خیلی برام مهمه و اگه تصادفاً خودم باعث بشم راز کسی فاش بشه بی نهایت حتی بیشتر از خودش ناراحت میشم و اگه کسی رازیرو از زندگیم فاش کنه برای همیشه از دایره ی ارتباطیم خارجش میکنم. آزادی خط قرمز منه. اگه ببینم کسی یا چیزی داره محدودش می کنه یا رفتاریرو می کنه که مجبورم برای امن بودن، آزادیم رو کنترل کنم به بدترین وجه باهاش برخورد می کنم و به هر قیمتی آزاد بودنمو حفظ می کنم. البته منظورم از آزادی هرج و مرج نیست، منظورم اینه که من حق دارم برای زندگیم هر تصمیمی که دلم میخواد بگیرم ولو اشتباه باشه. راهنمایی رو با جون و دل می پذیرم اما دخالت رو هرگز. بهم میگن طرز فکرت اروپاییه و تو ایران نمیشه این طوری زندگی کرد. خخخ. مثلاً من عقیده دارم که فرزند بعد از 18 سال کاملا مختاره که با والدین زندگی کنه یا به تنهایی. به هر حال تا حالاش که تونستم همینطوری زندگی کنم و مشکل به خصوصیم برام پیش نیومده. راستی حس کردم شناس نامم خیلی خشن شد باور کنین خودم به این خشنی که اینجا نوشتم نیستم! فعلاً همین قدر یادم میاد. امیدوارم عضو مفیدی برای محله باشم. با آرزوی بهترین ها برای همگی شما
این نوشته در آموزش, آموزش های رایگان, رستوران محله نابینایان, صحبت های خودمونی, صوتی ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

57 پاسخ به آموزش صوتی و گام به گام آشپزی ویژه نابینایان بخش اول

  1. 1
    پریسا says:

    سلام مینا جان. چی شد صدام کردی آیا خخخ! ایول عاقبت زدی! مینا خیلی پیش منتظر پستت بودم دیر کردی باید الان کامنت طولانی بدم اینجا تا جریمه بشی! جدی خوشحالم. هم واسه اینکه پیش رفتی و داری پیش میری هم واسه اینکه این پیش رفتن هات رو با ما به اشتراک می ذاری. برم دانلود کنم گوش کنم بلکه۱خورده چیز یاد بگیرم همیشه ته قابلمه سوخته به خورد خودم ندم! عه به جان خودم شوخی کردم جدی نگیری اینهمه هم بد نیستم ها!
    خوشحالم که هستی مینا جان. ادامه بده!
    همیشه شاد باشی!

    • 1.1
      مینا مینا says:

      سلام خخخ ببخشید دیگه لازم شد! بعید میدونم واسه شما چیز به درد بخوری داشته باشه چون به نظرم باید آشپزیتون خیلی خوب باشه.
      ته قابلمه سوخته خوب بهتره همین الآن یه ۵ ۶ تا بطری آب زرشک بهم بدین وگرنه اینو همه جا جاااااااااار میزنم خخخخ سلامت باشین

  2. 2

    ایول! ایول ایول ایول!
    این ترس نابینا جماعت رو بتونی از داغی و گاز و انفجار بریزی خیلی خوبه!
    سوخته ی استقلال بهتر از استقلالِ سوخته است! از مجتبی خادمیِ کبیر! خخخ

    • 2.1
      مینا مینا says:

      مرسی مرسی مرسی آقا من یه چیزی گفته بودم تو آموزشم این تینا زد حذفش کرد خخخ آخه گفته بودم که من قبلا به شدت از گاز و اینا میترسیدم ولی اوایل دستمو میگرفتم جلوی گاز که ترسم بریزه و اینا و بالاخره ریخت کسایی که میترسن راه حل منو برای مدتی انجام بدن به نظرم خوب باشه.
      درباره جملتونم خخخ

