تجربه ای عالی از دو گردش

سلام به همه شما دوستان هم محله‌ای امیدوارم خوب و خوش باشین.

راستش اولین بار که با مجتبی رفتم بیرون فکر نمیکردم که مستقل شدن اینقدر عالی باشه. وقتی میدیدم من و مجتبی داریم میریم بیرون بدون کمک هیچ آدم بینا، این برای من حسی بی‌نظیر بود.

وقتی با هم عصا زنون میرفتیم برای پیدا کردن یه نیمکت، انگار که بهترین لحظه عمرم رو داشتم سپری میکردم. باورم نمیشد که بدون کمک یه شخص بینا با هم داریم گردش میکنیم. مجتبی خیلی ازت ممنونم. راستش وقتی از تو خونمون مجتبی بهم گفت بیا بریم بیرون، اولش ترسیدم اما به خودم گفتم بذار یه بار هم که شده مستقل شدن رو تجربه کنم. با اینکه میدونم من هنوز کامل مستقل نشدم اما میدونم دارم قدمهای ابتدایی مستقل شدن رو برمیدارم.

خب بار دوم که دوباره این حس عالی تنها بیرون رفتن بهم دست داد، وقتی بود که با علی اصغر رفتم بیرون.

اون موقع بود که بیشتر به خودم امیدوار شدم. اون موقع بود که فهمیدم مستقل شدن اونقدرها که میگن سخت نیست، فقط باید ترس آدم بریزه همین.

این پست رو زدم که از مجتبی و علی اصغر تشکر بکنم. یه نکته ای که یادم رفت بگم این بود که خودم میدونم هنوز به طور کامل مستقل نشدم اما این بیرون رفتنها میتونه خیلی بهم انگیزه زیاد بده.

در کل من یه بار دیگه از مجتبی و علی اصغر تشکر میکنم و هر روزی که به طور کامل مستقل شدم، کمک مجتبی و علی اصغر رو یادم نمیره.

از شما دوستان هم تشکر میکنم که تا آخر این پست کنار من بودین.

درباره رضا رجبی

سلام رضا رجبی هستم متولد سال ۱۳۷۹ کم بینا هستم رنگ مورد علاقم قرمز هست شمارم 0935 112 23 93
این نوشته در خاطره, صحبت های خودمونی ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

13 پاسخ به تجربه ای عالی از دو گردش

  1. 1
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    سلام. عالیه .
    امیدوارم دفعه بعد بیای و بگی تنهایی رفتی خرید. تنهایی رفتی پیاده روی

  2. 2

    میدونی رضا؟ هرچند برای خیلیها این نوع تجربهها و نوشتهها تکراری باشه، در عوض برای من و خیلیهای دیگه اینطوری نیست. مطمئن باش مستقل شدن و مستقل بودن تا جایی که بشه و جا داشته باشه، باید اتفاق بیفته و من خودم جزو کسایی هستم که هنوز خودمو کاملا مستقل نمیدونم. اگرچه که اصرار و باور بیخود ندارم که یه نفر چه بینا و چه نابینا میتونه و باید کاملا مستقل بشه، ولی معتقدم باید این استقلال روز به روز بیشتر از قبل بشه. کامل نمیشه؟ خب نشه. طوری نیست. فقط بیشتر بشه. این بیشتر شدن خیلی مهمه. مثلا من تا امسال نمیتونستم خودم دربِ قوطی کنسرو‌هایی که آسان‌باز‌شو نبود رو با این درب‌باز‌کن‌های پیچی که اتفاقا خیلی هم برای همه راحت هست باز کنم. بالاخره اونقدر تلاش کردم و از این و اون پرسیدم و حتی خیلی وقتها مسخره شدم، تا تونستم این کار رو در اواخر شهریورماه ۱۳۹۷ یعنی حدود دو سه ماه پیش، به تنهایی انجام بدم.
    این که از من تشکر کردی، ممنونم ولی در واقع باید از خودت بیشتر از هر کسی تشکر کنی. از خودت که خواستی، معطل نشدی، و استارت کار رو خودت زدی. همین خواستنه، همین که اراده کنی و عمل کنی، همین که خودت تغییر و تحول رو با تمام وجود بخواهی، همین خودش از نظرم هشتاد درصدِ راهه. تو خواستی و هشتاد درصد راه رو رفتی، منم شاید همهش چند درصد کمکت بوده باشم. اصل کار با خودت بوده. یادت باشه در این کار و هر کار دیگه، اگه خودت بخواهی و بری دنبال هدفت، احتمال اینکه بشه خیلی زیاده. ولی اگه انجام دادن یک کار رو خودت نخواهی، مهم نیست بری دنبالش یا نری. هر کاری کنی نمیشه که نمیشه که نمیشه. اینکه میگن خواستن توانستن است، اگرچه که شبیه به یه کلیشه می‌مونه، ولی واقعیت داره.
    وقتی میگی علی اصغر واست وقت گذاشته، به چه خوبی ازت پذیرایی کرده، و سه چهار روز باهم بودید و رفتید بیرون، این شخص، از نظر من یه دوستِ خوب، یه رفیقِ با‌مرام، و کسیه که تونستی روش حساب کنی و نتیجه‌اش هم دلخواهت بود. علی کسی بود که باعث شد بیشتر یاد بگیری و این نه تنها برای خودت ارزشمنده، بلکه برای من و خیلیهای دیگه هم ارزشمنده. منم از علی به خاطر مهماننوازی گرمی که ازت به عمل آورد، تشکر میکنم. ببین، همین دوستها رو میگم دوست خوب.
    اما. اما حواست باشه اونایی که یه دنیای کوچولو به اندازه‌ی یه اتاقِ کوچیک واست میسازن، اونایی که دوس نداشته باشن تو آزاد و رها واسه خودت باشی، اونایی که اطرافت رو محصور به خواستن‌های خودشون بکنن و یه دنیای دربسته و خالی از تنوع رو واست بخوان و پیشنهاد کنن، اونا کسایی هستن که اگه کاملا هم ازشون فاصله نگیری، باید ازشون بترسی. نکنه یه روز من و تو به خودمون بیاییم ببینیم هیچی یاد نگرفتیم، همه وقتمون به صحبت و بازی هدر شده، هیچی نداریم، و هیچی نیستیم.
    یادت باشه هر کسی تو رو همهش پشت تلفن و تیمتاک و کامنت و نوشته نگه داره، هر کسی فقط تو رو برای صحبت کردن‌های خودش و برای وقت گذرانی‌های خودش بخواد، اون شخص، دوستت نیست بلکه دشمنته. دشمن درجه یکی که تو رو توی یه تنهایی فرو میبره و نگه میداره، اما چون ظاهر این تنهایی رو با صحبت‌ها و وقت‌گذرانی‌ها پوشونده، فکر می‌کنی تنها نیستی. مثل گرگی که لباس گوسفند پوشیده باشه و در نگاهِ اول، نتونی از گوسفند تشخیصش بدی. یادت باشه کسی خوبه که چیز یادت بده. کسی که باعث نشه وقتت الکی هدر بره.
    خوشحالم اونقدر این تجربه‌هات خوب بودن که باعث شده بیشتر از یک پست اینجا درباره‌اش بزنی و با تمام کسایی که می‌شناسی راجع به اون صحبت کنی. همیشه توی همین خط بمون و به قول راننده‌ها همین فرمون برو جلو.
    من از کسایی که یاد میگیرن، وقت تلف نمی‌کنن، و به اندازه‌ی خوش‌گذرانی‌ها‌شون به دنبال یه چیزی شدن هم هستن، خیلی خوشم میاد. برعکسش هم هست. یعنی از کسایی هم که ول بچرخن، دیگران رو به ول چرخیدن تشویق کنن، دنیا‌های کوچیک و دربسته بسازن، و به دنبال تغییر دیگران و علایق دیگران باشن، حس جالبی بهم منتقل نمیشه. از این افراد خیلی می‌ترسم.
    خدمت همگی عرض کنم غیر از اینکه من هوس منبر رفتن کرده بودم و به رسیدن به این هوسم جامه‌ی عمل پوشوندم، جنسی هم که زده بودم خوب بود و بی‌تأثیر نبود. خوش بگذره! ههههههههههههههه

