فرار از دست سگ

سلام خدمت دوستان گل خودم دوستان امروز اومدم خدمتتون همراه با یه خاطره از ۲ هفته پیش دوستان تو خونه نشسته بودم که پسر عمم اومد گفت پاشو بریم یه چرخی بزنیم گفتم کجا بریم گفت یه جا که خیلی ترسناکه گفتم خب بگو ببینم اون جا کجاست گفت یه جایی که چند تا سگ اونجا هست گفتم پسر جان یه سر راحت دارم بیا ولم کن مگر از جونم سیر شدم بیام اونجا گفت تو بیا حواسم بهت هست چرا میترسی مگر من باهات نیستم دروغه جات بذارم چرا انقدر ترسو هستی خلاصه افتادم تو رو در بایستی گفتم باشه بریم دستمو گرفت رفتیم نزدیک روستایی شدیم که

خب تا اینجای پست رو که خوندید، اگه به نظرتون جالب بود و خواستید ادامه اش رو بخونید، با نام کاربری وارد محله بشید یا به سادگی نام نویسی کنید.

hossen mahdavi

درباره hossen mahdavi

به نام خالقی که ترس از دست دادنش را ندارم سلام من حسین مهدوی متولد ۱۳ اسفند ماه ۱۳۷۸ هستم در نوراباد لرستان بدنیا اومدم و به دلیل بیماری آب سیاه بینایی خود را از دست داده ام امیدوارم در این جا همه چیزای زیادی یاد بگیریم و هم این که به همگی خوش بگذره راه های ارتباط با من ۰۹۱۰۶۵۱۱۰۸۶ Mahdavihossen138@gmail.com آیدی اسکایپ mahdavihossen138
این نوشته در خاطره, صحبت های خودمونی, طنز ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.