  3. 3

    درود. همین که قدم برداشتی و داری مستقل میشی و جلو میری خیلیه. مهم اینه که این حرکتو انجام دادی و در این مسیری. واقعاً خیعیییلییی خوشحال میشم از مستقل شدن همنوعهام.
    پس ادامه بده و محکم باش و از این آموزشا باز هم واسه مون بذار و تجربیاتتو باهامون هم به اشتراک بذار. چه چیزی ارزشمندتر از تجربیات.
    در واقع این تجربیات همون زمانی هستند که انتقال دهنده واس اونا صرف کرده و داره اون زمان رو در اختیار ما هم میذاره.
    استفاده از تجربه میشه استفاده ی بهینه از زمان و عمر.
    مرسی و منتظر بعدیاش هم هستم. برم گوش بدم بینم چی کاشتی.

  4. 4
    ریحان ریحانه ریحانه says:

    سلام

    من که عشق عجیبی به کبریت دارم! هیچ ترسی هم از روشن کردن گاز با کبریت ندارم البته خوب این کار رو هنوز نکردم

    • 4.1
      مینا مینا says:

      سلام ریحانه من روشن کردن گاز با کبریتو به صورت تیوری بلدم اما راستش جریت عملی کردنشو ندارم خخخ باید کبریتو به اون قسمت جعبه که با بقیه قسمتها متفاوته بکشی و بعد از روشن شدنش بسیار سریع جعبه کبریتو بندازی گازو روشن کنی و کبریتو جلوی شعله گاز بگیری. البته یه کمی سخته چون شعله کبریت خیلی احساس میکنم زود میرسه به تهش و خوب به نظرم یه کمی باید حرفه ای تر شد بعد استفادش کرد.

  5. 5

    سلام. بسیار خوشحالم که آموزش آشپزی صوتیش هم اومد. این عالیه. متاسفانه از آشپزی خوشم نمیاد، اما، در حد چای دم کردن، گرم کردن غذا، پلو پختن تو پلوپز، وَََََ نیمرو بلدم.

  6. 6
    ماهان says:

    سلام مینا خانم. خیلی خیلی خوشحالم که دارین مستقل میشین آفرین ادامه بدین خیلی خوبه همین جوری پست صوتی بذارین تا بچه های دیگه متوجه بشن که میتونن مستقل بشن.

    • 6.1
      مینا مینا says:

      سلام آقا ماهان متشکرم. امیدوارم یه روز واقعا من و همه نابیناها بتونیم اونقدر مستقل بشیم که نیازمون به بیناها به کمترین حد خودش برسه

  7. 7
    احمد عبد الله پور احمد عبد الله پور says:

    سلام و درود بر مینا خانم آشپز جدید محله
    خوبید آیا خوش میگذره آیا
    میگم این آموزش آشپزی شما به درد یه آقای جنتلمن مث من که هیچ وقت دست به سیاه و سفید نزده اصلاً نمیدونه کبریت چیه بهچه کار میاد نمیتونه اجاق گاز روشن کنه حتی چایی هم نمیتونه واسه خودش درست کنه تا چه برسه به نیمرو میخوره آیا من که فک نمیکنم آخه من بی استعداد چه به آشپزی ببین به من بگن برو بیرون بر غذا بخر و بخور میرم ولی فک نکنم از من آشپز در بیاد ببین من توی عمرم از این موارد متنفرم آشپزی ظرف شستن آشپزی آشپزی بوی لاک خانم خونه و همین دیگه
    به هر حال مینا خانم مرسی بخاطر این آموزش و مرسیی بخاطر در اختیار گذاشتن این تجربیات به ماها
    شبتون خوش و برفی شبتون آروم زیبا و قشنگ و خدا نگهدار

  8. 8
    رضا وزینی says:

    سلام. مینا خانوم آلیه ادامه بدین.
    رفتم برا دانلود.
    موفق باشین.
    بای

  9. 9
    سعید شریفی says:

    سلام
    کارتون عالی و شایسته ستایشه، ادامه بدید
    من با اینکه امکان آشپزی حتی تو خونه فراهمه، حوصله آشپزی ندارم متاسفانه
    اگه کسی بتونه منو به راه راست هدایت کنه ممنون میشم! خخخ!

  10. 10

    سلام مینا مرسی از شما و تینا خانم راستش جمعه ها آشپزی به عهده منه و خانمم کلا استراحت تشریف دارند. مرسی از تلاشتون

  11. 11
    آرتیمان و آرتین says:

    درود بر شما آفرین ادامه بدین راستی روشن کردن گاز با کبریت خیلی آسون هست تازه اون وقت ها من هر وقت که کبریت نداشتم فندک هم نبود با شعله آبگرمکن یا بخاری یه تکه کاغذ آتیش می زدم بعد باهاش گاز روشن می کردم تازه اون موقع ها که توی شبانه روزی بودیم و توی خوابگاه گاز نداشتیم نصف شب ها که دلمون هوای چایی می کرد با برق چایی دم می کردیم به این ترتیب که دوتا قاشق از غذاخوری کش میرفتیم بعد تنه را از دسته جدا میکردیم و بعد نوک دسته های بریده شده را باریک می کردیم و توی دوتا سوراخ فیش سیم ضبط فرو می کردیم بعد این اختراع کوری را توی پارچ آب می انداختیم و دوشاخه را توی برق می زدیم بعد از چند دقیقه آب جوش می شد

    • 11.1
      مینا مینا says:

      سلام حالا باز کاغذو یه طوری میشه تحمل کرد ولی آب گرم کردن با قاشق وااااااااااااااای من فکرشم میکنم کلا تمامی سلولهای بدنم که هیچ کل اتمهای بدنم به لرزه در میاد چه جریتی دارین شما

  12. 12
    آرتیمان و آرتین says:

    راستی باز کردن و بستن شیر گاز مثل عقربه های ساعت هست برای باز کردن شیر گاز باید برخلاف عقربه های ساعت حرکت کنید و واسه بستن موافق عقربه های ساعت راستی بچه ها شما چه مایع ظرفشویی را پیشنهاد می کنید؟ من تا چند روز قبل از پریل آلمان استفاده می کردم ولی جدیدا متوجه شدم پووست دستم به این مایع حساسیت پیدا کرده حالا نمی دونم پریل قلابی شده یا پوست دست من قلابی شده؟ راستی امیدوارم اسم مایع را درست گفته باشم ولی باور کنید یه زمانی از گلی هم استفاده می کردم ولی هیچی نمی شد خلاصه یه چند روزی میشه که به این بهانه از زیر نوبت ظرفشویی درمیرم

  13. 13

    درود خانم مَلِکی، وقتتون به خیر. یه احتیاط جالبی حین صحبت ها تون داشتین که خیلی واسه من جالب بود.
    احساس می کردم مثلاً شما به این فکر می کردید که هر لحظه ممکنه یکی بیاد و فکر کنه که شما دارین با خودتون صحبت می کنین.
    اگه این طوریه منم چنین مشکلی رو دارم وگرنه یه روزی که داشتم کلم پلو با گوشت درست می کردم، خواستم ازش پادکست درست کنم اما چون دیر وقت بود و ساعت ۴ صبح بود، منصرف شدم از این کار. یه بارم که خوراک سوسیس و قارچ درست کردم و دوستم ازم فیلم می گرفت، همش استرس این رو داشتم که مبادا یهو یکی وسط کار بیاد و بگه این دو تا رو نیگا، خخخخخخخخ.
    چه قدر گازتون صداش زیاد بود، خدا بیشترش کنه. آشپز خونه های خوابگاه ما بزرگه نسبتاً و صدا توش می پیچه و نمیشه پادکست ضبطید به این راحَتیا، من یکی که خیلی خجالتی ام و اگه مثلاً یکی بیاد منو در حال ضبط آموزش ببینه، حوصله ی این که دو ساعت براش توضیح بدم که دارم واسه نابینایان آموزش ضبط می کنم رو ندارم.
    ولی برم خونه حتماً می ضبطم این قبیل آموزش ها رو.
    راستی خانم مَلِکی با اجازه تون لینک مربوط به تماشای کلیپ مربوط به دکلمه ی جدیدتون رو این جا می ذارم تا سایر دوستان هم هنرتون رو ببینن و ازش لذت ببرن.
    هر چند که شما شناخته شده هستید برای خیلیا.
    اینم از لینک:
    http://www.aparat.com/v/kIvqm
    راستی، به نظر من که نیازی نیست خودتون رو به دردسر و زحمت بندازین واسه ویرایش فایل ها، آموزش هایی من این جا شنیدم که وسطشون طرف حتی فحش هم داده! خخخخخخخخخخخ خخخخخخخخ خخخخخخخ.
    منتظر قسمت های بعدی این آموزش هستم.
    شاد باشید