    • 2.1
      کامبیز کامبیز says:

      سلام مجی.
      قبل از خوندن آخر پیامت خواستم بگم منم از مجی تشکر میکنم که بهم یاد داد چطوری لذت ببرم.
      همون منو تو و عادل زیر بارون رو میگم.
      بدون شک هر لذتی از همون جنس که من میبرم، یه ذره از آن در روح تو فرو خواهد رفت.
      اگر بخاطر افراط آروغی سوزنده زدم، پیشکش بد‌خواهانت باد.

    • 2.2
      رضا رجبی says:

      سلام به مجتبی امیدوارم خوب باشی شدیدا با همه حرفات موافقم من تا کاری خودم نخوام انجام بدم هیچ کس نمیتونه بزور من رو وادار به انجام دادنش بکنه اما اگر کاری رو بخوام انجام بدم هیچ کس نمیتونه مانع من بشه کلا مرسی که هستی موفق باشی

  3. 3
    کامبیز کامبیز says:

    سلام رضا.
    خیلی خوشحالم از این که میبینم واقعا میخوای خودت به تنهایی بری بگردی.
    قول نمیدم ولی شاید در کمتر از ده روز دیگه حضورا ببینمت، البته بیرون از خونه

    • 3.1
      رضا رجبی says:

      سلام کامبیز خیلی خوشحال میشم اگر بیای شیراز شماره منم هست ۰۹۳۵ ۱۱۲ ۲۳ ۹۳ این رو نوشتم که بگم شدیدا دوست دارم ببینمت

  4. 4
    گوشه نشین says:

    سلام مجتبی تاثیر این جنس خوب من را هم به هوس انداخت اگر ممکن هست منبع این جنس خوب را بمن هم نشان بده تا بتوانم به همین خوبی ممبر بروم منللاه توفیق

  5. 5
    کریمی says:

    درود رضا. ایول به تو. و اما نکته ای که من میخوام بهت بگم: اینه که سعی کن این حسی که مجتبی و علیاصغر بهت منتقل کردند رو به دیگران هم منتقل بکنی.
    ادامه بده. من از این پستها خیلی لذت میبرم.

  6. 6
    نیره says:

    هم‌چنان خواهم راند.
    نه به آبي‌ها دل خواهم بست
    نه به دريا-پرياني كه سر از خاك به در مي‌آرند
    و در آن تابش تنهايي ماهي‌گيران
    مي‌فشانند فسون از سر گيسوهاشان.

    هم‌چنان خواهم راند.
    هم‌چنان خواهم خواند:

    درود و آفرین بر شما

  7. 7
    abolfazl Shirvani says:

    سلام به دوست عزیز و گلم رضا امیدوارم که هر جا رفتی حالت خوب باشه خیلی خوبه که داری مستقل میشی امیدوارم که این تجربه رو بتونی در اختیار من هم بذاری چون من از تنها بیرون رفتن میترسم یه بار که همو دیدیم با هم بریم بیرون بلکه ترس من هم از تنها رفتن بیرون بریزه شاد و پیروز باشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *