خانه
دسته‌ها
موسیقی

تقدیم به رهگذر عزیزم

سلام. به پیشنهاد آقا هادی یک موسیقی آرام را با متن شب به خیر میکس کرده ام که امیدوارم بپسندی.

شب به خیر

Avatar photo

از فاطمه جوادیان

چند سالیست که در یکی از خیابان های پردرخت این محله، خانه ای ساخته ام. در خانه ما ساز هست؛ آواز هست؛ انواع بازیهای فکری برای کودکان و بزرگ سالها هست؛ ماشین و عروسک برای کودکان هست؛ چای و قهوه و چای سبز و شکلات داغ و ترشی و شربت هم به همراه بیسکویتهای خوشمزه هست. در محله مهمانی میدهم؛ به مهمانی میروم؛ و خلاصه روزهای خوبی درین محله دارم. باران که میبارد، کنار پنجره، گوش می سپارم به آمد و شدهای مردم؛ اتومبیلهایی که گویی همچون قایق بر روی امواج خیابان ها شنا کنان به سرعت در حرکت اند؛ به صدای باز شدن چترهایی که درست بعد از بسته شدن درهای آهنی خانه ها به گوش می رسد. چند سالی آموزگار کودکان استثنایی بودم. نمینویسم نابینا؛ چون، بیشتر آنها علاوه بر نابینایی، دارای آسیبهای چندگانه همچون کم شنوایی، اتیستیک، کم توانی ذهنی و نیز نارساییهای جسمی هستند. و حالا به عنوان کارشناس کودکان با آسیب بینایی در اداره آموزش و پرورش استثنایی استان حضور دارم و در سطحی وسیعتر سکاندار این کشتی خوش آتیه هستم. درس هم میخوانم تا به مدد علم نوین همچنان دلم را به خواسته هایم که همانا رشد و تعالی خود و فرزندانم هست، گره زده باشم. به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل. اگر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم.

۲۰ دیدگاه دربارهٔ «تقدیم به رهگذر عزیزم»

واااااای…ببین چنان شوکی بهم وارد کردی که حد نداره…
داشتم کتاب میخوندم تا دو دقیقه پیش…یه بخش که تموم شد گوشی رو برداشتمو به آقای عابدی پیام دادم که: آقای عابدی…فعلاً برام کتاب متاب جور نکنید…حالم خوش نیست…
راستش این روزا دچار تنگی نفس شدم و گاهی نفسم بالا نمیاد……یه هو وسط خوندن نفس کم میارم…باید هی برگردم و ویرایش کنم و این کارمو سخت کرده…بعد برای استراحت یه سر به محله زدم و پست شمارو دیدم…شاخام دراومد یه هویی…الان من یک رهگذر شاخدارم…خخخخخ
خانم جوادیان…مرسی…هادی کیه؟ هادی ضیایی فر؟ دستت درد نکنه آقای ضیایی فر…چطوری ورداشتین این آهنگا ریختین وسط حرفای من؟کاش یه چیز دیگه از خدا خواسته بودم…هی غصه میخوردم که کاش نوشته هامو با آهنگ همراه میکردم… مرسی خانم جوادیان خییییلی عزیییز…که یه عالمه دلم براتون تنگ شده و مرسی آقای ضیایی فر…سورپرایز شدم…حسابی…
حرفمو پس میگیرم…الان به آقای عابدی باز پیام میدم که بهم کتاب بده…خخخخ..نهایتش اینه که به خل وضعی متهم خواهم شد… من برای شماها نخونم پس برای کی بخونم؟هان؟ فکر میکنم تنها کار مفیدم تو زندگیم همین بوده!!!خخخخخ….

سلام به همکار خوبم خانم جوادیان
عجب موسیقی کلاسیک و زیبایی ممنون از شما و سلیقه ی قشنگتون . رهگذر عزیز، بزرگمهر عجیب از صدای شما در شب بخیر خوشش اومده فکر میکنم همه ی این هفته رو شبها با صدای شما بخوابه حالا که موسیقی متن هم داره و زیباتر هم شده… هر دوی شما دوستان شاد باشید و سربلند

رهاایی میشه ی دهن برامون بخونی ؟؟

منم باهات همخوانی میکنم خخخ خجالت مکش??? ????☺

رها خانوم میشه اسمتو از رد گذر تبدیل به رها جون کنی خخخ؟?

رهایی میشه بگی برای داشتن ی صدای خوب چه کار باید کنیم ؟?

رهایی من صدام الکی دولکی همش میگیره . میشه ی ورزش برای حنجره به من یاد بدی خخخ ?

وای وای من موندم با یه دنیا شرمندگی. از دوست عزیزی که پست ذخیره ای منو منتشر کرد سپاسگزارم.
خوشحالم که مورد پسند شما بود. تا جایی که امکان داشته باشه، اگه بخوای این کارو برات انجام میدم تا همیشه سرشار از انگیزه باشی. پیشنهادهای آقای حاتمی و آقای عابدی رو هم جدی بگیر. موفق باشی دوست -صدا شیشه ای –

چشم خانم جوادیان…چشم..منکه از خدامه…چند روز دیگه شب بخیر۲ رو براتون میفرستم تا برام آهنگ بذارین توش و روش و اینور و اونورش…منکه بلد نیستم…حالا که باز گوش میکنم میبینم چه خوب شده…انگار لخت بوده وشما لباس تنش کردین…دم شما گرم…شما برای من خییلی عزیزین…اولین کسی هستین که منو شناختین و کلی ذوق زده م کردین…یاد پیاده رویهای چشمه ی شور بخیر…و اون خاطره ی فرهنگی…خخخخ…

سلام دوستان عزیز و یه سلام قشنگ تقدیم خانم جوادیان و خانم رهگذر. خیلی زیباست خیلی واقعا لذت بردم. از خانم رهگذر ممنونم که این متن رو به این زیبایی خوندن و از خانم جوادیان هم ممنون که با میکسی که کردن شنیدنیترش کردن. از هر دو بزرگوار بینهایت ممنون. وای چی میشه اگه ما رمانهای ایرانی رو با صدای خانم رهگذر گوش کنیم؟ خیلی قشنگ و با احساس میخونید شما.

درود! من هم مشغول گذر کردن از کوچه های محله بودم که به این کوچه ی باصفا رسیدم و مشغول دانلود شدم، بنده نیز خودم را در دنیا و محله رهگذر میدانم و چون تو به رهگذر تقدیم کردی متوجه شدم که به ما لطف کردی که زحمت کشیدی!

باز هم خوشحالم که پسندیدید.
جناب عدسی ممنونم از حسن برداشتتون.
زهره جون دل من هم برای تو خیلی تنگ شده.
رهگذر داشتیم؟ تو هوا میزنیها. الآن میام اصفهان بهت ثابت میکنم با تو بود یا من. بگرد دنبال سوراخ موش.
مسافر جون حس خوبی به من دادی. خوشحالم که تو منو میشناسی و با لحنی صدام کردی که انگار چند دقیقه پیش خوراکیهاتو خورده باشم و کلی باهم دعوا کرده باشیم. – جوادیان خانم – درست میگم؟

دیدگاهتان را بنویسید

فراموشی رمز عبور

تنظیم دوباره رمز عبور فراموش شده