    • 13.1
      مینا مینا says:

      سلام آره دقیقا. هر لحظه احتمال میدادم که هم اتاقیهام بیان و وقتی ببینن با یه گوشی وایستادم کنار گاز و دارم با خودم حرف میزنم چی میگن البته اون موقع قطعا قطع میکردم پاتککسترو ولی خوب یه کمی معذب بودم
      نه بابا صدای گاز زیاد نیستش اون شعلرو وقتی رو بالاترین حد میذارین یه کمی صداش میره بالا منم علاوه بر اون گوشیمو گرفته بودم رو شعله که قشنگ صداش بیاد
      آشپزخونه های ما خوشبختانه داخل اتاق هست یعنی کلا اتاقی که ما داریم دقیقا قسمتهای یه خونرو داره مثل دستشویی حموم و آشپزخونه بنا بر این نسبتا راحت تر میتونم پاتکست درست کنم چون وقتهایی که هم اتاقیهام تو خوابگاه نیستن نسبتا زیاده
      وای درباره خجالتی بودنم من کلا به شدددددددت خجالتیم.
      یه بار برای یکی از هم اتاقیهام توضیح دادم که همچین آموزشی دارم تهیه میکنم از اون آدماییه که فهم خیلی بالایی داره و از این که دیدم خیلی راحت قبول کرد و سوالای عجیب غریب ازم نپرسید یه لحظه تعجب کردم خخخ
      بابت لینک ممنون
      بابت ویرایش همنمیشه ویرایش نکرد نابیناهارو که میشناسین اون کسایی که تو آموزشهاشون مثلا فحشی چیزی اومده پسر هستن خخخ و خوب این یه مقدار طبیعیتره تا این که مثلا هم اتاقی دختر من بیاد و مثلا به استاد چرت و پرت بگه به خاطر نمره دادنش
      خیلی ممنونم مرسی

  14. 14

    سلام مینا.
    کار خوبی رو شروع کردی.
    امیدوارم که از این بهتر و بهترش هم انجام بدی که میدونم میتونی.
    از تینا و شهریار و مجتبی و تمام دست اندرکاران این ماجرا هم بسیار تشکر میکنم.

  15. 15
  16. 16
    تینا says:

    سلام خانم پور شیرازی. اول اینکه خواهش میکنم. من همیشه برای تو دوست نمونه بودم ولی قدرمو نمیدونی خخخخ. بعدم قشنگ معلوم بود که خیلی میترسیدی و همچنان میترسی. بس که با لوازم و اشیا خوابگاه حرف میزدی از ترس و مینداختیشون مجبور به حذف شدم. اون کلمه هم که خیلی دوسش داری میره تو گروه همون مسائل غیر قابل پخش که گفتی! حالا به قول خودت شکلک فرار

    • 16.1
      مینا مینا says:

      خجااااااااااااااااااالت بکش اولا که حرف زدن من با اشیا کلا به ترس مربوط نمیشه و عادتمه. همه کسایی که با من در ارتباطن میدونن. البته خوب چون تو یه کمی ضریب هوشیت پایینه اینطور مسایلرو متوجه نمیشی. خخخ
      بعدشم اینجا خوابگاهه ما ۵ نفریم و وسایل فشردست خوب طبیعیه که یه کمی پیدا کردن ظرفها و اشیا دیگه سخت باشه بعله همینارو حذم کن ایشالا یه دویست سیصد سال دیگه باقیمسایلرو برا توضیح میدم

  17. 17
    ندا says:

    سلام میناجان آفرین ادامه بده. اگه میخوای شعله کبریت زود به طرف دستت نرسه نباید سر باروت دار کبریت رو بالا و دستت رو پایین یا برعکس بگیری. باید سر باروتی کبریت با دستت توی یه خط مستقیم افقی و در یک عرض قرار بگیره. مثلا سر بدون باروت کبریت تو دست راست و سر باروتی اون به سمت دست چپت در یه خط مستقیم قرار بگیره. هرچه سر باروتی پایینتر یا بالاتر از دستت قرار بگیره شعله کبریت بیشتر به دستت نزدیک میشه. نمیدونم توضیحم واضح بود یا نه اگه نه باز بپرس گلم.

    • 17.1
      ندا says:

      راستی هیچ وقت نباید اول شعله گاز رو روشن کرد و بعد دنبال کبریت گشت این کار باعث جمع شدن گاز و خدایی نکرده اگه تجمع گاز زیاد باشه باعث ایجاد صدای ترسناک یا خیلی شدیدش باعث انفجار میشه. باید تو گاز روشن کردن سرعت عمل داشته باشیم. باید اول پیچ گازو چند بار تمرینی سریع پیدا کنیم تا دستمون عادت کنه که برای پیدا کردن پیچ گاز باید کجا بره بعد اول کبریت رو بزنیم بعد سریع کبریت رو بذاریم یه جای امن و بعدتر سریع کبریت روشنو ببریم به طرف شعله گاز و بعد پیچ گازو بچرخونیم و بالاخره گازو به قول اصفهانیا بیگیرونیم.

    • 17.2
      مینا مینا says:

      سلام ندا جون خیلی خیلی از توضیحاتتون ممنونم واقعا کاربردی بودن

  18. 18
    رضایی نیا says:

    سلام مینا خانم عزیز.
    آفرین به شما. خیلی بهت تبریک میگم.
    امیدوارم روز به روز شاهد پیشرفتهات باشیم. حتما پادکست هاتو به اشتراک بذار. راستش منم به شدت از کبریت میترسم، چون زمانی که بچه بودم خیلی باهاش ور میرفتمو مدام روشنش میکردم و به خاطر همین شیطنتام یه بار انگشتم سوخت و یه بارم نصفی از موهای جلوی سرم. واسه همین دیگه شدیییییید میترسم و به هیچ وجح تا حالا گاز رو با کبریت روشن نکردمو فکر نمیکنم هم یه روزی این کارو بکنم.
    به نظرم اون قدر هم مهم نیست چون خوشبختانه الآن دیگه افراد بینا هم خیلی کم از کبریت استفاده میکنن
    مثلا مامان خودم اصلا تو خونش کبریت پیدا نمیشه. هم گازمون فندک داره و هم از این فندکای آشپزخونه داره واسه روشن کردن آتیشو اینجور چیزا.
    پس لازم نیست خودمونو اذیت کنیمو همین که بقیه فرمولهای آشپزی رو خوب یاد بگیریمو نیازمون برطرف شه کافیه.
    منم دقیقا به روش شما گاز رو روشن میکنم، یعنی فندک رو کنار اون دایره قرار میدم بعد با اون دستم شعله رو میگیرمو هم زمان فندک رو روشن میکنم ک گاز روشن شه.
    بازم مرسی خانم و منتظر ادامه تجربیات ارزندت هستم.
    موفق باشی عزیزم.

    • 18.1
      مینا مینا says:

      سلام خانم رضایینیا مرسی از تجربیاتتون. ولی خوب به نظر من ما باید همه چیزرو یاد بگیریم من اگه یه مقداری ترسم از کبریت بریزه به زودی روش ندا جونرو امتحانش میکنم

  19. 19
    کنت دو شاهین says:

    سلام. منباید دو تشکر بکنم از شما.یکی از بابت این آموزش و بعدش بخاطر گذاشتن آموزش بصورت صوتی.واقعا جای تقدیر داره که یه خانوم شجاعت به خرج داده و آموزش رو بصورت صوتی بذاره در محله.تشکر از شما.سپاس.

  20. 20
    وحید says:

    سلام مينا خانم.
    بهتون بابت پيشرفتتان تبريك ميگم.
    كامنتها رو نخوندم اگه نظرم تكراري هست ببخشيد. براي روشن كردن گاز با كبريت سعي كنيد كبريت رو به صورت افقي بگيريد و اونو نزديك دايره گاز بياريد و سريع شعله گاز رو بچرخونين تا روشن بشه. هيچ وقت هم كبريت رو به صورت مورب يا عمودي نگيرين كه خيلي زود آتش به همه جاي كبريت مي رسه و خداي ناكرده دستتون مي سوزه.
    موفق باشين.

  21. 21
    elizabeth says:

    سلاااااام مینا جونم لااااااایک آفرین موفق باشی.

  22. 22
    روشنک روشنک says:

    سلام مینا جان
    واقعا جالب بود
    ممنون بابت این پست مفید

  23. 23
    فرشته نرگسی says:

    سلااااام کدبانو. خوووبی؟ کم پیدایی. مرسی از آموزش بسیار مفیدت عزیزم. منتظر پست های بعدیت هم هستم. موفق باشی.

  24. 24
    عدسی بشاشadasi says:

    درود!خوب بیشتر آشپزی کن تا سر آشپز بشی.. من برای روشن کردن شعله گاز اول با دست شعله را لمس میکنم… سپس کبریت را به دست چپ میگیرم و با دست راست چوب را از سمت شکم به سمت جلو میکشم و با صدای روشن شدن فورا با دو انگشت دست چپ پیچ گاز را میچرخانم و شعله روشن میشود بعدش چوب را فوت میکنم تا خاموش شود و در سطل می اندازم… بعدش قابلمه یا مایتابه را روی شعله تنظیم میکنم… راستی برای روشن کردن کبریت آن را از شعله فاصله نمیدهم… من کور خوبی هستم برای روشن کردن گاز یا سیگار با کبریت… من در بادی ترین روز با یک کبریت سیگار روشن میکردم که بیناها از آن عاجزند!

  25. 25
    بانو. says:

    سلاااام بر مینا خانمی عزیز خودمون
    واااای آخرش فرستادیش باریک الله ای ول آفرین خییییلی بی نهاااایت ….
    شکلک من مسافرت بودم به خاطر همین از آخر اول شدما وگرنه مدال طلای این پست فقط و فقط مال خودم می بود و دیگه هیچ کس دیگه مطلقا …..
    جدا کارت بی نظیر بود و هرچه قدر بگم عالی بود باز کم گفتم, خوشحالم دوستی به اراده و اعتماد به نفس تو دارم و منتظر قسمت های بعدی آموزش هات هستیم شدییید

    • 25.1
      مینا مینا says:

      سلاااااااااااام نخودی ممنووووووووووووووووووونم به خاطر لطفی که به من داری منم به خودم میبالم که دوستی به شعور و شخصیت شما دارم

  26. 26
    کامبیز کامبیز says:

    وای برادر استیون راست نمیگفت. میشه به عقب برگشت.
    منم گوش بدم همه رو ببینم چطوریاست. مرسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جواب معادله رو بنویس تا بدونم ربات نیستی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.